یکشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۶ / Sunday, 25 February, 2018

27 سال بعد از واروژان هاخباندیان (1356 – 1315)


این سئوال ها، محصول طبیعی دورانی است كه امكانات فنی و تكنولوژی حیرت آور ضبط، اجرا و پخش را در اختیار همه گذاشته است. امكاناتی كه موسیقیدانان بیست و سی سال پیش، در عالم رویا هم رویت نكرده بودند. تصوری نوستالژیك،‌ می گوید كه همان امكانات كمتر و محدودتر باعث آن همه خلاقیت های عالی می شده است. تصوری واقع گراتر و تلخ تر، می گوید كه این ماندگاری مربوط به زمان است و از نوستالژی همیشگی ما، و حسرت خواری مدام ما برای روزگار گذشته آب می خورد. پنداری دیگر كه تا اندازه ای پرت و بی ربط هم هست، رمز ماندگاری را وابسته به یكی دو نفر از خوش آوازها می داند و همه تلاش و عرق ریزان گروهی از انسان ها را دربست تقدیم كف بی كفایت «خواننده» می كند و به رسم كریه «خواننده سالاری» دامن می زند. هر كدام از این تصورها حاصل یك نوع زندگی و یك قسم از نگاه به هستی، هستند. عصر ما عصر تكثر و بروز آرای گوناگون است. رد یا اثبات هیچكدام از آنها هم نه ممكن است و نه مهم، اگر اساسا رد یا اثباتی وجود داشته باشد، بله، هیچكدام از آنها هم نیست، مهم این است كه هنرمند، كار خود را كرده و رفته است. پرنده، آوازش را خوانده، پرواز را از یاد نبرده و ... صد البته. خلاف آنچه كه فروغ می گوید، «نمردنی» است.

* واژه واروژان در زبان ارمنی به معنای «پرنده(نر)» است، مسمای اسم او را وقتی در می یابیم، معمای عمر كوتاه او،‌ كمی از آن ابهام سنگین و پیچیده در می آید. عمدا این دو صفت (سنگین و پیچیده) را به كار گرفتم زیرا هیچ هنرمندی مثل واروژان هاخباندیان، زیر سایه های تیره این ابهام نیست. آنچه كه از ردپای او در این سو و آن سو جست و جو كرده ام. اطلاعات بسیار ناچیزی را نصیبم كرده است. مدارك و اسناد در حد صفر، حتی در حد یك عكس از دوره كودكی، نوجوانی و حتی جوانی او،‌ حتی در حد یك كپی از حكم استخدامی یا قرارداد از رادیو اهواز و یا فیلم هایی كه برایشان موسیقی می ساخته است. حتی در حد یك مدرك تحصیلی از تهران، ایتالیا و آمریكا، كه زندگی بی نشان او در آن مكان ها گذشته است. از پارتیتور آثارش كه مهم ترین منبع برای مطالعه كارهای یك آهنگساز هستند، حتی یك ورق هم به دست نیامده است. طوفان های پیاپی در این ملك،‌ هیچ وقت محل و مامنی برای ثبت حافظه تاریخی ما باقی نمی گذارد، از مصاحبه هایی كه به عشق نگارش زندگی و احوالات او انجام دادم، جز یك مورد، هیچ مطلب دندانگیری به دست نیامده است.

_ گویی واروژان اصلا در این مردم نزیسته است! اما این آثارش، خلاف این فرض را اثبات می كند. شاید هیچ هنرمندی از تبار موسیقایی او، تا این حد به ژرفای قلب ها و خاطره های مردم نفوذ نكرده باشد. ملودی های او از زیباترین ها و تنظیم هایش از دقیق ترین و لطیف ترین ها. محمدرضا درویشی كه به انواع مشخصی از موسیقی دلبستگی دارد (و طبیعتا موسیقی واروژان، دلخواه او نیست)، از او به عنوان «كلاسیك، در متن پاپ» نام برده است.
كامبیز روشن روان كه به این نوع موسیقی تعلق خاطری دارد، می گوید: «تنها كسی كه از تنظیم هایش لذت می بردم واروژان بود.» هر چه جلوتر می رویم و از افراد بیشتری می پرسیم. یك نكته آشكار می شود و آشكار تر می شود؛ آواز آن پرنده، ماندگار شده، و ماندگار هم خواهد ماند. با این كه او تا حدی كه توانسته در سكوت و انزوا كار كرده و با هیچكس و هیچ جریانی دل نسپرده است. غربت واروژان در همین جاست و راز همدلی امروز ما با موسیقی او نیز از همین جاست،‌ همدلی با هنرمندی كه در عمق تنهاییش به گفت و گوی لطیف ملودی ها و هارمونی ها بر رنگ آمیزی سازها پی برد و تلاشی جان فرسا كرد تا ما هم بتوانیم آنها را بشنویم.

* واروژان در خانواده ای از ارامنه مهاجر به دنیا آمد. گویا اولین درس ها را در مدرسه ایتالیایی ها در تهران فرا گرفته باشد، این طور شنیده ام كه سندی از آن مدرسه در دست نیست. می گویند شاگرد ممتاز هنرستان عالی موسیقی بوده است. در اسناد موجود، نام او را ندیده ام، گفته اند تحصیلاتش را در آمریكا ادامه داد و به ایران برگشت. این گفته نیز مستند نیست. اما می توان به دیده ها و شنیده های بعضی انسان ها اعتماد كرد. به گفته های دكتر محمد سریر، كامران شیردل، ویگن داوودیان (نزدیك ترین دوست او)، بابك بیات و ایرج جنتی عطایی، قصه غربت دایم، در بررسی های عاطفی، بی سامانی، فقر مالی و آرزوهای رفیع او برای موسیقی، نشان دهنده رفتار ما با هنرمندی اصیل است كه هیچ چیزی از این دنیا نمی خواسته، جز این كه آزارش ندهند و بگذارند موسیقی بنویسد. امكان تحقق این آروزها، در چارچوبی بسیار محدود، در مدت زمانی كمتر از شش سال برای او پیش آمد. تا سال 1349، واروژان به كار واقعا طاقت فرسای تنظیم ملودی های ریز و درشت و آهنگسازانی مشغول بود كه بعضی هایشان حتی نت نویسی ابتدایی را هم نمی دانستند و به بركت وقاحت در رفتار یا ارتباط با فلان خوش آواز خوش اراده قراردادهای كلان می بستند و شب و روز را در عیش و عشرت می گذراندند. زحمت و رنج عمل آوردن و اجرا كردن آثار این آقایان كه جز دو سه نفر حتی اسمی هم از آنها باقی نمانده، بر دوش واروژان هاخباندیان بود. آهنگساز تحصیل كرده ای كه بیش از همه آنها دانش و بینش و ذوق و سیلقه داشت و برای این بیگاری سنگین، یعنی نت نویسی، تنظیم برای اركستر و نوشتن پارت های تك تك نوازندگان، نه با نرم افزار و پرینتر بلكه با دست و قلم فرانسه و مركب، مبلغی بسیار ناچیز می گرفت. واروژ در همان چند سال بیگاری پر از ناامیدی، در آن محیط های فاسد و پر از نیرنگ و حسد، و در جامعه ای كه موسیقیدانی مثل او راهی به جایی مطمئن نداشت، نیرو و جوانیش را از دست داد و در سال 1351، در 32 سالگی كه به لطف و جوانمردی دوستش، كامران شیردل، موسیقی فیلم «صبح روز چهارم» را ساخت و جایزه سپاس را گرفت، شبیه مردی پنجاه ساله بود. مافیای آهنگسازان بی مایه و آنها كه همه وجودشان محتاج تخصص و تفكر واروژان بود، شایع كرده بودند كه او آهنگساز نیست، فقط «تنظیم كننده» است. و این یكی از ده ها ترفندی بود كه برای فلج كردن ذوق و خلاقیت او و برای فشار مالی بیشتر به او، طراحی كرده بودند. اگر كامران شیردل و علی حاتمی نبودند، و اگر موسیقی پاپ سنگین (دور از ترانه های شش و هشت و خوانندگان سفارش شده در شعرهای قریب افشار و ساسان كمالی) در اوایل دهه 1350 با حضور داریوش اقبالی و ایرج جنتی عطایی و اردلان سرفراز و ابراهیم حامدی و آندرانیك و محمد اوشال و ... و ... پدید نمی آمد، آن فرصت پنج ساله نیز برای واروژان فراهم نمی شد. تنظیم های استادانه او از ملودی هایی كه حسن شماعی زاده در دوره خلاقیت های اصیل خود ساخته بود، فضایی از محبوبیت و علاقه را برایش ارمغان كرد؛ و بلافاصله، چهره واروژان آهنگساز درخشیدن گرفت. «آهنگساز»، نه ملودی ساز؛ چرا كه ملودی ساز در دنیای موسیقی امروز جز تعبیری نارسا و برداشتی روستایی از موسیقی نیست. چرا كه ملودی ساز واقعا وجود ندارد تنها آهنگساز و مجریان (خواننده، نوازنده، ناظر ضبط) وجود دارند. واروژان آهنگساز بود؛ قدرت و نقش آفرینی سازها را به خوبی می شناخت، هیچ كس مثل او از سازهای بادی این طور استفاده نكرده است. كلام فارسی را با همه پیچ و خم ها و شگردهای بیانی در وجوه استفهامی، خبری، پرسشی، امری، التجایی و ... درك می كرد و حتی گاه به خواننده ایراد می گرفت و بیان او را در ادای كلام با موسیقی تصحیح می كرد، این كار را كسی انجام می داد كه فارسی، زبان مادری او نبود. غنای ملودی هایی كه او در آثارش استفاده می كرد، شگفت است: محلی ایرانی، سنتی ایرانی، فولكلور ارمنی، تركی، ترانه های روسی و فرانسوی و ایتالیایی، كانتری آمریكا، موتیف های موسیقی كلیسایی، باروك ها، رومانتیك ها و ... هر چه از موسیقی های گوناگون (خالص و برون ارجاع فرهنگی _ قدمی)، از ذهن آن پرنده خوش خوان جمع شده بود، با همدیگر تركیبی جادویی می یافتند و هنگام اجرا، حتی هنگام تمرین در استودیو، درون شنوندگانش را دگرگون می كردند؛ حاصل خلاقیت او روحیه ای كاملا ایرانی دارد. اشتباه نشود، سنتی نه! محلی نه! «تلفیقی» نه! ایرانی، كاملا ایرانی و آنها كه موجودیت فرهنگی ایران را محدود بر یك نوع موسیقی و یا جغرافیای خاص نمی كنند و از تكثر شگفت انگیز آن آگاهند، گواهی می كنند كه واروژان از ایرانی ترین موسیقی دان های معاصر است. ولو این كه نشانه شناسی و گمانه زنی آثارش، از فرهنگ هفتاد و دو ملت نشان داشته باشد. نمونه این ایرانیت اصیل و خالص كه تنها از هنرمندی با استعداد و به وسعت روح واروژان بر می آید، موسیقی متن سریال تلویزیونی سلطان صاحبقران _1355؛ علی حاتمی) است. موسیقی او، نوستالژیك ترین روایت از دوره قاجار است؛ در حالی كه یك جمله از ملودی های او در آثار بازمانده از آن عصر شنیده نمی شود، و فواصل (پرده ها) و صدای سازها، عمیقا ایرانی هستند، در حالی كه حتی یك فاصله ربع پرده هم در آنها نوشته نشده، گام مینور است و سازها نه به شیوه قاجار بلكه با تكنیك های موسیقی چهل سال گذشته نواخته می شوند.
پس واروژان، نه مقلد بوده، نه اهل مد. نه سطحی و نه اهل «بازیافت» موسیقی های فراموش شده؛ این ها عارضه موسیقی و موسیقی دان ها در 20 سال گذشته است، و واروژان اصیل و خلاق؛ از این عوارض دور بود. همین به موسیقی او «ارزش ذاتی» می دهد. فرقی نمی كند كه «آهنگ _ ترانه» های او را چه كسی بخواند، تفاوتی ندارد كه كلام چه روی آن باشد. اگر آنچه كه او روی پارتیتورهای به ظاهر گمشده اش نوشته، همان ها اگر همان طور كه او نوشت اجرا شود، آن پرنده، آواز متن را می خواند. آوازی رها از زمان و مكان، و تا وقتی كه قلبی می شكند یا مرد تنهایی از درد و اندوه به خود می پیچد و یا گلی به ستم پرپر می شود و زندگی جز یك تنی بی انتها، جز ملالی بی پایان و رنج توانفرسای هستی، چیزی ارمغان نمی آورد، موسیقی واروژان، لحظه ای پنجره را رو به آسمان باز می كند و هوای لطیف را ارمغان می آورد.

در پرواز 37 ساله آن پرنده غریب، فرصتی برای برخورداری از مواهب حیات نبود. زندگی زناشویی یك روزه او با شكست رو به رو شد و عشق نافرجام او به آن كه صدا و عاطفه اش از هم جدا بودند، شكستی تلخ تر را در تن و روان خسته اش نشاند. بی سامانی و فقر و لطمه های فراوان از همكاران حسود، یك روز هم او را آرام نگذاشت. در ماه های آخر، انجمن آهنگسازان بین المللی مقیم فرانسه، آثار او را شنیده بودند، تقاضا كرده بودند كه هر چه زودتر؛ با ورودش به پاریس، آنها را «خوشحال و مفتخر كند». اما دیگر دیر شده بود. قلب ناتوان، او را از توان انداخته و نیرویش را مصرف كرده بود. آخرین اثرش را نوشته و ضبط كرده بود، اما خواننده اش به استودیو نیامده بود، و بیمارستان هم نیامده، و به گورستان نیز نیامد تا به خاك رفتن آن پرنده را ببیند.


منبع : خبرگزاری ایلنا

مطالب مرتبط

قضاوت تاریخ و جشنواره موسیقی


قضاوت تاریخ و جشنواره موسیقی
هر چند پیش از آن نیز از اجرای چنین جشنواره هایی بی اطلاع ایم. در جشنواره آیینه و آواز كه به همت و كوشش محمدرضا درویشی شكل گرفت، شماری از برجسته ترین راویان فرهنگ موسیقایی مناطق مختلف حضور یافتند تا آیین ها و مراسم توأم باموسیقی و آواز منطقه خود را اجرا كنند. حضور مجریان براساس سفرهای پژوهشی و دیدار و گفت وگو در شهرها و روستاهای مختلف، صورت پذیرفت.این مسأله خود سبب ارتباط حسی و عاطفی طراح و مجری جشنواره با شركت كنندگان را فراهم آورد. از سوی دیگر زمینه را برای طراحی و اجرای شركت كنندگان براساس شناختی كه از آنها پدید آمده بود، فراهم كرد.«آیینه و آواز» یك همایش با شكوه موسیقایی بود كه در پاییز سال هفتاد و سه، شماری از ارزشمند ترین، نادرترین و جذاب ترین آیین های موسیقایی گوشه و كنار كشور را شناساند. در این جشنواره كه شاید برای نخستین بار و در سطحی وسیع با موسیقی نواحی و چهره های آن به عنوان موسیقیدانانی برجسته آشنا شدیم. آنچه آیینه و آواز را مهم جلوه می دهد نه تنها موقعیت جشنواره ای آن كه نحوه اجرا و همچنین تأثیرات آن بر جریانهای موسیقی كشور است.جشنواره هایی با كیفیت بالا در حوزه موسیقی در كشور ما محدود و نادرند. شاید بهتر باشد سخن از عدم تنوع جشنواره های موسیقی باشد. جشنواره موسیقی فجر كه حتی دیرتر از تئاتر و سینما پدید آمد ، تنها محمل اجرای موسیقی در قالب یك جشنواره بوده است. جشنواره ای كه پس از بیست دوره هنوز در حد و اندازه یك جشنواره معتبر بین المللی، موقعیت خود را تثبیت نكرده است. عدم حضور شماری از شاخص ترین چهره های موسیقی كشور، انتقاد دیگری بر این جشنواره است.
با این حال، این جشنواره تنها جشنواره وسیع، مهم و مرجع برای موسیقی ایران است. در زمینه موسیقی نواحی، همواره بخشی از جشنواره فجر، به این نوع موسیقی اختصاص داشته است. در دهه شصت و از اولین دوره جشنواره فجر، برخی از نوازندگان و خوانندگان به صورت انفرادی یا گروهی در جشنواره حضور می یافتند. در سالیان اول، این بخش به صورت رقابتی بود. جالب آنكه، انتخاب برگزیدگان بدون در نظر گرفتن ساز یا منطقه بود. به عنوان مثال در سال ۱۳۶۴ دكتر تكه با ساز دو تار تركمنی، نفر اول و مرحوم سیدخلیل عالی نژاد با تنبور كرمانشاه دوم شدند. حال این دو ساز و موسیقی این دو منطقه چه ارتباطی با هم داشته اندكه چنین رویكردی صورت گرفته است، هنوز برنگارنده معلوم نیست! از سوی دیگر اغلب گروههایی كه در بخش موسیقی محلی (با همین عنوان ) شركت می كردند ، گروههایی بودندكه موسیقی شهری و به عبارتی موسیقی محلی با سازهای غیربومی و سازهای موسیقی كلاسیك ایران را اجرا می كردند. نوعی از موسیقی كه بلابارتوك آهنگساز - و پژوهشگر - بزرگ مجارستانی از آن به موسیقی شهری محلی تعبیر می كرد. موسیقی تغییر یافته به لحاظ ریتم و ملودی و گرایشات تا حدی عامه پسند كه اتفاقاً در موسیقی ایرانی بسیار رسوخ كرده و هواخواهان بسیار دارد.تا اوایل دهه هفتاد نه از نامهای بزرگان موسیقی نواحی خبری بود و نه از تفكیك این بخش و اجرای اساتید و بزرگان موسیقی نواحی كه موسیقی منطقه خود را در سطحی والا ارائه كنند.سه جشنواره هفت اورنگ (۱۳۷۰) ، آیینه و آواز (۱۳۷۳) و موسیقی حماسی (۱۳۷۶) فرصتی بود تا هرچه بیشتر و دقیق تر و عمیق تر با موسیقی مناطق مختلف، سازها، نوازندگان و فرهنگ موسیقایی آنان آشنا شویم. از این پس جشنواره های موسیقی ، دستخوش تغییرات و تحولات اساسی شد. حتی همایش ها و كنفرانس ها هم میل و رغبت خود را به حضور موسیقیدانان نواحی نشان دادند.از دهه هفتاد نام بزرگانی نظیر حاج حسین یگانه، نظرلی محجوبی ، حاج قربان سلیمانی ، نورمحمد درپور، عاشیق اصلان طالبی ، عاشیق حسن و عاشیق رسول، و دهها تن دیگر در جمع موسیقیدانان مطرح شد. به تدریج آثاری صوتی از موسیقی نواحی منتشر شد و این موسیقی به عنوان یك منبع صوتی مهم تأثیرات قابل توجهی در فرهنگ شنیداری و حتی اجراهای موسیقی برجای گذارد. سازهای نواحی نیز به تدریج راه خود را به پایتخت گشودند. دوتار و تنبور طرفداران پرشمار یافت و شماری از سازهای كوبه ای نظیر دهل ، دمام، دایره و كوزه در اجراهای متعدد موسیقی ، به كار گرفته شدند.
دهه هفتاد نیز سپری شد. موسیقی نواحی به عنوان یك موسیقی مهم ، موقعیت خود را نشان داده و تثبیت كرد. حضور نوازندگان برجسته این موسیقی به خارج از كشور نیز با شتاب بیشتری صورت گرفت. در برخی مناطق جشنواره های استانی و منطقه ای پدید آمد و جشنواره هایی كه پیش از آن بیشتر به موسیقی كلاسیك ایران (موسوم به موسیقی سنتی ) تكیه داشتند بخشی از اجرای خود را به موسیقی بومی منطقه خود اختصاص دادند.همچنین حضور مجریان موسیقی در تهران و خارج از كشور ، اهمیت واعتبار آنان را - كه گاه اعتباری در منطقه خود نداشتند - افزایش داد. این مسأله سبب توجه به موسیقی بومی و حضور تعدادی جوان و نوجوان جهت فراگیری سازها و موسیقی محلی و بومی خود شد.مجموعه روبه گسترش یادشده، نیاز به توجه افزونتر و برگزاری جشنواره ها و همایش ها را شدت بخشید. عامل یادشده موجب شتاب زدگی در تصمیم گیریها و برگزاری جشنواره های متعدد با عناوین و موضوعات مختلف شد. حال موقع آن رسیده بود تا مشاغل جدید موسیقی در این حوزه نیز سربرآورد.تعدادی افراد بدون هیچ دانش موسیقایی ، هیچ سابقه پژوهشی ، ناآشنایی با انواع موسیقی ، تنها براساس موقعیت پیش آمده و براساس علاقه مندی - اگر علاقه ای وجود داشته باشد - وارداین عرصه شدند. این افراد كه خود را پژوهشگر و محقق می نامیدند طی سالهای گذشته ، به هربهانه و تحت هر عنوان اقدام به برگزاری جشنواره هایی با عناوین و موضوعات مختلف كرده اندعناوینی كه به احتمال هیچگاه تمامی نداشته و همواره موضوعی برای برگزاری جشنواره وجود دارد. كافی است یك واژه استخراج كرده یا در ذهن ساخته و پرداخته شود و پس از رایزنی با مراكز سیاستگذار و ادعاهای چندوجهی، بودجه لازم در اختیار گذاشته شود. به واقع این همایش ها، جشنواره ها و كنگره ها كه طی چند سال گذشته تحت عنوان های متعدد برگزار شده اند، محملی برای عده ای حاشیه نشین فراهم كرده اند تا از خوان گسترده موسیقی نواحی، به نان و نوا و احیاناً نامی هم برسند! چرتكه انداختن و حساب و كتاب و ضرب و تقسیم برای درآمد حاصله از اجرای یك كنگره یا جشنواره، مهمترین دغدغه چنین افرادی است.از سوی دیگر حمایت های مراكز سیاستگذار كه اجرای جشنواره و اعلام آمار و گزارش كار برایشان مهم بوده است، جسارت عده ای را به آنجا كشاند، كه گاه حتی خود را حاكم بلامنازع عرصه پژوهش موسیقی(؟!) دانسته و دانش، زحمات و كوشش برجسته ترین و شناخته شده ترین پژوهشگران موسیقی ایران را انكار می كنند. گاه مطبوعات نیز به موضوع رسمیت بخشیده و با عناوین غیرقابل باور، به ادعاهای واهی دامن می زنند. موضوع با طرح یك پرسش روشن تر خواهد شد.آیا دانش و تخصص لازمه اجرای هر پدیده ای نیست؟ آیا در شاخه های مختلف دانش بشری، متخصص و دانش آموخته هر شاخه، به عنوان كارشناس به رسمیت شناخته نمی شود؟ آیا برای امور مختلف مربوط به رایانه به یك متخصص و مهندس رایانه مراجعه می كنند؟ حال می پرسیم آیا در حوزه موسیقی ، نیازی به متخصص، دانش آموخته وجود دارد؟ آیا هر كس می تواند بدون دانش و بهره موسیقی، وارد این حوزه شود؟ آیا برای پژوهش در موسیقی نیازی به دانش موسیقی، شناخت موسیقی و فعالیت در یكی از حوزه های موسیقی (آهنگسازی، نوازندگی، تدریس) هست؟ اگر پاسخ این پرسش منفی است _ كه به احتمال زیاد برای بسیاری منفی است _ آنگاه هر كس با هر میزان سواد و معلومات می تواند وارد این عرصه شده و عنوان پرطمطراق پژوهشگر موسیقی را زیبنده نام خود كند. ضمن آنكه كانون پژوهشگران خانه موسیقی آماده عضویت این افراد است.روز ۲۷ آبان ۱۱ سال از افتتاحیه جشنواره ای می گذرد كه ما را با یك منبع فرهنگی مهم در عرصه فرهنگ صوتی كشور آشنا ساخت. آلبوم ۲۸ كاسته و كتاب آیینه آواز، به عنوان یك اثر ارزشمند، ما را هرچه بیشتر با این منبع عظیم پیوند داد.ادامه این رویه بسیاری از دانشجویان موسیقی را به این عرصه كشانده و پایان نامه های متعدد دانشجویی یا موضوع موسیقی نواحی نگاشته شد. جشنواره موسیقی نواحی ایران كه از سال ۱۳۷۸ در كرمان برگزار شد، ادامه تفكر و مسیری بود كه شماری از برجسته ترین راویان موسیقی كشور را گرد هم آورد. در كنار آن، جشنواره های متعدد با عناوین متعدد و افراد مختلف با عناوین مختلف سربرآوردند.مجموعه یادشده هرچه باشد، میزان اهمیت و اعتبار این موسیقی را هر چه بیشتر می نمایاند. اینكه مدیر یك مركز سیاستگذار كه خود مجری و حامی جشنواره های غیرتخصصی و باری به هر جهت بوده حال خود معترض افراد و عناوینی است كه خود مسبب آن است موضوع را تغییر نمی دهد. هرچند این مدیر نیز نگاهی مشابه همان افراد و همان جشنواره ها را دارد. البته این مسائل ما را چندان نگران نمی سازد، هرچند همه ما فریاد دانش و تخصص موسیقی سر دهیم، تاریخ خود بهترین قاضی و محكمه انتخاب است.
محمد محجوب

وبگردی
افشای ماجرای ضرب و شتم و مرگ زهرا کاظمی
افشای ماجرای ضرب و شتم و مرگ زهرا کاظمی - اقامه عدل، باید همچنان در دستور کار قرار گیرد و نمی توان به بهانه گذشت زمان، از خون یک انسان، حیثیت یک حکومت و منافع یک ملت گذشت.
لحظات ترسناک فرود بدون چرخ فوکر١٠٠ هواپیمایی آسمان
لحظات ترسناک فرود بدون چرخ فوکر١٠٠ هواپیمایی آسمان - در این ویدئو لحظات نفس گیر و ترسناک فرود بدون چرخ فوكر ١٠٠ هواپیمایی آسمان در اردیبهشت١٣٩٣ در زاهدان را مشاهده می کنید. در این سانحه هواپیما به سلامت فرود آمد اما از چرخه خارج شد.
هر جایی فضول باشی‌ها و حمله‌ورها کمترند حجاب بهتر است
هر جایی فضول باشی‌ها و حمله‌ورها کمترند حجاب بهتر است - سید مهدی طباطبایی: هر جایی که فضول باشی ها، حمله ورها و حمله کننده ها کمتر هستند، حجاب خانم ها هم بهتر است.
"دختر خیابان انقلاب" و 4 نکته درباره پاسخ پلیس
"دختر خیابان انقلاب" و 4 نکته درباره پاسخ پلیس - این ماده نه درباره بدحجابی یا تشویق به بدحجابی که مشخصاً درباره دایر کردن مرکز فحشا است و رکن مادی جرم ماده مذکور، دایر کردن مرکز فساد و فحشاست.
امروزجلوی ماایستاد،درآینده جلوی آقای خامنه ای می ایستد
امروزجلوی ماایستاد،درآینده جلوی آقای خامنه ای می ایستد - خاطره فرزند آیت الله فاضل لنکرانی: " پدر خطاب به آیت الله جنتی در خصوص احمدی نژاد گفت: من نیستم، شما هستید، امروز جلوی ما ایستاد، در آینده جلوی آقای خامنه ای می ایستد و تمام زحمات آقای خمینی را بر باد خواهد داد"
حیدری هم جرات انتقاد پیدا کرد !
حیدری هم جرات انتقاد پیدا کرد ! - صراحت مرتضی حیدری، مجری برنامه پایش درباره پشت پرده طولانی بودن مراحل صدور مجوزهای کسب و کار
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری - دگرديسي‌هاي فراواني در ايران صورت گرفته‌است؛ اصولگرايان اصلاح‌طلب شده‌اند، تحول‌طلبان محافظه‌كار شده‌اند، مسئولان پاسخ ناكارآمدي‌هاي خود را از مردم مي‌خواهند و در تازه‌ترين نوع اين استحاله‌ها فردي كه بسياري مدعي هستند او برآمده از مهندسي انتخابات است با ارسال نامه به رهبرمعظم انقلاب درخواست برگزاري انتخاباتي آزاد، زودهنگام و به دور از مهندسي كرده‌است! محموداحمدي‌نژاد همان پديده خانمان براندازي كه براي…
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    چگونه به افکار خلاق و زیبا دست پیدا کنیم
    تا به حال چند بار احساس کرده اید که مغز شما از کار افتاده است و دیگر قادر به فکر کردن نیستید ؟ اگر چنین اتفاقی افتاده، دلیلش این است که ما نیاز داریم توانایی هایی خود را برای فکر …