پنج شنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۷ / Thursday, 19 July, 2018

27 سال بعد از واروژان هاخباندیان (1356 – 1315)


این سئوال ها، محصول طبیعی دورانی است كه امكانات فنی و تكنولوژی حیرت آور ضبط، اجرا و پخش را در اختیار همه گذاشته است. امكاناتی كه موسیقیدانان بیست و سی سال پیش، در عالم رویا هم رویت نكرده بودند. تصوری نوستالژیك،‌ می گوید كه همان امكانات كمتر و محدودتر باعث آن همه خلاقیت های عالی می شده است. تصوری واقع گراتر و تلخ تر، می گوید كه این ماندگاری مربوط به زمان است و از نوستالژی همیشگی ما، و حسرت خواری مدام ما برای روزگار گذشته آب می خورد. پنداری دیگر كه تا اندازه ای پرت و بی ربط هم هست، رمز ماندگاری را وابسته به یكی دو نفر از خوش آوازها می داند و همه تلاش و عرق ریزان گروهی از انسان ها را دربست تقدیم كف بی كفایت «خواننده» می كند و به رسم كریه «خواننده سالاری» دامن می زند. هر كدام از این تصورها حاصل یك نوع زندگی و یك قسم از نگاه به هستی، هستند. عصر ما عصر تكثر و بروز آرای گوناگون است. رد یا اثبات هیچكدام از آنها هم نه ممكن است و نه مهم، اگر اساسا رد یا اثباتی وجود داشته باشد، بله، هیچكدام از آنها هم نیست، مهم این است كه هنرمند، كار خود را كرده و رفته است. پرنده، آوازش را خوانده، پرواز را از یاد نبرده و ... صد البته. خلاف آنچه كه فروغ می گوید، «نمردنی» است.

* واژه واروژان در زبان ارمنی به معنای «پرنده(نر)» است، مسمای اسم او را وقتی در می یابیم، معمای عمر كوتاه او،‌ كمی از آن ابهام سنگین و پیچیده در می آید. عمدا این دو صفت (سنگین و پیچیده) را به كار گرفتم زیرا هیچ هنرمندی مثل واروژان هاخباندیان، زیر سایه های تیره این ابهام نیست. آنچه كه از ردپای او در این سو و آن سو جست و جو كرده ام. اطلاعات بسیار ناچیزی را نصیبم كرده است. مدارك و اسناد در حد صفر، حتی در حد یك عكس از دوره كودكی، نوجوانی و حتی جوانی او،‌ حتی در حد یك كپی از حكم استخدامی یا قرارداد از رادیو اهواز و یا فیلم هایی كه برایشان موسیقی می ساخته است. حتی در حد یك مدرك تحصیلی از تهران، ایتالیا و آمریكا، كه زندگی بی نشان او در آن مكان ها گذشته است. از پارتیتور آثارش كه مهم ترین منبع برای مطالعه كارهای یك آهنگساز هستند، حتی یك ورق هم به دست نیامده است. طوفان های پیاپی در این ملك،‌ هیچ وقت محل و مامنی برای ثبت حافظه تاریخی ما باقی نمی گذارد، از مصاحبه هایی كه به عشق نگارش زندگی و احوالات او انجام دادم، جز یك مورد، هیچ مطلب دندانگیری به دست نیامده است.

_ گویی واروژان اصلا در این مردم نزیسته است! اما این آثارش، خلاف این فرض را اثبات می كند. شاید هیچ هنرمندی از تبار موسیقایی او، تا این حد به ژرفای قلب ها و خاطره های مردم نفوذ نكرده باشد. ملودی های او از زیباترین ها و تنظیم هایش از دقیق ترین و لطیف ترین ها. محمدرضا درویشی كه به انواع مشخصی از موسیقی دلبستگی دارد (و طبیعتا موسیقی واروژان، دلخواه او نیست)، از او به عنوان «كلاسیك، در متن پاپ» نام برده است.
كامبیز روشن روان كه به این نوع موسیقی تعلق خاطری دارد، می گوید: «تنها كسی كه از تنظیم هایش لذت می بردم واروژان بود.» هر چه جلوتر می رویم و از افراد بیشتری می پرسیم. یك نكته آشكار می شود و آشكار تر می شود؛ آواز آن پرنده، ماندگار شده، و ماندگار هم خواهد ماند. با این كه او تا حدی كه توانسته در سكوت و انزوا كار كرده و با هیچكس و هیچ جریانی دل نسپرده است. غربت واروژان در همین جاست و راز همدلی امروز ما با موسیقی او نیز از همین جاست،‌ همدلی با هنرمندی كه در عمق تنهاییش به گفت و گوی لطیف ملودی ها و هارمونی ها بر رنگ آمیزی سازها پی برد و تلاشی جان فرسا كرد تا ما هم بتوانیم آنها را بشنویم.

* واروژان در خانواده ای از ارامنه مهاجر به دنیا آمد. گویا اولین درس ها را در مدرسه ایتالیایی ها در تهران فرا گرفته باشد، این طور شنیده ام كه سندی از آن مدرسه در دست نیست. می گویند شاگرد ممتاز هنرستان عالی موسیقی بوده است. در اسناد موجود، نام او را ندیده ام، گفته اند تحصیلاتش را در آمریكا ادامه داد و به ایران برگشت. این گفته نیز مستند نیست. اما می توان به دیده ها و شنیده های بعضی انسان ها اعتماد كرد. به گفته های دكتر محمد سریر، كامران شیردل، ویگن داوودیان (نزدیك ترین دوست او)، بابك بیات و ایرج جنتی عطایی، قصه غربت دایم، در بررسی های عاطفی، بی سامانی، فقر مالی و آرزوهای رفیع او برای موسیقی، نشان دهنده رفتار ما با هنرمندی اصیل است كه هیچ چیزی از این دنیا نمی خواسته، جز این كه آزارش ندهند و بگذارند موسیقی بنویسد. امكان تحقق این آروزها، در چارچوبی بسیار محدود، در مدت زمانی كمتر از شش سال برای او پیش آمد. تا سال 1349، واروژان به كار واقعا طاقت فرسای تنظیم ملودی های ریز و درشت و آهنگسازانی مشغول بود كه بعضی هایشان حتی نت نویسی ابتدایی را هم نمی دانستند و به بركت وقاحت در رفتار یا ارتباط با فلان خوش آواز خوش اراده قراردادهای كلان می بستند و شب و روز را در عیش و عشرت می گذراندند. زحمت و رنج عمل آوردن و اجرا كردن آثار این آقایان كه جز دو سه نفر حتی اسمی هم از آنها باقی نمانده، بر دوش واروژان هاخباندیان بود. آهنگساز تحصیل كرده ای كه بیش از همه آنها دانش و بینش و ذوق و سیلقه داشت و برای این بیگاری سنگین، یعنی نت نویسی، تنظیم برای اركستر و نوشتن پارت های تك تك نوازندگان، نه با نرم افزار و پرینتر بلكه با دست و قلم فرانسه و مركب، مبلغی بسیار ناچیز می گرفت. واروژ در همان چند سال بیگاری پر از ناامیدی، در آن محیط های فاسد و پر از نیرنگ و حسد، و در جامعه ای كه موسیقیدانی مثل او راهی به جایی مطمئن نداشت، نیرو و جوانیش را از دست داد و در سال 1351، در 32 سالگی كه به لطف و جوانمردی دوستش، كامران شیردل، موسیقی فیلم «صبح روز چهارم» را ساخت و جایزه سپاس را گرفت، شبیه مردی پنجاه ساله بود. مافیای آهنگسازان بی مایه و آنها كه همه وجودشان محتاج تخصص و تفكر واروژان بود، شایع كرده بودند كه او آهنگساز نیست، فقط «تنظیم كننده» است. و این یكی از ده ها ترفندی بود كه برای فلج كردن ذوق و خلاقیت او و برای فشار مالی بیشتر به او، طراحی كرده بودند. اگر كامران شیردل و علی حاتمی نبودند، و اگر موسیقی پاپ سنگین (دور از ترانه های شش و هشت و خوانندگان سفارش شده در شعرهای قریب افشار و ساسان كمالی) در اوایل دهه 1350 با حضور داریوش اقبالی و ایرج جنتی عطایی و اردلان سرفراز و ابراهیم حامدی و آندرانیك و محمد اوشال و ... و ... پدید نمی آمد، آن فرصت پنج ساله نیز برای واروژان فراهم نمی شد. تنظیم های استادانه او از ملودی هایی كه حسن شماعی زاده در دوره خلاقیت های اصیل خود ساخته بود، فضایی از محبوبیت و علاقه را برایش ارمغان كرد؛ و بلافاصله، چهره واروژان آهنگساز درخشیدن گرفت. «آهنگساز»، نه ملودی ساز؛ چرا كه ملودی ساز در دنیای موسیقی امروز جز تعبیری نارسا و برداشتی روستایی از موسیقی نیست. چرا كه ملودی ساز واقعا وجود ندارد تنها آهنگساز و مجریان (خواننده، نوازنده، ناظر ضبط) وجود دارند. واروژان آهنگساز بود؛ قدرت و نقش آفرینی سازها را به خوبی می شناخت، هیچ كس مثل او از سازهای بادی این طور استفاده نكرده است. كلام فارسی را با همه پیچ و خم ها و شگردهای بیانی در وجوه استفهامی، خبری، پرسشی، امری، التجایی و ... درك می كرد و حتی گاه به خواننده ایراد می گرفت و بیان او را در ادای كلام با موسیقی تصحیح می كرد، این كار را كسی انجام می داد كه فارسی، زبان مادری او نبود. غنای ملودی هایی كه او در آثارش استفاده می كرد، شگفت است: محلی ایرانی، سنتی ایرانی، فولكلور ارمنی، تركی، ترانه های روسی و فرانسوی و ایتالیایی، كانتری آمریكا، موتیف های موسیقی كلیسایی، باروك ها، رومانتیك ها و ... هر چه از موسیقی های گوناگون (خالص و برون ارجاع فرهنگی _ قدمی)، از ذهن آن پرنده خوش خوان جمع شده بود، با همدیگر تركیبی جادویی می یافتند و هنگام اجرا، حتی هنگام تمرین در استودیو، درون شنوندگانش را دگرگون می كردند؛ حاصل خلاقیت او روحیه ای كاملا ایرانی دارد. اشتباه نشود، سنتی نه! محلی نه! «تلفیقی» نه! ایرانی، كاملا ایرانی و آنها كه موجودیت فرهنگی ایران را محدود بر یك نوع موسیقی و یا جغرافیای خاص نمی كنند و از تكثر شگفت انگیز آن آگاهند، گواهی می كنند كه واروژان از ایرانی ترین موسیقی دان های معاصر است. ولو این كه نشانه شناسی و گمانه زنی آثارش، از فرهنگ هفتاد و دو ملت نشان داشته باشد. نمونه این ایرانیت اصیل و خالص كه تنها از هنرمندی با استعداد و به وسعت روح واروژان بر می آید، موسیقی متن سریال تلویزیونی سلطان صاحبقران _1355؛ علی حاتمی) است. موسیقی او، نوستالژیك ترین روایت از دوره قاجار است؛ در حالی كه یك جمله از ملودی های او در آثار بازمانده از آن عصر شنیده نمی شود، و فواصل (پرده ها) و صدای سازها، عمیقا ایرانی هستند، در حالی كه حتی یك فاصله ربع پرده هم در آنها نوشته نشده، گام مینور است و سازها نه به شیوه قاجار بلكه با تكنیك های موسیقی چهل سال گذشته نواخته می شوند.
پس واروژان، نه مقلد بوده، نه اهل مد. نه سطحی و نه اهل «بازیافت» موسیقی های فراموش شده؛ این ها عارضه موسیقی و موسیقی دان ها در 20 سال گذشته است، و واروژان اصیل و خلاق؛ از این عوارض دور بود. همین به موسیقی او «ارزش ذاتی» می دهد. فرقی نمی كند كه «آهنگ _ ترانه» های او را چه كسی بخواند، تفاوتی ندارد كه كلام چه روی آن باشد. اگر آنچه كه او روی پارتیتورهای به ظاهر گمشده اش نوشته، همان ها اگر همان طور كه او نوشت اجرا شود، آن پرنده، آواز متن را می خواند. آوازی رها از زمان و مكان، و تا وقتی كه قلبی می شكند یا مرد تنهایی از درد و اندوه به خود می پیچد و یا گلی به ستم پرپر می شود و زندگی جز یك تنی بی انتها، جز ملالی بی پایان و رنج توانفرسای هستی، چیزی ارمغان نمی آورد، موسیقی واروژان، لحظه ای پنجره را رو به آسمان باز می كند و هوای لطیف را ارمغان می آورد.

در پرواز 37 ساله آن پرنده غریب، فرصتی برای برخورداری از مواهب حیات نبود. زندگی زناشویی یك روزه او با شكست رو به رو شد و عشق نافرجام او به آن كه صدا و عاطفه اش از هم جدا بودند، شكستی تلخ تر را در تن و روان خسته اش نشاند. بی سامانی و فقر و لطمه های فراوان از همكاران حسود، یك روز هم او را آرام نگذاشت. در ماه های آخر، انجمن آهنگسازان بین المللی مقیم فرانسه، آثار او را شنیده بودند، تقاضا كرده بودند كه هر چه زودتر؛ با ورودش به پاریس، آنها را «خوشحال و مفتخر كند». اما دیگر دیر شده بود. قلب ناتوان، او را از توان انداخته و نیرویش را مصرف كرده بود. آخرین اثرش را نوشته و ضبط كرده بود، اما خواننده اش به استودیو نیامده بود، و بیمارستان هم نیامده، و به گورستان نیز نیامد تا به خاك رفتن آن پرنده را ببیند.


منبع : خبرگزاری ایلنا

مطالب مرتبط

درباره یک نوازنده پیانو

درباره یک نوازنده پیانو
با حضور علی رهبری در منصب رهبر اركستر سمفونیك تهران، بسیاری از ایرانیان داخل كشور با چهره برجسته ای روبرو شدند كه پیش از آن نام او را حتی یك بار هم نشنیده بودند. با چهره هایی ایرانی كه در خارج از ایران بسا شناخته شده تر هستند تا داخل. یكی دیگر از موسیقیدانان ایرانی تبار كه در سطوح بین المللی چهره ای كاملاً شناخته شده به شمار می رود ولی هموطنان داخل كشور شناخت چندانی از وی ندارند پیانیست برجسته ای است به نام «گوتلیب امیدوالیش». گرچه به طور رسمی، ملیت والیش اتریشی محسوب می شود لیكن او هیچگاه تبار ایرانی خود را انكار نمی كند و هر از چندگاهی به وطن مادری خود می آید و كنسرت های بی سروصدایی برپا می كند. البته به نظر می رسد رسیتال های پیانویی كه او در تهران برگزار می كند، بیش از هر چیزی در حكم كنسرتی مقدماتی برای وی محسوب می شود؛ تمرینی برای اجراهای مهمتر در تالارهای معتبر جهانی نظیر «موزیك فراین» و «كارینگی هال».
والیش در سال ۱۹۷۸ در وین و در خانواده ای موسیقیدان متولد شد و نخستین دروس موسیقی را از مادرش فراگرفت. او در سن شش سالگی وارد مؤسسه ای تحت نظارت دانشگاه موسیقی و نمایش وین شد و زیر نظر «هانتس مدیمورك» به تحصیل پرداخت. در سالیان بعد او از مكاتب استادانی همچون «لولگ مایزنبرگ» و «دیمیتری باشكیرف» تأثیر پذیرفت و در دور ه های تخصصی (master classes) پیانیست بزرگ معاصر یعنی «اشتفان بیشاپ كواشویچ» شركت جست. او در سن شانزده سالگی برنده نخست مسابقه بین المللی «جایزه استرامینسكی» در آمریكا شد. همچنین والیش در سال ۱۹۹۹ در فستیوال «ملكه الیزابت» در بروكسل كه یكی از معتبرترین مسابقات نوازندگی پیانو در سراسر جهان محسوب می شود به گروه فینالیست ها پیوست و به عنوان جوانترین شركت كننده ای كه توانسته است بدان راه یابد معرفی شد. این موفقیت همچنین در كنكور كلارا هاسكیل نیز در سال ۲۰۰۵ تكرار شد.والیش در مقام تكنواز با بسیاری از اركسترهای صاحبنام حال حاضر جهان به اجرای آثار كنسرتو پرداخته از این میان می توان به اركسترهای ذیل اشاره كرد: اركستر فیلارمونیك وین، اركستر سمفونیك رادیووین، اركستر مجلسی اشتوتگارت، اركستر رویال فیلارمونیك لیورپول، فیلارمونیك زاگرب و بسیاری دیگر. رهبران اركستر برجسته ای نیز همچون «جوزپه سینوپولی»، «یهودی منوهین»، «نویل مارینر» و بسیاری از چهره های صاحبنام دیگر در كنسرت های مختلف با والیش همكاری داشته اند. والیش كنسرتهای بی شماری را در كشورهای مختلف منجمله آلمان، سوئیس، اسپانیا، آمریكا، انگلستان، ژاپن و بسیاری از كشورهای دیگر و بالاخره ایران اجرا كرده است. او هر از چند در تالار وحدت و رودكی و نیز فرهنگسرای نیاوران و اداره فرهنگی سفارت اتریش در تهران رسیتال پیانو ترتیب می دهد و علی الظاهر چندی پیش در شیراز نیز پیانو نواخته است.
او علاوه بر این ضبط های بی شماری برای شبكه های رادیویی موسیقی نظیر شبكهORF، رادیو بین المللی فرانسه، RTBF بلژیك و BBC لندن انجام داد و همچنین آثار متنوعی از بسیاری از آهنگسازان موسیقی كلاسیك را برروی CD به بازار روانه كرده كه از میان این آهنگسازان می توان به هایدن، شومان، برامز، شوبرت، اشتراوس و استراوینسكی اشاره كرد. آخرین CD منتشر شده از اجرای امیدوالیش به سوناتهای شوبرت اختصاص دارد كه اخیراً توسط كمپانی Naxos منتشر شده است و بسیار مورد توجه منتقدان موسیقی قرار گرفته است. بزودی CD دوم از همین مجموعه سوناتهای شوبرت توسط همین كمپانی منتشر خواهد شد.با نگاهی اجمالی به رپرتوار امیدوالیش به سرعت متوجه گستردگی و تنوع آن خواهیم شد. او دست كم سی و پنج كنسرتو پیانو از آثار مصنفانی چون باخ، هایدن، موتسارت، بتهوون، برامز، شومان، گریك، راخمانیف، بارتوك و غیره را در رپرتوار خود جای داده است. آثار سولوای كه در این فهرست جای می گیرند طیف وسیعی از دوره باروك تا آثار موسیقی مدرن را دربردارند. از جمله آهنگسازان سده بیستم كه والیش بدانها توجه نشان داده باید به راول، وبرن وبرگ اشاره كرد.براساس برنامه كاری اركستر سمفونیك تهران، امیدوالیش در آینده ای نزدیك كنسرتو پیانو شماره یك اثر پترایلیچ چایكوفسكی را به همراهی این اركستر و به رهبری علی رهبری در تالار وحدت اجرا خواهد كرد و ما نیز بی شك در انتظار شنیدن این كنسرت خواهیم بود.پیش از این نیز او تلاش كرده تا در ایران طیف گسترده ای از آثار آهنگسازان مختلف را در برنامه كاری خود جای دهد. دركنسرت های پیشین او در تهران سوناتهای هجده، بیست و شش و بیست و هشت اثر لودویگ ون بتهوون و نیز سونات در دومینور شوبرت اجرا شده اندكه نشاندهنده توجه خاص او به فرم سونات است. در تأكید بر این نكته می توان آثار دیگری از همین فرم همچون سونات دومینور موتسارت، سونات ایگور استراوینسكی و سوناتهایی از دومینكو اسكارلاتی را بدین فهرست افزود. این موضوع یعنی توجه خاص والیش به فرم سونات اساساً حاكی از گرایشات او به موسیقی دوره كلاسیك وین است. و این درحالی است كه بسیاری از پیانیست های امروزی به هر تقدیر از آثار این دوره گریز می زنند و بیش از هر چیز قطعات دوره مابعد كلاسیك یعنی رومانتیك را در برنامه كاری خود قرار می دهند و بدین شكل به آثار به اصطلاح «پیانیستیك» رومانتیك كه پیانوهای مدرن امروزی را به شكلی كاراتر به خدمت می گیرند و طبیعتاً جذابیت بیشتری را برای مخاطب غیرمتخصص خود برمی انگیزند، اولویت می بخشند.
امیدوالیش علاوه بر این آثار مفصل و طولانی را كه در رپرتوار پیانو از جایگاه درخشانی برخوردارند برای مخاطبان تهرانی اش اجرا كرده است. از این دسته قطعات می توان به مجموعه واریاسیونهای برامس بر روی تمی از پاگایننی، آینه های راول و هومورسك اثر شومان اشاره كرد. اهمیت این موضوع از آنجاست كه بعید به نظر می رسد در آینده ای نزدیك این آثار مجدداً در تهران و در یك كنسرت نواخته شوند، مگر آنكه بخت مجدداً به ما رو كند و ما شاهد حضور پیانیست برجسته و ممتازی همچون امیدوالیش باشیم.
در هرحال یقیناً او بر تبار ایرانی خود افتخار می كند.باید تا تیرماه سال آتی منتظر بود. بی شك چشم های منتظری هستند تا پس از سالها انتظار، شاهد اجرای رسیتالی در ایران در حد و اندازه استانداردهای آكادمیك جهانی باشند.
طاها پیشوا

وبگردی
وقتی یک دامدار با مدرک دیپلم و ۱۱۹ فقره چک برگشتی مدیرعامل «ثامن‌الحجج» شد
وقتی یک دامدار با مدرک دیپلم و ۱۱۹ فقره چک برگشتی مدیرعامل «ثامن‌الحجج» شد - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
جزییاتی تکان‌دهنده از اقدامات موسسه ثامن‌الحجج
جزییاتی تکان‌دهنده از اقدامات موسسه ثامن‌الحجج - دو چهره مشهور تلویزیون نیز از مواهب موسسه ثامن الحجج بی نصیب نبوده‌اند. مؤسسه ثامن‌الحجج دو مبلغ ۱۸۰ میلیون‌تومانی و ۴۰۰ میلیون‌تومانی را به حساب «م.م» مجری یک برنامه تلویزیونی واریز می‌کند و عنوانی که روبه‌روی این اعداد در توضیح دلیل وجه ذکر شده، یک کلمه است؛ هدیه. اما رقم هدیه‌ای که آقای «م.م» به‌عنوان هدیه دریافت کرده، در مقابل تسهیلات دریافتی او از ثامن‌الحجج تقریبا ناچیز است.
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد!
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد! - یک بنر تبلیغاتی که ظاهراً با هدف ترویج فرهنگ حجاب طراحی شده، سبب‌ساز واکنش‌های کاربران شبکه اجتماعی توییتر شده است. در این بنر، از رهگذران خواسته شده بین دو گزینه موجود، زنی چادری و زنی مانتویی، انتخاب کنند ترجیح می‌دهند کدام‌یک همکار همسرشان باشد!
نمایش دستاورد آزادی و دموکراسی
نمایش دستاورد آزادی و دموکراسی - آقای مطهری بازیکنان آفریقایی تیم فرانسه را دیده ولی دورگه‌های تیم ملی خودمان را ندیده!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر! - در اتفاقی عجیب و غیر قابل باور فردی امروز به دلیل درخواست طلاق همسرش در خیابان اسلامشهر وی را با ضربات چاقو از پای درآورد، از سرنوشت این خانم اطلاع دقیقی در دست نیست.
مائده‌ها و دلارهای رانتی
مائده‌ها و دلارهای رانتی - اشارت‌هایی که برخی نکات جالب توجهی دیگری در خصوص آن بیان می‌کنند، مثل مطرح شدن مساله مانتو‌های جلوباز و اشکالی که برخی مسئولان به آن وارد می‌دانند. موضوعی که موجب شد تا بعد از مدت‌های مدید و در شرایطی که بسیاری بر این باورند که شناسایی و مقابله با اخلال گران بازار می‌بایست در اولویت همه امور باشد، گشت‌های ارشاد به خیابان‌ها باز گردند.
دورهمی کثیف‌ترین برنامه جنسی  ! تفکرات پیچیده یک استاد علوم انسانی !
دورهمی کثیف‌ترین برنامه جنسی ! تفکرات پیچیده یک استاد علوم انسانی ! - یکی از بحث های جنجالی دکتر فیاض در سال های اخیر اظهار نظر او در مورد وقوع بحران جنسی در ایران بوده است که حالا او معتقد است تبدیل به انقلاب جنسی شده است. با او در این زمینه مصاحبه مفصلی انجام دادیم که به زودی منتشر می شود. بخشی از این مصاحبه که درباره برنامه دورهمی است را تماشا کنید.
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری - وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به نمایش در آغوش کشیدن تیم ملی کروواسی توسط رئیس‌جمهور کشورشان،گفت: ایشان با یک حس مادرانه این کار را انجام داد و این آغوش، جنسی نبود، البته که پخش آن نباید انجام می‌شد.
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟ - احزاب و شخصیت‌ها - زندگی ساده آیت‌الله جنتی گرچه از ویژگی‌های مثبت شخصیت وی است اما نوع نگاهش به عرصه سیاسی و مصداق‌یابی های وی درخصوص افراد انقلابی انتقادهای زیادی را متوجه او می‌کند.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا - صحبت های تامل برانگیز آیت الله رودباری درمورد ربا در کشور
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند