یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Sunday, 22 April, 2018

انحطاط نبوغ از دست رفته (۱)


انحطاط نبوغ از دست رفته (۱)
تاكنون ده ها نسل او را از سر جنون ستوده اند! آیا «موتسارت» نماد نبوغ است یا پیامد ملال آور غریزه نابغه پرستی انسان؟ «سیاتوسلاو ریختر» اندكی پیش از مرگش اعتراف كرد كه به موتسارت عشق نمی ورزد. «گلن گولد» نیز اندكی پس از ضبط دوره كامل سونات های موتسارت در جایی نوشت: «موتسارت مطلقاً آهنگساز بزرگی نبود. او نه تنها دچار مرگ زودرس نشد، بلكه برعكس، عمر او بیش از حد طولانی بود.» موتسارت چند هفته كمتر از ۳۶ سال عمر كرد!گفتار و كنش «گولد» در برابر موتسارت در خود تناقضی به همراه دارد. «گولد»، در جایگاه یك «متفكر» و «پیانیست»، با رویكردی مطلقاً نامتعارف در برابر كل كائنات، در حالی زبان به تقبیح موتسارت گشوده كه اندكی پیش از آن در ستایش موتسارت، بخش بزرگی از آثار وی را نواخته و ضبط كرده است. نزد گولد، «ستودن» و «نواختن»، الزاماً دو امر جدایی ناپذیر از یكدیگرند. اگر «گولد» نستاید، نمی نوازد. تصور اینكه پیانیست بزرگی هیچ گاه «شوپن» ننوازد به واقع برای من دشوار است.اما «گولد» به راستی چنین بود چرا كه در ذهن او اصلاً ستایشی از شوپن در كار نبود. با این حال او همواره موتسارت را می نواخت و همچنان تقبیح می كرد؛ در رثای نبوغ از دست رفته! نوشته حاضر محاوره ای است بین «برونو مونزای ژون» فیلمساز و ویولنیست فرانسوی و «گلن گولد» فقید در باب موتسارت.
•برونو مونزای ژون: «گلن»، تصور می كنم كه در آغاز، می بایست به تو مجالی برای مرور برخی اظهاراتت داده شود. آیا تو واقعاً «آن» جملات كذایی را در مورد موتسارت گفته ای و موسیقی او را تا این حد چرند می دانی؟ آیا تصور می كنی كه موتسارت آهنگساز بی مایه ای بیش نبوده و به قول خودت «عمر كوتاهش بیش از حد طولانی بوده است؟»
گلن گولد: خب، چنین نقل قول هایی البته برای برنامه های «اخبار» كاملاً كفایت می كنند اما «برونو» در بحث ما می توان كمی دقیق تر به آنها نگاه كرد. هر آنچه كه من در بین آثار موتسارت بی مایه دانسته ام، جزء تصنیفات سال های آخر او می شود، آثاری نظیر «فلوت سحرآمیز» یا «سمفونی سل مینور» و...
•و حتماً مابقی شاهكارهای دیگرش!
هر طور كه مایلید فكر كنید! به هر حال برخی از آثار اواخر دهه ۱۷۷۰ و اوایل ۱۷۸۰ برای من كاملاً قابل تحمل هستند. اما مثلاً «دزدی از حرمسرا»: به راحتی از یك گوش در، از دیگری ... ! البته این اثر به عنوان صرفاً نوعی موسیقی «پس زمینه» كاملاً قابل تحمل است.
•واقعاً كه چه سخاوتی!
ابداً. اجازه دهید این را هم اضافه كنم كه بسیاری از آثار سال های اولیه موتسارت، به زعم من، درخور توجه هستند. در واقع ترجیح می دهم از «موتسارت»ی صحبت كنم كه در آهنگسازی به سوی نوعی «بی مایگی » طی طریق كرده است. این تذكر كه «عمر او زیادی طولانی بود» در حقیقت اظهار ناخوشنودی من از مرگ زودرس وی و تنها واكنشی بوده است در برابر مهملاتی نظیر: «اگر موتسارت هفتاد سال عمر می كرد، چه می كرد!»
•مسلماً چنین اظهاراتی از سوی كسانی كه آثار متاخر موتسارت را جزء عالی ترین دستاوردهای موسیقی می شمارند، گرچه بی حاصل اما به واقع اجتناب ناپذیر است.
البته خود من گاهی در مورد مثلاً «پرگولزی» چنین خیالبافی هایی می كنم. لیكن اگر موتسارت هفتاد سال عمر می كرد بدان معنی بود كه او تا یك سال پیش از مرگ بتهوون و دو سال پیش از مرگ «شوبرت» زنده می ماند. با توجه به این نكته و با بررسی خط سیر آثار متاخر موتسارت می توان دریافت كه در نهایت از او چیزی بیش از مخلوط «وه بر» و «اشپور» درنمی آمد.
•و شما خوب می دانید كه این حرف سراسر مزخرف است.
نخیر. من هیچ چیزی نمی دانم. تنها مسیری كه موتسارت [در صورت زنده ماندن] در پیش می گرفت را تصور می كنم. من مطلقاً نمی توانم در شخصیت موسیقی موتسارت بارقه ای بیابم كه به آثاری نظیر « فوگ بزرگ» (Grosse Fugue) بتهوون بینجامد.
•شما كه قصد ندارید انحطاط طریق موتسارت را به سبب عدم تمایل وی به سمت آوانگاردیسم بتهوونی بدانید؟
ابداً. من و شما در بدترین حالت، دست كم در این مورد متفق القول خواهیم بود كه جریانات سیاسی روز در موسیقی جایگاهی ندارند. پس موتسارت همچنان استیل كاری خود را حفظ می كرد و حتی بدون كوچك ترین تغییری در لحن و بیان، سیصد قطعه دیگر پس می انداخت. اینكه موتسارت با شنیدن اثری همچون «فوگ بزرگ» بتهوون چه واكنشی نشان می داد می توانست بسیار جالب باشد. من به شما قول می دهم كه رفتارش كم و بیش نظیر واكنش «ریشارد اشتراوس» در برابر «اپوس ۱۶» اثر «شوئنبرگ» می بود.
•خب شاید. اما كه چه؟ چطور است به جای كلنجار رفتن با فرضیات، سراغ حقایق برویم.
موافقم.
•آیا همیشه از موتسارت پرهیز كرده ای؟ به هر حال شك نیست كه در دوران تحصیل موسیقی، در عدم اجرای موتسارت مختار نبوده ای!
البته، و اعتراف می كنم كه گاهی از اجرای آنها در تنهایی لذت می بردم؛ این قطعات موجد نوعی لذت هنگام نواختن با ساز كلاویه هستند؛ لذتی فراتر از تجربه آثار «كلمنتی» و البته یك پله پایین تر از «اسكارلاتی». حین تحصیل و زمانی كه می بایست رپرتواری را برای اجرا آ ماده می كردم، همیشه توانستم سهم موتسارت را با بعضی از آثار متاخر هایدن یا آثار متقدم بتهوون جایگزین كنم به طوری كه تا حدود سنین بیست و چند سالگی هیچ گاه در اجراهای عمومی موتسارت ننواختم.
•بی شك تا پیش از دوران جوانی دریافته بودی كه قضاوتت در مورد موتسارت چندان با عقاید دیگران همخوانی ندارد.
در ابتدا نه. تصور می كنم تا سن سیزده سالگی توانسته بودم خود را متقاعد كنم كه واكنش همگان در برابر همه چیز دقیقاً با رفتار خودم تطبیق می كند. برای مثال مسلم فرض می كردم كه هوای ابری در نظر همگان (همچون خودم) مشعوف كننده است. زمانی كه دریافتم بعضی از مردم هوای آفتابی را ترجیح می دهند كاملاً یكه خوردم. حتی امروز هم از این حقیقت در شگفتم. اما این یك بحث دیگر است...
•آیا این دو موضوع به نوعی به هم مرتبط هستند؟ آیا با ذهنیتی كه از قرن نوزدهم در مورد موتسارت رواج پیدا كرد یعنی تصویری از یك موجود با روحیه ای بشاش و رفتاری لوده گرانه موافقی؟
البته. همیشه با این امر موافق بوده و هستم. تصور می كنم گرایشات قرن نوزدهمی برای نمایاندن موتسارت، آنچنان كه او در پیرامون خود ظاهر می شد [یا بدان وانمود می كرد] بسیار به حقیقت نزدیك تر است تا القای یك تصور ساختگی از او به هر قیمتی برای پنهان ساختن بعد دیگر شخصیتش.
اما تصور می كنم كه در اینجا حق با شماست. ارتباطی بین این دو ایده وجود دارد. همواره در نظرم چنین بوده كه در نواختن موتسارت چیزی اساساً بی خاصیت و توجیه ناپذیر وجود دارد. از طرف دیگر جو ایده آل حاصل از هوای ابری (یا در غیر این صورت پرده های كشیده شده پشت پنجره)، همواره شرایط لازمی كه بتوانم با تمركز لازم بنوازم را فراهم آورده اند. علاوه بر این، یك اتفاق بسیار ناخوشایند در سن دوازده سالگی در خاطرم نقش بسته است: در آن مقطعی كه «آرتور اشنابل»، بت روزگار من، به تورنتو آمد و سونات K۳۳۳ موتسارت را اجرا كرد.
•خب، قاعدتاً فرصت منحصر به فردی برای شما مهیا شده بود.
در تمام طول مدت پخش رادیویی من تشنج گرفتم و گریستم. اصلاً درك نمی كردم كه چگونه اشنابل توانسته بود مرا تا این حد از خود ناامید كند.
•آیا تاكنون پیانیستی بوده كه موتسارت نواختنش در شما تاثیر كند؟
دست كم به اندازه ای كه اشنابل در نواختن بتهوون در من تاثیر كرد نه. اما شاید دلیل این امر محدودیت های نهفته در بطن خود موسیقی موتسارت باشد.


مطالب مرتبط

موسیقی کوچه و بازار را محترم بدانیم

موسیقی کوچه و بازار را محترم بدانیم
از مجموع انواع موسیقی در کشور ما، نوعی از آن که به نام موسیقی روحوضی شهرت یافته است، دارای شکلی برآمده از درون کوچه و بازار است که به آن موسیقی کوچه بازاری هم گفته می شود.
گر چه امروزه به هر موسیقی سطحی و فاقد ارزش لقب کوچه بازاری و روحوضی‌ داده می شود، اما برخلاف نظر عموم، موسیقی روحوضی ارزش های خاص خود را دارد و بدیهی است که بهره مند از ارزش فنی نمی تواند باشد.
در عین حال این شکل موسیقی چون برگرفته از نهاد مردم و از دل کوچه و بازار است، از لحاظ فرهنگی البته در تعریف مربوط به آن ارزشمند است.
موسیقی روحوضی از آن جهت چنین نام گرفته است که در گذشته، به خاطر آنکه همه تماشاگران یک نمایش، از اتفاقات برنامه به خوبی آگاه باشند و برای تسلط خودشان، با گذاشتن تخته ای بر روی حوض محل اجرا، کارشان را انجام می دادند.
موسیقی کوچه بازاری هم بدان جهت به این نام معروف گردید که از درون خانه ها و بیرون از خانه ها به وجود آمد. بحث تاریخی آن به مجال دیگری نیاز دارد. آن چه دوره گردان و مطربان در کوچه و بازار می خواندند، از عمق دل و سوز درونشان برگرفته بود.
در نمایش های روحوضی، موسیقی جزو لاینفک آن به حساب می آمد که بعدها، جدا از نمایش شکل جدی تری به خود گرفت و خوانندگانی به این روش خواندن روی آوردند.
شاید ماها چنین خوانندگان و روش آنان را بی ارزش بدانیم. اما باید یادمان باشد که در موسیقی دستگاهی خودمان هم لزوماْ هر اثری که ارایه می شود، از لحاظ فنی و هنری ارزشمند نیستند. بنابراین در هر نوع هنر و در اینجا موسیقی، شکل خوب و بد داریم که کاری به تعاریف آن نداریم که فرصت زیاد و دقت کافی می طلبد.
پس با این وجود، حتی موسیقی روحوضی را هم که خود به طور کلی موسیقی سطحی به حساب می آید، به دو دسته با پشتوانه فرهنگی و بدون این پشتوانه می توان تقسیم بندی کرد.
آن نمونه ای که نشأت گرفته از نهاد مردم و فرهنگ باستانی و اجتماعی ایرانیان است، به نوع دارای پشتوانه فرهنگی مربوط می توان دانست و آن بخشی که بدون توجه به فرهنگ مردم و به طور صرف برای ساخت یک آهنگ رقص آور و فقط ملهم از موسیقی خاصی است که آنرا روحوضی و کوچه بازاری می دانیم، از نوع دوم می توان دانست.
نوعی که به هیچ وجه با دل و فرهنگ مردم و سوز درونی آنان ارتباطی ندارد. از سوی دیگر موسیقی روحوضی تنها و تنها زمانی شکل واقعی به خود می گیرد که عنصر فرهنگ عامه در آن به طور واضح مشخص باشد.
از نمونه های بارز هنرمندان شناخته شده ای که در این عرصه به فعالیت پرداختند، از کسانی چون زنده یاد سوسن، زنده یاد داود مقامی، جواد یساری و زنده یاد آغاسی می توان نام برد. حتی در مواقعی دلکش هم نمونه فعالیت هایی در این زمینه داشته است.
برای یک منتقد یا علاقه مند به انتقاد، واجب است که همه نوع شکل موسیقی را گوش دهد! روش خواندن چهار نفر اول و به خصوص دو نفر آخر، به طور کامل دخالت عناصر فرهنگی و اجتماعی کوچه و بازار را نشان می دهد.
گرچه نظرات در این باره می تواند متفاوت باشد. در واقع این نوع موسیقی را نوع دیگری از موسیقی پاپ می توان دانست، چون همان طور که در مورد موسیقی پاپ گفتیم، آن نوع موسیقی هم، نمایی از فرهنگ عامه به همراه دارد.
به هر صورت به نظر می رسد مناسب ترین شکل موسیقی برای استفاده در مجالسی مثل عروسی، علاوه بر موسیقی های محلی، این موسیقی است که در واقع به گونه ای به سنت مردم ایران زمین برمی گردد. به طور قطع آن چه که از میان مردم به وجود آمده باشد، بسیار دلنشین تر و جذاب تر است تا چیزی که نه تنها مربوط به فرهنگ ما نیست، بلکه فاقد هرگونه ارزش زیبایی شناختی است.
برخلاف این نوع دوم، موسیقی کوچه و بازار پر از مفاهیم شادی آفرین و آهنگ های هیجان انگیز است. هیجانی که به نظر می رسد غیر واقعی و کاذب نباشد.
نفس و لذت ها و هیجان های آنی در آن نقشی ندارد. اصل شور و شوق در آن نهفته است و به خوبی هم آن را بروز می دهد و مؤثر بر مخاطب است. پس بر ماست که نگرشمان را نسبت به این فرم موسیقی با این ویژگی ها تغییر دهیم و تازه، برای آن و هنرمندان این عرصه هم احترام قایل شویم.
البته این بحث می توانست فنی تر باشد، ولیکن جنبه عام و کلی آن را مد نظر داشتم. ان شاءا... که فرهنگ غنی و همه جانبه ایرانی بیش از پیش برای همگان مشخص شود.

وبگردی
دادستانی که به قانون تمکین نکرد
دادستانی که به قانون تمکین نکرد - نکته دیگری که برای شخص من در ماجرای مرتضوی بسیار مهم‌تر از شرایط او در زندان است، عدم تمکین ایشان به قانون است. مرتضوی به عنوان یک دادستان و شخصیت‌های برجسته و بانفوذ قوه قضائیه حاضر نشد به قانون تمکین کند. حالا دیگر اهمیتی ندارد که مرتضوی در بند 241 باشد یا 309 یا چقدر به مرخصی بیاید، مهم این است که اتفاقات اخیر نشان داد که او هیچ پایبندی به قانون نداشته و ندارد
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر - سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر از 30 فروردین با حضور فیلم سازانی از ایران و نمایندگانی ازسینمای 78 کشور جهان تا 7 اردیبهشت در پردیس سینمایی «چارسو» برگزار می شود.
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک!
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک! - کتک خوردن دختری که جز التماس دوستانش هیچ فریادرسی ندارد از یک پلیس زن عضو گشت ارشاد که ماموران مرد هم آنها را همراهی می کردند، آنقدر دردناک است که کمتر وجدان بیداری به آن واکنش نشان نداده است.
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها - بررسی حضور زنان در ورزشگاه ها با حضور نرگس آبیار، لاله افتخاری، حمید رسایی، حجت الاسلام محسن غرویان و فائزه هاشمی.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت - سعید مرتضوی که در روزهای گذشته خبری از او نبود و حتی سخنگوی دستگاه قضایی گفته بود حکم جلبش صادر شده اما گیرش نیاورده‌اند، به گفته همسرش در تهران است.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!