جمعه ۳۱ شهریور ۱۳۹۶ / Friday, 22 September, 2017

نت من سل است (۱)


نت من سل است (۱)
•دو
یك آسمان پیدا كردم. ابری ابری... آسمان من را ابرها نوشیدند! بابا همیشه می گوید این آسمان است كه ابرها را می نوشد. اما مامان دست هایش را تكان تكان می دهد و می گوید: چه حرف ها!! این زمین است كه ابرها را می خورد.من نمی دانم بابا راست می گوید یا مامان درست... بابا همیشه از توی پیپ چوبی اش یك مشت ابر را آزاد می كند. بابا می گوید ما آدم ها هم ابریم. پر از باران... باید آزاد بشویم. باید بباریم. بابا می گوید ابرها زندانی اند. مامان ولی می گوید این او است كه زندانی است! من اما می گویم دنیا یك زندان است كه میله هایش را پاك كرده اند! در آسمان من پنج تا سیم است. پنج تا سیم سیاه باریك كه آرام آرام تكان می خورند. اینجا ولی هیچ وقت باد نمی آید. تا دلت بخواهد اما صدا می آید. من صداها را دوست دارم. انگار با آدم حرف می زنند. صداها قصه می گویند... هر كدامشان یك قصه اند. هر كدامشان یك جا خانه دارند.مامان اما می گوید این صداها، قصه غصه آدم را دارند می گویند. می گویم غصه چیست؟ می گوید یك ابر سیاه. می گویم كجا است؟ می گوید همین جا، می گوید همه جا...بابا می گوید این صدا، صدای بمب است. من با توپوزم سه ضربه می زنم روی طبل كوچكم... بمب، بمب، بمب... بابا می گوید بمب، جای باران، از آسمان قطره قطره یا كه شرشر، پشت سر هم دارد می بارد. بابا می گوید آلمان ها نوازنده های خوبی اند! ساز جنگ را خوب بلدند. مامان اما گوش هایش را گرفته و می گوید: اگر آلمان ها ما را نكشند تو اما خوب ما را می كشی!من اما هاج و واج به خودم می گویم اگر بیرون امروز جنگ است خانه ما همیشه میدان جنگ است!
•••
بادبادكم لای سیم ها گیر كرده. نخش را می كشم پاره می شود.بغض می كنم. بادبادك اما دهن كجی... ته دلم یك جوری می شود. بابا می گوید این صدای روح آدم است كه گاهی ته دل آدم خفه می شود. مامان ادامه می دهد باید روح آدم جرأت نفس كشیدن داشته باشد. من اما دلم می خواهد نفس بكشم، نمی توانم. تا دهانم را باز می كنم تا روحم پرواز كند؛ یك صدایی می آید.مثل كوبیدن یك طبل بزرگ.روحم می ترسد. روحم می لرزد. من هم همین طور. بادبادكم ولی هنوز تكان تكان می خورد. بابا پیپش را برمی دارد. مامان من را، من اما بادبادكم، با همان آسمان ابری زیر دست و پا له می شوند. بابا می گوید آلمان ها! زدند... زدند! مامان می گوید دادنزن! بچه می ترسد! آقای همسایه اما از زیر دست و پا، ابرهای آسمان نوشیده ام را برمی دارد و می گوید: این پارتیتور با این نت های عجیب و غریب مال كیه؟ من اما هنوز چشمم دنبال بادبادكم است كه لای سیم تكان تكان می خورد... حالا دارد باد می آید. صدا می آید. شیون و ناله می آید...
• ر
یادم می آید بابا همیشه می گفت هر آدمی یك ستاره دارد مال یكی كوچك است، مال یكی بزرگ. مال یكی سال ها است كه مرده و الان ما فقط خیالش را می بینیم، مال یكی ولی هنوز به دنیا نیامده و ما رویایش را تصور می كنیم. مامان ولی می گفت ستاره من از اول هم كور بود!من اما همیشه می گویم هر بچه ای یك نت دارد. یك نتی كه برایش شانس می آورد. مامان می گفت بچه ها فرشته اند. با دو بال ستاره نشان. بابا می گفت چرند نگو! همین جوری اش هم این بچه در هپروت است! مامان می گفت: بچه نه... جان... خاله می می اما همیشه به من می گوید جان؟! بابا به ستاره ها اعتقاد داشت مامان به فرشته ها، من اما به نت ها... شاید هم عددها.
نت من سل است. عاصی و سركش. متعهد هم هست. مثل كلیدش! پنج... پنج... پنج... سل... سل... سل...
خاله می می می گوید پنج سالت بود كه جدا شدند. پس گردنت را گرفتند و مثل یك بچه گربه ونگ ونگی انداختند گل من! تا یك هفته بهانه بادبادك و طبل كوچك و ابرهای آسمان خانه تان را می گرفتی. انگار نه انگار كه ابرها، كه آسمان همه جا یك جورند، یكرنگند... من خیره نگاهش می كنم. ته دلم یك حسی می گوید هیچ كجا ابرهایش، حتی آسمانش تا ندارد... دروغ گفت هر كسی گفت آسمان همه جا یك رنگ است. هر سلی نت نیست... هر نتی هم سل نیست. ذاتش باید نت باشد. روحش باید سل باشد.خاله اما می گوید تو زیادی می فهمی. آخر یك چیزیت می شود. من ولی می دانم آخرش یك چیزی می شوم...اینجا یك جزیره است. جزیره من. خلوت تنهایی ام با قلم روی كاغذ رج می خورد. من می نویسم همه شعرهای كودكی ام را كه یك جایی، پشت در بسته خانه مان جایش گذاشتم. عكس مامان روبه رویم است. كنارش بابا... خودم به زور چسباندمشان به هم. آن وسط هم منم. بچه گربه نازنازی...
بابا رفته. خیلی وقت است... می دانم یك روزی یك جایی دوباره می بینمش. این را همان حس همیشگی بهم می گوید. حسم همه چیز را با معیار سل می سنجد. با واحد پنج... شاید باید روزهای عمرم را ضربدر پنج كنم.كاش بابا فقط پنج تا دوستم داشت.من آن وقت تمام سل های دنیا را برایش می زدم. دارم شعر می گویم. خاله می می می گوید اینها شر و ور است... دیروز كاغذهایم را ریخته بود توی سطل. من هم در عوض روی دیوار حیاط، همان جا كه پایش بوته های گل سرخ بیتوته كرده اند، تمام دلم را روی دیوار نقاشی كردم. خاله عصبانی شد. من گلی چیدم. خاله فریاد زد، من ولی گل را به او دادم. خاله خندید. من شعرم را خواندم. خاله قول عجیبی داد. من چشم هایم را بستم و به خودم گفتم یك روزی، یك جایی، یك جوری قصه این خاطره را فریاد می كنم. خاله گفت بجنب، مدرسه ات دیر شد. گفتم پس قولت چه شد؟ خاله گفت فردا. من گفتم الان...
اما مدرسه... وای وای وای! یك دیوار بلند، دورش یك دیوار بلندتر با معلم های خرفت، پیر و عنق... تركه آلبالو، كف دست های ما، ضرباهنگ درد، ریتم تند اشك...هیچ كس ما را نمی فهمد دنیا پر از آدم های نفهم است. من دلم را می نویسم. خانم معلم می گوید مشق بنویس! مشق! من بادبادكم را لای سیم های حامل می كشم. آقا معلم می گوید نت بنویس! نت!من حسم را پرواز می دهم. روحم آواز می خواند. آنها می گویند ژوست بخوان! ژوست!من می گویم شعر، من می گویم الهام، من می گویم صلح...آنها می گویند حساب. آنها می گویند هندسه، آنها می گویند جنگ...دنیا را گند گرفته. قفس بزرگ بی در... با میله های پاك شده. پرنده اما هر كجا كه می رود به دیوار می خورد.خاله می می گیتار را خریده. من روز و شب، بی حس گذر ثانیه ها، ساز می زنم، ساز... خاله می گوید پسره خنگ! اینقدر جفنگ نزن!من اما می گویم خاله این راك است... می فهمی؟ راك!خاله می گوید گیتار شاید عشق باشد اما پس كو پولش؟ خاله همه چیز را با معیار پوند و دلار می سنجد. مثل آن وقت های بابا... با چرتكه انداختن هایش... اما بابا... حالا كجاست؟ حتماً یك جای دیگر، روی مهتابی، نشسته روی صندلی و ابرهایش را آزاد می كند! من همیشه فقیرم. فقیرترین جان روی زمین. اما بی خیال... حال را خوش است. فردا مال دیگران. امروز سهم من!هر كسی یك چیزی می گوید. خانم مدیر می گوید دكتر بشو! دكتر! بشریت در خطر است! معلم جبر با آن عینك پنسی اش اما می گوید: مهندس بشو! مهندس! بشریت در امنیت است!من اما می گویم: زرشك! من خودم می شوم! همینی كه هستم! من خودم می شوم! خود جان لنون!
•می
من نابغه ام! این را كسی نگفته. خودم می دانم. من از نبوغم آگاهم و به شعورم معترف. چقدر باید اعتراف كنم. تمام قله های نقشه را با موسیقی می شود فتح كرد. كافی است فقط بخواهی.قله های روی زمین كه كاری ندارند!دیشب شعری سرودم.این روزها فقط می شود شعر سرود. همه جا جنگ است. ویتنام بدتر. كودكی تنها، بادبادك به دست، خیره به ابری، سیاه و مست مست...تا دیشب فكر می كردم پیچیده باید بود. شكسپیر باید بود. اما امروز ساده باید بود. ساده باید گفت. دنیای واژه ها دنیای عجیبی است. كافی است قلاب بیندازی، به دل دریا، یك مشت واژه حتماً نصیبت می شود. حالا این تویی كه آنها را مثل گردنبند مروارید، دانه دانه باید به رشته بكشی.سرم سنگین است... خسته ام. خسته... چرا كسی من را كشف نمی كند؟ چرا هیچ كس نمی فهمد من از همه باهوش ترم؟ چرا باید یك مشت اراجیف مسخره كه به هیچ دردی نمی خورد گوشه ذهنم تار عنكبوت ببندد؟چرا می خواهند من هم گاوچران بشوم؟ این همه گاو... من هم یكی اش!كاش می گذاشتندم هنرستان. یعنی این قدر كورند؟ كجایی مامان؟ من دارم می روم. از اینجا خسته ام.سنگفرش های همیشه خیس لندن. ابرهای خاكستری دل گرفته. پنجره های مسدود. آدم های بلاتكلیف. ما داریم می رویم.من و جورج و رینگو.ما باید برویم. بیتل ها باید بروند. دنیا باید ما را بشناسد. دنیا باید ما را بخواند. دنیا باید با ما بخواند. فقر بیداد می كند. سیاه ها دل شكسته اند. كودكان جنگ، به جای پستانك، سرنیزه می مكند.ما داریم می رویم. به مهد آزادی... یعنی می شود مامان؟


مطالب مرتبط

کلمات در حال جستجو
معاون اجرایی رییس جمهوری , ساعت دردسرساز , احیای شب قدر حرم امام , آلبوم دیجیتالی , 14 هزار مسافر نوروزی فصل بهار , دادستانی بیرجند , رایزنی تعدادی از قربانیان ترور در ایران با مقامات اینترپل , کشور های صنعتی , سیستم گرمایش , لشکر 31 عاشورا , سفره افطار , باریکنان استقلال اهواز , کیفیت هواناسالم برای گروهای حساس , اضطراب و پریشانی , مسابقه تنیس روی میز , جوودو , موتور جستجوی بومی , انیمیشن «تهران تابو» , آفات نباتی , رادیوورزش , گرگ , والیبال دانشجویان , 25 تیر 96 , سالن سینمایی , نمایشگاه کتاب کودک , علل باخت سرخپوشان , عقیم سازی , حسین آذین , اتاق مدنی فدراسیون روسیه , نهادهای حکومتی سوریه , مریخ نورد نورد کنجکاوی , سازمان بهشت زهرا , کرج مرزن آباد , تشییع پیکر شهیدان , درس دمکراسی , اخطار , اتوماسیون , جوی آرام و پایدار , سایت پرورش میگو , شهرستان دشت آزادگان , بافت تاریخی اودلاجان , حیوانات دوست داشتنی , عشایر ایوان , استخر هشترود , سینماتک خانه هنرمندان ایران , سوخت‌های فسیلی , رفاه بیشتر , ایران پوریان , رونمایی بوشهر , سفارت ایران در انگلیس ,

برخی از مطالبی که کاربران هم اکنون در حال خواندن آن هستند
هر که درین دیرخانه مرد یگانه است , درمان , گنبد ابوالوفا، کوهدشت , حقّ ثبت اختراع , انواع مهاجرت , دانسته باش ای دل کزان نامهربانت می‌برم , جفر , عوامل سهیم در میرائی شیرخواران , سطوح مراقبت‌های بهداشتی جامعه , جدول درصد اسیدآمینه‌های مواد اولیه مورد استفاده در تغذیه طیور , کار و فراغت , تکنولوژی شیلات , علائم , توجیه اقتصادی فعالیت استاندارد کردن , روابط تجاری جماهیری لیبی با ایران , بیمه در ایران , مسجد کبود (فیروزه اسلام) , نرخ‌های اضافی تعرفه‌ای , درمان , فهرست آثار تمدن‌های هزاره دوم و اوایل هزاره اول ,

برخی منابع مهم خبری
etedaal.ir اعتدال , carnp.com کار ان پی , roozannews.com روزان , narenji.ir نارنجی , khabarnew.ir خبرنو , bornanews.ir برنا نیوز , ikcopress.com ایران خودرو , kanoonnews.ir کانون پرورش فکری , gostareshonline.com گسترش صنعت , khorasannews.com روزنامه خراسان , hengamnews.com هنگام‌نیوز , namehnews.ir نامه نیوز , zoomit.ir زومیت , omidnews.com امیدنیوز , naftna.ir نفت نا , aparat.com آپارات , arshnews.ir عرش , 7sobh.com روزنامه هفت صبح , tala.ir طلا , computernews.ir رایانه خبر , pcparsi.com پی سی پارسی , otaghpress.com اتاق‌پرس , noet.ir سازمان سنجش , asianews.ir روزنامه آسیا , webshahr.org وب شهر , sinanews.ir سینا , winbeta.net وین بتا , navad.net روزنامه نود , salameno.ir سلام نو , vaghayedaily.ir روزنامه وقایع اتفاقیه ,

وبگردی
پخش شدن محموله تریاک کف جاده در میناب
پخش شدن محموله تریاک کف جاده در میناب - فیلم پخش شدن محموله تریاک کف جاده و جمع کردن توسط مردم!
نگار جواهریان همسر رامبد جوان در خندوانه / فیلم
نگار جواهریان همسر رامبد جوان در خندوانه / فیلم - رامبد جوان همسر سوم خود نگار جواهریان را به خندوانه دعوت کرد.
بالاخره خودروی چینی بخریم یا نه؟
بالاخره خودروی چینی بخریم یا نه؟ - جیلی، چری، لیفان، ام وی ام، جک و ... همگی اسامی ماشین های چینی است که در چند سال اخیر بازار ایران را قرق کرده اند. ماشین های خوش بر و رویی که حالا مشتری های زیادی هم پیدا کرده اند و به دلیل آپشن های مختلفی که دارند، خیلی ها را به سمت خودشان جلب کرده اند اما از آنجا که پشت سر اجناس چینی هیچ وقت خوب حرف نمی زنند، این ماشین ها هم هیچ وقت با اقبال عمومی مواجه نشدند.
مشاهده زندگی جدید خانم رهنما فعلآ بلامانع است / عکس
مشاهده زندگی جدید خانم رهنما فعلآ بلامانع است / عکس - عقد «بهاره رهنما» و همسرش در حرم امام رضا (ع)
اولین گفت‌وگو با بهاره رهنما و همسر دومش / فیلم
اولین گفت‌وگو با بهاره رهنما و همسر دومش / فیلم - فیلم - اولین گفت‌وگو با بهاره رهنما و همسر دومش بعد از شروع زندگی مشترک را تی وی پلاس منتشر کرد.
لحظه دیدار امیرعباس (کچلیک) و محمدرضا گلزار!
لحظه دیدار امیرعباس (کچلیک) و محمدرضا گلزار! - امیر کچلیک، کودک خوش زبان مازندرانی را حالا همه می شناسند. کودک بامزه ای که با ویدئوی کچلیک در اینستاگرام مشهور شد و به برنامه ماه عسل هم راه پیدا کرد. او چندی پیش در یک ویدئوی دیگر گفت که آرزو دارد محمدرضا گلزار را ببیند. آرزوی امیر حالا برآورده شده و او توانسته با محمدرضا گلزار دیدار کند. عکس العمل تماشایی امیر کچلیک را در لحظه دیدن گلزار در ویدئوی زیر ببینید.
تصاویر ازدواج مجدد بهاره رهنما
تصاویر ازدواج مجدد بهاره رهنما - بهاره رهنما که بیشتر کارهای او با مضمون ظنز و کمدی است . روز شنیه 4 شهریور با امیر خسرو عباسی ازدواج کرد.
جنجال جدید جواد خیابانی
جنجال جدید جواد خیابانی - «فدای سرت که سرم را می‌بری» این جمله یعنی اینکه من اصلا کاری که تو می‌کنی (داعش) برام مهم نیست. من اینجا آمده ام تا در دفاع از حریم و حرمت خاندان پیامبرم سر بدهم.
اولین گفتگو با حمید صفت پس از دستگیری / تصاویر
اولین گفتگو با حمید صفت پس از دستگیری / تصاویر - حمید صفت خواننده رپ،پس از پنج ساعت انکار سرانجام در جریان تحقیقات پلیس به قتل پدرخوانده اش اعتراف کرد.
فیلم حضور تینا آخوندتبار در مسابقات بوکس!
فیلم حضور تینا آخوندتبار در مسابقات بوکس! - این بازیگر ایرانی که مدتهاست خبری از حضور او در عرصه هنر نیست برای اولین بار مقابل حریف چینی مسابقه داد.
فیلم لحظه فوت میوه فروش پس از درگیری با ماموران شهرداری
فیلم لحظه فوت میوه فروش پس از درگیری با ماموران شهرداری - در صحنه درگیری ماموران شهرداری قم بادستفروشی درخیابان شاهد،ماموران باکوبیدن سردستفروش به جدول خیابان وی رابقتل رساندند
ویدیو کامل از نبرد و اسارت شهید حریم آل الله محسن حججی
ویدیو کامل از نبرد و اسارت شهید حریم آل الله محسن حججی - شهید محسن حججی از مدافعان حرم در سوریه بود که پس از اسارت بدست تروریست های داعش به شهادت رسید.
جشن تولد ۶۰ سالگی مهرانه مهین‌ترابی
جشن تولد ۶۰ سالگی مهرانه مهین‌ترابی - جمعه ۲۰ مرداد بیست و پنجمین مراسم «تولد ماه» به مناسبت سالروز تولد مهرانه مهین‌ترابی، بازیگر سینما و تلویزیون، با حضور جمعی از هنرمندان در موزه هنرهای دینی برگزار شد.
سلفی حقارت فراموش شدنی نیست
سلفی حقارت فراموش شدنی نیست - تصویر پشت صحنه برنامه رادیویی فرزاد حسنی و دوستانش را مشاهده می کنید.
دختر خلخالی: پدرم خشن نبود/ اهل مماشات نبود
دختر خلخالی: پدرم خشن نبود/ اهل مماشات نبود - مدرسه که می‌رفتم تقریباً همه معلم‌های من می‌دانستند که پدر من کیست. این خیلی اذیت می‌کرد. تک‌وتوک می‌آمدند و سفارش دوست و آشنایی را برای کاری می‌کردند.
اسکورت تامل برانگیز و عجیب خودروی مهران مدیری در مشهد!
اسکورت تامل برانگیز و عجیب خودروی مهران مدیری در مشهد! - مهران مدیری که برای حضور در جمع مخاطبان فیلم سینمایی «ساعت 5 عصر» به مشهد رفته بود با اسکورت ویژه به سینمایی رفت که هوادارانش برای استقبال منتظر او بودند.
حرکات عجیب احمدی  نژاد هنگام تعریف خاطرات بقایی از زندان!
حرکات عجیب احمدی نژاد هنگام تعریف خاطرات بقایی از زندان! - حرکات عجیب احمدی نژاد هنگام تعریف خاطرات حمید بقایی از دوران زندان کوتاه مدتش
آزاده نامداری تیتر یک پرتیراژترین روزنامه سوئیس/ عکس
آزاده نامداری تیتر یک پرتیراژترین روزنامه سوئیس/ عکس - روزنامه پرتیراژ عصر سوییس بنام بلیک که بصورت رایگان توزیع میشود ، این تیتر را برای آزاده نامدارى انتخاب کرد:دورویی!
پربازدیدها