پنج شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ / Thursday, 22 February, 2018

ترانه‌های‌ ماندگار ملت‌ ها


ترانه‌های‌ ماندگار ملت‌ ها
فولكلوریك‌ لفظ‌ انگلیسی‌ است‌ كه‌ از دو كلمه‌ «folk‌» در معنای‌ ملت‌ و «lore» به‌ معنای‌ علم‌ به‌ وجود آمده‌ است‌. اولین‌ كسی‌ كه‌ پس‌ از مطالعه‌ فراوان‌ به‌ این‌ واژه‌ لغت‌ فولكلور داد، آمبروازمورتن‌ بود. او این‌ لغت‌ را شامل‌ ادبیات‌ بومی‌ و آثار باستانی‌ می‌دانست‌. فولكلور در زبان‌ انگلیسی‌ به‌ معنی‌ عقاید و رسوم‌ و افسانه‌های‌ باستانی‌ و توده‌ شناسی‌ نوشته‌ شده‌ است‌. با وسعت‌ پیداكردن‌ آداب‌ و رسوم‌ مردم‌ در سرزمین‌هایشان‌، فولكلور هم‌ جنبه‌های‌ دیگری‌ در زندگی‌هایشان‌ پیدا كرد. به‌ صورتی‌ كه‌ در سنن‌ مردم‌، روانشناسی‌ عام‌ و ...موسیقی‌ نیز اؤراتی‌ از این‌ واژه‌ پیدا شد. تا اینكه‌ بعد از سالیان‌ بعد پژوهشگران‌ متوجه‌ شدند كه‌ تمام‌ علوم‌ به‌ صورت‌ محلی‌ و بومی‌ در ذات‌ مردم‌ هر سرزمین‌ یافت‌ می‌ شود. داستان‌ها و افسانه‌هایی‌ كه‌ از قدیم‌، نسل‌ به‌ نسل‌ به‌ فرزندان‌ می‌رسد. درمان‌های‌ بیماری‌ها از طریق‌ داروهای‌ دست‌ساز، كیمیاگری‌، حیوان‌شناسی‌، ستاره‌شناسی‌ همه‌ وهمه‌ از قبل‌ تجربه‌ شده‌ است‌ و امروز در كنار تمام‌ پیشرفت‌های‌ صنعتی‌، باقی‌ مانده‌ و از آن‌ استفاده‌ می‌شود.خلق‌ موسیقی‌ خاص‌ هر منطقه‌ مثل‌ نقاشی‌ كشیدن‌ روی‌ دیواره‌ غارها بوده‌ است‌. انگیزه‌یی‌ كه‌ باعث‌ شد در آن‌ دوران‌ پیدایش‌ هنر، مردم‌ بدوی‌ را به‌ كشیدن‌ طرح‌هایی‌ انتزاعی‌ و ساده‌ روی‌ دیواره‌ غارها بكشاند،نیازی‌ را به‌ وجود آورد كه‌ از تولید صداها با وسایل‌ خاص‌ به‌ نوعی‌ آرامش‌ یا هیجان‌ برسند. ضربه‌زدن‌ یك‌ چوب‌ روی‌ چوب‌ دیگر یا یك‌ ظرف‌ سفالی‌ یا سنگی‌، معنای‌ خاصی‌ را برداشت‌. همان‌گونه‌ كه‌ در نقاشی‌ها مردی‌ با یك‌ نیزه‌ به‌ دنبال‌ گراز وحشی‌ می‌دوید و نشان‌ آن‌ بود كه‌ برای‌ جنگیدن‌ با حیوانات‌ وحشی‌ و كشتن‌ آن‌ و خوردن‌ گوشتش‌ باید اینگونه‌ رفتاركرد تولید صداها هم‌ در آن‌ زمان‌ دلیل‌ خاصی‌ داشته‌ است‌. گاهی‌ از صداها برای‌ رقصیدن‌ استفاده‌ می‌شد، گاهی‌ دیگر برای‌ دوركردن‌ حیوانات‌ وحشی‌ یا انسان‌های‌ متجاوز به‌ حریم‌ شخصی‌شان‌.
ترانه‌های‌ محلی‌ اولین‌ پایه‌ تجربی‌ موسیقی‌ در هر كشور هستند، غم‌ها، شادی‌ها، افسانه‌ها، جنگ‌ها و پیروزی‌ و شكست‌شان‌ و قهرمانان‌ و شخصیت‌های‌ برجسته‌ از دید مردم‌ در موسیقی‌ راه‌یافتند و هر كدام‌ را دارای‌ ارزش‌ خاصی‌ كردند. قصه‌ها و عادات‌ و عقاید قدیمی‌ میان‌ مردم‌ یا دسته‌یی‌ خاص‌ از این‌ توده‌ كه‌ مردم‌ بومی‌ یك‌ سرزمین‌ محسوب‌ می‌شوند نوایی‌ را به‌ وجود می‌ آورند كه‌ مختا آن‌ منطقه‌ است‌ و موسیقی‌ محلی‌ یا فولكلور می‌ شود. موسیقی‌ در یك‌ كشور را می‌توان‌ در نغمه‌های‌ بومی‌ و محلی‌ آن‌ سرزمین‌ دید. البته‌ این‌ به‌ آن‌ معنا نیست‌ كه‌ یك‌ ملت‌ تنها نغمه‌های‌ محلی‌ دارند و هیچ‌گاه‌ از آن‌ دور نمی‌شوند. درست‌ است‌ كه‌ موسیقی‌ محلی‌ یك‌ سرزمین‌ زبان‌ و روحیه‌ یك‌ ملت‌ است‌ ولی‌ امروز با پیشرفت‌ صنعت‌ و ماشینیزم‌ بسیاری‌ از عقاید قدیمی‌ و حتی‌ ترانه‌های‌ محلی‌ به‌ باد فراموشی‌ سپرده‌ شدند. در سراسر جهان‌، هر نژادی‌ موسیقی‌ محلی‌ دارد. حتی‌ دورافتاده‌ترین‌ اقوام‌ هم‌ از این‌ هنر سود برده‌ و ترانه‌ های‌ محلی‌ و عامیانه‌ درونشان‌ را سینه‌ به‌ سینه‌ ؤبت‌ كرده‌اند. پایه‌های‌ اصلی‌ و ستون‌ حقیقی‌ تمام‌ مكاتب‌ ملی‌ در جهان‌ بر مبنای‌ موسیقی‌ محلی‌ آنان‌ استوار است‌. همان‌طور كه‌ چگونگی‌ گوش‌ دادن‌ به‌ موسیقی‌ و تجزیه‌ و تحلیل‌ و حتی‌ تفكیك‌ كردن‌ فاصله‌های‌ صوتی‌ آن‌ كاملا به‌ آشنایی‌ افراد با فرهنگ‌ و زبان‌ بومی‌ محل‌ تحریر موسیقی‌ بستگی‌ دارد یعنی‌ آن‌گونه‌ كه‌ نوزاد پس‌ از تولد به‌ آموختن‌ زبان‌ مادریش‌ می‌پردازد نغمه‌های‌ بومی‌ را توسط‌ مادر و مادربزرگش‌ می‌شنود و از حفظ‌ می‌كند. او در مقابل‌ تمام‌ نغمه‌های‌ بومی‌ و كودكیش‌ واكنش‌ مثبت‌ از خود نشان‌ می‌ دهد ولی‌ در برابر تمام‌ نغمه‌های‌ فرهنگ‌ بیگانه‌ حالت‌ دفاعی‌ می‌گیرد. نغمه‌های‌ محلی‌ مطابق‌ با فرهنگ‌ بومی‌ شخا و برایش‌ قابل‌ درك‌ است‌ و نیمی‌ از وجود خود او است‌. موسیقی‌ بیانگر و توصیف‌كننده‌ روحیات‌ و احساسات‌ و ذوق‌ هر قوم‌ و درمان‌ آن‌ سرزمین‌ است‌ آب‌ وهوای‌ آن‌ منطقه‌ و موقعیت‌ جغرافیایی‌ و شرایط‌ اجتماعی‌ و آداب‌ و رسوم‌ و گاهی‌ مواقع‌ حتی‌ در موسیقی‌ بومی‌ بازتاب‌ دارد. پس‌ تمام‌ عوامل‌ موجود در یك‌ منطقه‌ اؤری‌ انكارناپذیر در به‌وجود آمدن‌ موسیقی‌ بومی‌ دارد موسیقی‌ كه‌ ترجمه‌یی‌ است‌ از تخیلات‌ و تراوش‌های‌ روحی‌ و ذهنی‌ مردم‌، طبق‌ شرایط‌ هر سرزمین‌ ساخته‌ می‌ شود و نسبت‌ به‌ كشورهای‌ دیگر متمایز می‌شود.هر گروه‌ و جمعیتی‌ طبق‌ نیاز و اهدافشان‌ به‌ ایجاد زبان‌ و حروف‌ ویژه‌یی‌ مبادرت‌ می‌ورزند كه‌ با توجه‌ به‌ مفهوم‌ آن‌ زبان‌، اندیشه‌ها و اعتقادشان‌ را منتقل‌ می‌كنند.
موسیقی‌ درهر قوم‌ هم‌ اینگونه‌ عمل‌ می‌كند، موسیقی‌ زاده‌ مردم‌ و نماینده‌ خواسته‌ها، آرزوها و پدیده‌های‌ گوناگون‌ آنها است‌ و عواملی‌ مثل‌ اوضاع‌ جغرافیایی‌، آب‌ و هوایی‌، طبیعی‌، طرز آداب‌ و رسوم‌ و اعتقادات‌ و اندیشه‌ها،دین‌ و مذهب‌ و نیازمندی‌های‌ زندگی‌ مادی‌ و مشكلات‌ اجتماعی‌ و افسانه‌ ها و اسطوره‌ها در آن‌ نقش‌ دارند. لحن‌ در هر موسیقی‌ بستگی‌ به‌ زبان‌ و لهجه‌های‌ یك‌ سرزمین‌ دارد. مثلا در ایران‌، ما مناطق‌ زیادی‌ داریم‌ كه‌ هر كدام‌ به‌ یك‌ لهجه‌ و زبان‌های‌ گوناگون‌ صحبت‌ می‌كنند. لرها، كردها، ترك‌ها و ... از این‌ نمونه‌ در كشورمان‌ به‌ وفور دیده‌ می‌شود و هر كدام‌ طبق‌ سنن‌ و آداب‌ و رسوم‌ و حتی‌ نیازشان‌،موسیقی‌ محلی‌ و ترانه‌های‌ بومی‌ با لهجه‌ و زبان‌ خود دارند كه‌ همه‌ آنها جزو موسیقی‌ فولكلور یك‌ سرزمین‌ محسوب‌ می‌شوندو تمام‌ آنها از ویژگی‌ هنری‌ خاصی‌ برخوردارند. ذوق‌ و قریحه‌ و احساس‌ میان‌ قوم‌ها معیارهای‌ مشخا و مشتركی‌ هستند كه‌ بیان‌كننده‌ احساسات‌ و عواطف‌ مردمی‌ و گاه‌ دلاوری‌ های‌ گذشته‌ یك‌ منطقه‌ است‌. پس‌ در این‌ صوت‌ می‌توان‌ گفت‌ كه‌ مایه‌ اصلی‌ موسیقی‌ یك‌ كشور را نغمه‌های‌ محلی‌ آن‌ تشكیل‌ می‌دهد و باید موسیقی‌ یك‌ سرزمین‌ را بر اساس‌ موسیقی‌ محلی‌ و ترانه‌های‌ قدیمی‌ آن‌ جست‌وجو كنیم‌. ترانه‌ و آواز مهمترین‌ قسمت‌ و گونه‌ یك‌ موسیقی‌ است‌ كه‌ معرفی‌كننده‌ و بیانگر فرهنگ‌ و خلق‌ و خو در روحیه‌ خاص‌ و ویژه‌ هر قوم‌ و ملتی‌ است‌ و با اینكه‌ از نظر بین‌المللی‌ در سطح‌ پایین‌تری‌ از موسیقی‌ سازی‌ و موسیقی‌ جهانی‌ قرار دارد ولی‌ نشان‌ از قدرت‌ و بالابودن‌ یك‌ فرهنگ‌ است‌ و روحیه‌ و عواطف‌ و احساسات‌ مردم‌ یك‌ سرزمین‌ را بیان‌ می‌كند. متاسفانه‌ در جوامع‌ سرمایه‌داری‌ به‌ دلیل‌ صنعتی‌شدن‌ روزافزون‌ و ماشینی‌شدن‌ همه‌چیز، هر قومی‌ روبه‌ نابودی‌ است‌ و كشورهای‌ سرمایه‌دار و استعمارگر تمام‌ تلاششان‌ را می‌كنند تا فرهنگ‌ بومی‌ بقیه‌ كشورها را به‌ نابودی‌ و انهدام‌ بكشانند.آنها می‌خواهند با پاك‌ كردن‌ هنر قدیمی‌ یك‌ سرزمین‌ در پی‌ احیای‌ هنری‌ باشند كه‌ تامین‌كننده‌ منافعشان‌ باشد. آنها به‌ هنر واقعی‌ ملحق‌ و هنر دروغین‌ را به‌ این‌ سرزمین‌ها تزریق‌ می‌كنند.آنها برای‌ اینكه‌ ذهن‌ مردم‌ را از قهرمانان‌ ملی‌ خود دور كنند با ایجاد خرافه‌ و فرهنگ‌ وحشی‌ آنان‌ را از استقلال‌ انسانی‌ و ارزشهای‌ ملی‌ و بومی‌شان‌ دور می‌كنند و با وارد كردن‌ و تبلیغ‌ و ترویج‌ فرهنگ‌ بیگانه‌ مثل‌ موسیقی‌های‌ ساختگی‌، سرمایه‌های‌ فرهنگی‌ بومی‌ را از ملت‌ها می‌گیرند.به‌ این‌ دلیل‌ است‌ كه‌ باید دولت‌ها و حكومت‌ها به‌ گسترش‌ و نمایاندن‌ هنرهای‌ محلی‌ و قومی‌ خود بپردازند.پرورش‌ ذهن‌ و آموزش‌ كودكان‌ از بدو تولد و یاددادن‌ ارزشها و قالبهای‌ فرهنگی‌ ویژه‌ سرزمینشان‌ نوع‌ نگاهشان‌ را به‌ هنر واقعی‌ و قومی‌ عوض‌ می‌كند. اگر تمام‌ جوانان‌ بدانند كه‌ هر سرزمین‌ برای‌ خود موسیقی‌ قومی‌ خاصی‌ دارد و طبق‌ فریادهای‌ خاص‌ آن‌ منطقه‌ ترانه‌یی‌ ساخته‌ شده‌ و از شیوه‌ زندگی‌ و قهرمانان‌ آن‌ دیار صحبت‌ می‌كند، دیگر حاضر نمی‌شوند كه‌ تاریخ‌ سرزمینشان‌ را با نمایشات‌ مبتذل‌ كشورهای‌ غربی‌ یكی‌ كنند و هنر حقیقی‌ را آن‌ می‌دانند كه‌ از وجود مردم‌ خودشان‌ تراوش‌ كرده‌ است‌.مثلا اگر بدانیم‌ كه‌ موسیقی‌ قومی‌مان‌ نشان‌ از تاریخ‌ باستانی‌ و اساطیری‌ سرزمین‌مان‌ دارد یا مثلا موسیقی‌ غم‌انگیز و سوزناك‌ بلوچستان‌ گویای‌ غم‌ و درد درونی‌ مردان‌ و زنان‌ آن‌ دوران‌ است‌ و لالایی‌ برای‌ بزرگ‌شدن‌ كودكان‌ است‌ تا آنان‌ را با تمام‌ مشكلات‌ و روحیات‌ و احساساتشان‌ آشنا كنند پس‌ با ارزش‌ دادن‌ به‌ فرهنگ‌ بومی‌ هیچ‌گاه‌ موسیقی‌ عنصر جدایی‌ناپذیری‌ از جامعه‌ نمی‌شود و نابودی‌ آن‌ محال‌ و غیرممكن‌ است‌ دیگر نمی‌توان‌ زبان‌ و احساساتشان‌ را تسخیر كرد و به‌ نابودی‌ كشاند.
وقتی‌ به‌ صورت‌ تفنن‌ و یك‌ سرگرمی‌ به‌ آن‌ نگاه‌ نكنند، می‌دانند كه‌ بی‌دلیل‌ به‌ وجود نیامده‌ و پشت‌ پرده‌ تمامی‌ این‌ فرهنگ‌ها، هزاران‌ هزار ذوق‌ هنری‌ خوابیده‌ است‌. شاید به‌ همین‌ دلیل‌ است‌ كه‌ بیشتر این‌ فرهنگ‌ و آداب‌ و رسوم‌ و ترانه‌های‌ محلی‌ و موسیقی‌ بومی‌ در روستاییان‌ از بین‌ نمی‌رود.مثلا در موسیقی‌ بومی‌ خراسان‌، وجود نقاره‌ زنان‌ در مكان‌ مقدس‌ ضریح‌ امام‌ رضا موجب‌ افزایش‌ ذوق‌ زیارت‌ می‌شود.یا در مراسم‌ تعزیه‌ و شبیه‌خوانی‌ وجود سازها و خواندن‌ اشعاری‌ كه‌ از قدیم‌ نسل‌ به‌ نسل‌ در سینه‌ها باقی‌ مانده‌ است‌ به‌ عزاداری‌ جلال‌ و شكوه‌ خاصی‌ می‌دهد، درد مصیبت‌ زیادتر می‌شود و بیشتر در اذهان‌ عمومی‌ باقی‌ می‌ماند.یا درویشان‌ و صوفیان‌ كه‌ در خانقاه‌ها موسیقی‌ و رقا را نوعی‌ حالت‌ عرفانی‌ می‌دانند و استفاده‌ از ساز دف‌ با یك‌ ریتم‌ خاص‌ و ایجاد حركاتی‌ كه‌ به‌ آن‌ خلسه‌ می‌گویند، آنان‌ را به‌ عرفان‌ و مریدشان‌ نزدیك‌ می‌كند.یا در شمال‌ ایران‌، ترانه‌یی‌ برای‌ كودكان‌ خوانده‌ می‌شود كه‌ لالایی‌ مادران‌ برای‌ خوابیدن‌ دلبندشان‌ است‌. این‌ ترانه‌ها به‌ عنوان‌ نمونه‌ ویژه‌یی‌ از موسیقی‌ فولكلور منطقه‌یی‌ از ایران‌ است‌ . سمبلی‌ از عطوفت‌ مادران‌ و عشق‌ به‌ خانواده‌ است‌.
در میان‌ تمام‌ ترانه‌های‌ محلی‌، تعدادی‌ از آنها، امروزه‌ برای‌ موسیقیدانان‌ الهام‌بخش‌ آهنگ‌های‌ جدید است‌ كه‌ ریشه‌ در موسیقی‌ بومی‌ سرزمینشان‌ دارد.از این‌ گذشته‌ در میان‌ ملت‌ها، سرزمین‌هایی‌ كه‌ از نظر موقعیت‌ جغرافیایی‌ با دیگر مناطق‌ فاصله‌ دارند، كمتر مورد هجوم‌ و تاخت‌ و تاز بیگانگان‌ قرار می‌گیرند و هنر بومی‌ و قومی‌شان‌ از دست‌ اشرار و استعمارگران‌ در امان‌ می‌مانند.این‌ عوامل‌ حتی‌ در نوع‌ موسیقی‌ فولكلوریك‌ منطقه‌ تاثیر دارد. وجود سرزمین‌های‌ هموار و صاف‌ كه‌ بارها مورد هجوم‌ دشمنان‌ قرار می‌گیرد بر روی‌ هنر منطقه‌ تاؤیر می‌گذارد. مثلا در سیستان‌ و بلوچستان‌ به‌ دلیل‌ تهاجم‌های‌ زیاد راهزنان‌، ما با موسیقی‌ سوزناك‌ و غمناكی‌ روبرو می‌شویم‌ اما منطقه‌ دیگر كه‌ در كوهستان‌ و راه‌های‌ صعب‌العبور قرار دارد و از یورش‌ بیگانگان‌ در امان‌ بوده‌ با موسیقی‌ شاد و پرتحرك‌ همراه‌ است‌.یا در مناطقی‌ كه‌ آب‌ و هوا به‌ صورت‌ معتدل‌ است‌ و طبیعت‌ و زیبایی‌ و آسمان‌ آبی‌ و جنگلهای‌ سرسبز وجود دارد موسیقی‌ با پایكوبی‌ و رقا همراه‌ است‌ اما در مناطق‌ كویری‌ و دور از آب‌، در میان‌ آفتاب‌ سوزان‌ و توفان‌های‌ شن‌ موسیقی‌ غمناك‌ و دور از جنب‌ و جوش‌ وجود دارد. تمام‌ نغمه‌هایی‌ كه‌ متعلق‌ به‌ یك‌ سرزمین‌ است‌ و بیانگر احساسات‌ و آرزوهای‌ آنها است‌ و برخاسته‌ از خواسته‌های‌ روحی‌ و آرمانهای‌ پرشور قلبی‌شان‌، گاهی‌ به‌ صورت‌ گروهی‌ زمزمه‌ می‌شود و در شرایطی‌ دیگر سراینده‌ كه‌ یك‌ نفر بوده‌ با صدایی‌ زیبا آن‌ را می‌خوانده‌ و گروهی‌ تكرار می‌كردند.تمام‌ این‌ ترانه‌ها كه‌ زاده‌ زندگی‌ عملی‌ و تفكرات‌ یك‌ ملت‌ بوده‌ از جهان‌بینی‌ ساده‌ و بی‌آلایشی‌ سرچشمه‌ می‌گیرد، صمیمی‌، ساده‌ و زنده‌ و واقع‌گرا است‌، این‌ ترانه‌های‌ محلی‌ در حافظه‌ مردم‌ زندگی‌ می‌كند.و طی‌ سده‌ها سینه‌ به‌ سینه‌ و سن‌ به‌ سن‌ منتقل‌ می‌شود.حفاظت‌ ازگذشته‌ یك‌ ملت‌ كه‌ بیان‌ كننده‌ خاطرات‌، توصیف‌كننده‌ رنجها و تساوی‌ها و مبارزات‌ و بزرگداشت‌ قهرمانان‌ و بازتاب‌ عواطف‌ و احساسات‌ یك‌ ملت‌ است‌ در نگهداری‌ فرهنگ‌ و جلوگیری‌ از نفوذ بیگانگان‌ نمود دارد. پاسداری‌ از گذشته‌ یك‌ ملت‌ بزرگترین‌ هدف‌ هر قوم‌ است‌.موسیقی‌ محلی‌، تاریخ‌ نسلهای‌ گذشته‌ قومی‌ را با ساز و آواز بازگو و به‌ نسل‌های‌ آینده‌ منتقل‌ می‌كند. این‌ سرگذشتی‌ است‌ كه‌ بعدها به‌ مرحله‌ داوری‌ و قضاوت‌ گذاشته‌ می‌شود.

مریم‌ عبدالهی‌


منبع : روزنامه اعتماد

مطالب مرتبط

موسیقی در بستر تجدد


موسیقی در بستر تجدد
مجموعه آثاری تحت عنوان چاوش و كانون موسیقی چاوش با موسیقیدانانی نظیر محمدرضا لطفی، حسین علیزاده و پرویز مشكاتیان به عنوان نقطه آغاز تغییر و تحولات موسیقی كلاسیك ایران در دوران اخیر، با ۱۷ شهریور خاطرات عدیده ای را زنده می كنند. قطعاتی نیز در قیام این روز خونین در چاوش ساخته و اجرا شده است. اما از سوی دیگر ۱۷ شهریور روز درگذشت یكی از تأثیرگذارترین موسیقیدانان و به واقع آغازكننده حركتهای تجددطلبانه در موسیقی ایران نیز هست. علینقی وزیری پس از ۹۲ سال زندگی روز ۱۷ شهریور سال ۵۸ چشم از جهان فروبست.
نوشتار حاضر نگاهی به حركت ها و تأثیرات این موسیقیدان و بازتاب تأثیرات او در دهه های اخیر دارد:
برای برخی موسیقیدانان، وزیر سمبل خلاقیت، ابتكار و توانایی های منحصر به فردی است كه او را چهره ای ممتاز و بی بدیل می شناساند. برای گروهی دیگر، وزیر آغازگر حركت های تجددخواهی در موسیقی و شروع كننده تغییر و تحولات در عرصه موسیقی است.
عده ای او را بنیانگذار بسیاری حركتهای اجتماعی و تأثیرگذار موسیقی می دانند.
در مقابل، پاره ای او را آغازگر تداخل موسیقی غرب و شرق و ندیده گرفتن بنیانهای موسیقی شرق و ایران به حساب می آورند. دسته ای او را باعث و بانی انحطاط در موسیقی و مسبب تغییرات اساسی در بنیانهای زیبایی شناسی موسیقی ایران به شمار می روند. هستند كسانی كه او را دشمن موسیقی ایرانی بدانند.
این نمای كلی در واقع دو طیف دارد. طیفی كه او را می ستاید و مرعوب شخصیت و آثار اوست. طیف دومی كه آثار و زحمات او را ندیده گرفته و تأثیرات منفی او را نكوهش می كند. در میانه این دوطیف، تنها عده ای قلیلی با آگاهی توانسته اند از ورای شخصیت او، با دقت و موشكافی به تحلیل، نقد و بررسی آرا، دیدگاهها و آثار او بپردازند.
به هر حال، علینقی وزیری این قدر در موسیقی ایران مهم است و سهم دارد كه طیف گسترده ای را به خود مشغول سازد.
۱- وزیری چند سالی را در پاریس و برلین به صورت آزاد تحصیل كرده است. او كه از دوران جوانی و پس از فراگیری مبانی موسیقی نواختن كار در مسیر آموزشهای خود مجذوب موسیقی غربی شده بود با حضور و سفر خود این جذابیت را شكل واقعی بخشید. در بازگشت به وطن با ذوق و شوق مدرسه موسیقی وزیری را تأسیس كرد. او اندیشه های بزرگی درسرمی پروراند. شیفتگی و ستایش موسیقی غرب سبب شده بود تا او راه چاره را در تدوین و طراحی سیستم آموزشی موسیقی ایران به همان شیوه پی ریزی كند و یگانه راه رشد و جهانی شدن موسیقی ایرانی را در اركسترنوازی بیابد. امروزه از ورای گذر زمان می توان نقدهای چندجانبه ای به این دیدگاه او وارد كرد. میزان آگاهی و درك ما از واقعیات زمان و شناخت ما از عناصر فرهنگی و جریانهای موسیقی جهان به گونه ای است كه این قبیل رویكردهای احساساتی را مورد نكوهش قرار دهیم. اما واقعیت آن است كه وزیری را در بستر زمانی خود باید مورد بررسی قرار داد. زمان، زمان تغییرات بنیادین سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه است. بنیانهای فرهنگی غرب به سرعت در جامعه ایران رو به گسترش است و روشنفكران و نخبگان نیز رو به سوی غرب دارند. در این فضا شیفتگی و ستایش هنر و موسیقی غربی نه تنها امری بدیهی است كه رجوع و تأثیر از آن نیز یك امر اجتناب ناپذیر می نماید. سایر عرصه های فرهنگی و هنری نیز چنین رویكردی دارند. مدرنیته غربی قدرت خود را در تمامی عرصه ها به رخ همگان كشانده و جامعه حتی روشنفكران را مرعوب ساخته است. از این رو وزیری خواهان ترقی موسیقی ایران نیز همین سمت و سو را انتخاب كرده و بر او حرجی نیست. ضمن آنكه او در این عرصه متحمل زحمات، تلاشها و پرداخت بهای سنگینی از زندگی خود نیز شده است.
اما اگر بخواهیم از منظری دیگر او را مورد نقد قرار دهیم، شیوه و میزان درك او از موسیقی غربی و اتفاقات در حال جریان آن بوده است. در دورانی كه شوئنبرگ تئوری های موسیقی غربی را به هم ریخته و كسانی مثل البان برگ، وبرن و... بنیانها و زیرساختهای موسیقی غربی را تحت شعاع و مورد پرسش قرار داده اند، وزیری به تئوری ها و موسیقی های قرن ۱۷ دلخوش است. او حتی از كسانی نظیر مالو، دبوسی و حتی واگنر غفلت ورزیده است.
به نظر می رسد این سنت ایرانی است كه هر چیز را از گذشته و كهنه اش بپسندد. شیپور را از سر دمیدن نوعی سنت همیشگی ما است. این درست كه مبانی و پایه هر علم و دانشی اساس و بنیان به شمار می آید، اما در زمینه مورد بحث، جریانها و اتفاقات موسیقایی اواخر سده ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ چه از حیث فرم و ساختار، چه به لحاظ محتوا و حتی از نظر انطباق با موسیقی های مشرق زمین مواردی نیست كه به سهولت از آن بتوان گذشت.
منظور البته در زمینه خلق آثار اركسترال است.
۲- آثار وزیری نیز به نوبه خود حائز اهمیت است. آهنگسازی به معنای جدید در موسیقی ایرانی به نوعی با او آغاز می شود. هر چند درویش خان نیز در این زمینه سهم عمده ای دارد. وزیری اما با ساخت قطعات متنوع و متعدد در فرمهای مختلف، زمینه پیدایش آهنگسازی را بسیار گسترش داده است. او همچنین قطعاتی توصیفی نظیر بندباز و دخترك ژولیده را پدید آورد كه در این زمینه خود یك بدعت بود.
با این حال بسیاری از ساخته های او از زیبایی شناسی و ساختار موسیقی ایرانی بهره كمی دارند. قطعات گرچه دارای تكنیك بالا بوده و امكانات صوتی گسترده ای رادر سازی مانند تار به نمایش می گذارند، اما از جنبه زیبایی شناسی،از خصوصیات موسیقی ایرانی فاصله می گیرند. در زمینه آثار اركسترال، او با تشكیل اركستری متشكل از سازهای ایرانی و غربی و ابداع چندین ساز نظیر بم تار، در این زمینه بسیار كوشید.
نكته حائز اهمیت تأثیر این شیوه در سالهای بعد بود كه تا به امروز نیز ادامه داشته است. اركسترهای مشابه از زمان پیدایش رادیو (۱۳۱۹) با چنین نگرشی پدید آمدند. اما رویكرد اغلب آنها، موسیقی های عامه پسند بربستر یك هارمونی ساده و ابتدایی، استفاده از ملودی های ساده و تكراری و ریتم های بسیار ساده و مرسوم نظیر دو ضربی تركیبی با ضرب آهنگ سنگین بوده است. این رویه عامه پسندانه البته خواهان بسیار داشته و دارد و ردپای آن تا به امروز و در اركستری مانند اركستر ملی قابل ردیابی است.
۳- برخی از ستایش كنندگان امروز وزیری، نه ازخلاقیت و ابتكار وزیری چیزی می دانند و نه با دغدغه ها و دلمشغولی های او آشنا هستند. وزیری عمر، توان، انرژی و تمام زندگانی خویش را مصروف موسیقی كرد تا به این هنر اعتلا بخشد. تلاشهای چند وجهی او گرچه قابل نقد اما بسیار قابل ستایش و در خور سپاس است. به عنوان مثال، حذف فرهنگ مطربی در بستر جامعه رو به رشد ایران و تثبیت مقام و موقعیت اجتماعی هنرمند و پدیده ای نظیر اجرای كنسرت در یك سالن و اجرای موسیقی مستقل از اقدامات قابل توجه وزیری است. با این همه، امروزه استفاده بجا یا نابجا از عنوان، اسم و آثار وزیری در هر شرایطی اگر ناپسند نباشد، قدری ناپسند است. وزیری را بسیاری كسان درك نكردند. این گروه نیز با همه علاقه و میل به این هنرمند، نشان داده اند از وزیری چیزی نمی دانند. آنان نقد وزیری را برنمی تابند، اما خود در درك و تحلیل آثار و آرای وزیری بسیار درمانده اند.
ضمن آنكه آثار وزیری هرچه باشد، متعلق به دوره تاریخی و برآمده از شرایط خاصی است. تكرار این آثار و یا رویكرد دوباره سازی و رو آوردن به چنین فضاهایی به خصوص در قالب آثار اركسترال، با توجه به زحمات و تلاشهای صورت گرفته طی نیم قرن توسط موسیقیدانان بزرگی همانند حنانه، نشان از عدم شناخت پیرامون، مسائل مهم موسیقی و جامعه امروز دارد.این گروه در مدار بسته خویش با هیاهوی بسیار مجذوب جمعیت نسبتاً انبوهی می شوند كه هنوز محو و متحیر خاطرات خوش گذشته، عصر ویلن و اركستر گلها است!
محمد محبوب


وبگردی
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا - پرواز تمام هواپیماهای «آسمان» در اروپا ممنوع است
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری - دگرديسي‌هاي فراواني در ايران صورت گرفته‌است؛ اصولگرايان اصلاح‌طلب شده‌اند، تحول‌طلبان محافظه‌كار شده‌اند، مسئولان پاسخ ناكارآمدي‌هاي خود را از مردم مي‌خواهند و در تازه‌ترين نوع اين استحاله‌ها فردي كه بسياري مدعي هستند او برآمده از مهندسي انتخابات است با ارسال نامه به رهبرمعظم انقلاب درخواست برگزاري انتخاباتي آزاد، زودهنگام و به دور از مهندسي كرده‌است! محموداحمدي‌نژاد همان پديده خانمان براندازي كه براي…
سیف و بازی تکراری غیر مجازها !
سیف و بازی تکراری غیر مجازها ! - حرفهای تکرای بانک مرکزی در مورد صرافی ها و موسسات مالی غیر مجاز با یک جستجوی ساده در اینترنت.
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    توانگری
    خدا را وادار نکنید که چیزی به شما بدهد تنها ذهنتان را به روی دریافت آن توانگری بگشایید که خدا از ازل به شما وعده داده است میزان آرامش تندرستی و رفاه مالی زندگیتان میزان توانگری …