یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Sunday, 22 April, 2018

ترانه‌های‌ ماندگار ملت‌ ها


ترانه‌های‌ ماندگار ملت‌ ها
فولكلوریك‌ لفظ‌ انگلیسی‌ است‌ كه‌ از دو كلمه‌ «folk‌» در معنای‌ ملت‌ و «lore» به‌ معنای‌ علم‌ به‌ وجود آمده‌ است‌. اولین‌ كسی‌ كه‌ پس‌ از مطالعه‌ فراوان‌ به‌ این‌ واژه‌ لغت‌ فولكلور داد، آمبروازمورتن‌ بود. او این‌ لغت‌ را شامل‌ ادبیات‌ بومی‌ و آثار باستانی‌ می‌دانست‌. فولكلور در زبان‌ انگلیسی‌ به‌ معنی‌ عقاید و رسوم‌ و افسانه‌های‌ باستانی‌ و توده‌ شناسی‌ نوشته‌ شده‌ است‌. با وسعت‌ پیداكردن‌ آداب‌ و رسوم‌ مردم‌ در سرزمین‌هایشان‌، فولكلور هم‌ جنبه‌های‌ دیگری‌ در زندگی‌هایشان‌ پیدا كرد. به‌ صورتی‌ كه‌ در سنن‌ مردم‌، روانشناسی‌ عام‌ و ...موسیقی‌ نیز اؤراتی‌ از این‌ واژه‌ پیدا شد. تا اینكه‌ بعد از سالیان‌ بعد پژوهشگران‌ متوجه‌ شدند كه‌ تمام‌ علوم‌ به‌ صورت‌ محلی‌ و بومی‌ در ذات‌ مردم‌ هر سرزمین‌ یافت‌ می‌ شود. داستان‌ها و افسانه‌هایی‌ كه‌ از قدیم‌، نسل‌ به‌ نسل‌ به‌ فرزندان‌ می‌رسد. درمان‌های‌ بیماری‌ها از طریق‌ داروهای‌ دست‌ساز، كیمیاگری‌، حیوان‌شناسی‌، ستاره‌شناسی‌ همه‌ وهمه‌ از قبل‌ تجربه‌ شده‌ است‌ و امروز در كنار تمام‌ پیشرفت‌های‌ صنعتی‌، باقی‌ مانده‌ و از آن‌ استفاده‌ می‌شود.خلق‌ موسیقی‌ خاص‌ هر منطقه‌ مثل‌ نقاشی‌ كشیدن‌ روی‌ دیواره‌ غارها بوده‌ است‌. انگیزه‌یی‌ كه‌ باعث‌ شد در آن‌ دوران‌ پیدایش‌ هنر، مردم‌ بدوی‌ را به‌ كشیدن‌ طرح‌هایی‌ انتزاعی‌ و ساده‌ روی‌ دیواره‌ غارها بكشاند،نیازی‌ را به‌ وجود آورد كه‌ از تولید صداها با وسایل‌ خاص‌ به‌ نوعی‌ آرامش‌ یا هیجان‌ برسند. ضربه‌زدن‌ یك‌ چوب‌ روی‌ چوب‌ دیگر یا یك‌ ظرف‌ سفالی‌ یا سنگی‌، معنای‌ خاصی‌ را برداشت‌. همان‌گونه‌ كه‌ در نقاشی‌ها مردی‌ با یك‌ نیزه‌ به‌ دنبال‌ گراز وحشی‌ می‌دوید و نشان‌ آن‌ بود كه‌ برای‌ جنگیدن‌ با حیوانات‌ وحشی‌ و كشتن‌ آن‌ و خوردن‌ گوشتش‌ باید اینگونه‌ رفتاركرد تولید صداها هم‌ در آن‌ زمان‌ دلیل‌ خاصی‌ داشته‌ است‌. گاهی‌ از صداها برای‌ رقصیدن‌ استفاده‌ می‌شد، گاهی‌ دیگر برای‌ دوركردن‌ حیوانات‌ وحشی‌ یا انسان‌های‌ متجاوز به‌ حریم‌ شخصی‌شان‌.
ترانه‌های‌ محلی‌ اولین‌ پایه‌ تجربی‌ موسیقی‌ در هر كشور هستند، غم‌ها، شادی‌ها، افسانه‌ها، جنگ‌ها و پیروزی‌ و شكست‌شان‌ و قهرمانان‌ و شخصیت‌های‌ برجسته‌ از دید مردم‌ در موسیقی‌ راه‌یافتند و هر كدام‌ را دارای‌ ارزش‌ خاصی‌ كردند. قصه‌ها و عادات‌ و عقاید قدیمی‌ میان‌ مردم‌ یا دسته‌یی‌ خاص‌ از این‌ توده‌ كه‌ مردم‌ بومی‌ یك‌ سرزمین‌ محسوب‌ می‌شوند نوایی‌ را به‌ وجود می‌ آورند كه‌ مختا آن‌ منطقه‌ است‌ و موسیقی‌ محلی‌ یا فولكلور می‌ شود. موسیقی‌ در یك‌ كشور را می‌توان‌ در نغمه‌های‌ بومی‌ و محلی‌ آن‌ سرزمین‌ دید. البته‌ این‌ به‌ آن‌ معنا نیست‌ كه‌ یك‌ ملت‌ تنها نغمه‌های‌ محلی‌ دارند و هیچ‌گاه‌ از آن‌ دور نمی‌شوند. درست‌ است‌ كه‌ موسیقی‌ محلی‌ یك‌ سرزمین‌ زبان‌ و روحیه‌ یك‌ ملت‌ است‌ ولی‌ امروز با پیشرفت‌ صنعت‌ و ماشینیزم‌ بسیاری‌ از عقاید قدیمی‌ و حتی‌ ترانه‌های‌ محلی‌ به‌ باد فراموشی‌ سپرده‌ شدند. در سراسر جهان‌، هر نژادی‌ موسیقی‌ محلی‌ دارد. حتی‌ دورافتاده‌ترین‌ اقوام‌ هم‌ از این‌ هنر سود برده‌ و ترانه‌ های‌ محلی‌ و عامیانه‌ درونشان‌ را سینه‌ به‌ سینه‌ ؤبت‌ كرده‌اند. پایه‌های‌ اصلی‌ و ستون‌ حقیقی‌ تمام‌ مكاتب‌ ملی‌ در جهان‌ بر مبنای‌ موسیقی‌ محلی‌ آنان‌ استوار است‌. همان‌طور كه‌ چگونگی‌ گوش‌ دادن‌ به‌ موسیقی‌ و تجزیه‌ و تحلیل‌ و حتی‌ تفكیك‌ كردن‌ فاصله‌های‌ صوتی‌ آن‌ كاملا به‌ آشنایی‌ افراد با فرهنگ‌ و زبان‌ بومی‌ محل‌ تحریر موسیقی‌ بستگی‌ دارد یعنی‌ آن‌گونه‌ كه‌ نوزاد پس‌ از تولد به‌ آموختن‌ زبان‌ مادریش‌ می‌پردازد نغمه‌های‌ بومی‌ را توسط‌ مادر و مادربزرگش‌ می‌شنود و از حفظ‌ می‌كند. او در مقابل‌ تمام‌ نغمه‌های‌ بومی‌ و كودكیش‌ واكنش‌ مثبت‌ از خود نشان‌ می‌ دهد ولی‌ در برابر تمام‌ نغمه‌های‌ فرهنگ‌ بیگانه‌ حالت‌ دفاعی‌ می‌گیرد. نغمه‌های‌ محلی‌ مطابق‌ با فرهنگ‌ بومی‌ شخا و برایش‌ قابل‌ درك‌ است‌ و نیمی‌ از وجود خود او است‌. موسیقی‌ بیانگر و توصیف‌كننده‌ روحیات‌ و احساسات‌ و ذوق‌ هر قوم‌ و درمان‌ آن‌ سرزمین‌ است‌ آب‌ وهوای‌ آن‌ منطقه‌ و موقعیت‌ جغرافیایی‌ و شرایط‌ اجتماعی‌ و آداب‌ و رسوم‌ و گاهی‌ مواقع‌ حتی‌ در موسیقی‌ بومی‌ بازتاب‌ دارد. پس‌ تمام‌ عوامل‌ موجود در یك‌ منطقه‌ اؤری‌ انكارناپذیر در به‌وجود آمدن‌ موسیقی‌ بومی‌ دارد موسیقی‌ كه‌ ترجمه‌یی‌ است‌ از تخیلات‌ و تراوش‌های‌ روحی‌ و ذهنی‌ مردم‌، طبق‌ شرایط‌ هر سرزمین‌ ساخته‌ می‌ شود و نسبت‌ به‌ كشورهای‌ دیگر متمایز می‌شود.هر گروه‌ و جمعیتی‌ طبق‌ نیاز و اهدافشان‌ به‌ ایجاد زبان‌ و حروف‌ ویژه‌یی‌ مبادرت‌ می‌ورزند كه‌ با توجه‌ به‌ مفهوم‌ آن‌ زبان‌، اندیشه‌ها و اعتقادشان‌ را منتقل‌ می‌كنند.
موسیقی‌ درهر قوم‌ هم‌ اینگونه‌ عمل‌ می‌كند، موسیقی‌ زاده‌ مردم‌ و نماینده‌ خواسته‌ها، آرزوها و پدیده‌های‌ گوناگون‌ آنها است‌ و عواملی‌ مثل‌ اوضاع‌ جغرافیایی‌، آب‌ و هوایی‌، طبیعی‌، طرز آداب‌ و رسوم‌ و اعتقادات‌ و اندیشه‌ها،دین‌ و مذهب‌ و نیازمندی‌های‌ زندگی‌ مادی‌ و مشكلات‌ اجتماعی‌ و افسانه‌ ها و اسطوره‌ها در آن‌ نقش‌ دارند. لحن‌ در هر موسیقی‌ بستگی‌ به‌ زبان‌ و لهجه‌های‌ یك‌ سرزمین‌ دارد. مثلا در ایران‌، ما مناطق‌ زیادی‌ داریم‌ كه‌ هر كدام‌ به‌ یك‌ لهجه‌ و زبان‌های‌ گوناگون‌ صحبت‌ می‌كنند. لرها، كردها، ترك‌ها و ... از این‌ نمونه‌ در كشورمان‌ به‌ وفور دیده‌ می‌شود و هر كدام‌ طبق‌ سنن‌ و آداب‌ و رسوم‌ و حتی‌ نیازشان‌،موسیقی‌ محلی‌ و ترانه‌های‌ بومی‌ با لهجه‌ و زبان‌ خود دارند كه‌ همه‌ آنها جزو موسیقی‌ فولكلور یك‌ سرزمین‌ محسوب‌ می‌شوندو تمام‌ آنها از ویژگی‌ هنری‌ خاصی‌ برخوردارند. ذوق‌ و قریحه‌ و احساس‌ میان‌ قوم‌ها معیارهای‌ مشخا و مشتركی‌ هستند كه‌ بیان‌كننده‌ احساسات‌ و عواطف‌ مردمی‌ و گاه‌ دلاوری‌ های‌ گذشته‌ یك‌ منطقه‌ است‌. پس‌ در این‌ صوت‌ می‌توان‌ گفت‌ كه‌ مایه‌ اصلی‌ موسیقی‌ یك‌ كشور را نغمه‌های‌ محلی‌ آن‌ تشكیل‌ می‌دهد و باید موسیقی‌ یك‌ سرزمین‌ را بر اساس‌ موسیقی‌ محلی‌ و ترانه‌های‌ قدیمی‌ آن‌ جست‌وجو كنیم‌. ترانه‌ و آواز مهمترین‌ قسمت‌ و گونه‌ یك‌ موسیقی‌ است‌ كه‌ معرفی‌كننده‌ و بیانگر فرهنگ‌ و خلق‌ و خو در روحیه‌ خاص‌ و ویژه‌ هر قوم‌ و ملتی‌ است‌ و با اینكه‌ از نظر بین‌المللی‌ در سطح‌ پایین‌تری‌ از موسیقی‌ سازی‌ و موسیقی‌ جهانی‌ قرار دارد ولی‌ نشان‌ از قدرت‌ و بالابودن‌ یك‌ فرهنگ‌ است‌ و روحیه‌ و عواطف‌ و احساسات‌ مردم‌ یك‌ سرزمین‌ را بیان‌ می‌كند. متاسفانه‌ در جوامع‌ سرمایه‌داری‌ به‌ دلیل‌ صنعتی‌شدن‌ روزافزون‌ و ماشینی‌شدن‌ همه‌چیز، هر قومی‌ روبه‌ نابودی‌ است‌ و كشورهای‌ سرمایه‌دار و استعمارگر تمام‌ تلاششان‌ را می‌كنند تا فرهنگ‌ بومی‌ بقیه‌ كشورها را به‌ نابودی‌ و انهدام‌ بكشانند.آنها می‌خواهند با پاك‌ كردن‌ هنر قدیمی‌ یك‌ سرزمین‌ در پی‌ احیای‌ هنری‌ باشند كه‌ تامین‌كننده‌ منافعشان‌ باشد. آنها به‌ هنر واقعی‌ ملحق‌ و هنر دروغین‌ را به‌ این‌ سرزمین‌ها تزریق‌ می‌كنند.آنها برای‌ اینكه‌ ذهن‌ مردم‌ را از قهرمانان‌ ملی‌ خود دور كنند با ایجاد خرافه‌ و فرهنگ‌ وحشی‌ آنان‌ را از استقلال‌ انسانی‌ و ارزشهای‌ ملی‌ و بومی‌شان‌ دور می‌كنند و با وارد كردن‌ و تبلیغ‌ و ترویج‌ فرهنگ‌ بیگانه‌ مثل‌ موسیقی‌های‌ ساختگی‌، سرمایه‌های‌ فرهنگی‌ بومی‌ را از ملت‌ها می‌گیرند.به‌ این‌ دلیل‌ است‌ كه‌ باید دولت‌ها و حكومت‌ها به‌ گسترش‌ و نمایاندن‌ هنرهای‌ محلی‌ و قومی‌ خود بپردازند.پرورش‌ ذهن‌ و آموزش‌ كودكان‌ از بدو تولد و یاددادن‌ ارزشها و قالبهای‌ فرهنگی‌ ویژه‌ سرزمینشان‌ نوع‌ نگاهشان‌ را به‌ هنر واقعی‌ و قومی‌ عوض‌ می‌كند. اگر تمام‌ جوانان‌ بدانند كه‌ هر سرزمین‌ برای‌ خود موسیقی‌ قومی‌ خاصی‌ دارد و طبق‌ فریادهای‌ خاص‌ آن‌ منطقه‌ ترانه‌یی‌ ساخته‌ شده‌ و از شیوه‌ زندگی‌ و قهرمانان‌ آن‌ دیار صحبت‌ می‌كند، دیگر حاضر نمی‌شوند كه‌ تاریخ‌ سرزمینشان‌ را با نمایشات‌ مبتذل‌ كشورهای‌ غربی‌ یكی‌ كنند و هنر حقیقی‌ را آن‌ می‌دانند كه‌ از وجود مردم‌ خودشان‌ تراوش‌ كرده‌ است‌.مثلا اگر بدانیم‌ كه‌ موسیقی‌ قومی‌مان‌ نشان‌ از تاریخ‌ باستانی‌ و اساطیری‌ سرزمین‌مان‌ دارد یا مثلا موسیقی‌ غم‌انگیز و سوزناك‌ بلوچستان‌ گویای‌ غم‌ و درد درونی‌ مردان‌ و زنان‌ آن‌ دوران‌ است‌ و لالایی‌ برای‌ بزرگ‌شدن‌ كودكان‌ است‌ تا آنان‌ را با تمام‌ مشكلات‌ و روحیات‌ و احساساتشان‌ آشنا كنند پس‌ با ارزش‌ دادن‌ به‌ فرهنگ‌ بومی‌ هیچ‌گاه‌ موسیقی‌ عنصر جدایی‌ناپذیری‌ از جامعه‌ نمی‌شود و نابودی‌ آن‌ محال‌ و غیرممكن‌ است‌ دیگر نمی‌توان‌ زبان‌ و احساساتشان‌ را تسخیر كرد و به‌ نابودی‌ كشاند.
وقتی‌ به‌ صورت‌ تفنن‌ و یك‌ سرگرمی‌ به‌ آن‌ نگاه‌ نكنند، می‌دانند كه‌ بی‌دلیل‌ به‌ وجود نیامده‌ و پشت‌ پرده‌ تمامی‌ این‌ فرهنگ‌ها، هزاران‌ هزار ذوق‌ هنری‌ خوابیده‌ است‌. شاید به‌ همین‌ دلیل‌ است‌ كه‌ بیشتر این‌ فرهنگ‌ و آداب‌ و رسوم‌ و ترانه‌های‌ محلی‌ و موسیقی‌ بومی‌ در روستاییان‌ از بین‌ نمی‌رود.مثلا در موسیقی‌ بومی‌ خراسان‌، وجود نقاره‌ زنان‌ در مكان‌ مقدس‌ ضریح‌ امام‌ رضا موجب‌ افزایش‌ ذوق‌ زیارت‌ می‌شود.یا در مراسم‌ تعزیه‌ و شبیه‌خوانی‌ وجود سازها و خواندن‌ اشعاری‌ كه‌ از قدیم‌ نسل‌ به‌ نسل‌ در سینه‌ها باقی‌ مانده‌ است‌ به‌ عزاداری‌ جلال‌ و شكوه‌ خاصی‌ می‌دهد، درد مصیبت‌ زیادتر می‌شود و بیشتر در اذهان‌ عمومی‌ باقی‌ می‌ماند.یا درویشان‌ و صوفیان‌ كه‌ در خانقاه‌ها موسیقی‌ و رقا را نوعی‌ حالت‌ عرفانی‌ می‌دانند و استفاده‌ از ساز دف‌ با یك‌ ریتم‌ خاص‌ و ایجاد حركاتی‌ كه‌ به‌ آن‌ خلسه‌ می‌گویند، آنان‌ را به‌ عرفان‌ و مریدشان‌ نزدیك‌ می‌كند.یا در شمال‌ ایران‌، ترانه‌یی‌ برای‌ كودكان‌ خوانده‌ می‌شود كه‌ لالایی‌ مادران‌ برای‌ خوابیدن‌ دلبندشان‌ است‌. این‌ ترانه‌ها به‌ عنوان‌ نمونه‌ ویژه‌یی‌ از موسیقی‌ فولكلور منطقه‌یی‌ از ایران‌ است‌ . سمبلی‌ از عطوفت‌ مادران‌ و عشق‌ به‌ خانواده‌ است‌.
در میان‌ تمام‌ ترانه‌های‌ محلی‌، تعدادی‌ از آنها، امروزه‌ برای‌ موسیقیدانان‌ الهام‌بخش‌ آهنگ‌های‌ جدید است‌ كه‌ ریشه‌ در موسیقی‌ بومی‌ سرزمینشان‌ دارد.از این‌ گذشته‌ در میان‌ ملت‌ها، سرزمین‌هایی‌ كه‌ از نظر موقعیت‌ جغرافیایی‌ با دیگر مناطق‌ فاصله‌ دارند، كمتر مورد هجوم‌ و تاخت‌ و تاز بیگانگان‌ قرار می‌گیرند و هنر بومی‌ و قومی‌شان‌ از دست‌ اشرار و استعمارگران‌ در امان‌ می‌مانند.این‌ عوامل‌ حتی‌ در نوع‌ موسیقی‌ فولكلوریك‌ منطقه‌ تاثیر دارد. وجود سرزمین‌های‌ هموار و صاف‌ كه‌ بارها مورد هجوم‌ دشمنان‌ قرار می‌گیرد بر روی‌ هنر منطقه‌ تاؤیر می‌گذارد. مثلا در سیستان‌ و بلوچستان‌ به‌ دلیل‌ تهاجم‌های‌ زیاد راهزنان‌، ما با موسیقی‌ سوزناك‌ و غمناكی‌ روبرو می‌شویم‌ اما منطقه‌ دیگر كه‌ در كوهستان‌ و راه‌های‌ صعب‌العبور قرار دارد و از یورش‌ بیگانگان‌ در امان‌ بوده‌ با موسیقی‌ شاد و پرتحرك‌ همراه‌ است‌.یا در مناطقی‌ كه‌ آب‌ و هوا به‌ صورت‌ معتدل‌ است‌ و طبیعت‌ و زیبایی‌ و آسمان‌ آبی‌ و جنگلهای‌ سرسبز وجود دارد موسیقی‌ با پایكوبی‌ و رقا همراه‌ است‌ اما در مناطق‌ كویری‌ و دور از آب‌، در میان‌ آفتاب‌ سوزان‌ و توفان‌های‌ شن‌ موسیقی‌ غمناك‌ و دور از جنب‌ و جوش‌ وجود دارد. تمام‌ نغمه‌هایی‌ كه‌ متعلق‌ به‌ یك‌ سرزمین‌ است‌ و بیانگر احساسات‌ و آرزوهای‌ آنها است‌ و برخاسته‌ از خواسته‌های‌ روحی‌ و آرمانهای‌ پرشور قلبی‌شان‌، گاهی‌ به‌ صورت‌ گروهی‌ زمزمه‌ می‌شود و در شرایطی‌ دیگر سراینده‌ كه‌ یك‌ نفر بوده‌ با صدایی‌ زیبا آن‌ را می‌خوانده‌ و گروهی‌ تكرار می‌كردند.تمام‌ این‌ ترانه‌ها كه‌ زاده‌ زندگی‌ عملی‌ و تفكرات‌ یك‌ ملت‌ بوده‌ از جهان‌بینی‌ ساده‌ و بی‌آلایشی‌ سرچشمه‌ می‌گیرد، صمیمی‌، ساده‌ و زنده‌ و واقع‌گرا است‌، این‌ ترانه‌های‌ محلی‌ در حافظه‌ مردم‌ زندگی‌ می‌كند.و طی‌ سده‌ها سینه‌ به‌ سینه‌ و سن‌ به‌ سن‌ منتقل‌ می‌شود.حفاظت‌ ازگذشته‌ یك‌ ملت‌ كه‌ بیان‌ كننده‌ خاطرات‌، توصیف‌كننده‌ رنجها و تساوی‌ها و مبارزات‌ و بزرگداشت‌ قهرمانان‌ و بازتاب‌ عواطف‌ و احساسات‌ یك‌ ملت‌ است‌ در نگهداری‌ فرهنگ‌ و جلوگیری‌ از نفوذ بیگانگان‌ نمود دارد. پاسداری‌ از گذشته‌ یك‌ ملت‌ بزرگترین‌ هدف‌ هر قوم‌ است‌.موسیقی‌ محلی‌، تاریخ‌ نسلهای‌ گذشته‌ قومی‌ را با ساز و آواز بازگو و به‌ نسل‌های‌ آینده‌ منتقل‌ می‌كند. این‌ سرگذشتی‌ است‌ كه‌ بعدها به‌ مرحله‌ داوری‌ و قضاوت‌ گذاشته‌ می‌شود.

مریم‌ عبدالهی‌


منبع : روزنامه اعتماد

مطالب مرتبط

زخمه‌ سیم‌ درویش‌ عاشق‌

در دوران‌ او موسیقی‌دانان‌ بزرگی‌ در موسیقی‌ اصیل‌ ایرانی‌ ظهور كردند و شاید دلیل‌ آن‌ رسیدگی‌ به‌ وضع‌ و حمایت‌ از این‌ هنرمندان‌ بود.همین‌ توجه‌ به‌ موسیقی‌ در آن‌ برهه‌ از زمان‌ بود كه‌ باعث‌ تاسیس‌ مدرسه‌ موزیك‌ شد.موسیقی‌دانان‌ در دوره‌ ناصرالدین‌شاه‌ آهنگهای‌ ایرانی‌ عموما حزن‌انگیزی‌ را اجرا می‌كردند كه‌ بیشتر در تعزیه‌ استفاده‌ می‌شد، تا اینكه‌ پس‌ از زمانی‌ بتدریج‌ هنرمندانی‌ كه‌ مورد علاقه‌ و تشویق‌ شاه‌ قرار گرفتند آهنگهای‌ نشاط‌آمیز اجرا كردند و سبك‌ و روششان‌ در مورد ساخت‌ آهنگ‌ها به‌ آستانه‌ نبوغ‌ رسید. نتیجه‌ آوازهای‌ نشاط‌آور نوازندگان‌ و خوانندگان‌ خوب‌ زمان‌، مایه‌ شادمانی‌ و لذات‌ روحی‌ جامعه‌ بود.از جمله‌ آهنگسازان‌ بزرگ‌ این‌ دوره‌ می‌توان‌ غلامحسین‌ درویش‌خان‌ را نام‌ برد كه‌ این‌ چند سطر را به‌ یاد او می‌نگاریم‌.غلامحسین‌ درویش‌ آهنگساز و استاد سازهای‌ تار و سه‌تار كه‌ به‌ زیبایی‌ آنها را می‌نواخت‌ جزو یكی‌ از پایه‌گذاران‌ موسیقی‌ امروز ایران‌ است‌. عده‌یی‌ سال‌ تولد او (۱۲۵۱ تهران‌) را ذكر می‌كنند و عده‌یی‌ دیگر هم‌ معتقد هستند كه‌ درویش‌خان‌ در سال‌ ۱۲۸۹ هجری‌ قمری‌ متولد شده‌ است‌. غلامحسین‌ در تهران‌ متولد شد در خانواده‌یی‌ كاملا آشنا به‌ هنر.درویش‌خان‌ پسر حاجی‌ بشیر طالقانی‌ است‌. او از حدود سن‌ یازده‌ سالگی‌ شروع‌ به‌ فراگیری‌ موسیقی‌ كرد. آموزش‌ موسیقی‌ را در مدرسه‌ دارالفنون‌ كه‌ در آن‌ زمان‌ تنها مدرسه‌ موزیك‌ در ایران‌ بود و شاگردان‌ آن‌ تحت‌ نظارت‌ استادان‌ بزرگ‌ موسیقی‌ ایران‌ و موسیقیدانان‌ غربی‌ آموزش‌ می‌دیدند، شروع‌ كرد. شعبه‌ موزیك‌ در مدرسه‌ دارالفنون‌ با پیشنهاد میرزاتقی‌خان‌ امیركبیر تاسیس‌ شد. این‌ شعبه‌ در سال‌ ۱۲۴۹ به‌ منظور شعبه‌ موزیك‌ نظام‌ شروع‌ به‌ كار كرد كه‌ بعد از مدت‌ زمانی‌ به‌ عنوان‌ آموزشگاه‌ یا هنرستان‌ موسیقی‌ درآمد و درویش‌خان‌ هم‌ در آن‌ مدرسه‌ آموزش‌ دید.
او در مدرسه‌ با آموزگاران‌ فرانسوی‌ كاركرد و استعداد درخشانش‌ برای‌ آنها هم‌ بسیار جالب‌ بود. پس‌ از فراگیری‌ نت‌نویسی‌ و نواختن‌ سازهای‌ شیپور و طبل‌ كوچك‌ و مدتی‌ نوازندگی‌ طبل‌ كوچك‌ در دسته‌ موزیكچی‌های‌ ملیجك‌ و كامران‌ میرزا، جذب‌ ساز سه‌تار شد.سه‌تار را نزد پدرش‌ «حاجی‌ بشیر طالقانی‌» آموخت‌ و مدتی‌ بعد هم‌ در مكتب‌ آقا حسینقلی‌ كه‌ یكی‌ از بزرگترین‌ نوازندگان‌ تار بود و پدر ردیف‌ ایران‌ نام‌ گرفته‌ است‌. آموزش‌ تار را شروع‌ كرد.آقا حسینقلی‌ شاگردان‌ زیادی‌ را تربیت‌ كرد كه‌ از بهترین‌، مشهورترین‌ و مستعدترین‌ آنها درویش‌خان‌ بود. او «والسها» و قطعه‌های‌ برجسته‌ موزیك‌ اروپایی‌ را در تار بخوبی‌ اجرا می‌كرد و در همان‌ قدم‌ اول‌ نبوغ‌ و استعداد والایش‌ را نمایان‌ كرد. درویش‌ در گردهمایی‌ بزرگان‌ و همنشینی‌های‌ بلندپایگان‌ اجتماع‌ و شاهزادگان‌ اشراف‌ زمان‌ خود شركت‌ می‌كرد و نواختن‌ ساز زیبایش‌ باعث‌ شهرتش‌ شد.او در سالهای‌ بعد به‌ دستگاه‌ شعاع‌السلطنه‌ (پسر مظفرالدین‌ شاه‌) راه‌ یافت‌ و جزو نوازندگان‌ خاص‌ درگاه‌ شاهی‌ شعاع‌السلطنه‌ شد و همراه‌ آنها به‌ شیراز رفت‌ و در آنجا ازدواج‌ كرد.درویش‌خان‌ هنگامی‌ كه‌ به‌ تهران‌ برگشت‌ كلاس‌ موسیقی‌ در خانه‌ خودش‌ دایر كرد و به‌ آموزش‌ سازهای‌ تار و سه‌تار پرداخت‌. حمایت‌ دستگاه‌ شعاع‌السلطنه‌ او را رنج‌ می‌داد و جلوی‌ پیشرفت‌ او را گرفته‌ بود. در عین‌ حال‌ درویش‌خان‌ دوست‌ نداشت‌ كه‌ میان‌ اشراف‌ باشد و او را تحت‌ كنترل‌ قرار دهند. به‌ همین‌ دلیل‌ تعدادی‌ از دوستان‌ اربابش‌ را واسطه‌ قرار داد كه‌ اقدام‌ به‌ آزادی‌اش‌ كنند. ولی‌ جدا شدن‌ درویش‌خان‌ از دستگاه‌ سلطنتی‌، شعاع‌السلطنه‌ را بر آشفت‌ و بی‌درنگ‌ دستور دستگیری‌ وی‌ را صادر كرد. درویش‌خان‌ زودتر از آنكه‌ شاه‌ به‌ سراغش‌ بیاید و او را كت‌ بسته‌ ببرد به‌ كمك‌ یكی‌ از دوستانش‌ به‌ سفارت‌ انگلیس‌ رفت‌ و دوستش‌ كه‌ سرایدار سفارت‌ بود او را در همانجا نگه‌ داشت‌. درویش‌خان‌ بست‌ نشست‌ تا اینكه‌ پس‌ از مدتی‌ سفیر او را نزد خود خواند و درویش‌ هم‌ شرح‌ حال‌ را برایش‌ گفت‌ و خانم‌ سفیر از او خواست‌ كه‌ قطعه‌یی‌ را برای‌ آنان‌ بنوازد.درویش‌خان‌ هم‌ كه‌ در مدرسه‌ موزیك‌ دارالفنون‌ با آهنگ‌های‌ اروپایی‌ آشنا شده‌ بود قطعه‌یی‌ از قطعه‌های‌ والس‌ را نواخت‌ و نوازندگی‌اش‌ مورد قبول‌ و پسند خانم‌ قرار گرفت‌ و با پیانو به‌ همراهی‌اش‌ پرداختند.سفیر تصمیم‌ گرفت‌ كه‌ به‌ او كمك‌ كند. نامه‌یی‌ توسط‌ منشی‌ سفارت‌ نوشته‌ شد و با تقدیم‌ به‌ شعاع‌السلطنه‌ درخواست‌ آزادی‌ درویش‌خان‌ را قید كرد. به‌ دلیل‌ آنكه‌ در آن‌ دوران‌ كشور انگلیس‌ روی‌ ایران‌ سلطه‌ داشته‌ و شاه‌ از درگیری‌ با این‌ كشور در وحشت‌ و هراس‌ بود، درخواست‌ سفیر را پذیرفت‌ و درویش‌خان‌ از انحصار و مزاحمت‌ دربار رهایی‌ پیدا كرد.بیرون‌ آمدن‌ از سلطه‌ بزرگ‌ شاهزاده‌ به‌ او امید دوباره‌ داد و با شوق‌ و علاقه‌ شدیدی‌ به‌ آموزش‌ پرداخت‌ و در دسته‌ اخوان‌ صفایی‌ درآمد.او همچنین‌ به‌ همراه‌ «علی‌ ظهیرالدوله‌» موسسه‌ انجمن‌ اخوت‌ اولین‌ كنسرت‌های‌ عمومی‌ را در ایران‌ برای‌ مردم‌ اجرا كرد و او نیز در این‌ كنسرت‌ها به‌ نوازندگی‌ تار و سه‌ تار مشغول‌ شد. درویش‌خان‌ همچنین‌ در دوره‌یی‌ سمت‌ رهبری‌ اركستر را نیز به‌ عهده‌ داشت‌.اركستری‌ كه‌ درویش‌خان‌ با آن‌ همكاری‌ می‌كرد از نوازندگان‌ و خوانندگان‌ بزرگی‌ بهره‌مند بود كه‌ از آن‌ جمله‌، مشیر همایون‌ شهردار (نوازنده‌ پیانو)، سالار معزز نوازنده‌ پیانو، علی‌ نقی‌ وزیری‌ نوازنده‌ تار و سه‌ تار، نایب‌ اسدالله‌ نوازنده‌ نی‌ و سید حسین‌ طاهرزاده‌ خواننده‌(هركدام‌ از بزرگترین‌ موسیقیدانان‌ ایران‌ بوده‌ و سبك‌ خاص‌ خود را داشتند.درویش‌خان‌ همچنین‌ به‌ دایر كردن‌ كلاس‌ موسیقی‌ برای‌ خانم‌ها مشغول‌ شد كه‌ خواهر او هم‌ در آنجا نوازنده‌ تار بود و جزء یكی‌ از اساتید آن‌ كلاس‌ موسیقی‌.در دوران‌ درویش‌خان‌ موسیقی‌ مربوط‌ به‌ دو قشر بود، مطربان‌ و موسیقیدانان‌.عده‌یی‌ كه‌ به‌ نام‌ گروه‌ مطربان‌ معروف‌ بودند و در مراسم‌ شادی‌ و سرور و رقا حضور پیدا می‌كردند و به‌ اجرای‌ آهنگ‌هایشان‌ می‌پرداختند آنها وسیله‌ ضرب‌ بودند و گاهی‌ لباس‌ محلی‌ می‌پوشیدند و با لهجه‌ ویژه‌ بومی‌ به‌ ارایه‌ نمایش‌ و حركات‌ موزون‌ می‌پرداختند.شخصیت‌ و موسیقی‌ مطربان‌ با اساتید فن‌ تفاوت‌ بسیار فاحشی‌ داشت‌. اطلاعات‌ مطربان‌ متشكل‌ از تصانیف‌ سبك‌ و توام‌ با لودگی‌ بود و آنچه‌ می‌نواختند همراه‌ با رقا رقاصه‌ها بود.انواع‌ لباس‌های‌ گوناگون‌ از قبیل‌: كردی‌، شیرازی‌، لری‌، عربی‌ و تركی‌ در صندوق‌هایی‌ به‌ نام‌ صندوقهای‌ كابلی‌ داشتند كه‌ رقاصه‌ها با آنها بیشتر در مجالس‌ عروسی‌ به‌ اجرای‌ برنامه‌ می‌پرداختند.

مریم‌ عبداللهی‌

وبگردی
دادستانی که به قانون تمکین نکرد
دادستانی که به قانون تمکین نکرد - نکته دیگری که برای شخص من در ماجرای مرتضوی بسیار مهم‌تر از شرایط او در زندان است، عدم تمکین ایشان به قانون است. مرتضوی به عنوان یک دادستان و شخصیت‌های برجسته و بانفوذ قوه قضائیه حاضر نشد به قانون تمکین کند. حالا دیگر اهمیتی ندارد که مرتضوی در بند 241 باشد یا 309 یا چقدر به مرخصی بیاید، مهم این است که اتفاقات اخیر نشان داد که او هیچ پایبندی به قانون نداشته و ندارد
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر - سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر از 30 فروردین با حضور فیلم سازانی از ایران و نمایندگانی ازسینمای 78 کشور جهان تا 7 اردیبهشت در پردیس سینمایی «چارسو» برگزار می شود.
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک!
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک! - کتک خوردن دختری که جز التماس دوستانش هیچ فریادرسی ندارد از یک پلیس زن عضو گشت ارشاد که ماموران مرد هم آنها را همراهی می کردند، آنقدر دردناک است که کمتر وجدان بیداری به آن واکنش نشان نداده است.
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها - بررسی حضور زنان در ورزشگاه ها با حضور نرگس آبیار، لاله افتخاری، حمید رسایی، حجت الاسلام محسن غرویان و فائزه هاشمی.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت - سعید مرتضوی که در روزهای گذشته خبری از او نبود و حتی سخنگوی دستگاه قضایی گفته بود حکم جلبش صادر شده اما گیرش نیاورده‌اند، به گفته همسرش در تهران است.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!