پنج شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Thursday, 26 April, 2018

بنان؛ استاد بی بدیل آواز ایران


بنان؛ استاد بی بدیل آواز ایران
بنان در اردیبهشت سال ۱۲۹۰ شمسی در تهران متولد شد. وی هشتمین فرزند كریم خان بنان الدوله نوری است، ضمن آنكه مادر بنان برادر زاده ناصر الدین شاه بود. محیط زندگی خانوادگی بنان برای پرورش ذوق و استعداد هنری وی كاملاً آماده بود، چهار پیانو و یك ارگ وسایل مناسبی بودند تا غلامحسین كوچك بتواند با آنها ذوق خود را به وسیله استعدادش بروز بدهد و به علم موسیقی آگاه شود؛ ضمن آنكه مادر غلامحسین دستی در نواختن پیانو داشت و خاله اش «نی» می زد و خواهرانش نزد مرتضی خان نی داود تار مشق می كردند. از این گذشته منزل پدر غلامحسین خاستگاه هنرمندان بزرگ تاریخ موسیقی آن زمان بود از جمله حسینقلی، میرزا عبدالله، درویش خان، رضا قلی خان و ضیاءالذاكرین و مرتضی خان نی داود، كه هرازگاهی در منزل بنان الدوله مجلسی بر پا می كردند و بالطبع غلامحسین كوچك گوشش به نوای موسیقی ملی و نوای ساز و آواز الفت آشنا می شد. استعداد او در موسیقی ضمن شنیدن و در تماس بودن با بزرگان موسیقی نخست با نواختن ارگ منزلشان آشكار شد. بنان بر اثر علاقه توانست قطعه های ساده ای را با این ساز بنوازد و مورد تشویق قرار گیرد. موسیقی در حقیقت بخشی از دلمشغولی های خانوادگی بنان بود: از خواهران، خاله و دوستان پدرش گرفته تا پدرش كه صدایی خوش داشت و به گوشه های آواز ایرانی وارد بود و از موسیقی لذت می برد. غلامحسین بنان می گوید:«ما یك دستگاه فونوگراف (ضبط صوت استوانه ای) در منزل داشتیم كه آواز پدرم روی آن ضبط شده بود. هر وقت تنها بودم این دستگاه را به كار می انداختم و عیناً صدای پدرم را تقلید می كردم. من از صدای پدرم فوق العاده لذت می بردم و امروز كه بدان می اندیشم پیش خود می گویم :«اگر مقتضیات زمان اجازه می داد، پدرم در عوض احراز مقام ولایت یك استان، مسلماً به مقام والای هنری نایل می گشت.» چنانكه خواهران بنان نزد مرتضی خان نی داود به فراگیری تار مشغول بودند، بنان نیز با وجود كمی سن در كلاس خواهرانش حاضر می شد و بعضی مواقع كه خواهرانش گوشه ها را فراموش می كردند وی گوشه ها را برای ایشان زمزمه می كرد، غلامحسین در گوشة اطاق می نشست و به تعالیم معلم توجه می كرد و همین كه خواهرانش از درس گرفتن فارغ می شدند و معلم از خانه می رفت وی با صدایی خوش همان گوشه ها را می خواند. بنان در سن یازده سالگی اولین درس آواز را از مرتضی خان نی داود گرفت، در حقیقت می توان گفت كه بنان توسط نی داود استاد چیره دست تار كشف شد. اولین كسی كه هنر بنان و آتیه درخشانش را حدس زد، نی داود بود. مجالست با این هنرمند برجسته سهم قابل توجهی در پیشرفت بنان داشته است. بنان در سال های بعد، ضمن ادامه تحصیل از سن ۱۳ سالگی به لحاظ صدای خوشی كه داشت نزد اساتیدی چون ضیاءالذاكرین و ناصر سیف به آموختن ردیف های ایرانی پرداخت. از آنجایی كه ضیاء الذاكرین از اولین استادان بنان بود هر وقت كه نامش در صحبت های بنان می آمد با احترام زیاد از او یاد می كرد. ضیاء الذاكرین در فن آواز مهارتی بسزا داشته و مردی متقی و پرهیزكار بود و بیانی جذاب و صدایی مطلوب و محضری گرم داشته است. بنان رموز خوانندگی و لطایف تلفیق شعر و موسیقی را از این خواننده توانا و دانشمند آموخته است و به سبب علاقه مفرطی كه به خوانندگی داشت در فرصت های مقتضی به تعزیه و مجلس روضه خوانی می رفت و از صدای گرم خوانندگان مذهبی و واعظان استفاده می برد. وی بعد از ضیاءالذاكرین نزد ناصرسیف تعلیم گرفت. در سال های بعد از طریق مجالست با هنرمندان و شنیدن صفحات اساتید وقت (مانند طاهرزاده و اقبال السلطان) بیشتر با این هنر مأنوس شد. بنان به ردیف موسیقی ایرانی وارد بود و در تلفیق شعر و موسیقی آوازی حسن سلیقه و مهارت داشت. او وزن قطعه را به درستی رعایت می كرد و دارای گوش دقیق بود و در مركب خوانی برنامه هایی اجرا كرد. طنین صدای او مردانه، گرم و پخته بود كه شنونده را تحت تأثیر قرار می داد. بنان به حالات و اجرای قطعات سنجیده ساخت استادان آهنگساز ایرانی واقف بود و با حسن اجرای آن قطعات، آثاری پایدار از خود باقی نهاد. بنان در كار آواز هوشمند بود و نوآوری و ابتكار وی غیر قابل انكار است. جنس صدای بنان یا كیفیت صدا و یا به قول فرانسویان تمبر (Timbre) یا زنگ صدایش سخت زیبا و دلنشین بود. وی در استفاده از تحریر و غلت ها، پیرو سبك ادیب بوده ولی بر خلاف ادیب برای شعری كه همراه آواز می خواند ارزشی معادل ارزش لحن قائل بود. بنان نخستین خواننده ای بود كه در آواز ایرانی از صدای«فوسه» یا صوت ساختگی استفاده كرده است. همچنین اولین كسی بود كه تا آن زمان به پاره ای از هجاها ارتعاش خاص داد و برخی از سیلاب ها را با «نوانس» و حالتی كه اهل موسیقی به آن كرشندو (CERSCENDO) می گویند ادا كرد. بهترین نمونه آن آواز دیلمان است كه ویژگی از نوانس ضعیف به قوی رفتن در آن به روشنی احساس می شود. قدرت خلاقیت بنان به گونه ای بود كه اگر چندین سه گاه و یا ماهور را می خواند، حتی یكی از آنها شبیه به هم نبود. زیرا هنگام اجرای برنامه از هنر خلاق خویش یاری می جست و برحسب مورد و مفهوم غزل، آن را ارائه می كرد. اساساً نوای بنان به مناسبت حال و هوای شعر، غمگین یا شادمانه می شد. اشعار عاشقانه، عرفانی خطابی و شكوه آمیز، هر یك به مناسبت موضوع، با نوای بنان تغییرآهنگ می یافت. همه كار های بنان حاكی از آن است كه وی معمولاً اول شعر را می فهمید و بعد اجرا می كرد. به خاطر رعایت این اصل گاهی پیش می آمد كه با سرپرست برنامه ها و رهبران اركستر اختلاف پیدا كند. صدای بنان به اصطلاح موسیقی شناسان، عاری از زاویه بود و معمولاً صدا در اختیار و خدمت بنان بود و تارهای صوتی كاملاً همانگونه كه او می خواست حركت می كردند و تحریرهای ویژه خود را با آگاهی كامل ادا می كرد و به خاطر این ویژگی لطف صدای بنان دوچندان می شد كه به خاطر این لطافت به مخملی شهرت یافت. از ویژگی های دیگر صوت و قریحه استاد بنان، بداعت او در«مركب خوانی» بود، یعنی به خاطر تسلط كامل او بر دستگاه ها می توانست به آسانی از دستگاهی به دستگاه دیگر و یا از آهنگی به آهنگی دیگر وارد شود و بازگردد. در شرایطی كه دستگاه های ایرانی اكثراً وجوه اشتراك كمی دارند. شیوه خوانندگی بنان در موسیقی ایرانی نقطه عطفی از آواز جدید ایرانی بوده است كه به جرأت می توان گفت كه وی سبكی مخصوص به خود داشته و صاحب سبك بوده كه باید به نام «سبك بنان» نامیده شود.
شخصیت اجتماعی و صفات بنان
استاد بنان در خانواده ای مرفه و اصیل و اهل هنر پرورش یافته بود، با طبقات تحصیلكرده ایران رفت و آمد داشت و به همین مناسبت از نظر اجتماعی هنرمندی ممتاز بود. وی هنرمندی با حزم و موقع شناس بود و به اقتضای موقعیت و مجلس سخن می گفت و آرمان و ایمان شخصی خودش را به خاطر شخصیت اجتماعی این و آن دگرگون نمی كرد. به آثار هنری علاقه ای مفرط داشت. شیفته نقاشی و شیدای شعر بود. بنان در سال ۱۳۱۵ به سمت بایگان در اداره كل كشاورزی استخدام شد و بعد از چندی به شركت ایران بار در اهواز رفت و سال ۱۳۲۲ به تهران آمد و منشی مخصوص وزیر خواربار شد و بعد از تغییر كابینه به اداره كل غله و نان منتقل شد و در سال۱۳۳۲ بنا به پیشنهاد آقای خالقی، در اداره كل هنر های زیبا استخدام شد و به عنوان معلم آواز هنرستان موسیقی ملی مشغول خدمت شد. وی در سال ۱۳۳۶ در یك حادثه اتومبیل مجروح شد و چشم راست خود را در این حادثه از دست داد و برای مصون ماندن چشم دیگرش به اروپا مسافرت كرد و مورد درمان قرار گرفت. بنان هنر خود را بازاری نكرد و قدر شناخت، از سودجویی و فریب و دورویی بهره ای نداشت و برای به چنگ آوردن مال و موقعیت هنرش را دستمایه قرار نداد، زیرا به جز هنر و اصالت هنر خویش به چیزی نمی اندیشید. چون به ابدیت هنر خود فكر می كرد و به همین خاطر به آرزویش رسید كه می گفت : من تشنه ابدیتم و آرزو داشتم هنرم ابدی بود...
بنان و كار با استادان
علینقی وزیری یكی دو سال پیش از شهریور۱۳۲۰ غلامحسین بنان را شناخت و او را به سبب استعداد و قریحه ای كه داشت، به معاونت خود در مدرسه موسیقی، یعنی روح الله خالقی، معرفی كرد. بنان با استادان و هنرمندان نام آوری چون موسی معروفی، روح الله خالقی، جواد معروفی، مرتضی محجوبی، نصرالله زرین پنجه، اكبر محسنی و علی تجویدی همكاری مستمر داشت. به استناد نظرات استادان موسیقی می توان گفت كه بنان بیشترین تأثیر را از ابوالحسن صبا گرفت و وی برای او به عنوان یك استاد بزرگ موسیقی احترام بسیار قائل بود، در آثار آوازی بنان می توان تأثیرپذیری از ابوالحسن صبا را كاملاً دریافت، زیرا بسیاری از اجرا های به جا مانده از بنان، ردیف های صبا كه برای ویلون نوشته شده است، شنیده می شود. بنان كار را با استاد وزیری آغاز كرد، با تصنیف زیبایی در «راك ماهور» كه از شاهكار های موسیقی ما و از نظر اركستراسیون بسیار زیباست. بعد از وزیری وی كار هنری خود را با شادروان روح الله خالقی و با غزل «سالها دل طلب جام جم از ما می كرد» از حافظ ادامه داد. این اثر خود از كار های بسیار شایسته بنان است كه در سه گاه اجرا شده و در حقیقت بنان با صدای زیبایش جلوه خاصی به آثار وزیری و خالقی بخشیده است.
بنان و رادیو
بنان در سال ۱۳۲۱ خوانندگی رادیو را آغاز كرد. در برنامه های رادیو مربوط به همان سال آواز بنان با همراهی ساز هنرمندانی چون حسین سنجری(تار) شنیده می شد و تا سال های پیرامون۱۳۴۰ با اركستر شماره یك رادیو و اركستر گل های رادیو همكاری داشت. با تأسیس برنامه گلها در نیمه اول دهه ۱۳۳۰ توسط داود پیرنیا، بنان از پایه های اصلی این برنامه بود و در برنامه های بسیاری از قبیل «گل های جاویدان»، «گل های رنگارنگ»، «برگ سبز»، «یك شاخه گل» و... هنرش را نشان داد. در این سالها كه اوج كار و شهرت بنان بود او ساخته های آهنگسازان بسیاری را اجرا كرد كه قبلاً ذكر آنها رفت. بنان همچنین در اركستر ملی به تدریس آواز مشغول بود.

عادل جهان آرای


منبع : خبرگزاری آفتاب

مطالب مرتبط

یاد آن آوای ماندگار

یاد آن آوای ماندگار
مراسم چهلمین روز آن زنده یاد دو هفته گذشته و در وضعیتی نه چندان درخور این استاد برگزار شد. به همین مناسبت استاد احمد ابراهیمی، از مدرسان پیشكسوت آواز كه حشر و نشری طولانی با استاد عمومی داشتند نوشته ای در این باره نگاشتند كه از نظر شما گرامیان می گذرد .
شیان لوبكت الدماء علیها
عیناك حتی تؤذنا بذهابی
لم یبلغا المعشار من حقی هما
فقد الشباب و فرقته الاحبابی
حضرت علی علیه السلام
گلی پرپر شد از باد خزانی
كه كار بلبلان شد نوحه خوانی
گل من بلبل من هر دو او بود
كه شد تاراج امیال خزانی
چهل روز از وفات استاد بزرگ زمانه جناب آقای دكتر سیدحسین عمومی گذشت. او مردی بزرگ و هنرمندی بی بدیل و فرید بود. او درجه دكترای خود را از دانشكده حقوق در رشته علوم قضایی با رتبه ای ممتاز دریافت نمود و تا روزگار بازنشسته شدنش در پست های مهم قضایی از قبیل بازپرسی، دادیاری، مستشار دیوان قضا و ریاست دادگاههای دادگستری را پشت سر گذاشت. او قاضی بود شجاع و پاكدامن . ما را با مقام و رتبه و قاضی بودن این مرد شریف حرفی نیست. وظیفه یك انسان والا انجام دادن وظائف انسانی است، اما به شرط این كه دیگران نیز به روش خداپسندانه عمل كنند؛ ما را با هنر این مرد بزرگ حرف است. او هنرمندی والا در رشته سبك آواز ایرانی بویژه سبك آوازخوانی اصفهان، كه سبكی است مشكل، توانایی و تبحر خاص داشت كه فقط منحصر به این عزیز بود. استاد دكتر عمومی شیوه آواز خواندن خوانندگان نامی اصفهان را از قبیل استادان سید رحیم- قاضی عسگر- حبیب شاطر حاجی- حسین خضوعی ساعت ساز و ادیب و تاج را به خوبی می دانست و روش و سبك تك به تك این استادان خواننده را می دانست و آواز هر كدام را به روش آنها می خواند.
استاد روش آواز صدر و شهاب را نیز به خوبی اجرا می كرد. بنده می گویم دانستن این همه هنر برجسته در توانایی هیچ خواننده ای نیست فقط او بود- او بود- او بود.
روزی از روزهای گذشته در خدمت این دوست هنرمند بودم؛ گویا اگر فراموش نكرده باشم آقارضا موسوی زاده نوازنده چیره دست تار كه دانش آموخته از مكتب استاد عمومی بود حضور داشت.
استاد دكتر عمومی به آقای موسوی زاده تكلیف كرد كه ساز را كوك دستگاه چهارگاه كند و این غزل حضرت حافظ را با آن صدای آسمانی خود شروع كرد و گفت آقای ابراهیمی من فقط این دو مصرع را در چند سبك آواز اصفهان می خوانم می خواهم توجه داشته باشی (حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت/ آری به اتفاق جهان می توان گرفت).
در شروع آواز اول سبك استاد ادیب خوانساری را خواند و بعد سبك آواز استاد تاج. گفت توجه كنید این دو سبك آواز چقدر با هم متفاوت است. بعد با همراهی تار آقای موسوی زاده؛ سبك سید رحیم، سبك صدر و شهاب را خواند و هر كدام با روش آواز دیگری متفاوت بود، قدرت صدا و توانایی به یاد آوردن آواز خواننده هایی كه در عصر خود بی نظیر بودند و به خاطر سپردن روش هر یك از آنان؛ من به جرأت می گویم درخور توانایی هیچ خواننده ای نیست. استاد عمومی تمام این سبكهای آواز را ادغام كرده بود و سبكی ایجاد شده بود كه الاماشاءالله در این اواخر وقتی دهان به آواز می گشود تمام شنونده ها را سر جای خود میخكوب می كرد. مسلماً آنهایی كه كنسرت پژوهشی این استاد را دیده و آوازش را شنیده اند بر گفته من صحه خواهند گذاشت. او صدای آسمانی داشت. اجرای تحریر و تكیه و خواندن شعر را طوری اجرا می كرد كه هیچ خواننده استادی نمی توانست یك مصرع از آواز او را تقلید كند. افسوس كه یك دنیا حسن و ملاحت آواز ایرانی را به زیر خاك برد. او آخرین باقیمانده هنر آوازی اصفهان بود. می گفت آواز را از سن ده سالگی با خواندن سوره هایی از كلام الله مجید شروع كردم و چون پدرم صاحب تكیه ای بزرگ در اصفهان بود و این تكیه از اجدادش به او رسیده بود و در این تكیه در ایام و لیالی عزیز ماه محرم و صفر مركز روضه خوانی و ذكر اباعبدالله الحسین بود من هم خدمتگزار این تكیه بودم و خواننده های بزرگی مانند قاضی عسگر، حسین شاطر حاجی، شهاب، صدر و دیگر روضه خوانهای نامی اصفهان كه هر كدام خواننده ای از همه جهت توانا بودند و در این تكیه هنر خود را به پای حضرت امام حسین(ع) و خاندان نبوت می ریختند و در اختیار مردم عزادار می گذاشتند من هم بنا به امریه پدرم تحت تعلیم این بزرگان قرار می گرفتم.
بنده به خاطر دارم كه قبل از سال ۱۳۴۰ برای دیدار شادروان استاد نواب صفا به اصفهان رفتم. آقای نواب صفا مدیر كل تبلیغات و رادیو مركز استان اصفهان بود. از آنجایی كه شانس با من یاری كرد، پس از ده سال حضرت استاد دكتر عمومی را زیارت كردم و شبهای به یاد ماندنی و خوشی را در حضور این عزیز از دست رفته و استاد تاج و خوانندگان و نوازندگان عزیز اصفهان گذراندم. من در آن روزگار همیشه مورد لطف و محبت بی شائبه هنرمندان خواننده و نوازندگان عزیز اصفهانی قرار می گرفتم؛ با این وصف در مقام آوازخوانی در مقابل دانش آواز و دلنشینی صدا و احاطه به شعر را كه استاد دكتر عمومی داشتند نه تنها من بلكه دیگر خوانندگان نیز كمیتشان لنگ بود. در آن روزگار سال ۳۸ یا ۳۹ ایشان سمت مستشاری دیوان قضا را داشت و به من می گفت آقای ابراهیمی من در تمام روز هشت ساعت كار قضا را انجام می دهم و بعد از، آن همه روزه بعد از انجام كار اداری چهار ساعت نیز به هنر و انجام كار آواز و موسیقی می پردازم. توصیه ایشان این بود كه هنرمند نباید از تمرین و آموزش موسیقی بویژه آواز خوانی غفلت كند. این استاد بزرگ پس از بازنشستگی در تهران منزل خود كلاسی دایر كرد و به مدت ده سال تعلیم خوانندگان و نوازندگان را به عهده گرفت و خوشبختانه خوانندگان عزیزی چون: علیرضا قربانی، استاد فلاح، هنرمند خوش صدا و استاد آقای قنبری و استاد دكتر خدایاری و آقای احمدی وند و برادرانش از این كلاس بهره گرفتند. استاد دكتر عمومی چون از تظاهر و خودنمایی به دور بود اجازه نمی داد هنرجویان حتی دوستان نزدیك او صدایش را ضبط كنند. متأسفانه اثر ضبط شده ای از این هنرمند در دسترس نیست. در سال ۱۳۸۳ روزی به منزل بنده تشریف آوردند؛ ضمن صحبت های متداول هنری گفتم می دانم مرا دوست داری شما را به دوستی قسم می دهم اجازه بفرمایید لااقل دو كاست از صدای شما با اركستر ضبط شود. ایشان با آن چهره مهربان و دوست داشتنی نخواست روی مرا به زمین اندازد موافقت خود را اعلام نمود. بنده با یك نفر از دوستان عزیز آقای علیرضا پورامید كه این امر مهم را قبول كردند كه با چند نفر نوازنده برجسته در استودیو این نوارها ضبط و در اختیار دوستداران هنر قرار گیرد، ولی متأسفانه استاد دكتر عمومی مانند هدهد سلیمان قفس زندان سكندر را شكست و به دیار سلیمان رخت بربست. ای كاش زمانه هنری ما هنرمند دیگری را نظیر دكتر عمومی به مردم هنردوست ما تقدیم كند. من این ضایعه در عالم هنر را به كلیه دوستان و هنرآموختگان و دوستان این استاد بزرگ تسلیت می گویم .دكتر عمومی فقط متعلق به خانواده خود نبود ؛ این مرد فرهیخته متعلق به تمام مردم هنردوست این كشور است. خانواده این مرد بزرگ به این دلیل كه بلیط مسافرت به كشور كانادا را قبل از فوت ایشان تهیه كرده اند در نتیجه هشت روز بعد از درگذشت این عزیز گرامی ایران را ترك كردند و بدانجا كوچ نمودند. من نمی دانم كه این كار در این روزگار سرد و سخت و هجرت و كوچ و اقامت و خروج و ویزا و پذیرش و اخراج (دیپورت) و ... چگونه تعبیر می شود و در این وانفسای قحط عاطفه ها و فقر مهربانی ها، آیا صحیح است یا نه؟ ولی این را می دانم كه در روز چهلم این مرد بزرگ و با دیدن مزار و آرامگاه او و عدم حضور خانواده اش چقدر بر غربت و مظلومیت پنهانش به همراه حاضران اندك و انگشت شمار گریستم...
با احترام احمد ابراهیمی ۳/۶/۱۳۸۴
استاد احمد ابراهیمی

وبگردی
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده خود هستید !
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده خود هستید ! - به فرض محال که اطلاعات مردم مورد سوءاستفاده کشورهای دیگر قرار بگیرد، برای‌شان پیامد امنیتی مستقیمی ندارد. بسیاری از کاربران ایرانی در تلگرام به دریافتن و فرستادن اخبار و طیفی از جوک‌ها (از سیاسی گرفته تا خانوادگی) می‌پردازند. این مسائل هم برای کشورهای دیگر اهمیتی ندارد (البته اگر از تحلیل محتوا و کاربردهای بعدی‌شان بگذریم) و نمی‌تواند پیامد مستقیمی برای کاربر ایرانی داشته باشد. اما همین اطلاعات چنانچه…
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم !
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم ! - روغن های نباتی را خوب بشناسید. سخنان یک تولید کننده سابق روغن نباتی.
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند - رییس سازمان ملی استاندارد ایران مجددا با خودروسازان در ارتباط با رعایت استانداردهای ۸۵‌گانه خودرویی از ابتدای دی‌ماه سال جاری اتمام حجت کرد.
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ...
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ... - مرتضوی هیچ گاه قاضی و حقوق دان نبود و نباید کار قضایی انجام می‌داد. اما این ضعف ماست که چنین فردی در جایگاه بالایی قرار می‌گیرد. شگفتی من از قاضی مرتضوی و رفتار او نیست که چرا خودش را برای اجرای حکم خود به زندان معرفی نکرد. من رفتار او با زهرا کاظمی را دیده بودم.
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!