دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Monday, 23 April, 2018

بنان؛ استاد بی بدیل آواز ایران


بنان؛ استاد بی بدیل آواز ایران
بنان در اردیبهشت سال ۱۲۹۰ شمسی در تهران متولد شد. وی هشتمین فرزند كریم خان بنان الدوله نوری است، ضمن آنكه مادر بنان برادر زاده ناصر الدین شاه بود. محیط زندگی خانوادگی بنان برای پرورش ذوق و استعداد هنری وی كاملاً آماده بود، چهار پیانو و یك ارگ وسایل مناسبی بودند تا غلامحسین كوچك بتواند با آنها ذوق خود را به وسیله استعدادش بروز بدهد و به علم موسیقی آگاه شود؛ ضمن آنكه مادر غلامحسین دستی در نواختن پیانو داشت و خاله اش «نی» می زد و خواهرانش نزد مرتضی خان نی داود تار مشق می كردند. از این گذشته منزل پدر غلامحسین خاستگاه هنرمندان بزرگ تاریخ موسیقی آن زمان بود از جمله حسینقلی، میرزا عبدالله، درویش خان، رضا قلی خان و ضیاءالذاكرین و مرتضی خان نی داود، كه هرازگاهی در منزل بنان الدوله مجلسی بر پا می كردند و بالطبع غلامحسین كوچك گوشش به نوای موسیقی ملی و نوای ساز و آواز الفت آشنا می شد. استعداد او در موسیقی ضمن شنیدن و در تماس بودن با بزرگان موسیقی نخست با نواختن ارگ منزلشان آشكار شد. بنان بر اثر علاقه توانست قطعه های ساده ای را با این ساز بنوازد و مورد تشویق قرار گیرد. موسیقی در حقیقت بخشی از دلمشغولی های خانوادگی بنان بود: از خواهران، خاله و دوستان پدرش گرفته تا پدرش كه صدایی خوش داشت و به گوشه های آواز ایرانی وارد بود و از موسیقی لذت می برد. غلامحسین بنان می گوید:«ما یك دستگاه فونوگراف (ضبط صوت استوانه ای) در منزل داشتیم كه آواز پدرم روی آن ضبط شده بود. هر وقت تنها بودم این دستگاه را به كار می انداختم و عیناً صدای پدرم را تقلید می كردم. من از صدای پدرم فوق العاده لذت می بردم و امروز كه بدان می اندیشم پیش خود می گویم :«اگر مقتضیات زمان اجازه می داد، پدرم در عوض احراز مقام ولایت یك استان، مسلماً به مقام والای هنری نایل می گشت.» چنانكه خواهران بنان نزد مرتضی خان نی داود به فراگیری تار مشغول بودند، بنان نیز با وجود كمی سن در كلاس خواهرانش حاضر می شد و بعضی مواقع كه خواهرانش گوشه ها را فراموش می كردند وی گوشه ها را برای ایشان زمزمه می كرد، غلامحسین در گوشة اطاق می نشست و به تعالیم معلم توجه می كرد و همین كه خواهرانش از درس گرفتن فارغ می شدند و معلم از خانه می رفت وی با صدایی خوش همان گوشه ها را می خواند. بنان در سن یازده سالگی اولین درس آواز را از مرتضی خان نی داود گرفت، در حقیقت می توان گفت كه بنان توسط نی داود استاد چیره دست تار كشف شد. اولین كسی كه هنر بنان و آتیه درخشانش را حدس زد، نی داود بود. مجالست با این هنرمند برجسته سهم قابل توجهی در پیشرفت بنان داشته است. بنان در سال های بعد، ضمن ادامه تحصیل از سن ۱۳ سالگی به لحاظ صدای خوشی كه داشت نزد اساتیدی چون ضیاءالذاكرین و ناصر سیف به آموختن ردیف های ایرانی پرداخت. از آنجایی كه ضیاء الذاكرین از اولین استادان بنان بود هر وقت كه نامش در صحبت های بنان می آمد با احترام زیاد از او یاد می كرد. ضیاء الذاكرین در فن آواز مهارتی بسزا داشته و مردی متقی و پرهیزكار بود و بیانی جذاب و صدایی مطلوب و محضری گرم داشته است. بنان رموز خوانندگی و لطایف تلفیق شعر و موسیقی را از این خواننده توانا و دانشمند آموخته است و به سبب علاقه مفرطی كه به خوانندگی داشت در فرصت های مقتضی به تعزیه و مجلس روضه خوانی می رفت و از صدای گرم خوانندگان مذهبی و واعظان استفاده می برد. وی بعد از ضیاءالذاكرین نزد ناصرسیف تعلیم گرفت. در سال های بعد از طریق مجالست با هنرمندان و شنیدن صفحات اساتید وقت (مانند طاهرزاده و اقبال السلطان) بیشتر با این هنر مأنوس شد. بنان به ردیف موسیقی ایرانی وارد بود و در تلفیق شعر و موسیقی آوازی حسن سلیقه و مهارت داشت. او وزن قطعه را به درستی رعایت می كرد و دارای گوش دقیق بود و در مركب خوانی برنامه هایی اجرا كرد. طنین صدای او مردانه، گرم و پخته بود كه شنونده را تحت تأثیر قرار می داد. بنان به حالات و اجرای قطعات سنجیده ساخت استادان آهنگساز ایرانی واقف بود و با حسن اجرای آن قطعات، آثاری پایدار از خود باقی نهاد. بنان در كار آواز هوشمند بود و نوآوری و ابتكار وی غیر قابل انكار است. جنس صدای بنان یا كیفیت صدا و یا به قول فرانسویان تمبر (Timbre) یا زنگ صدایش سخت زیبا و دلنشین بود. وی در استفاده از تحریر و غلت ها، پیرو سبك ادیب بوده ولی بر خلاف ادیب برای شعری كه همراه آواز می خواند ارزشی معادل ارزش لحن قائل بود. بنان نخستین خواننده ای بود كه در آواز ایرانی از صدای«فوسه» یا صوت ساختگی استفاده كرده است. همچنین اولین كسی بود كه تا آن زمان به پاره ای از هجاها ارتعاش خاص داد و برخی از سیلاب ها را با «نوانس» و حالتی كه اهل موسیقی به آن كرشندو (CERSCENDO) می گویند ادا كرد. بهترین نمونه آن آواز دیلمان است كه ویژگی از نوانس ضعیف به قوی رفتن در آن به روشنی احساس می شود. قدرت خلاقیت بنان به گونه ای بود كه اگر چندین سه گاه و یا ماهور را می خواند، حتی یكی از آنها شبیه به هم نبود. زیرا هنگام اجرای برنامه از هنر خلاق خویش یاری می جست و برحسب مورد و مفهوم غزل، آن را ارائه می كرد. اساساً نوای بنان به مناسبت حال و هوای شعر، غمگین یا شادمانه می شد. اشعار عاشقانه، عرفانی خطابی و شكوه آمیز، هر یك به مناسبت موضوع، با نوای بنان تغییرآهنگ می یافت. همه كار های بنان حاكی از آن است كه وی معمولاً اول شعر را می فهمید و بعد اجرا می كرد. به خاطر رعایت این اصل گاهی پیش می آمد كه با سرپرست برنامه ها و رهبران اركستر اختلاف پیدا كند. صدای بنان به اصطلاح موسیقی شناسان، عاری از زاویه بود و معمولاً صدا در اختیار و خدمت بنان بود و تارهای صوتی كاملاً همانگونه كه او می خواست حركت می كردند و تحریرهای ویژه خود را با آگاهی كامل ادا می كرد و به خاطر این ویژگی لطف صدای بنان دوچندان می شد كه به خاطر این لطافت به مخملی شهرت یافت. از ویژگی های دیگر صوت و قریحه استاد بنان، بداعت او در«مركب خوانی» بود، یعنی به خاطر تسلط كامل او بر دستگاه ها می توانست به آسانی از دستگاهی به دستگاه دیگر و یا از آهنگی به آهنگی دیگر وارد شود و بازگردد. در شرایطی كه دستگاه های ایرانی اكثراً وجوه اشتراك كمی دارند. شیوه خوانندگی بنان در موسیقی ایرانی نقطه عطفی از آواز جدید ایرانی بوده است كه به جرأت می توان گفت كه وی سبكی مخصوص به خود داشته و صاحب سبك بوده كه باید به نام «سبك بنان» نامیده شود.
شخصیت اجتماعی و صفات بنان
استاد بنان در خانواده ای مرفه و اصیل و اهل هنر پرورش یافته بود، با طبقات تحصیلكرده ایران رفت و آمد داشت و به همین مناسبت از نظر اجتماعی هنرمندی ممتاز بود. وی هنرمندی با حزم و موقع شناس بود و به اقتضای موقعیت و مجلس سخن می گفت و آرمان و ایمان شخصی خودش را به خاطر شخصیت اجتماعی این و آن دگرگون نمی كرد. به آثار هنری علاقه ای مفرط داشت. شیفته نقاشی و شیدای شعر بود. بنان در سال ۱۳۱۵ به سمت بایگان در اداره كل كشاورزی استخدام شد و بعد از چندی به شركت ایران بار در اهواز رفت و سال ۱۳۲۲ به تهران آمد و منشی مخصوص وزیر خواربار شد و بعد از تغییر كابینه به اداره كل غله و نان منتقل شد و در سال۱۳۳۲ بنا به پیشنهاد آقای خالقی، در اداره كل هنر های زیبا استخدام شد و به عنوان معلم آواز هنرستان موسیقی ملی مشغول خدمت شد. وی در سال ۱۳۳۶ در یك حادثه اتومبیل مجروح شد و چشم راست خود را در این حادثه از دست داد و برای مصون ماندن چشم دیگرش به اروپا مسافرت كرد و مورد درمان قرار گرفت. بنان هنر خود را بازاری نكرد و قدر شناخت، از سودجویی و فریب و دورویی بهره ای نداشت و برای به چنگ آوردن مال و موقعیت هنرش را دستمایه قرار نداد، زیرا به جز هنر و اصالت هنر خویش به چیزی نمی اندیشید. چون به ابدیت هنر خود فكر می كرد و به همین خاطر به آرزویش رسید كه می گفت : من تشنه ابدیتم و آرزو داشتم هنرم ابدی بود...
بنان و كار با استادان
علینقی وزیری یكی دو سال پیش از شهریور۱۳۲۰ غلامحسین بنان را شناخت و او را به سبب استعداد و قریحه ای كه داشت، به معاونت خود در مدرسه موسیقی، یعنی روح الله خالقی، معرفی كرد. بنان با استادان و هنرمندان نام آوری چون موسی معروفی، روح الله خالقی، جواد معروفی، مرتضی محجوبی، نصرالله زرین پنجه، اكبر محسنی و علی تجویدی همكاری مستمر داشت. به استناد نظرات استادان موسیقی می توان گفت كه بنان بیشترین تأثیر را از ابوالحسن صبا گرفت و وی برای او به عنوان یك استاد بزرگ موسیقی احترام بسیار قائل بود، در آثار آوازی بنان می توان تأثیرپذیری از ابوالحسن صبا را كاملاً دریافت، زیرا بسیاری از اجرا های به جا مانده از بنان، ردیف های صبا كه برای ویلون نوشته شده است، شنیده می شود. بنان كار را با استاد وزیری آغاز كرد، با تصنیف زیبایی در «راك ماهور» كه از شاهكار های موسیقی ما و از نظر اركستراسیون بسیار زیباست. بعد از وزیری وی كار هنری خود را با شادروان روح الله خالقی و با غزل «سالها دل طلب جام جم از ما می كرد» از حافظ ادامه داد. این اثر خود از كار های بسیار شایسته بنان است كه در سه گاه اجرا شده و در حقیقت بنان با صدای زیبایش جلوه خاصی به آثار وزیری و خالقی بخشیده است.
بنان و رادیو
بنان در سال ۱۳۲۱ خوانندگی رادیو را آغاز كرد. در برنامه های رادیو مربوط به همان سال آواز بنان با همراهی ساز هنرمندانی چون حسین سنجری(تار) شنیده می شد و تا سال های پیرامون۱۳۴۰ با اركستر شماره یك رادیو و اركستر گل های رادیو همكاری داشت. با تأسیس برنامه گلها در نیمه اول دهه ۱۳۳۰ توسط داود پیرنیا، بنان از پایه های اصلی این برنامه بود و در برنامه های بسیاری از قبیل «گل های جاویدان»، «گل های رنگارنگ»، «برگ سبز»، «یك شاخه گل» و... هنرش را نشان داد. در این سالها كه اوج كار و شهرت بنان بود او ساخته های آهنگسازان بسیاری را اجرا كرد كه قبلاً ذكر آنها رفت. بنان همچنین در اركستر ملی به تدریس آواز مشغول بود.

عادل جهان آرای


منبع : خبرگزاری آفتاب

مطالب مرتبط

یک مشکل ساده

یک مشکل ساده
اگر مراحل مختلف روند نشر موسیقی را به دو بخش کلی تولید و عرضه تقسیم کنیم، پروسه‌ی «توزیع» سی‌دی و نوار کاست در کنار مقوله‌ی «تبلیغات» و انواع دیگر روش‌های ارایه‌ی محصول موسیقایی از قبیل پخش رادیویی، تلویزیونی و اینترنتی مهم‌ترین زیر مجموعه‌های مرحله‌ی عرضه را تشکیل می‌دهند.
اهمیت توزیع هر محصولی، به معنای رساندن آن محصول به دست مخاطبش قطعاً بر کسی پوشیده نیست. بد نیست بدانید که خانواده‌ای تقریباً ۱۰ نفره مستقر در محله‌ی لاله‌زار تهران بنکداران یا به اصطلاح توزیع‌کنندگان اصلی موسیقی در ایران هستند. شاید بارها بحث‌هایی در زمینه‌ی جابجایی این خانواده از محله‌ی لاله‌زار مطرح شده و حتی تصمیم‌‌هایی نه چندان جدی در این زمینه گرفته شده‌باشد، ولی این امر تا به حال محقق نشده‌است.
به صورت کلی پروسه‌ی توزیع محصولات موسیقایی در ایران به این ترتیب است که اثری که تولید و تکثیر شده است در ابتدا به دست یکی از اعضای این خانواده می‌رسد. او نیز در اولین مرحله اثر مربوطه را در اختیار سایر همکارانش در این خانواده قرار می‌دهد.
این خانواده در مراحل بعدی اثر را از طریق ویزیتورها یا همان بازاریاب‌هایش در سطح تهران پخش می‌کند و همزمان به دست نمایندگی‌هایش در شهرهای دیگر یا بنکدارهای شهرستان‌ها می‌رساند تا آنها نیز از طریق ویزیتورهایشان اثر را در اختیار فروشندگان «محصولات فرهنگی» شهرشان قرار دهند. در گذشته که کمیت آثار منتشر ‌شده چندان بالا نبود، ایرادی نیز به این روش وارد نبود. آثار تولیدی در نهایت ظرف یک هفته به دورترین نقاط مملکت می‌رسید.
حتی پیش می‌آمد که آثار شاخصی چون آثار محمدرضا شجریان و شهرام ناظری و دیگر آثار شاخص و همه‌گیر آن دوران ظرف یک روز در سراسر ایران پخش می‌شدند. اما پس از دوران اصلاحات و باز شدن فضای اجتماعی و به دنبال آن باز شدن زمینه برای تولید و عرضه‌ی دیگر انواع موسیقی و در نتیجه پرحجم‌تر شدن خروجی تولید در بازار موسیقی کشورمان، به نظر می‌رسد این سیستم دیگر قابلیت یا تحمل توزیع بیش از حد محصول را از نظر کیفی و بخصوص کمی ندارد.
● ماجرای ممیزی‌های غیر رسمی...
یکی از اولین مشکلاتی که پیرامون روش توزیع در ایران خودنمایی می‌کند، مکانیزه نبودن آن است. یک مثال بسیار ساده: کار پخش نهایی معمولاً توسط ویزیتورهای موتور‌سوار صورت می‌گیرد. حال اگر موتورسیکلت یک ویزیتور توقیف شود یا اگر ویزیتوری بیمار شود، مشتری‌های مرتبط با این ویزیتور برای مدتی از داشتن برخی آثار محروم هستند!
مشکل دیگر اینجاست که ویزیتور به علت اینکه کار را در حدود ۴۶۰ تا ۴۸۰ تومان می‌خرد و ۵۰۰ تومان می‌فروشد و در نهایت از فروش هر عدد نوار کاست بین ۲۰ تا۴۰ تومان سود می‌کند، برای خودش دست به کار گزینش می‌زند و برای اثری دل می‌سوزاند و در معرفی‌اش به مغازه‌دار می‌کوشد که تعداد بیشتری از آن بفروشد.
ویزیتوری که برای مثال به ۱۰ مغازه در منطقه‌ی تحت پوشش خود خدمات می‌دهد، اثری که ۱۰۰ نسخه از آن به فروش می‌رود را به اثر کلاسیکی که هر مغازه تنها ۵ نسخه از آن را می‌خرد ترجیح می‌دهد. بگذریم از اینکه این موضوع در مراحل قبلی هم اتفاق می‌افتد. به این ترتیب که گه‌گاه بنکداری خودش تشخیص می‌دهد که فلان اثر را برای فلان شهرستان نفرستد. یعنی تمام افرادی که در آن شهرستان مشتری این بنکدار هستند اصلاً از وجود برخی آثار مطلع نمی‌شوند، مگر اینکه مرجعی دیگر پیدا کنند.
● تهیه‌کننده، تولید‌کننده یا توزیع‌کننده؟
وقتی که روند انجام کاری کاملاً سنتی باشد و وقتی که به آن کار به شکلی حرفه‌ای نگاه نشود، عجیب نیست اگر مسایلی نظیر چشم و هم‌چشمی و برخی رقابت‌های منفی در آن ایجاد شود. در یکی دو سال اخیر نفروختن کار یکدیگر نیز شده‌است مزید بر تمام مشکلات صنعت موسیقی در ایران.
یکی از جدی‌ترین خطراتی که در حال حاضر سیستم توزیع و حتی صنعت موسیقی کشورمان را تهدید می‌کند این است که توزیع‌کنندگان موسیقی پایشان را در کفش تولید‌کنندگان این رشته کرده‌اند. وقتی توزیع‌کننده، تولید‌کننده شود، نسبت به کار سایر تولید‌کنندگان حساس می‌شود، حتی درباره‌ی کار دیگران اظهار نظر می‌کند و برای فروش نرفتن کار دیگران کارشان را به شکلی مطلوب توزیع نمی‌کند. در حال حاضر برخی از توزیع‌کنندگان خودشان تولید‌کننده شده‌اند، ولی تولید‌کننده‌ای که در سیستم توزیع نیز دخالت می‌کند.
اینها دیگر سودشان فقط در توزیع آثار موسیقایی نیست و این خود از مشکلی ریشه‌ای‌تر سرچشمه می‌گیرد: تولید موسیقی در کشور ما احتیاجی به تخصص ندارد. با توجه به تمام مشکلات مطرح شده و بر اساس برآوردهای غیر رسمی، قریب به نیمی از آثار تولیدی به دست مخاطبش نمی‌رسد. یعنی یا ویزیتور درست توزیع نمی‌کند، یا تولید‌کننده کارش را در اختیار سایر همکارانش نمی‌گذارد، یا سایر همکاران به‌ خاطر تولیدات خودشان اثر دیگر تولید‌کنندگان را خوب توزیع نمی‌کنند و یا ...
● فروشنده، فروشگاه و باقی مشکلات...
حال فرض می‌کنیم که همه‌ی آثار به سلامت به دست مغازه دار برسند. در اینجا نیز سیستم مشکلات خاص خودش را بروز می‌دهد. برای مثال توزیع‌کننده نهایی - یعنی مغازه‌دار‌- اثر مورد علاقه‌ی خودش را بر روی سیستم صوتی مغازه‌اش پخش می‌کند تا مراجعین به مغازه‌اش با آن آشنا شوند.
در بهترین شرایط، باید از حرفه‌ای‌ترین فروشندگانمان تقاضا شود تا قسمت‌هایی از اثری را به عنوان نمونه پخش کنند. یک سوال ساده: چرا در کشور ما فروشگاه یا مرکزی وجود ندارد که به شکل حرفه‌ای به عرضه محصولات موسیقایی و فرهنگی بپردازد؟
فروشگاهی متشکل از قرفه‌های مجزا برای انواع سبک‌های موسیقی – مثلاً قرفه‌ی موسیقی پاپ، جاز، سنتی، کلاسیک و غیره، که مراجعین به آنجا بتوانند به وسیله‌ی دستگاه‌های پخش موسیقی قسمت‌هایی از هر اثری را که خواستند شنیده و با آن آشنا شوند.
جالب اینجاست که در شرایط کنونی بسیاری از کتاب‌فروشی‌ها و مراکز غیر حرفه‌ای دیگر در کشورمان به ارایه محصولات موسیقایی می‌پردازند، ولی یک فروشگاه کامل، جامع و حرفه‌ای بسیار بیشتر از چندین مرکز این‌چنینی بازدهی خواهد داشت.
▪ سه دلیل ساده برای اثبات این مدعا:
ـ اول اینکه با مکانیزه شدن سیستم یک فروشگاه بزرگ، میزان اتلاف وقت نیروی انسانی به کمترین حالت ممکن تنزل پیدا می‌کند.
ـ دوم اینکه با توجه به بیشتر شدن حق انتخاب مشتری، فروش محصولات چنین مرکزی افزایش می‌یابد و در نهایت اینکه علی‌رغم وجود هزینه‌های اولیه‌ی بیشتر، با توجه به فروش بیشتر این قبیل مراکز، در طول زمان نه‌تنها هزینه‌ی سرمایه‌گذاری اولیه جبران خواهد شد، بلکه سود دهی هم بسیار بالاتر خواهد بود.
قریب به نیمی از آثار تولیدی به دست مخاطبش نمی‌رسد. یعنی یا ویزیتور درست توزیع نمی‌کند، یا تولید‌کننده کارش را در اختیار سایر همکارانش نمی‌گذارد، یا سایر همکاران به‌ خاطر تولیدات خودشان اثر دیگر تولید‌کنندگان را خوب توزیع نمی‌کنند
● معرفی، تبلیغ و باقی قضایا...
سوال دیگر اینجاست: کشوری ۶۰ ملیون نفر جمعیت دارد، اگر فقط یک‌دهم درصد از جمعیت این کشور مبادرت به خرید محصولات موسیقایی نمایند، به طور متوسط هر آلبوم موسیقی باید حدود ۶۰ هزار نسخه فروش داشته باشد.
چرا در کشور ما فروش متوسط آثار ۲ هزار عدد است؟ آیا غیر از این است که جمع بیشماری از طرفداران بالقوه‌ی این اثر اصلاً از انتشارش با خبر نشده‌اند؟ به این ترتیب به مشکلات سیستم توزیع و صنعت موسیقی کشورمان از منظری دیگر نیز می‌توان نگریست.
وقتی در کشوری روشی مناسب و معلوم برای معرفی و تبلیغ محصولی وجود نداشته باشد، می‌توان تصور کرد که بسیاری از مخاطبان فرضی آن محصول از تولیدش با خبر نشده باشند و در نتیجه میزان استقبال از آن محصول در حد انتظار نباشد.
در کشور ما راهکاری برای معرفی و تبلیغ معقول آثار موسیقایی وجود ندارد. اگر روشی باشد – مثلاً تبلیغ رادیو و تلویزیونی‌- هزینه‌هایش آنقدر سنگین است که با توجه به عدم توجیه اقتصادی سرمایه‌گذاری در زمینه‌ی موسیقی، نا معقول می‌نماید. شبکه‌های رادیو و تلویزیونی که آن هزینه‌های سنگین را برای پر کردن زمان برنامه‌هایشان متحمل می‌شوند، اگر تنها روزی یک ساعت از برنامه‌هایشان را به پخش موسیقی اختصاص دهند، بسیاری از مشکلات این صنعت در کشورمان حل خواهد شد.
ضمن اینکه این قبیل برنامه‌ها قطعاً از پرطرفدارترین برنامه‌های رادیو و تلوزیون خواهند بود. البته به شرط اینکه چهارچوب کوچک کنونی که برای نشر و پخش موسیقی از این رسانه‌ها وجود دارد، تغییر کند. جالب است که شبکه‌های معروفی که در زمینه‌ی پخش موسیقی فعالیت می‌کنند، بابت پخش ویدیو کلیپ آثار موسیقایی (که قطعاً بهترین تبلیغ نیز برای آن آثار محسوب می‌شوند) هزینه‌هایی را هم پرداخت می‌کنند. یعنی تولید‌کننده هم از نظر مالی منتفع می‌شود، هم محصولش به بهترین شکل ممکن تبلیغ می شود. اگر تولید‌کننده بتواند اثرش را به شکل مطلوبی معرفی نماید، طبیعتاً مخاطب با محصول آشنا شده و آن را از مغازه‌دار طلب می‌کند و مغازه‌دار نیز ناگزیر از تهیه محصول دل‌خواه مشتری است. در نتیجه احتمال اینکه کل سیستم به نوعی ترمیم شود بسیار زیاد است.
● حمایت یا نظارت؟
صنعت موسیقی در ایران نه تنها از محاسن پخش تلوزیونی و رادیویی محروم است، بلکه خیلی از انواع دیگر توزیع محصول و انتفاع اقتصادی که در کشورهای پیشرفته مرسوم است را به هیچ وجه تجربه نمی‌کند. مثلاً ارایه‌ی اینترنتی محصولات که به خاطر سرعت پایین اینترنت و عدم وجود راهکاری مشخص و معقول برای دریافت وجه مورد نظر هر اثر&#۶۱۴۷۲; فعلاً در کشورمان غیر ممکن به نظر می‌رسد.
یا مثلاً سودهایی که آنها از قِبَل کپی‌رایت آثار نصیبشان می‌شود، برای تولید‌کنندگان ما همچون یک رویاست. ضربه‌هایی که این صنعت در ایران از شبکه‌های غیر مجاز تولید و عرضه‌ی موسیقی می‌خورد، گه‌گاه حتی غیر قابل جبران است.
شبکه‌هایی که محصول تولید شده‌ی تهیه‌کننده‌ای را در قالبی متفاوت و با جلد و توضیحات متفاوت تکثیر کرده و با قیمتی بسیار نازل می‌فروشند. چرا نازل؟ چون به غیر از سی‌دی خام هزینه‌ی دیگری در زمینه‌ی تولید متحمل نشده‌اند. جالب اینجاست که قانون «حمایت از حقوق مؤلفین و مصنفین» نیز عملاً اجرا نمی‌شود.
پیش از این سابقه داشته‌است که توزیع‌کننده‌ی غیر مجازی که بیش از ملیون‌ها تومان از قبَل کارهای دیگران سود کرده و توسط شاکی خصوصی – مثلاً تهیه‌کننده‌ای که متضرر شده‌- به دادگاه کشانده شده‌است، در نهایت و پس از پیگیری‌های فراوان ۵۰۰ هزار تومان به نفع دولت جریمه شده‌است! به هر حال قدرت و نفوذ تولید‌کننده‌ی موسیقی در ایران کمتر از تهیه‌کننده‌ی سینما است که هنوز نتوانسته جلوی پخش غیرقانونی محصولاتش در اتوبوس‌های بین شهری را بگیرد!
ای‌کاش تولید‌کننده‌ی موسیقی از مالیات معاف نبود، اما حمایت می‌شد. یک راه حل ساده: فرض کنید متولیان امر برای آثاری که پس از گذشتن از مراحل مختلف مجوز گرفته و حتی مالیاتشان پرداخت شده‌است برچسبی در نظر بگیرند و هر اثری که این برچسب را نداشت بلافاصله توقیف شود. به این ترتیب نظارت عرضه‌ی محصولات موسیقایی بسیار قوی‌تر شده و همچنین جلوی تکثیر و عرضه‌ی غیر مجاز این محصولات نیز گرفته می‌شود.
یعنی همین برچسب ساده هم جنبه‌ی نظارتی دارد و هم جنبه‌ی حمایتی و هم درآمدی مناسب به‌حساب می‌آید. برای مثال اگر وزارت فرهنگ برای هر برچسب تنها ۵۰ ریال دریافت کند، جمع همین مبلغ ناچیز آنقدر زیاد خواهد شد که می‌توان از آن در رفع بسیاری از مشکلات موجود و سرمایه‌گذاری در بخش‌هایی که نیاز به سرمایه‌گذاری دارند استفاده‌های بسیاری کرد.

وبگردی
دادستانی که به قانون تمکین نکرد
دادستانی که به قانون تمکین نکرد - نکته دیگری که برای شخص من در ماجرای مرتضوی بسیار مهم‌تر از شرایط او در زندان است، عدم تمکین ایشان به قانون است. مرتضوی به عنوان یک دادستان و شخصیت‌های برجسته و بانفوذ قوه قضائیه حاضر نشد به قانون تمکین کند. حالا دیگر اهمیتی ندارد که مرتضوی در بند 241 باشد یا 309 یا چقدر به مرخصی بیاید، مهم این است که اتفاقات اخیر نشان داد که او هیچ پایبندی به قانون نداشته و ندارد
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر - سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر از 30 فروردین با حضور فیلم سازانی از ایران و نمایندگانی ازسینمای 78 کشور جهان تا 7 اردیبهشت در پردیس سینمایی «چارسو» برگزار می شود.
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک!
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک! - کتک خوردن دختری که جز التماس دوستانش هیچ فریادرسی ندارد از یک پلیس زن عضو گشت ارشاد که ماموران مرد هم آنها را همراهی می کردند، آنقدر دردناک است که کمتر وجدان بیداری به آن واکنش نشان نداده است.
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها - بررسی حضور زنان در ورزشگاه ها با حضور نرگس آبیار، لاله افتخاری، حمید رسایی، حجت الاسلام محسن غرویان و فائزه هاشمی.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت - سعید مرتضوی که در روزهای گذشته خبری از او نبود و حتی سخنگوی دستگاه قضایی گفته بود حکم جلبش صادر شده اما گیرش نیاورده‌اند، به گفته همسرش در تهران است.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!