چهارشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Wednesday, 25 April, 2018

چهره‌ات‌ یادم‌ نمی‌آید


چهره‌ات‌ یادم‌ نمی‌آید
سال‌ ۱۹۶۹ است‌. كولی‌های‌ (كاروان‌ اسپانیایی‌) نمایش‌ رانده‌ شدن‌ آدم‌ از بهشت‌ را بازآفرینی‌ كرده‌اند. موسیقی‌ متن‌ به‌ چهار فصل‌ ویوالدی‌ می‌ماند. مثل‌ آنكه‌ در این‌ نمایش‌، جوانی‌ به‌ نام‌ جیمز داگلاس‌ موریسون‌، نقش‌ «آدم‌» را ایفا می‌كند. شایعه‌كرده‌اند ویلیام‌ بلیك‌ شاعر، نقش‌ مار را به‌ عهده‌ دارد. می‌گویند بلیك‌ نه‌ سیب‌ دارد و نه‌ گندم‌، اما شعری‌ گفته‌ است‌ كه‌ حتما این‌ آدم‌ بیست‌ و دو ساله‌ دانشجوی‌ تئاتر را گمراه‌ خواهد كرد. بلیك‌ به‌ جیمی‌ موریسون‌ لبخند می‌زند: «هان‌ ای‌ پسر آدم‌، اگر درهای‌ دانایی‌ تمیز شده‌ بودند، حقیقت‌ ازلی‌ بر چشمانت‌ گشوده‌ می‌شد.»و درها را به‌ او نشان‌ می‌دهد. دستگیره‌یی‌ آنجا؟ شبیه‌ یك‌ ساز شاید گیتار است‌. جیمی‌ آن‌ را فشار می‌دهد. در باز می‌شود و او به‌ زمین‌ هبوط‌ می‌كند.اینجا زمین‌ است‌. در سواحل‌ فلوریدا بوی‌ باروت‌ می‌آید. شاید اثر جنگ‌ ویتنام‌ است‌ كه‌ دست‌ از سر هیچ‌ كسی‌ بر نمی‌دارد. دستگیره‌ در هنوز در دستانش‌ است‌. خواب‌ نمی‌بیند این‌ یك‌ گیتار واقعی‌ است‌. نمی‌داند می‌تواند بنوازد یا نه‌، فعلا تنهای‌ تنها است‌، سعی‌ می‌كند نواختن‌ را یاد بگیرد. هوا كه‌ تاریك‌ می‌شود او می‌تواند مثل‌ یك‌ (بچه‌ وحشی‌) هم‌ ساز بزند و هم‌ آواز بخواند. چند نفر دورش‌ جمع‌ می‌شوند، كه‌ آنها هم‌ دستگیره‌ دستشان‌ است‌ شاید آنها نیز از بهشت‌ رانده‌ شده‌ باشند. همه‌ با هم‌ شروع‌ می‌كنند به‌ پیچاندن‌ دستگیره‌ها و اینچنین‌ كار شروع‌ می‌شود. جیمی‌ با آنها آهنگهای‌ زیادی‌ می‌سازد و گروه‌ «درها» آنجایی‌ كه‌ اعضای‌ گروه‌ در كنار اقیانوس‌ نشسته‌اند، بیشتر راجع‌ به‌ (فاتحان‌ طوفان‌( و )كشتی‌ بلورین‌( و )رودخانه‌یی‌ كه‌ می‌داند) آواز می‌سازند. در تاریكی‌ شب‌ جمعیت‌ به‌ دور آنها حلقه‌ می‌زند. برایشان‌ هورا می‌كشند. تشویقشان‌ می‌كنند. حتی‌ خیلی‌ها برای‌ جیمی‌ غش‌ می‌كنند. از آن‌ دسته‌ طرفدارانی‌ هستند كه‌ فقط‌ شبها پیدایشان‌ می‌شود. شاید همه‌ آنها نسبت‌ به‌ نور روز حساسیت‌ دارند كه‌ اینقدر به‌ «درها» احساسات‌ نشان‌ می‌دهند. پلیس‌ دخالت‌ می‌كند جیمی‌ حالا دیگر خیلی‌ آدم‌ خوبی‌ نیست‌ چون‌ در این‌ تاریكی‌ شب‌ راه‌ را گم‌ كرده‌ است‌. اما او هنوز هم‌ خیلی‌ محبوب‌ است‌. یكی‌ از طرفدارانش‌ كه‌ الیور استون‌ همان‌ كارگردان‌ معروف‌ است‌ درباره‌ او فیلم‌ «درها» را می‌سازد. اما جیمی‌ دلزده‌ می‌شود. از نظر او همه‌ ۹مردم‌ عجیب‌ هستند). این‌ غم‌ غربت‌ وحس‌ بیهودگی‌ او را آزار می‌دهد. همیشه‌ دلش‌ برای‌ بهشت‌ تنگ‌ می‌شود. مثل‌ اینكه‌ یادش‌ رفته‌ است‌ همه‌ اینها، فقط‌ یك‌ نمایش‌ تئاتر است‌. شب‌ است‌ و او (منتظر خورشید) است‌. (تابستان‌ تقریبا تمام‌ شده‌) و (روزهای‌ غریبی‌ است‌) و او می‌خواهد (مثل‌ یك‌ سرباز گمنام‌ به‌ طرف‌ دیگر زندگی‌) فرار كند.و برای‌ تو، تویی‌ كه‌ به‌ موسیقی‌ گروه‌ «درها» گوش‌ می‌كنی‌، همه‌ چیز از آن‌ جاده‌ مهتاب‌ شروع‌ می‌شود و تو فقط‌ یك‌ مفتی‌ سوار هستی‌. او را در یك‌ یكشنبه‌ غمگین‌ در خیابان‌ مهرورزی‌ می‌بینی‌. جیمی‌ ماشینش‌ را نگه‌ می‌دارد و به‌ تو می‌گوید: سلام‌، دوستت‌ دارم‌! سپس‌ تو را دعوت‌ به‌ یك‌ سواری‌ شاعرانه‌ در مهتاب‌ می‌كند. می‌دانی‌ كه‌ این‌ یك‌ دعوت‌ معمولی‌ نیست‌. در پس‌ این‌ دعوت‌ بی‌تكلف‌ معنای‌ او نهفته‌ است‌. هرچند جاده‌ مهتاب( در ابتدا به‌ گونه‌یی‌ ساده‌ و پیش‌ پا افتاده‌ به‌ نظر می‌رسد اما با سفر كردن‌ در امتداد آن‌ می‌توانی‌ چیزهایی‌ را كه‌ ماه‌ در این‌ شب‌ تاریك‌ روشن‌ كرده‌ است‌ بهتر ببینی‌. ماشین‌ را كنار اقیانوس‌ پارك‌ و تو را دعوت‌ می‌كند تا به‌ آب‌ بزنی‌. شنا در اقیانوس‌، جسورانه‌، وسوسه‌انگیز و خیلی‌ دور از حقیقت‌ می‌نماید.با شنا كردن‌ در اقیانوس‌ آگاهی‌، جیمی‌ تو را به‌ بالا رفتن‌ از موجهای‌ طوفان‌ تشویق‌ می‌كند. می‌خواهد تو و او فاتحان‌ طوفان‌ باشید. او می‌گوید: ما می‌توانیم‌ خیلی‌ به‌ هم‌ وفادار باشیم‌؟ انگار نمی‌داند آرزوهای‌ او همه‌ محال‌ هستند و انگار تو نمی‌دانی‌ كه‌ شنا در این‌ اقیانوس‌ خیالی‌، استعاره‌یی‌ است‌ از تلاش‌ آدمی‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ رویاهای‌ دست‌نیافتنی‌. موریسون‌ سعی‌ می‌كند رویاهای‌ خود را، برای‌ تو به‌ عنوان‌ یك‌ شنونده‌ مفتی‌سوار در قالب‌ اشعارش‌ بیان‌ كند. او نسبت‌ به‌ شهر ترسو، كه‌ همیشه‌ خود را به‌ خواب‌ می‌زند، بی‌اعتنا است‌.جیمی‌ موریسون‌ یك‌ زنبور وحشی‌ است‌ كه‌ عاشق‌ جنگیدن‌ و دست‌ و پنجه‌ نرم‌ كردن‌ با مشكلات‌ و شكستن‌ هنجارهای‌ پوسیده‌ اجتماع‌ منحط‌ امریكای‌ دهه‌ ۷۰ است‌. او اما، خود خوب‌ می‌داند كه‌ راهنمای‌ لایقی‌ نیست‌. دستت‌ را دراز می‌كنی‌ تا او را نگه‌ داری‌، اما او خسته‌ است‌. خود می‌گوید: من‌ راهنمای‌ خوبی‌ نیستم‌. او فقط‌ مثل‌ امیر كوچولوی‌ كتاب‌ سنت‌ اگزوپری‌ روی‌ زمین‌ گم‌ شده‌ است‌. سفر وی‌ اما سفری‌ است‌ به‌ درون‌، در كاویدن‌ راههایی‌ كه‌ همه‌ از خود او آغاز می‌شوند.
لحظه‌یی‌ بعد این‌ جوان‌ دم‌ دمی‌ مزاج‌ به‌ تو می‌گوید: تو دیگر كه‌ هستی‌؟ چهره‌ات‌ یادم‌ نمی‌آید، دیگر نه‌ من‌ و نه‌ تو! و بدون‌ خداحافظی‌ به‌ پاریس‌ می‌رود، تا در آنجا پس‌ از ۶ سال‌ متوالی‌ روی‌ صحنه‌ بردن‌ «نمایش‌ درها» بمیرد.
تو به‌ آسمان‌ نگاه‌ می‌كنی‌، مهتاب‌ رفته‌ و سپیده‌ دم‌ بزرگراه‌ بر فراز سرت‌ است‌. دیگر آخر خط‌ است‌، و این‌ یعنی‌ پایان‌.

عبارت‌های‌ درون‌ پرانتز، برگرفته‌ از عناوین‌ آهنگهای‌ این‌ گروه‌ هستند


منبع : روزنامه اعتماد

مطالب مرتبط

یک مشکل ساده

یک مشکل ساده
اگر مراحل مختلف روند نشر موسیقی را به دو بخش کلی تولید و عرضه تقسیم کنیم، پروسه‌ی «توزیع» سی‌دی و نوار کاست در کنار مقوله‌ی «تبلیغات» و انواع دیگر روش‌های ارایه‌ی محصول موسیقایی از قبیل پخش رادیویی، تلویزیونی و اینترنتی مهم‌ترین زیر مجموعه‌های مرحله‌ی عرضه را تشکیل می‌دهند.
اهمیت توزیع هر محصولی، به معنای رساندن آن محصول به دست مخاطبش قطعاً بر کسی پوشیده نیست. بد نیست بدانید که خانواده‌ای تقریباً ۱۰ نفره مستقر در محله‌ی لاله‌زار تهران بنکداران یا به اصطلاح توزیع‌کنندگان اصلی موسیقی در ایران هستند. شاید بارها بحث‌هایی در زمینه‌ی جابجایی این خانواده از محله‌ی لاله‌زار مطرح شده و حتی تصمیم‌‌هایی نه چندان جدی در این زمینه گرفته شده‌باشد، ولی این امر تا به حال محقق نشده‌است.
به صورت کلی پروسه‌ی توزیع محصولات موسیقایی در ایران به این ترتیب است که اثری که تولید و تکثیر شده است در ابتدا به دست یکی از اعضای این خانواده می‌رسد. او نیز در اولین مرحله اثر مربوطه را در اختیار سایر همکارانش در این خانواده قرار می‌دهد.
این خانواده در مراحل بعدی اثر را از طریق ویزیتورها یا همان بازاریاب‌هایش در سطح تهران پخش می‌کند و همزمان به دست نمایندگی‌هایش در شهرهای دیگر یا بنکدارهای شهرستان‌ها می‌رساند تا آنها نیز از طریق ویزیتورهایشان اثر را در اختیار فروشندگان «محصولات فرهنگی» شهرشان قرار دهند. در گذشته که کمیت آثار منتشر ‌شده چندان بالا نبود، ایرادی نیز به این روش وارد نبود. آثار تولیدی در نهایت ظرف یک هفته به دورترین نقاط مملکت می‌رسید.
حتی پیش می‌آمد که آثار شاخصی چون آثار محمدرضا شجریان و شهرام ناظری و دیگر آثار شاخص و همه‌گیر آن دوران ظرف یک روز در سراسر ایران پخش می‌شدند. اما پس از دوران اصلاحات و باز شدن فضای اجتماعی و به دنبال آن باز شدن زمینه برای تولید و عرضه‌ی دیگر انواع موسیقی و در نتیجه پرحجم‌تر شدن خروجی تولید در بازار موسیقی کشورمان، به نظر می‌رسد این سیستم دیگر قابلیت یا تحمل توزیع بیش از حد محصول را از نظر کیفی و بخصوص کمی ندارد.
● ماجرای ممیزی‌های غیر رسمی...
یکی از اولین مشکلاتی که پیرامون روش توزیع در ایران خودنمایی می‌کند، مکانیزه نبودن آن است. یک مثال بسیار ساده: کار پخش نهایی معمولاً توسط ویزیتورهای موتور‌سوار صورت می‌گیرد. حال اگر موتورسیکلت یک ویزیتور توقیف شود یا اگر ویزیتوری بیمار شود، مشتری‌های مرتبط با این ویزیتور برای مدتی از داشتن برخی آثار محروم هستند!
مشکل دیگر اینجاست که ویزیتور به علت اینکه کار را در حدود ۴۶۰ تا ۴۸۰ تومان می‌خرد و ۵۰۰ تومان می‌فروشد و در نهایت از فروش هر عدد نوار کاست بین ۲۰ تا۴۰ تومان سود می‌کند، برای خودش دست به کار گزینش می‌زند و برای اثری دل می‌سوزاند و در معرفی‌اش به مغازه‌دار می‌کوشد که تعداد بیشتری از آن بفروشد.
ویزیتوری که برای مثال به ۱۰ مغازه در منطقه‌ی تحت پوشش خود خدمات می‌دهد، اثری که ۱۰۰ نسخه از آن به فروش می‌رود را به اثر کلاسیکی که هر مغازه تنها ۵ نسخه از آن را می‌خرد ترجیح می‌دهد. بگذریم از اینکه این موضوع در مراحل قبلی هم اتفاق می‌افتد. به این ترتیب که گه‌گاه بنکداری خودش تشخیص می‌دهد که فلان اثر را برای فلان شهرستان نفرستد. یعنی تمام افرادی که در آن شهرستان مشتری این بنکدار هستند اصلاً از وجود برخی آثار مطلع نمی‌شوند، مگر اینکه مرجعی دیگر پیدا کنند.
● تهیه‌کننده، تولید‌کننده یا توزیع‌کننده؟
وقتی که روند انجام کاری کاملاً سنتی باشد و وقتی که به آن کار به شکلی حرفه‌ای نگاه نشود، عجیب نیست اگر مسایلی نظیر چشم و هم‌چشمی و برخی رقابت‌های منفی در آن ایجاد شود. در یکی دو سال اخیر نفروختن کار یکدیگر نیز شده‌است مزید بر تمام مشکلات صنعت موسیقی در ایران.
یکی از جدی‌ترین خطراتی که در حال حاضر سیستم توزیع و حتی صنعت موسیقی کشورمان را تهدید می‌کند این است که توزیع‌کنندگان موسیقی پایشان را در کفش تولید‌کنندگان این رشته کرده‌اند. وقتی توزیع‌کننده، تولید‌کننده شود، نسبت به کار سایر تولید‌کنندگان حساس می‌شود، حتی درباره‌ی کار دیگران اظهار نظر می‌کند و برای فروش نرفتن کار دیگران کارشان را به شکلی مطلوب توزیع نمی‌کند. در حال حاضر برخی از توزیع‌کنندگان خودشان تولید‌کننده شده‌اند، ولی تولید‌کننده‌ای که در سیستم توزیع نیز دخالت می‌کند.
اینها دیگر سودشان فقط در توزیع آثار موسیقایی نیست و این خود از مشکلی ریشه‌ای‌تر سرچشمه می‌گیرد: تولید موسیقی در کشور ما احتیاجی به تخصص ندارد. با توجه به تمام مشکلات مطرح شده و بر اساس برآوردهای غیر رسمی، قریب به نیمی از آثار تولیدی به دست مخاطبش نمی‌رسد. یعنی یا ویزیتور درست توزیع نمی‌کند، یا تولید‌کننده کارش را در اختیار سایر همکارانش نمی‌گذارد، یا سایر همکاران به‌ خاطر تولیدات خودشان اثر دیگر تولید‌کنندگان را خوب توزیع نمی‌کنند و یا ...
● فروشنده، فروشگاه و باقی مشکلات...
حال فرض می‌کنیم که همه‌ی آثار به سلامت به دست مغازه دار برسند. در اینجا نیز سیستم مشکلات خاص خودش را بروز می‌دهد. برای مثال توزیع‌کننده نهایی - یعنی مغازه‌دار‌- اثر مورد علاقه‌ی خودش را بر روی سیستم صوتی مغازه‌اش پخش می‌کند تا مراجعین به مغازه‌اش با آن آشنا شوند.
در بهترین شرایط، باید از حرفه‌ای‌ترین فروشندگانمان تقاضا شود تا قسمت‌هایی از اثری را به عنوان نمونه پخش کنند. یک سوال ساده: چرا در کشور ما فروشگاه یا مرکزی وجود ندارد که به شکل حرفه‌ای به عرضه محصولات موسیقایی و فرهنگی بپردازد؟
فروشگاهی متشکل از قرفه‌های مجزا برای انواع سبک‌های موسیقی – مثلاً قرفه‌ی موسیقی پاپ، جاز، سنتی، کلاسیک و غیره، که مراجعین به آنجا بتوانند به وسیله‌ی دستگاه‌های پخش موسیقی قسمت‌هایی از هر اثری را که خواستند شنیده و با آن آشنا شوند.
جالب اینجاست که در شرایط کنونی بسیاری از کتاب‌فروشی‌ها و مراکز غیر حرفه‌ای دیگر در کشورمان به ارایه محصولات موسیقایی می‌پردازند، ولی یک فروشگاه کامل، جامع و حرفه‌ای بسیار بیشتر از چندین مرکز این‌چنینی بازدهی خواهد داشت.
▪ سه دلیل ساده برای اثبات این مدعا:
ـ اول اینکه با مکانیزه شدن سیستم یک فروشگاه بزرگ، میزان اتلاف وقت نیروی انسانی به کمترین حالت ممکن تنزل پیدا می‌کند.
ـ دوم اینکه با توجه به بیشتر شدن حق انتخاب مشتری، فروش محصولات چنین مرکزی افزایش می‌یابد و در نهایت اینکه علی‌رغم وجود هزینه‌های اولیه‌ی بیشتر، با توجه به فروش بیشتر این قبیل مراکز، در طول زمان نه‌تنها هزینه‌ی سرمایه‌گذاری اولیه جبران خواهد شد، بلکه سود دهی هم بسیار بالاتر خواهد بود.
قریب به نیمی از آثار تولیدی به دست مخاطبش نمی‌رسد. یعنی یا ویزیتور درست توزیع نمی‌کند، یا تولید‌کننده کارش را در اختیار سایر همکارانش نمی‌گذارد، یا سایر همکاران به‌ خاطر تولیدات خودشان اثر دیگر تولید‌کنندگان را خوب توزیع نمی‌کنند
● معرفی، تبلیغ و باقی قضایا...
سوال دیگر اینجاست: کشوری ۶۰ ملیون نفر جمعیت دارد، اگر فقط یک‌دهم درصد از جمعیت این کشور مبادرت به خرید محصولات موسیقایی نمایند، به طور متوسط هر آلبوم موسیقی باید حدود ۶۰ هزار نسخه فروش داشته باشد.
چرا در کشور ما فروش متوسط آثار ۲ هزار عدد است؟ آیا غیر از این است که جمع بیشماری از طرفداران بالقوه‌ی این اثر اصلاً از انتشارش با خبر نشده‌اند؟ به این ترتیب به مشکلات سیستم توزیع و صنعت موسیقی کشورمان از منظری دیگر نیز می‌توان نگریست.
وقتی در کشوری روشی مناسب و معلوم برای معرفی و تبلیغ محصولی وجود نداشته باشد، می‌توان تصور کرد که بسیاری از مخاطبان فرضی آن محصول از تولیدش با خبر نشده باشند و در نتیجه میزان استقبال از آن محصول در حد انتظار نباشد.
در کشور ما راهکاری برای معرفی و تبلیغ معقول آثار موسیقایی وجود ندارد. اگر روشی باشد – مثلاً تبلیغ رادیو و تلویزیونی‌- هزینه‌هایش آنقدر سنگین است که با توجه به عدم توجیه اقتصادی سرمایه‌گذاری در زمینه‌ی موسیقی، نا معقول می‌نماید. شبکه‌های رادیو و تلویزیونی که آن هزینه‌های سنگین را برای پر کردن زمان برنامه‌هایشان متحمل می‌شوند، اگر تنها روزی یک ساعت از برنامه‌هایشان را به پخش موسیقی اختصاص دهند، بسیاری از مشکلات این صنعت در کشورمان حل خواهد شد.
ضمن اینکه این قبیل برنامه‌ها قطعاً از پرطرفدارترین برنامه‌های رادیو و تلوزیون خواهند بود. البته به شرط اینکه چهارچوب کوچک کنونی که برای نشر و پخش موسیقی از این رسانه‌ها وجود دارد، تغییر کند. جالب است که شبکه‌های معروفی که در زمینه‌ی پخش موسیقی فعالیت می‌کنند، بابت پخش ویدیو کلیپ آثار موسیقایی (که قطعاً بهترین تبلیغ نیز برای آن آثار محسوب می‌شوند) هزینه‌هایی را هم پرداخت می‌کنند. یعنی تولید‌کننده هم از نظر مالی منتفع می‌شود، هم محصولش به بهترین شکل ممکن تبلیغ می شود. اگر تولید‌کننده بتواند اثرش را به شکل مطلوبی معرفی نماید، طبیعتاً مخاطب با محصول آشنا شده و آن را از مغازه‌دار طلب می‌کند و مغازه‌دار نیز ناگزیر از تهیه محصول دل‌خواه مشتری است. در نتیجه احتمال اینکه کل سیستم به نوعی ترمیم شود بسیار زیاد است.
● حمایت یا نظارت؟
صنعت موسیقی در ایران نه تنها از محاسن پخش تلوزیونی و رادیویی محروم است، بلکه خیلی از انواع دیگر توزیع محصول و انتفاع اقتصادی که در کشورهای پیشرفته مرسوم است را به هیچ وجه تجربه نمی‌کند. مثلاً ارایه‌ی اینترنتی محصولات که به خاطر سرعت پایین اینترنت و عدم وجود راهکاری مشخص و معقول برای دریافت وجه مورد نظر هر اثر&#۶۱۴۷۲; فعلاً در کشورمان غیر ممکن به نظر می‌رسد.
یا مثلاً سودهایی که آنها از قِبَل کپی‌رایت آثار نصیبشان می‌شود، برای تولید‌کنندگان ما همچون یک رویاست. ضربه‌هایی که این صنعت در ایران از شبکه‌های غیر مجاز تولید و عرضه‌ی موسیقی می‌خورد، گه‌گاه حتی غیر قابل جبران است.
شبکه‌هایی که محصول تولید شده‌ی تهیه‌کننده‌ای را در قالبی متفاوت و با جلد و توضیحات متفاوت تکثیر کرده و با قیمتی بسیار نازل می‌فروشند. چرا نازل؟ چون به غیر از سی‌دی خام هزینه‌ی دیگری در زمینه‌ی تولید متحمل نشده‌اند. جالب اینجاست که قانون «حمایت از حقوق مؤلفین و مصنفین» نیز عملاً اجرا نمی‌شود.
پیش از این سابقه داشته‌است که توزیع‌کننده‌ی غیر مجازی که بیش از ملیون‌ها تومان از قبَل کارهای دیگران سود کرده و توسط شاکی خصوصی – مثلاً تهیه‌کننده‌ای که متضرر شده‌- به دادگاه کشانده شده‌است، در نهایت و پس از پیگیری‌های فراوان ۵۰۰ هزار تومان به نفع دولت جریمه شده‌است! به هر حال قدرت و نفوذ تولید‌کننده‌ی موسیقی در ایران کمتر از تهیه‌کننده‌ی سینما است که هنوز نتوانسته جلوی پخش غیرقانونی محصولاتش در اتوبوس‌های بین شهری را بگیرد!
ای‌کاش تولید‌کننده‌ی موسیقی از مالیات معاف نبود، اما حمایت می‌شد. یک راه حل ساده: فرض کنید متولیان امر برای آثاری که پس از گذشتن از مراحل مختلف مجوز گرفته و حتی مالیاتشان پرداخت شده‌است برچسبی در نظر بگیرند و هر اثری که این برچسب را نداشت بلافاصله توقیف شود. به این ترتیب نظارت عرضه‌ی محصولات موسیقایی بسیار قوی‌تر شده و همچنین جلوی تکثیر و عرضه‌ی غیر مجاز این محصولات نیز گرفته می‌شود.
یعنی همین برچسب ساده هم جنبه‌ی نظارتی دارد و هم جنبه‌ی حمایتی و هم درآمدی مناسب به‌حساب می‌آید. برای مثال اگر وزارت فرهنگ برای هر برچسب تنها ۵۰ ریال دریافت کند، جمع همین مبلغ ناچیز آنقدر زیاد خواهد شد که می‌توان از آن در رفع بسیاری از مشکلات موجود و سرمایه‌گذاری در بخش‌هایی که نیاز به سرمایه‌گذاری دارند استفاده‌های بسیاری کرد.

وبگردی
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم !
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم ! - روغن های نباتی را خوب بشناسید. سخنان یک تولید کننده سابق روغن نباتی.
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند - رییس سازمان ملی استاندارد ایران مجددا با خودروسازان در ارتباط با رعایت استانداردهای ۸۵‌گانه خودرویی از ابتدای دی‌ماه سال جاری اتمام حجت کرد.
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ...
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ... - مرتضوی هیچ گاه قاضی و حقوق دان نبود و نباید کار قضایی انجام می‌داد. اما این ضعف ماست که چنین فردی در جایگاه بالایی قرار می‌گیرد. شگفتی من از قاضی مرتضوی و رفتار او نیست که چرا خودش را برای اجرای حکم خود به زندان معرفی نکرد. من رفتار او با زهرا کاظمی را دیده بودم.
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر - سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر از 30 فروردین با حضور فیلم سازانی از ایران و نمایندگانی ازسینمای 78 کشور جهان تا 7 اردیبهشت در پردیس سینمایی «چارسو» برگزار می شود.
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک!
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک! - کتک خوردن دختری که جز التماس دوستانش هیچ فریادرسی ندارد از یک پلیس زن عضو گشت ارشاد که ماموران مرد هم آنها را همراهی می کردند، آنقدر دردناک است که کمتر وجدان بیداری به آن واکنش نشان نداده است.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت - سعید مرتضوی که در روزهای گذشته خبری از او نبود و حتی سخنگوی دستگاه قضایی گفته بود حکم جلبش صادر شده اما گیرش نیاورده‌اند، به گفته همسرش در تهران است.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!