چهارشنبه ۴ مهر ۱۳۹۷ / Wednesday, 26 September, 2018

نجات‌ از غمناکی‌


نجات‌ از غمناکی‌
تازگی‌ و جذابیت‌ آلبوم‌ نیاز، نه‌ تنها در تلفیق‌ موسیقی‌ محلی‌، فولكلوریك‌ و عناصر موسیقی‌ سنتی‌ ایران‌، هند و تركیه‌ با موسیقی‌ الكترونیك‌ نهفته‌، بلكه‌ همچنین‌ در استفاده‌ از اشعار كلاسیك‌ فارسی‌ و اردو مضاعف‌ شده‌ است‌.اعظم‌ علی‌ خواننده‌ نیاز كه‌ تاكنون‌ چندین‌ آلبوم‌ آكوستیك‌ منتشر كرده‌ در ایران‌ متولد شده‌، اما در سن‌ چهار سالگی‌ به‌ همراه‌ خانواده‌، ایران‌ را به‌ مقصد هند ترك‌ كرده‌ و در سال‌ ۱۹۸۵ هم‌ راهی‌ امریكا شده‌ است‌. شروع‌ كار اعظم‌ در عرصه‌ موسیقی‌ اگرچه‌ با آموختن‌ نوازندگی‌ سنتور بود، اما بعد از مدتی‌ حس‌ كرد كه‌ این‌ ساز آنطور كه‌ باید و شاید بیانگر اندیشه‌ و احساساتش‌ نیست‌ و به‌ همین‌ خاطر راهی‌ تازه‌ در پیش‌ گرفت‌ و به‌ آواز رو آورد. او به‌ خبرنگار دویچه‌ وله‌ می‌گوید: «صدای‌ سنتور و آموختن‌ آن‌ را خیلی‌ دوست‌ داشتم‌، ولی‌ بعد از چند سال‌ احساس‌ كردم‌ كه‌ نمی‌توانم‌ با سنتور آن‌ چیزی‌ را كه‌ درونم‌ وجود دارد، بیان‌ كنم‌. برای‌ من‌ صدا خیلی‌ چیز عجیبی‌ است‌. چون‌، اگر صدا نبود من‌ و شما نمی‌ توانستیم‌ با هم‌ صحبت‌ بكنیم‌، اگر صدا نبود نمی‌ توانستیم‌ دعا كنیم‌ و با خدای‌ خودمان‌ صحبت‌ كنیم‌. خب‌، با ساز هم‌ می‌ شود با خدا راز و نیاز كرد، من‌ خودم‌ را واقعا به‌ عنوان‌ یك‌ خواننده‌ نمی‌ شناسم‌. همیشه‌ احساس‌ می‌ كردم‌ كه‌ صدا هم‌ نوعی‌ ساز است‌. بیشتر كارهایم‌، تمام‌ سی‌دی‌ های‌ قبلی‌ ام‌، یعنی‌ در آن‌ چهار آلبومی‌ كه‌ انتشار دادم‌، از صدایم‌ به‌ عنوان‌ یك‌ ساز استفاده‌ كردم‌.»بدیهی‌ است‌ كه‌ می‌ توان‌ صدا را هم‌ یك‌ ساز تلقی‌ كرد، اما شكی‌ نیست‌ كه‌ صدا و آواز رابطه‌ و پیوندی‌ تنگاتنگ‌ و عمیق‌ با زبان‌ دارند. حس‌ خود اعظم‌ نسبت‌ به‌ زبان‌ مادری‌ چیست‌، هرچه‌ باشد در ایران‌ به‌ دنیا آمده‌، در هند بزرگ‌ شده‌ و بعد هم‌ به‌ امریكا مهاجرت‌ كرده‌؟ «من‌ واقعا زبان‌ مادری‌ ندارم‌. شاید جواب‌ احمقانه‌ یی‌ باشد، ولی‌ فارسی‌ ام‌ قوی‌ نیست‌، هندی‌ ام‌ زیاد قوی‌ نیست‌ و با اینكه‌ انگلیسی‌ ام‌ از هر دو قوی‌ تر است‌، ولی‌ آن‌ را زبان‌ مادری‌ ام‌ نمی‌دانم‌.»
گامهای‌ اول‌ در راه‌ تهیه‌ آلبوم‌ «نیاز»آشنایی‌ رامین‌ و اعظم‌ به‌ سالها پیش‌ برمی‌ گردد و هر دوی‌ آنها مدتها در صدد انجام‌ پروژه‌ یی‌ مشترك‌ بودند، اما به‌ گفته‌ رامین‌ هیچ‌ یك‌ آن‌ فرصت‌ و آرامش‌ لازم‌ را نداشتند تا اینكه‌ سرانجام‌ تصمیم‌ گرفتند كه‌ عزم‌ خود را جزم‌ كنند. اعظم‌ كه‌ در فكر انجام‌ كاری‌ تازه‌ بود، پروژه‌ یی‌ در چارچوب‌ موسیقی‌ فولكلور و موسیقی‌ الكترونیك‌ را مطرح‌ كرد كه‌ این‌ پیشنهاد با استقبال‌ رامین‌ روبرو شد.
استفاده‌ از دانسته‌ ها و تجربیات‌ گذشته‌ و میل‌ به‌ پیوند آنها با موسیقی‌ الكترونیك‌ انگیزه‌ یی‌ شد برای‌ آغاز كاری‌ تازه‌. رامین‌ كه‌ در نوازندگی‌ سازهای‌ زخمه‌یی‌ مختلف‌ از جمله‌ رباب‌، دیوان‌، باقلاما یا ساز گیتار تبحر دارد و پیوند موسیقی‌ مناطق‌ مختلف‌ مشرق‌ زمین‌ را در فعالیتهای‌ گذشته‌ اش‌ تجربه‌ كرده‌، در مورد پیوند سبكهای‌ مختلف‌ و استفاده‌ از سازهای‌ خاص‌ بویژه‌ باقلاما یا آلت‌ «ساز» در پروژه‌ «نیاز» می‌گوید: «در واقع‌ ما منطقه‌ خاصی‌ را مد نظر نداشتیم‌. از همه‌ سرزمین‌ ها الهام‌ گرفته‌ ایم‌ از موسیقی‌ ایرانی‌، هندی‌ و تركی‌ بهره‌ بردیم‌. استفاده‌ از «ساز (باقلاما)» یك‌ انتخاب‌ شخصی‌ است‌، بخاطر اینكه‌ این‌ سازی‌ است‌ كه‌ من‌ خیلی‌ به‌ آن‌ دلبسته‌ ام‌ و زیاد از آن‌ استفاده‌ می‌ كنم‌. هم‌ می‌ شود موسیقی‌ تركی‌ زد و هم‌ موسیقی‌ كردی‌ و هم‌ می‌ شود مقام‌ های‌ موسیقی‌ ایرانی‌ را روی‌ آن‌ اجرا كرد و به‌ نظر من‌ سازی‌ است‌ كه‌ كاربردش‌ در موسیقی‌ ایرانی‌ بیشتر جنبه‌ شخصی‌ دارد. از هدفهای‌ شخصی‌ من‌ این‌ است‌ كه‌ آن‌ را بیشتر به‌ كار ببرم‌ تا در موسیقی‌ بیشتر معرفی‌ شود.»و اعظم‌ هم‌ درباره‌ علاقه‌ و دلبستگی‌اش‌ به‌ موسیقی‌ فولكلور و محلی‌ متذكر می‌ شود: « گاهی‌ موسیقی‌ سنتی‌، یك‌ خرده‌ زیادی‌ برای‌ من‌ غمناك‌ است‌ و چیزی‌ كه‌ در موسیقی‌ هندی‌ می‌ بینم‌ یعنی‌ شاید از این‌ لحاظ‌ كه‌ رابطه‌ من‌ با موسیقی‌ هندی‌ نزدیكتر است‌ این‌ است‌ كه‌ موسیقی‌ هندی‌ خیلی‌ غمناك‌ است‌، اما همیشه‌ یك‌ راه‌ حل‌ پیدا می‌ شود. یك‌ نجاتی‌ آن‌ آخرش‌ هست‌، ولی‌ در موسیقی‌ سنتی‌ ایرانی‌ این‌ نجات‌ را من‌ هیچ‌وقت‌ پیدا نمی‌ كنم‌. البته‌ توی‌ موسیقی‌ محلی‌ این‌ را می‌ توانم‌ پیدا كنم‌. چون‌ با اینكه‌ غمناك‌ است‌، ولی‌ تاثیرش‌ این‌ است‌ كه‌ آزادی‌ یا نجاتی‌ از آن‌ غم‌ پیدا می‌ كنی‌.»رامین‌ درباره‌ چگونگی‌ برداشتن‌ گام‌ های‌ اول‌ در ساخت‌ قطعات‌ آلبوم‌ می‌ گوید: «برای‌ نمونه‌ موتیویی‌ ضبط‌ می‌ كردم‌، بعد این‌ را می‌ دادم‌ به‌ اعظم‌ واعظم‌ كه‌ ملودی‌ های‌ شعرهایش‌ را خودش‌ درآورده‌، اینها را می‌نوشت‌، می‌ آورد می‌ داد به‌ من‌ و من‌ قسمت‌ های‌ سازی‌ اش‌ را تنظیم‌ می‌ كردم‌. بعد باز با همدیگر ایده‌ ها را ردوبدل‌ می‌كردیم‌. در انتخاب‌ اشعار هم‌ برقرار بود. شعرهای‌ اردو انتخاب‌ اعظم‌ است‌ و شعرهای‌ فارسی‌ گزیده‌ هر دوی‌ ما» ناگفته‌ نماند كه‌ برای‌ رامین‌ ساختن‌ آهنگ‌ و كار روی‌ اشعار اردو یكی‌ از تجربه‌ های‌ تازه‌ و جذاب‌ این‌ همكاری‌ نزدیك‌ بود: «خب‌، من‌ تا به‌ حال‌ با اشعار اردو كار نكرده‌ بودیم‌ و این‌ یك‌ امتیاز بسیار مثبتی‌ بود كه‌ اعظم‌ آورد و ایده‌ اش‌ از اعظم‌ بود كه‌ از اشعار اردو استفاده‌ بكنیم‌ و من‌ خیلی‌ پسندیدم‌. چون‌ تا به‌ حال‌ چیزی‌ كه‌ توی‌ موسیقی‌ ها به‌ عنوان‌ موسیقی‌ تلفیقی‌ صحبت‌اش‌ می‌شود بویژه‌ در حومه‌ ایران‌ و خاورمیانه‌ بیشتر انگیزه‌ در این‌ است‌ كه‌ این‌ آمیختگی‌ از طریق‌ ریتم‌ و ملودی‌ باشد، ولی‌ از طریق‌ كلام‌ خیلی‌ كم‌ انجام‌ شده‌. برای‌ من‌ این‌ یك‌ كشف‌ تازه‌ بود و اینكه‌ اولا، چقدر زبان‌ اردو به‌ زبان‌ فارسی‌ نزدیك‌ است‌. به‌ هر حال‌ این‌ چیزی‌ است‌ كه‌ می‌ دانی‌، ولی‌ تا وارد كار نشوی‌ هیچ‌وقت‌ دقیق‌ به‌ آن‌ پی‌ نمی‌بری‌ و برای‌ من‌ این‌ مساله‌ بسیار آموزنده‌ بود.»مشكلات‌ و جذابیت‌ های‌ پیوند موسیقی‌ فولكلور و آكوستیك‌ با موسیقی‌ الكترونیك‌اعظم‌ و رامین‌ هر دو تجربه‌ های‌ زیادی‌ در زمینه‌ موسیقی‌ آكوستیك‌ داشتند و هر یك‌ در چارچوب‌ فعالیت‌ های‌ مختلف‌، چندین‌ آلبوم‌ منتشر كردند. به‌ همین‌ خاطر، برداشتن‌ گامی‌ در راه‌ پیوند موسیقی‌ فولكلور و موسیقی‌ الكترونیك‌، تجربه‌ یی‌ جدید و دشوار و در عین‌ حال‌ جذاب‌ بود. اعظم‌ در این‌باره‌ می‌ گوید: «من‌ موسیقی‌ الكترونیك‌ خیلی‌ گوش‌ می‌كردم‌. در واقع‌ بیشتر از رامین‌. مشكلی‌ كه‌ من‌ همیشه‌ با موسیقی‌ الكترونیك‌ داشته‌ ام‌، این‌ است‌ كه‌ آن‌ حسی‌ را كه‌ موسیقی‌ آكوستیك‌ دارد، از دست‌ می‌ دهد. چون‌ عناصری‌ هستند كه‌ به‌ هم‌ وصل‌ شده‌ اند و انسان‌ حس‌ نمی‌كند كه‌ كسی‌ نشسته‌ و دارد ساز می‌ زند. یك‌ كولاژاست‌. یعنی‌ این‌ را می‌ گذارند روی‌ آن‌. با هم‌ ساخته‌ نمی‌ شوند. من‌ خیلی‌ دلم‌ می‌ خواست‌ كاری‌ بكنیم‌ كه‌ آن‌ حس‌ را هنوز داشته‌ باشد، با اینكه‌ موسیقی‌ الكترونیك‌ هست‌، هنوز آدم‌ احساس‌ می‌كند كه‌ نوازنده‌ یی‌ واقعا دارد ساز می‌ زند.»رامین‌ هم‌ كه‌ برای‌ اولین‌ بار طعم‌ كار با موسیقی‌ الكترونیك‌ را چشیده‌، از تجربه‌ یی‌ مثبت‌ می‌گوید، تجربه‌ یی‌ كه‌ البته‌ مشكلات‌ و پیچیدگی‌ های‌ خاص‌ خود را داشت‌:« خب‌، مثبت‌ بود. در این‌ شكی‌ نیست‌. برای‌ من‌ حداقل‌ اول‌ كار مشكل‌ بود، چون‌ من‌ تجربه‌ یی‌ در این‌ زمینه‌ نداشتم‌. از لحاظ‌ گوش‌ هم‌ همین‌طور. اصولا من‌ زیاد موسیقی‌ الكترونیك‌ گوش‌ نمی‌ كردم‌. دست‌ كم‌ مثل‌ یك‌ خریدار گوش‌ نمی‌ كردم‌، مثل‌ یك‌ مصرف‌ كننده‌ گوش‌ می‌ كردم‌، و این‌ اولین‌ باری‌ بود كه‌ مجبور بودم‌ وقتی‌ موسیقی‌ الكترونیك‌ گوش‌ كنم‌، مثل‌ خریدار گوش‌ كنم‌ و ببینم‌ كه‌ در كنارش‌ چی‌كار می‌ توانم‌ بكنم‌. از لحاظ‌ تكنیكی‌ اولش‌ خیلی‌ مشكل‌ بود كه‌ پی‌ ببرم‌ چه‌ چیزهایی‌ ممكن‌ است‌ و چه‌ چیزهایی‌ ممكن‌ نیست‌، چون‌ مقدار حجم‌ صوتی‌ یی‌ كه‌ صداهای‌ الكترونیك‌ دارند زیادند و مثلا نوع‌ ضبط‌ سازها هم‌ حتی‌ تغییر می‌ كرد.»به‌ گفته‌ رامین‌، ایده‌ های‌ او و اعظم‌ مشترك‌ بود، قطعات‌ را می‌ نوشتند، ساختن‌ ملودیها و ضبط‌ های‌ آكوستیك‌ اش‌ انجام‌ می‌ شد. در مرحله‌ بعدی‌ كارمن‌ ریتزو (یكی‌ از چهره‌ های‌ شناخته‌ شده‌ موسیقی‌ الكترونیك‌ و نامزد دریافت‌ جایزه‌ Grammy) صدای‌ الكترونیك‌ را به‌ آن‌ اضافه‌ می‌ كرد و بعد برمی‌گشت‌ دست‌ این‌دو و آنها هم‌ دوباره‌ چیزهایی‌ به‌ آن‌ اضافه‌ می‌كردند. به‌ عبارتی‌ این‌ فایلها تمام‌ مدت‌ رد و بدل‌ می‌ شد. و اگر چه‌ قطعات‌ بر اساس‌ صدای‌ الكترونیك‌ ساخته‌ نشد، اما رامین‌ و اعظم‌ در هنگام‌ نوشتن‌ و ساختن‌ آگاه‌ بودند كه‌ این‌ صدا بعدا به‌ آن‌ اضافه‌ می‌ شود.البته‌ میزان‌ استفاده‌ از موسیقی‌ الكترونیك‌ در همه‌ قطعات‌ به‌ یك‌ اندازه‌ نیست‌. برای‌ نمونه‌ در قطعه‌ شكار كه‌ ترانه‌ محلی‌ خراسانی‌ با ریتم‌ ۶ و۸ است‌، به‌ شكلی‌ محدود از موسیقی‌ الكترونیك‌ استفاده‌ شده‌ كه‌ به‌ گفته‌ اعظم‌، این‌ مساله‌ تا اندازه‌یی‌ هم‌ از نامانوس‌ بودن‌ ریتم‌ قطعه‌ با ذهنیت‌ كارمن‌ سرچشمه‌ می‌ گرفت‌: «كارمن‌ اصلا نمی‌ دانست‌ با آن‌ چه‌ كار بكند. چون‌ ۶و۸ درآوردن‌ آن‌ برای‌ موسیقی‌ الكترونیك‌ خیلی‌ سخت‌ است‌. برای‌ همین‌ گفتیم‌ هرچه‌ ساده‌ تر نگهش‌ داریم‌ بهتر است‌. ولی‌ همان‌ یك‌ ذره‌ هم‌ كه‌ بهش‌ اضافه‌ می‌ كنیم‌، چیزهای‌ الكترونیك‌، آنقدر جا می‌ گیرد كه‌ واقعا خیلی‌ چیزها توی‌ آن‌ گم‌ می‌ شود، خیلی‌ چیزها.»ناگفته‌ نماند كه‌ در اجرای‌ این‌ قطعه‌ محلی‌ خراسانی‌ آرش‌ خلعتبری‌ هنرمند ایرانی‌ مقیم‌ فرانسه‌، از جمله‌ نوازندگی‌ سازهای‌ كوبه‌یی‌ را برعهده‌ داشته‌ است‌.«درموسیقی‌ الكترونیك‌ مقدار قدرتی‌ كه‌ در صدا وجود دارد خیلی‌ بیشتر است‌. برای‌ همین‌ یك‌جورهایی‌ مثل‌ رنگ‌ گذاری‌ روی‌ فیلم‌ می‌ ماند. شما امروز هیچ‌ فیلمی‌ را نمی‌بینید كه‌ رنگش‌ دست‌ نخورده‌ باشد از طریق‌ كامپیوتر. در موسیقی‌ هم‌ این‌ چیزی‌ است‌ كه‌ دیگر نمی‌ شود انكار كرد و خواهد ماند و دیگر قسمتی‌ از تاریخ‌ موسیقی‌ خواهد بود. این‌هم‌ همین‌ حالت‌ را دارد. وقتی‌ صداها در كامپیوتر اضافه‌ می‌ كنید و تغییرات‌ مختلفی‌ در آن‌ می‌ دهید، اینها همه‌ خاصیت‌ های‌ خودش‌ را دارد كه‌ به‌ موسیقی‌ آكوستیك‌ كمك‌ می‌كند. ما می‌ خواستیم‌ چیزی‌ بسازیم‌ كه‌ هم‌ آكوستیك‌ باشد و هم‌ الكترونیك‌.»البته‌ رسیدن‌ به‌ تعادل‌ و تناسب‌ یكی‌ از مشكلات‌ و دلمشغولی‌ها و در عین‌ حال‌ جذابیت‌های‌ پروژه‌ نیاز بود. به‌ گفته‌ اعظم‌، شاید موسیقی‌ الكترونیك‌ در آن‌ لحظه‌ كه‌ شنونده‌ برای‌ اولین‌ بار قطعات‌ نیاز را می‌شنود، بیش‌ از اندازه‌ به‌ گوش‌ برسد و برجسته‌ باشد، اما با شنیدن‌های‌ مكرر، عنصرهای‌ آكوستیك‌ قطعات‌ هر بار بیشتر به‌ گوش‌ می‌رسند و دقیقا این‌ حس‌ آكوستیك‌ از هر چیزی‌ مهمتر است‌: «كارمن‌ مدام‌ می‌ خواست‌ بیشتر الكترونیك‌ باشد و ما هم‌ مدام‌ می‌ خواستیم‌ بیشتر آكوستیك‌ اش‌ بكنیم‌ و چون‌ او به‌ آن‌طرف‌ می‌كشید و ما به‌ این‌ طرف‌ می‌كشیدیم‌ باعث‌ شد چیزی‌ بین‌ آن‌ دو اتفاق‌ بیفتد ما همین‌ كار را هم‌ می‌ خواستیم‌ بكنیم‌. چون‌ قبل‌ از هر چیز وقتی‌ آدم‌ به‌ این‌ آلبوم‌ گوش‌ می‌ دهد، در بخصوص‌ شنونده‌ های‌ موسیقی‌ آكوستیك‌، اول‌ از همه‌ عناصر الكترونیك‌ قطعات‌ را حس‌ می‌ كنند. چون‌ اینقدر قوی‌ است‌ كه‌ جای‌ همه‌ چیز را می‌گیرد، ولی‌ اگر بیشتر به‌ موسیقی‌ گوش‌ بدهی‌، دوسه‌ بار گوش‌ بدهی‌، صداهای‌ آكوستیك‌ هم‌ بخوبی‌ به‌ گوش‌ می‌رسند. همه‌ این‌ تجربه‌ را تا حالا داشته‌ اند، همه‌ به‌ ما گفته‌ اند كه‌ اول‌ فكر كردیم‌ زیادی‌ الكترونیك‌ است‌، بعد از دو سه‌ بار گوش‌ دادن‌ دیدیم‌ كه‌ واقعا آنجا مثلا سازهای‌ كوبه‌یی‌ زیاد استفاده‌ شده‌. خلاصه‌ اگر چندبار گوش‌ بدهی‌ خیلی‌ چیزها هست‌ كه‌ آكوستیك‌ است‌.»آلبوم‌ نیاز فقط‌ از قطعات‌ باكلام‌ تشكیل‌ نشده‌ و رامین‌ سعی‌ داشته‌ كه‌ با گنجاندن‌ قطعاتی‌ بی‌ كلام‌ به‌ شنونده‌ فرصت‌ تنفس‌ و استراحت‌ بدهد. در قطعه‌ بی‌ كلام‌ «آرزو» به‌ خصوص‌ سوال‌ و جواب‌ سازهای‌ مختلف‌ بسیار شنیدنی‌ و جذاب‌ است‌، اما آیا این‌ رد و بدل‌ شدن‌ بین‌ موسیقی‌ آكوستیك‌ و موسیقی‌ الكترونیك‌ هم‌ ممكن‌ است‌؟ رامین‌ در پاسخ‌ این‌ پرسش‌ می‌گوید:«متاسفانه‌ عناصر الكترونیك‌ جنبه‌ ملودیك‌ ندارند و اتفاقا یكی‌ از حسن‌ های‌ موسیقی‌ شرقی‌ تكاملی‌ است‌ كه‌ در ملودی‌ در آن‌ به‌وجود آمده‌. برای‌ همین‌ برای‌ من‌ قسمت‌ الكترونیك‌ مثل‌ یك‌ زیربنای‌ بسیار قوی‌ است‌، ولی‌ ملودی‌ نیست‌ و تا بخواهی‌ كاربردی‌ ملودی‌ از آن‌ داشته‌ باشی‌، مبتذل‌ می‌ شود. اما برای‌ رنگ‌ آمیزی‌ و ساختن‌ ریتم‌ و پایه‌ بسیار كمك‌ می‌ كند. از این‌ لحاظ‌ مكالمه‌ یی‌ میان‌ این‌ دو موسیقی‌ ایجاد می‌ شود، ولی‌ از لحاظ‌ ملودیك‌، می‌ توان‌ گفت‌ اصلا نمی‌شود.»رامین‌، درباره‌ نقش‌ ذهنیت‌ موزیسینها در چنین‌ همكاری‌ هایی‌ می‌گوید: «بالاخره‌ برخورد یك‌ ذهنیت‌ از یك‌ برداشت‌ از فرهنگ‌ خیلی‌ مهم‌ است‌. مخصوصا استفاده‌ صدای‌ الكترونیك‌ خیلی‌ سریع‌ می‌ تواند یك‌ كار را مبتذل‌ كند، ولی‌ علتی‌ كه‌ به‌ نظر مبتذل‌ می‌ آید به‌ خاطر این‌ است‌ كه‌ آن‌ شناخت‌ و یا كاربردش‌ در آن‌ فرهنگ‌ برای‌ آن‌ شخا آشنا نیست‌. درست‌ به‌ همان‌ صورت‌ كه‌ من‌ اگر این‌ را معكوس‌ بكنم‌: مثل‌ یك‌ گروه‌ «راك‌ اند رول‌» می‌ماند كه‌ در ایران‌ شاید دارد كار می‌ كند و به‌نظر خودش‌ دارد خیلی‌ كار راك‌ قشنگی‌ می‌ كند، ولی‌ اگر آن‌ كار راك‌ یا آن‌ گیتاریست‌ را بگذاریم‌ پیش‌ كسی‌ كه‌ در دنیای‌ غرب‌ یا در امریكا یا در اروپا دارد كار راك‌ می‌ كند، فرضا برمی‌ گردد و می‌ گوید كه‌ آقا اصلا این‌ كار یا طرز برخوردت‌ با این‌ موسیقی‌ كاملا اشتباه‌ است‌. بخاطر اینكه‌ ذهنیت‌ و زمینه‌ اش‌ را نداشته‌، آن‌ موسیقی‌ را زندگی‌ نكرده‌ كه‌ بتواند برداشت‌ شخصی‌ اش‌ را داشته‌ باشد و در كارش‌ انعكاس‌ پیدا كند. برای‌ همین‌ برای‌ یك‌ شخا غربی‌ هم‌، مثل‌ كارمن‌، كه‌ داشت‌ كار می‌ كرد، در واقع‌ یك‌ جورهایی‌ ما نور چشم‌ اش‌ بودیم‌ كه‌ می‌ توانستیم‌ بگوییم‌، از این‌ جهت‌ برو یا از این‌ جهت‌ نرو، مثلا این‌ معنی‌ می‌ دهد در كاربرد این‌ نوع‌ موسیقی‌ یا نمی‌ دهد. برای‌ همین‌ كشمكش‌ زیاد بود.»در اینجا باید نكته‌ دیگری‌ را نیز در نظر داشت‌ و آن‌ اینكه‌ ممكن‌ است‌ در فرهنگهای‌ مختلف‌، كاربرد و برداشتی‌ متفاوت‌ از موسیقی‌ الكترونیك‌ وجود داشته‌ باشد، چون‌ موسیقی‌ هم‌ به‌ نوعی‌، آیینه‌ جامعه‌ است‌: «موسیقی‌ انعكاسی‌ است‌ هم‌ از جامعه‌ و هم‌ از فضا. انعكاسی‌ از جامعه‌ است‌. چون‌ بالاخره‌ یك‌ صداهایی‌ هست‌ كه‌ شما می‌ شنوید، نوع‌ تمپوی‌ سرعت‌ زندگی‌، صداهای‌ ماشین‌ هایی‌ كه‌ می‌ شنوید، همه‌ اینها یك‌جورهایی‌ و یك‌ مقداری‌ ذهنیت‌ آدم‌ را آماده‌ می‌ كند، ولی‌ خود فضایی‌ هم‌ كه‌ شما در آن‌ زندگی‌ می‌ كنید انعكاسی‌ توی‌ موسیقی‌ دارد. توی‌ فضای‌ ایران‌ صداهای‌ الكترونیك‌ فقط‌ و فقط‌ در موسیقی‌ پاپ‌ استفاده‌ شده‌. برای‌ همین‌ در وهله‌ اول‌، خیلی‌ امكان‌ دارد كه‌ آن‌ را مساوی‌ با موسیقی‌ پاپ‌ ببینند. یعنی‌ چیزی‌ كه‌ فقط‌ در آنجا به‌ كار گرفته‌ شده‌، خب‌، مردم‌ هم‌ گوششان‌ اینجوری‌ عادت‌ كرده‌ و كاربردش‌ را محدود می‌ بینند و نوع‌ رنگ‌ آمیزی‌ موجود در اؤر را نمی‌ بینند. این‌ مثل‌ رنگین‌ كمانی‌ می‌ ماند كه‌ اگر شما رنگی‌ از آن‌ را بردارید، خب‌، یك‌ رنگ‌ و یك‌ شكل‌ دیگری‌ دارد.»در این‌ چارچوب‌، اعظم‌ هم‌ به‌ نكته‌یی‌ دیگر اشاره‌ می‌كند كه‌ كمبود آن‌ در ایران‌ محسوس‌ است‌ و آن‌ لزوم‌ همكاری‌ بیشتر بین‌ موزیسین‌های‌ عرصه‌ ها و سبكهای‌ مختلف‌ و مخصوصا همكاری‌ استادان‌ موسیقی‌ سنتی‌ با جوانهایی‌ كه‌ در سبكهای‌ دیگر فعالیت‌ دارند: «خیلی‌ دلم‌ می‌ خواست‌ كه‌ كاری‌ بكنیم‌ كه‌ واقعا برای‌ خودم‌ هم‌ جدید باشد، من‌ در هندوستان‌ بزرگ‌ شده‌ ام‌ و در موسیقی‌ هندی‌ و تا اندازه‌ یی‌ هم‌ عربی‌ این‌ اتفاق‌ افتاده‌. بین‌ موسیقی‌ پاپ‌ و سنتی‌ هزار نوع‌ موسیقی‌ دیگر هست‌. برای‌ نمونه‌ گروهی‌ است‌ متشكل‌ از دو پسر جوان‌ را می‌شناسم‌ كه‌ كارهای‌ الكترونیك‌ ح‌.ب‌ انجام‌ می‌ دهند، یعنی‌ واقعا یكی‌ از بهترین‌ ها هستند كه‌ از هند می‌ آیند. در اجرا و تهیه‌ آلبوم‌ این‌ دو برای‌ نمونه‌ استاد سلطان‌ خان‌ كه‌ واقعا یكی‌ از بهترین‌ سارنگی‌ نوازان‌ هندوستان‌ است‌ و همچنین‌ دختر راوی‌ شانكار همكاری‌ داشتند. دلم‌ می‌ خواست‌ استادهای‌ ما هم‌ این‌ كار را می‌ كردند. بیشتر با جوانها می‌ آمدند و تجربه‌ می‌ كردند.»
پیوند زبان‌های‌ اردو و فارسی‌ در آلبوم‌ «نیاز»
قطعات‌ آلبوم‌ نیاز به‌ زبانهای‌ فارسی‌ و اردو اجرا شده‌ اند كه‌ البته‌ در قطعه‌ غزل‌ كه‌ اولین‌ قطعه‌ آلبوم‌ هم‌ هست‌، نه‌ تنها موسیقی‌ كه‌ اشعار كلاسیك‌ اردو و فارسی‌ هم‌ به‌ هم‌ پیوند داده‌ شده‌ اند. «راستش‌ آهنگ‌ «غزل‌» را بخاطر دوزبانه‌ بودنش‌ در اول‌ آلبوم‌ گذاشتیم‌، چون‌ همیشه‌ آهنگ‌ اول‌ نمایانگر بقیه‌ آلبوم‌ است‌ و او چون‌ دوزبانه‌ است‌، خیلی‌ مناسب‌ بود كه‌ آن‌ را انتخاب‌ كنیم‌. ترتیب‌ بقیه‌ قطعات‌ بیشتر بر حسب‌ تونالیته‌ انتخاب‌ شده‌. نكته‌ دیگری‌ كه‌ در آلبوم‌ نیاز به‌ چشم‌ می‌خورد، استفاده‌ نكردن‌ از سازهای‌ بادی‌ مثل‌ نی‌ است‌ كه‌ نوای‌ آن‌ با حال‌ و هوای‌ موسیقی‌ عرفانی‌ و اشعار كلاسیك‌ همخوانی‌ و هماهنگی‌ دارد. مساله‌ دیگر اینكه‌ بیشتر شعرهای‌ فارسی‌ آلبوم‌ نیاز از مولوی‌ است‌. آیا آشنایی‌ مردم‌ با اشعار كلاسیك‌ می‌تواند برقراری‌ رابطه‌ با موسیقی‌ را آسانتر كند؟ رامین‌ معتقد است‌: «نه‌، من‌ فكر می‌ كنم‌ كه‌ برعكس‌ است‌. لااقل‌ نیت‌ ما برعكس‌ بوده‌. ما نیت‌ مان‌ بر این‌ بود كه‌ این‌ موسیقی‌ پلی‌ بشود برای‌ آن‌ نسلی‌ كه‌ با آن‌ اشعار عرفانی‌ آشنایی‌ ندارد، شاید بخواهد با آنها آشنایی‌ بیشتری‌ پیدا بكند و پیامی‌ كه‌ در اینها نهفته‌ است‌، چه‌ از لحاظ‌ سوالهایی‌ كه‌ پیش‌ می‌ كشند برای‌ زندگی‌ و برخورد و چه‌ راه‌ حلهایی‌ كه‌ عنوان‌ می‌ كنند، برایشان‌ جایگزین‌ آن‌ كمبود عرفانی‌ بشود كه‌ در دنیای‌ امروز وجود دارد.» در هر حال‌ شكی‌ نیست‌ كه‌ موسیقی‌ به‌ آدمها چه‌ به‌ عنوان‌ موزیسین‌ و چه‌ به‌ عنوان‌ شنونده‌، می‌تواند در كشف‌ هویت‌ و ریشه‌ ها كمك‌ كند:
«این‌ را هم‌ از تجربه‌ شخصی‌ می‌ گویم‌ در خارج‌ از ایران‌ نسلی‌ كه‌ الان‌ به‌ كنسرت‌ می‌آید تقریبا دیگر كم‌ و بیش‌ بسختی‌ فارسی‌ صحبت‌ می‌ كنند، ولی‌ در كنسرتی‌ كه‌ چندی‌ پیش‌ در لس‌ آنجلس‌ داشتیم‌، پسری‌ آمد جلو و گفت‌ كه‌ مثلا من‌ با موسیقی‌ آكسیوم‌ و موسیقی‌ شما بزرگ‌ شده‌ ام‌. گفت‌ برای‌ من‌ یك‌ لیست‌ بفرستید از تمام‌ آهنگسازهای‌ ایرانی‌ كه‌ من‌ باید با آنها آشنا بشوم‌. می‌ بینم‌ الان‌ تبدیل‌ شده‌ ام‌ به‌ یك‌ پل‌. برای‌ یك‌ بچه‌ یی‌ كه‌ اینجا بزرگ‌ شده‌، هیچ‌ رابطه‌ یی‌ ندارد و از تمام‌ آهنگسازها و اساتیدی‌ كه‌ در ایران‌ كار كرده‌ اند هیچ‌ شناختی‌ ندارد، علاقه‌مند شده‌ كه‌ آشنا بشود. كار من‌ سنتی‌ نیست‌، ولی‌ به‌ هرحال‌ پلی‌ است‌ كه‌ استفاده‌ می‌ كند تا خود را به‌ فرهنگ‌ خود نزدیك‌ تر كند.»


منبع : روزنامه اعتماد

مطالب مرتبط

تحول در سازهای کهن

اما همچنان دلایل منحصر به فرد بودن شیوه نوازندگی اسکات راس را نمی توان با اطمینان تمام ابراز کرد. حتی او پس از گذشت سال ها از تاریخ مرگش بیش از پیش در معرض توجه قرار دارد و ظاهراً این سنتی است که قرار شده همچنان پایدار باقی بماند. همچون اسکات راس چه بسا شخصیت هایی بوده اند که تنها پس از مرگ اذهان را به خود جلب کردند و چه بسا افرادی که ما هیچ گاه نامی از آنها نخواهیم شنید. آیا شخصیتی همچون راس ظهور پیدا خواهد کرد که شیوه نگرش آدمیان را به سازهای کهن متحول سازد؟ آیا توفیقی که او در تفسیر آثار مختص به هارپسیکورد به دست آورد همچنان دست یافتنی است؟ از این پس نباید انتظار داشت سالن های کنسرت از مشتاقانی که برای شنیدن اجرای هارپسیکورد بی قرارند لبریز شوند. یکی از توانایی های بالقوه راس علاوه بر تسلط غیرقابل تصور در تکنیک نوازندگی و اشراف بر بیان موسیقی، قابلیت های او در جذب مخاطبانش بود. او نبض شنوندگان را در اختیار می گرفت و با خود می برد. به هر جا که اراده می کرد. موسیقی هارپسیکورد بدون شک تنها عده معدودی را جذب خود می کند. پس بدیهی است که در یک ریستال هارپسیکورد جمعیت معدودی که معمولاً از متخصصان موسیقی تشکیل شده اند، حضور یابند. بخشی از توفیق راس به مسائل تکنیکی و فنی امر نوازندگی مربوط می شود. کیفیت صوتی نوازندگی او گونه ای اطمینان و آسودگی خاطر را به شنونده منتقل می کند. شنونده در وضعیتی قرار می گیرد که گویی اساساً جای هیچ نگرانی در هیچ کاری نیست. گویی همه چیز مطابق میل پیش می رود و الزاماً چنین خواهد شد. این حس اطمینان که از سوی اجرا کننده موسیقی به مخاطب منتقل می شود چون جادویی جلوه گر خواهد شد. حتی امروزه که ما هیچ گاه توفیق نخواهیم داشت تا نوازندگی اسکات راس را از نزدیک بشنویم، این جادو در همان لحظات نخست استماع اجراهای ضبط شده توسط راس رخ خواهد نمود. از سوی دیگر می توان المان های اساسی شیوه نوازندگی راس را یکی یکی استخراج کرد و تا حدی به رموز کاری وی پی برد.
آنچه که در اجرای راس بیش از سایر خصیصه ها شاخص می نماید، کیفیت دقیقی است که در نوازندگی او مشهود است. همین کیفیت موجب می شود که او بتواند به نقاطی دست نیافتنی عزیمت کند و بدان نایل شود. البته این ایده در خود تناقضی به همراه دارد لیکن چاره ای نمی ماند جز پذیرش همین تناقض و تن دادن به آن.
اسکات راس در سال ۱۹۵۱ در پنسیلوانیای آمریکا چشم به جهان گشود. تقریباً پنج ساله بود که ناگهان پدرش را از دست داد. نخستین تعلیمات موسیقایی او بازمی گردد به سال ۱۹۵۷ که به تبع آنها وی نوازندگی سازهای هارپسیکورد و ارگ را آغاز می کند. در سال ۱۹۶۴ او به همراه دیگر اعضای خانواده اش به فرانسه عزیمت می کند. البته به نظر می رسد تغییراتی که به واسطه سفرش به فرانسه در زندگی او پدید می آید نقش مثبتی در پیشرفت او در موسیقی داشته است. او سرانجام برای ادامه تحصیل موسیقی به کنسرواتوار شهر نیس می رود. از این موقع به بعد او در شرایطی قرار می گیرد که ناگزیر با دیگر موسیقیدان ها مورد مقایسه قرار می گیرد و در نتیجه نکات برجسته کار او بیش از پیش مورد توجه قرار می گیرند. او سرانجام به عنوان نوازنده اول کنسرواتوار در دوران تحصیلش شناخته می شود. تمامی شرایط مهیا می شوند تا او بتواند به یکی از برجسته ترین آکادمی های موسیقی در جهان یعنی کنسرواتوار پاریس راه یابد. موفقیت های او به همین شکل در پاریس نیز تکرار می شوند. پس از فراغت از تحصیل او در مقام نوازنده و نیز معلم به فعالیت می پردازد. یکی از مهم ترین دوران های زندگی اسکات راس مربوط می شود به زمانی که وی در مقام معلم در کبک به پرورش نسل نخست شاگردان برجسته اش می پردازد. در سال ۱۹۷۵ اسکات راس یکی از مهم ترین پروژه های دوران حیات خود را به پایان می رساند و طی آن ضبط مجموعه کامل قطعات برای کلاوسن اثر ژان فیلیپ رامو را انجام می دهد. همین پروژه بازتاب بسیار گسترده ای می یابد و بدین شکل راس جایزه گرندپری را از آن خود می سازد. او دو سال بعد مفتخر به دریافت دکترای افتخاری می شود. در سال ۱۹۸۱ پروژه بعدی به اتمام می رسد و این بار مجموعه کامل قطعات برای هارپسیکورد اثر فرانسوا کوپرن توسط راس ضبط می شوند. این بار نوبت به هندل می رسد. اما آنچه که بسیار حیرت انگیز به نظر می رسد تهور او در اجرا و ضبط کلیه سونات های دومینکو اسکارلاتی است. او در حدفاصل میان سال ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۵ تعدادی بالغ بر پانصد و پنجاه سونات را از شش صدواندی سونات اسکارلاتی اجرا و ضبط می کند. اسکات راس در تمامی طول این دوران نیم نگاهی نیز به رهبری آثار آوازی آهنگسازان باروک و نیز آثار برجسته برای ارگ داشته است. در نهایت او کلیه آثار برای ارگ کوپرن را نیز ضبط می کند. او سرانجام در سن سی و هشت سالگی و در شرایطی که برای سالیان به طور ادواری در بیمارستان بستری می شد، چشم از جهان فروبست. واقعه مرگ زودهنگام او در واقع آغازگر شهرت عالم گیر او بود. جای خوشبختی است که میراثی از او همچنان برای آیند گان باقی مانده است.
ترجمه: طاها پیشوا

وبگردی
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش - این فیلم که توسط دوربین های امنیتی گرفته شده لحظه به چاه انداختن دختر 5 ساله ای در اصفهان توسط پسر بچه ای کوچک را به تصویر کشیده است.
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی - جوان خوش ذوق ایرانی لامبورگینی! تماما ایرانی را طراحی و تولید کرده است.
سلطان سکه
سلطان سکه - اولین جلسه دادگاه "وحید مظلومین" معروف به سلطان سکه به همراه ۱۴ نفر از همدستانش امروز در شعبه دو دادگاه ویژه مفاسد اقتصادی به ریاست قاضی زرگر و به صورت علنی برگزار شد.
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر - با وجود اینکه چند روزی است سریال پر حاشیه "پدر" به پایان رسیده است، اما انتشار تصاویر ریحانه پارسا بازیگر نقش اول زن این سریال جنجال تازه‌ای به پا کرده است. این جنجال در حالی ایجاد شده که سازندگان سریال "پدر" به دنبال تولید فصل دوم آن هستند.
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها - ریحانه پارسا، بازیگر نقش لیلا در سریال "پدر" فعالیت خودش را به عنوان مدل تبلیغاتی آغاز کرد. این بازیگر متولد سال 1377 است.