شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷ / Saturday, 23 February, 2019

میراث قالی مجنونی


-حسن حكمت نژاد. متولد ۱۳۰۹. اصفهان
-فرزند و شاگرد استاد محمدكاظم قالی باف، سردمدار «قالی مجنونی »
-طراح بیش از ۵۰ نقشه قالی
-مؤسس و بنیانگذار «فرش پوده»
-مؤسس و بنیانگذار «فرش قشم»
-شركت در بیش ازده ها نمایشگاه فرش جهانی و اخذ جوایز اول از این نمایشگاه ها از جمله نمایشگاه بزرگ آسیا. برخی از آثار او در زمینه طراحی نقش قالی عبارتند از: زردیس، گلدانی (ظل السلطانی)، شال كشمیر، آندو، پرنده بهشتی، شب نما، سپیده، یاد شیخ صفی، دلدار، هدهد، نقش در نقش هماهنگ، ستاره دنباله دار (خورشید، وقار، آرام و فتنه) نقش آفرینی حیرت انگیز و خلق آثاری بدیع در عرصه هنر «فرش» چنان است كه حتی در عرصه ادب و عرفان برای خود جایگاه ویژه ای باز كرده است و مدتهاست كه طراحان با طرح آثار شگفت انگیز خود توانسته اند جایگاه ویژه ای برای هنر فرش بافی پدید آورند.و در این میان «حسن حكمت نژاد» از زمره افرادی است كه با بیش از شصت سال تلاش و كوشش و به دوش كشیدن سختی ها و تنگ نظری ها كه رسم روزگار ماست، با خلق آثار ماندگار خود، هنر قالی بافان را به تجلیگاه زیبایی ها درآورده است.
حسن حكمت نژاد اهل اصفهان است و متولد فروردین سال ۱۳۰۹.
درباره كودكی اش می گوید: «من در محله شهشهان اصفهان در كانون خانواده ای مذهبی و اهل هنر به دنیا آمدم. پدرم محمدكاظم مجنونی، به من و سه برادرم قالیبافی آموزش می داد. به تقریب در سن هفت سالگی، هر یك از ما، مكلف به یادگیری قالیبافی می شد. به موازات فعالیتهای ما، مادرم حاجیه زهرا كه در نوع خودش استاد طراز اول قالیبافی در بین زنها بود نیز مرتب پای دار می نشست و قالی می بافت.»و حسن حكمت نژاد در یك چنین محیطی، در حدفاصل خلاقیت و سخت گیری پدر و پشتكار و عطوفت مادر پرورش یافت. پدربزرگش «احمد بیك مجنونی» ، مدت مدیدی مباشر «ظل السلطان» بود و ناگهان از كارهای دیوانی انصراف می دهد تا در خلوت خانه به بافتن قالی مشغول گردد. به این ترتیب پدر حكمت نژاد در سایه سار پدرش هنر قالیبافی را می آموزد و بعد از مرگ پدر، برای آن كه این هنر موروثی مدفون نگردد و فراموش نشود، فرزندانش را مكلف به قالیبافی می كند.با این همه، پدر حكمت نژاد سخت او را به تحصیل فرا می خواند. خودش در این باره می گوید: «اولین مدرسه ای كه به آن پا گذاشتم، مدرسه فردوسی واقع در خیابان هاتف، كنار مرقد علامه مجلسی بوده است. دوره دبیرستان را نیز در دبیرستان سعدی گذراندم. به موازات تحصیل، هر روز به یادگیری قالیبافی نیز می پرداختم.»با به قتل رسیدن پدر، اما حكمت نژاد و برادرش مجبور به ترك تحصیل به مدت دو سال می شوند تا سرپرستی كارگاه پدر را بر عهده بگیرند.بنابراین حسن حكمت نژاد در سن ۱۲ سالگی روزی ۳ الی ۴ ساعت قالی می بافته و درس هم می خوانده. البته تعداد ساعات قالیبافی اش در تابستان به روزی هشت ساعت هم می رسیده است. «پدرم با وسواس زائدالوصفی نظاره گر حركت دستها و نخها و گره و دار بود. تقریباً در طول سه ماه، پدر یك «رشته» را به ما می آموخت. فی المثل برای تعلیم گیاه شناسی، ما را به بیابان می برد و از نزدیك دست و چشم و روح مان را با گیاهان آشنا می ساخت و دانه های رنگی را به ما نشان می داد. سه ماه دوم، ما را به پای پاتیل رنگرزی می كشاند و تمام مراحل رنگرزی را به ما می آموخت.»
او می گوید: «بعد از رنگرزی، شیوه ریسندگی و پشم ریسی و تابندگی و تهیه كرم ابریشم و طریقه به دست آوردن ابریشم را تعلیم می داد و تا مطمئن نمی شد كه به كمال، این مرحله را فرا گرفته ایم به رشته دیگری نمی پرداخت. پدرم استاد اول و آخرم بود.»حسن حكمت نژاد تحصیل را تا دیپلم آن روزگار به پایان می برد و در دوران سربازی در رشته بهداری لشگر خدمت می كند و جزو كاركنان داروخانه بهداری می گردد.و این امر باعث می شود تا بعدها داروخانه ای در همان خیابان هاتف تأسیس كند و برای مدت ۱۵ سال «هم به قالیبافی می پرداختم و هم داروخانه را سرپرستی می كردم. پدر، وصیت كرده بود در كنار هر شغلی حتماً به قالیبافی نیز بپردازم. از این رو بعد از مرگش، بر خود فرض دانستم تا به این وصیت گردن نهم.»برای خاندان مجنونی (خاندان پدر حكمت نژاد) قالیبافی یعنی آمیزه ای از عبادت و هنر. خودش می گوید: «پدرم همیشه به كارگرانش سفارش می كرد كه هیچ وقت بی وضو پای دار ننشینند و حتماً قالی را با «بسم الله» شروع كنند، چرا كه قالیبافی، علاوه بر دیگر جنبه ها، یك عبادت است. من در دوازده سالگی پدرم را از دست دادم و هنگام فوتش او حدود ۴۰۰ كارگر داشت كه بعد از او سرپرستی آنها بر گردن من افتاد. گاهی اوقات، پنجشنبه ها همراه پدر به بازار می رفتیم و در حین عبور از جلوی حجره ها ما را به حجره دارها معرفی می كرد و می گفت «بنده زاده! »هر وقت جنسی احتیاج داشت، بدهید، هزینه اش با من.»تنها استاد حكمت نژاد پدرش بود و با آنكه او را در دوازده سالگی از دست داده است اما هنوز آموخته های او آویزه گوشش است. درباره پدرش می گوید: «پدر، در اشارت هایی كه به طرح های اسلیمی و ختایی داشت (یعنی نقوش حاكم بر كاشیكاری های عصر صفویه و نقاشی های دیواری كاخ های چهل ستون، عالی قاپو و هشت بهشت) معتقد بود كه این كلاس های گشوده درس اساتید و تبار گذشته ماست. در نتیجه، اولین «آرمانش» این بود كه می باید از این میراث پاسداری كرد.»به همین دلیل «محمد كاظم مجنونی» برای فرزندانش دو وصیت به جای می گذارد.« اولین وصیت پدر به ما این بود كه از محدوده نقوش سنتی پافراتر نگذاریم و وصیت دومش آن بود كه غیر از رنگ های طبیعی از چیز دیگری استفاده ننماییم. این جریان، آرام آرام او را در بین سوداگران فرش، در هیأت رقیبی سخت گیر و غیر قابل انعطاف، مطرح می سازد و این مقدمه توطئه ای است كه در سال ۱۳۲۱ منجر به قتل وی می شود.»با رواج «قالی مجنونی» نام محصولات پدر حكمت نژاد، میدان برای سوداگران فرش تنگ می شود و خلاقیت های محمد كاظم كار دستش می دهد و رقبا كه تاب تحمل چنین رقیب سرسختی را ندارند نمی توانند ببینند كه طرح های مجنونی مقبول دولتیان و پایتخت نشینان واقع شده است و« در حقیقت رنسانسی در عرصه قالبی اصفهان اتفاق افتاده بود »او را در نیمه شبی در خانه اش به قتل می رسانند.حكمت نژاد می گوید: «بعدها، فهمیدیم كه سارقی و در حقیقت قاتل گماشته شده ای وارد خانه شد و با قمه زخمی كاری بر پدرزد و در حین فرار برادرم سد راه او شد. برادر را نیز مجروح ساخته به كوچه زد و در تاریكی شب از مقتل دور شد... قاتل در اعترافاتش گفته بود كه من محمد كاظم مجنونی را نمی شناختم... جمعی او را اجیر كردند و در مقابل وسوسه ۱۰۰ تومان، او را مأمور می سازند تا وارد خانه شده و پدر را از پا درآورد. اگر این واقعه اتفاق نمی افتاد ، چه بسا در قالی مجنونی اتفاقاتی صورت می گرفت كه شگفتی همگان را برمی انگیخت.»بعد از مرگ پدر كارگاه قالی او نیز برچیده می شود و خاندان مجنونی به ناچار از محله شهشهان به محله شكرشكن نقل مكان می كنند و ۳۴۰ نفر از كارگران پدر دارقالی های كارگاه را در خانه های خود علم می كنند و از همین جا مبارزه حكمت نژاد برای ادامه راه پدر و توسعه مشی و روش او آغاز می شود.
او درباره میراث هنری پدرش می گوید: «ما در قالی مجنونی نقشه هایی داریم كه منحصر به فرد است. نقشه هایی مثل: ماهی زنبوری، گلدانی (معروف به ظل السلطانی) شاخ گوزنی، بوته ای، زری، ختایی و اسلیمی. این درست است كه طرح گل های شاه عباسی و گل های بوته ای را رعایت كرده ایم، اما مجنونی ها با تصرفاتی در رسم این نقشه ها تنوع نوینی به طراحی قالی بخشیده اند.»
حكمت نژاد پس از پدرش با اساتید دیگر آشنا می شود. « اولین نفر از این جماعت بزرگوار، حاج میرزا آقاامامی است. هر چند او به طور جدی طراح نقشه قالی نبوده، ولی با نقشه های معدود و انگشت شمارش نامش همیشه محفوظ است. بعد از او باید از حاج مصور الملكی یاد كنم. چرا كه از چند نقشه اش در قالی مجنونی استفاده كرده ایم... مرحوم عیسی بهادری از بنیانگذاران «مكتب اصفهان» و «هنرستان اصفهان» بوده است.»البته حكمت نژاد ارادت ویژه ای به استاد كرباسیون دارد. «من تا زنده هستم این حاجی عباس كرباسیون را (چه در قالی مجنونی و چه در قالی و كاشی اصفهان) برگردن خود و بر هنر اصفهان می بینم. در بین این بزرگواران، مرحوم سید جعفر رشتیان صاحب قلمی« جادویی» بود. زیباترین جلوه های هنر سید، نقاشی های دیواری مهمانسرای شاه عباسی اصفهان است كه به محض ورود به آن مكان شدیداً خودنمایی می كند.یكی اتفاقات مهم زندگی حسن حكمت نژاد ورود او به روستای فراموش شده و پرت افتاده «پوده» است. او در آنجا در هیأت یك منجی، توانسته اهالی پوده را از وسط تراخم، كچلی، گال و هزاران بیماری دیگر بیرون بكشد و از این نفوس در شمار نیامده، قالی بافانی چیره دست بسازد. خودش در این باره می گوید:« سال ها پیش در خیابان تاج اصفهان، صاحب كارگاهی بودم. یك روز وقتی داشتم وارد كارگاه می شدم پیرمردی، حدوداً شصت ساله جلوی در كارگاه به من سلام كرد و بی صدا رفت و بعد از چند روز او را دوباره دیدم و به من گفت: از شما می خواهم یك روز به ده ما بیایید و برای صرف ناهار مهمان ما باشید. »و این دعوت باعث شد تا او به ده پوده برود. مكانی كه از كمترین امكانات اولیه رفاهی، بهداشتی و آموزشی بی بهره بود. وقتی وارد آنجا شدم در حدود چهار هزار زن و دختر، ملتمسانه و با گریه از من خواستند تا قالی بافی را به آنها آموزش دهم. من ازآنها پرسیدم كه «مردهای ده كجا هستند؟» گفتند: «مردها همه در آبادان و اهواز و شهرهای حاشیه خلیج مشغول عملگی هستند. چون ده ما آب ندارد آنها مجبورند به جای كشاورزی، فله گی كنند.»حكمت نژاد در اولین قدم خانه های ده را در هم می كوبد و سالن بزرگی برای قالی بافی در آنجا احداث می كند و در آغاز كار ۲۰ نفر را برای قالی بافی در این كارگاه آموزش می دهد وی می گوید: «پس از ۱۵ سال وقتی از جاده آسفالته پوده، به طرف اصفهان حركت می كردم، شاهد بودم كه بازارهای فرش اصفهان عمیقاً مشتاق خرید «فرش پوده» هستند و حالا ۶ هزار نفر تحت سرپرستی آقای حقیقی، در پوده آباد شده مشغول قالی بافی هستند و حكمت نژاد این رویه را برای مردم محروم قشم هم در پیش گرفته است و اكثر مردان و زنان جزیره را به كار قالی بافی گماشته كه محصول آنها با نام «فرش قشم» روانه بازارهای ایران و كشورهای دیگر می گردد.»
وقتی از حكمت نژاد خواسته می شود تا روایت شخصی خودش را از حكایت قالی بافی بازگو كند می گوید:« در بین هنرهای پرقدمت از جمله سفالگری و حجاری، قالی ایران كهن ترین شناسنامه هنری این مرز و بوم است. هر چند تا قبل از كشف «پازیریك» مدارك و اسناد قابل اطمینانی از تاریخچه قالی ایران در دست نداریم، اما می توان مدعی شد كه قالی ایران برای سایر بافته ها، هنر مادر بوده است. متأسفانه به خاطر آسیب پذیری تار و پود در طول دوره های مختلف تاریخی، «پازیریك» این یادگار قالی ایران، را از دست داده ایم. علی ایحال پازیریك سند گویای ارزش والای قالی ایرانی است. این فرش از پشم خالص و مساحتش در حدود چهار متر مربع بوده است (یعنی دو متر در دو متر). رنگ غالب آن زرد و قهوه ای و سبز تیره است و رنگ سرخ لاكی نیز در بافت آن به كار رفته و شامل مربع های منظم هندسی است كه درون هر مربع، گلی را آذین كرده بودند.»
او معتقد است كه تا قبل از كشف پازیریك به سند دیگری تكیه می كردیم كه اوج هنر ایران را در بیش از ۱۴۰۰ سال پیش نشان می داده و آن هم «فرش بهارستان» بوده است. این فرش، كاخ مدائن را مفروش می ساخته و تنها فرشی است كه غیر از نخ و ابریشم با سنگ و جواهرات ذی قیمت آذین شده بود و در حمله اعراب فرش بهارستان صد پاره گردید، به طوری كه دیگر حتی ردپایی از آن به دست نیامد و حتی تكه پاره هایی ازآن، كه در موزه های خارجی موجود است بعید است كه همان بهارستان واقعی باشد.
حكمت نژاد می گوید: «اصفهان مدرسه ای در گشوده به روی همه هنرمندان است و من می گویم طرح های بی نظیر او پنجره ای است كه رو به باغ سنت هزاران ساله اجداد ما گشوده می شود. چرا كه تركیب رنگ ها در دستان پرتوان او بازیچه ای بیش نیست. رنگ ها را در می آمیزد و تنوع می بخشد. از تقلید می پرهیزد و شاخصه های هنر قالیبافی را نادیده نمی گیرد و از چارچوب هنر سنتی قالی بافی خارج نمی شود و در عین حال به طرح های خود اصالت می بخشد.
او برای خلق یك قالی بی نظیر معتقد است: «قالی هفده رشته دارد كه یكی از آنها بافندگی است و هر كدام از این رشته ها، نیازمند شكیبایی، خلوص و الهام است.»
هر سه ودیعه ای است كه او از پدر به یادگار دارد. راستی فرزندانش چطور؟
علی اصغر طاهر پور


منبع : مرکز علمی و پژوهشی فرش ایران

مطالب مرتبط

فرش ایرانی میراثی در خطر

فرش ایرانی میراثی در خطر
در گذشته مساله‌ای به نام میراث فرهنگی نه چندان شناخته بود و نه چندان ارزشی داشت ولی امروز همه می‌دانند که این یادگار‌ها تا چه حد می‌تواند برای یک ملتی آبرو، اعتبار و حتی ارزش اقتصادی به همراه داشته باشد و کسانی که به نحوی به این آثار آسیب می‌رسانند بی‌تردید جزو کسانی هستند که به سرنوشت ملتی آسیب می‌رسانند و در عین حال پاسخگوی هیچ مقام و دادگاهی نیستند. ‌ البته ما وارد مباحث نمی‌شویم بلکه مستقیم وارد حوزه‌ای به نام فرش دستباف می‌شویم، که در آنجا شناسنامه و سابقه‌ای داریم.
به هر حال گاهی انسان فکر می‌کند که این نوشتن‌‌ها و گفتن‌ها چقدر فایده دارد و باید زمانی بس باشد و تصمیم‌می‌گیری که دیگر بس است. ولی تا وقتی که می‌فهمی و می‌بینی، نمی‌توانی بی‌اعتنا باشی ولو اینکه یک نفر باشد که به حرفت گوش دهد. من اطمینان دارم که همواره گوش‌ها و دل‌هایی آماده شنیدن و تفاهم هستند. به هر حال با تاکید بر آنکه هنوز ارزش‌های این تولید برای بسیاری شناخته نیست و هنوز بسیاری آن را شایسته توجه نمی‌دانند و هنوز اگر نگاهی به سمت آن می‌شود برای ارزش‌های مادی و اشتغال و صادرات آن است و برنامه‌ریزی‌هایی که در مورد آن می‌شود حتی اگر شکل مفیدی نظیر تعاونی‌های تولید باشد، عملا‌ تبدیل به ابزاری برای نیات دیگر و یا تولیداتی انبوه و بی‌هدف می‌شود. بنابراین نوشتن و گفتن وظیفه است و امیدواریم که به عنوان کمک پذیرفته می‌شود. پیش از آنکه وارد بحث اصلی شویم برای آگاهی به مواردی اشاره می‌کنیم تا دانسته شود که به دلیل برنامه‌ریزی‌های غلط تا چه حد این سرمایه با ارزش ملی آسیب‌دیده است. ما خودمان چه به روز فرشی آوردیم که روزگاری خریداران آن را روی چشمان می‌گذاشتند و یک تکه کوچک آن را چون ثروتی حفظ می‌کردند. ‌ میزان تولید فرش دستباف ایران در شرایط مطلوب و با کیفیت مناسب به رقمی در حدود ۶ میلیون متر مربع رسید، بدون آنکه دغدغه بازار داشته باشد. اما امروز بازار فرش به یک بازار راکد در مرز ۲-۵/۲ متر مربع تولید رسیده است. علی‌رغم بزرگنمایی که در مورد فقر قالیبافان می‌شود و مسوول آن فقط کسانی هستند که برای پایین نگه‌داشتن دستمزد به تولید فرش‌های بی‌کیفیت و ارزان می‌پردازند، در گذشته بسیاری از بافندگان همواره تعدادی فرش لوله شده در کنارخانه خود داشتند که آن را در شرایط مناسب عرضه می‌کردند. ‌
تعداد بافندگان شاغل در این تولید و حرفه‌های وابسته رقمی بین ۱- ۵/۱ میلیون نفر بوده است. یعنی بزرگ‌ترین گروه کاری مولد در کشور که با ۸-۱۰ میلیون افراد خانواده خود در حدود ۱۵درصد جمعیت کشور را پوشش می‌داده‌اند. نیازی به گفتن نیست که امروز چگونه این خانواده بزرگ تبدیل به لا‌یه‌های منفعل و ناامیدی شده‌اند که نه‌تنها قادر به فروش دستبافته‌های خویش نیستند بلکه از بافت فرش به عنوان کاری بیهوده سخن می‌گویند. ‌ حداقل۲۰ درصد کارگران شاغل در این رشته کارگران فنی و متخصص هستند که قادر به محاسبه‌نقشه، چله، نمرات نخ و مقاومت آنها و همچنین مقاومت‌های کششی و تنشی دستگاه‌های بافت و استحصال بهترین رنگ‌های زیبا و باثباتی هستند که از گیاهان ظاهرا بی‌ارزشی که از علف‌ها و ریشه‌های طبیعی گیاهان به دست می‌آید. این سوای طراحان بزرگ و هنرمندی است که به مدد ذهن، اندیشه و دست، نقوشی پیچیده و دقیق ریاضی معادل نقشه‌های معماری را خلق می‌کنند. ‌ برخی از رشته‌های قالیبافی نظیر رنگرزی - رفوگری و به‌ویژه طراحی(که از رشته‌های بسیار زیبای هنری هم به حساب می‌آید) به لحاظ شرایط و نوع کار جزو مشاغل سخت تلقی می‌شوند. متاسفانه سازمان‌های متولی کار و بهداشت از پذیرفتن این مشاغل در رده مشاغل سخت خودداری کرده و هیچگونه حمایتی از آنها نمی‌کنند. ‌ در حدود ۲۰۰۰۰ روستا در ایران دارای قالیبافی بوده‌اند که حفظ حیات اجتماعی و اقتصادی آنها کلا‌ و یا بخشی، از راه قالیبافی تامین می‌شده است. بسیاری از این روستاها در مناطقی قرار داشته‌اند که یا فاقد صنایع و تولیدات دیگر بوده و یا قابلیت صنعتی شدن نداشته‌اند (مناطق کویری- کوهستان‌ها- عشایر) که با اندک توجهی به آمار عمومی کشور می‌توان دریافت چه میزان از این مناطق با از دست دادن قالیبافی خود متروک شده و یا ساکنان آنها به دلیل جایگزین نشدن حرفه دیگری به حاشیه شهر‌ها رانده شده‌اند. در این میان به آسیب کشاورزی و دامداری وابسته به این نقاط که قالیبافی حرفه‌ای جنبی در کنار آنها بوده و یا اسکان عشایر و اجبار آنها به استفاده از نقوش غیرآشنا و عمدتا چاپی و یکنواخت را که به نابودی برخی از نقوش بی‌بدیل و زیبای روستایی کمک کرد چندان تاکید نمی‌کنیم. ‌
▪ ۸۵درصد بافندگان، زنان هستند که بافت نقوش را زیر سقف خانه و کنار گهواره فرزند و مزرعه همسر با علا‌قه و حوصله ‌بافته‌اند. مساله بهره‌کشی که ظاهرا پاشنه آشیل این حرفه تلقی می‌شود، لزوما ربطی به تولید فرش که کاری لذت‌بخش و آرام است نداشته و در هر حرفه دیگری نیز می‌توانسته اتفاق بیفتد و وظیفه دولت‌ها و سرمایه‌داران بوده است که در قبال سودی که از دسترنج این طبقه زحمتکش ‌برده‌اند، امکانات رفاهی و تامینی را برای تولید‌کنندگان نظیر سایر کارگران دیگر در بخش‌های صنعت فراهم نمایند. ‌
▪ ‌فرش دستباف علا‌وه بر ایجاد اشتغال و درآمد ارزی به عنوان یک کالا‌ی هنری زیبا و سرمایه‌ای در جهان، دوستداران و تحسین‌کنندگان فراوان داشته و برای ایرانیان شهرتی به ذوق و نوعی زیباشناسی هوشمندانه و متفکرانه به همراه داشته است. امروز این فرش جای خود را به فرش‌های تقلیدی و دست چندم کشور‌هایی سپرده است که با تقلید از نقوش فرش‌های ایرانی نشان داده‌اند که بیشتر از ما ارزش آنچه را که روزگاری به نام فرش ایران شهرت داشته می‌دانند. ‌
▪ ‌در نهایت آنکه فرش دستباف ایران به رغم نظر برخی مصلحت‌اندیشان که فرش ایران و به طریق اولی فرهنگ این مملکت را نمی‌شناسد، نه حرف‌های عقب‌افتاده و نه مانع توسعه و رشد اجتماعی است(فراموش نکنیم که پایه اقتصاد صنعتی ایران در اوایل قرن حاضر بر دوش فرش ایران گذاشته شد و در ضمن این حرفه اکنون در چندین دانشگاه کشور جایگاه خاصی یافته است.) چنانچه این تولید حتی به صورت یک حرفه سنتی (اگرچه بسیار فراتر از یک حرفه دستی و سنتی است) مورد برنامه ریزی جدی قرار گیرد، همچنانکه صنایع و تولیدات دستی و بومی در بسیاری از کشورهای امروز که بازار‌های جهان را تسخیر کرده‌اند نظیر چین، هند، ژاپن و حتی کشور‌های اروپایی و آفریقایی به عنوان موضوعی جدی نگریسته می‌شود و می‌تواند مولد منافع بیشماری از جمله کاهش بیکاری، حفظ ساختار اجتماعی و فرهنگی کشور و افزایش درآمد‌های ملی و اقتصادی شود. ‌
به دلا‌یلی که در اینجا فرصتی برای بحث آن نیست اگرچه در زمان‌هایی برای حفظ اصالت و حرمت فرش دستباف تلا‌ش‌هایی شده است ولی در مجموع آنچه دیده می‌شود آنکه: ‌
▪ فرش ایران هیچگاه به عنوان یک پدیده اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آنچنان که باید مورد توجه قرار نگرفته تا دلا‌یل رشد و پیدایش آن با وسعتی که به لحاظ کمی و کیفی و پیچیدگی‌‌های قومی و بومی در ایران دارد شناسایی و از راهکار‌های علمی برای حفظ و نگهداری این هنر استثنایی جمعی استفاده شود. از آنجا که فرش دستباف فقط به لحاظ تنوع فرهنگی و بهره‌گیری از ویژگی‌های متنوع بومی و مردمی فقط با زبان و یا شعر (با دامنه و کارکرد مردمی آن) قابل قیاس است، اگر فقط اندکی تلا‌ش با استفاده از روش‌های علمی برای شناخت این هنر اختصاص می‌یافت امروز در کنار انبوه فرش‌های زیبا و هنرمندانه‌ای که در موزه‌ها است نه‌تنها از نام خالقان رنگ‌ها و نقوش آنها اطلا‌ع داشتیم بلکه کسی از بافتن فرش شرمنده نبود. ‌
قاعدتا باید آشنایی با فرش و مسائل مربوط به آن را اعم از فنی، اجتماعی و اقتصادی در یک زمانی در آموزش‌های ابتدایی جای می‌دادیم وگرنه انبوه نقشه‌های ذیقیمت طراحی (که با حساب انگشتی ارقام آنها به چندین ده‌هزار می‌رسید، البته این سوای نقوش روستایی و بومی و عشایری است که حد و مرزی برای آنها نمی‌شد تصور کرد) مانند کاغذ باطله از بین نمی‌رفت. در نتیجه همانطور که حافظ و کمال‌الملک را می‌شناسیم باید عیسی بهادری‌وارچنگ نیز برای ما شناخته شده باشند. ‌
▪ علی‌رغم ادعاهای ادارات کار و بهداشت و غیره هیچگاه حرفه‌های مربوط به فرش (در حدود ۳۲ رشته شغلی) زیر پوشش آموزش‌های فنی و حرفه‌ای و درجه‌بندی مشاغل و مهارت‌های فنی ( برای بالا‌ بردن ارزش اجتماعی هنرمندان و استادکاران ماهر و برجسته فرش) قرار نگرفته‌اند. همچنین نظارت‌های فنی و ایمنی بر مراکز گسترده تولید و رنگرزی و بافت و دادن تسهیلا‌ت لا‌زم برای بهبود شرایط کار تحقق یافت. ‌ هیچگاه بیمه‌ها به صورت اصولی و جدی این صنف زحمتکش و خدمتگزار را مورد توجه قرار نداد. امروز هم که صحبت از بیمه کارگران قالیباف است کیست که نداند چگونه تولیدکنندگان و بافندگان خرده پای فرش در فروش فرش‌های خود درمانده‌اند چه رسد به آنکه حق بیمه کلا‌ن سهم خود را نیز بپردازند. ‌
▪ تکثیر نقشه‌های فرش به صورت چاپی و استاندارد و ارسال آنها به مناطق مختلف بافت در یک نگاه حداقلی منجربه نابودی طراحی استادشاگردی و از بین رفتن هنرمندان بزرگ طراحی- جابه‌جایی نقشه‌ها- انتقال آسان نقشه‌های فرش به کشو‌ر‌های همسایه و محدود کردن نقشه‌های فرش به تعدادی از نقشه‌های انتخابی و به نوعی استاندارد و به مفهوم یکنواخت کردن فرش‌های بافته شده است. ‌
▪ ‌نگاه صنعتی به فرش دستباف به تکنوکرات‌ها و اقتصاد‌دانان جدیدالورودی برمی‌گردد که در اتاق‌های کار پیشرفته و مدرن خویش و از پشت میز‌های کامپیوتر‌و کرسی‌های استادی دانشگاه‌ها بدون آنکه سعادت آشنا شدن و لمس حتی حاشیه‌های این هنر گرامی را بیابند، برای سرنوشت آن حکم صادر می‌کنند و می‌خواهند مسائل فرش ایران را با توجه به تئوری‌های اقتصادی کنز و تجارت الکترونیک حل کرده و برای رفع مسائل تولید از آزمایشگاه‌های فرش ماشینی کمک بگیرند. آنان از درک این نکته عاجزند که فرش دستباف یعنی فرش دستبافی که به وسیله انسان و در جایگاهی که ذهن و اندیشه و فرهنگ و خلا‌قیت او قرار دارد بافته می‌شود. هرگونه سوق دادن این تولید به سوی تکنولوژی و صنعت یک گام نزدیک کردن آن به فرش ماشینی است. اینکه کسانی اعتقاد دارند امروز دنیای تکنولوژی و علم است بحث دیگری است که کسی با این مساله مخالفتی ندارد. اما استفاده از علم لزوما استفاده از تکنولوژی نیست آن هم در هنری که ریشه چندین هزار ساله در سنت و فرهنگ یک سرزمین دارد و دیگر آنکه، از علم می‌توان استفاده کرد ولی چنانکه از علم استفاده می‌کنند باید به مواردی بازگردد که به بهتر شدن می‌انجامد مثلا‌ شهر پمپی را که ۲۰۰۰ سال پیش زیر خاک رفته بیرون کشند و یا تابلوی تخریب شده لئوناردو داوینچی را بر دیوار کلیسایی در میلا‌ن تعمیر کنند. یا فرش آسیب‌دیده شیخ صفی را ترمیم کنند تا در جایگاه والا‌ی خویش در موزه ویکتوریا آلبرت قرار گیرد. ‌

وبگردی
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی - مدیر مسئول کیهان در حالی مدعی است که سیستم «مکینتاش» بیش از ۴۰ سال است که در کیهان مورد استفاده قرار می‌گیرد که این سیستم اساسا از سال ۱۹۸۴ یعنی ۵ سال پس از انقلاب تولید و نمی‌توانسته است زودتر از این تاریخ در کیهان مورد استفاده قرار گیرد.
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ /  دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ...
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ / دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ... - اخیراً رئیس جمهور حسن روحانی در توضیح علت قاچاق گفته است: علت قاچاق ارزانی است، وقتی جنسی در داخل ارزان است و در خارج گران، خود به خود قاچاق آن به خارج صورت می گیرد. به عنوان مثال چون الان گوشت در عراق گران تر از ایران است، از کشورمان به آنجا قاچاق می شود. درباره قاچاق بنزین نیز همین موضوع مصداق دارد.
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است - مشکل تولید فقط به سطح فناوری مربوط نیست. ما می‌توانیم یک وسیله و کالای باکیفیت بالا را تولید کنیم، ولی با قیمت بسیار گران که خریداری نخواهد داشت. در واقع اگر بتوانیم چنین کالایی را وارد کنیم در مقایسه با تولید آن به شدت به‌صرفه است. ولی در جریان تولید موشک با وضعیت دیگری مواجهیم. اول اینکه موشک را بدون قید و شرط نمی‌فروشند یا برخی کشور‌ها به دلایل امنیتی علاقه ندارند که در تامین نیازشان به این کالا‌ها…
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد - برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری شب گذشته با حضور عادل پیغامی اقتصاددان و سیداحسان خاندوزی عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.
کپی‌برداری «عین‌به‌عین»
کپی‌برداری «عین‌به‌عین» - انتظار می‌رفت که علیخانی هم در قسمت اول برنامه «عصرجدید» به کپی بودن «عین‌به‌عین» برنامه‌اش و شباهت آن با برنامه مشهور «گات تلنت‌ آمریکایی» اشاره کند و در مقایسه‌ای از ویژگی‌های احتمالاً متفاوت نسخه ایرانی این برنامه بگوید؛ علیخانی اما ترجیح داد در این زمینه حرفی نزند!
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان - مراسم استقبال از رئیس جمهور در سفر به استان هرمزگان.
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی!
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی! - در ویدیویی که در فضای مجازی داغ شده شاهد پخش کیک 40 سالگی جمهوری اسلامی
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو - چند سالی است از جمله روزهای اخیر که با نزدیک شدن به مقاطعی از جمله دهه‌ی فجر، شبکه‌های تلویزیونی فارسی خارج کشور مانند بی‌بی‌سی و من‌وتو مستندهایی از زمان انقلاب پخش می‌کنند که جزو آرشیو صداوسیما بوده است ولی تا امروز مشخص نشده است که چطور و توسط چه کسانی به دست آنها رسیده است؟
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد - دیدار و سلام نظامی فرماندهان نیروی هوایی ارتش به سیداحمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد انتقادهایی را در پی داشته است.