چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۷ / Wednesday, 19 December, 2018

خیابانی خیس در شبی تاریک


خیابانی خیس در شبی تاریک
آلبوم های جاز همیشه از آن طرف مرز رسیده اند و هیچ ایرانی ای حداقل در ۲۰ سال گذشته شاهد اجرای زنده این سبك در ایران نبوده است البته گروه هایی بوده اند كه به صورت پراكنده آثاری را كاور یا خلق كرده اند كه خلق آثار عمدتاً ناشی از تلفیق موسیقی های دیگر با موسیقی جاز است. نمونه اش كنسرتی بود كه چند ماه قبل به سرپرستی پیتر سلیمانی پور در یك آموزشگاه برگزار شد. این سبك یكی از سبك های ناشناخته در ایران است و مخاطبان حرفه ای آن بسیار كم هستند. بنابراین راه برای آموزش این موسیقی راه بسیار باریكی است كه عده كمی از آن عبور می كنند. هرچند در دهه ۵۰ این سبك تا حدودی از طرف چند گروه در ایران رشد پیدا كرده بود و رادیو و تلویزیون هم آثار موسیقیدانان شناخته شده را پخش می كردند. اما در دو دهه گذشته تنها ورود آثار جاز غربی و خارجی از آن سوی مرز باعث شده ارتباط مخاطب ایرانی با این موسیقی حفظ شود درحالی كه در فضای رسمی موسیقی هیچ نشانی از آن دیده نمی شود. نه در صدا و سیما اثری از آن می شنویم و نه در فضای با مجوز موسیقی شاهد فروش آلبومی از این دست هستیم. اما كیوان میرهادی در پیشگفتار كتاب جاز، پیدایش و سبك شناسی نوشته نیوشا بقراطی آورده: «برای پیشرفت بعدی موسیقی جاز در ایران نیاز مبرمی به آموزش وجود دارد یعنی یك سیستم آموزشی ملهم از تدریس هارمونی، تاریخ، ریتم، سازشناسی، نقد و تركیب بدنه بداهه نوازی جاز و تلاش برای ایجاد گروه های تدریس جاز در دانشگاه های ایران منجر به گشایش بعدی این پدیده در ایران می شود.»احتمالاً این گفته میرهادی همان طیف بسیار كوچك مخاطبان این سبك موسیقی را خطاب قرار می دهد چرا كه حتی در بین شنوندگان تقریباً حرفه ای موسیقی در ایران كمتر شناختی در این باره وجود دارد.با این حال احتمالاً كسانی كه شنیدن جاز را دوست دارند طالب خواندن درباره آن هم هستند و «كتاب جاز» كه چند ماهی است وارد بازار شده اطلاعات خوبی در این باره ارائه و سبك های آن را معرفی كرده و از منابع بسیاری بهره برده است. كتاب جاز از ریشه های آن شروع كرده و بعد به بیشتر از ۲۰ سبك موسیقی جاز پرداخته، آنها را معرفی كرده، تفاوت سبك ها را با هم برشمرده و سرآمدان آن را شناسانده است و در حقیقت برای كسانی كه می خواهند درباره جاز علاوه بر گوش دادن به آثارش اطلاعاتی كسب كنند منبع خوبی است. درحالی كه تقریباً اولین كتابی است كه در ایران به طور مفصل به این نوع موسیقی پرداخته است.
• ترانه های كار
ریشه موسیقی جاز برگرفته از سنت های آمیخته به موسیقی قبیله ای منطقه آفریقای غربی است. از زمانی كه سرزمین هایی كه ساحل عاج و ساحل طلا خوانده می شوند ساحل برده نام گرفتند و تجارت برده رواج پیدا كرد و موجبات خلق موسیقی جاز را فراهم آورد. نیوشا بقراطی برای تصویركردن آن دوران و اینكه چطور جاز اولیه به وجود آمد به بیان تاریخچه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مناطقی كه بعدها تجارت برده در آن رواج پیدا كرد، همچنین نوع فرهنگ و موسیقی پرداخته و در بخش جداگانه ای قوانین بردگی را شرح داده است. قوانینی كه تاثیر مستقیم و بسیار عمیقی بر شكل گیری و به وجود آمدن جاز داشته است. موسیقی برای ساكنان قاره سیاه هیچ گاه اسباب تمدد اعصاب، آرام بخشی یا تجمع نبوده بلكه برای نواخته شدن هر ملودی علت محیطی- اجتماعی خاص وجود داشته است. ترانه های كار در الگوسازی «جاز» نقش مهمی داشت. ترانه ها نوعی آزادسازی درونی و عملی خلاقانه به حساب می آمد و این به تقویت حس موسیقایی و بداهه پردازی كمك بسیار می كرد. ترانه ها به صورت دسته جمعی و با حضور یك خواننده رهبر كه در حقیقت تكخوان گروه بود اجرا می شد و مضمون اشعار با هم تفاوت زیادی داشت. اجرای بداهه ای و لحظه ای اشعار و بداهه نوازی در وزن و آهنگ ادای كلمات، حتی بداهه خوانی در قالب های شعری، ریشه های نخستین بداهه نوازی در جاز معاصر به حساب می آیند كه با گذشت سال ها و دستیابی سیاهان به ساز جای خود را به این فرم دادند.
• بلوز فراگیرتر از جاز
سبك «بلوز» از زیربناهای پایه ای جاز و ژانر جداگانه ای از موسیقی عامیانه سیاهان ایالات متحده است اما به علت تكیه اساسی بر آواز و صوت انسانی و ترانه نسبت به جاز كه تكیه اش بر جنبه نوازندگی است با برخورداری از مزیت اجرای ساده و آسان تر زودتر از جاز فراگیر شد. نیوشا بقراطی بعد از توضیح درباره چگونگی به وجود آمدن سبك بلوز به بیان ویژگی های این موسیقی می پردازد و با ارائه مثال هایی از اشعار به كار گرفته شده عناصر آن را برمی شمرد. او در این كتاب می گوید: دست زدن و پایكوبی متداول در آفریقای غربی فرمول تكرار عبارات در بلوز و انتقال به جاز كلاسیك تغییر شكل آن از آوایی به سازی، موسیقی های مذهبی و سرودخوانی های كلیسایی از منابع تاثیرگذار بر جاز هستند.نیو اورلئان زادگاه راستین این موسیقی عامیانه است و مولف به معرفی آن و بیان خصایص اجتماعی، تاریخی و جغرافیایی اش می پردازد؛ شهری كه در آن با سیاهان رفتار سازگارتری داشتند و به بردگان اجازه داده می شد تا شب های شنبه و یكشنبه در محلی از شهر كه بعدها میدان كنگو نام گرفت با هم ملاقات كنند و در مراسم ترانه خوانی و رقص های گروهی گردهم آیند.«اركستر آنها را یك قوطی خالی كنسرو و یك بشكه خالی گوشت تشكیل می دهد كه با چوب دستی یا تكه های استخوان، همچون چوب درامز با ضربه زدن به آنها نواخته می شود. همراه با این موسیقی پیرمردان و پیرزنان ترانه هایی می خوانند كه با توجه به نوع تلفظ خاص و استفاده از حروف صدادار بسیار در آن به نظر آفریقایی خالص می آید...» (صفحه ۵۱) نیوشا بقراطی عوامل تعیین كننده و موثر در شكل گیری جاز را یك به یك برمی شمرد عواملی كه حتی برای مخاطبان اسیر دیگر سبك ها نیز جالب است. اینكه سیاهان با آن وضعیت اقتصادی فاجعه آمیز خود چگونه به سازهای گرانبهایی چون كلارینت، ترومپت و ترومبون كه جزیی از موسیقی جاز هستند دسترسی پیدا كردند؟شاید با بیان جنگ داخلی در سال ۱۸۶۵ تعداد زیادی از ادوات موسیقی متعلق به دسته های مارش نظامی در ایالت های لوییزیانا، می سی سی پی، آلاباما، جورجیا و كارولینای جنوبی به دلیل مستعمل شدن به دور انداخته شد و بردگان آنها را دوباره به كار گرفتند. سیاهان به موسیقی مارش علاقه مند شدند و تغییر شكل موسیقی سیاهان از مارش به «جاز» را می توان در حدود سال ۱۸۹۰ تخمین زد. «این تحول و ارتقای موسیقایی با كمك چند تغییر مهم در ساختار و نحوه اجرای دسته های موزیك محقق شد: ضعیف كردن و صیقل زدن ریتم و وزن خشن موسیقی از یك سو به تحول ریتمیك این موسیقی كمك كرد و از سوی دیگر مجال دادن به نوازندگان برای بداهه نوازی فردی و همچنین بداهه نوازی جمعی اساس روند ملودیك موسیقی را از موزیك مارش به «جاز» مبدل كرد.» (ص ۵۷)
• سلاطین جاز
فصل بعدی كتاب درباره پیشگامان جاز است. كسانی كه دست كم در تكنیك نوازندگی این سبك را ارتقای بسیار دادند. هنرمندانی مثل «مانوئل پرز»، «جان رابیشو»، «بادی بولدن»، «فردی كپارد» و «كیدی اوری» كه در حقیقت نوازندگی این موزیسین ها بود كه دوران اولیه جاز را شاخص كرد. البته آنچه كه ما امروز از این سبك می شناسیم به دلیل تلاش ها و خلاقیت های چهره های درخشانی مثل «لویی آرمسترانگ»، «سیدنی بشت»، «جلی رول مورتون» و چند نفر دیگر است كه چهره «نیو اورلئان جز» را از حالت فرمی خام به ژانری پخته مبدل كردند. اما در این میان «بادی بولدن» از معروفیت عمومی بیشتری نسبت به دیگران برخوردار است. او نخستین كسی است كه در تاریخ جاز از سوی مستمعان لقب سلطان را دریافت كرد. او حتی یك نت هم نمی توانست بخواند ولی تكنیك نوازندگی خیره كننده ای داشت و نخستین كسی بود كه اصلی ترین درون مایه های «جز كلاسیك» را به طور روشن در موسیقی خود متبلور كرد. «جوزف كینگ الیور»، «آرمند پایرون»، «فرانك دوسن»، «بانك جانسون»، «جك كری»، «پاپا مات كری»، «كینگ الیور» و دیگران هم بودند كه تاثیر بسیاری بر این سبك داشتند. بعدها جاز از مزرهای نیو اورلئان فراتر رفت و كم كم در سراسر آمریكا رواج پیدا كرد. «این سبك در دهه ۱۹۲۰ دوران فراگیرشدن خود را پشت سر گذاشت و شاید هم به همین دلیل است كه با شنیدن موسیقی جاز حتی امروز نیز هر كس بی اختیار خیابانی خیس را در شبی تاریك در نظر می آورد كه تلالوی چراغ های چشمك زن بر روی زمینش نقش بسته است،...» (ص ۸۷) در دهه های بعد این سبك كاملاً به یك موسیقی آكادمیك و پویا تبدیل شد و از فرم عامیانه خود به مفهوم خیابانی بودن فاصله گرفت و به دنبال آن سبك های مختلفی با ریشه جاز به وجود آمدند. سبك هایی كه هریك با دست زدن به تجربه ای جدید لباسی نو بر تن این قالب موسیقی كردند. مولف كتاب جاز ۲۱ سبك را برشمرده، مهمترین خوانندگان و نوازندگان آنها را معرفی كرده و ویژگی های هریك را توضیح داده است. بخش سبك شناسی كتاب با نگاهی گذرا به تاریخ جاز آغاز می شود و سپس با بررسی جز آوازین، رگتایم، نیواورلئان جز، كلاسیك جز، تقاطع جز- بلوز، پیانو بلوز و... ادامه می یابد و با لاتین جز پایان می یابد.
نیوشا بقراطی ادامه جدول موزیسین های هر سبك را با تفكیك سازهایشان گنجانده و كتاب را با عكس هایی از بزرگان این سبك به پایان می برد ما با دیدن عكس ها بی اختیار خیابانی خیس در شبی تاریك را در نظر می آوریم...


منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

ضرورت ایجاد سبک در موسیقی

ضرورت ایجاد سبک در موسیقی
سبك، روش، متد و یا شیوه از جمله واژه‌هایی هستند كه ما در آفرینش‌ِ هنری‌ِ بزرگان به آنها برمی‌خوریم. این كلمات جملگی‌شان از لحاظ مفهومی معنای‌ِ واحدی را در ذهن متبادر می‌كنند و آن چیزی نیست جز خلق طرحی نو توسط نوآفرین در قالبهای هنری گذشتگان. چرا كه نوآفرین با چشیدن سرد و گرم رویدادهای حاضر و روزگاران‌ِ دیرین و همچنین با شناخت سرچشمه‌های هنری گذشته، به چشمه‌‌های آینده راه می‌یابد و آنچه را كه از اندیشه‌اش برمی‌خیزد، نمودار می‌سازد.
هنرمند انسانی است سرشار از درد و رنج و دائما‌ً در پی درمان خویش. او با شیوه‌ای اندیشمندانه در پی آن است كه دردهایش را بیرون ریزد و هنر خویش را كه در حقیقت چیزی جز انعكاس زندگانی او نیست، عرضه نماید. او دردمندی ا‌ست كه با پیام هنری‌ای كه از اعماق وجود انسانی‌اش سرچشمه می‌گیرد مردمان را به همدردی و دلسوزی وامی‌دارد و در عالم رؤیا و خیال، با استفاده از نیروهای ناخودآگاه خود به خلق اثری می‌پردازد كه بیانگر آلام، آرزوها، رنجها و شادیهای جامعه‌ای ا‌ست كه در آن آرمیده و هم از این روست كه هنر تجلی رؤیا و خیال نام گرفته و به واقعیت می‌انجامد و به قول عطار نیشابوری:
آنها كه در حقیقت اسرار می‌روند
سرگشته چو نقطهٔ پرگار می‌روند
هم در كنار عرش سرافرازند
هم در میان بحر نگونسار می‌روند
در هر حال، سخن ما در این بخش نه معرفی شخصیت‌ِ هنری‌ِ هنرمند و نه تعریف سبك به دوره‌های مختلف تاریخی‌ است؛ چرا كه هر یك در گذر تاریخ موسیقی جهان دارای معنا و ویژگیهای مخصوص به خود می‌باشند كه شرح آنها در این مجال نمی‌گنجد. بلكه، مقصود دانستن‌ِ ضرورت‌ِ ایجاد‌ِ نوآفرینی و یا نحوهٔ پیدایش شیوه‌های نوین در موسیقی است و پرسش به این سؤال كه: چرا و چگونه سبك در موسیقی از جمله نوازندگی یا آهنگسازی پدیدار می‌گردد؟
به طور كلی «سبك در امور هنری از دو نوع شناخت‌ِ”‌حسی و منطقی‌“ انسان سرچشمه می‌گیرد.»۱ به این معنا كه نهایت‌ِ هر یك از این دو در ذهن موجب پیدایش سبك می‌گردد. همان طور كه می‌دانیم احساس‌ِ لذت افراد متنوع است و هر یك متناسب با آن زیبایی را در نزد خود، به نوعی، تعریف می‌كنند كه این تعریف زیبایی در هنرها موجب تمییز دادنشان از یكدیگر می‌شود. مثلا‌ً در شعر برخی پیرو شعر قدمایی و برخی دیگر نیز با سنت‌شكنی‌ِ شعر نیمایی و تصویرگری شعر شاملویی به اوج زیبایی دست می‌یابند و یا در عرصهٔ سینما برخی از آثار سینمای غرب و گروهی نیز از آثار شاعر سینمای ایران علی حاتمی لذت‌ِ فراوان می‌برند. در پهن‌دشت موسیقی، نیز، مصداق زیبایی در نظر افراد متنوع است.
به این صورت كه برخی زیبایی را در قطعات‌ِ كلاسیك جهان، عده‌ای نیز در موسیقی دستگاهی‌ِ ایران و گروهی دیگر در سطحی نازل‌تر در موسیقی پاپ می‌جویند. حال، هر یك از این قبیل آثار در تجزیه و تحلیل اندیشمندانه و یا حداقل آگاهانه به آثاری هنری و غیر هنری تقسیم‌پذیرند؛ كه از موضوع‌ِ بحث ما خارج است.
در هر حال «نوآفرین در شناخت‌ِ حسی كه همان احساس‌ِ لذت است تمام ابزارها را متناسب با شرایط‌ِ محیطی در خدمت خلق اثری حسی و هنری درمی‌آورد و به مرور و به واسطهٔ تكرار و تمرین، آنها را به ادراكی حسی مبدل می‌كند كه این ادراك‌ِ حسی همان تصویر ذهنی است كه به آن رؤیا و یا تخیل می‌گوییم. حال این تصویرگری متناسب با شناخت‌ِ ابزارهای محیطی، با عواطف انسانی نیز پیوند خورده و احساس‌ِ لذت را به وجود می‌آورد و در نهایت به شناخت‌ِ منطقی‌ِ هنر منتهی می‌گردد.
در شناخت منطقی یا همان احساس‌ِ ادراكی نوآفرین با تكیه بر درك مسائل محیطی پیرامونش از قبیل جامعه، سیاست، اقتصاد، هنر و ... طرحی نو را در ذهن و ناخودآگاه ضمیر وجودی خویش ترسیم می‌نماید.۲» چنان كه نیچه در كتاب «چنین گفت زرتشت» می‌نویسد: «درخت تا در خاك‌ِ سفت و سخت‌ِ گرد‌ِ صخره‌ها ریشه‌های استوار ندوانده قد نتواند افراشت» و در جایی دیگر می‌نگارد: «... نوآفرین باید در فضیلت خویش به ستونهایی تأسی كند كه هر چه بالاتر می‌روند در درون بر ظرافت و زیبایی و استواری‌شان افزوده‌تر شود.»
به هر صورت، هنر به تصویر كشیدن واقعیتهای زندگی به وسیلهٔ احساسات است كه به نوعی شناخت علمی نیز محسوب می‌شود؛ اما، با این تفاوت كه در علم تخیل راه‌ ندارد در هنر به فراوانی یافت می‌شود.
فلذا نوآفرین با تجسم تخیلات خویش به مهارتی دست می‌یابد كه آفرینشش كمال خواهد بود البته از این مطلب نیز نبایست غافل ماند كه برداشت از محیط اطراف در نظر هر یك از ما مختلف می‌باشد به این معنا كه نگرش هر شخص نسبت به محیط، نگرشی شخصی و مختص به خود اوست و در سبك‌ِ هنری، شخصیت‌ِ اختصاصی هنرمند محسوب می‌شود چنان‌كه پیكاسو می‌گوید: «سبك هر كس بیانگر شخصیت اوست». اما این بدان معنا نیست كه سبك هر نوآفرینی شخصی و خصوصی باشد؛ خیر، سبك نوظهور جلوه‌ای از طبقات‌‌ِ اجتماعی است كه با معیارهای زیباشناسانه و حقیقی مورد بررسی، آزمون‌ِ قضاوت و داوری قرار می‌گیرد.
آثاری كه در یك زمان آفریده شده باشند عموما‌ً دارای ویژگیهای مشابهی نیز هستند؛ لذا شناخت معنای یك اثر هنری یا علت‌ِ آفرینش آن منوط به شناخت‌ِ زمانی ا‌ست كه این اثر ساخته و پرداخته شده است و همان طور كه محیط دائما‌ً در حال تغییر و گذر است پس متناسب با آن در شرایط محیطی و طبقات اجتماعی نیز تغییراتی رخ می‌دهد كه ضرورت‌ِ ایجاد سبكی جدید را فراهم می‌سازد و سبكهای گذشته به عنوان پایه و الگویی در تاریخ جهت‌ِ ایجاد‌ِ شیوه‌هایی جدید به یادگار می‌مانند.
با تعاریف ذكر‌شده می‌توان این گونه نتیجه گرفت كه هر پردازش‌ِ ذهنی یا هنری لزوما‌ً نمی‌تواند سبك نامیده شود چرا كه می‌بایست ویژگیها و مشخصات‌ِ پیدایش‌ِ سبكی نو را دارا باشد و در غیر این صورت هنری است تقلیدی. چنان ‌كه نیچه می‌نویسد: «كسی كه می‌خواهد پرواز را بیاموزد باید نخست ایستادن، دویدن، جهش، بالا رفتن و پایكوبی را به تمرین بگذارد.»
ما در ادبیات ایران با انواع سبكهای ادبی و شعری چون عراقی، هندی، خراسانی و... روبه‌رو می‌شویم كه هر یك مشخصات‌ِ خود را داراست و در عصر حاضر نیز با انواع معاصر آن آشنا می‌گردیم.
اما، عرصهٔ موسیقی ایران نیز شاهد آثار‌ِ هنرمندانی بوده و هست كه با تأسی و درك عمیق شیوه‌های ق‍ُدما جنبش و سنت‌شكنی‌ای را متناسب با شعور و خواسته‌های جامعه و البته با درك هنری‌ِ خویش ایجاد كرده‌اند.
در عین حال كه در یك محیط و در شرایطی واحد می‌زیسته‌اند اما به هیچ وجه تراوشاتشان از نظر شكل، فرم و حالت شباهتی به هم ندارند و به نوعی تنوع اجرایی و عدم مشابهت در آنها به چشم می‌خورد. این آفرینش تازه خود دارای معنا و مفهومی خاص است زیرا هنر‌ِ هنرمند‌ِ صاحب‌سبك بیانگر جنبش و رسالت فكری اوست كه به زبان موسیقی بیان می‌گردد. از جملهٔ این آثار عبارت‌اند از: طاهرزاده، اقبال‌آذر و... در آواز، حبیب سماعی، كلنل وزیری، احمد عبادی و... در ساز و در عصر حاضر نوآفرینانی چون پرویز مشكاتیان، محمدرضا لطفی، حسین علیزاده و... در نوازندگی و آهنگسازی.
پس هنرمندانی كه غالبا‌ً به طور مستقل از یكدیگر كار می‌كنند، در نهایت جهتی مشترك را پیدا خواهند كرد كه به طور غریزی و بنا بر استعداد و شعور هنری چیزی را می‌آفرینند كه از آنچه خود عملا‌ً قصدش را داشته فراتر می‌رود.
اما این رشد تكامل‌ِ مستمر پیدایش یك سبك به ناگاه در نقطه‌ای خاص از زمان و مكان باز می‌ماند؛ چرا كه حوادث و تغییرات‌ِ جامعه گردشی تازه به خود می‌گیرند و آدمیان هم به دنبال معیارهای زیباشناختانه‌ای جدید در هنر می‌گردند. از اینجاست كه دیگر قواعد و اسلوبهای قدیمی كفایت نمی‌كنند.
اما سرنوشت آثار‌ِ گذشته این گونه خواهد شد كه در گنجینه‌های تاریخی و خاطرهٔ تك‌تك افراد‌ِ جامعه هنر درست جای گرفته و توسط هنرپژوهان به عنوان پایه‌های ایجاد سبكی نوین به تفسیر درمی‌آیند. این به معنای ملال‌زدگی از آثار‌ِ قدما نیست بلكه تغییر‌ِ تركیبات‌ِ اجتماعی ا‌ست كه ضرورت‌ِ پیدایش سبكی نوین را ایجاب می‌نماید.

وبگردی
تهدیدهای ناتمام نماینده سراوان علیه وزیر اقتصاد و گمرک
تهدیدهای ناتمام نماینده سراوان علیه وزیر اقتصاد و گمرک - فیلمبردای یک نماینده مجلس از جلسه غیرعلنی امروز درباره فیلم منتشر شده از بحث نماینده مجلس با یک کارمند و انتشار آن!
رقص گروهی دختران دانشگاه الزهرا در حضور آقایان!
رقص گروهی دختران دانشگاه الزهرا در حضور آقایان! - ویدئویی عجیب از حرکات موزون گروهی دختران در دانشگاه الزهرا درحالی در فضای مجازی در حال انتشار است که مردان نیز در این مراسم حضور دارند!
(ویدیو) بدرفتاری با مهاجران افغان در مرز ایران
(ویدیو) بدرفتاری با مهاجران افغان در مرز ایران - بدرفتاری با هر شخصی در هر جایگاهی پسندیده نیست و باعث واکنش‌های منفی و ناراحتی میشود. ویدئویی در فضای مجازی در حال پخش شدن است که در آن با چند مهاجر افغان برخورد نامناسبی صورت می‌گیرد و باعث خشم و ناراحتی کاربران شده است.
توهین زشت رئیس بیمارستان آمل به بیمار تالاسمی
توهین زشت رئیس بیمارستان آمل به بیمار تالاسمی - به دنبال عدم رعایت اخلاق پزشکی در برخورد با یک بیمار در بیمارستان آمل، رئیس این بیمارستان برکنار شد.
فحاشی و رفتار زشت نماینده مجلس سراوان
فحاشی و رفتار زشت نماینده مجلس سراوان - نماینده سراوان در مجلس، مواجهه از بالا به پایین او با یک کارمند، نحوه واکنش مردم به یک مسوول احتمالا رده بالا در پاسخ به فحاشی های رکیک او..
پاسپورتی که همه جا به آن توهین میشود
پاسپورتی که همه جا به آن توهین میشود - مدتی است که تب سرمایه‌گذاری در گرجستان شایع شده است و مردم برای خرید ملک یا راه اندازی یک کسب و کار عازم این کشور می‌شوند. در این میان چند اتفاق رخ داد. یکی این بود که تحریم‌های امریکا گریبان گیر ایران شد و به عقیده من این‌ها به نوعی بازخورد عملیات روانی ترامپ علیه ایران است و از سوی دیگر انتخابات اخیر گرجستان هم با پیروزی جریان راست تندرو این کشور به پایان رسید. وگرنه گرجستان اصلا کشوری نیست که قادر…
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان!
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان! - «شباهت عجیب علی الهام استاد هوا فضا در دانشگاهی در آلمان به غلامحسین الهام معاون رئیس جمهور سابق!
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر - سید احمد خمینی، نتیجه امام خمینی که چند هفته پیش با ازدواجش خبرساز شده بود، بار دیگر با انتشار عکسی از او و همسرش در حین سوارکاری حساسیت نسبت به خود را برانگیخته است و باعث تحریک مخاطبان و کاربران در فضای مجازی شده است.
رفتار عجیب دو نفر از همراهان رئیس جمهور در زمان سخنرانی!
رفتار عجیب دو نفر از همراهان رئیس جمهور در زمان سخنرانی! - دو نفر از کسانی که همراه رئیس جمهور در سمنان حضور داشتند در هنگام سخنرانی روحانی رفتار غیر معمولی از خود نشان میدادند.
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است !
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است ! - پس از اولین گفت وگوی رسمی میترا استاد (نجفی) و تایید ازدواجش با محمدعلی نجفی، حالا شهردار سابق، در نخستین واکنش به جنجال ها، عکس تازه ای از خود و میترا استاد در اینستاگرامش منتشر کرده است.