چهارشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Wednesday, 25 April, 2018

قمر در تنهایی مرد


بر اساس آنچه در سالنامه ها و تقویم های موسیقی آمده است، او در شانزدهم مرداد ماه درگذشته است اما نزدیكان او هر سال در چهاردهم مرداد ماه مراسم بزرگداشتی برای او برگزار می كنند.
دیروز در ظهیرالدوله برمزار قمرالملوك، وزیری مراسمی با حضور هنرمندان و علاقمندان این هنرمند برگزار شد.در حالی كمتر از ده نفر در مراسم خاكسپاری اش حضور داشتنداماامسال چهل و ششمین سالگرد خاموشی او با حضور بیش از هفتصد نفر برگزار شد. استقبال به گونه ای بود كه ظهیرالدوله دیگر نمی توانست پذیرای دوستداران این هنرمند باشد.
قمر صدای خوش را از مادر بزرگش به ارث برده بود. مادربزرگ او خیرالنساء ملقب به افتخارالذاكرین، روضه خوان زنانه بود كه قمر را در كودكی با خود به مجالس روضه زنانه می برد. قمر پای منبر می نشست و با مادر بزرگ روضه می خواند.
در كتاب سرگذشت موسیقی ایران از روح الله خالقی از قول قمر آمده است: «من مدیون همان تربیت اولیه خود هستم. چون كه همان پا منبری خواندن ها به من جرأت خوانندگی در حضور جمع داد و باعث شد كه من از خواندن در جمع پروا نداشته باشم.
سال ها بعد زمانی كه در یك میهمانی خانوادگی با مرتضی نی داوود آشنا شد، اولین قدم را به سوی یك هنرمند حرفه ای شدن برداشت. او حدود دو سال به كلاس های نی داوود می رفت و زیر نظر او دستگاه های و گوشه های موسیقی ایرانی را می آموخت.
سال ۱۳۰۳ چند سال بعد از آشنایی مرتضی نی داوود و قمر، اولین كنسرت خصوصی آنها در گراند هتل برگزار شد. این كنسرت محبوبیت و شهرت زیادی برای قمر به دنبال داشت. حتی باعث شد، كمپانی های معروف ضبط صفحه برای ضبط كردن صدای قمر دستگاه های خود را به ایران بیاورند. در مجموعه هایی كه از قمر به جای مانده است بیشتر با تار نی داوود، تار میرزا حسن، ویولن موسی نی داوود و پیانوی مرتضی محجوبی همراه است.
قمر همیشه در زندگی خود به واسطه مخالفت با فعالیت موسیقایی زنان دچار گرفتاری و فشار های فراوانی بود. اما هرگز در ادامه راهی كه شروع كرده بود، شك نكرد.
قمر از سال ۱۳۰۳ به پر كردن صفحه در تهران مشغول شد. از اولین ترانه‌های او كه در سال ????منتشر شد می‌توان به «در ملك ایران، این مهد شیران»، «تا جوانان ایران به جان و دل نكوشند»، ‌«هزار دستان به چمن دوباره آمد به سخن»، «در بهار امید» و «بهار است هنگام گشت» اشاره كرد. قمر بعدها سرود «مارش جمهوری» عارف را هم خواند كه صفحه‌های آن به دلایل سیاسی از بازار جمع آوری و آثار او ممنوع شد.
از قمر، نزدیك به ۴۲۶ صفحه ضبط كرده‎اند كه متأسفانه ۲۳ صفحه آن در همان سال ها و بقیه در جنگ جهانی دوم از بین رفته است. قمر زن خیر و خیرخواهی بود. اولین عایدی از ضبط صدایش را به خرید و هدیه كردن بیش از هفتاد تختخواب به شهرداری اختصاص داد كه برای نگهداری بچه‎های بی‎سرپرست استفاده شود.
جنگ جهانی دوم باعث شد ضبط و تكثیر صفحات گرامافونی و تولیدات هنری در ایران برای بیش از یك دهه متوقف شود. در اثر جنگ حدود سیصد تصنیف و آوازی كه كمپانی‎های خارجی از صدای قمر داشتند نابود شدند.

قمر از نخستین هنرمندانی بود كه برای بزرگداشت یك هنرمند از كار افتاده كنسرت داد و عواید حاصل را به او تقدیم كرد. سنتی كه قمر بنیاد نهاد تا زمان ما نیز باقی مانده است.
نخستین ترانه‎ای كه قمر در رادیو اجرا كرد، سال ۱۳۱۹ و آخرین برنامه‎اش پس از اولین سكته‎ی مغزی، در تیرماه ۱۳۳۰ از رادیو پخش شد.
قمر پس از سكته اول طراوت و سرزندگی را از دست داد و تهی دست شد و مجبور شد برای امرار معاش در مكان های كوچك و حقیر بخواند. روح الله خالقی درباره او می نویسد: «هنرمندی كه تمام ثروتش را به فقیران بخشیده بود، در گوشه انزوا درگذشت و آنهایی كه ادعای هنردوستی داشتند حتی در تشییع جنازه او هم شركت نكردند.»
پس از سكته دوم، قمر را كه به كلی صدایش را از دست داده بود، به رادیو دعوت می‎كنند تا از او تجلیل كنند اما قمر در تمام طول برنامه فقط اشك ریخت و جز چند كلمه چیزی بر زبان نیاورد.
همه نوارهایی كه از او در رادیو ضبط شده بود، چند سال بعد، با ورود دستگاه مغناطیسی ضبط صوت، پاك شدند و برای همیشه از بین رفتند.
سرانجام قمر در ۱۴ مرداد ۱۳۳۸ به سن ۵۴ سالگی در خانة محقرش، كنار تنها پسرش چشم از جهان فروبست. در تشییع جنازه او جز مرتضی نی‎داوودی (اولین استادش) هنرمند دیگری شركت نداشت. مرگ قمر هشداری شد برای زمزمة تشكیل خانة هنرمند و صندوقی برای حمایت از هنرمندان از كارافتاده!
منابع
ـ «آوای مهربانی» ـ زهره خالقی ـ نشر دنیای مادر ۱۳۷۳
ـ «از صبا تا نیما» ـ یحیی آرینپور ـ انتشارات امیركبیر ۱۳۵۴
ـ «سرگذشت موسیقی ایران» ـ روحالله خالقی ـ انتشارات صفی علیشاه ۱۳۶۲
آزاده شهمیرنوری


منبع : خبرگزاری میراث فرهنگی

مطالب مرتبط

گوش کن، خرج کن!

گوش کن، خرج کن!
● موسیقی به عنوان ابزاری مخاطب ساز برای فعالیت های اقتصادی و تجاری
در صنعت موسیقی جهان سالانه بیش از ۱۰۰ هزار آلبوم در سبک‌های مختلف تولید، منتشر و عرضه می‌شود. شاید اولین سوالی كه در این رابطه به ذهن می‌رسد، این باشد که سبد خرید یک علاقه‌مند موسیقی، سالانه چه بودجه‌ای را برای آثار شنیداری تخصیص می‌دهد؟ آیا تولید در این حجم و تیراژ، اصولاٌ مخاطب دارد؟ و اگر مخاطب داشته باشد، به اندازه‌ای خواهد بود تا کفاف هزینه‌هایش را به‌عنوان یک کالای تجاری بدهد؟
اگر از آثاری که شاید همانند هر فعالیت یا محصول تجاری دیگر با شکست روبرو شوند صرف نظر كنیم، شواهد امر نشان می‌دهد که موسیقی آن‌قدر درآمدزایی و مخاطب دارد که عرضه‌ی آن را توجیه پذیر کند. مطمئناٌ صاحبان صنعت اگر چنین چشم اندازی را نمی دیدند، سرمایه خود را در حوزه‌ی دیگری با ریسک کمتر خرج می‌کردند. شاید این ابهام برای ما از آنجا قوت می‌گیرد که شرایط عمومی صنعت موسیقی و انواع مخاطبانش را با وضعیت جامعه خودمان در ایران مقایسه می‌کنیم. چون در اینجا و با شرایط موجود، هر چه حساب و کتاب می‌کنیم این احساس به‌وجود می‌آید که یک جای ماجرا می‌لنگد!
در کشور ما تنوع روش‌های ارتباط موسیقی با مخاطب محدود است . در ایران مخاطب اصلی موسیقی (که حاضر است بابت آن بهایی را پرداخت کند) عموماٌ به سه دسته اصلی طبقه بندی می‌شود. یکی آنهایی که آلبوم موسیقی را خریداری می‌کنند و مستقیماٌ شنونده اثری هستند که خود آن‌را پسندیده‌اند. دیگری آنهایی که در حوزه‌ی موسیقی زنده مخاطب کنسرت‌ها هستند و آخرین گروه نیز مخاطبان هنرهای دیگر هستند که موسیقی مکمل آن است (فیلم، تئاتر و...). سایر کاربردهای موسیقی و بالطبع طبقه بندی مخاطبانش در ایران آن‌قدر اندک است که می‌توان از آن صرف‌نظر کرد.
اما جدای از سه دسته‌ی فوق، نباید فراموش کرد که موسیقی به غیر از کاربردهای مستقیم مورد اشاره، خاصیت ارتباط نامحسوس با مخاطب را در زندگی روزمره و مناسبات تجاری بشری نیز دارد و به شکلی جدی در توسعه‌ی جریان نقدی تجارت موثر است. خواصی که (هم خوشبختانه هم متاسفانه) در کشور ما و به‌خاطر نبود بستر مناسب، اصولاٌ وجود ندارد.
اخلاق زندگی در جوامع غربی که زیرساخت فکری سرمایه داری در آن جاری است، مناسبات و هنجارهای مختلفی را به جامعه تحمیل می‌کند که در زندگی روزمره ما ایرانیان آن‌چنان نقشی ندارد (البته هنوز! چراکه رگه های این نوع نگرش در منطقه‌ی خاورمیانه و خاوردور به‌شدت در حال رشد است و بالاخره گریبان ما را هم خواهد گرفت). این مظاهر که پرچمدار آن الگوهای متفاوت مصرف گرایی است، شئونات جدیدی را وارد زندگی کرده است. به چند مثال توجه كنید:
اگر شما در ایران سالانه دو جفت کفش و یک دست کت و شلوار می‌خرید، برای یک کارمند خارجی این ارقام به اجبار چند برابر می‌شود.
اگر خانم یا آقای کارمندی چند روز متوالی یک لباس را بپوشد و یا در طول فصل تنوع کافی در پوشش و ظاهر خود ایجاد نکند، در ابتدا با نگاه متعجب همکاران (و شاید همراه با کمی دلسوزی) مواجه می‌شود و در نهایت با قرولند رییس و حتی واکنش مستقیم یا غیرمستقیم ارباب رجوع روبرو خواهد شد. اگر تغییر سالانه مد لباس را هم به آن اضافه کنید، مشاهده خواهید كرد که فرد جهت تطبیق با آن، وادار می‌شود تا حداکثر هر دو سال یکبار کل البسه خود را نیز تعویض کنید. این یعنی رونق بی‌حد و اندازه بازار پوشاک.
زندگی کاری رقابتی پرحجم و نفس‌گیر در جوامع مترقی غربی، فرصت کافی برای انجام بسیاری از امور روزمره را از انسان گرفته است. روی آوردن به غذاهای آماده (Fast Food) فقط به‌خاطر مزه یا قیمت مناسب آن نیست. عامل زمان نیز در آن دخالت مستقیم دارد. اغلب مردم فرصت غذا خوردن به سبک و سیاق مرفه‌ها یا شرقی‌ها را ندارند.
یکی از دلایل رونق محسوس سوپرمارکت‌های بزرگ (Shopping Mall ها) به علت آن است که خریدار امکان اینکه وقت کافی صرف خرید میوه از یک محل ، گوشت از محلی دیگر و ...را ندارد.
هزینه‌های بالای زندگی در غرب ماشینی و سهم بزرگی که شهروند می‌باید برای کالاهای مصرفی خود در آنجا هزینه کند، اندوخته‌اش را برای تامین فضایی بزرگ جهت زندگی محدود می‌کند. پس عموم شهروندان به خرید یا اجاره خانه‌های کوچک سوق پیدا می‌کنند.
حال شاید با این سوال مواجه شوید که « اینها چه ربطی به موسیقی و مخاطب دارد؟». ارتباطش ساده است:
شهرهای بزرگ و کوچک دنیا مملو هستند از مغازه‌های ریز و درشت فروش پوشاک، لوازم خانه و .... که با ویترین‌های چشم نوازی که دارند، به‌شدت انسان را اغفال می‌کنند تا سری بداخل آن بزند. اصطلاح «ویندو شاپینگ» (window shopping) فقط یک شوخی است. امکان ندارد آدمی با این‌همه زرق و برق مواجه شود و به داخل یکی از این مغازه‌ها هل نخورد. چه برسد به آنهایی که بنا به ضرورت‌های شغلی یا شخصی موظف به خرید باشند.
اگر وارد این مغازه‌ها شده باشید، مشاهده می‌کنید که موسیقی جزو ارکان اصلی ایجاد جذابیت خرید است. موسیقی آن‌قدر با دکوراسیون و کالاها تنیده شده که شما بدون اینکه متوجه باشید، اخلاقتان خوب می‌شود، کم کم احساس می‌کنید بدنتان کمی حرکت‌های موزون می‌کند(!)، رفتارتان در مغازه با همسرتان بهتر می‌شود، عطش برای چرخیدن در آن فضا افزایش می‌یابد، معاشرت کردن با اتیکت‌های قیمت عادی می‌شود و هر آنچه یارتان خوشش آمد، فوراً می‌گویید: «آره عزیزم بخر!» و آن‌چنان نرم و مطیع می‌شوید تا بالاخره به حالت «سماع خرید» برسید! تا حالا فکر کردید مردم با چه ابزاری به این درجه از سماع می‌رسند؟ آلبوم‌های موسیقی (عمدتاٌ پاپ) که شاید در حالت عادی هیچگاه رقبت به خرید آن وجود نداشته باشد، مصرف کننده را به‌شدت حرف شنو و مطیع می‌کند.
موسیقی در طول مدت کار فروشگاه به راه است و مطمئن باشید که اگر فرد چند روز بعد دوباره به همان بوتیک یا مغازه مراجعه کند، به همان میزان که عناصر داخل ویترین و چیدمان آن برای جذب مجدد مشتری عوض شده است، در داخل هم موسیقی متفاوتی پخش خواهد شد. می‌توانید مطمئن باشید که حتی احتمال آن که شما از یک مغاره به بوتیک دیگری بروید و همان موسیقی‌ها را بشنوید نیز بسیار ضعیف است. هر بوتیک صرف‌نظر از کاربری یا خصوصیات کالاهایش، موسیقی متفاوتی را نیز به خورد خریدار می‌دهد.
تا به‌حال شده به خارج سفر کنید و مجبور شوید از غذاهای حاضری «مك‌دونالد» (McDonald)، «برگر كینگ» (Burger King)، «پیتزا هات» (Pizza Hut) و ...بخورید؟ غذاهایی که اگر پنج دقیقه از طبخ آنها بگذرد و کمی سرد شوند، آن‌وقت متوجه خواهید شد که چه معجونی نوش جان کرده‌اید! این‌گونه رستوران‌ها ، مکانی برای اقامت‌های ۵ الی ۱۰ دقیقه‌ای است (یعنی به همان اندازه که غذا هنوز قابل خوردن است). این صاحبان مشتری‌مدار و خادم خریدار باید چه کنند تا مشتری زودتر فلنگ را ببندد و جایش را به مشتری بعدی بدهد؟ موسیقی تکنو، ترانس، پاپ یا راک‌اند‌رولی که پخش می‌شود، ناخواسته مشتری را به عجله وا می‌دارد. در یک چشم به هم زدن مشتری متوجه می‌شود که همراه با ضرب‌آهنگ موسیقی غذا را میل، میزش را هم تمیز کرده و دوباره در خیابان است.
اگر قرار بود در این مکان سمفونی شش بتهوون پخش شود مگر می‌شد حالاحالاها مشتری را از آنجا بلند کرد؟ اگر این‌طور بود مك‌دونالد تا حالا حتماٌ ورشکست شده بود. ضمناٌ باید در نظر داشت که این‌گونه رستوران‌ها از آن دست مکان‌هایی هستند که یک شهروند شاید در طول هفته چندبار به آن مراجعه کند. اگر هر روز همان موسیقی پخش شود واکنش مشتری چه خواهد بود؟ آیا احساس نمی‌کند که فضا و مکان یکنواخت و غذا تکراری است ؟ در همین تهران خودمان رستوران‌های لوکسی هستند که در طول سال فقط یک موسیقی خاص را پخش می‌کنند. تصور کنید در طول سال فقط ۳ بار به آن رستوران بروید و هر بار همان موسیقی پخش شود، قطعاٌ ناخودآگاه واکنش نشان خواهید داد. چه برسد به اینكه این اتفاق هر چند روز یکبار در پاتوق همیشگی غذاخوردن روی دهد.
با وارد شدن به داخل سوپر مارکت‌ها ، موسیقی به خریدار نوعی مستی شنیداری می‌دهد. موسیقی نه تند است و نه ملایم. آن‌قدر که به مشتری فرصت فکر کردن بدهد تا شلیل بخرد یا هندوانه، و از میان ده‌ها نوع پنیر و کالباس و نوشیدنی و ... یکی را انتخاب کند.
فکر کنید یک شهروند غربی هستید. خانه‌تان هم که آ‌نقدر کوچک است که در تعطیلات آخر هفته شانس زیادی برای معاشرت با دوستانتان در آنجا پیدا نمی‌کنید. پس راه حل چیست؟ اگر صاحب فرزند هستید که حتماٌ به پارک‌های تفریحی می‌روید. موسیقی در آنجا شما و بچه‌هایتان را آن‌چنان بمباران و تهییج می‌کند که ناخودآگاه بلیط می‌خرید و سوار چرخ و فلک و اسباب‌های مهیج دیگر می‌شوید. کلی کیف می‌کنید و در یک چشم بهم زدن متوجه می‌شوید که چند ده دلار خرج شده است. اگر هم قصد داشته باشید تا تعطیلات آخر هفته را کمی متمدنانه‌تر بگذرانید، کمبود جا شما را وادار می‌کند تا با دوستانتان در مکانی عمومی مثل یک رستوران قرار بگذارید. آنجا هم موسیقی کلاسیک یا ملایم زینت بخش محیط شما خواهد بود.
در هر کدام از مثال‌های بالا، مشتری یا مخاطب به سمت خرج کردن سوق پیدا می‌کند. حال که همه صنوف در کنار ابزارهای تخصصی خود از عامل مکمل دیگری به نام موسیقی برای در آوردن پول از جیب مشتری استفاده می‌کنند، پس باید بهای آن‌را نیز بپردازند. هیچ مکان یا محلی عمومی در دنیا وجود ندارد که با موسیقی تزیین شود و موظف به پرداخت حق و حقوق آن نباشد. اگر یک بوتیک روزانه چند هزار دلار فروش دارد باید بپذیرد که موسیقی نیز یکی از هزینه‌های سربار او است. بسیاری از بنگاه‌های تجاری جهت تسهیل کار، به پخش مستقیم برنامه کانال‌های رادیویی موسیقی روی می‌آورند. کانال‌هایی که اصولاٌ با همین دیدگاه راه اندازی شده‌اند. کانال‌های آنتنی متعددی در هر شهر وجود دارند که بدون انقطاع یا مزاحمت گوینده، بصورت ۲۴ ساعته موسیقی پخش می‌کنند.
این کانال‌ها نه از محل آگهی بلکه از محل اشتراکی که از مصرف کننده‌ها می‌گیرند گذران روزی می‌کنند. ضمن اینکه امروزه با افزایش کانال‌های رادیویی اینترنتی، بسیاری از فروشگاه‌ها با پرداخت حق اشتراک از طریق کامپیوتر داخل فروشگاه، بلندگوهای خود را تغذیه می‌کنند. بسیاری از موسیقی‌ها کاربردهای متنوع مصرف‌گرایانه این‌چنینی دارند و بر مخاطب خود از دری دیگر وارد می‌شوند. این‌کار آن‌قدر درآمد دارد که اگر آلبوم آنها نیز فروش نرفت، کفاف مخارج و یا حتی سودشان را بدهد. بخصوص که موسیقی‌هایی از این دست به‌علت اینکه مستقیماٌ مورد توجه مخاطب قرار نمی‌گیرد، عموماٌ نه آهنگسازی پیچیده‌ای دارد، نه نوازندگان زیاد و نه حتی ترانه‌ای پرمعنی.
در زنجیره‌ی به هم پیوسته‌ی تجارت که از خلق فکر شروع، در میانه راه به تولید و در نهایت به مصرف کننده می‌رسد، موسیقی نیز یکی از حلقه‌های اتصال بخش بازاریابی، تبلیغات و فروش تلقی می‌شود. همه دست به دست هم داده‌اند تا مصرف‌کننده بیشتر خرج کند.

وبگردی
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم !
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم ! - روغن های نباتی را خوب بشناسید. سخنان یک تولید کننده سابق روغن نباتی.
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند - رییس سازمان ملی استاندارد ایران مجددا با خودروسازان در ارتباط با رعایت استانداردهای ۸۵‌گانه خودرویی از ابتدای دی‌ماه سال جاری اتمام حجت کرد.
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ...
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ... - مرتضوی هیچ گاه قاضی و حقوق دان نبود و نباید کار قضایی انجام می‌داد. اما این ضعف ماست که چنین فردی در جایگاه بالایی قرار می‌گیرد. شگفتی من از قاضی مرتضوی و رفتار او نیست که چرا خودش را برای اجرای حکم خود به زندان معرفی نکرد. من رفتار او با زهرا کاظمی را دیده بودم.
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر - سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر از 30 فروردین با حضور فیلم سازانی از ایران و نمایندگانی ازسینمای 78 کشور جهان تا 7 اردیبهشت در پردیس سینمایی «چارسو» برگزار می شود.
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک!
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک! - کتک خوردن دختری که جز التماس دوستانش هیچ فریادرسی ندارد از یک پلیس زن عضو گشت ارشاد که ماموران مرد هم آنها را همراهی می کردند، آنقدر دردناک است که کمتر وجدان بیداری به آن واکنش نشان نداده است.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت - سعید مرتضوی که در روزهای گذشته خبری از او نبود و حتی سخنگوی دستگاه قضایی گفته بود حکم جلبش صادر شده اما گیرش نیاورده‌اند، به گفته همسرش در تهران است.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!