سه شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷ / Tuesday, 25 September, 2018

روحت را انگار می بَرند


روحت را انگار می بَرند
با این امكانات نمی شود به جنگ مگادث و متالیكا رفت. این را وقتی محل تمرین «كهت میان» را ببینید كه به سونای خشك بیشتر شبیه است یا در جریان روند ضبط و تولید «اكسیر» قرار بگیرید می فهمید. «اكسیر» اولین آلبوم كهت میان كه شاید اولین كار متال بدون كلام در اینجا هم باشد، یك ماه است به بازار آمده تا شاید با فروش خود به این گروه و طرفداران موسیقی متال دلگرمی كوچكی بدهد.طرفدارانی كه بعضی از آنها با دیدن یك اثر ایرانی در میان آثاری كه هر روز از آن سوی مرز می رسند، ذوق زده می شوند. كسانی كه بعد از گذشت سال ها از خوابیدن تب این نوع موسیقی در دنیا هنوز دلبسته آن هستند، بچه های كهت میان را مجبور می كنند از ایده های خود فاصله بگیرند، همراهشان شوند و كارهایی ضبط كنند كه ناشی از علاقه هایشان در دوران نوجوانی و اوایل جوانی است نه حالا كه «همایون مجدزاده» و «اردوان انزابی پور» هركدام ۳۱ سال دارند و «وانیك وارطانیان» ۳۰ سالگی را از سر گذرانده. از ساخت قطعات اكسیر سال ها می گذرد و برای همین است كه همایون مجدزاده سرپرست كهت میان و گیتاریست آن می گوید: «این موزیك متعلق به ۲۰ سالگی ما است. وقتی بیرون می آید كه دیگر خودت هم مخاطب خودت نخواهی بود.»
• موسیقی دوران نوجوانی
همایون مجدزاده و اردوان انزابی پور قبلاً در گروهی به نام اكسیر فعالیت می كردند و با هم «كهت میان» را شكل دادند. چند نوازنده عوض كردند به ركود و انفعال رسیدند و در همان دوران تصمیم گرفتند «اكسیر» را منتشر كنند. جمع كردن قطعاتی كه در جوانی ساخته بودند و تنظیم مجدد آنها یك ماه طول كشید درحالی كه وانیك وارطانیان در امر هم به جمع آنها اضافه شده بود. مجدزاده می گوید: «نمی شود گفت این موسیقی، موسیقی متال دهه ۸۰ است، احساس جدیدی دارد و ما در دوران جوانی جذبش شدیم. اما این سبك تا وقتی در ایران كهنه شود، فعلاً محبوب است.» كهت میان گروهی است كه خواننده ندارد. تلاش اعضا برای پیداكردن خواننده ای كه روی كلام انگلیسی تسلط داشته باشد، به جایی نرسیده. آنها فكر كردند با موسیقی بی كلام كار ساده و روان تر می شود و می توان مخاطب را به سمت موسیقی پر آكوردتر كشاند موسیقی ای كه خشن نیست، موزیكال تر و فنی تر است و در «وجود مجازی» كه در دومین آلبوم گروه است تا حدودی به این خواسته رسیده اند.
• ایده هایی كه پیر می شوند
تمام قطعات «اكسیر» ضبط خانگی شده اند و مجدزاده، انزابی پور و وارطانیان را زجر داده اند. آنها به دلیل نبود وسایل ضبط پیشرفته از افكت هایی كه مشابه سازند استفاده كردند و اردوان می گوید كه به همین دلیل خیلی از قابلیت های نوازندگی از بین رفته است. برای خوب درآمدن كار آنقدر ساز زدند كه دیگر توان ساز زدن نداشتند، آنقدر به كارهایی كه زدند گوش كردند كه دیگر گوششان به جز آن نت ها، نت های دیگری نمی شنید و به همین دلیل نمی توانستند نت های بهتر را جایگزین كنند. كاری كه به عهده مدیر تولید است و چنین كسی وجود نداشت. «شاید ملودی كه می زدیم ملودی خوبی نبود اما اینقدر به آن گوش كرده بودیم كه دوستش داشتیم. فكركردن به ایرادهای آن فرسوده كننده بود. جایی نبود یاد بگیریم و حین ضبط كارها خیلی چیزها یاد گرفتیم. همه اینها سخت است اما جوابش چیست؟» تازه اكسیر همانی نیست كه كهت میان می خواهد. این مجموعه یك دهم توان اعضایش هم نیست و بچه های گروه با صداقت هرچه تمام تر می گویند این مجموعه را منتشر كردند تا پول دربیاورند و به ایده های اصلی خود بپردازند كه با وضعیتی كه در ایران وجود دارد، به ثمر رسیدنشان توانفرسا است. ایده هایی كه اگرچه امروز به وجود می آیند اما سال ها بعد به بار می نشینند، زمانی كه صاحبانشان از آنها فاصله گرفته اند و پیر شده اند. همین اكسیر قرار بود سه ماه بعد از ضبط مجوز بگیرد اما انتشارش بیشتر از یك سال طول كشید.
«همیشه درگیر كارهای سال گذشته هستیم و یك ایده جدید را نمی توان به موقع اجرا كرد.»
ایده هایی كه برای به اجرا درآوردنشان باید وسواس زیادی به خرج داد.به خصوص در سبكی مثل متال كه طرفداران آن تندروتر و كمال گراترند و از سر تفنن به موسیقی گوش نمی دهند. حالا بچه های كهت میان تمام این وسواس ها را به خرج داده اند تا اردوان انزابی پور بگوید: «اكسیر را زدیم كه بتوانیم ایده اصلی خود را اجرا كنیم. اما انگار با این شرایط باید ایده اصلی را ببوسی و بگذاری كنار.» وقتی منبع انرژی وجود نداشته باشد، ایده ها هم قبل از اجرا شدن به پایان می رسند، یا نیمه كاره می مانند. كاری مثل «وجود مجازی» كه به موزیك كهت میان نزدیك تر است اما متعلق به علاقه ها و اعتقادات شش سال پیش آنها است و تازه مراحل ضبط خود را طی می كند تا راهی به بازار پیدا كند شاید هم نكند.
• یادآوری
«اكسیر» فقط به صورت سی دی با ۱۴۰۰ تیراژ منتشر شده است و چون هنوز در شهرستان ها نوار كاست محبوب تر است «كهت میان» فروش شهرستان را از دست داده. اما هم كیفیت نوار بد است و هم سود نوار كاست به نسبت سی دی هفت به یك است، یعنی فروش هفت نسخه آن به اندازه یك حلقه سی دی سود برای تهیه كننده دارد. اكسیر با قطعه ای به نام «یادآوری» شروع می شود. ۱۸ سالگی همایون مجدزاده را به یادش می آورد و اگر اسم قطعه را ندانیم برای ما شاید احساسی متفاوت داشته باشد. قطعات دیگر هم همین طور هستند و نام گذاری شان حس خاصی را القا می كند. اسم گذاری قطعات برای مجد زاده، انزابی پور و وارطانیان كار سختی بود و این شاید به دلیل اینسترو منتال بودن كار باشد. «فساد تدریجی»، «بیگانه هراسی»، «گره كور» و قطعات دیگر كه هر كدام دارای بار نوستالژیك برای خالقانشان هستند و قطعه آخر «ایستگاه» احساس تمام شدن می دهد. احساس پیاده شدن و رفتن. مجدزاده می گوید: «در آهنگسازی و استفاده از گام ها به یكدستی كار هم فكر كردیم و نمی خواستیم اكسیر رنگارنگ باشد. گام های محدودی در كل قطعات ساخته شده بود. به این دلیل كه حس خالصی را در آنها نگه داریم.» این مجموعه را زودتر و راحت تر از «وجود مجازی» می شود فهمید. آلبوم دوم كهت میان كه می توان بیشتر از اكسیر به آن گوش سپرد و دیرتر خسته شد، چرا كه اعضای روی آن وسواس بیشتری داشته اند، «علی اظهری» گیتاریست به گروه و كیبورد به جمع ساز ها اضافه شده اند تا كهت میان كامل تر از پیش باشد، در دوره ای كه حالا اینجا هم موسیقی به مرحله ای رسیده كه گروه ها فرهنگسازی می كنند نه سولوآرتیست ها. «اگر گروه های متال حضور پیدا كنند بهتر از این است كه نباشند، حداقل نقطه ضعفشان را نشان می دهند و خودشان را تصحیح می كنند.» این را مجدزاده می گوید و علی اظهری اضافه می كند كه گروه های ایرانی ویژگی های مثبت موسیقی متال راگرفته اند نه چیز هایی را كه در میان خوانندگان و نوازندگان این سبك رایج است. خشونت، مواد مخدر، ناهنجاری و... «ما آدم های سالم موسیقی متال هستیم اما شاید خیلی ها به موسیقی ما گوش دهند و فكر كنند آدم های نابهنجاری هستیم كه هر روز با ماشین چپ می كنیم.»
• دوستمان ندارند
كهت میان می خواهد بزرگ باشد نه یك گروه كوچك. اما مثل تمام گروه های دیگر همه كاره خودش است چون اسپانسر و حمایت كننده ای وجود ندارد. تهیه كننده ها حاضر نبود ند پولی بابت حمایت از چنین گروه هایی خرج كنند و خودشان هم این موسیقی را دوست نداشته اند. اما درد بزرگ كهت میان و دیگران نبود قانون كپی رایت است. اگر بخواهید با كمپانی در آن طرف دنیا مذاكره كنید شما را آدمی بدون شناسنامه می داند و وارد مذاكره نمی شود. با این حال بچه های كهت میان برای آلبوم اول خود از یك كمپانی آمریكایی كپی رایت گرفته اند. كپی رایتی كه البته برای اثر آنها در داخل هیچ امنیتی ایجاد نمی كند و تمام زحمات تولید كننده را به باد می دهد. به قول همایون مجدزاده: «روحت را انگار می برند.»

مرضیه رسولی


منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

مناره سن اشتفن و شهر شوبرت (۱)

مناره سن اشتفن و شهر شوبرت (۱)
لزوم ترجمه مقالاتی نظیر این كه از زمان تالیف آنها قریب به یكصد و پنجاه سال می گذرد از آن جهت ملموس تر خواهد بود كه فراموش نكنیم «شومان» خود یكی از برجسته ترین (و به تعبیری شریف ترین) آهنگسازان نیمه نخست قرن نوزدهم آلمان و خالق آثار كم نظیری همچون «كرایسلریانا» اوپوس ۱۶ و «فانتزی دوماژور» اپوس ۱۷ است كه به عنوان یك «منتقد مولف» در دوره ای از حیات آفرینش گری خود علاوه بر تصنیف موسیقی به نقد آثار مصنفان معاصرش پرداخته است. از آنجا كه آثار «شومان» بخش قابل توجه و تثبیت یافته ای از رپرتوار اجرا كنندگان امروزی را به خود اختصاص داده است نمی توان آرای او را به سادگی نادیده گرفت، هرچند كه گاهی نامتعارف و گاهی سنتی و از رمق افتاده به نظر برسند.«شومان» در نوشته حاضر قصد دارد یكی از آثار گمنام «فرانتس شوبرت» را كه در زمان خود كاملاً ناشناخته باقی مانده بود به همگان معرفی كند. اثری كه برای ما شنوندگان امروزی نه تنها غریبه نیست بلكه یكی از محبوب ترین فرزندان «شوبرت» به حساب می آید: «سمفونی شماره ۹ در دوماژور D.۹۴۴»
«شومان» در حالی مقاله حاضر را تالیف می كرده كه از وجود تنها هفت سمفونی «شوبرت» باخبر بوده است. اولین نسخه از دو سمفونی «سی مینور» (سمفونی ناتمام) و سمفونی «می ماژور» سال ها پس از مرگ مصنف و «شومان» یافت شد و از آن پس تغییراتی در ترتیب شماره گذاری سمفونی های آخر صورت گرفت و دست آخر سمفونی «می ماژور» و سمفونی «ناتمام» و سمفونی «بزرگ» (سمفونی مورد بحث) به ترتیب در جایگاه سمفونی های هفتم، هشتم و نهم تثبیت پیدا كرده اند.علاوه بر این مجموعه ۹ گانه از سمفونی های «شوبرت»، طرح هایی از چند اثر سمفونیك دیگر نیز همچنان در دست است كه هیچ گاه به سرانجام نرسیدند. موسیقی دانی كه برای نخستین بار از شهر «وین» دیدن می كند طبعاً از نوای سرور جاری در معابر شهر به وجد می آید و در برابر مناره «سن اشتفن» شگفت زده زانو می زند. لیكن اندكی بعد او در می یابد كه «آن» محوطه مجاور كلیسا كه دو مرد بزرگ در خاكش آرمیده اند و از هر ماوایی برایش عزیزتر، چقدر به شهر نزدیك است. چه بسیار موسیقی دانان جوانی كه همچون من، برای نثار تاج گل یا حتی تك شاخه ای، نظیر آنچه آنجا در جوار آرامگاه «بتهوون» نشانده شده بود، به سوی گورستان ناحیه «وه رینگ»۱ (Wahring) و قبر ساده «شوبرت» روانه می شوند.این چنین، یكی از آرزوهای قلبی من برآورده شده بود. برای مدتی طولانی به آن دو خیره شدم و به راستی كه به بخت «كنت اودونل»۲ كه مابین آن دو دفن شده بود حسادت كردم. مواجهه رودررو با یك انسان بزرگ و فشردن دستانش برای نخستین بار، یكی از تجارب به واقع مبارك در زندگی است. اما هیچ گاه بخت دیدار با هیچ یك از این دو بزرگ مردی كه بیش از دیگر مصنفان اخیر ستایش شان می كنم نصیب من نشد. پس بر آن شدم كه در حین زیارت خود از «وین»، از نزدیكان دست كم یكی از آنها، كسی را در كنار خود داشته باشم. در راه بازگشت به شهر ناگهان به ذهنم خطور كرد كه «فردیناند شوبرت» كسی كه برادرش «فرانتس» را به خوبی می شناخت، هنوز در قید حیات است. با «فردیناند» ملاقات كردم و شباهت های زیادی میان او و مجسمه نیم تنه «شوبرت» كه در جوار مزارش نصب شده بود یافتم. با این ملاحظه كه «فردیناند» كمی ریزنقش تر بود. با اندامی استوار كه در چهره اش راستی و موسیقی به یك میزان موج می زد. «فردیناند» كه پیش از این مرا به عنوان یكی از ستایشگران روراست برادرش در خاطر داشت، بسیار چیزها گفت و دست آخر بخشی از گنجینه اش را به من نشان داد: «دست نوشته های برخی تصنیفات ناشناخته شوبرت كه همچنان تنها در تملك او بود.»
از فرط شوق به خود می لرزیدم: به راستی از كجا می بایست آغاز می كردم؟
«فردیناند» همچنین دست نوشته های تعدادی از سمفونی های شوبرت كه برخی از آنها حتی تا به امروز همچنان اجرا نشده باقی مانده اند و برخی نیز پس از اولین اجرای تمرینی (rehearsal)، به سبب دشواری و غرابت۳، به گوشه ای افكنده شدند را به من نشان داد. «وین» را می بایست با تمامی موانعی كه بر سر راه یك مصنف قرار می دهد و با تمام مصیبت هایی كه در حین تدارك بستر اجرای آثار حجیم روا می دارد در نظر آورد تا آشكار شود كه چرا در این «شهر شوبرت» تنها بخش ناچیزی از تصنیفاتش اجرا و شنیده شدند. چه كسی می تواند تصور كند كه سمفونی «دوماژور» شوبرت تا چه موقع قرار بود در زیر گردوغبار مدفون باقی بماند اگر من بلافاصله با «فردیناند» هماهنگ نكرده بودم كه این اثر را به نزد «مندلسون» در «لایپزیگ»۴ بفرستد. «مندلسون»ی كه جزیی ترین بارقه ای از زیبایی از نظرش پنهان نمی ماند. و به واقع چنین شد. سمفونی «دوماژور» شوبرت به لایپزیگ رسید و در آنجا بارها اجرا شد و مورد تحسین همگان قرار گرفت. موسسه Breitkopf & Hartel امتیاز آن را خریداری كرد و بدین ترتیب ما امروزه این اثر را به شكل پارتیتور كامل و نیز پارتیسیون جداگانه برای هر ساز در اختیار داریم. به امید اینكه به زودی بارقه این اثر روشنگر جهانیان باشد!
اجازه دهید تا از همین ابتدای كار تصریح كنم « هر آن كس كه از این سمفونی غافل مانده است، به واقع از شوبرت چیز زیادی نمی داند.» هرچند با وجود میراثی كه تاكنون از «شوبرت» به ما رسیده است، چنین ستایشی چندان معتبر به نظر نمی رسد. باری، به رغم رنجش خاطر بسیاری از آهنگسازان بار ها، به درستی، تصریح شده است كه، «پس از سمفونی های بتهوون، می بایست خیال تصنیف اثر سمفونیك دیگر را از ذهن دور كرد.» البته حاصل دست رنج اغلب كسانی كه این توصیه را نادیده تلقی كرده اند، در نهایت از یك شمای خام و گنگ «شبه بتهوونی» فراتر نرفته است. (جدا از آن دسته به اصطلاح سمفونی های لوس كه تنها یادآور بس شایسته ای از «نه ذهنیات» بلكه از كلاه گیس های پودرزده «هایدن» و «موتسارت» هستند.) گرچه ممكن است در اینجا بتوان استثناهایی هم یافت اما همین دسته آثار نیز تنها از آن جهت كه در سیر تكامل خلاقیت «مصنف خود» شاخص هستند، اهمیت می یابند و نه به دلیل نقشی كه به طور عام در شكل گیری و تكامل «فرم» سمفونی ایفا كرده اند. «برلیوز» به فرانسه تعلق دارد و تنها گاهی از او به نیكی و به عنوان یك «عاقله مرد مجنون» اجنبی یاد می شود. من پیش از این، همچون بسیاری دیگر، احتمال می دادم كه «شوبرت» با اتكا بر ابداع گری مستحكم و شم سازمان بخشی منحصر به خود و به اعتبار اشراف بر بسیاری از فرم های موسیقی، در «فرم» سمفونی نیز تحولی به پا كند. این امر به طرز شگفت آوری تحقق یافته است. غرض «شوبرت» بدون تردید ادامه مسیر «سمفونی نهم بتهوون» نبوده است. آهنگساز پركاری نظیر او به راحتی در پی آفرینش یك سمفونی، سمفونی بعدی خود را تصنیف می كند. اینك مواجهه یكباره همگان با هفتمین سمفونی شوبرت بدون شناخت سمفونی های پیشین او تا بتوانند خط سیر بالندگی سمفونیك وی را پیگیری كنند شاید به تعبیری تنها وجه تاسف بار انتشار اثر اخیر و موجد سوءتعبیر از آن باشد. از سوی دیگر چه بسا كه انتشار این سمفونی بهانه ای برای انتشار دیگر آثار سمفونیك مصنف باشد. حتی كوتاه ترین این آثار مهر «شوبرت» را بر پیشانی دارد و البته آن «حضرات وینی» كه چند سال پیش برای به اصطلاح «سمفونی برتر» جایزه تعیین كرده بودند نیازی به تفحص آنچنانی در آن آثار طولانی و «چرند» نداشتند تا بدان گوهری كه مشتاقانه در پی اش بودند دست یابند. و این در همان حالی بود كه هفت سمفونی نفیس در اتاق مطالعه «فردیناند شوبرت» در حومه وین حاضر و آماده بر روی هم تلنبار شده بود.

وبگردی
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش - این فیلم که توسط دوربین های امنیتی گرفته شده لحظه به چاه انداختن دختر 5 ساله ای در اصفهان توسط پسر بچه ای کوچک را به تصویر کشیده است.
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی - جوان خوش ذوق ایرانی لامبورگینی! تماما ایرانی را طراحی و تولید کرده است.
سلطان سکه
سلطان سکه - اولین جلسه دادگاه "وحید مظلومین" معروف به سلطان سکه به همراه ۱۴ نفر از همدستانش امروز در شعبه دو دادگاه ویژه مفاسد اقتصادی به ریاست قاضی زرگر و به صورت علنی برگزار شد.
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر - با وجود اینکه چند روزی است سریال پر حاشیه "پدر" به پایان رسیده است، اما انتشار تصاویر ریحانه پارسا بازیگر نقش اول زن این سریال جنجال تازه‌ای به پا کرده است. این جنجال در حالی ایجاد شده که سازندگان سریال "پدر" به دنبال تولید فصل دوم آن هستند.
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها - ریحانه پارسا، بازیگر نقش لیلا در سریال "پدر" فعالیت خودش را به عنوان مدل تبلیغاتی آغاز کرد. این بازیگر متولد سال 1377 است.
درگیری بازیکنان ایران و عربستان در مسابقه هندبال
درگیری بازیکنان ایران و عربستان در مسابقه هندبال - در این فیلم درگیری بازیکنان ایران و عربستان در مسابقات هندبال بازی‌های آسیایی جاکارتا را می بینید که این بازی در نهایت منجر به پیروزی ایران و کسب مقام پنجمی کشورمان شد.