یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Sunday, 20 May, 2018

زبیگنیو پرایزنر


پرایزنر فارغ التحصیل تاریخ هنر و فلسفه از دانشگاه شهر زادگاهش كراكوف است. اما علاقه وافرش به موسیقی باعث شد به طور خودجوش آن را بیاموزد. او بعدها آموزش های تكمیلی را زیر نظر «الزبیتا تورانیچكا» ادامه داد. پرایزنر كه همیشه ضبط صوت كوچكی روی میز كارش مشغول پخش موسیقی است، عاشق موسیقی رمانتیك است و از علاقه مندان آثار رمانتیسیست های هموطنش «پاگانینی»۲ و «سبیلیوس»۳ به شمار می رود. وی بر اهمیت ملودی در موسیقی مدرن و پرهیز از به كارگیری ملودی های تصنعی تاكید فراوان دارد. پرایزنر در سال ۱۹۸۱ موسیقی متن فیلم گزارش هواشناسی ساخته «آنتونی كراوس»۴ را ساخت. او در اولین تجربه اش در سینما ساخت موسیقی متن را همزمان با نگارش فیلمنامه آغاز كرد و با پایان یافتن فیلمبرداری او نیز موسیقی اش را آماده كرده بود. هر چند فیلمنامه بارها بازنویسی شد، اما او كه در جریان مستقیم این تغییرات بود، هر بار موسیقی را تغییر داد تا بیشترین هماهنگی را بین تصویر و موسیقی به وجود آورد. در اوایل دهه هشتاد _ پرایزنر با «كریشتف كیشلوفسكی»۵ فیلمساز بزرگ هموطنش آشنا شد و این آشنایی سرآغاز همكاری آنان در تعدادی فیلم درخشان با موسیقی های مسحوركننده و جادویی بود. او در سال۱۹۸۸ برای دو اثر كیشلوفسكی به نام های «فیلمی كوتاه درباره قتل» و «فیلمی كوتاه درباره عشق» به طور همزمان موسیقی ساخت و نام خود را همراه با وی پرآوازه ساخت. در همان سال ساخت موسیقی متن فیلم «ده فرمان» كیشلوفسكی را بر عهده گرفت و كم كم به یكی از اعضای ثابت گروه فیلمسازی وی تبدیل شد. در سال های ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱ پرایزنر با دیگر فیلمساز هموطنش «آنی یژكا هولاند»۶ نیز همكاری كرد كه حاصل آن موسیقی متن دو فیلم اروپا اروپا و الیور است. ساخت موسیقی متن فیلم زندگی دوگانه ورونیك ساخته كیشلوفسكی اولین موفقیت برون مرزی را برای پرایزنر به وجود آورد. در زندگی دوگانه ورونیك، پرایزنر از كنسرتوی ئی مینور زیبای موسیقیدان گمنام هلندی، «واندن بودن مایر»۷ در قالب های تازه استفاده كرد. (بعدها پرایزنر در فیلم سه رنگ: آبی نیز از آثار این آهنگساز هلندی استفاده كرد) پرایزنر روحیات و ذوق شخصی خود را در موسیقی بودن مایر دمیده بود. موسیقی این فیلم جایزه بهترین آهنگساز از طرف انجمن منتقدان لس آنجلس را برای او به ارمغان آورد. پرایزنر این موفقیت را در سال های ۱۹۹۲ با فیلم تباهی ساخته فیلمساز فرانسوی «لویی مال»۸ و ۱۹۹۳ با فیلم «سه رنگ: آبی» ساخته كیشلوفسكی تكرار كرد و موفق شد سه سال پیاپی این جایزه را به چنگ آورد. در سال ۱۹۹۱ نیزموسیقی متن فیلم «هكتو بابنكو»۹ با نام «هنگام بازی در زمین پروردگار» نیز اثری تحسین برانگیز شناخته شد. در ادامه باغ تنهایی اثر آنی یژكا هولاند دیگر فیلمی بود كه به سال ۱۹۹۳ با موسیقی پرایزنر به نمایش درآمد. اما این پایان كار نبود. پرایزنر كه به همراه كیشلوفسكی و «كریشتف پیه شیه ویچ»۱۰ فیلمنامه نویس یك تیم رویایی سینمایی تشكیل داده بودند، در ادامه همكاری شان سه گانه سه رنگ: آبی، سفید و قرمز را ساختند كه افتخارات فراوانی برای آنان به بار آورد. جایزه سزار (معادل اسكار در فرانسه) برای سه رنگ: آبی، سفید، قرمز دستاورد پرایزنر از این پروژه عظیم و دوست داشتنی سینما بود. او سال بعد هم جایزه سزار را برای فیلم «الیزا» ساخته «جین بكرز»۱۱ به دست آورد تا نشان دهد با یك بار بردن هیچ جایزه ای اشباع نمی شود. جایزه خرس طلایی جشنواره ۱۹۹۷ برلین برای موسیقی «یك داستان حقیقی» ساخته «چارلز استاریج»۱۲ از دیگر جوایز پرایزنر در این زمینه به شمار می آید. در پایان دهه نود وزارت امور خارجه لهستان جایزه ویژه ای را به خاطر موفقیت چشمگیر در معرفی فرهنگ لهستان در سطح بین المللی به او اعطا كرد و همچنین به عضویت آكادمی فیلم فرانسه درآمد. از دیگر كارهای شنیدنی پرایزنر، موسیقی متن سریال بیست و شش قسمتی «قرن مردم» از محصولات BBC است كه در سال ۱۹۹۵ تهیه و پخش شد.پرایزنر عمده شهرت و موفقیت خود را مدیون كریشتف كیشلوفسكی كارگردان لهستانی است. این دو نفر همراه با پیه شیه ویچ دوستانی صمیمی و جدایی ناپذیر بودند. كیشلوفسكی قصد داشت سه گانه دیگری با نام های: بهشت، دوزخ و برزخ را نیز بسازد كه قطعاً پرایزنر در آن سه فیلم هم شاهكارهای دیگری خلق می كرد. اما مرگ ناگهانی كیشلوفسكی به این دوران پربار همكاری پایانی غم انگیز بخشید. پرایزنر در این باره می گوید: «علاوه بر پروژه سه گانه بهشت، دوزخ و برزخ قصد داشتیم كنسرت های متعددی برنامه ریزی و اجرا كنیم، چیزی غریب مثل یك راز، تلفیقی از موسیقی كلاسیك، اپرا و موسیقی راك. بعد ایده ما به برگزاری كنسرتی كلاسیك همراه با اركستر فیلارمونیك تعدیل یافت. آهنگسازی به عهده من بود، پیه شیه ویچ نویسنده و خود كیشلوفسكی كارگردان این برنامه ها. قرار شد اولین برنامه در آكروپولیس آتن اجرا شود. همه چیز آماده بود و اسم كنسرت را هم گذاشتیم زندگی. اما كمی قبل از اجرا، زندگی كیشلوفسكی در سیزده مارس ۱۹۹۶ به پایان رسید و این پروژه نیز ناتمام ماند.» مرگ كیشلوفسكی باعث افسردگی شدید پرایزنر شد و او به یادبود یار دیرینش اولین اثر موسیقی غیرسینمایی خود را با نام «مرثیه ای برای یك دوست» ساخت و آن را به خاطره این فیلمساز ارزشمند تقدیم كرد. مرثیه ای برای یك دوست در تاریخ اول اكتبر ۱۹۹۸ در سالن ویلكی شهر ورشو و توسط اركستر سمفونیك و گروه كر مجلسی این شهر به رهبری «یاسك كاسپسكی» و با همراهی صدای «الیزابتا توارینكا» خواننده آوازهای فیلم های كیشلوفسكی اجرا شد و تحسین و تاثر شنوندگان را برانگیخت. دومین اجرای زنده این اثر در روز نوزدهم مارس ۱۹۹۹ در سالن فستیوال رویال لندن توسط اركستر BBC توجه همه محافل موسیقی جهان را به خود جلب كرد و توانایی پرایزنر در خارج از مدیوم سینما را نشان داد. «... ساخت مرثیه ای برای یك دوست را سه شب پس از درگذشت كیشلوفسكی آغاز كردم. می خواستم چیز خارق العاده ای به او تقدیم كنم. ما دوستانی صمیمی بودیم و سال ها با هم همكاری كرده بودیم؛ من، او و پیه شیه ویچ. دوران خوشی بود، بهترین روزهای زندگی ام. قسمت اول مرثیه ای... گویای تمام احساس من نسبت به كریشتف كیشلوفسكی است و قسمت دوم آن همان كنسرت زندگی است كه قرار بود در آكروپولیس برگزار شود. البته من و پیه شیه ویچ كمی آن را تغییر داده ایم.» مرثیه ای برای یك دوست به موفقیتی جهانی بدل شد و تا پایان سال ۲۰۰۰ بیش از سیصد هزار نسخه از آن در سرتاسر دنیا به فروش رسید. پرایزنر درباره طیف گسترده مخاطبانش اظهار می كند: «آنها خیلی برایم مهمند. تصور نمی كردم مرثیه ای... كه یك اثر مشكل و دیرفهم است و كمترین ارتباطی با موسیقی پاپ و راك امروزی ندارد، جوانان را به خود جلب نماید. بچه های دوستانم عكس العمل بسیار مثبتی نسبت به این كار نشان دادند كه نمی توانم دلیلش را توضیح دهم».پرایزنر درباره سبك و نحوه كارش می گوید: «همیشه با خودم می گویم جوری موسیقی می سازم كه خودم از شنیدنش لذت ببرم. همیشه به ذائقه ام اطمینان كردم و هرگز از این اعتماد متضرر نشده ام. موسیقی من روی خط مرزی بین موسیقی كلاسیك و سینمایی قدم می زند. به ساختار تركیبی در موسیقی علاقه مندم. دوران موسیقی چند صدایی و پیچیده در قرن بیستم به پایان رسید. آنچه مانده كمی رمانتیسیسم ناب است و موسیقی ام از همین جا نشات می گیرد.اما مرثیه ای برای یك دوست درباره مرگ است یا زندگی؟ همه ما كسانی از عزیزانمان را از دست داده ایم. بالاخره همه روزی خواهیم مرد. كسی كه با وقار زندگی می كند، با وقار هم خواهد مرد. مرگ كیشلوفسكی در من خلایی پدید آورد كه با قسمت اول مرثیه ای... سعی كردم آن را جبران كنم. به مرگ خیلی فكر می كنم، چون زیاد دوروبرم می پلكد اما ازش نمی ترسم. اغلب كارهای ما با كیشلوفسكی درباره مرگ بود. درباره زندگی و مرگ. البته مرگ و زندگی دو مبحث متضادند. درباره مرگ همیشه فكر می كنم كه بالاخره این اتفاق خواهد افتاد و این سئوال برایم مطرح است: چگونه زندگی كنم كه مرگی با وقار داشته باشم؟ اما در مورد قسمت دوم مرثیه ای برای یك دوست. نام این قسمت زندگی است. داستانی درباره زندگی یا شاید درباره امید به زندگی. به شدت به زندگی امیدوارم و آرزویم این است كه همه به زندگی امیدوار باشند.» پرایزنر همچنان در زادگاهش كراكوف، آنجا كه ریشه هایش پا گرفته اند، زندگی می كند و به آهنگسازی ادامه می دهد. پی نوشت ها: ۱. Zbigniw Preisner ۲. Paganinni ۳. Sibelius ۴. Antoni Krauze ۵. Krzystof Kieslowski ۶. Agnieska Holland ۷. Vanden budenmayer ۸. Luis Malle ۹. Hector Babenco ۱۰. Krzystof Pieciewicz ۱۱. Jean Beckers ۱۲. Charles Sturridge
مازیار فكری ارشاد


مطالب مرتبط

تاریخچه موسیقی

تاریخچه موسیقی
مصریها : موسیقی در بین مصریها نیز رواج داشته و آلات موسیقی از قبیل چنگ و طنبور و نی ساده و نی مضاعف و بوق و سیتار و طبل و دایره میان آنها مرسوم بوده است . همچنین یك قسم ساز مضرابی شبیه به سه تار بوده و فرنگیها آن را نمونه گیتار می دانند . اختراع یك قسم ارگ را كه دارای لوله های متعدد بوده نیز به مصریها نسبت می دهند . از نقاشیهایی كه روی ظروف قدیم مصر شده و آلات ضربی مختلفی كه داشته اند چنین بر می آید كه رقص نیز بین آنها مرسوم بوده و مصریها به این امر علاقه داشته اند .
سومریها : بطوریكه از تاریخ بر می آید موسیقی در تشریفات و رسوم مذهبی سومریها اهمیت داشته . در میان آثاری كه از آنها بدست آمده ، یك قطعه نقش برجسته ای است كه شامل دو قسمت اشت:در قسمت پایین سازی است شبیه سیتار و چنگ كه در قاعده آن جعبه ای برای انتشار و انعكاس صدا تعبیه شده و نوازنده ای آن را با دو دست می نوازد .
در قسمت بالا هم چهار نفر موسیقی دان دیده می شود كه یكی از آنها جامه ای بلند بر تن دارد و صفحه ای مدور را در یك دست گرفته و در دست دیگر چیزی شبیه به چكش دارد . نفر دیگر مشغول دست زدن است ویك نفر هم آواز خوان است و چنین به نظر می رسد كه این اشخاص مامور اجرای قربانی هستند و این كار را با رسوم و تشریفات خاصی انجام می دهند .
عیلامیها : عیلامیها نیز موسیقی را هنگام بر پا كردن رسوم مذهبی به كار می برده اند . آلات موسیقی آنها یكی دو قسم چنگ ونی ساده ومضاعف و بعضی آلات ضربی بوده .از جمله سازی داشته شبیه سنتور كه بعد ها تغییر شكل داده وكامل شده و سازه های كلاویه دار فرنگی را كه كامل ترین آنها پیانو است از روی آن ساخته اند . از نقوش برجسته آثار عیلامی دو نمونه كامل از اركستر آنها كه یكی دسته نوازندگان ودیگری دسته سرایندگان است بدست آمده ودر(( بریتیش میوزیوم )) است . دسته نوازندگان از یازده نوازنده تشكیل می شود كه هفت نفر آنها چنگ می زنند و دو نفر نی مضاعف می زنند ویك نفر سازی شبیه به سنتور می نوازد و نوازنده دیگر هم یك قسم آلات ضربی می زند . در دسته سرایندگان نه بچه و شش زن شركت كرده اند : زنی كه در جلو واقع شده راهنمای سایرین است و زن دیگر زیر چانه گذاشته كه عادت اغلب خوانندگان مشرق زمین است . سایر زنها و بچه ها هم دست می زنند .
آشوریها : خداهای آشوری دوستدار موسیقی بوده و آشوریها برای خاطر آنها در موقع عبادت و پرستش ارباب انواع موسیقی مخصوصی به كارمی برده اند . آلات موسیقی انها چنگ و سیتار ونی ساده و مضاعف و بوق و طنبور بوده . در آثاری كه از آشوریها بدست آمده نمونه های مختلف از نوازندگان آشوری دیده می شود و اغلب آنها به صورت تك نوازی است . فقط در یكی از این نقشها یك اركستر چهار نفری به نظر می آید كه دو نفر آنها سازی كه بین چنگ و سیتار است می نوازند و دو نفر دیگر آلات ضربی می زنند .
سایر ملل شرقی : موسیقی سایر ملل مشرق زمین با موسیقی كشور ما بی رابطه نیست ازقبیل فینیقیها و یهودیها و اهالی فلسطین و سوریه كه آلات موسیقی دیگری كه با اختلافات جزئی شبیه به سازهای مذكور در فوق است داشته اند . مخصوصا از اشاراتی كه در كتاب تورات شده معلوم می شود كه موسیقی یهود اهمیت داشته و عده زیادی سرایندگان و نوازندگان دور او بوده و زبور داود با الحان مخصوصی خوانده می شده . همچنین اهالی آسیایی صغیر مانند ساكنان ساكنان لیدیه و فریگیه و درینها از موسیقی یو نانی نیز اقتباساتی كرده بودند و این كشورها نیز به تصرف شاهان هخامنشی درآمده موسیقی آنها هم شاید در موسیقی ما بی اثر نبوده است .
موسیقی در دوره هخامنشی : از موسیقی این دوره اطلاع كافی نداریم ولی ملتی كه خود را رقیب یونان می دانسته و با اهالی آن سرزمین روابط تاریخی داشته و از حیث آثار صنعتی نمونه های پر ارزشی مانند حجاریهای تخت جمشید به یادگار گذارده ، بی شك از موسیقی هم بی بهره نبوده است . از این گذشته چون دولت هخامنشی جانشین دولتهای متمدن زمان خود گردید از صنایع آنها نیز تا آنجا كه مطابق ذوق ایرانیها بود اقتباس كرد . اینك اشاراتی را كه دو نفر از تاریخ نویسان معروف یونان در این باب كرده اند بیان می كنیم :هرودت در تاریخ خود راجع به ایرانیها گوید :
(( ایرانیان برای تقدیم نذر و قربانی به خدا و مقدسات خود مذبح ندارند ، آتش مقدس روشن نمی كنند ، بر قبور شراب نمی پاشند ، ولی یكی از موبدان حاضر می شود و یكی از سرودهای مقدس مذهبی را می خواند . ))
از گفته هرودت چنین بر می آید كه ایرانیان در آن موقع موسیقی مخصوصی برای تشریفات مذهبی داشته اند . و شاید سرودی كه هرودت به ان اشاره می كند از سرودهای كتاب اوستا باشد ذكر می كنیم . زنوفن تاریخ نویس یونانی در كتابی كه راجع به بخصال كوروش نوشته ، چند جمله ذكر كرده كه می توان از نوشته های او نتایجی به دست آورد . چنانكه در یك جا چنین می نویسد :
(( كوروش هنگام حمله به ارتش آسور بنا برعادت خود سرودی آغاز كرد كه سپاهیان با صدایی بلند و با احترام و ادب زیاد دنبال آن را بخواندند و چون سرود به پایان رسید آزاد مردان با قدمهای مساوی و با نظم تمام براه افتادند .))در جای دیگر گوید :
(( كوروش برای حركت سپاه چنین دستور داد كه صدای شیپور علامت حركت و عزیمت خواهد بود و همین كه صدای شیپور بلند شد باید همه سربازان حاضر باشند و حركت كنند .))پس از چند سطر دیگر گوید :
(( در نیمه شب كه صدای شیپور عزیمت و رحیل بلند شد ، كوروش سردار سپاه را فرمان داد تا با همراهان خود در جلوی صفوف سپاهیان قرار گیرد . بعد كوروش می گوید : همین كه من به محل مقصود رسیدم و حملات دو سپاه نزدیك شد سرود جنگی را می خوانم و شما بی درنگ جواب مرا بدهید . در موقع حمله چنانكه گفته بود كوروش سرود جنگ را آغاز كرد و سپاه همگی با وی هم آواز شدند . ))
از مطالب فوق چنین بر می آید كه ایرانیان دوره هخامنشی یك قسم موسیقی مخصوصی برای جنگ داشته اند كه بی شك در تحریك احساسات سپاهیان موثر بوده و آلات موسیقی رزمی آنها از قبیل شیپور و طبل نیز در این هنگام بكار می رفته و سرودهای رزمی در بر انگیختن حس شجاعت و دلیری سربازان و كامیابی آنها در میدان نبرد وسیله خوبی بوده است اما معلوم نیست این سرودها در چه مایه ای بوده و چه شعری با آنها خوانده می شده . ضمنا از بیانات زنوفن معلوم میشود همان طور كه ایرانیان موسیقی مخصوصی برای میدان جنگ و ستیزه داشته اند ، بی شك آنقدر ها با موسیقی آشنا بوده اند كه برای موقع فراغت و تفریح نیز موسیقی دیگری داشته باشند . چنانكه در كتاب هرودت كلمه (( نی )) مكرر ذكر شده و این طور به نظر میرسد كه از نواختن این ساز تاثیرات مخصوصی حاصل میشده .راجع به وجود موسیقی مذهبی در این دوره با اشاره ای كه هرودت كرده مخصوصا با توجه به این نكته كه قدیمترین قسمت كتاب اوستا شامل سرودها و مناجاتهایی است كه در وقت عبادت با تشریفات خاصی خوانده میشده شكی باقی نمی ماند . از نظر موسیقی یك قسمت از كتاب یسنا كه موسوم به گاتها می باشد قدیمترین قسمت اوستا و شامل سرودهای موثری است كه شاید آهنگهای مخصوصی داشته . گاتها در اواسط كتاب یسنا واقع شده و عبارت از ۱۷ سرود مذهبی است و احتمال میرود كه از خود زرتشت باشد. سرودهای گاتها را می توان شعر یا اقلا نثر مسجع نامید و همین ثابت میكند كه خالی از آهنگ موسیقی نبوده . این نكته را نیز باید متوجه بود كه قوم ایرانی در اصل از یكی از شاخه های مهم نژاد آریاییها جداشده از ابتدا جهات مشتركی داشته اند چنانكه كتاب مذهبی هندیها موسوم به ودا كه یادگار قدیم زبان (( سانسكریت )) است نیز شامل سرودها و ترانه های مذهبی و ادبی نژاد آریایی است واز مقایسه مطالب كتاب ودا و اوستا به خوبی معلوم میشود كه قوم ایرانی و هندی فرزندان یك مادرند و احساسات و طرز تفكر و كیفیت ذوق انها جنبه های مشتركی داشته وهمانطور كه اشاره شد موسیقی ایران و هند دارای شباهتهایی به هم نیز می باشد .
ضمنا باید اشاره كرد كه اگر اثری از نوازندگان و سرایندگان و آلات موسیقی این دوره در دست بود و حداقل در یكی از گوشه های آثار تاریخی حجاری یا نوشته و نقش برجسته ای بدست آمده بود ، راه تتبع و فهم مقصود را نزدیك تر می كرد . ولی هیچ گونه اثری باقی نمانده و اهل فن هم در خرابه های آثار هخامنشی چیزی در این خصوص كشف نكرده اند . پس از دوره هخامنشی چون اسكندر و جانشین او یونانی بودند و بعد از اشكانیان هم مردم خارجی به شمار می رفتند و نسبت به آثار تمدن ایرانی ابراز علاقه نمی كردند همانطور كه در این دوره تمدن یونانی وارد ایران شد ، شاید از آهنگهای موسیقی انها نیز اقتباسی شده باشد . مثلا یكی از پادشاهان اشكانی موسوم به ارد اول دوستدار ادبیات یونانی بود و در مجالس او نمایشهای یونانی مانند تصنیفات« اری پید» را نمایش می دادند . وشایدهمان كسانی كه از نمایشهای یونانی اطلاع داشته و بازی می كرده اند ، از موسیقی یونان نیز بی بهره نبوده و در موقع خود آوازهای یونانی هم میخوانده اند ولی به واسطه موجود نبودن مدارك و اطلاعات كافی فعلا بیش از این نمی توان در این موضوع بحث كرد .
موسیقی در دوره ساسانی : از آنجاكه پادشاهان ساسانی ایرانی نژاد بودند و به بسط و توسعه تمدن ایرانی علاقه مخصوصی داشتند ، در دوره انها علوم و صنایع ترقی كرد و موسیقی هم در اثر ترغیب و تشویق آنها بیش از پیش رواج و رونق گرفت . اردشیر ساسانی مردم را به طبقات مختلف تقسیم كرده بود كه از آنجمله موسیقی دانها طبقه خاصی را تشكیل می دادند و در نزد او مقامی مخصوص داشتند . ذوق ادبی و موسیقی بهرام گور معروف است ، چنانكه نوشته اند وی چهار صد تن نوازنده و خواننده از هند به ایران آورد و در زمان او موسیقی دانها بر سایر طبقات مقدم بودند و او آنها را نوازش بسیار می كرد . موسیقی دوره ساسانی مخصوصا در زمان خسرو پرویز بیشتر ترقی كرد و باربد موسیقی دان خاص او بوده كه در كتابهای ادب وتاریخ مانند شاهنامه فردوسی و خسرو و شیرین نظامی حكایاتی از او نقل شده است . به طوریكه نوشته اند باربد مخترع عده ای نواها و آهنگهایی است كه آنها را در حضور خسرو پرویز می نواخته و مشهور است كه وی ۳۶۰ لحن موسیقی برای روزهای سال ساخته و هر روز یكی از انها را كه مناسب موقع بوده می نواخته است تا خسرو از تكرار نغمات موسیقی خسته نشود . مقام او نزد خسرو به آن پایه بود كه هر كس حاجتی داشت مطلب خود را به وسیله او به عرض شاه می رساند . از جمله وقتی كه اسب محبوب سلطان موسوم به (( شبدیز )) مرد ، كسی را جرات اظهار آن نبود ، باربد نغمه مخصوصی در این زمینه تهیه كرد و خسرو را از حادثه آگاه نمود . نظامی اسامی سی لحن باربد را كه برای ۳۰ روز ماه ساخته در كتاب خسرو و شیرین آورده و مطلب را با این شعر آغاز كرده :
ستای باربد آواز در داد سماع ارغنون را ساز در داد
اسامی كه نظامی در خسرو و شیرین آورده معلوم نیست نغمات اختراعی باربد باشد ولی چون نام اغلب آنها فارسی خالص است و دیگران هم همین نامها را كم و بیش قبل از او ذكر كرده اند ، می توان با حدس نزدیك به یقین گفت كه این نغمات یادگار دوره ساسانی است . از قبیل : گنج باد آور ، آرایش خورشید ، مشگدانه ، نیمروز ، رامش جان ، نوشین باده ، نو روز ، شبدیز ، كبك دری ، كیخسروی ، سبزه در سبزه ، سروستان ، ماه ، شادروان مروارید .از دیگر موسیقی دانهای این دوره نكیسا می باشد و درست معلوم نیست كه وی ایرانی یا یونانی بوده . همین قدر اورا در نواختن چنگ ماهر دانسته اند و نامش هنوز بر سر زبانهاست . دیگر بامشاد و رامتین یا (( رامین )) و آزاد وار چنگی كه آنها نیز از مطربان و مغنیان و رامشگران دوره خسرو پرویز بوده اند . بعضی از تاریخ نویسان و تحقیق كنندگان ایرانی و اروپایی اسامی الحان قدیم موسیقی را گرد آورده و در اینكه كدام یك از انها مربوط به دوره ساسانی است سخنها گفته اند. از جمله استاد فقید عباس آشتیانی در اثر تتبع و كاوش در فرهنگها و دیوان شعرا نام عده ای از نغمات موسیقی را جمع آوری كرده و در مجله كاوه مقاله ای استادانه نوشته اند . اینك نیز برای نمونه نام چند نغمه دیگر را از میان اسامی كه ایشان یافته و مربوط به دوره ساسانی می دانند ذكر می كنیم :
پالیزبان ، سبز بهار ، باغ سیاوشان ، راه گل ، شاد باد ، تخت اردشیر ، گنج سوخته دل انگیزان ، خسروانی ، نوروز ( بزرگ و كوچك و خارا ) ، جامه دران . نهفت ، در غم ، گلزار ، روشن چراغ ، گل نوش، زیر افكن .
باری تجمل سلطنت ساسانیان خود دلیل دیگری است كه موسیقی در ان دوره آبرو و احترام و رونق و اعتباری داشته بخصوص كه بعضی از شاهان این سلسله از قبیل بهرام گور و خسرو پرویز مردمی عشرت دوست و عیش طلب و خوشگذران بوده اند .دلیل دیگر بر اهمیت موسیقی دوره ساسانی اینكه عربها بعد از فتح ایران موسیقی ایرانی را عینا اختیار كردند و بین آنها بكلی از این هنر عاری بودند نوازندگان و خوانندگانی پیدا شدند ، چنانكه در جای خود اشاره خواهد شد . ضمنا اشاره به این نكته بی فایده نیست كه به عقیده مزدك كه در زمان قباد ساسانی مذهبی آورد ، خداوند آسمانها مانندپادشاهی برتخت نشسته و چهار قوه یعنی شعور و عقل و حافظه و شادی در پیش او ایستاده اند .و این چهار قوه به دستیاری شش وزیر امور عالم را اداره می كنند و وزیرها در میان دوازده روح در حركتند كه یكی از این ارواح (( خواننده )) است . قوه شادی كه نماینده موسیقی است در نظر مزدك مانند سه قوه دیگر اهمیت داشته و این عقیده شاید از اوضاع زمان ساسانی در روح مزدك نفوذ كرده باشد . زیرا همانطور كه ساسانیان مخصوصا بعضی از شاهان این سلسله برای طبقه نوازندگان و سرایندگان مرتبه خاصی تشكیل داده بودند و آنها را احترام می كردند ، مزدك هم یكی از قوا را كه در نزد خدا محترم بوده قوه شادی و موسیقی تصور كرده است . راجع به سازهایی كه در دوره ساسانی معمول بوده بطوریكه از مضمون حكایات و قصص و افسانه ها و اشعار و مطالبی كه در این باب نوشته اند برمی آید ، نای و عژك و رباب و بربط و چنگ در آن زمان متداول بوده است .
موسیقی در دوره اسلامی : پس از حمله عرب و اضمحلال دولت ساسانی موسیقی ایران در كشور های عربی زبان هم متداول شد و عربها موسیقی را نیز مانند سایر علوم و آداب و صنایع از ایران اقتباس كردند . عرب دوره جاهلیت از موسیقی بهره ای نداشت و تنها شاعر عرب كه قبل از اسلام به اشعار خود تغنی كرده اعشی بن قیس است كه از شاعران معروف دوره جاهلیت است .
این شاعر در مجلس ملوك حیره و ایران آمد و رفت داشته و معروف است كه در عهد انوشیروان به مدائن رفته و موسیقی ایرانی را فرا گرفته و كمی هم به زبان فارسی آشنا شده بطوریكه كلمات فارسی و اسامی آلات موسیقی از قبیل نای و سنج و بربط را در اشعار خود در آورده است . بعضی گویند اول دفعه در زمان عبد الله بن زبیر كه مشغول مرمت خانه كعبه بود معماران و بناهای ایرانی كه در این كار بر عهده داشتند ، در ضمن عمل آواز می خواندندو عرب را آواز آنها خوش آمد و بین این كارگران بعضی از موسیقی اطلاع داشتند و آوازهای ایرانی را یاد گرفته و اشعار عربی را با الحان ایرانی خوانده سعید بن مسجع بوده كه مجذوب موسیقی ایرانی شده و برای همین منظور مسافرتی به ایران كرده و پس از مراجعت نغمات فارسی را كه فرا گرفته بود در مكه رواج داده است .
از جمله موسیقی دانهای ایرانی یكی نشیط فارسی ( متوفی ۸۰ هجری ) است كه از موالی عبدالله بن جعفر بن ابی طالب بوده . دیگر ابن محرز است كه دوره هشام بن عبدالملك را درك كرده و یونس كاتب كه در دیوان مدنیه كاتب بوده است . ابن ندیم در كتاب الفهرست می نویسد كه یونس كتابهایی راجع به موسیقی نوشته و از آن جمله اسم كتاب النغم را به نام وی ذكر می كند كه فعلا اثری از آن باقی نیست. ابوالفرج اصفهانی نیز در اغانی از كتاب موسیقی یونس نام می برد و چنین به نظر می رسد كه این اول كتابی است كه بعد از اسلام راجع به موسیقی و نمونه وسرمشق كتاب اغانی ابوالفرج بوده است .
چون اسلام بعللی موسیقی را ممنوع كرد ، این صنعت در صدر اسلام بخصوص در دوره خلفای راشدین كه قوانین شرع را با كمال شدت اجرا می كردند ، تقریبا متروك شد ولی پس از آنكه خلفای اموی مسند خلافت را به مقام سلطنت تبدیل كردند و از شدت احكام شرع كاسته شد ، موسیقی نیز در مجلس آنها وارد شد و موسیقی دانهای ایرانی قرب و منزلتی تمام یافتند و پس از آشنائی به زبان عربی اشعار عرب را با الحان فارسی خواندند و بیشتر طرف توجه شدند . البته میان خلفای اموی همه نسبت به موسیقی یك عقیده نداشتند چنانكه سلیمان بن عبدالملك با موسیقی مخالف بود و اهل این فن را به دمشق برد و به این وسیله موسیقی ایران قدم از حجاز بیرون نهاد و در شهر های دیگر اسلامی نیز منتشر شد .
در دوره جاهلیت زندگانی عرب بسیار ساده و بی تكلف بود ولی پس از ظهور اسلام و فتح ایران و سایر كشورها و تشكیل دولت بزرگ اسلامی و آشنائی عربها به زندگانی پر تجمل پادشاهان قدیم ایران و روم بخصوص در دوره عباسیها كه خلافت ایرانی در لباس عربی جلوه كرد ، خلفای عباسی بكلی خلافت را تبدیل به سلطنت نمودند و برای خود دربانان و خادمان مخصوص انتخاب نمودند و در حرم خلیفه كنیزان زیباروی از ملل مختلف گرد آمدند و خلفا اوقات فراغت را به عیش و نوش پرداختند و ثروت هنگفتی از اطراف ممالك اسلامی به مركز خلافت آمد .
و این طرز زندگی خلفا طبعا اوضاع اجتماعی و ادبی و علمی را تغییر داد و در ترقی و پیشرفت صنعت موسیقی كمك موثری شد . از طرف دیگر وزرای خلفای عباسی كه اغلب از خاندان ایرانی بودند از قبیل برامكه و بنی سهل به احیای آداب و عادات ایرانی علاقه شدیدی داشتند و قدرت مادی و معنوی و ثروت و تجمل زندگانی آنها نیز برای پرورش اهل هنر مشوق دیگری بود . خلاصه دیری نگذشت كه بغداد كه جایگاه خلیفه عباسی بود مركز علمی و ادبی ومحل اجتماع ثروتمندان و اهل عیش و نوش گردید . و طبعا غزل سرایی و غناء و آواز خوش رونقی به سزا یافت و مطربان و خوانندگان و نوازندگان در اطراف خلیفه و وزراء و خانه های اعیان جمع شدند . و بطوریكه از كتاب اغانی برمی آید اوضاع خانه های بغداد و كنار جسر و رود دجله هنگام شب به صورتی حیرت انگیز در آمد و از هر طرف صدای ساز و اواز بلند شد و شعر و تغزل و رقص و سرایندگی و نوازندگی شیوع و انتشار غریبی یافت .شك نیست كه خلفای عباسی نخست به خوشگذرانی اشتیاقی نداشتند ، زیرا تازه روی كار آمده بودند و دشمنان زیاد داشتند و بواسطه جنگهای پی در پی فرصت عیش و نوش نمی كردند . چنانكه عبدالله سفاح اول خلیفه عباسی و برادرش منصور ( خلیفه دوم ) با باده نوشی و عیش و نوش مخالف بودند و گویند غوغایی شنید ؛ پرسید چه خبر است . گفتند یكی از بندگان در میان كنیزان مشغول طنبور زدن است . منصور بر سر آن جمع رفت و همه از ترس او پراكنده شدند . آنگاه منصور طنبور را از دست خادم گرفت و چنان بر سر او كوفت كه شكست و خادم را بواسطه ارتكاب به این عمل فروخت تا دیگر روی اورا نبیند .
مهدی خلیفه سوم عباسی هنرهای زیبا از جمله موسیقی را دوست می داشت ولی نغمه نوازندگان و خوانندگان را از پشت پرده گوش می داد . و پسرش ابراهیم عاشق این هنر بود و فن خوانندگی و طرب را در خانه فرا گرفت و آوازی خوش داشت و خود از سرایندگان معروف این دوره بشمار آمد .اهل صنعت هم چون خلیفه را بی ترغیب ندیدند در تغزل و وصف می و معشوق و تحریض مردم به خوش گذرانی كوشش كردند .
در این موقع اشعار بشاربن برد شاعر غزل سرای ایرانی انتشار زیاد یافت و او بدون پروا مردم را به عیش و نوش و باده گساری دعوت می كرد ، تا آنجا كه مردم از عفت كسان خود به هراس افتادند و مهدی امر كرد كه بشارت حق غزل سرائی ندارد . ولی او در خفا اشعاری می سرود و شیوه خود را ترك نكرد . عاقبت طرفداری بشار از افكار و عقاید ایرانی و علاقه او به طریقه شعوبیه و افراط او در فن تغزل و سوء استفاده از ذوق لطیف شعری خود و بدگویی زیاد از عربها كه شیوه او و سایر طرفداران شعوبیه بود به ضرر او تمام شد و در ۱۶۸ هجری به دست مهدی خلیفه عباسی كشته شد .
هارون الرشید خلیفه عباسی از یك طرف در زهد و تقوی افراط می كرد و از طرف دیگر در عیش و نوش و خوشگذرانی و باده نوشی هم زیاده روی می نمود و هر دو جنبه را دارا بود . پسرانش امین و مامون نسبت به موسیقی دانها و نوازندگان و خوانندگان زیاد محبت می كردند و مامون غناء رابسیار دوست می داشت . و در دوره او اهل این هنر قرب و منزلتی بسزا یافتند .
از حكایاتی كه راجع به خوانندگان و نوازندگان در كتاب اغانی ذكر شده معلوم می شود كه در دوره عباسی بخصوص در زمان هارون و مامون كه درخشان ترین زمان خلافت عباسیان است ، فن موسیقی خیلی ترقی كرده و عده موسیقی دانها زیاد و اغلب ایرانی بوده اند . از جمله معاریف موسیقی شناسان این دوره دو نفر موسیقی دان مشهورند موسوم به ابراهیم موصلی و پسرش اسحق كه حكایات نوازندگی و خوانندگی آنها به تفصیل در كتاب اغانی مسطور است و اینك بطور خلاصه از آنها نام می بریم .
ابراهیم موصلی : اصل او از یك خانواده نجیب و اصیل ایرانی بوده و در كوفه متولد شده است . مسافرتی هم به ری و بغداد كرده و از استادان فن موسیقی نواختن عود و خواندن آواز را فرا گرفته .
مهدی خلیفه عباسی علاقه شدید به او داشته . ابراهیم در نظر هارون نیز محترم بوده است . چنانكه موسیقی دان و ندیم خاص وی شد. ابراهیم در اثر هدایایی كه از هارون و سایر بزرگان گرفت ثروتی هنگفت یافت و عده زیادی شاگرد داشت كه به آنها موسیقی تعلیم می داد . از جمله چند نفر از دختران جوان را برای فن خوانندگی تربیت می كرد . قبل از او زنهایی كه از فن آواز اطلاع داشتند از كنیزان سیاه روی بودند ؛ و اوبرای اول دفعه چند دختر سفید روی زیبا صورت را در فن آواز تربیت كرد و وجاهت منظر نیز بیشتر سبب اهمیت این نوع خوانندگان شد . ابراهیم قوه سامعه دقیقی داشت و بین ۳۰نفر دختر كه عود می نواختند اگر یكی ازسیمها ناكوك بوده فورا تشخیص می داده است . گویند ابراهیم ۹۰۰ نغمه موسیقی ساخته بود . پسرش اسحق بین این الحان ۳۰۰ نغمه را شاهكار پدر خود دانسته و ۳۰۰نغمه را متوسط و ۳۰۰نغمه دیگر را مبتذل و نغمات عادی تشخیص داده . ابراهیم مسافرتی به ری كرده و در آنجا موسیقی قدیم ایران را از جوانویه زرتشتی فرا گرفته است .
اسحق ابن ابراهیم ( ۲۳۵- ۱۵۰ ) : شهرتی بسزا دارد و نوازنده و سازنده و خواننده و شاعر و ادیب بوده است . موسیقی را از پدر خود و سایر استادان فن از قبیل منصور زلزل كه ایرانی بوده فرا گرفته .اسحق نیز مانند پدرش از هدایایی كه به او داده میشد ثروت هنگفتی به دست آورد . صاحب اغانی او را به دریا و سایر موسیقی دانها را به جویها و نهرها تشبیه كرده و وی را در موسیقی صاحب سبكی خاص دانسته و می نویسد كه اسحق اوزان موسیقی را تحت نظم و ترتیب مخصوصی در آورده ودر كتابی كه حاوی مجموع تصانیف او است نغمات موسیقی را كه خود ساخته از حیث وزن طبقه بندی كرده است . گویند اسحق بقدری خوب از كیفیت فواصل و پرده های موسیقی اطلاع داشته كه قطعات موسیقی خیلی مشكل راروی عود ناكوك می نواخته ، و این دلیل بر دقت قوه سامعه و مهارت انگشتان و آشنائی زیاد او با عود بوده است . از كتابهایی كه او نوشته متاسفانه چیزی در دست نیست ، ولی بی شك این كتابها مرجع كتاب اغانی ابو الفرج اصفهانی بوده است . پس از مرگ اسحق خلیفه عباسی با اظهار تاسف گفت كه مجلس خلیفه بی وجود اسحق دیگر زیور و رونقی نخواهد داشت .اسحق شاگردی موسوم به زریاب داشته كه ندیم و خواننده مخصوص خلیفه بوده . زریاب سراینده و شاعر معروفی بوده و در بغداد نزد اسحق تعلیم موسیقی گرفته و بعد خواننده دربار هارون شده سپس به اسپانیا مسافرت كرده و خلیفه عبدالرحمن اورا نوازش بسیار نموده و جاه و جلال تمام یافت. چنانكه در موقع عبور از معابر سد بنده در خدمت خود داشته است .
● نهضت علمی موسیقی
موسیقی ایران در دوره قبل از اسلام یك نوع موسیقی عملی بوده و نوازندگان و سرایندگان در صدد جستجوی قواعد ارتباط اصوات و الحان نبودند . چنانكه باربد بزرگترین موسیقی دان دوره ساسانی را همه به نام نوازنده و سراینده معرفی كرده اند و الحانی هم كه ساخته دلیل براین نیست كه از نظر علمی در موسیقی وارد بوده است . زیرا امروز هم در كشور ما بسیاری از نوازندگان كه سازنده نغماتی هستند از اصول و قوائد علمی موسیقی اطلاعی ندارند و فقط به مقتضای ذوق طبیعی الحانی تركیب و تنظیم می كنند .
جای تعجب است با آنكه كتابهایی در فن موسیقی نوشته شد ، هیچ گاه این كتب تغییری در موسیقی ما نداد و راه پیشرفت آنرا باز نكرد و هرگز تحولی در سبك نوازندگی و سازندگی ایجاد ننمود . در حقیقت می توان گفت كه كتابهایی كه راجع به این موضوع نوشته شد علم را با عمل توام نكرد ، بلكه تنها اثری باقی گذارد كه ما می توانیم به طور خیلی ساده و مختصر درباره موسیقی دوران گذشته این سرزمین صحبت كنیم ، زیرا در هیچ یك از این رسالت نه قائده ای برای نوشتن الحان موسیقی بیان شده و نه از سبك سازندگی و تركیب نغمات و الحان گفتگویی به میان آمده . از طرف دیگر نویسندگانی كه در موسیقی بحث كرده اند همه مقلد یكدیگر بوده ؛ و آنهایی كه از خود ابتكاری داشته اند فقط رویه نویسندگان پیشین را انتقاد كرده و مطالب بسیار مختصری بر نوشته گذشتگان اضافه كرده اند و نوشته های آنها نیز ابدا تاثیری در سبك نوازندگان و سرایندگان نداشته است .
ابو نصر فارابی ( ۳۳۹- ۲۵۹ ) : اول كسی است كه در دوره اسلامی كتابی در فن موسیقی نوشته و در آن از قوانین صوت و نسبتهای ریاضی صداها گفتگو كرده و رساله او برای ما باقی مانده است . فارابی در كتاب الموسیقی الكبیر می نویسد مطالبی را كه قدما و گذشتگان راجع به موسیقی نوشته اند بررسی كرده . بنابراین قواعد و اصول اولیه موسیقی را از فیلسوفان یونان اتخاذ كرده است . فارابی به خوبی از عهده بیان قواعد اصلی موسیقی بر آمده بطوریكه دیگران كه بعد از او در این فن كتاب نوشته اند نوشته های او را بعنوان اصل مسلم قبول كرده و تنها دنباله افكار اورا گرفته و تعقیب كرده اند.
ابوعلی حسین بن سینا (۴۲۸ –۳۷۰ ) : ابن سینا دو رساله در موسیقی نوشته یكی به عربی كه جزء كتاب شفا است . دیگر به فارسی كه جزء دانشنامه علائی است و بنام علاءالدوله همدانی از سلاطین دیلمی نگاشته و این اول كتاب موسیقی است كه به زبان فارسی نوشته شده و به دست ما رسیده است . معروف است كه چون علاءالدوله از كتابهای ابن سینا كه به زبان عربی بود چیزی درك نكرد،بوعلی كتاب مذكور را در انواع حكمت به زبان فارسی نگاشت تا مورد استفاده او واقع شود .ابن سینا نیز مانند فارابی بیان كرده به زبانی دیگر شرح داده است . منتها چون فارابی به موسیقی علمی و نواختن ساز آشنا بوده سازهای زمان خود را كاملا شرح داده ولی ابن سینا چیزی از خود اضافه نكرده و در تائید مطالبی كه فارابی نوشته اشاراتی نموده است .
صفی الدین عبدالمومن ارموی ( وفات ۶۵۶ ) : رسالات فارابی و ابن سینا تا دو سه قرن تنها منبع اطلاعات راجع به موسیقی علمی بود .و در این مدت طولانی از نویسندگان ایرانی و عرب كسی چیزی راجع به موسیقی ننوشت تا انكه صفی الدین عبدالمومن ارموی كه معاصر مستعصم آخرین خلیفه عباسی بود دو كتاب در این فن نگاشت : یكی به نام رساله شرفیه و دیگر موسوم به كتاب الادوار .
صفی الدین در رساله شرفیه اشاره می كند كه كتاب مزبور شامل اصولی است كه از فیلسوفان یونان و قدما اتخاذ شده و ضمنا برای آنكه ثابت كند كه رساله او تقلید نوشته های گذشتگان نیست ، می نویسد در این كتاب از مطالبی سخن به میان آمده كه نویسندگان سابق به آن اشاره نكرده اند . البته منظور او از قدما اشخاصی است كه قبل از وی راجع به موسیقی كتابهایی نوشته اند از قبیل خلیل بن احمد واضع علم عروض كه كتابی در اوزان شعر نوشته و از بین رفته است و نویسند گان رسالات اخوان الصفا و فارابی و ابن سینا و امثال آنها .
قطب الدین شیرازی ( وفات ۷۱۰ ) : كتابی در فلسفه و علوم بنام دره التاج لعزه الدباج نوشته و در فن چهارم از جملهء چهارم كه در علم ریاضی است شرح مفصلی راجع به موسیقی نگاشته كه مشتمل بر یك مقدمه و پنج مقاله است . این كتاب به فارسی نوشته شده و دارای مباحث قابل استفاده ای راجع به صوت و ملحقات آن و نسبتهای ابعاد موسیقی و رابطه اصوات از نظر ریاضی و آوازها و پرده شناسی آلات موسیقی ذكر كرده و گفته های آنها را توضیح و تشریح كرده است و نسبت به صفی الدین خیلی اظهار تكریم و تمجید نموده . همچنین برای رابطه ابعاد و آوازها اشكالی ترسیم كرده و توضیحاتی داده است كه دقت كامل او را در این فن نشان می دهد و در حقیقت كتاب او یكی تالیفات گرانبهایی است كه در موسیقی نوشته شده است .
عبدالقادر مراغه ای ( وفات ۸۳۸ ) : كتاب موسیقی خود موسوم به مقاصد الالحان را به نام یكی از شاهان عثمانی موسوم به سلطان مراد دوم موشح كرد و از سمر قند به آسیای صغیر رفت و در سال ۸۲۶ كتاب را به او تقدیم نمود . عبدالقادر مجددا سفر دیگری به سمر قند رفت و در خدمت سلطان شاهرخ فرزند تیمور كه مردی ادب دوست و هنر پرور بود روزگاری بسر می برد و تا آخر حیات نزد او بود . عبدالقادر دو كتاب دیگر در موسیقی نوشته یكی موسوم به جامع الالحان كه در ۸۱۸ به سلطان شاهرخ تقدیم كرده ، دیگر شرحی است كه به كتاب الادوار صفی الدین نوشته و به قرار معلوم این كتاب آخرین تالیف او است . از نوشته های او چنین بر می آید كه وی ابتدا كتابی به نام كنزالحان نوشته و در آخر آن نغمات موسیقی را كه خود ساخته بود با خط مخصوصی نوشته است ولی از این كتاب فعلا اثری در دست نیست و شاید از بین رفته باشد .

وبگردی
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور!
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور! - حمله ور شدن ماموران سد معبر شهرداری به ماموران راهنمایی رانندگی
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه - شرور سطح یک که در آخرین اقدام خود یکی از دوستانش را در منطقه ولنجک به قتل رسانده بود؛ در ۵۰۰ متری مرز ترکیه دستگیر شد.
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز!
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز! - ریزش ناگهانی کوه که توسط مسافران به ثبت رسیده است...!
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد - قبل از شروع بازی تیم‌های پرسپولیس و الجزیره یکی از بازیگران سینما کشورمان قصد داشت به همراه همسرش وارد ورزشگاه آزادی شوند که این دو نفر توسط نیروهای انتظامی بازداشت شدند.
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است - فیلم - در ویدئوی زیر بخشی از صحبت های خسرو معتضد، مورخ را می شنوید که نتیجه تحقیقاتش را درباره مومیایی پیدا شده در حرم حضرت عبدالعظیم بیان می کند.
پهلوانان این روزهای ما
پهلوانان این روزهای ما - تصویری زننده و به شدت ناراحت کننده بر جا مانده از مسابقه انتخابی تیم ملی کشتی ایران که به کتک کاری و جنجال کشید. خانواده عبدولی باز هم پای ثابت این درگیری بود که چهره ورزش پهلوانی ایران را تیره کرد
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان - در این ویدئو تشویق اصغر فرهادی و پنه لوپه کروز، خاویر باردم و دیگر عوامل فیلم «همه میﺩﺍنند» در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان را مشاهده می‌کنید.
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم - عوامل فیلم «به وقت شام» روز گذشته با حضور عجیب و رعب آور در پردیس سینمایی کوروش مردم را وحشت زده کردند. در این حرکت تبلیغاتی بازیگران نقش داعش، با گریم و پوشش داعشی ها، سوار بر اسب راهی پردیس سینمایی کوروش شدند و با حضور در مرکز خرید و فودکورت مجموعه، رفتارهای عجیبی نشان دادند که باعث وحشت و اعتراض مردم شد.
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم - این گزارش حاوی تصاویری از بزرگترین مرکز فروش و مصرف مواد مخدر در جنوب شرق تهران است که مخفیانه ضبط شده‌است.
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم - متاسفانه طی یک ماه گذشته دستکم سه نوبت و هر نوبت دستکم 30 اسب باربر متعلق به کولبران در جنگل میرآباد شهرستان اشنویه با شلیک گلوله از پای درآمده‌اند.
سید احمد خمینی معمم شد
سید احمد خمینی معمم شد - سید احمد خمینی فرزند آیت‌الله سید حسن خمینی در حضور جمعی از علما و پدر و پدربزرگ خود در حسینیه جماران معمم شد.
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی!
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی! - امروز عکسی از 5 تماشاگر بازی روز گذشته در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که نشان می‌دهد 5 دختر جوان با گریم‌های عجیب و حرفه‌ای خودشان را به عنوان پسر جا زده و وارد ورزشگاه شده‌اند.
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت - از ملتی که ستون فقراتش شکسته انتظار مقاومت دارید؟ بسیاری از کشور فرار کردند یا جای فرار خود را فراهم آوردند اما ما جای فرار نداریم
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!