پنج شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ / Thursday, 22 February, 2018

دوئل به سرانجام نمی رسد


دوئل به سرانجام نمی رسد
به جرأت می توان گفت كه نام «كارمن» و نام خالقش یعنی «ژرژ بیزه» در روزگار ما پیوندی ناگسستی با یكدیگر پیدا كرده اند. هیچ یك از آثار این آهنگساز فرانسوی به این درجه از شهرت و اعتبار كه اپرای كارمن بدان دست پیدا كرده نرسیده اند. بیزه نخستین اپرای خود را به نام «صیادان مروارید» در سال ۱۸۵۸ و هنگامی كه در كشور ایتالیا اقامت داشت نوشت. این اپرا براساس داستانی به نام Le Docteur Miracle ساخته شده بود. البته این اپرا را نمی توان جزء آثار درخور توجه آهنگساز محسوب كرد و همچون اغلب مابقی چهارده اپرای او، تنها در حكم پلكانی بوده كه در نهایت به آثار برجسته ای همچون اپرای مورد بحث ما ختم گشته است. البته خود ژرژ بیزه شخصاً شاهد اقبالی كه این ساخته از آن خود كرد نبود، اما پس از مرگ وی كه تقریباً مصادف با نخستین اجراهای اپرای كارمن بود، آثار گرانقدر او یكی پس از دیگری به جهان موسیقی معرفی شده و از آن پس در خاطره ها باقی ماندند.این سرنوشتی است كه تنها دامنگیر بیزه نشد، چرا كه اغلب آثار بزرگ آهنگسازان برجسته نظیر گابریل فوره، امانوئل دوفایا و حتی هكتور برلیوز نیز سال ها پس از مرگ تصنیف گرشان به اعتبار درخور شأن خود دست یافتند. داستان كارمن براساس نوشته ای از نویسنده برجسته فرانسوی «پروسپه موری می» تنظیم شده است كه خود موری می نیز برای تكمیل نوشته خود از منابع دیگر نیز بهره جسته بود. همانطور كه ذكر شد اپرای كارمن در اجراهای نخستین خود چندان با اقبال شنوندگان و مردم مواجه نشد. در مورد علت این امر بحث های فراوانی به میان آمده و حتی رسالاتی در این زمینه چاپ شده اما همه شواهد و مدارك در این نكته متفق القول هستند. متن این اثر و نیز مضمونش بسیار بی پروا و فارغ از یكسری ملاحظه گری های مرسوم بوده است.از سوی دیگر مخاطبان آن دوران چندان به این شیوه خو نكرده بودند و لاجرم در برخورد اول با این شاهكار برجسته، آن را پس زدند. شاید در آن زمان كسی نمی توانست حتی تصور كند كه كارمن در قرن آینده به پراجراترین اثر موسیقایی صحنه ای بدل خواهد شد. در این میان حتی قابل ذكر است كه تا چند سال پیش موسیقی پیش برنامه پیام های بازرگانی كه از صدا و سیمای كشور ما پخش می شود در واقع بخشی از یكی از اپیزودهای اپرای كارمن بود. شهرت كارمن در سالیان بعد موجب شد كه بسیاری دیگر از قطعات ژرژ بیزه كه به طور كامل به دست فراموشی سپرده شده بودند، از قفسه های بایگانی بیرون بیایند و به صحنه بروند و در مواردی حتی به آثاری مشهور بدل گردند. شخصیت های این اپرا كه برای نخستین بار در زمستان سال ۱۸۷۵ در تالار اپرای پاریس اجرا شد عبارتند از: كارمن (دختری كولی)، میشل (دختری دهاتی)، مرسه ده (دوست كارمن)، دون خوزه (افسر ارتش)، قهرمان گاوباز و نیز درجه داران نظامی، قاچاقچیان، دوره گردها و مردم عامی. داستان این اپرا از آنجا شروع می شود كه روزی دختر زیبایی (میشل) به قرارگاه نظامیان می آید و در آنجا از احوال یكی از ارتشیان به نام «دون خوزه» پرس وجو می كند اما دون خوزه در آنجا نیست اما یكی از نظامیان به میشل ندا می دهد كه دون خوزه به زودی خود را به محل می رساند. دون خوزه از راه می رسد و به او اطلاع داده می شود كه شخصی در جست وجویش بدانجا آمده بود. از سوی دیگر «كارمن» دختری است كه در یك كارگاه كارگری می كند و در دلربایی زبانزد همگان است و اتفاقاً او نیز توجه خاصی به دون خوزه نشان می دهد. میشل دون خوزه را می یابد و نامه ای را با قلم مادر دون خوزه به وی می سپارد كه در آن به فرزند سفارش شده تا او با میشل ازدواج كند. خوزه نیز خود به این امر تمایل نشان می دهد.میشل دختری است مظلوم و بی آزار در حالی كه كارمن دارای روحیاتی بسیار سركش است. در جریان نزاعی بین كارگران كارخانه كارمن توسط نظامیان كه دون خوزه خود نیز جزءشان است دستگیر می شود اما اندكی بعد كارمن، دون خوزه را فریب می دهد و دون خوزه موجبات متواری گشتن او را فراهم می سازد. چندی بعد در حالی كه كارمن به همراه «مرسه ده» منتظر آمدن دون خوزه هستند، با قهرمان گاوباز برخورد می كنند. كارمن خواستگاری گاوباز را رد می كند. خوزه نزد كارمن بازمی گردد در حالی كه به جرم فراری دادن كارمن ماه ها در زندان بوده است. كارمن از خوزه درخواست می كند كه از این پس مطیع قوانین سربازخانه نباشد. خوزه در ابتدا نمی پذیرد. اما چندی نمی گذرد كه خود را هم كیش كولی ها می یابد و مدتی بعد به خیل قاچاقچیان می پیوندد. میشل كه سرانجام مخفی گاه خوزه را یافته به سوی او می شتابد. او می خواهد خوزه را نجات دهد. مرد گاوباز نیز از سوی دیگر مجدداً به سراغ كارمن آمده و با رویارویی با خوزه تصمیم به دوئل می گیرند اما دوئل به سرانجام نمی رسد و در این هنگام توجه همگان به میشل معطوف می شود. او از خوزه می خواهد كه به نزد مادرش بازگردد. خوزه تصمیم به رفتن می گیرد اما قسم یاد می كند كه به نزد كارمن بازگردد. در پرده آخر اپرا كارمن كه برای دیدن مراسم گاوبازی آمده مجدداً با همان مرد گاوباز برخورد می كند. از سوی دیگر دوستان كارمن برای او خبر می آورند كه خوزه مجدداً از خدمت فراری شده و در پی او است. كارمن نزد خوزه می رود و صریحاً به وی اعلام می كند نمی خواهد از این پس با وی زندگی كند. كارمن درحالی كه می خواهد خوزه را ترك كند با ممانعت او مواجه می شود و درحالی كه فریاد می زند حلقه نامزدی اش با خوزه را به سوی وی پرت می كند و او را از خود می راند. خوزه درحالی كه بر احوال خود تسلط ندارد با خنجری كه به همراه دارد به كارمن حمله می كند. در صحنه آخر تماشاگران درحالی كه از پیروزی گاوباز، میدان گاوبازی را شادمان ترك می كنند خوزه را در كنار جسد كارمن می یابند. خوزه با اندوه فریاد می زند كه معشوقش را به قتل رسانده است!
با وجود اینكه متن این داستان را نمی توان یك شاهكار تلقی كرد اما موسیقی ای كه برای آن نوشته شده بی شك تمام نواقص موجود را از یادها می برد. آنچه باقی می ماند اثری است موسیقایی و جاودان. از میان اجراهایی كه از این اپرا صورت گرفته می توان به نمونه های بسیار زیادی اشاره كرد. لیكن اجرایی كه «سر توماس بیچام» به همراهی اركستر سمفونیك لندن در اختیار قرار داده از بدو انتشار توجه شنوندگان و منتقدین بسیاری را به خود جلب كرده است. خوشبختانه این اجرا ضبط نیز شده و بدین شكل برای آیندگان باقی مانده است.حتی از میان اجراهایی كه در سال های اخیر صورت گرفته نمی توان نمونه ای یافت كه كاملاً بتواند با اجرای سر توماس بیچام برابری كند. معذلك اجرایی كه دانیل بارن بوئم رهبر و پیانیست بزرگ آرژانتینی به همراه اركستر اپرای پاریس در اختیار شنوندگان قرار داده نیز از اصالت خاصی برخوردار است گو اینكه بارن بوئم شخصاً سال های متمادی از نزدیك با سنت آهنگسازان فرانسوی در تماس بوده و فرهنگ موسیقایی ایشان را به خوبی دریافته است. از سوی دیگر شاید اركستر و گروه كر اپرای پاریس هیچ اپرایی را به اندازه اپرای كارمن بیزه به كرات اجرا نكرده است و از این حیث تسلط منحصربه فردی در اجرای این اپرا از خود نشان داده اند كه با درایت و كاردانی این رهبر آرژانتینی یك اجرای درخور توجه عرضه شد.

مسعود رحمت آبادی


منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

سمفونی «کرال» و ارکستر پایتخت


سمفونی «کرال» و ارکستر پایتخت
۱- واپسین و طویل ترین ثمره مكمَل سمفونیك به قلم «لودویگ وان بتهوون»، سمفونی شماره ۹ در تنالیته «رمینور» اپوس ،۱۲۵ موسوم به سمفونی «كرال» (Choral) در پایتخت اجرا شد.
بنابر شواهد، دست كم طی سی سال اخیر هیچ اجرایی از این اثر در وطن صورت نگرفته بود، لیكن علی الظاهر واقعه اجرای سمفونی كرال هم اینك نیز چندان «طبیعی» به نظر نمی رسد: گواینكه بنا بر رویه طبیعی و به نهایت انفعالی اركستر سمفونیك تهران در دو دهه اخیر چنین واقعه چشمگیری بیشتر به پیشامدی «ناخواسته» می ماند تا «نقطه عطفی» «ناخواسته»، بدین معنا كه اگر این رویداد در چنین مجالی نطلبیده حادث نمی شد، بنا به «خواست» و «طبیعت» حاكمه، اوراق نت- نبشته اش تا سی سال آتی نیز همچنان در نهاندره می ماند تا خوش خوشان بیاساید و كپك زند! علی ایحال مسبب این مهم انتصاب «علی رهبری» بر كرسی رهبر «ثابت» اركستر پایتخت بوده است. اینكه روزی «الكساندر» رهبری شهیر پس از سی سال عزم وطن كند و دستی بر سر اركستر محتضر ما كشد، دست كم برای من قابل پیش بینی نبود؛ او كه سالیان بسیار درخشانی را پشت سر گذاشته و بالطبع تمولی و شهرتی عالم گیر به هم زده اینك به رغم برخورداری از ایده آل ترین بستر كاری در مهد موزیك عالم، به زادگاهش فرو شده است. تصور نمی كنم طی تحول موسیقی در ایران از آغاز، فردی تا بدین پایه از مرتبت آكادمیك جهانی، برآمده باشد. او در برابر اركستر و دسته «كر»ی قرار گرفته كه همچنان در پی خوابی زمستانی كه قریب سه دهه تسخیر ش كرده بود، خوابناك است؛ جماعتی غمگین،بی رمق و سراپا بی فروغ. پیش از این جمعی از درخشان ترین نوازندگان، اركستر پایتخت را با آزردگی ترك گفته اند. ایضاً حال بالینی دسته كر، در غیاب «موسسیان» سال دیده، وخیم تر می نماید.آنچه از «این» اركستر و دسته كر باقی مانده، لاشه ای است جسیم ولیكن به غایت رنجور و به تعبیری ناقص الخلقه؛ از یك سو مشتمل بر نوازندگان و خوانندگان پرسابقه ای كه طی سالیان به ناچار مدارا كرده اند و لاجرم در چند قدمی «فسیل شدگی» به سر می برند؛ ایشان گرچه هیچ گاه به موزیسین های طراز اول جهانی بدل نشدند، لیكن وجودشان بی شك مایه مباهات یك ملت است. از سوی دیگر، گروهی از اعضای میانسال در امتناع از انفعال، خود را بدین هاویه مقید نكردند و لاجرم بر تعهدات خود در قبال اركستر اولویتی ثانی قائل شدند؛ ایشان معترفند كه در پس سالیان، سرانجام از محنت و انقیاد كلاه گیس «كلاسیك ها» رهایی یافتند و حقیقت خویش را در «موزیك پاپ» و معیت «گیتار فاز» جستند. «قحطی» نوازنده تا بدانجا رفت كه جمعی از «هنرستانی ها» نیز در فهرست نوازندگان اركستر سمفونیك پایتخت قرار گرفتند.ناگفته اینكه، از میان همین نوازندگان و خوانندگان، جمع انگشت شماری نیز به راستی فوق العاده و به نهایت درخشانند و اساساً ستون های اصلی اركستر را تشكیل می دهند. بی اختیار میل دارم در اینجا بالاخص به نوازنده «دوم» ویلنسل اشاره ای كرده باشم. تصور می كنم او به همین دسته تعلق دارد.اجرای سراسر سمفونی كرال كه ممتنع می نمود، به همت رهبر جدید تحقق یافت. كیفیت اجرا از آنچه انتظار می رفت بسی فراتر بود، معهذا نمی توان تفسیری كه ارائه شد را «مطلوب» خواند. تصور نمی كنم رای رهبر نیز جز این باشد؛ البته چهره او حین رهبری اركستر، نه حاكی از نوعی عدم رضایت یا خشم، بلكه آكنده از ترحمی ژرف، افسوس، مدارا، تیمار و گاهی نیشخند بود. او حین اجرای رسمی نیز ناگزیر با «كلام» به اركستر اشارت می داد تا نوازندگانی كه بنا بر عادتی «ناحرفه ای» نمی دیدندش را نیز حمایت كند. رهبری او بی نقص می نمود لیكن اركستر با انتظارات او كه طی جلسات تمرین به طرز بی سابقه ای _ میزان به میزان- دیكته شان می كرد، فاصله داشت. رهبر، هر از چند در تقلای اعاده «ریتم» از دسته رفته، محض اطلاع مریدان نزدیك بین اش در برابرشان «پرپر» می زد؛ به راستی كه در «صیانت» از ریتم در این سامان، باید كه «بال بال» زد: ریتم، ریتم، ریتم...!
۲- بر جلد بروشور كنسرت عبارتی به چشم می خورد: «بنی آدم اعضای یكدیگرند.» علی الظاهر این مصرع به موومان پایانی سمفونی «كرال» ارجاع دارد و به واقع یادآور خیال پردازی های ملال آور قرن نوزدهمی است.
اینك سراپای شاهكاری «موزیكال» به عباراتی یكسر «آنتی موزیك» فروكاسته می شود؛ بله، بتهوون برای نخستین بار در تاریخ موزیك آوای انسانی را- كه كلام «شیللر» را می سرایند- اساس واپسین موومان سمفونی خود نهاده است. از قضا همین كلام و «آن» ملودی كذایی «رماژور»، سرآغاز قرائت های بی اساسی اند كه از كلیت این موومان به سایر موومان های پیشین سرایت می كند. خوش ندارم ارتكاب این صورت بندی به موزیكی كه در وهله نخست متضمن مفاهیم ترجمان ناپذیر «موزیكال» است، را از جانب رهبر بدانم لیكن اگر این ایده از جانب وی نیز بوده باشد، لاجرم نمی توان سوای عملكرد «تیمارگرانه» او در قبال وضع موجود دانستش.بی شك قالب موومان پایانی در واپسین مراحل خلق اثر ریخته شده و همین امر به وضوح نشانگر ارتباط «سست» آن با سه موومان پیشین است. بتهوون بالضروره در گریز از شكافی كه در این میان پدید آمده به ترفند بی سابقه ای متوسل شد كه شاید بتوانش اصیل تر از ایده و مضمون اصلی كل موومان چهارم دانست: ایده «واگویی» (Quotation)!
او در سرآغاز موومان پایانی عناصر بنیادی و بر سازنده موومان های پیشین را یكایك نقل قول(Quote) می كند تا شكاف ناشی از خلاء «ناهمزادی» با اساس اثر را مرتفع سازد.سمفونی شماره ۹ بتهوون بی گمان از مشهورترین آثار سمفونیك تاریخ موسیقی در این ژانر محسوب می شود؛ همگان آن را می شناسند و زمزمه اش می كنند لیكن معرفت ایشان تنها به همان ملودی «بنی آدم اعضای یكدیگرند» منتهی می شود؛ در تناقض با این امر، سمفونی كرال صعب الفهم ترین نیز هست. اینكه همچنان مناقشاتی بر سرامكان ارائه اجرایی معطوف به «ایده آل» تداوم دارد، خود موید دشواری درك آن است؛ ایده آلی كه همچنان تاكنون دستیابی بدان میسر نشده است؛ گرچه این امر ایضاً واجد مصادیق دیگری هست، لیكن نه بدین حدت.در روزگاری كه به اعتبار سیرت بورژوایی فرصتی برای تامل در امور «كمپلكس» دست نمی دهد، چاره ای نمی ماند جز قی كردن دائم القاب معقولات و همچنان كه روز به روز از مضامین موزیكال سه موومان نخست بیشتر فاصله می گیریم، كلیت آن را بیش از پیش خودمانی می كنیم و به محصولی سفارشی بدلش می سازیم.علی الظاهر تكفیر عبارت «هنر نزد ایرانیان است و بس» را همچنان نمی توانیم تاب آورد؛ پس بیاید تصویر معرق كاری شده بتهوون را بر سر بساط خود علم كرده، نقلی از قولش كنیم:«بنی آدم اعضای یكدیگرند!» بالطبع از هر اشارتی به متن آلمانی كلام موومان پایانی، یا دست كم ترجمه اش، در بروشور هفت رنگ كنسرت نیز معافیم! دست آخر در مجالی كه «خواست» الكساندر رهبری شهیر دورادور ما را به سمت تفسیری معطوف به اصل سوق می دهد، قرائت های جهان سومی همچنان تكرار می شوند.تعبیر «سارتر» در نامه ای، در باب سمفونی كرال بیش از هر چیز در توصیف وضع «ما تباه شدگان» مصداق می یابد: «شما در معرض معجزه ای موزیكال هستید، لیكن با خیالی آسوده بر پشت تكیه زنید؛ اینك موومان كرال آغازیده. پس بیایید تا همراه با ندای ابتذالی كه شعار برادری و انسان دوستی را فراگرفته، وارد دوزخی شویم كه بر سردرش نگاشته اند، آرمانشهر!»
۳- در همین بروشور، سوابق كاری «مایسترو» كه درخشانند، فهرست شده است: او دستیار «هربرت فون كارایان» در سال ۱۳۵۹ معرفی می شود.بی تردید، دستیاری رهبران برجسته، از مراحل اصلی بالندگی و پرورش یك رهبر نوخاسته محسوب می شود. آیا او دستیار استاد دیگری سوای «كارایان» نبوده است؟ رهبرانی كه بعضاً به لحاظ فنی، حتی درخشان تر از «سوپراستار»ی چون كارایان بوده اند؛ بعید است كه پاسخ منفی بوده باشد.كارایان در زمره رهبران سرشناس سده گذشته است: معهذا او نانجیب ترین ایشان نیز هست. كسی كه بی شرمی را نه تنها در خیانت به همدستان سابقش، و نه در بی مسئولیتی در قبال حامی همیشگی اش «والترله گه» پیش برد بلكه به سبب قدرت طلبی هایش، مغاكی بر سر اعتلای تفسیر موزیك گستراند. «له گه» همان كسی است كه به استعداد كارایان پی برد و او را از عفت كده های «آخن» به استودیوهای لندن كشاند. كارایان به اعتبار حمایت های له گه ، از یك رهبر درجه دو آخنی به غولی بدل شد و عنقریب از غولی به هیولایی. او با اعمال قدرت و نفوذی كه به دست آورده بود و با خرید بیشتر سهام كمپانی های صفحه پركنی، راه را برای بالندگی بسیاری از رهبران درخشان عصر خود چون «هارنون كورت»، «هایتینك» و دیگران كه در چشم كارایان تنها «مزاحم» محسوب می شدند، بست و خود برسریر قدرت، به خفه كردن استعدادهای عصر خود پرداخت. جای خوشبختی است كه او هیچ گاه توان تسخیر اذهان نوازندگان بزرگی چون «اسویاتوسلاو ریختر»، «دیوید اویستراخ» و «گلن گولد» را نیافت. این سه هر یك به نحوی به افشای اسرار پشت پرده كارایان پرداختند. والتر له گه نیز كه در اواخر عمر به قصد استعانت به نزد كارایان رفته بود، پس از چند ساعت معطلی در دفتر منشی كارایان، سرانجام رخصت ملاقات با وی را نیافت! البته من با تعبیر ریختر از رهبران اركستر كه اقتدار ایشان را متضمن وقاحت و سیاست می داند، موافق نیستم، چرا كه در تبیین تلاش های بزرگانی چون «ویلهلم فورت ونگلر» و «اوتو كلمپرر» به كار نمی آیند. آن گاه كه برای نخستین بار اجرای كلمپرر از اپوس ۱۲۵ را شنیدم، دریافتم كه اصالت ابژكتیو نهفته در كنه موسیقی بتهوون كبیر، توسط هیچ مافیایی تسخیرپذیر نیست، همان طور كه در شنود چند ده باره از چهار ضبطی كه «كاریانیسم» بازارها را بدان اشباع كرده، چیزی جز تهی نیافتم.تصور می كنم الكساندر رهبری با همكاری اركستر فیلارمونیك رادیو ملی بروكسل، اجرایی به نهایت اصیل تر از اجرای ۱۹۶۳ كارایان به دست داده است، دست كم در سه موومان نخست.مباهات ما به علی رهبری نیز نه بدان سبب كه روزگاری در مكتب «عالیجناب كارایان» وردستی می كرده، بلكه، به سبب مرتبت اش در موسیقی است، كسی كه رجعتش به وطنی كه دست كم به لحاظ موزیكال، همچنان در فاز دهشت سیر می كند، نمی تواند چیزی جز نجابتی بزرگمنشانه باشد؛ كسی كه در حاشیه اجرای آثاری چون اپوس ،۱۲۵ بخشی از فرصت گرانبهای خود را صرف اجرای آثار مصنفان هموطنش می كند، هر چند در قیاس، بعضاً ارزش اجرا شدن هم نداشته باشند. باشد كه اقتدار «كارایانی» كه بر اذهان اخلافش سریان دارد _ اینك كه اونیست تا اذهان را تسخیر كند _ در راستای اعتلای فرهنگی از دست رفته قرار گیرد، چنین باد!
۴- در نخستین شنود از اجرای اركستر پایتخت چنین به سمع من آمد گویی «بادی ها» بعضاً از مریخ آمده ان. ولی آیا ایشان به راستی قابل سرزنش اند؟ آیا جز این است كه نوازندگی سازی چون فاگوت (باسون) یا ترومبون یا امثالهم در این برهوت، مستلزم چه فداكاری هایی كه نیست؟ تصور می كنم سازهای بادی اركستر نه مستحق سرزنش بلكه به حمایت بیشتر و عادلانه تری نیازمندند.وضعیت گروه كر از این هم اضطراری تر به نظر می رسد. عملكرد رهبر كنونی دسته كر كه علی الظاهر از گرجستان به نجات ما آمده، چنان كه اجرای سمفونی كرال نمایاند، مطلقاً درخشان نبوده است. علی ایحال، در قیاس با میزان حمایت معطوف به «صفری» كه از دسته كر صورت می گیرد، فی الحال اجرایشان غیر قابل تخطئه بود.
۵- برنامه زمان بندی اجراهای سال آتی اركستر و دسته كر پایتخت اعلام شده است؛ فشرده، سنگین، حرفه ای و بی سابقه. پرسشی دیگر به میان می آید: ملاك انتخاب قطعات فصل آتی اركستر چه بوده و اساساً دستاورد حاصل از اجرای فی المثل اپوس ۱۲۵ بتهوون چیست؟ اركستر در قیاس با دوران زنگ تفریح و رخوت گذشته، متحمل فشار زیادی به واسطه دشواری این اثر شده است. در حالی كه تفسیر چندان نفیسی نیز دستگیر نشد. اپوس ۱۲۵ تنها به مثابه «اتودی» مردافكن برای اركستر درآمد، «پیشرفتی» به قیمت «اصالت» اپوس ۱۲۵! ماحصل نفیس تر اجرای اثری كم دشوارتر، دستاورد ناچیزی ست؟ دست كم صورت مسائل بی پاسخ خط نمی خورند و همچنان شیوع «تابو»ها دامنه دار نمی شوند. مضاف بر این، آثاری چون اپوس ۱۲۵ یا سمفونی «سل مینور» موتسارت- كه در دستور كار كنسرت بعدی اركستر پایتخت قرار گرفته- به سبب جایگاهی كه بدانها عارض گشته، به نوعی «یونیورسالیته» دچارند و به تعبیری دیگر، برتابنده ایده «اصیل» مصنف نیستند.بدین جهت است كه سمفونی ۵۵۰ K از «موتسارت- گونگی» خود ساقط می شود، در حالی كه این وضع از قضا در باب دیگر آثار غیر «تابلو» موتسارت مصداق نمی یابد.همچنان، سال ها است كه در پایتخت «كانتاتی» از باخ یا «مسی» از موتسارت به گوش نرسیده است. از «بی باخی» تب آلوده ایم و به ناچار با چشمانی تبدار به «سه ره مونی» زنگ های راخمانینف و«كارمینابورانای» اورف و آریا های عوام سالار پوچینی می آییم؛ به عشق دیدار با منتظران «همیشه پایه» موزیك تا به اتفاق، مابین «تك تك» موومان ها كف زنیم و «هورا» كشیم و از فردایش، در پناه «فاهمه» ای كه گریبانگیرمان شده، خویش را نجات بخشیم.

سپهر معینی


وبگردی
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا - پرواز تمام هواپیماهای «آسمان» در اروپا ممنوع است
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری - دگرديسي‌هاي فراواني در ايران صورت گرفته‌است؛ اصولگرايان اصلاح‌طلب شده‌اند، تحول‌طلبان محافظه‌كار شده‌اند، مسئولان پاسخ ناكارآمدي‌هاي خود را از مردم مي‌خواهند و در تازه‌ترين نوع اين استحاله‌ها فردي كه بسياري مدعي هستند او برآمده از مهندسي انتخابات است با ارسال نامه به رهبرمعظم انقلاب درخواست برگزاري انتخاباتي آزاد، زودهنگام و به دور از مهندسي كرده‌است! محموداحمدي‌نژاد همان پديده خانمان براندازي كه براي…
سیف و بازی تکراری غیر مجازها !
سیف و بازی تکراری غیر مجازها ! - حرفهای تکرای بانک مرکزی در مورد صرافی ها و موسسات مالی غیر مجاز با یک جستجوی ساده در اینترنت.
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    توانگری
    خدا را وادار نکنید که چیزی به شما بدهد تنها ذهنتان را به روی دریافت آن توانگری بگشایید که خدا از ازل به شما وعده داده است میزان آرامش تندرستی و رفاه مالی زندگیتان میزان توانگری …