سه شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷ / Tuesday, 17 July, 2018

موسیقی ودین


ارتباط موسیقی با فضاهای آیینی – ودرنهایت : فضاهای مرتبط با حوزه هایی كه درآن ، محتوایی اساطیری صورت عملی می یابد ، قدمتی تقریبا به اندازهٔ قدمت خود موسیقی دارد باوجود زمنیه های غنی وكهنی كه پیرامون این ارتباط حیاتی ، درحوزهٔ تاریخ وفرهنگ ایرا وجود داشته است ، بحث های نظری ومقالات ارزشمند دراین باره به زبان فارسی بسیاراندك ونزدیك به هیچ است . مطلب حاضر از ‹‹ دایره المعارف دین ›› حاصل كوشش والای دانشمند معروف معاصر ، میرچاالیاده است كه شهری جهانی دارد.‹‹ مقام ›› ازهرتألیف دقیق ونفیس دراین زمینه استقبال می كند .
موسیقی ودین ، چنان روابط نزدیك ودرآمیخته ای باهم دارندكه از جهت پیچیدگی وتنوع ، تعریف هریك ، به تنهایی كاری دشوار است .مؤمنان به دین ، موسیقی را [گاه ] صدای خدایان یا [گاهی هم ] تنافراصوات شیاطین دانسته اند ؛ گاه آن را به منزلهٔ‌ پاك ترین نمونهٔ‌ روحانیت ستوده اند وزمانی همانند نهایت تباهی های نفسانی ، مورد نفرت قرارداده اند ؛ درهردومورد ، اشتیاق آنان برای ترفیع آن درعبادات ویا از ریشه كندن آن ، هم دردین وهم درزندگی دنیوی ، یكسان بوده است . موسیقی ، به ندرت پدیده ای بی طرف شناخته شده وهمواره ارزش مثبت یا منفی آن ، بازتابی تقریبا جهانی وپراهمیت درفضای دینی داشته است . این اهمیت – كه شاید برای مردم پس ازعصر انقلاب صنعتی مغرب زمین ، كه به تنزل موسیقی تا حد یكی از شاخه های فرعی ‹‹ هنر ››‌ ،‹‹ سرگرمی ›› یا موسیقی گاه به گاه ‹‹ مذهبی ››‌ متروك مانده در- پشت دیوارهای مقدس كلیساها ، خوگرفته اند، ناشناخته باشد – درعین حال امری فراگیربوده است . ‹‹ متون ›› دینی ، درسراسرجهان دربیشترین بخش تاریخ انسانی ، به جای آن كه ابتدا نوشته شده باشند ، سروده وخوانده شده اند ؛ ورفتارهای مبتنی بردین، درتقریبا تمامی سنن مذهبی ، الفاظ موسیقی را دریافت داشته است . روحانیون ناواژو(۱) ، خواننده اند ، نخستین گروندگان مذهب سنتی مردم سریلانكا ، طبل زن ورقصیده بوده اند؛ شمن های شمال اروپا/ آسیا وآسیای میانه ، موسیقی را ، اساسی ترین واسطه برای برقراری ارتباط باجهان روحانی دانسته اند . درطول قرون ، كشیش ها ، راهبان ودیگر متخصصان مذهب ، نیایش های عشای ربانی ، پوژا (۲) های بودایی ، دعاهای اسلامی ، قربانی های هندوودیگر مراسمی را كه بنیاد ملاحظات سازمان یافتهٔ دینی درمهم ترین ادیان جهان است ، با آواز خوانده اند. ارزش ها ، بكارگیری ها وقالب های موسیقی مذهبی ، همان قدرگوناگون ودارای ویژگی های خاص فرهنگی است كه سن دینی ای كه زمینه ساز این موسیقی بوده است . موسیقی مربوط به عشای ربانی مسیحیان ، به طوركلی همانقدر‹‹ اروپایی›› انست كه موسیقی دینی هندوان، ‹‹ هندی ›› است .
هردو، صداها ، قالب ها وسازهایی را به كار برده اندكه ازفرهنگ خود آنهاست وبه شدت با موسیقی عام سرزمین خودشان درآمیخته است . با وجود این ،موسیقی ، همانند دین ، می تواند محدودیت های فرهنگی را تعالی بخشد؛برای مثال ، دستگاه موسیقاتی اتیوپی وتبت ، همان قدر با موسیقی غیر دینی فرهنگ این كشورها ، متفاوت است كه با موسیقی كشورهای بیگانه اختلاف دارد .
نظام موسیقایی مذهبی ،گاه ازمرزهای فرهنگی خود فراتر رفته است . برای مثال ، اسلام ، پیوندهای موسیقاتی را تاسرزمینهای گستردهٔ آسیا وآفریقا نیز گسترش داده است ؛ وبرخی ازسنن امریكای شمالی ، مانند ‹‹ رقص اروح ›› وآیین پیوت (۳) ، سبب پیدا شدن پیوند موسیقاتی میان بسیاری از اقوام غیربومی [=بیگانه ] شده است . دیگر سنت های موسیقاتی مذهبی مشهور ودرون – فرهنگی عبارتنداز موسیقی اقوام یهود . مسیحی ، هندو،بودایی وموسیقی جذبه دار غرب افریقا / امریكای لاتین . موارد دیگری را كه می توان اضافه كرد عبارتنداز :
۱)طبل زدن وآوازخواند دشمن های آسیا ، كه احتمالا سازندهٔ سنت به هم پیوسته ای است كه از كشورهای اسكاندیناوی تا سرزمین هیمالیا رافراگرفته وشاید تادرون سرزمین ههای امریكا نیز كشیده شده است .
۲) سرودهای حماسی ،كه تركیب دوباره ای ، برپایهٔ بدیهه سازی قطعاتی از سرودهای سنتی آسیای میانه واروپای شرقی بوده است .
۳)سازهای دسته جمعی باناقوس های برنجی ، تداعی كنندهٔ نماد پردازی ونقش های كیهانی وموسمی ، درآسیای جنوب شرقی .
۴)شاید تغنی ههای باستان مربوط به آیین قربانی ، كه براساس دانگها ، با دستگاههای مقامی پیوندی داشته است ، ازمردم هندواروپایی ،كه از هندوستان تا یونان امتداد یافته بود.
۵)وتصورمی شود كه ارتباطی از این هم گسترده تر ، میان برداشت های مردم چین ، هندوستان ویونان ازموسیقی وجود داشته كه آن را تجسمی از قوانین كیهانی وریاضی كل هستی می انگاشته اند .
باوجود این ، پس ازمسئله جهان شمولی ، برجسته ترین ویژگی موسیقی مذهبی ، گوناگونی آن ، حتی درسنن درون مذهبی بزرگترین فرهنگ ها بوده است . برای مثال ، موسیقی مسیحیت نه تنها دربرگیرندهٔ‌ ترانه های سادهٔ گریگورین ، موسیقی ویژهٔ عشای ربانی پالسترینا (۴) ، ترتیل های پروتسان واوراتورهای باخ ، بلكه شامل صداهای طنین انداز سرودهای دسته جمعی ارتدوكس های روسی ، ملودی های خوشاهنگ تغنی های ارتدوكس یونان ورقص هایی است كه همراه ادوات ضربی، درآیین های عبادی قبطی های اتیوپی اجرامی شده است . دركشورهایی كه روزگاری جزو مستعمرات بودند، ریتم های افریقای غربی ، صداهای كوبنده ونواهای الكترونیكی گروه موسیقی را ك را نیز باید درهمین گروه جای داد . موسیقی هندی ، هدفش كمك درجهت دستیابی به حالت مرافبهٔ سمادی است ، لیكن می تواند از صداهای غیر هندی ادوات برنزی غیر هندی [متعلق به موسیقی ] مردم هند شرقی نیز استفاده كند . گوناگونی موسیقی درزمینه های مذهبی وفرهنگی را باید درمقاله های دیگر بدان پرداخت ؛ دراینجا من دربارهٔ‌برخی موضوعات مشترك درمیان همهٔادیان وفرهنگها بحث می كنم .
تعارف ومفاهیم
بافرض پیوندهای نزدیك میان مفاهیم مذهبی وموسیقاتی ، تعریفی ازموسیقی ، بدون آن كه محدود به قیدهای مذهبی شده باشد ، ممكن نیست . برای مثال ، یك تعریف متداول از موسیقی ، یعنی ‹‹ صداهای طرح انداختهٔ انسانی ›› . با این باور ، فراگیر مذهبی ، كه موسیقی را دارای طرح الهی می داند ، ناسازگار می نماید . از دیدگاه سنت نگاهدارنی كه موسیقی ، یا دست كم موسیقی مذهبی را ، دارای اصلی ایزدی [ و] یا [ خاستگاهی ] شیطانی می دانند ، ادعای انسانی بودن آن ، نهایت جزم نگری ماده گرایان مغرب زمین شمرده می شود ، اگر چه به نظردیگران نظریه ای بی طرفانه وعلمی بیابد .
حتی مایهٔ تعریف های سادهٔ فرهنگ لغات، مانند ‹‹ هنرتلفیق صداها ›› نیزدارای مفاهیمی قوم مدارانه وفرقه ای است . دربسیاری از زمینه های مذهبی ، موسیقی ، كمتر مبین ‹‹‌ هنر ›› وبیشتر ، به منزلهٔ ‹‹ فن›› ی است كه برای نتایج عملی به كارگرفته شده است : ازذخیره سازی وبازیافت اطلاعاتی كه درحكایت ها ، وآموزه های مذهبی ،به یادگار مانده درترانه ها ،تا جذب حیوانات شكاری ، افزایش محصولات ، درمان امراض ، برقراری ارتباط با الوهیت ، درخواست وكنترل مراحل مختلف تجربه های روانی – كیهانی كه به موسیقی نسبت داده اند . درحالی كه ازجهت زیبایی شناختی ، ممكن است زیبایی ، درای فنون ، بخشی تكمیلی بوده یا نبوده باشد ، اما بیان شخصی افراد ، نقش اندكی را دراین اظهارات داراست وشاید حتی درنتایج مورد نظرنیز زیان آورباشد .
به موسیقی مفهوم ‹‹ هنر›› بخشیدن ، اشارهٔ بیش از حد ستایش آمیزی مربوط به ایدئولوژی اخیر اروپایی است كه مبنای آن ، تقدس احوال شخصی وفردیت گرایی است ودرنهایت ، ریشه در مفاهیم یونانی ویهودی / مسیحی ‹‹ خود›› ،‹‹ نفس›› و‹‹ روان ›› دارد. ازنظر بعضی سنت ها ، موسیقی با نفس یا روح فردی ضدیت وتعارض دارد . دسته ای از متون بودایی، موسیقی را تجسمی نمونه وار از ‹‹ ناپایداری وعلیت مشروط›› می داند كه برپایهٔ منابع وشرایط بیرونی نهاده شده است . به منظور آن كه نشان دهد كه چیزی به نام فرد یاخود،وجود ندارد . درمقابل ، پژوهشگران جدید مغرب زمین ، موسیقی را – دست كم درصورتهای ناب آرمانی آن – به طوركامل ، جدای از هرعلت وهر شرط خارجی دانسته ا ند ؛ آنان ، خط فاصلی میان عناصر‹‹ فراموسیقایی››، مانند نمادپردازی ، نقش ، هدف ونظایرآن و‹‹ موسیقی ، به خودی خود ›› كه باید ظاهرا مركب از نظام صداها باشد رسم می كنند . به نظر می رسد این مفهوم ازموسیقی ، بازتابی از تصورات مذهبی اروپای بعد ازرنسانس باشد مبنی براین كه روح ، به طورمستقل ومنزه ، كلاملا درجسم یك فرد جای گرفته است . شاید همچنین بازتابی نیز ازمفاهیم فرافئودالیسم اقتصادی دربارهٔ آزادی فردی سرپرست گروه نوازندگان باشد ، همانند عقیدهٔ بوداییان مبنی براینكه یك موسیقی ناپایدار ، نتیجهٔ تركیب زودگذر علتها وشرایطی است كه درباورهای اساسی آیین بودایی انعكاس یافته است .
حتی صداها ، ممكن است نقشی تعیین كننده دربرداشتهای مذهبی از موسیقی – دست كم درمعنای فنی آن – نداشته باشد . وقتی مسلمانان بنیادگرا، ضبط وثبت موسیقی عامه پسند غربی را تحریم می كنند ومسیحیان بنیادگرا ، آنها را می سوزانند ، واكنش آنان الزاما برساخت های آهنگین یا [فی المثل ] مبتنی برسازهای زهی نیست ، كه سازندهٔ جوهر موسیقی برای بیگانگانی است كه ازجهت فنی آموزش دیده اند .‹‹ موسیقی كیهانی ›› ، كه مورد ستایش نخستین نویسندگان مسیحی قرارمی گرفت ، ازجهت امواج فیزیكی انباشته دریك وسیلهٔ هنری ضعیف ، چندان معتبر نبود ودركشورتبت ، بوداییان می اندیشیدند كه موسیقی ، متشكل از دو بخش است : ‹‹ موسیقی به راستی زمان حال ›› كه صدای خوانندگان وادوات سازی ،آن را پدید آورده و‹‹ موسیقی ساختهٔ ذهن ›› گونه ای كه هرشنونده ای ، برمبنای تجربهٔ مهارت ونیروی تخیل خویش ،به گونه هایی متفاوت درك ودریافت وتصورمی كند . سنن مذهبی ، برروی هم ، تصوری كه از موسیقی داشته اند ، متشكل از صداها و ‹‹ فراموسیقایی ›› ها بوده است واین تصور، چیزی بیش از تصور از انسان ، متشكل از جسم و‹‹ برتر از جسم ›› ، نیست . از این رو، حتی اساسی ترین تعریف های فنی از موسیقی نیز ، جنبه های اصیل موسیقی را ، آن گونه كه درتصورمذاهب متعدد بوده است ، یانادیده می گیرند یا انكار می كنند ، درحالی كه ، برچسب هایی چون ‹‹ سمبلیسم ›› كه برای جنبه هایی غیر از علم اصوات به كارگرفته می شود ، ممكن است گمراه كننده یا حتی از دیدگاه یك معتقد ، خصمانه به نظربرسد .
نفس كوشش برای تعریفی بیطرفانه وآزاداندیشانه از موسیقی ، دربرخی از دیدگاههی مذهبی شاید قابل اعتراض باشد . برای گروهی ازمسیحیان ، برخی از انواع موسیقیهای عرفی وموسیقی مذاهب دیگر ، كارهای شیطان است ونام بردن از آنها نباید بدون لعن ونفرین صورت گیرد؛ از سوی دیگر ،ازدیدگاه نویسندهٔ فرقهٔ ماهایانای بودایی ، مؤلف سا – اسكیا پاندیتات (۵) ، هر موسیقی ، شایستهٔ ستایش است . زیرا انسان را ازرنج ، می رهاند . برخی از مسلمانان به آهنگین بودن (تسجیع) قرآن وآن را همردیف دیگر سروده ها نامیدن ،اعتراض دارند وبه طوركلی وتلویحا نسبت هایی منفی به موسیقی می دهند؛ لیكن برخی از نویسندگان صوفی ، به گونه ای از موسیقی سخن می گویند كه آن را دارای بیشترین گنجایش برای راهبری درجهت كمال معنوی می دانند واز این كه مهم ترین معانی وارزش های موسیقی مورد ستایش یا ادراك واقعی ، قرارنگرفته است ، حالت گواهانی بی طرف به خود گرفته اند .بسیاری از ادیان وفرهنگ ها ، مفهومی كه با ‹‹ موسیقی ›› یا ‹‹ موسیقی مذهبی ›› مطابقت كند ، ندارند . ازنظراسلام ، الموسیقی ( موزیك) ، دراصل، آن چیزی است كه مغرب زمین احتمالا آن را موسیقی عرفی تلقی می كند واز آن جهت كه نفس آن ، گمراه كردن هوادارانش به سوی انحراف های جسمانی است ، مورد بحث قرارمی گیرد؛ آهنگین بودن قرآن وبرخی از اشعارمذهبی را ‹‹ موسیقی ›› ، دست كم ، بدان معنا كه زمینهٔ آن برمبنای اصول فنی یا زیبایی شناسی باشد ، نمی دانند .برای پرهیز از بی حرمت ساختن سنت ، وتحمل عقیدهٔ نامناسب ، می كوشند تمامی مواردی كه دارای چنین ویژگی هایی هستند وبه گوش بیگانگان موسیقایی می رسند لیكن آشنایان آن راموسیقی نمی شمردند ، ‹‹ غیر موسیقایی ›› تلقی گردد.
فرهنگ هایی به گوناگونی فرهنگ اتیوپی وتبت نوین ، اصطلاحات ومفاهیمی مستقل برای موسیقی دینی وموسیقی غیردینی دارند ، بدون آنكه اصطلاح مشترك ‹‹ موسیقی ›› آن دورا دریك دسته بندی مشترك قراردهد . ازسویی ، موسیقی چینی ، شی این (۶) (گونه ای سنتور) ، آشكارا به عنوان موسیقی پذیرفته شده وریشه هایی . ژرف درمفاهیم مكتب كنفوسیون وتائوئیست وعبادات آنها را دارد ؛ لیكن به طورمسلم به معنای آوازهای راهبان بودایی درصومعه ها یامعابد تائویی ؛‹‹ مذهبی ›› نیست ، اگر چه این نكته به آسانی دستخوش تحریف ورمانتیسم قرارمی گیرد ، حقیقتی بارزنیز هست : مبنی براین كه دربسیاری از جوامع كوچكی كه برمبنای خویشاوندی درست شده اند وگذارن زندگی [آنها ]از راه شكارگری ، چادرنشینی وزراعت است .درجوامعی كه تفاوت نقش های قانونی افراد ، بسیاركمتر ازجوامع بوروكراسی متمدن ،به چشم می آید ، به دشواری می توان خطی روشن میان موسیقی ‹‹ مقدس ›› و‹‹ غیر مقدس ›› ، رسم كرد بدان صورت كه می توان تفاوت میان دین وزندگی روزانه قائل شد . آیا آوازهای كوتوله (۷) های افریقایی به هنگام جمع آوری عسل را باید ، آیینی سنتی ، تفریحی سرگرم كننده ، یا یك نظام ترتیب یافتهٔ اجتماعی ، درجهت اطمینان وازدیاد شركت همگانی وبرابر طلبی دركارهای اجتماعی ، دانسته یا آن را از جهت زیبایی شناسی ، هنر خواندن آوازهای چند صدایی ، تلقی كرد ؟ این پرسش ، اگر نگوییم بی معناست ، دست كم ناشی از بی ذوقی است .
‹‹ بامعنا›› ترین تعریف ها از موسیقی ، همانند ادیان ، با اصطلاحات خود موسیقی ، به دست می آید . درتعاریفی كه از دین می شود ، گذشته از جنبهٔ موسیقاتی صداها وارتباط ساختاری آنها باهم ، به عواملی مانند قوانین كیهان وریاضی ، اصل الوهیت یا الهام ، اثرهای روان شناختی یا عاطفی ، اشارات اجتماعی واخلاقی ، روابط یا تقابل میان موسیقی مذهبی وموسیقی غیرمذهبی وگسترهٔ وسیعی از عناصر دیگر نیز توجه می كنند .
ازآنجا كه برگزیدن عوامل ، از یك سنت مذهبی با سنت دیگر ، ونیز اهمیتی كه هریك از این عوامل برگزیده دارند به شدت متفاوت است ، برداشتی كه درآن ،همهٔ موسیقی های مذهبی ، دراصطلاحات خاص خودشان تعریف شده باشد ، مجموعه ای از تلقی هایی را پدید می آورد كه متقابلا نسبت بدانچه باید موضوعی نسبتا مرتبط باجهان هستی ، الوهیت یا انسان جهانی باشد ، نامفهوم است . برای دریافت راه حلی بهتر ، باید موسیقی ومذهب را دراصطلاحاتی كه به گونه ای گسترده تر ، درسن موسیقاتی ومذهبی مشترك هستند ،مورد بحث قرارداد؛ واین اصطلاحات ، نخست، خواهان توجه به اركان فنی موسیقی ونمودهای شبیه موسیقی است كه درمتون مذهبی یافت می شود .
خصیصه های فنی
پایه های فنی موسیقی ، درصدای انسان یا درادوات [و] سازهایی است كه پدید آورندهٔ صداهایی با ویژگی های اصوات طرح ریزی شده هستند. سنن مذهبی ، غالبا تمایزی میان موسیقی صوتی [= آوای خوش ] وموسیقی ابزاری [= سازی ] قائل شده واغلب ، موسیقی نوع اول را برتری داده اند . دلیل آن معمولا این است كه امكان برقراری ارتباط معنایی ، از طریق كلماتی كه درآوازها به كار رفته است ، وجود دارد . از آن رو كه به نظرمی رسد جسم انسان را بیشتر می تون بخشی ازآفرینش الهی دانست تاادوات نواختنی را ،كه اختراع انسان است ، شاید هم دلیل آن ، عدم همخوانی آلات موسیقی با موسیقیی باشد كه با آنها اجرامی شده است . دربرخی از سنت ها،مانند كلیساهای منونیت (۸) ، وراهبان تراودای بودایی ، آوازهایی به نام ‹‹ كاپلا›› (۹) اجرامی شود كه هیچ سازی آن را همراهی نمی كند .هیچ موردی دیده نشده است كه موسیقی آوازی را به طور كامل به خاطرموسیقی سازی ، رد كرده باشند ؛ اما نمونه های بارزی (مانندطبل شمن های سیبری ) وجود دارد كه صدای ساز وموسیقی آن ، ا زجهت اهمیت مذهبی ، همپای آواز یا اندكی بیشتر است .
صداهای سنجیدهٔ انسانی به دوشكل تقسیم می شود :گفتار، باتأكید برتمایزهای متقابلی كه میان واحدها ( واك ها، هجاها ، واژه ها ) بامعانی متفاوت وجود دارد ، وآواز ، با تأكیدبرامتداد دادن پیوستهٔ صداها همراه با زیر وبم های كنترل شدهٔ (بسامدارتعاش ها ) .آواز بدون كلام ،سازندهٔ نوایی خوش ، یعنی توالی صداهاست ، اگر كلامی بدین نوای خوش اضافه شود ، ترانه پدید می آید . یك ترانه ، گاه با ارتفاع صوتی پیوسته (یكنواخت ) خوانده می شود ؛ یاملودی آن با تعدادی معین از زیر وبم های بالاتر وپایین تر ، فراز وفرود می یابد كه مجموعهٔ آنها ،نظمی بالارونده یا فروردین بدان می بخشد كه گام / ردیف آن شمرده می شود ؛ یا می تواند مركب از بندهای آهنگینی باشد كه به طورپیوسته وبه تدریج جابه جا می شود بدون آن كه ترازهای برتر وفروتر آن به طورمشخص ازهم جدا بوده باشند . مجموعهٔ گام های موسیقایی رامی توان به منزلهٔ نماهایی انگاشت كه باطرح های آهنگین سنجیده ، باملازمه های كیهانی واخلاقی ودیگر خصیصه های غیرصوتی می آمیزند .
سنن مذهبی ممكن ارزشی برتریا تأكیدی بیشتر برواژه ها با برآهنگ بدهند؛ وسبك های آواز می تواند دارای ظاهری بسیارساده. ، با تنها چد حركت فرازوفرود آهنگنین ، برای پرهیز از ناروشنی كلمات متن ، یا به صورتی ماهرانه تر دارای حركتهای پیجیدهٔ ملیزماتیك (۱۰)درجهت افزودن برزیبایی موسیقایی آن باشد .روزگاری ، این باوری همگانی بودكه چنین تفاوتهایی نشان دهندهٔ ترتیب تكاملی تدریجی از سرودی ‹‹ ابتدایی ›› تاهنری موسیقایی است ؛ لیكن با بحث مجاب كنندهٔ ادیت ژرسن كیوی (۱۱) (۱۹۶۱) : سادگی آهنگ ،ممكن است ناشی از سبك پیشرفته ای باشد كه آگاهانه درتقابل با سبكهای غیرمذهبی درفرهنگهای پیچیده ، پدید آمده است .تأكیدهای متفاوت مربوط به متن اثریا موسیقی آن ، می تواند دارای بازتاب هایی متفاوت دركاربردهای اسطوره ای / عبادی ، بوده باشد : یعنی تكیهٔ آن برفحوای آگاهی دهندهٔ حكایت های مذهبی یا برجنبهٔ دلپذیر بودن آن از جهت زیبایی شناختی باشد یا قدرت القای دینی آن را بنمایاند .تقابل تأكیدهای متنی / موسیقایی ، همچنین ممكن است سبب تفاوت هایی ، دربرقراری ارتباط با مؤمنان مذهبی درزبانی قابل فهم یا ارتباط با ارواح یا خدایانی بشودكه ممكن است شیوهٔ‌ویژه ای از ارتباط موسیقایی را ترجیح بدهند .
ملودی ها ، گاه به صورت تك خوانی توسط یك خواننده یا تك نوازی، توسط یك نوازنده وگاهی دریك آهنگ به وسیلهٔگروه همسرایان ، یا به همراهی خوانندگان دیگر یاسازهای دیگری اجرا شود كه هركدام از آنها قطعات مشخصی را می خوانند یا می نوازند . ممكن است تنظیم آهنگ به گونه ای باشد كه به طور همزمان با دیگر ملودی ها ( یه صورت چندصدایی ) ، یابا یك صدای پیوستهٔ بی زیر وبم ( یكنواخت ) ، یا به صورت بخش های منظم قراردادی (هماهنگ ) از صداهای دیگر یاگروه همصدایان (همنوازان )اجراشود. حتی پیچیده ترین گونه های آن ازجهت موسیقایی ، گاه دركوچكترین مذاهب محلی ، درساده ترین فرهنگ های اجتماعی / سیاسی یا صنعتی ، نیز ممكن است اجراشود به طوركلی ، بیشترین تمایل این گونه جوامع به شركت همهٔ گروها درهمهٔمراسم دینی ومذهبی است ، درحالی كه ادیان ‹‹ بزرگ ›› دركشورهای متمدن ، گرایشی به طرح های پیچیده وتخصصی ‹‹ دینی وموسیقایی ››‌نشان می دهند .به هر حال ، وجود كارشناسان موسیقی ومذهبی درجوامع كوچك شمنی ، بخش های پیچید ه ای ازكارهای موسیقایی دراجراهای گروهی شكارگران ، مانند كوتوله ها واقوام ‹‹ سان ››‌ ونیزحركت هایی كه به سوی شركت مذهبی وموسیقایی همگانی ، مانند گسترش همسرایی لوتری ها وتغنی های صومعه ای بوداییان درشهرهای متمدن اروپا وهندوستان ، شده است ، نشان می دهد كه حتی معمول ترین قوانین نیز ممكن است درسنن مذهبی وموسیقایی ، استثناهایی را پدید بیاورند .ایقاعات ، نتیجهٔ تكیه صداهای طرح ریزی شده وامتداد های ‹‹ بلند ›› و‹‹ كوتاه ›› صداها هستند . طرح آنها ، گروه های متنوعی از ضربه های نامنظم یا هم اندازه (واحدهای انتزاعی یا واقعا قابل اجرای تكیه ای / زمانی )وتپش ها (كوتاهترین واحد های نواختنی ) است ؛ یااین طرح ها درترجیعاتی معین باهمان تعداد ضربه های نواخته شده ، بارها تكرار می شود . ریتم ها وترجیع ها را گاه متناسب باایزدان خاص وفعالیت های عبادی طبقه بندی كرده اند ، ودربرخی از سنتها (مانند آیین تانترای (۱۲)بودایی ) تعداد گروه ضربه های ریاضی به كارگرفته شده به صدها گروه می رسد كه بتواند مفاهیم كیهانی ودیگر مفاهیم مذهبی را ازجهت موسیقایی تجسم بخشد .
ایفاعات ، غالبا پیوندی را میان موسیقی ، كلام ورقص پدید می آورند . درترانه هایی كه كلام آن نثراست ریتم های موسیقی اغلب آزادانه وهمراه باطرح جمله ها ، وهجاهای بلند وكوتاه ، متناوبا همراهی می شوند ؛ درحالی كه درترانه هایی كه كلامشان شعراست، غالبا انعكاسی از بحر قطعات شعری با همان تعداد هجا وزنش هایی است كه درمصراع های پشت سر هم تكرار می شوند . به هرحال ، آهنگ های موسیقایی ممكن است طرح های مختلف ایقاعی را كه باآنها هماهنگ می شود به كار گیرد . ریتم های رقص ، حاوی اشاره هایی از تكیهٔ صدا وطرح انگیز درجهت انطباق باحركات اندام است ؛ تنوع آنها درسبك ، ازتازش ها (صداها ی موافقی كه درمیان ودرروی زنش ها فرو می افتند )وسبك های بسیارتندی كه پیوستگی با برخی از مذاهب تسخیری افریقا/ امریكایی دارند،تا ریتم های بی نهایت آهسته ونامتناسبی است كه رقص های بوداییان كشورتبت وجود دارد .
آلات موسیقی از جهت علمی براساس صداهایی كه تولید می كنند ، به چهارگروه تقسیم بندی شده اند : آواهای خود به خودی (زنگ ها ،ناقوس ها ونظایرآن ) ، كه تنها به وسیلهٔ یك جسم مرتعش جامد . تولید صدا می كنند؛ آواهای پوسته ای ( طبل ها وشبیه به آن ) ، كه پوست كشیده برآن مورد استفاده قرارمی گیرد؛ سازهای زهی ( عود ،چنگ ونظایرآن ) كه دارای تاریا سیم هستند ؛ وسازهای بادی ( شیپور، نی ومانند آن ) كه درآنها ، ارتعاش هوا ، تولید صدامی كند . سازهایی از این چهارگروه ، به فراوانی درموسیقی های مذهبی مورد استفاده قرارمی گیرند ،اگرچه درسنت مذاهب مختلف یك دسته مورد توجه بیشتر یا دسته ای مورد بی مهری قرارگرفته اند . ادوات سازی غالبا به طورگروهی یادسته جمعی نواخته می شوند . اینها گاهی ‹‹ گروه ›› وگاه ‹‹ اركستر›› نوازندگان نامیده می شوند؛‹‹ اركستر ›› ازجهت فنی ، اصطلاحی است كه ازحیث تعداد نوازندگان وگوناگونی سازها ، بزرگتر است ؛ لیكن غالبا این دواصطلاح ،اشاره ای به درجهٔ‌كمتر وبیشتراحترامی است كه مصنف ،برای آنها قائل شده است .
برخی از نویسندگان غربی كه دربارهٔ دین وموسیقی نوشته اند ، به ویژه آثارنخستین پژوهشگران ومبلغان ، حاوی نامهای نادرستی است كه رسانندهٔ استنباطهای فنی نادرست شده اند . ازهمه معمولتر واژهٔ ‹‹ ابتدایی ›› است كه هم رسانندهٔ ‹‹ نخستین بودن ›› وهم ‹‹ ساده بودن›› است ؛ درواقع شرح تاریخی تكامل انواع موسیقایی ، هم قابل پژوهش وهم قابل بحث است واین اصطلاح ، بدون فرق گذاری ، صرفا با توجه به زمینه های نژادی موسیقی به كار رفته واز جهت پیچیدگی ومهارت باموسیقی كشورهای متمدن مقایسه شده است. استفاده ازواژهایی مانند ‹‹‌ سروصدا ›› ، ‹‹ عروتیز ›› و‹‹ عربده ›› ، غالبا نشانهٔ نفهمیدن وهمدلی نداشتن بوده است .
برای مثال ،سازهایی كه به فراوانی ، نادرست نامیده شده اند عبارت اند از : نی لبك ، نام نوعی نی ، كه بیشتر آن را برای ‹‹ ابوآ ›› (۱۳) وشیپور، به كار برده اند ؛ تنبور ، نوعی طبل كه صدای جرنگ جرنگ از آن برمی خیزد اما آن را عموما برای هرنوع طبلی به كاربرده اند ؛ وگیتار وچنگ كه تقریبا تمامی سازهای زهی را بدین دونام خوانده اند . یك مورد مبهم دیگر واژهٔ ‹‹ شانت ›› (۱۴) ، اصطلاحی است كه از جهت فنی مستلزم داشتن ریتمی آزاد، حوزهٔ محدودی از ارتفاع صوت ، وسبك ملودی آن نسبتا ساده است .
درحقیقت ، این اصطلاح غالبا ، به سادگی مرادف ‹‹ ترتیل وتغنی مذهبی ›› یا ‹‹ آواز مذهبی ›› به كاررفته ، حتی درمواردی كه ازجهت ملودی وریتم ، موسیقی بسیار پیچیده ای بوده است ؛ از این رو ممكن است رسانندهٔ این برداشت گمراهی كننده باشد كه این موسیقی ،صرفا به سبب مذهبی بودن ، دارای ارزشی كمتر از جهت زیبایی شناختن است .

پانویس ها :
Navajo-۱
Pujas-۲
Peyote-۳
Palestrina-۴
Sa-skya pandta-۵
Chin-۶
Pygmy-۷
Mennonit e-۸
Cappella-۹
Mel l ismatic-۱۰
Edith Gerson KiWi-۱۱
Tantric-۱۲
Oboes-۱۳
Chant-۱۴


منبع : بنياد انديشه اسلامي

مطالب مرتبط

موسیقی نیمی از سینماست

موسیقی نیمی از سینماست
سینما در جایگاه کامل‌ترین هنرها، درواقع مجموعه‌ای از هنرهای دیگر است که به فراخور، از هریک از آنها، به عنوان مولفه‌ای در دل خود استفاده می‌کند. در همین بستر، شعر و ادبیات، تئاتر، مجسمه‌سازی،‌ حرکات موزون و دیگر هنرها، جابه‌جا و گاه‌به‌گاه به یاری هنر هفتم می‌آیند؛ اما استفاده‌ای که سینما از هنر موسیقی می‌کند، شاید متفاوت‌ترین و پررمزورازترین آنها باشد. بخش زیادی از این رمزوراز، صدالبته مرهون انتزاعی‌تر بودن موسیقی نسبت به هنر‌های دیگر است و جالب‌تر این‌که سینما در جایگاه هنری نمایشی ــ روایی از انتزاع نهفته در این هنر، در خدمت روایت، سود می‌برد.
لئونارد برنشتاین، آهنگساز، نوازنده پیانو و رهبر ارکستر آمریکایی (۱۹۹۰ــ ۱۹۱۸) موسیقی را انتزاعی‌ترین هنرها می‌دانست.
در برداشت‌های نگارنده، از سخن این موسیقیدان مشهور، موسیقی، هنری است که دنیای ویژه و خاص خود را دارد. البته سایر هنرها نیز اینچنین هستند و هریک پیشینه، ساختار و نیز تاثیر خود را بر مخاطب دارند؛ اما تاثیری که شنیدن یک قطعه موسیقی بر دو یا چند نفر می‌گذارد، با تاثیر ناشی از دیدن مثلا رنگ آبی در زمینه یک نقاشی یا عکس، در همان افراد، بسیار متفاوت است. بدین معنی که رنگ آبی در نگاه اول، بر ذهن و روح این افراد به ‌هر حال اثری یکسان یا نزدیک به هم می‌گذارد ــ شاید فقط با کمی اختلاف ــ اما اثر شنیدن یک قطعه خاص موسیقی شاید در حتی دو انسان از نظر خصوصیتی شبیه به هم نیز متفاوت باشد. از این نظر حتی می‌توان موسیقی را نه‌تنها هنری ویژه که خاص‌الخاص ــ خاص‌ترین ــ نامید؛ اما سینما آنقدر هنر جامعی است که از این خاص‌ترین هنرها نیز استفاده بهینه خود را می‌برد و امروزه تصور تقریبا هیچ فیلمی بدون موسیقی برای علاقه‌مندان به سینما، پیشاپیش و قبل از دیدن آن، ممکن نیست؛ هرچند که همواره یکی از اسباب و علل تداوم حیات سینما و اقبال به آن، وجه غافلگیری این هنر بوده است؛ اما سینما همیشه از هنری صددرصد انتزاعی به نام موسیقی نیز در غافلگیر کردن تماشاگرانش سود برده است...
● حافظه تاریخی موسیقی فیلم
نغمه موسیقی، در حکم صوتی بود که از سال‌ها پیش از ناطق شدن سینما به یاری این هنر آمد. هنوز فیلم‌ها حتی رنگی هم نشده بودند که گروه نوازندگان یا دست‌کم یک نوازنده پیانو، در کنار پرده نمایش، جا خوش می‌کردند و به فراخور هر صحنه، به نواختن آهنگ‌هایی برای برانگیختن و تحریک تماشاگر و تعمیق احساسات او می‌پرداختند. این خلق فی‌البداهه یا کمابیش اندیشیده شده موسیقی برای فیلم‌ها، بعدها و با اضافه شدن باندهای صوتی به حاشیه فیلم، لزوم موجودیت شخصی واحد برای آهنگسازی و خلق موسیقی فیلم ــ قبل از نخستین نمایش آن ــ را پدید آورد؛ موسیقی‌ای که پس از نوشتن و ساخت و در نهایت پذیرش و صلاحدید کارگردان به فیلم اضافه می‌شد و برای همیشه مولفه‌ای مهم و جزئی جدایی‌ناپذیر از آن به شمار می‌آمد. تماشاگران نیز کم‌کم پابه‌پای این المان آمدند و همچنان‌ که دیگر، کمتر فیلمی را به شکل غیررنگی (سیاه و سفید) و صامت می‌پذیرفتند، فقدان موسیقی در فیلم‌ها نیز برایشان پذیرفتنی نمی‌نمود.
هریک از تم‌های موسیقی فیلم‌های سینمایی، در گذر از پیچ ‌و خم زمان به‌تنهایی و جد‌ای از فیلم نیز قادر به ارائه به مخاطب هستند
این عادت، بسان بسیاری از شرطی‌های دیگر سینمایی، تماشاگران را دارای حافظه تاریخی موسیقی فیلم کرد؛ حافظه‌ای که با افزودن گوش و ذهن بصری ــ صوتی به ضمیر آگاه مخاطب سینما، چنته او را پر از نغمه‌های بامعنا و مارک‌دار کرد. بدین صورت که حافظه تاریخی علاقه‌مندان به سینما از طریق مشاهده و شنیدن توا‡مان احساسات مختلفی که به‌وسیله موسیقی در صحنه‌های فیلم‌ها به او عرضه می‌شد، موسیقی را این بار در جایگاهی کمتر انتزاعی و بیشتر آشکار و رو پذیرفت و به این مساله عادت نیز کرد، همچون کلیشه‌های همچنان تکرارشونده‌ای مانند رعد و برق و بارش باران در میانه ماجراهای فیلم و نیز کلیشه‌های موسیقایی فراوانی که همه ما آنها را می‌شناسیم؛ اما ماجرا به اینجا ختم نشد؛ چراکه از دیگر سوی، وجه انتزاعی موسیقی آنقدر قوی بود ــ و هست ــ که از گذشته خود در سینما نیز آشنایی‌زدایی می‌کرد. اینچنین بود که یک روز موسیقی غیرملودیک در فیلمی جواب داد، روزی دیگر موسیقی وکال (آوازی) یا موسیقی صحنه‌ای زنده (در مثلا فیلم‌های موزیکال و غیر از آن) و سرانجام کار به جایی رسید که در مراسم اهدای جایزه اسکار به بهترین موسیقی متن در سال ۲۰۰۹، فیلمی همچون <میلیونر زاغه‌نشین> با ترانه‌های متعددش، افتخار برنده ‌شدن این جایزه را کسب کرد.
● هویت مستقل موسیقی
«آنجا که کلام از گفتن بازمی‌ماند، موسیقی آغاز می‌شود...» این جمله مشهور، نه‌تنها توصیف‌کننده موسیقی محض، بلکه روایتگر نقش موسیقی فیلم نیز هست؛ در جایگاه هنری انتزاعی که به کمک روایت در سینما می‌آید. همچنان ‌که خود آدمی نیز همواره ناگزیر از روایت بوده و در امر روایت، از عناصر زیادی یاری جسته است. اصولا هر رفتار <فرد ــ انسان>ی در نزد آدمی به‌نوعی روایت او از زندگی خویش است و هریک از ما مدام در حال ارائه و خوانش روایت‌های مختلف از زندگی خود هستیم. اثر موسیقی نیز ــ به عنوان تبلور احساساتی که در ناخودآگاه ما نهفته است ــ یکی از این روایت‌هاست که اتفاقا شاید تاثیر آن بیش از سایر مدل‌های روایتی هنری باشد؛ چراکه موسیقی، دست آدم را بخوبی بازمی‌گذارد و قدرت تخیل و شهود او را ــ یله و رها ــ به ژرفای مفاهیم می‌برد؛ آن‌هم از طریق برانگیختن برخی حس‌های خودبه‌خودی، بی‌اختیار و بی‌واسطه و هجوم‌آورنده که فرد، کمترین دخالت را در آن دارد و شاید در گذشته نیز با آنها بیگانه بوده باشد.
جالب این‌که از این نظر، اثر موسیقی، به ضرورت همان انتزاعی ‌بودنش، گاه بسیار عریان‌تر از آثار هنرهای دیگر پدیدار می‌شود، درست به همین سبب است که در تاریخ سینما، فیلم‌هایی را سراغ داریم که تم‌های موسیقی آنها از خودشان مشهورترند (بد نیست که همین الان، هریک از ما به یک یا چند تا از چنین تم‌های مشهوری که در ذهن موسیقایی خود انباشته‌ایم، بیندیشیم و سیاهه‌ای از آنها را پشت سر هم ردیف کنیم.) این شهرت شاید از این روست که آهنگساز فیلم ــ در جایگاه هنرمندی که با موسیقی، با تمامی خصوصیاتش، بیش از سایر عوامل فیلم و از جمله کارگردان سروکار دارد ــ به وجوه موزیکال و نیز به تمامی اجزای موسیقی فیلمش به‌قدر کافی اندیشیده است: ملودی کلی فیلم و سازهای اصلی و فرعی، موسیقی تیتراژهای آغازین و پایانی، موسیقی ویژه کاراکترها، رابطه هریک از سازها با یکدیگر و بده‌بستان‌های آنها، نقاط اوج و فرود قصه فیلم که موسیقی نیز باید همراه با آنها این اوج و فرود را روایت کند و سایر الزامات دیگر. این موسیقی، پس از نمایش چندین و چندباره فیلم، تداوم حیات می‌یابد و ــ باز تاکید می‌کنم که ــ چون وجه انتزاعی آن بیش از سایر آثار هنری دیگر است، هر بار در ذهن و ضمیر آگاه و ناخودآگاه جمعی جامعه دوستداران سینما، معنایی دیگر پیدا می‌کند ــ یا تصویر را معنایی دیگر می‌بخشد ــ و مجموعه این یادد‌اشت‌ها (در یادماندنی‌های موسیقایی) به نسل‌های بعدی منتقل می‌شود...
نکته دیگر ــ و مهم ــ این‌که هریک از تم‌های موسیقی فیلم‌های سینمایی، در گذر از پیچ ‌و خم زمان، به‌تنهایی و جد‌ای از فیلم نیز قادر به ارائه به مخاطب هستند و این حیات، به‌صورت مجرد، حتی در نزد بسیاری از شنوندگان قطعه‌ها (و نه لزوما بینندگان فیلم) تداوم می‌یابد. کافی است از بسیاری از افرادی که امروزه در گوشی موبایل خود مثلا تم مشهور پدرخوانده را نگه می‌دارند و از آن لذت می‌برند، بپرسیم که اصلا آیا این فیلمی را دیده‌اند یا خیر و مسلما جواب همه آنها آری نخواهد بود. این نکته نیز وجهی دیگر از ویژگی‌های موسیقی فیلم است که همواره فارغ از سینما نیز در گوش و ذهن و روان مخاطب جاری خواهد ماند...
● دراماتیک ترین مولفه
صدا نیمی از سینماست. اگر از شاهکارهای صامت سال‌های ابتدایی ظهور هنر سینما که بدون عنصر مهمی چون صدا نیز قادر به گذاشتن چنان اثرهایی بر تماشاگر بودند، صرف‌نظر کنیم، سینما را در ادامه مسیر خود دارای ۲ بال محرک تصویر و صدا می‌بینیم. صرف نظر از معدود شاهکارهای بی‌صدا و کم‌صدای خلق ‌شده در دوره بعد از ناطق شدن سینما، بینندگان همواره در بسیاری از صحنه‌های فیلم‌ها، عنصر صدا را حتی موثرتر از تصویر احساس کرده‌اند. اگر در میان مولفه‌های صوتی فیلم، موسیقی را دراماتیک‌ترین و مهم‌ترین آنها بنامیم، سخنی به گزافه نگفته‌ایم (مگر نه این‌که حتی یک دیالوگ تاثیرگذار نیز در حین اجرا با در نظر گرفتن موسیقی و لحن خاص اجرایش جاودانه خواهد شد؟)!، پس سینما و موسیقی حالاحالاها با همدیگر سروکار خواهند داشت و بینندگان را میهمان تصویرهای موزیکال و موسیقی‌های تصویری خواهند کرد...
● دایره المعارف موسیقی فیلم‌
بیش از یک قرن، از اختراع سینما و کمتر از این مدت از زمان و افزوده شدن صدا به این هنر می‌گذرد. در تمامی این سال‌ها، موسیقی فیلم برای خود دارای دایر‌ه‌المعارف پرحجمی به نمایندگی از احساس‌های گوناگون به وسیله ملودی‌ها، ارکستراسیون‌های مختلف و تنظیم‌های خاص و سبک‌ها و هارمونی‌های متنوع شده است. در کنار اینها، نوع خاصی از موسیقی فیلم نیز به وجود آمده و تکامل پیدا کرده است که موسیقی غیرملودیک می‌خوانندش. جالب این‌که این موسیقی، صددرصد سینمایی است و به احتمال زیاد از سینما به موسیقی محض راه پیدا کرده است. تقریبا نیز می‌توان گفت هر موسیقی غیرملودیکی فقط با شنیده شدن در همان پلان ــ سکانس بخصوصی که برای آن آفریده شده، معنا می‌یابد (یا این‌که دست‌کم همان معنای مورد نظر فیلمساز ــ آهنگساز فیلم را پیدا می‌کند.)
از طرفی، آن دایره‌المعارفی که گفتیم موسیقی فیلم امروز دارای آن است نیز وجوه احساسی مشترکی را دربردارد؛ مثلا کمتر مخاطبی است که با شنیدن یک موسیقی غم‌انگیز دچار احساسی متضاد با این حس شود.‌ آهنگساز نیز همواره با نیم‌نگاهی به این داشته‌ها و نداشته‌ها، به کار تصنیف موسیقی فیلم مشغول می‌شود. هنر موسیقی فیلم نیز در تمامی این سال‌ها به همین شکل تکامل یافته است و فعلا این روند ادامه خواهد داشت و انتزاع نهفته در موسیقی ــ دست‌کم در سینما ــ ‌به همین صورت در خدمت روایت قرار خواهد گرفت؛ اما نوع خاصی از موسیقی ــ تصویر که در دهه‌های اخیر باب شده و در قالب کلیپ‌های ویدئویی یا موزیک‌ ویدئو به‌گونه‌ای بیشترین طرفدار را دارد، قطعا در سال‌های آتی موسیقی، فیلم و موسیقی فیلم را دستخوش تغییرات و نگاه‌های تازه‌ای خواهد کرد.
این پدیده که تاکنون نیز اثرات خود را بر این سه حیطه گذاشته است، برخلاف انواع دیگر استفاده از این سه هنر، تصویر را برای موسیقی می‌آفریند (یا برعکس) و در نوع با کلام آن (که بیشترین کمیت را در ویدئو کلیپ‌ها دارد)، تا حدود زیادی انتزاع را از ذهن مخاطب حذف می‌کند؛ امری که به موازات حذف تدریجی شهود آدمی در عصر دیجیتال، تعریف‌های تازه‌ای از تمامی امور عرضه می‌کند و به همین ترتیب موسیقی تصویری و موسیقی فیلم را نیز دستخوش دگرگونی‌های زیادی خواهد کرد.

وبگردی
نمایش دستاورد آزادی و دموکراسی
نمایش دستاورد آزادی و دموکراسی - آقای مطهری بازیکنان آفریقایی تیم فرانسه را دیده ولی دورگه‌های تیم ملی خودمان را ندیده!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر! - در اتفاقی عجیب و غیر قابل باور فردی امروز به دلیل درخواست طلاق همسرش در خیابان اسلامشهر وی را با ضربات چاقو از پای درآورد، از سرنوشت این خانم اطلاع دقیقی در دست نیست.
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری - وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به نمایش در آغوش کشیدن تیم ملی کروواسی توسط رئیس‌جمهور کشورشان،گفت: ایشان با یک حس مادرانه این کار را انجام داد و این آغوش، جنسی نبود، البته که پخش آن نباید انجام می‌شد.
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟ - احزاب و شخصیت‌ها - زندگی ساده آیت‌الله جنتی گرچه از ویژگی‌های مثبت شخصیت وی است اما نوع نگاهش به عرصه سیاسی و مصداق‌یابی های وی درخصوص افراد انقلابی انتقادهای زیادی را متوجه او می‌کند.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا - صحبت های تامل برانگیز آیت الله رودباری درمورد ربا در کشور
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+)
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+) - فیلم - گزارشی کامل و کوتاه از سرگذشت وحید مرادی گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان را در ویدئوی زیر ببینید.
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا - مراسم اکران خصوصی فیلم هزارپا با حضور هنرمندان و بازیگران این فیلم سینمایی شب گذشته 9 تیر 1397 در برج میلاد برگزار شد.
قصور تاریخی دولت
قصور تاریخی دولت - چه باید کرد؟ پرسشی که نوبخت پرسیده است، اما شاید به دنبال پاسخ آن نباشد. در شرایط کنونی دولت و حامیان اصلی آن در مظان این اتهام تاریخ قرار خواهند گرفت که چرا به دنبال طرح و پاسخ مهم‌ترین سوال شرایط بحرانی کنونی نرفتند.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند