پنج شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۷ / Thursday, 21 February, 2019

فراتر از تبادل احساس


علیزاده هنرمندی است كه ناخواسته می توان او را با سه گانه هایش شناخت. سه گانه هایی كه هر یك محصول دورانی خاص است. گاه این دوران پیاپی و گاه به فاصله های زمانی طولانی است. سه گانه نوا (نی نوا، كنسرت نوا، بی تو به سر نمی شود)، سه گانه گروه و آواز (راز و نیاز، شورانگیز، صبحگاهی)، سه گانه تكنوازیهای متفاوت سه تار (همایون، تركمن، پایكوبی)، سه گانه همكاری با شجریان و كلهر (زمستان، بی تو به سر نمی شود، فریاد) سه گانه راست پنج گاه (راز و نیاز، بداهه نوازی راست پنج گاه، فریاد)
بداهه نوازی در راست پنج گاه آخرین اثر تكنوازی حسین علیزاده است كه منتشر شده است. از این رو بیشترین مهر و نشان این هنرمند را بر خود به همراه دارد. هر چند مدتها از انتشار این اثر می گذرد، اما به دلیل اهمیت و ویژگی آن و همچنین عدم نقد و تحلیل آن در مطبوعات، به بهانه تولد حسین علیزاده (اول شهریور) نگاهی كوتاه به این اثر خالی از لطف نیست.
بداهه نوازی در راست پنج گاه: این اثر شایسته آن بود كه پیش از این بارها و بارها مورد ارزیابی و تحلیل واقع شود. بخصوص آنكه در موعدی دیرهنگام به آن رجوع شده سال انتشار اثر در ایران تابستان ۱۳۸۰ است و اینك در چهارمین تابستان پس از آن، به شنیداری با تأمل تر بازگشته ایم.
شایستگی اثر نیز نه صرف اعتبار مجری آن، كه در فضاها و حال و هوای اجرای اثر بازمی گردد. راست پنج گاه، نوایی فریبنده دارد. به دلایل نامعلومی تا سه دهه پیش، هیچ نوازنده موسیقی ایرانی، به آن روی خوش نشان نداده است. اكنون كه حدود ۳۰سال (دقیقاً ۲۹سال) از نخستین شنیدار اجرای این دستگاه می گذرد، شاید با قدری مسامحه از نكوهش گذشتگان موسیقی، چشم پوشی كنیم. این درست كه راست پنج گاه تقریباً همه حالات و فواصل سایر دستگاهها را در خود نهفته دارد، اما زبان و بیانی ویژه دارد كه متعلق و مختص به خود است. بیان فاخر، تأثیرگذاری شگرف و عمیق و وقار و سنگینی آن در حالات اجرا مشابه هیچ دستگاهی نیست. حتی زمانی كه با مدگردی به نواحی اصفهان حركت می كند با پیش زمینه قبلی و فرود پسین خود، اثری دیگرگونه بر شنونده بر جای می گذارد. بماند پاره ای نوازندگان هنوز كه هنوز است ماهور و راست پنج گاه برایشان یك معنا دارد! این بار حسین علیزاده اما نوایی دیگر و روایتی دیگر از این دستگاه ارائه می دهد. بسیاری معتقدند ساز علیزاده در این سالها تغییرات محسوس داشته است. برای یك شنونده حرفه ای و آشنا به موسیقی او، این تغییرات به خوبی قابل پیگیری است. در اثر حاضر ساز به لحاظ سونوریته، فضاسازی، نحوه ارائه جملات تغییرات قابل ملاحظه ای را در نسبت با سایر آثار تكنوازی این هنرمند می توان روایت كرد. هر چند سال اجرا۱۳۷۵ است، اما به نوعی گفتار و طرز تلقی اخیر علیزاده از روایت و اجرای ساز با همین اثر شروع می شود كه در اثری مانند راز نو به خوبی هویدا است. البته منظور تغییرات متعدد، ناگهانی و متفاوت نیست. چه در این اثر و سایر آثار متأخر، رد پا و اثر انگشت علیزاده بر پیشانی اثر می درخشد، بلكه مقصود رسیدن به فضایی است كه متفاوت تر از آثار ماقبل است. ضمن آنكه دغدغه های همیشگی علیزاده را هنوز كماكان در این آثار می توان لمس كرد. در راست پنج گاه توجه به جوهره ریتم، سیال بودن ریتم، رجوع به ردیف و گریز از آن، الگوهای ریتمیك مبتنی بر الگوهای ردیف، تحرك و پویایی كل مجموعه و بیان احساسی قوی، اثر را در زمره یكی از بهترین و شاخص ترین آثار تكنوازی موسیقی ایرانی در چند دهه اخیر جای می دهد. اثر به مانند بسیاری از آثار نوازنده اش دربار اول شنود، چندان خود را نمی نمایاند. ویژگی های اثر به گونه ای است كه باید بارها و بارها شنید تا پس از هر بار راهی، نكته ای وخصلتی پنهان، نمایان شود. شروع اثر با طمأنینه و آرامش خاص راست پنج گاه همراه است. ضربی آغاز نیز در فضای درآمد و پروانه و نغمه، با آرامش و سكوتهای به جا، بیان حسی وعاطفی راست پنج گاه را در ذهن تثبیت می كند. جملات چه ضربی ها و چه آوازی همه برگرفته از ردیف است.
در این اثر علیزاده به خوبی نشان می دهد چگونه می توان از سنتی به نام ردیف راه به پویایی، خلاقیت و نوآوری گشود. جملات هم ردیف است و هم ردیف نیست. الگوهای برگرفته از رپرتوار موسیقی ایران در نگاه این هنرمند، امكانات وسیعی را به نمایش می گذارند. به عنوان مثال قطعه ضربی در فضای سوز و گداز كاملاً منطبق بر گوشه مورد نظر است. به عبارتی جملات و الگوها در عین سیال بودن و منحصر بودن به لحاظ اجرا و بیان، به گونه ای به گوش می رسند كه حس شنیداری اجرای آواز و گوشه مورد نظر در ردیف را كاملاً تداعی می كنند. این مورد خود یك خصوصیت ممتاز برای اثر محسوب می شود. از سوی دیگر، ریتم فضایی سیال و لایتناهی دارد. ریتم ها بر بستر جملات و الگوها شكل می گیرند. هیچ نظام وسیستم بسته ای خود را بر اجرای ضربی ها حاكم نمی كند. نوازنده بر بستری باز و پویا با بهره گیری از امكانات ریتمیك گوشه ها و بهره برداری از الگوهای ریتمیك و موتیف ها، به هر نحو ممكن و به هر شكل متبادر شده در ذهن اما مبتنی بر حالت و بیان گوشه، قطعات ریتمیك را اجرا می كند. نكته دیگر حس آشنایی و آشنایی زدایی پس از آن در كل مجموعه است. این مورد كه شاید تا حدودی نیز تعمدی باشد شنونده را در فضایی آشنا به تدیج به فضاهای مبهم و وهم آلود می كشاند و باز می گرداند. این رویه بخصوص در ضربی ها بیشتر رخ می نماید. ضربی برگرفته از نغمه راست پنج گاه، ضربی برگرفته از نیشابوری، ضربی ابوعطا و شوشتری از این قاعده پیروی می كنند.
به عنوان مثال ضربی شوشتری در ابتدا با الگوی ۵ضربی، قطعه راز و نیاز را بلافاصله به ذهن متبادر می كند. همچنین ضربی ابوعطا، چهار مضراب ابوعطا ساخته این هنرمند را به یاد می آورد. اما در هر دوقطعه پس از لحظاتی كه به تثبیت فضای مورد نظر می انجامد، به تدریج با گسست از این فضا و اجرای الگوهای متعدد و متنوع و گردش ملودیهای متفاوت، اثر، فضا وحسی متفاوت نسبت به شروع قطعه از خود بر جای می گذارد. این مورد نیز در عرصه بداهه نوازی و بداهه پردازی قابل تأمل است. اینكه یك هنرمند بداهه پرداز چگونه قادر است قطعه از پیش ساخته خود را در هر اجرا متفاوت تر از قبل اجرا كند.
به هر روی راست پنج گاه اثر حسین علیزاده، اثری است كه با هر بار شنیدن امیدی تازه، نوایی تازه و فضایی متفاوت را به گوش و ذهن شنونده اش می رساند تا هر بار بیان و احساسی تازه را درك كرد.
علیزاده خود در مورد این اثر گفته است: «شیوه ای كه در اجرای این مجموعه به كار گرفته شده، محصول احساس، دریافت و تجربه های خاص اجرا كننده آن است. بداهه نوازی در این اجرا نقش عمده را بر عهده دارد و تمبك نیز با ریتم های بداهه، ساز را همراهی می كند. ملودی ها روی موتیف اصلی گوشه ها بسط و گسترش می یابند و ریتم با الهام از حركت ریتم های نهفته در ملودی گوشه ها اجرا می شود. در این شیوه كه مبتنی بر تبادل احساس نوازنده و شنونده و نیز متأثر از لحظه های اجرا است. موسیقی سازی و تنوع ریتم اهمیت وجلوه بیشتری می یابد تمبك به عنوان ساز همراه نقش مهمتری را ایفا می كند.»
آخرین نكته ای كه می توان به آن اشاره كرد، آخرین جمله علیزاده است. تنبك به عنوان یك ساز پایه و مهم در همراهی سازهای ایرانی، در بسیاری موارد، نقشی را كه باید، ایفا نكرده است. در همه انواع موسیقی در سراسر جهان، ساز كوبه ای با طنین و نوای خود علاوه بر همراهی، تأثیری شگرف بر نوازنده و شنوندگان بر جای می گذارد. تنبك با همه امكانات اجرایی و بالا رفتن سرعت و تكنیك نوازندگان، به عنوان سازی كم رمق با پوشش صدایی معمولی، خود را به حاشیه رانده است و البته این به سیستم اجرای موسیقی ایران در صدسال اخیر و نحوه نگرش نوازندگان و برخوردشان با ساز كوبه ای به عنوان ساز همراه نیز مرتبط است. در اجرای راست پنج گاه، تنبك خود را به عنوان یك ساز مهم با توان همراهی وتأثیرگذاری توأمان به رخ می كشد. نوازندگی متفاوت، حجم صدای قابل قبول، ضربات كوبشی تأثیرگذار و همراهی نسبتاً متناسب، بر زیبایی اثر افزوده است. بی تردید این اثر بیش از هر چیز واجد معنای عاشقی در موسیقی است!

محمد جواد بشارتی


منبع : روزنامه ایران

مطالب مرتبط

نجات‌ از غمناکی‌

نجات‌ از غمناکی‌
تازگی‌ و جذابیت‌ آلبوم‌ نیاز، نه‌ تنها در تلفیق‌ موسیقی‌ محلی‌، فولكلوریك‌ و عناصر موسیقی‌ سنتی‌ ایران‌، هند و تركیه‌ با موسیقی‌ الكترونیك‌ نهفته‌، بلكه‌ همچنین‌ در استفاده‌ از اشعار كلاسیك‌ فارسی‌ و اردو مضاعف‌ شده‌ است‌.اعظم‌ علی‌ خواننده‌ نیاز كه‌ تاكنون‌ چندین‌ آلبوم‌ آكوستیك‌ منتشر كرده‌ در ایران‌ متولد شده‌، اما در سن‌ چهار سالگی‌ به‌ همراه‌ خانواده‌، ایران‌ را به‌ مقصد هند ترك‌ كرده‌ و در سال‌ ۱۹۸۵ هم‌ راهی‌ امریكا شده‌ است‌. شروع‌ كار اعظم‌ در عرصه‌ موسیقی‌ اگرچه‌ با آموختن‌ نوازندگی‌ سنتور بود، اما بعد از مدتی‌ حس‌ كرد كه‌ این‌ ساز آنطور كه‌ باید و شاید بیانگر اندیشه‌ و احساساتش‌ نیست‌ و به‌ همین‌ خاطر راهی‌ تازه‌ در پیش‌ گرفت‌ و به‌ آواز رو آورد. او به‌ خبرنگار دویچه‌ وله‌ می‌گوید: «صدای‌ سنتور و آموختن‌ آن‌ را خیلی‌ دوست‌ داشتم‌، ولی‌ بعد از چند سال‌ احساس‌ كردم‌ كه‌ نمی‌توانم‌ با سنتور آن‌ چیزی‌ را كه‌ درونم‌ وجود دارد، بیان‌ كنم‌. برای‌ من‌ صدا خیلی‌ چیز عجیبی‌ است‌. چون‌، اگر صدا نبود من‌ و شما نمی‌ توانستیم‌ با هم‌ صحبت‌ بكنیم‌، اگر صدا نبود نمی‌ توانستیم‌ دعا كنیم‌ و با خدای‌ خودمان‌ صحبت‌ كنیم‌. خب‌، با ساز هم‌ می‌ شود با خدا راز و نیاز كرد، من‌ خودم‌ را واقعا به‌ عنوان‌ یك‌ خواننده‌ نمی‌ شناسم‌. همیشه‌ احساس‌ می‌ كردم‌ كه‌ صدا هم‌ نوعی‌ ساز است‌. بیشتر كارهایم‌، تمام‌ سی‌دی‌ های‌ قبلی‌ ام‌، یعنی‌ در آن‌ چهار آلبومی‌ كه‌ انتشار دادم‌، از صدایم‌ به‌ عنوان‌ یك‌ ساز استفاده‌ كردم‌.»بدیهی‌ است‌ كه‌ می‌ توان‌ صدا را هم‌ یك‌ ساز تلقی‌ كرد، اما شكی‌ نیست‌ كه‌ صدا و آواز رابطه‌ و پیوندی‌ تنگاتنگ‌ و عمیق‌ با زبان‌ دارند. حس‌ خود اعظم‌ نسبت‌ به‌ زبان‌ مادری‌ چیست‌، هرچه‌ باشد در ایران‌ به‌ دنیا آمده‌، در هند بزرگ‌ شده‌ و بعد هم‌ به‌ امریكا مهاجرت‌ كرده‌؟ «من‌ واقعا زبان‌ مادری‌ ندارم‌. شاید جواب‌ احمقانه‌ یی‌ باشد، ولی‌ فارسی‌ ام‌ قوی‌ نیست‌، هندی‌ ام‌ زیاد قوی‌ نیست‌ و با اینكه‌ انگلیسی‌ ام‌ از هر دو قوی‌ تر است‌، ولی‌ آن‌ را زبان‌ مادری‌ ام‌ نمی‌دانم‌.»
گامهای‌ اول‌ در راه‌ تهیه‌ آلبوم‌ «نیاز»آشنایی‌ رامین‌ و اعظم‌ به‌ سالها پیش‌ برمی‌ گردد و هر دوی‌ آنها مدتها در صدد انجام‌ پروژه‌ یی‌ مشترك‌ بودند، اما به‌ گفته‌ رامین‌ هیچ‌ یك‌ آن‌ فرصت‌ و آرامش‌ لازم‌ را نداشتند تا اینكه‌ سرانجام‌ تصمیم‌ گرفتند كه‌ عزم‌ خود را جزم‌ كنند. اعظم‌ كه‌ در فكر انجام‌ كاری‌ تازه‌ بود، پروژه‌ یی‌ در چارچوب‌ موسیقی‌ فولكلور و موسیقی‌ الكترونیك‌ را مطرح‌ كرد كه‌ این‌ پیشنهاد با استقبال‌ رامین‌ روبرو شد.
استفاده‌ از دانسته‌ ها و تجربیات‌ گذشته‌ و میل‌ به‌ پیوند آنها با موسیقی‌ الكترونیك‌ انگیزه‌ یی‌ شد برای‌ آغاز كاری‌ تازه‌. رامین‌ كه‌ در نوازندگی‌ سازهای‌ زخمه‌یی‌ مختلف‌ از جمله‌ رباب‌، دیوان‌، باقلاما یا ساز گیتار تبحر دارد و پیوند موسیقی‌ مناطق‌ مختلف‌ مشرق‌ زمین‌ را در فعالیتهای‌ گذشته‌ اش‌ تجربه‌ كرده‌، در مورد پیوند سبكهای‌ مختلف‌ و استفاده‌ از سازهای‌ خاص‌ بویژه‌ باقلاما یا آلت‌ «ساز» در پروژه‌ «نیاز» می‌گوید: «در واقع‌ ما منطقه‌ خاصی‌ را مد نظر نداشتیم‌. از همه‌ سرزمین‌ ها الهام‌ گرفته‌ ایم‌ از موسیقی‌ ایرانی‌، هندی‌ و تركی‌ بهره‌ بردیم‌. استفاده‌ از «ساز (باقلاما)» یك‌ انتخاب‌ شخصی‌ است‌، بخاطر اینكه‌ این‌ سازی‌ است‌ كه‌ من‌ خیلی‌ به‌ آن‌ دلبسته‌ ام‌ و زیاد از آن‌ استفاده‌ می‌ كنم‌. هم‌ می‌ شود موسیقی‌ تركی‌ زد و هم‌ موسیقی‌ كردی‌ و هم‌ می‌ شود مقام‌ های‌ موسیقی‌ ایرانی‌ را روی‌ آن‌ اجرا كرد و به‌ نظر من‌ سازی‌ است‌ كه‌ كاربردش‌ در موسیقی‌ ایرانی‌ بیشتر جنبه‌ شخصی‌ دارد. از هدفهای‌ شخصی‌ من‌ این‌ است‌ كه‌ آن‌ را بیشتر به‌ كار ببرم‌ تا در موسیقی‌ بیشتر معرفی‌ شود.»و اعظم‌ هم‌ درباره‌ علاقه‌ و دلبستگی‌اش‌ به‌ موسیقی‌ فولكلور و محلی‌ متذكر می‌ شود: « گاهی‌ موسیقی‌ سنتی‌، یك‌ خرده‌ زیادی‌ برای‌ من‌ غمناك‌ است‌ و چیزی‌ كه‌ در موسیقی‌ هندی‌ می‌ بینم‌ یعنی‌ شاید از این‌ لحاظ‌ كه‌ رابطه‌ من‌ با موسیقی‌ هندی‌ نزدیكتر است‌ این‌ است‌ كه‌ موسیقی‌ هندی‌ خیلی‌ غمناك‌ است‌، اما همیشه‌ یك‌ راه‌ حل‌ پیدا می‌ شود. یك‌ نجاتی‌ آن‌ آخرش‌ هست‌، ولی‌ در موسیقی‌ سنتی‌ ایرانی‌ این‌ نجات‌ را من‌ هیچ‌وقت‌ پیدا نمی‌ كنم‌. البته‌ توی‌ موسیقی‌ محلی‌ این‌ را می‌ توانم‌ پیدا كنم‌. چون‌ با اینكه‌ غمناك‌ است‌، ولی‌ تاثیرش‌ این‌ است‌ كه‌ آزادی‌ یا نجاتی‌ از آن‌ غم‌ پیدا می‌ كنی‌.»رامین‌ درباره‌ چگونگی‌ برداشتن‌ گام‌ های‌ اول‌ در ساخت‌ قطعات‌ آلبوم‌ می‌ گوید: «برای‌ نمونه‌ موتیویی‌ ضبط‌ می‌ كردم‌، بعد این‌ را می‌ دادم‌ به‌ اعظم‌ واعظم‌ كه‌ ملودی‌ های‌ شعرهایش‌ را خودش‌ درآورده‌، اینها را می‌نوشت‌، می‌ آورد می‌ داد به‌ من‌ و من‌ قسمت‌ های‌ سازی‌ اش‌ را تنظیم‌ می‌ كردم‌. بعد باز با همدیگر ایده‌ ها را ردوبدل‌ می‌كردیم‌. در انتخاب‌ اشعار هم‌ برقرار بود. شعرهای‌ اردو انتخاب‌ اعظم‌ است‌ و شعرهای‌ فارسی‌ گزیده‌ هر دوی‌ ما» ناگفته‌ نماند كه‌ برای‌ رامین‌ ساختن‌ آهنگ‌ و كار روی‌ اشعار اردو یكی‌ از تجربه‌ های‌ تازه‌ و جذاب‌ این‌ همكاری‌ نزدیك‌ بود: «خب‌، من‌ تا به‌ حال‌ با اشعار اردو كار نكرده‌ بودیم‌ و این‌ یك‌ امتیاز بسیار مثبتی‌ بود كه‌ اعظم‌ آورد و ایده‌ اش‌ از اعظم‌ بود كه‌ از اشعار اردو استفاده‌ بكنیم‌ و من‌ خیلی‌ پسندیدم‌. چون‌ تا به‌ حال‌ چیزی‌ كه‌ توی‌ موسیقی‌ ها به‌ عنوان‌ موسیقی‌ تلفیقی‌ صحبت‌اش‌ می‌شود بویژه‌ در حومه‌ ایران‌ و خاورمیانه‌ بیشتر انگیزه‌ در این‌ است‌ كه‌ این‌ آمیختگی‌ از طریق‌ ریتم‌ و ملودی‌ باشد، ولی‌ از طریق‌ كلام‌ خیلی‌ كم‌ انجام‌ شده‌. برای‌ من‌ این‌ یك‌ كشف‌ تازه‌ بود و اینكه‌ اولا، چقدر زبان‌ اردو به‌ زبان‌ فارسی‌ نزدیك‌ است‌. به‌ هر حال‌ این‌ چیزی‌ است‌ كه‌ می‌ دانی‌، ولی‌ تا وارد كار نشوی‌ هیچ‌وقت‌ دقیق‌ به‌ آن‌ پی‌ نمی‌بری‌ و برای‌ من‌ این‌ مساله‌ بسیار آموزنده‌ بود.»مشكلات‌ و جذابیت‌ های‌ پیوند موسیقی‌ فولكلور و آكوستیك‌ با موسیقی‌ الكترونیك‌اعظم‌ و رامین‌ هر دو تجربه‌ های‌ زیادی‌ در زمینه‌ موسیقی‌ آكوستیك‌ داشتند و هر یك‌ در چارچوب‌ فعالیت‌ های‌ مختلف‌، چندین‌ آلبوم‌ منتشر كردند. به‌ همین‌ خاطر، برداشتن‌ گامی‌ در راه‌ پیوند موسیقی‌ فولكلور و موسیقی‌ الكترونیك‌، تجربه‌ یی‌ جدید و دشوار و در عین‌ حال‌ جذاب‌ بود. اعظم‌ در این‌باره‌ می‌ گوید: «من‌ موسیقی‌ الكترونیك‌ خیلی‌ گوش‌ می‌كردم‌. در واقع‌ بیشتر از رامین‌. مشكلی‌ كه‌ من‌ همیشه‌ با موسیقی‌ الكترونیك‌ داشته‌ ام‌، این‌ است‌ كه‌ آن‌ حسی‌ را كه‌ موسیقی‌ آكوستیك‌ دارد، از دست‌ می‌ دهد. چون‌ عناصری‌ هستند كه‌ به‌ هم‌ وصل‌ شده‌ اند و انسان‌ حس‌ نمی‌كند كه‌ كسی‌ نشسته‌ و دارد ساز می‌ زند. یك‌ كولاژاست‌. یعنی‌ این‌ را می‌ گذارند روی‌ آن‌. با هم‌ ساخته‌ نمی‌ شوند. من‌ خیلی‌ دلم‌ می‌ خواست‌ كاری‌ بكنیم‌ كه‌ آن‌ حس‌ را هنوز داشته‌ باشد، با اینكه‌ موسیقی‌ الكترونیك‌ هست‌، هنوز آدم‌ احساس‌ می‌كند كه‌ نوازنده‌ یی‌ واقعا دارد ساز می‌ زند.»رامین‌ هم‌ كه‌ برای‌ اولین‌ بار طعم‌ كار با موسیقی‌ الكترونیك‌ را چشیده‌، از تجربه‌ یی‌ مثبت‌ می‌گوید، تجربه‌ یی‌ كه‌ البته‌ مشكلات‌ و پیچیدگی‌ های‌ خاص‌ خود را داشت‌:« خب‌، مثبت‌ بود. در این‌ شكی‌ نیست‌. برای‌ من‌ حداقل‌ اول‌ كار مشكل‌ بود، چون‌ من‌ تجربه‌ یی‌ در این‌ زمینه‌ نداشتم‌. از لحاظ‌ گوش‌ هم‌ همین‌طور. اصولا من‌ زیاد موسیقی‌ الكترونیك‌ گوش‌ نمی‌ كردم‌. دست‌ كم‌ مثل‌ یك‌ خریدار گوش‌ نمی‌ كردم‌، مثل‌ یك‌ مصرف‌ كننده‌ گوش‌ می‌ كردم‌، و این‌ اولین‌ باری‌ بود كه‌ مجبور بودم‌ وقتی‌ موسیقی‌ الكترونیك‌ گوش‌ كنم‌، مثل‌ خریدار گوش‌ كنم‌ و ببینم‌ كه‌ در كنارش‌ چی‌كار می‌ توانم‌ بكنم‌. از لحاظ‌ تكنیكی‌ اولش‌ خیلی‌ مشكل‌ بود كه‌ پی‌ ببرم‌ چه‌ چیزهایی‌ ممكن‌ است‌ و چه‌ چیزهایی‌ ممكن‌ نیست‌، چون‌ مقدار حجم‌ صوتی‌ یی‌ كه‌ صداهای‌ الكترونیك‌ دارند زیادند و مثلا نوع‌ ضبط‌ سازها هم‌ حتی‌ تغییر می‌ كرد.»به‌ گفته‌ رامین‌، ایده‌ های‌ او و اعظم‌ مشترك‌ بود، قطعات‌ را می‌ نوشتند، ساختن‌ ملودیها و ضبط‌ های‌ آكوستیك‌ اش‌ انجام‌ می‌ شد. در مرحله‌ بعدی‌ كارمن‌ ریتزو (یكی‌ از چهره‌ های‌ شناخته‌ شده‌ موسیقی‌ الكترونیك‌ و نامزد دریافت‌ جایزه‌ Grammy) صدای‌ الكترونیك‌ را به‌ آن‌ اضافه‌ می‌ كرد و بعد برمی‌گشت‌ دست‌ این‌دو و آنها هم‌ دوباره‌ چیزهایی‌ به‌ آن‌ اضافه‌ می‌كردند. به‌ عبارتی‌ این‌ فایلها تمام‌ مدت‌ رد و بدل‌ می‌ شد. و اگر چه‌ قطعات‌ بر اساس‌ صدای‌ الكترونیك‌ ساخته‌ نشد، اما رامین‌ و اعظم‌ در هنگام‌ نوشتن‌ و ساختن‌ آگاه‌ بودند كه‌ این‌ صدا بعدا به‌ آن‌ اضافه‌ می‌ شود.البته‌ میزان‌ استفاده‌ از موسیقی‌ الكترونیك‌ در همه‌ قطعات‌ به‌ یك‌ اندازه‌ نیست‌. برای‌ نمونه‌ در قطعه‌ شكار كه‌ ترانه‌ محلی‌ خراسانی‌ با ریتم‌ ۶ و۸ است‌، به‌ شكلی‌ محدود از موسیقی‌ الكترونیك‌ استفاده‌ شده‌ كه‌ به‌ گفته‌ اعظم‌، این‌ مساله‌ تا اندازه‌یی‌ هم‌ از نامانوس‌ بودن‌ ریتم‌ قطعه‌ با ذهنیت‌ كارمن‌ سرچشمه‌ می‌ گرفت‌: «كارمن‌ اصلا نمی‌ دانست‌ با آن‌ چه‌ كار بكند. چون‌ ۶و۸ درآوردن‌ آن‌ برای‌ موسیقی‌ الكترونیك‌ خیلی‌ سخت‌ است‌. برای‌ همین‌ گفتیم‌ هرچه‌ ساده‌ تر نگهش‌ داریم‌ بهتر است‌. ولی‌ همان‌ یك‌ ذره‌ هم‌ كه‌ بهش‌ اضافه‌ می‌ كنیم‌، چیزهای‌ الكترونیك‌، آنقدر جا می‌ گیرد كه‌ واقعا خیلی‌ چیزها توی‌ آن‌ گم‌ می‌ شود، خیلی‌ چیزها.»ناگفته‌ نماند كه‌ در اجرای‌ این‌ قطعه‌ محلی‌ خراسانی‌ آرش‌ خلعتبری‌ هنرمند ایرانی‌ مقیم‌ فرانسه‌، از جمله‌ نوازندگی‌ سازهای‌ كوبه‌یی‌ را برعهده‌ داشته‌ است‌.«درموسیقی‌ الكترونیك‌ مقدار قدرتی‌ كه‌ در صدا وجود دارد خیلی‌ بیشتر است‌. برای‌ همین‌ یك‌جورهایی‌ مثل‌ رنگ‌ گذاری‌ روی‌ فیلم‌ می‌ ماند. شما امروز هیچ‌ فیلمی‌ را نمی‌بینید كه‌ رنگش‌ دست‌ نخورده‌ باشد از طریق‌ كامپیوتر. در موسیقی‌ هم‌ این‌ چیزی‌ است‌ كه‌ دیگر نمی‌ شود انكار كرد و خواهد ماند و دیگر قسمتی‌ از تاریخ‌ موسیقی‌ خواهد بود. این‌هم‌ همین‌ حالت‌ را دارد. وقتی‌ صداها در كامپیوتر اضافه‌ می‌ كنید و تغییرات‌ مختلفی‌ در آن‌ می‌ دهید، اینها همه‌ خاصیت‌ های‌ خودش‌ را دارد كه‌ به‌ موسیقی‌ آكوستیك‌ كمك‌ می‌كند. ما می‌ خواستیم‌ چیزی‌ بسازیم‌ كه‌ هم‌ آكوستیك‌ باشد و هم‌ الكترونیك‌.»البته‌ رسیدن‌ به‌ تعادل‌ و تناسب‌ یكی‌ از مشكلات‌ و دلمشغولی‌ها و در عین‌ حال‌ جذابیت‌های‌ پروژه‌ نیاز بود. به‌ گفته‌ اعظم‌، شاید موسیقی‌ الكترونیك‌ در آن‌ لحظه‌ كه‌ شنونده‌ برای‌ اولین‌ بار قطعات‌ نیاز را می‌شنود، بیش‌ از اندازه‌ به‌ گوش‌ برسد و برجسته‌ باشد، اما با شنیدن‌های‌ مكرر، عنصرهای‌ آكوستیك‌ قطعات‌ هر بار بیشتر به‌ گوش‌ می‌رسند و دقیقا این‌ حس‌ آكوستیك‌ از هر چیزی‌ مهمتر است‌: «كارمن‌ مدام‌ می‌ خواست‌ بیشتر الكترونیك‌ باشد و ما هم‌ مدام‌ می‌ خواستیم‌ بیشتر آكوستیك‌ اش‌ بكنیم‌ و چون‌ او به‌ آن‌طرف‌ می‌كشید و ما به‌ این‌ طرف‌ می‌كشیدیم‌ باعث‌ شد چیزی‌ بین‌ آن‌ دو اتفاق‌ بیفتد ما همین‌ كار را هم‌ می‌ خواستیم‌ بكنیم‌. چون‌ قبل‌ از هر چیز وقتی‌ آدم‌ به‌ این‌ آلبوم‌ گوش‌ می‌ دهد، در بخصوص‌ شنونده‌ های‌ موسیقی‌ آكوستیك‌، اول‌ از همه‌ عناصر الكترونیك‌ قطعات‌ را حس‌ می‌ كنند. چون‌ اینقدر قوی‌ است‌ كه‌ جای‌ همه‌ چیز را می‌گیرد، ولی‌ اگر بیشتر به‌ موسیقی‌ گوش‌ بدهی‌، دوسه‌ بار گوش‌ بدهی‌، صداهای‌ آكوستیك‌ هم‌ بخوبی‌ به‌ گوش‌ می‌رسند. همه‌ این‌ تجربه‌ را تا حالا داشته‌ اند، همه‌ به‌ ما گفته‌ اند كه‌ اول‌ فكر كردیم‌ زیادی‌ الكترونیك‌ است‌، بعد از دو سه‌ بار گوش‌ دادن‌ دیدیم‌ كه‌ واقعا آنجا مثلا سازهای‌ كوبه‌یی‌ زیاد استفاده‌ شده‌. خلاصه‌ اگر چندبار گوش‌ بدهی‌ خیلی‌ چیزها هست‌ كه‌ آكوستیك‌ است‌.»آلبوم‌ نیاز فقط‌ از قطعات‌ باكلام‌ تشكیل‌ نشده‌ و رامین‌ سعی‌ داشته‌ كه‌ با گنجاندن‌ قطعاتی‌ بی‌ كلام‌ به‌ شنونده‌ فرصت‌ تنفس‌ و استراحت‌ بدهد. در قطعه‌ بی‌ كلام‌ «آرزو» به‌ خصوص‌ سوال‌ و جواب‌ سازهای‌ مختلف‌ بسیار شنیدنی‌ و جذاب‌ است‌، اما آیا این‌ رد و بدل‌ شدن‌ بین‌ موسیقی‌ آكوستیك‌ و موسیقی‌ الكترونیك‌ هم‌ ممكن‌ است‌؟ رامین‌ در پاسخ‌ این‌ پرسش‌ می‌گوید:«متاسفانه‌ عناصر الكترونیك‌ جنبه‌ ملودیك‌ ندارند و اتفاقا یكی‌ از حسن‌ های‌ موسیقی‌ شرقی‌ تكاملی‌ است‌ كه‌ در ملودی‌ در آن‌ به‌وجود آمده‌. برای‌ همین‌ برای‌ من‌ قسمت‌ الكترونیك‌ مثل‌ یك‌ زیربنای‌ بسیار قوی‌ است‌، ولی‌ ملودی‌ نیست‌ و تا بخواهی‌ كاربردی‌ ملودی‌ از آن‌ داشته‌ باشی‌، مبتذل‌ می‌ شود. اما برای‌ رنگ‌ آمیزی‌ و ساختن‌ ریتم‌ و پایه‌ بسیار كمك‌ می‌ كند. از این‌ لحاظ‌ مكالمه‌ یی‌ میان‌ این‌ دو موسیقی‌ ایجاد می‌ شود، ولی‌ از لحاظ‌ ملودیك‌، می‌ توان‌ گفت‌ اصلا نمی‌شود.»رامین‌، درباره‌ نقش‌ ذهنیت‌ موزیسینها در چنین‌ همكاری‌ هایی‌ می‌گوید: «بالاخره‌ برخورد یك‌ ذهنیت‌ از یك‌ برداشت‌ از فرهنگ‌ خیلی‌ مهم‌ است‌. مخصوصا استفاده‌ صدای‌ الكترونیك‌ خیلی‌ سریع‌ می‌ تواند یك‌ كار را مبتذل‌ كند، ولی‌ علتی‌ كه‌ به‌ نظر مبتذل‌ می‌ آید به‌ خاطر این‌ است‌ كه‌ آن‌ شناخت‌ و یا كاربردش‌ در آن‌ فرهنگ‌ برای‌ آن‌ شخا آشنا نیست‌. درست‌ به‌ همان‌ صورت‌ كه‌ من‌ اگر این‌ را معكوس‌ بكنم‌: مثل‌ یك‌ گروه‌ «راك‌ اند رول‌» می‌ماند كه‌ در ایران‌ شاید دارد كار می‌ كند و به‌نظر خودش‌ دارد خیلی‌ كار راك‌ قشنگی‌ می‌ كند، ولی‌ اگر آن‌ كار راك‌ یا آن‌ گیتاریست‌ را بگذاریم‌ پیش‌ كسی‌ كه‌ در دنیای‌ غرب‌ یا در امریكا یا در اروپا دارد كار راك‌ می‌ كند، فرضا برمی‌ گردد و می‌ گوید كه‌ آقا اصلا این‌ كار یا طرز برخوردت‌ با این‌ موسیقی‌ كاملا اشتباه‌ است‌. بخاطر اینكه‌ ذهنیت‌ و زمینه‌ اش‌ را نداشته‌، آن‌ موسیقی‌ را زندگی‌ نكرده‌ كه‌ بتواند برداشت‌ شخصی‌ اش‌ را داشته‌ باشد و در كارش‌ انعكاس‌ پیدا كند. برای‌ همین‌ برای‌ یك‌ شخا غربی‌ هم‌، مثل‌ كارمن‌، كه‌ داشت‌ كار می‌ كرد، در واقع‌ یك‌ جورهایی‌ ما نور چشم‌ اش‌ بودیم‌ كه‌ می‌ توانستیم‌ بگوییم‌، از این‌ جهت‌ برو یا از این‌ جهت‌ نرو، مثلا این‌ معنی‌ می‌ دهد در كاربرد این‌ نوع‌ موسیقی‌ یا نمی‌ دهد. برای‌ همین‌ كشمكش‌ زیاد بود.»در اینجا باید نكته‌ دیگری‌ را نیز در نظر داشت‌ و آن‌ اینكه‌ ممكن‌ است‌ در فرهنگهای‌ مختلف‌، كاربرد و برداشتی‌ متفاوت‌ از موسیقی‌ الكترونیك‌ وجود داشته‌ باشد، چون‌ موسیقی‌ هم‌ به‌ نوعی‌، آیینه‌ جامعه‌ است‌: «موسیقی‌ انعكاسی‌ است‌ هم‌ از جامعه‌ و هم‌ از فضا. انعكاسی‌ از جامعه‌ است‌. چون‌ بالاخره‌ یك‌ صداهایی‌ هست‌ كه‌ شما می‌ شنوید، نوع‌ تمپوی‌ سرعت‌ زندگی‌، صداهای‌ ماشین‌ هایی‌ كه‌ می‌ شنوید، همه‌ اینها یك‌جورهایی‌ و یك‌ مقداری‌ ذهنیت‌ آدم‌ را آماده‌ می‌ كند، ولی‌ خود فضایی‌ هم‌ كه‌ شما در آن‌ زندگی‌ می‌ كنید انعكاسی‌ توی‌ موسیقی‌ دارد. توی‌ فضای‌ ایران‌ صداهای‌ الكترونیك‌ فقط‌ و فقط‌ در موسیقی‌ پاپ‌ استفاده‌ شده‌. برای‌ همین‌ در وهله‌ اول‌، خیلی‌ امكان‌ دارد كه‌ آن‌ را مساوی‌ با موسیقی‌ پاپ‌ ببینند. یعنی‌ چیزی‌ كه‌ فقط‌ در آنجا به‌ كار گرفته‌ شده‌، خب‌، مردم‌ هم‌ گوششان‌ اینجوری‌ عادت‌ كرده‌ و كاربردش‌ را محدود می‌ بینند و نوع‌ رنگ‌ آمیزی‌ موجود در اؤر را نمی‌ بینند. این‌ مثل‌ رنگین‌ كمانی‌ می‌ ماند كه‌ اگر شما رنگی‌ از آن‌ را بردارید، خب‌، یك‌ رنگ‌ و یك‌ شكل‌ دیگری‌ دارد.»در این‌ چارچوب‌، اعظم‌ هم‌ به‌ نكته‌یی‌ دیگر اشاره‌ می‌كند كه‌ كمبود آن‌ در ایران‌ محسوس‌ است‌ و آن‌ لزوم‌ همكاری‌ بیشتر بین‌ موزیسین‌های‌ عرصه‌ ها و سبكهای‌ مختلف‌ و مخصوصا همكاری‌ استادان‌ موسیقی‌ سنتی‌ با جوانهایی‌ كه‌ در سبكهای‌ دیگر فعالیت‌ دارند: «خیلی‌ دلم‌ می‌ خواست‌ كه‌ كاری‌ بكنیم‌ كه‌ واقعا برای‌ خودم‌ هم‌ جدید باشد، من‌ در هندوستان‌ بزرگ‌ شده‌ ام‌ و در موسیقی‌ هندی‌ و تا اندازه‌ یی‌ هم‌ عربی‌ این‌ اتفاق‌ افتاده‌. بین‌ موسیقی‌ پاپ‌ و سنتی‌ هزار نوع‌ موسیقی‌ دیگر هست‌. برای‌ نمونه‌ گروهی‌ است‌ متشكل‌ از دو پسر جوان‌ را می‌شناسم‌ كه‌ كارهای‌ الكترونیك‌ ح‌.ب‌ انجام‌ می‌ دهند، یعنی‌ واقعا یكی‌ از بهترین‌ ها هستند كه‌ از هند می‌ آیند. در اجرا و تهیه‌ آلبوم‌ این‌ دو برای‌ نمونه‌ استاد سلطان‌ خان‌ كه‌ واقعا یكی‌ از بهترین‌ سارنگی‌ نوازان‌ هندوستان‌ است‌ و همچنین‌ دختر راوی‌ شانكار همكاری‌ داشتند. دلم‌ می‌ خواست‌ استادهای‌ ما هم‌ این‌ كار را می‌ كردند. بیشتر با جوانها می‌ آمدند و تجربه‌ می‌ كردند.»
پیوند زبان‌های‌ اردو و فارسی‌ در آلبوم‌ «نیاز»
قطعات‌ آلبوم‌ نیاز به‌ زبانهای‌ فارسی‌ و اردو اجرا شده‌ اند كه‌ البته‌ در قطعه‌ غزل‌ كه‌ اولین‌ قطعه‌ آلبوم‌ هم‌ هست‌، نه‌ تنها موسیقی‌ كه‌ اشعار كلاسیك‌ اردو و فارسی‌ هم‌ به‌ هم‌ پیوند داده‌ شده‌ اند. «راستش‌ آهنگ‌ «غزل‌» را بخاطر دوزبانه‌ بودنش‌ در اول‌ آلبوم‌ گذاشتیم‌، چون‌ همیشه‌ آهنگ‌ اول‌ نمایانگر بقیه‌ آلبوم‌ است‌ و او چون‌ دوزبانه‌ است‌، خیلی‌ مناسب‌ بود كه‌ آن‌ را انتخاب‌ كنیم‌. ترتیب‌ بقیه‌ قطعات‌ بیشتر بر حسب‌ تونالیته‌ انتخاب‌ شده‌. نكته‌ دیگری‌ كه‌ در آلبوم‌ نیاز به‌ چشم‌ می‌خورد، استفاده‌ نكردن‌ از سازهای‌ بادی‌ مثل‌ نی‌ است‌ كه‌ نوای‌ آن‌ با حال‌ و هوای‌ موسیقی‌ عرفانی‌ و اشعار كلاسیك‌ همخوانی‌ و هماهنگی‌ دارد. مساله‌ دیگر اینكه‌ بیشتر شعرهای‌ فارسی‌ آلبوم‌ نیاز از مولوی‌ است‌. آیا آشنایی‌ مردم‌ با اشعار كلاسیك‌ می‌تواند برقراری‌ رابطه‌ با موسیقی‌ را آسانتر كند؟ رامین‌ معتقد است‌: «نه‌، من‌ فكر می‌ كنم‌ كه‌ برعكس‌ است‌. لااقل‌ نیت‌ ما برعكس‌ بوده‌. ما نیت‌ مان‌ بر این‌ بود كه‌ این‌ موسیقی‌ پلی‌ بشود برای‌ آن‌ نسلی‌ كه‌ با آن‌ اشعار عرفانی‌ آشنایی‌ ندارد، شاید بخواهد با آنها آشنایی‌ بیشتری‌ پیدا بكند و پیامی‌ كه‌ در اینها نهفته‌ است‌، چه‌ از لحاظ‌ سوالهایی‌ كه‌ پیش‌ می‌ كشند برای‌ زندگی‌ و برخورد و چه‌ راه‌ حلهایی‌ كه‌ عنوان‌ می‌ كنند، برایشان‌ جایگزین‌ آن‌ كمبود عرفانی‌ بشود كه‌ در دنیای‌ امروز وجود دارد.» در هر حال‌ شكی‌ نیست‌ كه‌ موسیقی‌ به‌ آدمها چه‌ به‌ عنوان‌ موزیسین‌ و چه‌ به‌ عنوان‌ شنونده‌، می‌تواند در كشف‌ هویت‌ و ریشه‌ ها كمك‌ كند:
«این‌ را هم‌ از تجربه‌ شخصی‌ می‌ گویم‌ در خارج‌ از ایران‌ نسلی‌ كه‌ الان‌ به‌ كنسرت‌ می‌آید تقریبا دیگر كم‌ و بیش‌ بسختی‌ فارسی‌ صحبت‌ می‌ كنند، ولی‌ در كنسرتی‌ كه‌ چندی‌ پیش‌ در لس‌ آنجلس‌ داشتیم‌، پسری‌ آمد جلو و گفت‌ كه‌ مثلا من‌ با موسیقی‌ آكسیوم‌ و موسیقی‌ شما بزرگ‌ شده‌ ام‌. گفت‌ برای‌ من‌ یك‌ لیست‌ بفرستید از تمام‌ آهنگسازهای‌ ایرانی‌ كه‌ من‌ باید با آنها آشنا بشوم‌. می‌ بینم‌ الان‌ تبدیل‌ شده‌ ام‌ به‌ یك‌ پل‌. برای‌ یك‌ بچه‌ یی‌ كه‌ اینجا بزرگ‌ شده‌، هیچ‌ رابطه‌ یی‌ ندارد و از تمام‌ آهنگسازها و اساتیدی‌ كه‌ در ایران‌ كار كرده‌ اند هیچ‌ شناختی‌ ندارد، علاقه‌مند شده‌ كه‌ آشنا بشود. كار من‌ سنتی‌ نیست‌، ولی‌ به‌ هرحال‌ پلی‌ است‌ كه‌ استفاده‌ می‌ كند تا خود را به‌ فرهنگ‌ خود نزدیك‌ تر كند.»

وبگردی
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی - مدیر مسئول کیهان در حالی مدعی است که سیستم «مکینتاش» بیش از ۴۰ سال است که در کیهان مورد استفاده قرار می‌گیرد که این سیستم اساسا از سال ۱۹۸۴ یعنی ۵ سال پس از انقلاب تولید و نمی‌توانسته است زودتر از این تاریخ در کیهان مورد استفاده قرار گیرد.
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ /  دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ...
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ / دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ... - اخیراً رئیس جمهور حسن روحانی در توضیح علت قاچاق گفته است: علت قاچاق ارزانی است، وقتی جنسی در داخل ارزان است و در خارج گران، خود به خود قاچاق آن به خارج صورت می گیرد. به عنوان مثال چون الان گوشت در عراق گران تر از ایران است، از کشورمان به آنجا قاچاق می شود. درباره قاچاق بنزین نیز همین موضوع مصداق دارد.
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است - مشکل تولید فقط به سطح فناوری مربوط نیست. ما می‌توانیم یک وسیله و کالای باکیفیت بالا را تولید کنیم، ولی با قیمت بسیار گران که خریداری نخواهد داشت. در واقع اگر بتوانیم چنین کالایی را وارد کنیم در مقایسه با تولید آن به شدت به‌صرفه است. ولی در جریان تولید موشک با وضعیت دیگری مواجهیم. اول اینکه موشک را بدون قید و شرط نمی‌فروشند یا برخی کشور‌ها به دلایل امنیتی علاقه ندارند که در تامین نیازشان به این کالا‌ها…
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد - برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری شب گذشته با حضور عادل پیغامی اقتصاددان و سیداحسان خاندوزی عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.
داستان قالیچۀ حضرت سلیمان و سامانۀ نیما
داستان قالیچۀ حضرت سلیمان و سامانۀ نیما - ساز و کاری که بانک مرکزی تحت عنوان نیما برای بازگرداندن ارز حاصل از صادرات اندیشیده اند و با خوارشماری صادر کنندگان با تجربه و خوشنام و بی اعتنائی به نظرات معقول و دلسوزانۀ آنان به راهی خطرآفرین پا گذاشته، بی تردید محکوم به ناکامی است و پیامدهای ناگوار آن، که در درجۀ اول از دست دادن بازارهای صادراتی دیرینه است، به راحتی قابل جبران نخواهد بود.
کپی‌برداری «عین‌به‌عین»
کپی‌برداری «عین‌به‌عین» - انتظار می‌رفت که علیخانی هم در قسمت اول برنامه «عصرجدید» به کپی بودن «عین‌به‌عین» برنامه‌اش و شباهت آن با برنامه مشهور «گات تلنت‌ آمریکایی» اشاره کند و در مقایسه‌ای از ویژگی‌های احتمالاً متفاوت نسخه ایرانی این برنامه بگوید؛ علیخانی اما ترجیح داد در این زمینه حرفی نزند!
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان - مراسم استقبال از رئیس جمهور در سفر به استان هرمزگان.
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی!
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی! - در ویدیویی که در فضای مجازی داغ شده شاهد پخش کیک 40 سالگی جمهوری اسلامی
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو - چند سالی است از جمله روزهای اخیر که با نزدیک شدن به مقاطعی از جمله دهه‌ی فجر، شبکه‌های تلویزیونی فارسی خارج کشور مانند بی‌بی‌سی و من‌وتو مستندهایی از زمان انقلاب پخش می‌کنند که جزو آرشیو صداوسیما بوده است ولی تا امروز مشخص نشده است که چطور و توسط چه کسانی به دست آنها رسیده است؟
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد - دیدار و سلام نظامی فرماندهان نیروی هوایی ارتش به سیداحمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد انتقادهایی را در پی داشته است.