یکشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۷ / Sunday, 17 February, 2019

ناصر فکوهی


متولد ۱۳۳۵ تهران
- تحصیلكرده دانشگاه پاریس در رشته جامعه شناسی و انسان شناسی سیاسی
- اخذ دكترای انسان شناسی از دانشگاه پاریس
- رئیس انجمن انسان شناسی ایران
- برنده جایزه پژوهش بین المللی برگزیده درسال ۱۳۷۷
- مدیر گروه انسان شناسی دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
- برخی از آثار او عبارتند از تألیف كتابهایی چون خشونت سیاسی، اسطوره شناسی سیاسی، تاریخ اندیشه ها و نظریات انسان شناسی و ترجمه افسانه های شرقی اثر مارگارت یورسنار، زندگانی تولستوی اثر رومن رولان، امپراتوری نشانه ها اثر رولان بارت، قوم شناسی سیاسی اثر رولان برتون، محكومان، مبارزه طبقاتی در شوروی اثر شارل بتلهایم، انسان شناسی شهری، ملت و ملت گرایی، دولت ملی و آینده آن و...
ناصر فكوهی را می توان در طبقه بندی زیر مجموعه علوم انسانی، یك انسان شناس مدرن به حساب آورد. انسان شناسی جدید یك حوزه علمی ذیل عنوان كلان آنتروپولوژی است كه علاوه بر تحقیق در موضوعهای كلاسیك مردم شناسی، همچون زندگی عشایر، مطالعات روستایی و فولكلور، شناخت آداب و آیینهای كهن قومها و ملیتها، به حوزه شهری و ملیت انسان در نظام شهرنشینی نیز می پردازد و به نوعی با تلفیق این دو حوزه به یك دیدگاه نو و كاربردی دست یافته است.«انسان شناسی شهری» عنوان یكی از كتب مهم و مرجع ناصر فكوهی نیز هست. مطالعه انسان براساس محور به هم تنیده و پیچیده شهری در این كتاب تعریف كلی این شاخه انسان شناسی شده است. «انسان شناسی شهری، رویكردی جامع و كل گرا نسبت به شهر دارد كه آن را در همه ابعادش و به صورت تفكیك شده و در تركیبی پویا مورد مطالعه قرار می دهد». فكوهی ورودیهای اصلی به موضوع شهر را در هفت محور كلی دراین كتاب تشریح می كند «فضا، زمان، اقتصاد، قدرت، فرهنگ، نشانه، بیان» و به حق كه جامعترین و نخستین مرجع تمام عیار حوزه انسان شناسی شهری را ناصر فكوهی با این كتاب مهم رقم زده است... ناصر فكوهی به سال ۱۳۳۵ در میدان فلسطین (كاخ) خیابان مشتاق دیده به جهان گشود. پدرش تاجر، نیشابوری بود و مادرش تهرانی. زمزمه های طرح اصلاحات ارضی شنیده می شد كه فكوهی وارد دبستان شد. او این دبستان و راهنمایی را در مدرسه «بهشت» واقع در خیابان ابوریحان سپری كرد. پس از آن دوره دیپلم خود را در مدرسه «هدف» در خیابان انقلاب گذراند. خانواده فكوهی هم مثل همه خانواده های یكی دو نسل اخیر، می خواستند كه او در رشته علوم طبیعی تحصیل كند، او هم برای برآوردن خواسته شان راهی انگلستان شد اما این راه رفته چندان به درازا نكشید؛ زیرا او به این نتیجه رسید كه علاقه اش در عرصه علوم اجتماعی است. «شاید به این خاطر كه این علوم آنچنان وسیع و مختلف است كه نمی توان درباره آن به مرزبندی دقیقی دست یافت» پس به فرانسه رفت تا در بسیاری از پایه های علوم انسانی، رشته مورد علاقه اش را دنبال كند. فكوهی لیسانس خود را در سال ۱۳۵۹ و فوق لیسانس را سال ۱۳۶۱ در رشته جامعه شناسی از دانشگاه پاریس اخذ كرد و اما پنج سالی طول كشید تا تصمیم به ادامه تحصیل و انتخاب تز دكترا بگیرد و نهایتاً سال ۱۳۶۶ تصمیم گرفت تحصیلات خود را تا مقطع دكترا ادامه دهد. طبق این هدف او در رشته ای مشابه به دو دوره گذشته یعنی جامعه شناسی و انسان شناسی مشغول به تحصیل شد و توانست دكترای خود را با عنوان رساله «مفهوم سیاست در مزدیسنای ساسانی» در سال ۱۳۷۳ كسب كند؛ رساله ای كه چهار سال بعد از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان برنده جایزه پژوهشهای بین المللی سال شناخته شد. فكوهی بعد از عزیمت به ایران (سال ۱۳۷۳) و قبل از تدریس در دانشگاه به عنوان مدیر آگاه سازی پروژه های فرهنگی در قسمت معاونت امور انرژی وزارت نیرو مشغول به كار شد. همزمان با این شغل به صورت حق التدریسی در دانشگاه هایی همچون آزاد، شهید بهشتی، علامه طباطبایی درسهایی نظیر جامعه شناسی انقلاب، مقدمات جامعه شناسی، جامعه شناسی جهان سوم و جامعه شناسی كار و مشاغل را ارائه داد. از سال ۱۳۷۶ نیز پس از استخدام در دانشگاه تهران به تدریس تمام وقت در دانشكده علوم اجتماعی پرداخته و شاگردان بسیاری در این حوزه تربیت كرده است. البته او به این مرتبه نیز اكتفا نكرد؛ به گونه ای كه اخیراً پركارتر شده است و درس «انسان شناسی فرهنگی» را در مقطع دكترا در دانشگاه امام صادق (ع) تدریس می كند. با این حال ناصر فكوهی فعالیت خود را فقط و فقط به عرصه دانشگاه محدود نكرده است. او همزمان با تدریس، در نشریه های تخصصی و روزنامه ها قلم زد و مقالات بسیاری در زمینه انسان شناسی، هنر و فرهنگ ارائه كرده است. فكوهی در نشریه هایی نظیر فرهنگ توسعه، آفرینش و فرجام، معماری و شهرسازی، صنعت حمل و نقل، گلستانه، لوح و روزنامه هایی چون جامعه، اطلاعات، خرداد، همشهری، نوروز، كتاب ماه، هنر و... مقالات قابل توجهی را نظیر زیباشناسی فاشیسم، انسان شناسی موسیقی، نوروز، جشن ملت سازی، زن ایرانی، هویتی تعریف ناشده، اسطوره شناسی انقلاب، روشنفكران در عصر فروپاشی قطعیتها و... به نگارش درآورده و دیدگاه ها و نظراتش را خارج از حوزه دانشگاه به جریانهای عمومیتر اجتماع نیز تعمیم داده است.او دیدگاههای ویژه ای در حوزه های جامعه شناسی سیاسی و ملت و ملت گرایی دارد. در سرزمینی مثل ایران كه دوره های زمانی - مكانی اقوام از همگرایی تاریخی برخوردار نیست، بحث درباره هویت ملی و ملیت گرایی، از حساسیت ناشی از فهم و درك پیرامون حكایت می كند. خصیصه ای كه در ناصر فكوهی به قوام و مشی پایدار رسیده است. او در گفتگویی كه چندی پیش با یكی از سایتهای خبری انجام داده بود، به فقر استدلالهای علمی در زمینه جامعه شناسی ملیت اشاره زیركانه ای داشت «سؤال من این است كه چه چیزی ثابت می كند كه یك محل و یك زمان خاص را می توان به كل نقاط و زمانهای دیگر در یك محدوده سیاسی یا فرهنگی تعمیم داد. این فقط یك گونه از تعمیم دادنهای كاملاً ضد علمی است و من اصطلاحاً به آن می گویم «جامعه شناسی عامیانه». مثلاً می گویند ایرانیان نخبه كش هستند و معلوم نیست كه این تجربه تاریخی از كجا نتیجه گیری شده است. درست است كه می شود به تعدادی رویداد درباره نخبه كشی در ایران و در زمان و مكان خاصی اشاره كرد اما نمی شود همه اینها را كنار هم گذاشت و نتیجه گرفت كه ایرانیان نخبه كش هستند. سؤال اول این است كه «ایرانیها چه كسانی هستند؟ «ایرانیها» از نظر ما از صد سال پیش در حال به وجود آمدن هستند و هنوز هم به وجود نیامده اند. مفهوم «ایرانی» از نظر ما در فرایند ساختن «ملت» معنی پیدا می كند.»
در كنار همه بحثهای نظری و تدریس ناصر فكوهی عرصه مدیریتهای اجرایی در حوزه انسان شناسی را نیز خالی نگذاشته و اكنون ریاست پژوهشكده مردم شناسی ایران را نیز بر عهده دارد.
ایده تأسیس انجمن انسان شناسی توسط اساتیدی چون ناصر فكوهی، جلال الدین رفیع فر، ژاله آموزگار، جواد صفی نژاد، مرتضی فرهادی، یحیی مدرسی شكل گرفت؛ و در سال۱۳۸۰ پایه های این انجمن ریخته شد و تاكنون فعالیتهایی چون انتشار مجله علمی - پژوهشی «نامه انسان شناسی» به سه زبان فارسی، انگلیسی و فرانسوی و نیز همایشهای مرتبط با انسان شناسی را ترتیب داده و برگزار كرده است. همچنین فكوهی در گروه انسان شناسی دانشكده علوم اجتماعی با دیگر همكارانش ۳۰ درس در مقطع كارشناسی را بازنگری كرده و در حال حاضر این گروه با همكاری وی مشغول بازنگری، حذف و اضافه درسهایی برای مقطع كارشناسی ارشد است. همچنین گروه انسان شناسی این دانشكده، با توجه به سپری شدن ۱۵دوره كارشناسی ارشد، در فكر تدوین دوره دكترا، برای رشته انسان شناسی است. فكوهی معتقد است با یك نگاه كلی شاید نتوان مرزی دقیق بین علم جامعه شناسی و انسان شناسی قائل شد. هر چند رشته انسان شناسی فرهنگی و جامعه شناسی فرهنگی ارتباط خیلی نزدیك به یكدیگر دارند ولی دو رشته در چگونگی استفاده از روشها فرقی اساسی با هم دارند. جامعه شناسان از روشهای كمی و پیمایشی برای گروههای بزرگ و جوامع بزرگ استفاده می كنند؛ در حالی كه انسان شناسان در جوامع كوچك و بر مبنای روشهای كیفی و ژرف عمل می كنند. به نظر فكوهی تفكر انسان شناسی در قرون وسطی یعنی از زمان دانشمندانی نظیر ابن خلدون، مسعودی، ابن فضلان، مقدسی و... شكل گرفت. همچنین در قرن اخیر متفكرانی همچون صادق هدایت، محمدعلی جمال زاده، جلال آل احمد و... این تفكر را به شكلی نو و تازه درآوردند. با این حال این رشته در كشور آمریكا به پیشرفتی گسترده وعمیق دست یافته است. این كشور در حال حاضر حدود ۱۱ هزار عضو و ۳۰۰ گروه آموزشی دارد. رده های بعدی این رشته به كشورهای فرانسه، انگلستان، هند، چین، سنگال و... اختصاص دارد. پیچیده ترین و عمیقترین مقوله در حوزه اجتماع، فرهنگ و رفتارهای فرهنگی است. اما این مقوله با وجود تفكر اجتماعی به راه حلهای اساسی منجر می شود. ناصر فكوهی جزو آن دسته از متفكرانی است كه اصول تعیین كننده جوامع انسانی را جنبه های فرهنگی و اجتماعی می داند نه اصول تكنولوژیكی و كاربردی؛ زیرا تكنولوژیها می تواند تبلوری از مناسبتهای پیچیده فرهنگی باشد. او تفكر اجتماعی را در جوامع در حال توسعه مهجور و سطحی می داند. این كشورها تصور می كنند، تغییر و نوآوری با اصول تكنولوژیكی دست یافتنی است؛ در صورتی كه نوآوری تكنولوژیكی بدون تحولات فرهنگی و تغییرات اجتماعی نه تنها به بهبودی اوضاع منجر نمی شود بلكه مشكلات دوچندانی را نیز در عرصه های مختلف اجتماعی سبب می شود. به نظر فكوهی علم انسان شناسی، انسان را در همه ابعاد و به خصوص بعد فرهنگی بررسی می كند؛ به طبع تأكید بر بعد فرهنگی باعث می شود كه تنوع و پیچیدگیهای فرهنگی شناسایی شود و به دنبال آن شكوفایی و خلق راه حلهای ساده و سرنوشت ساز برای مشكلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و حتی تكنولوژیكی به وجود آید. كتاب «علوم انسانی، گستره شناخت» كه حاصل ترجمه دسته جمعی ناصر فكوهی به همراه اساتیدی دیگر چون مرتضی كتبی و جلال الدین رفیع فر است، امسال برنده كتاب سال دانشگاه تهران شد. این روزها فكوهی در آستانه ۵۰ سالگی پرثمر خود، همچنان پركار و سرحال است. او كتابهایی چون «در هنر ارتوهای نظم جهانی»، «گفتارهایی در مسائل توسعه فرهنگی و اقتصادی»، «نشانه شناسی سیاسی مزدیسنای ساسانی» و ترجمه آثاری نظیر «امپراتوری نشانه ها» اثر رولان بارت، «درآمدی بر انسان شناسی تصویری و فیلم اتنوگرافیك» را در دست انتشار دارد.


مطالب مرتبط

تاملی روش شناختی برشکل گیری علوم اسلامی

تاملی روش شناختی برشکل گیری علوم اسلامی
‌علم فیزیک ، علم اقتصاد و... آن گونه که جوامع غربی تولید کرده است،‌محصول زندگی اجتماعی آنان است. متقابلا گونه خاص زندگی اجتماعی آنها ، دانش وبانکداری اسلامی ومدیریت اسلامی را اقتضا نکرده و در نتیجه چنین علومی تولید نکرده‌اند . خلاصه اینکه اگر در اجتماع آنها علومی به گونه خاصی برتافته وبه وجود آمده است ، دلیلی ندارد که زندگی اجتماعی ماهم دقیقا آن موارد را اقتضا کند
● مقدمه
یکی از مباحث جذاب و داغ در دهه اخیر درحوزه علوم( چه تجربی وچه انسانی) مسئله دینی کردن علوم است . به این معنا که آیا می‌توان سخن از دانشگاه اسلامی، اقتصاداسلامی ، بانکداری اسلامی،‌حقوق بشراسلامی ، حقوق بشر بین‌المللی اسلامی ، شهرسازی ومدیریت اسلامی و جدیدا دموکراسی و جامعه مدنی اسلامی زد یا خیر؟ عده‌ای این مفاهیم فوق رامفاهیمی جعلی و غیرقابل دفاع می‌دانند به همان دلیل که فیزیک شیمی وریاضی دینی و غیردینی وجود ندارد، حقوق بشر مردمسالاری وجامعه مدنی دینی وغیردینی هم وجود ندارد. به نظر می‌رسد مبانی و دلایلی از قبیل جامعیت دین ، عینیت دین وسیاست و “ عدم خلو هیچ واقعه‌ای از یک حکم دینی “ ودلایل دیگری ازقبیل پیچیدگی زوایای وجودی انسان واقتضای حکمت خداوندی برای هدایت انسان هرکدام می‌تواندمبنای یک نقد بردیدگاه‌هایی ازقبیل آنچه که در سطور بالا، آن مفاهیم را جعلی وغیرقابل دفاع می‌دانست، باشد. ما در این نوشتار ، تنها از یک منظر ( منظر “ روش شناختی”) با بررسی تشابه وتمایز ، چگونگی،‌ماهیت و روش شناخت درعلوم طبیعی مثل فیزیک وعلوم انسانی مثل اقتصاد پرداخته‌ایم . درنتیجه اگر فرض شود که فیزیک اسلامی نداریم - که خواهیم دید این گونه نیست. به دلایل تفاوت روشن شناختی تولید علم درعلوم طبیعی و انسانی، نه تنها نمی‌توان به نفی نظریاتی چون” اقتصاداسلامی « رسید که تازه» پایه‌های محکم روش شناختی برای تولیددانش‌هایی نظیر اقتصاد اسلامی ومدیریت اسلامی پی‌ریزی می‌شود . ضمن آنکه نگارنده هیچ‌گاه برآن نیست که دانش‌هایی نوپا وجوانی چون اقتصاد اسلامی ، نباید نقد شوند. “ نقد” چون دیگر عرصه‌های علمی ،‌ باعث تقویت وبالندگی ورشد دانش‌ها خواهدشد.
● جامعه متفاوت وعلم متفاوت:
جامعه شناسی معرفت ، تلاش می‌کند تا نشان دهد: ” موضوعات شناسایی )obgects( مطابق با تفاوت‌های موجود دراوضاع اجتماعی ، خود را به عامل شناسایی )subject( عرضه می‌کنند . پیداست که هیچ ملازمه منطقی بین نسبیت معرفت و نسبیت حقیقت وجود ندارد بلکه ازآن جهت که عامل شناسایی ، خود فرزند ارزش‌ها وبه طورعام فرهنگ و شرایط اجتماعی خویش است خواه ناخواه همه موضوعات قابل شناسایی درمحدوده و ظرف اوضاع اجتماعی خاصی که عامل شناسایی درآن به سر می برد، در حوزه درک وادراک او جای می‌گیرد. دراین دیدگاه، اقیانوس حقیقت آن چنان عمیق، وسیع و پرابهت است که هرکسی یا کسانی به انگیزه ومقصدی که برای زندگی خود و جامعه خود تعریف می‌کند، بخشی از آن را به تصرف درآورد . در نتیجه ، پژوهشگرانی که در جوامع متفاوت زندگی می‌کنند ،‌آنگاه که به ساحل اقیانوس معرفت درمی‌آیند ‌با توجه به ظرف وظرفیت ذهنی که ارزش‌های اجتماعی در اختیار آنان گذاشته ،”آب معرفت “‌برمی گیرند. ممکن است بخشی از معرفت ،‌هیچ‌گاه به تصرف مردمان جامعه در نیاید؛‌زیرا اساسا ظرفی برای رصد، صید و ذخیره آن نساخته‌اند. بااینکه علوم، کما وکیفا در جوامع مختلف با یکدیگر متفاوتند، این تفاوت لزوما برای این نیست که یک موضوع شناسایی - آن واقعا و دقیقا یک موضوع - راآن گاه که کاملا شناخته‌ایم می تواندغیر ازواحد باشد؛ بلکه هرجامعه به دلایل ساخت اجتماعی وفرهنگی خویش اساسا به شناخت موضوعاتی متفاوت از جامعه دیگر می پردازد .بسیاری از موضوعاتی که شناسایی آن برای زندگی دریک جامعه دینی ضرورت دارد( واتفاقا آن موضوعات نیز به شناسنده‌‌ها چشمک می‌زنند ) در جامعه‌ای که زندگی غیردینی- وبه طور خاص غیراسلامی - را برگزیده است ،‌ در محدوده‌ موضوعات مورد شناسایی قرار ندارد.( گویا اساسا این موضوعات به آنها علامت نمی‌دهند)! امروزه مجموعه‌ای از معارف به نام اقتصاد اسلامی یا مدیریت اسلامی و ... درجوامع اسلامی به وجود آمده است. این مجموعه گزارش اسلامی از موضوعات مختلف اقتصادی وغیر آن در جوامع مزبور محسوب می‌شود ومتاثر ومنبعث از ارزش‌ها و ساخت چنین جوامعی است .
اگر معارف سازگار با متون ونصوص اسلامی ،‌ به تصرف پژوهشگران جوامع اسلامی درآمده است، ولی پژوهشگران جوامع دیگر- چونان غرب- ازآن بی‌بهره مانده‌اند ، دلیل روشنی دارد: آنها هیچ گاه نخواسته‌اند این موضوعات را بشناسند واگر هم خواسته‌اند، آنها را آن گونه واز زاویه‌ای که ساخت ونوع زندگی اجتماعی آنها و شخصیت فردی و فکری‌شان اقتضا کرده است، شناخته‌اند.
بنابراین، حقایقی از این دست هیچ‌گاه درجوامع مزبور و به محققین آن ، علامت )signal( نمی دهند، درحالی که پژوهشگران اسلامی درمعرض چشمک‌زنی آن قرار دارند. بنابراین اگر حق داریم که هریک ، زندگی فردی و اجتماعی متفاوت از دیگری داشته باشیم ، باید حق داشته باشیم : معرفت ودانش متفاوتی داشته باشیم .
البته به نظر می‌آید که مغرب زمینیان نیز خود به این حقیقت متفطن شده باشند؛ زیرا در زمان حاضر ، برای جهانی‌سازی )globali zation ( غرب وزندگی غربی، به غربی‌سازی واحد همه جوامع بشری می‌اندیشند. درآن صورت تنها آن موضوعاتی برای پژوهشگران در سراسر جهان چشمک می زنند که درسیطره ساخت اجتماعی وفرهنگی ‌غربی باشد. دراین حال ، تفاوت اجتماعی معرفت در حوزه علوم اجتماعی به صورت مضاعف تقویت می‌شود زیرا هم عامل شناسایی یافاعل‌شناسا ( انسان) وهم موضوع شناسایی ( انسان ورفتار انسان) تحت احکام واحدی ، زیر سیطره ساخت زندگی اجتماعی نشوو نمو می‌کنند . این دومی اهمیت و جدیت تفاوت معرفت‌ها درجوامع مختلف را مضاعف می‌کند؛‌زیرا آن علومی که در غرب به وجود آمده ماحصلی شناسایی وتئوریزه کردن نظام‌های حاکم بررفتار انسانی است وبه کلی با انسان و رفتارهایش در جوامع دیگر - بویژه اسلامی - متفاوت است. اگر “ موضوعات شناسایی ، مطابق با تفاوت‌های موجود در اوضاع اجتماعی ، خودرا به عامل شناسایی عرضه می‌کنند” علی‌الاصول در مورد علوم طبیعی وانسانی به صورت واحدی صدق می‌کند، زیرا همه موضوعات قابل شناسایی - که واقعا بی نهایت به نظر می‌رسند -! به طور مساوی برای همه جوامع اهمیت ندارند واین تفاوت اهمیت را نیز تفاوت‌های موجود در اوضاع اجتماعی به وجود آورده‌اند . علم یکی از مصنوعات بشری است که اجتماعا ساخته می‌شود . علم ، پذیرش منفعلانه واقعیت نیست بلکه وسیله‌ای برای بازسازی خلاق آن است . صد البته این بدان معنا نیست که بر آن باشیم که اشیای عینی وجود ندارد؛ یا اتکاء برمشاهده بی‌فایده وبی‌ثمراست.بلکه می‌خواهیم بگوییم: پاسخ‌های مابه سوالاتی که راجع به موضوع مطرح می‌کنیم .درموارد مختلفی ماهیتا تنها در چارچوب حدود منظر ودیدگاه مشاهده‌گر ممکن است. ضرورتی ندارد برآن باشیم که تحولات وتفاوت‌های اجتماعی ، محتوای تحولات علمی بویژه درحوزه علوم طبیعی راتعیین کند؛ اما تحولات اجتماعی ، چشمان دانشمندان را ، هم برروی واقعیات طبیعی موجود اما کشف نشده باز می‌کند وهم برروی واقعیاتی دیگر .
ضمن اینکه کلیت یک علم می‌تواند محصول شرایط، ساخت وتغییرات اجتماعی باشد؛ اما محتوای هر گزاره می‌تواند بیان کننده واقعیت‌ها باشد که تحت تاثیر عوامل اجتماعی قرار نمی‌گیرد . در نتیجه می‌توان شاهد دو علم فیزیک متفاوت بر ساخته شرایط اجتماعی متفاوت بود که البته گزاره‌های هر دو نیز مطابق واقع باشند. زیرا هریک ، بخشی ازواقعیت را به دام خود انداخته است. جالب آنکه تغییرات “ منزلت اجتماعی” عالمان یک علم نیز در شکل‌گیری کمیت وکیفیت وجودی آن تاثیر بسزایی دارد. فرض کنید بنا به دلایلی” انرژی هسته‌ای “در یک کشور دستخوش ترقی گردد. طبیعی است که یکباره دانشمندان فیزیک هسته‌ای از ارج وقرب بالاتری برخوردار خواهند شد ؛ نهایتا دانش و دانشمندان ومراکز آموزش و پژوهشی فیزیک هسته‌ای ، به خاطر این اقبال اجتماعی، کما و کیفا رشد وگسترش خواهد یافت وبه منزلت یک علم وعالم جدید ومتمایز از شرایط اجتماعی پیشین نایل خواهند شد.
این مثال فرضی دقیقا درشوروی سابق لباس واقعیت به تن کرد . تغییرات درارزش‌ها، فرهنگ جامعه، منزلت‌ها ونقش‌های اجتماعی، انقلاب‌ها وتغییرات بنیادین ساختار اجتماعی و ... گاه می تواند ریشه یک علم از بیخ و بن برکند ؛ همچنان که می تواندعلوم جدیدی را متولد نماید.
علم فیزیک ، علم اقتصاد و... آن گونه که جوامع غربی تولید کرده است،‌محصول زندگی اجتماعی آنان است. متقابلا گونه خاص زندگی اجتماعی آنها ، دانش وبانکداری اسلامی ومدیریت اسلامی را اقتضا نکرده و در نتیجه هیچ گونه تولید نکرده‌اند .
خلاصه اینکه اگر در اجتماع آنها علومی به گونه خاصی برتافته وبه وجود آمده است ، دلیلی ندارد که زندگی اجتماعی ماهم دقیقا آن موارد را اقتضا کند ؛ همچنان که اگر علومی را برنتافته وبه وجود نیاورده‌اند ودر تاریخ و جغرافیای غربی سابقه‌ای برای برخی علوم یافت نمی‌شود نباید نتیجه گرفت که تلاش برای احداث چنین علومی بی نتیجه وابتر است.البته نگارنده بنا ندارد دیدگاهی را که “ مایکل مولی “ آن را دیدگاه “ معیار “ در باب معرفت علمی نام نهاده است نادیده بگیرد .
این دیدگاه برآن است که جهان طبیعی باید واقعی وعینی تلقی گردد و ویژگی‌های آن نمی‌تواند تحت تاثیر ترجیحات ومقاصد مشاهده کننده‌اش تعیین گردد. علم آن کسب وکار فکری است که هم وغم آن فراهم آوردن توضیحی دقیق از موضوعات،‌ فرآیندها وروابطی است که درجهان پدیده‌های طبیعی یافت می‌شود . معرفت تجربی به میزانی که معتبر است،سرشت حقیقی این جهان را درقضایای منتظم خود جای می‌دهد و آشکارمی‌کند. خلق معرفت علمی با شواهد حسی بی‌پیرایه وصریح وبا مشاهده صادقانه وبدون پیشداوری آغاز می‌گردد و براین پایه ، بنای بزرگ قانون طبیعی را استوار می‌کند.
معیارهای این علم ،‌مستقل از عوامل ذهنی ،پیشداوری شخصی ، درگیری عاطفی و نفع شخصی است و درغیر این صورت درک دانشمندان از جهان خارجی را دچار تحریف می‌کند . باید دانست که اجتماع ، تحولات اجتماعی وانسان اجتماعی، محصول وبرساخته اجتماع است و اجتماع متفاوت، پدیده‌ها ،روابط ونظم‌های متفاوت دارد .
اگر حق داشته ‌ باشیم : علوم انسانی متفاوت رادر جوامع متفاوت به رسمیت بشناسیم ، “ علم اجتماعی “ به عنون گزارشگر نظم‌های مختلف در زندگی اجتماعی ودر جوامع متفاوت، متفاوت خواهدبود. البته قوانین طبیعت، پدیده‌ها وروابط جهان مادی به عنوان موضوع علوم طبیعی درهر جامعه‌ای لایتغیر وبا ثبات است.
اما تاملات فیلسوفان علم نشان داد که دوفرض بنیادین این دیدگاه- که ادعاهای مبتنی برواقعیت علم ، مستقل از نظریه‌اند وهم در معنا ثابت ویکسانند - مردودند. ادعاهای اول با مشکل اساسی دوری رابطه نظریه ( فرضیه) و مشاهده روبه رو است. اینکه عالم علوم طبیعی به مشاهده واقعیت‌های عینی به صورت خالص می‌پردازد، ممکن نیست. اگر وی در صدد اثبات صحت یک مدعا و نظریه ونظم از پیش فرض شده نباشد، چگونه و چرا واقعیات معینی را ازمیان واقعیات بی‌شمار دیگر برمی‌گزیند؟ آیاهمه چیز رادرهمه جا مشاهده می‌کند ؟ آیا چنین ادعایی اساسا ممکن ومعقول است؟ در حقیقت کاری که عالم علوم طبیعی انجام می‌دهد ، شناسایی فهرستی از واقعیت‌ها است که بتواند نظریه ، فرضیه وادعایش را اثبات کند وحال که چنین است ، به صورت طبیعی به سراغ واقعیت‌ها می‌رود که نظریه‌اش را اثبات کند ومهمتر از آن او از مشاهده ، چه معرفتی کسب می‌کند که قبلا نداشته است .
حال مسئله اصلی، اساسی ومهم این است که این نظریه ، برساخته ذهن پژوهشگر است ؛ ذهنی که پراز ارزش‌ها ، دانش‌ها وفرهنگ زندگی وساختار خاص اجتماعی است . چرا این نظریه یا فرضیه و این مجموعه از واقعیت‌ها از میان مقدار بی‌شمار فرضیه ونظریه در حوزه‌‌های دیگری از واقعیت‌ها، توجه این پژوهشگر رابه خود جلب کرده است؟ بی تردید اوباعینکی به تماشای واقعیت‌ها نشسته که قبلا ویژگی‌های جامعه‌ای که درآن زندگی می‌کند ، برایش ساخته است. حال دو فیزیکدان یا اقتصاددانی رافرض کنید که در دوجامعه متفاوت ، به ابداع نظریه می پردازند . بدیهی است هریک ، منبعث ومتاثر ازجامعه و فرهنگ خاص جامعه خود، به انتخاب منظرو نظریه‌ای از میان مناظر ونظریات بی‌شمار دست می زنند و مجموعه‌ای ازمعارف فیزیکی و اقتصادی را به وجودمی آورند که با معارف فیزیکی واقتصادی محصول اندیشه پژوهشگر دیگرکه در جامعه دیگر زندگی می‌کند ، متفاوت است . بنابراین به همین دلیل وبه همان وضوح که دو جامعه متفاوت غربی واسلامی داریم ،با دوعلم متفاوت غربی واسلامی روبه رو خواهیم شد . اما فرض دوم ادعاهای مبتنی علم هم نیز به همین سرنوشت مبتلا است.
فرض دوم این بود که “ واقعیات قابل مشاهده” درعلوم طبیعی درهمه جا یکسان وثابت است ودر نتیجه علوم طبیعی در همه جوامع، علم واحد خواهدبود . اما آیا واقعا واقعیت‌های مشاهده پذیر درعلوم طبیعی ثابت‌اند؟ فرض کنیم یک ایرانی ویک غربی به رودخانه‌ای که درحال جریان است می نگرند . آیا واقعا این دو، رودخانه را به یک شکل وصورت می بینند.
بدیهی است که تفاوت دین وجود دارد. بدین ترتیب نه تنها معنای واقعی علم وابسته به نظریه واز نظرمعنا قابل تجدید نظر است که به لحاظ اجتماعی می ‌تواند متغییر باشد. علاوه براین اجتماعی شدن فرآیند تولید نظریات و چگونگی مشاهده واقعیات برای اثبات صحت وسقم نظریات درمراحل تولید نظریه متوقف نمی‌شود وروشن‌تر ازآن با زبان ونمادهای زبانی به مرحله بیان پیشروی می‌کند .

وبگردی
زیر و روی "اصلاح ساختاری"
زیر و روی "اصلاح ساختاری" - احتمال بعدی این است که شاید هدف این است که نظام ریاست جمهوری کنار برود و مجددا جایگاه نخست وزیری احیا شود. در این حالت نخست وزیر هم به طبع توسط مجلس انتخاب می‌شود و شک نکنید حتی اگر الان با توجه به ترکیب مجلس دهم قرار بود نخست وزیر انتخاب شود، فردی مانند سعید جلیلی انتخاب می‌شد.
بازهم کپی بدون اجازه از یک برنامه آمریکایی / آیا مورد تمسخر دنیا قرار نمیگیریم !
بازهم کپی بدون اجازه از یک برنامه آمریکایی / آیا مورد تمسخر دنیا قرار نمیگیریم ! - همزمان با رونمایی از پوستر و تیزر جدیدترین برنامه احسان علیخانی، روز و ساعت پخش اولین قسمت از «عصرجدید» اعلام شد.
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو - چند سالی است از جمله روزهای اخیر که با نزدیک شدن به مقاطعی از جمله دهه‌ی فجر، شبکه‌های تلویزیونی فارسی خارج کشور مانند بی‌بی‌سی و من‌وتو مستندهایی از زمان انقلاب پخش می‌کنند که جزو آرشیو صداوسیما بوده است ولی تا امروز مشخص نشده است که چطور و توسط چه کسانی به دست آنها رسیده است؟
اختتامیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر
اختتامیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر - مراسم اختتامیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر شامگاه دوشنبه در برج میلاد برگزار شد.
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد - دیدار و سلام نظامی فرماندهان نیروی هوایی ارتش به سیداحمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد انتقادهایی را در پی داشته است.
ویدئو / روش خرید قانونی کوه در لواسان !
ویدئو / روش خرید قانونی کوه در لواسان ! - ارتفاعات تهران از جمله لواسانات یکی از این مناطق است که به گفته امام جمعه این شهر به شکل جدی و گسترده‌ای با این مشکل دست به گریبان است و ظاهراً کمیسیون ماده ۱۰۰ قانون شهرداری محلی برای دور زدن قانون از سوی برخی افراد شده است.
ازدواج الهام حمیدی + تصاویر
ازدواج الهام حمیدی + تصاویر - الهام حمیدی بازیگر پرکار این روز‌های سینما و تلویزیون با انتشار عکسی در صفحه اینستاگرامش خبر ازدواجش را به صورت رسمی اعلام کرد اما هویت همسرش را فاش نکرد.
توهین بعیدی‌نژاد به شعور ملت ایران
توهین بعیدی‌نژاد به شعور ملت ایران - حمید بعیدی‌نژاد سفیر ایران در انگلیس توییتی را منتشر ساخت که با واکنش‌های بسیاری روبه‌رو شد. وی مدعی شده که در فهرست کشورهایی که در حفظ ارزش پول ملی در برابر دلار با بیشترین مشکلات مواجه شدند ایران با وجود فشارها و تحریم اقتصادی، عملکرد بهتری از کشورهایی چون ترکیه، برزیل، روسیه، آفریقای جنوبی و سوئد داشته است.
عکس/ کشف حجاب در تهران!
عکس/ کشف حجاب در تهران! - حجت الاسلام حمید رسایی عکسی در کنار یک زن بی حجاب از حضور در برنامه‌ای با عنوان «اعلام همبستگی با ملت ونزوئلا» در تهران منتشر کرده است.
ببینید یک مجری چقدر میتواند مزخرف بگوید !
ببینید یک مجری چقدر میتواند مزخرف بگوید ! - ژاپنی صحبت کردن جواد خیابانی