پنج شنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۷ / Thursday, 18 October, 2018

علینقی وزیری دلیر دنیای نو


علینقی وزیری دلیر دنیای نو
علینقی وزیری ، گشاینده درهای تجدد بر موسیقی ما و به تعبیر آلدوس ها كسلی در عنوان رمانش : ‹‹ دلیر دنیای نو ››‌(‌newbraveworld )هم زمان حیاتش و هم حالا كه ۲۴ سال از خاموشی ظاهرش می گذرد ، از همین بزرگان سرنوشت سار است زمان ثابت كرده است كه تنها در باره افراد ابتر و بی خاصیت است كه حرف و حدیثی وجود ندارد . سرنوشت سازان ، همیشه در مركز التهابات بوده اند حتی وقتی كه حیات جسمانی ندارند .
این چیره دست ترین نوازنده نو آور عصر تجدد- از مشروطیت تا زمان رضا خان – نه صرفا فرزند زمان خویشتن ، بلكه مردی متعلق به آینده بود . به روشنی پیداست كه هنوز هم موسیقی ایران زیر نفوذ و تأثیر او نفس می كشد . و گر چه فرم های پیشنهادی او را كمتر به كار می برند ، و اگر چه بسیاری از نو آوری های عملا به همان زمان محدود شده اند و جزو میراث كلاسیك ایران عصر تجدد هستند . تصور شكوفایی استعداد هایی چون صبا و خالقی ، بدون و جود قدر تمند وزیری ، كیمیای تجدد را دریافتند و نوع تازه ای از بودن و شنیدن و ساختن را ، و این كه نیاز نیست همیشه طابق النعل به با لنعل استاد ، طی طریق كرد ( قانون تغییر ناپذیری كه در فضای هنر سنتی همیشه جاری است ) ، با فداكاری های وزیری بود كه تصویر ‹‹ انسان ››‌به معنای اومانیستی آن در موسیقی ایرانی كم كم ظاهر شد و خود رانشان داد ، و اصلا به بركت دهه های متوالی كار و تلاش و جا نفشانی و زیری بود كه بسیاری از آمال فرهنگی جامه عمل پوشید : اینجاست كه شخصیت علینقی خان وزیری از یك موسیقدان بر جسته فرسنگ ها فراتر می رود و مقامی در حد یك مصلح اجتماعی و یك ترقی خواه دلسوز را به او می بخشد ، مقامی كه به یمن ایمان نستوه او پدید آمده است و هنوز كسی را شایسته جانشینی او نشناخته اند .وزیری مارا ‹‹ نوع دگر شنیدن ››‌آ موخت و این كاری بو د كارستان از مردی مردستان ، دریغ كه خود اوهم در اجرای كامل نیاتش اقبالی نداشت و آثار وا قعی او كه دارای بار توصیفی – روایی و روح عاطفی نیرومند ی هستند ، بسیار كم شناخته و شنیده و درك شده اند . دردی كه وزیری را تا آخرین روزهای عمر آزار می داد ، او سودای نام و نان نداشت و غم های او از حدود فردی ، بسیار فراتر بود . او اندوهگسار اجتماعی بود ‹‌‹ جا هل و بی فرهنگ ››‌ كه زبان او را كمتر می فهمید و بسیار كمتر از آن ، همدلی و همراهی داشت .
تقدیر وزیری ، تقدیر موسیقی ما بود . اما حركت نیرومند وزیری ، چند قدمی مانده به اوج و شكو فایی ، متلاشی شد و استاد دیگر آن انگیزه ی سابق را باز نیافت . علل ناكامی او علی رغم گفته های بد خواهان او ، نه ریشه در ضعف تئو ریك داشت و نه از بیگانگی باروح ایرانیت بود . ناكامی وزیری از تقدیر تاریخی تلخ وبی رحمی بود كه نهال تجدد را نشكفته گردن زد و ماجز در ادبیات ، در سایر هنرها نتوانستیم به آرمان و مطلوب خود برسیم و تصویر ‹‹‌ انسان ››‌ در موسیقی ما هنوز گنگ ، و ناشناخته ، مغشوش و مخدوش است . غرور توانگرا نه ای كه در موسیقی نیرومند و دلنشین او موج می رند ، درسی است كه نا خود آگاه تاریخی ما باید از آن بیاموزد و هیچگاه از یاد نبرد .
سالشمار زندگی علینقی وزیری
۱۲۶۶ /۱۸۸۷ : تولد در تهران . پدر موسی خان میر پنچ ، مادر بی بی خانم استر آبادی ( مؤلف كتاب ‹‹‌ معایب الرجال ›› .
۱۲۸۰/۱۹۰۱ : سفر به استر آباد ( گرگان ) همراه پدر : پیوستن به فوج قزاق به سمت شیپور چی .
۱۲۸۱/۱۹۰۲: اولین تمرین های موسیقی ، مشق نوازندگی تار نزد دایی خود حسینعلی خان .
۱۲۸۵-۱۲۸۲ ۱۹۰۳/۱۹۰۶
پایان مأموریت شیراز و اولین ازدواج با ‹‹‌ اختر اعظم خانم ››. دختر ی از دربار قاجار . ادامه تمرین تار و ویولون و فراگیری اصول مقدماتی نت خوانی نزد یاور آقاجان / آشنایی بامیر محمد حجازی ( مطیع الدوله )‌و تحصیل نزد كشیش فرانسوی ، پدر ژافر وا ‹geffroiepere ›› در زمینه های مختلف اصول مقدماتی موسیقی اروپایی / آشنایی با اساتید وقت : میرزا حسینقلی و آقا میرزا عبدالله / عضو یت در انجمن ‹‹ اخوت ›› ( به سرپرستی علی خان ظهیر الدوله ) و آشنایی با درویش خان .
۱۲۸۶/۱۹۰۷- ورود به اصفهان و پس از آن ، مراجعت به تهران . ( دیدار باسید حسین طاهر زاده در اوان مراجعت ) .
۱۲۸۷/۱۹۰۸- ورود علینقی خان به انجمنهای سری مشروطه طلب و مبارزه مخفی بر ضد دستگاه استبداد / عزیمت به كرج در معیت فوج پدرش .
۱۲۸۸/۱۹۰۹ درگیری با صاحب منصب روسی در قزاق خانه و صدور حكم دستگیری او – فرار به تهران و پیوستن به مجاهدین / مبارزه مأمورین حكومت و درگیری بر فراز بام خانه و باغ ظل السلطان / تولد اولین فرزندش ‹‹‌ بدر آفاق ›› در تهران / اعطای در جه سرهنگی ( كلنلی )‌ به علینقی خان و اعزام به استر آباد ( گرگان ) برای سركوبی تركمن ها / انتصاب او به ریاست قوای امنیه مازندارن و تنكابن و استر آباد .
۱۲۸۹/۱۹۱۰- لغو تمام درجات نظامی آن زمان توسط احمد قوام ( قوام السلطنه ) وزیر جنگ و انتصاب علینقی خان به درجه سروانی ( سلطانی ) به معاونت یك فوج سوار در تهران .
۱۹۱-۱۲۹۲/۱۹۱۲-۱۹۱۳ –تشكیل كمیته نظامی حزب دموكرات درقشون و ریاست علینقی خان / مأموریت وی برای همدان / تولد پسرش ‹‹‌ سیاوش ›› و مرگ زودرس او در تهران .
۱۲۹۷-۱۲۹۳/۱۹۱۴-۱۹۱۸ – در كنار گیری موقتی علینقی خان از خدمت نظام / انزوای سه ساله و تمرین مداوم تار در منزل / آشنایی بامحمد ابراهیم خان امیر شوكت الملك علم ، توسط سلیمان خان میكده / سفر دوماهه به روسیه ، همراه امیر شوكت الملك از تهران تاسن پطرزبورگ و مراجعت از طریق عشق آباد به خراسان وانتصاب به فرماندهی رژیمان سوار قاینات ، با درجه سرهنگی و تربیت سواره نظام در بیرجند / مداخله قوای انگلیس در امور نظامی قشون بیرجند و درگیری با كلنل علینقی خان ، مهاجرت به تهران و انصراف دائم از خدمات نظامی .
۱۳۰۲ ـ ۱۲۹۷ / ۱۹۱۸_۱۹۲۳ : آشنایی با مصطفی قلی خان بیات ( صمصام الملك ) و مسافرت به اروپا / متاركه با همسر /تحصیل موسیقی (و تآتر،زبیاشناسی و… ): سه سال در فرانسه (۱۳۰۰ ـ۱۲۹۷ ـ ۱۹۱۸_۱۹۲۱ ) و دو سال در ‹‹ هوخشوله›› (مدرسه موسیقی )آلمان.
(۱۳۰۲ ـ۱۳۰۰ /۱۹۲۳ _۱۹۲۱ ): آشنایی با حسین كاظم زاده ایرانشهر و محفل ادبای ایرانی مقیم آلمان : نگارش مقاله ‹‹ صنایع مستظرفه (ظریفه) در مجله ایرانشهر ، و انتشار كتاب ‹‹ دستور تار ›› در برلین –چاپخانه كاویانی ، ساخت آهنگ ‹‹ مارش پیام به سیرس (كوروش) ›› به همراه كلام ادیب الممالك فراهانی
۱۳۰۲ (زمستان ) / ۱۹۲۴: باز گشت به تهران تأسیس ‹‹‌ مدرسه عالی موسیقی ››‌ و آگهی در روزنامه ها . نام نویسی اولین گروه شاگردان مدرسه : آموزش ها ،‌و تشكیل اركستر مدرسه / مرگ پدر .
۱۳۰۳/۱۹۲۴: تأسیس ‹‹‌ كلو پ موزیكال / و عضویت ادبا و منور الفكران تهران در آن/ كنسرتها ی مدرسه عالی موسیقی و كلوپ موریكال / آشنایی با حسین گل گلاب .۱۳۰۴(۱۷-۲۴ تیر ) /(۱۹۲۵july۸-۱۵ چهاركنفرانس در تهران ، با عنوان ‹‹‌ در عالم موسیقی و صنعت ›› مجموعه چاپ شده ، به كوشش سعید نفیسی در تهران ، به ضمیمه مقاله ‹‹ صنایع مستظرفه ›› /بیان آراء و عقاید جدید در موسیقی آینده ایران ، انتقاد از اوضاع فعلی موسیقی و مو سیقیدانان ایرانی ، مو عود موسیقی درایران و جهان ، وضع تأتر و … آغاز درگیری باجناح های بنیادگرای موسیقی ،‌مقاله كوتاه ابراهیم خان ناهید در ذم وزیری ( مندرج در روزنامه ناهید ) و مقاله بلند عارف قزوینی در روزنامه ستاره صبح (‌همان ناهید ) با عنوان ‹‹ فتوای من ›› پاسخی به كنفرانس های چهار گانه / انتشار جزوه ( هدیه دوستانه ››‌به سپاس از وزیری و تقدیم به او /( از طرف محمد حسین حسابی ، حیدر علی كمالی و سعید نفیسی ).
۱۹۲۵-AUGUST
اوج قدرت رضا شاه پهلوی . آشنایی با رضا شاه با تشكیلات موسیقی وزیری ./ ادامه آهنگسازی ، اجرای آهنگ ها و آموزش شاگردان در مدرسه عالی موسیقی ./ كنسرت د رتالار موزه نظام : ‹‹‌ مارش ورود فاتحین ››‌( باكلام فردوسی ) سایر كنسرت ها و اپرتها در تهران / رونق مجدد ضبط صفحه در ایران .
(۱۳۰۶-۱۳۰۵ )/۱۹۲۷-۱۹۲۵: سقوط قاجاریه و به تخت نشستن رضا شاه پهلوی /سفر وزیری همراه ابوالحسن صبا و سایر اعضای مدرسه عالی موسیقی به رشت / اجرای كنسرت ها و اپرت ‹‹‌ شوهر بد گمان ›› / مأموریت به ابوالحسن صبا برای نمایش شعبه مدرسه عالی موسیقی دررشت .
۱۳۰۷ /۱۹۲۸-سفر مجدد به رشت و چند اجرا / تأسیس كلوپ ، آموزشگاه موسیقی و سینما برای بانوان / حریق در محل كلوپ و سینمای بانوان و تعطیلی همیشگی آن / آغاز آشنایی شاگردان وزیری ( خالقی و سنجری ) باقدرت روح انگیز آغاز و تعلیم او برای اجرای آهنگ های وزیری . پیشنهاد وزارت معارف به وزیری برای تصدی ریاست مدرسه موزیك نظام و تغییر نام مدرسه به نام ‹‹ مدرسه موسیقی دولتی ›› / كمك های رئیس الوزراء مهدیقلی هدایت ( مخبر السلطنه )‌و وزیر معارف اعتماد الدوله قراگوزلو به مدرسه / تغییر مجدد نام به ‹‹ مدرسه موسیقار ›› و اضافه شدن امكانات آموزشی به آن .
۱۳۱۱-۱۳۰۸ ۱۹۲۹-۱۹۳۲ : دعوت برای ضبط صفحات گرامافون : اجرای اركستر مدرسه عالی موسیقی ( با آهنگ سازی و رهبری علینقی وزیری / تكنوازی ها از وزیری ، ابوالحسن صبا و حسین سنجری ) و ضبط ۳۷ صفحه دو رو . / نگارش كتاب ( سرودهای مدارس ) با مقدمه میر محمد حجازی .
۱۳۱۲ /۱۹۳۳ - جشن پایان سال تحصیلی مدرسه موسیقار و فارغ التحصیلی اولین گروه دانش آموزان آن /اولین چاپ ‹‹ كتاب اول دستور ویولون برای دوره اول دبیرستان ›› / نگارش ‹‹ دستور جدید تار و سه تار ›› / انتشار كتاب ‹‹ سرودهای مدارس ›› و تدریس آن در دبستان های كشور طبق تصویب شورای عالی معارف .
۱۳۱۳/۱۹۳۴- نگارش و انتشار كتاب ‹‹ نظری موسیقی ›› در سه بخش : قواعد نت – آواز شناسی یا تئوری موسیقی ایرانی – موسیقی نظری مغربی / در گیری بامقامات حاكم و صدور حكم عزل او از تمامی مناصب یاد شده در موسیقی / خانه نشینی و دنباله نگارش كتاب ها . ۱۳۱۳-۱۳۱۴/۱۹۳۳-۱۹۳۴: نگارش رساله ‹‹ آرمونی ربع پرده ›› برای گذراندن مرحله دكترا و انتخاب او به سمت استاد در دانشگاه تهران برای رشته های زیباشناسی ، تاریخ هنر و باستان شناسی ( به اهتمام دكتر علی اكبر سیاسی و دكتر عیسی صدیق اعلم .)
آغاز تدریس در دانشگاه تهران و خدمت دائم به مدت سی وهفت سال .
۱۳۱۶-۱۳۱۵/۱۹۳۸-۱۹۴۰: تأسیس اداره موسیقی كشور و مجله موسیقی ، استخدام دوازده استاد موسیقی از چك اسلواكی و انتشار ابلاغیه معروف ی‹‹‌ موسیقی كشور ›› از طرف غلامحسین مین باشیان ریاست كل اداره موسیقی كشور / انصراف كلی وزیری از تمام امور به موسیقی . آغاز جنگ جهانی دوم / حذف تمامی برنامه آموزش موسیقی ایرانی از هنرستانها .
۱۳۲۰/۱۹۴۱: عزل غلامحسین مین باشیان از تمامی سمت های پیشین و نصب علینقی وزیری به جای او توسط وزیر فرهنگ وقت / انتصاب روج الله خالقی به معاونت علینقی وزیری ./ آغاز دوره انتشار مجله موسیقی ، اجراهای تازه اركستر مدرسه عالی موسیقی وزیری (‌با عنوان ‹‹ اركستر نوین›› در رادیو و سالن های كنسرت :‌تغییر برنامه آموزش موسیقی نوین ایرانی در آن، بنا به دستور وزیری / اعتراض جمعی هنر جویان سابق هنرستان عالی موسیقی به برنامه جدید / انتشار مجدد مقالات و سخنرانی های وزیری .
۱۳۲۵-۱۳۲۱ ۱۹۴۲-۱۹۴۶: تكنوازی در حضور لئون كنستاتینویج كینپر ( آهنگ ساز روس )‌ . تدریس وزیری در دانشگاه ، همزمان با تصدی و اداره سمت های اداری موسیقی – ریاست افتخاری بر ‹‹ انجمن موسیقی ملی ›› ( و نایب رییس روح الله خالقی ) / نگارش نخستین مجلدات از كتاب های ‹‹ خواندنی های كودكان ›› / ازدواج بدر آفاق با حسینعلی ملاح / اجرای آثارش توسط اركستر ‹‹ انجمن موسیقی ملی ››
۱۳۳۵-۱۳۲۶ ۱۹۴۷-۱۹۵۶ : كناره گیری از مشاغل اداری – دولتی مربوط به موسیقی ، ادامه تدریس در دانشگاه انتشار سه جلد ‹‹ خواندنی های كودكان ›› ، ‹‹ سه پیشاهنگ ›› . ‹‹ مرال جنگل ›› برای كودكان / كوشش برای احیای رشته باستان شناسی و حفریات تاریخی ، به كمك وزارت فرهنگ و دانشگاه تهران / اجرا و ضبط موتیفهایی از ‹‹ سمفونی نفت ›› با تار، دررادیو ، تقدیم به دكتر محمد مصدق .
۱۳۳۷-۱۳۳۶ ۱۹۵۷-۱۹۵۸ : سفر مطالعاتی – معالجاتی یك ساله به آلمان غربی ، همراه همسرش انتشار كتابی انحصاری درباره او : ‹‹ سرگذشت موسیقی ایران ( ج ۲) نوشته پی یر گاستالا و ترجمه او ) در انتشارات دانشگاه تهران / بازسازی برگزیده آثار او توسط روح الله خالقی و اجرای آن ها با اركستر بزرگ .
۱۳۳۹-۱۹۶۰-انتشار كتاب ‹‹ زیباشناسی در هنر و طبیعت ›› ( تأ لیف و اقتباس ، بااستفاده از نظرات فلیسین شاله و شارل لالو ) در انتشار ات دانشگاه تهران .۱۳۴۰-۱۹۶۱-كار موقت در رادیو تهران ، برای اصلاح امور برنامه های موسیقی رادیو / شركت در كنگره جهانی موسیقی تهران و مخالفت بانتایج اعلام شده كنگره درباره موسیقی شرق / ادامه تدریس در دانشگاه تهران .
۱۳۵۰-۱۳۴۴-۱۹۶۵-۱۹۷۱/: باز نشستگی از دانشگاه تهران ، با درجه ‹‹ استاد ممتاز ›› جشن بازنشستگی و ۸۴ سالگی او از طرف خانواده ، شاگردان و دوستانش . ادامه تحقیقات علمی و هنری .
۱۳۵۳-۱۳۵۱/۱۹۲۷-۱۹۷۴/: مطالعات ادبی و هنری به همراه حسینعلی ملاح (‌شاگرد، خواهر زاده و دامادش ) ، ادامه نوازندگی و انتخاب سه تار .
۱۳۵۴-۱۳۵۳/۱۹۷۴-۱۹۷۵: فروش تمامی مایملك شخصی خود و تأسیس ‹‹‌ بنیاد جوایز موسیقی ملی ایران ›› برای اهداف ‹‹ شناخت پرده های سازنده موسیقی ایران و كوشش در اعتدال این پرده ها – اصلاح سازهای ایرانی و گسترش آن ها تا حد معیار جهانی ›› جشن آستانه نود سالگی او از طرف مقامات مسؤول و تصویب طرح بنیاد او .
۱۳۵۷-۱۳۵۵/۱۹۷۶-۱۹۷۸: ادامه مطالعات و كوشش هابرای راه اندازی بنیاد جوایز موسیقی ملی ایران . تجلیل های مختلف از او در رادیو ، تلویزیون وروزنامه ها . مرگ دخترش بدر آفاق در تهران ‹‹ بهار ۱۳۵۷ ) سقوط شاهنشاهی پهلوی و تعیین دولت موقت به جای آن . تهیه سلسله فیلم های تلویزیونی از زندگی او و همكاری همایون شهنواز ، فوزیه مجد و محمد رضا لطفی .
۱۷/۶/۱۳۵۸/۱۹۷۹/sep: مرگ در تهران ،‌ در باغ منزل مسكونی ( كامرانیه شمیران ) انتفال به مقبره خانوادگی در بهشت زهرا ، دفن در كنار برادر و دخترش .
همسرش عذرا حجاری ،‌ در سال ۱۳۵۹ ، هنوز اولین سالمرگ شون فرا نرسیده به او می پیوند د .
۱۳۵۹/۱۹۸۰: بازسازی آثار او به كوشش محمد رضالطفی ( ناتمام ماند و دیگر پیگیری نشد ).
۱۳۶۲/۱۹۸۳: كتاب مفصل شرح زندگی و آثار استاد علینقی وزیری ، به قلم شاگرد ، خواهر زاده و دامادش حسینعلی ملاح ( ۱۳۰۰-۱۳۷۱/۱۹۲۱-۱۹۲۲)نوشته و چاپ می شود ، كه به دستور ممیزی وزارت فرهنگ و ارشاد و قت ، تمام نسخه های آن در چاپخانه خمیر می شود و حتی یك نسخه از آن به نوسینده داده نمی شود .
۱۳۷۰/۱۹۹: در پی طرح انتقاداتی نسبت به اندیشه ها و آثار علینقی وزیری در برنامه رادیویی ‹‹ چكاوك ›› عد ه ای از اساتید و صاحبنظران موسیقی بیانیه ای را در محكومیت این برنامه صادر می كنند كه در كتاب ماهور (ج۲)چاپ می شود .
۱۳۷۱/۱۹۹۲: با مرگ حسینعلی ملاح در تهران ، سرنوشت نامعلوم آثار و سازهای باقی مانده از استاد وزیری ، نامعلوم تر می شود .
۱۳۷۲/۱۹۹۳: راه اندازی برنامه بزرگداشت استادان : وزیری و ملاح در تالار اندیشه حوزه هنری ( به اشارت استاد انجوی شیرازی و با تلاش و سید علیرضا میرعلی نقی ) ، به دستور ریاست وقت واحد موسیقی حوزه هنری ، متوقف اعلام می شود .
۱۳۷۳/۱۹۹۴:كتاب ‹‹ طرح تجدد ›› باعنوان انتخابی ‹‹ موسیقی نامه وزیری ››(لز طرف ناشر ) حاصل ده سال تلاش برای گرد آوری آثار قلمی و گفتاری استاد ، به كوشش سید علیرضا میر علی نقی تهیه و تدوین می شود .
۱۳۷۹-۱۳۷۳/۱۹۹۲-۲۰۰۰: جلد اول ‹‹ موسیقی نامه وزیری ›› به چاپ می رسد . ‹‹ جشن نامه استاد وزیری ›› مراحل تدوین رامی گذارند . نوار استاد علینقی وزیری به كوشش ایرج برخوردار و نوارهای ‹‹ ای وطن ›› و حاوی باز سازی آثار استاد به كوشش كیوان ساكت و همكاری هومن خلعت بری و فاضل جمشیدی منتشر می شود . كیوان ساكت ، اركستر بزرگ وزیری واركستر جوانان وزیری راتشكیل می دهد .
۱۳۸۱-۱۳۸۰/۲۰۰۱-۲۰۰۲: باتلاش منسوبان استاد ، خانم مه لقا ملاح و آقای حسین ابوالحسنی ، مدارك و اسناد بنیادوزیری دوباره به جریان می افتد . حسین مهرانی مجموعه ای از آثار استاد رانت نویسی و منتشر می كند .


منبع : بنياد انديشه اسلامي

مطالب مرتبط

... و شبم پُرستاره شد

از اولین‌باری که لوریس چکناواریان - این آهنگساز پیشین فیلم‌های ایرانی و این رهبر ارکستر طراز اول امروز - در یکی از برنامه‌های جشنوارهٔ موسیقی فجر در تالار وحدت، نوای شورانگیز و حس و حال کم‌نظیر اجراء موسیقی کلاسیک را با مخاطبان ایرانی خود - یعنی زادگاه او - قسمت کرد، چند سالی می‌گذرد؛ اما قطعاً این چند سال در زمینهٔ اجراء موسیقی کلاسیک‌ با سال‌های قبل خود بسیار متفاوت است، چرا که شاید این بهترین و ماندگارترین نوع موسیقی عالم، در این سرزمین کاملاً به حاشیه رفته بود و لوریس، به سبب ویژگی‌های کم‌نظیر خود در اجراء و مهمتر، حسن انتخاب آن از میان این همه قطعه تاریخ موسیقی، نتیجه‌ای را که باید بر جا گذاشت: آشتی مخاطب ایرانی با موسیقی کلاسیک. و این شاید مهمترین دستاورد باشد برای کسی که معتقد است: ”هیچ هنرمندی نباید از خاک خودش دور باشد“. کافی است یک‌بار با او هم‌کلام شوی تا بفهمی اجراهای او در ایران چقدر برای او ”ویژه“ است:
”من خیلی به ایران علاقه دارم. هیچ موقع از آن چندان دور نشده‌ام. هر موقع سفر رفته‌ام، برگشته‌ام. حالا من می‌توانم تظاهر ملی و غیره بکنم، ولی نه. طبیعی است. یک نفر هست که به زادگاه خود عشق دارد و یک نفر ندارد. در من عشق به زادگاه وجود دارد. جائی که در آن به دنیا آمده‌ام و بزرگ شده‌ام خیلی برای من مهم است. هنرمند آن حرفی را که می‌زند باید برای کسانی بزند که در آن خاک با خود او بزرگ شده‌اند. هنرمند از مردم می‌گیرد و به مردم می‌دهد. من الان اگر بروم اروپا و آنجا هرچقدر هم که زندگی کنم، چون آنجا متولد نشده‌ام و جزو فرهنگ آنها نیستم، نمی‌توانم از آنها بگیرم و به آنها برگردانم. این کار را در ایران می‌توانم بکنم و نهایت آن در ارمنستان، فرهنگ من این است.“
مسئلهٔ آشتی مخاطب ایرانی با موسیقی کلاسیک زمانی بالنده‌تر به‌نظر می‌رسد که بدانیم به جز چند کشور، مسئلهٔ مخاطب موسیقی کلاسیک خود یکی از مشکلات اصلی است. چکناواریان مسئله کمتر شدن مخاطبان موسیقی کلاسیک را چنین تحلیل می‌کند:
”در مرور زمان، دموکراسی و زندگی ماشینی که پیش آمد، پول بیشتری به‌دست مردم آمد و درآمد جوان‌ها خیلی بیشتر از مثلاً پیرترهائی بود که موسیقی کلاسیک گوش می‌کردند. از طرفی اشراف که از موسیقی کلاسیک حمایت می‌کردند، کم شدند و دولت‌ها باید حمایت می‌کردند. در نتیجه کم شدن مخاطب، درآمد موسیقی کلاسیک هم کم شد. از طرف دیگر پاپ و چاز درآمد خیلی زیادی دارند چون تعداد نوازندگان خیلی کم است. فقط سه چهار نفر هستند، اما آن طرف در موسیقی کلاسیک، صد یا دوست نفر می‌نوازند. ضمن اینکه شنیدن موسیقی پاپ و جاز خیلی ساده‌تر است و جوان‌ها ترجیح می‌دهند چیز ساده بشنوند تا اینکه یک چیز سنگین گوش کنند. همین‌طور اینکه جوان‌ها حالا پول بیشتری به‌دست می‌آورند و با خریدن سی‌دی و رفتن به این کنسرت‌ها، به آن رونق می‌دهند. اگر سیصد، چهارصد سال اشراف و پول آنها وجود داشت، آنها موسیقی کلاسیک گوش می‌کردند، اما حالا فرق می‌کند. حالا می‌گویند شاید پنجاه سال دیگر کسی به دنبال موسیقی کلاسیک نباشد. اما باور من نمی‌شود. یک ثروت بزرگی است که به ما رسیده و فکر می‌کنم هر دولتی وظیف دارد این فرهنگی را که به ما رسیده، نگاه دارد. هرچقدر هم که خرج آن زیاد باشد. شما فکر می‌کنید اپرای وین اگر تمام بلیت‌های خود را بفروشد، حتی پول دربان‌های آن درنمی‌آید.“
کوشش برای زنده نگه‌داشتن موسیقی کلاسیک، به جز کمک دولتی که بخش بسیار مهمی است، به مسئله تربیت و عادت دادن گوش برای شنیدن موسقی جدی هم برمی‌گردد: ”بچه‌هائی که در آلمان یا اتریش زندگی می‌کنند، از همان بچگی آنها را می‌برند اپرا و باله. از همان موقع سمفونی گوش می‌کنند. موسیقی‌هائی مثل بتهوون و موتسارت فقط علاقهٔ نمی‌خواهد، فهم هم می‌خواهد. باید سطح فهم شنونده بالا باشد که بتواند بفهمد. مثل اینکه هر کسی که الفبای فارسی را بلد باشد نمی‌تواند که مولوی بخواند. این است که از بچگی باید بار بیایند. این کار را در ایران هم می‌شود کرد. اگر بچه در مدرسه راجع‌به بتهوون و موتسارت و همین آهنگسازان ایرانی بشنود و بخواند، بعدها خودبه‌خود به شنیدن موسیقی آنها علاقه‌مند خواهد شد. فرهنگ را به بچه باید از همان بچگی یاد داد.“
چند سال پیش طرح این نکته که بیست شب پیاپی اجراء موسیقی کلاسیک با مخاطبی انبوه و سالنی سرشار از جمعیت مواجه خواهد بود؟ شوخی به‌نظر می‌رسید. اما در اجراهای لوریس شبی نیست که تالار مملو از جمعیت نباشد و به عده‌ای بلیت نرسیده باشد. (استادی که همه به او احترام می‌گذاریم، اعتراض کرده بود که چرا بیست شب تالار را در اختیار چکناوایان می‌گذارند و فقط سه شب را به کنسرت او اختصاص می‌دهند. پاسخ مشخص است: چکناواریان مخاطب را می‌شناسد و هربار کار تازه‌ای ارائه می‌کند، اما ان استاد گرامی، سال‌ها است که با ارکستر توانائی که در اختیار او است، غالباً به اجراء چند قطعهٔ تکراری دل خوش می‌کند.) جز این رفتار حرفه‌ای و شخصی لوریس آن‌قدر دوست‌داشتنی است که جدای خود، ستایش همگان را برمی‌انگیزد. آن‌قدر دل صاف و ساده و بی‌غل و غش و بی‌کینه‌ای دارد که گمان می‌کنی با یک کودک معصوم حرف می‌زنی و نه کسی که ۶۷ سال از عمر او می‌گذرد. شاید هم این ویژگی او است که اعضاء گروه خود را همیشه این‌چنین هماهنگ می‌کند: ”رهبر ارکستر از لحاظ رفتار باید طوری باشد که بتواند نوازندگان را متحد کند. باید آدمی باشد که بتواند یک گروه پرجمعیت را با خود همراه کند و آنها حرف او را قبول کنند. اما نباید دیکتاتور مابانه رفتار کند.“ چهرهٔ او احمد شاملو و حرکات نمایشی او روی صحنه، گاه چاپلین را به‌ خاطر می‌آورد، به هیچ چیز جز کار جدی فکر نمی‌کند. به قول خود او، تمام برنامه‌های او جدی است، اما برخلاف غالب کنسرت‌های کلاسیک خشک نیست. او با جسارت تمام دیوار بین ارکستر و مردم را می‌شکند و آن دو را به هم نزدیک می‌کند؛ تماشاگر هم جزوی از ارکستر می‌شود. بارها دیده‌ایم که تماشاگران کنسرتی خواسته‌اند ارکستر را همراهی کنند و رهبر ارکستر با اخم برنامه را قطع کرده، اما لوریس به موقع مشتاقانه از تماشاگر خود دعوت می‌کند که به همراه ارکستر دست بزند و همین‌طور ساکت ننشیند. همین خصلت لوریس است که اجراهای او از پولکاهای اشتراوس را جذابتر و به یاد ماندنی‌تر می‌کند. جز این او ابائی ندارد که ارکستر را به صحنهٔ نمایش تبدیل کند و خود او کارگردان و بازیگر اصلی این نمایش باشد. (تا آنجا که مثلاً هفت‌تیر می‌کشد و به یکی از اعضاء گروه خود که به‌طور نماشی ”خارج“ می‌‌زند، شلیک می‌کند!) خود او می‌گوید: ”این جزئی از اخلاق من است که سعی می‌کنم خودم را با مردم یکی کنم. رهبرهائی هستند که سعی می‌کنند خودشان را از مردم دور کنند. ولی بیشتر رهبران ارکسترهای امروز دنیا سعی می‌کنند خودشان را به مردم نزدیک کنند. آن سرحد و دیواری که بین مردم و رهبر ارکستر وجود داشت حالا دیگر به‌کار نمی‌آید ... مردم ما با مثلاً آلمانی‌ها فرق می‌کنند. مردم ما شادی دوست دارند. بعضی موقع دوست دارم تماشاگر احساس نکند که من روی صحنه‌ هستم و با او فاصله دارم ... اینجا به این کارها عادت نکرده‌اید. اینجا معمولاً این‌طور بوده که رهبر ارکستر بیاید روی صحنه و خیلی جدی اجراء کند و برود. آن زمان گذشته. باید مردم عادت کنند که اجراء کنسرت یک شادی است، یک دوستی است. اگر تماشاگر با حالت جدی بخواهد فقط یک قطعه را گوش کند و برود، خب می‌رود صفحه را می‌خرد و گوش می‌کند. سالن کنسرت کسی می‌آید که می‌خواهد با رهبر ارکستر تماس داشته باشد. موقع شوخی، شوخی است و موقع جدی، جدی.“
شاید رمز موفقیت لوریس در این نکته نهفته باشد که معتقد است: ”هنر باید خیلی ساده باشد. هنر در سادگی است. نویسندگان بزرگ آنها نیستند که تراژدی نوشته‌اند. نویسندگان بزرگ آنهائی هستند که کمدی نوشته‌اند.“ برای همین لوریس ابائی ندارد که در میانهٔ یکی از کنسرت‌های خود اعلام کند که قطعات ظاهراً ساده و سبک اشتراوس را به اندازه‌ٔ کارهای موتسارت دوست دارد.
یک علاقه‌مند پیگیر، می‌توانست با تماشای کنسرت‌های سه چهار سالهٔ اخیر چکناواریان، شماری از بهترین و زیباترین قطعات تاریخ موسیقی را با اجرائی طراز اول، شاهد باشد: از ”عروسی فیگارو“ موتسارت تا ”کارمن“ ژرژ بیزه، از سمفونی شمارهٔ ۹ بتهوون تا رقص ”کان‌کان“ شاکاریان، از رقص‌های ”پولووسیان“ برودین تا ”سوئیت ایرانی“ ماویسا کالیان و ... و بالاخره اجراهای کم‌نظیر از یوهان اشتراوس به‌ویژه ”ریش‌تراش“ که همهٔ حضار را همیشه به وجد می‌آورد. خود او یک‌بار در میانهٔ اجراء گفت: ”اگر نیمه شب هم مرا از خواب بیدار کنند و بگویند بیا اشتراوس اجراء کن، حتماً می‌آیم!“
اما چند کار اصلی و اساسی لوریس طی این چند سال نوعی بازگشت به ادبیات اسطوره‌ای این سرزمین است: ”اپرای رستم و سهراب“، ”شیرین و فرهاد“ و ”خسرو و شیرین“. خود او دربارهٔ منشاء این رویکرد چنین می‌گوید: ”پدرم از زندان استالین فرار کرد و مادرم از قتل‌عام ترکیه و آمدند به ایران و من در بروجرد متولد شدم. خواه‌ناخواه از بچگی داستان‌های ”رستم و سهراب“ و ”شیرین و فرهاد“ را شنیده‌ام و اتفاقاً به این داستان‌ها خیلی علاقه داشتم. به‌عنوان یک آهنگساز ایرانی نسبت به آنها حس غریبی دارم. شیرین و فرهاد یک داستان عمومی است برای تمام دنیا، مثل مولوی و حافظ که ایرانی هستند اما به مردم دنیا تعلق دارند، مثل شکسپیر، گوته، تولستوی و کسان دیگر. من علاقهٔ زیادی به ”رستم و سهراب“ و ”شیرین و فرهاد“ داشتم و ترجمهٔ آنها را همه به آلمانی و انگلیسی خوانده بودم. خودم ۱۶ آهنگ عاشقانه نوشته‌ام و احساس می‌کردم که ارتباط نزدیکی با آهنگ ”شیرین و فرهاد“ دارم. خب من حالا ۶۷ ساله هستم و در زندگی قاعدتاً چندین‌بار عاشق شده‌ام، چندین‌بار شکست خورده‌ام و چندین‌بار موفق شده‌ام شاید. یعنی زیبائی عشق را دیده‌ام و شوربختی خود را هم چشیده‌ام. ثروت آدم در زندگی این‌طور نیست که چه چیز مادی دارد، ماشین دارد یا خانه دارد. عشق بزرگترین ثروت است. ثروتی از این بالاتر وجود ندارد. کسی که عشق دارد به چیزی احتیاج ندارد. خب من در ۶۷ سالگی این تجربه‌ها را داشته‌ام و خودم را از این لحاظ آدم بسیار ثروتمندی می‌دانم. خیلی احساس نزدیکی به ”خسرو و شیرین“ داشتم. این عشق مثلثی یک عشق فانتزی مثل رومئو و ژولیت نیست. خیلی دنیائی است. خیلی ساده است؛ دو نفر عاشق یک نفر هستند و آن خانم یکی ار دوست دارد. من اصلاً داستان عشق خودم را نوشتم. خوشحالی و غم خودم را نوشتم. در نتیجه فکر می‌کنم حاصل آن موفقیت‌آمیز بوده. ”رستم و سهراب“ را هم از بچگی خیلی دوست داشتم. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم نوشتن آن این‌قدر سخت باشد. تحقیق کردم دربارهٔ زورخانه، تعزیه، عزاداری و هر چیز مربوط دیگر را مطالعه کردم. با وجود این ۲۵ سال طول کشید تا رستم و سهراب را بنویسم. هشت‌بار از ابتدا تا انتهاء نوشتم و هشتمین‌بار بود که دیگر زوم نرسید و تمامش کردم. همین اجراء شد و خوشحالم که موفق شد.“ و پس از آن این‌بار لوریس باز با رجوعی به نظامی، ”لیلی و مجنون“ را اجراء کرد. برخلاف اجراء ”خسرو و شیرین“، این‌بار تمام متن را خود لوریس ننوشت و دست به ابتکار تازه‌ای زد: انتخاب موسیقی از آهنگسازان برجسته. در چنین شکلی است که به زعم مارسل دوشان فقط ”انتخاب هنرمند“ اصل می‌شود؛ نوعی ”اینستلیشن“ که از هنرهای تجسمی وام گرفته شده و خب فقط بعد از تماشای این کنسرت زیبا است که می‌شود فهمید نگاه هنرمند فقط در همین ”انتخاب کردن“ چقدر مهم و کلیدی است (نگاه کنید که قطعهٔ بی‌نظیر و افسانه‌ای ”آداجیوی“ آلبینونی در پایان کار چقدر با انتهاء تراژیک قصهٔ لیلی و مجنون هماهنگ است و گوئی که اصلاً براساس آن نوشته شده و خب مگر این‌ نیست که هنر به شکل‌های مختلف در هنرمندان گونه‌گون دوره‌های متفاوت تکرار می‌شود؟!)تمام نقل‌ قول‌ها برگرفته از گفت‌وگوی نگارنده با لوریس چکناواریان است.

وبگردی
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟ - فیلم - پدری که در برنامه «فرمول یک» علی ضیا ادعا کرد به خاطر تامین هزینه‌های درمان فرزندش اقدام به فروش کلیه‌اش کرده، مردم را فریب داده است.
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه!
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه! - مثلاً سنت های الهی که در این سند آمده، در کتاب های درس بینش اسلامی دوره دبیرستان هم وجود دارد... واقعاً هزاران جلسه تشکیل داده اند که بدیهیاتی مانند خانواده بنیادی ترین واحد تشکیل دهنده جامعه است، انسان دارای اختیار است، جهان دارای نظام علّی - معلولی است، خداوند رحمان و رحیم است و ... را در سند بازنویسی کنند؟!
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت - صحبتهای کنایه آمیز یک بازرگان با وزیر صنعت
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد - ۱- خب چی میشه ولایتی بجای توصیه به لُنگ پوشی، بملت توصیه کنه تو سعدآباد مالک خونه بشن ویک سومشو وقف کنن؟ ۲- اینجور واینجا صاحبخونه شدن و بعد توجیه وقف، آدمو یادحافظ میندازه: فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد که می‌حرام، ولی بِه زمالِ اوقاف است
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند - حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند؟مردم نیازی به این توصیه‌هاندارند اگرلازم باشد آن‌قدر شرف دارندکه از خودشان دفاع کنند ولی این دفاع،منحصربه دفاع دربرابر دشمنان خارجی نمی‌شود که باید وضعیت خیلی‌ها رادر داخل هم بررسی کرد.
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید!
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید! - فیلم - حمله فرد متهم در بازار پرنده فروشان اهواز به پلیس آگاهی منجر به درگیری مرگبار شد.
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد - ماجرای عجیب دو منزل مسکونی در همسایگی کاخ سعدآباد و حسین فریدون و نهاد ریاست جمهوری
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+)
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+) - فیلم - به تازگی شخصی در فضای مجازی فیلمی منتشر کرده که مردی ادعا می کند در پارکینگ خانه اش مورد حمله جن ها قرار گرفته است.
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد!
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد! - فیلم - پاول یک توریست اهل چک است که با موتورسیکلتش دنیا را می گردد و یک هفته در ایران اقامت داشته است. ویدئوی سلفی که او در طبیعت ایران از خود و اقدام پسندیده اش منتشر کرده برای همه ایرانیان جای تامل دارد.
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+)
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+) - فیلم - قتل مدل و ملکه زیبایی عراق از روز گذشته سوژه رسانه ها شده و پلیس تحقیقات ویژه ای را برای دستگیر قاتل وی انجام داده است. تصاویر منتشر شده از جنازه غرق در خون وی را در ویدئوی زیر می بینید.
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز - عکس این بنرکه گفته می‌شود نمایشگر تصویری از سربازان رژیم صهیونیستی است طی روزهای اخیر در فضای مجازی دست به دست می‌شد و واکنش‌هایی به همراه داشت.
عکسی آموزنده از سفر نیویورک
عکسی آموزنده از سفر نیویورک - پوشه‌های پُر از برنامه فرانسوی‌ها در برابر دستان خالی تیم ایرانی. به کاغذ ها و پرونده های موجود روبه روی تیم فرانسه دقت کنید!
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی