سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷ / Tuesday, 19 June, 2018

همراه با دل سوختگان


همراه با دل سوختگان
باباطاهر همدانی و فایز از جمله شاعرانی هستند كه شعرشان در میان اقشار و گروههای مختلف مردم جای بزرگی دارد. آشنایی با این دو شاعر هرچند مجمل و خلاصه، ادای دینی است به این بزرگان كه طبیعی است فراموش كردن آنها فراموش كردن هویت یك ملت است.
باباطاهر
در راحهٔالصدور آمده است كه چون سلطان طغرل سلجوقی یا طغرل بیك به همدان آمد از اولیاء سه پیر بودند باباطاهر و باباجعفر و شیخ جمشاد یا جمشا و كوهیست بر در همدان كه آن را خضر خوانند بر در آنجا ایستاده بودند نظر سلطان بر ایشان آمد لشكر بداشت و پیاده شد با وزیر ابونصری الكندری پیش آمد و دستهاشان ببوسید. باباطاهر پاره ای شیفته گونه بودی او را گفت ای ترك! با خلق خدا چه خواهی كرد. سلطان گفت: آنچ تو فرمایی. باباطاهر گفت: آن كن كه خدا می فرماید: «ان الله یامر بالعدل و الاحسان». سلطان بگریست و گفت چنین كنم بابا دستش بستد و گفت از من پذیرفتی گفت آری... این دیدار در ۴۴۷ یا ۴۵۰ ه.ق اتفاق افتاد و این قدیمی ترین و معتبرترین خبری است كه از باباطاهر عارف سوته دل همدانی نقل كرده اند.
از همین روایت عصر زندگانی و پاره ای از احوال نفسانی را می توان شناخت.
نوع شعر بابا
گویند دوبیتی های وی نوع شعری است كه پیش از اسلام بدان فهلویات می گفتند و وزن این دوبیتی ها هزج مسدس محذوف یا مقصور است و از اشعار باباطاهر مجموعه كهن و موثقی در دست نیست و شعرها و شرح حال او در تذكره های قدیم مانند لباب الالباب نیامده است و به همین دلیل نمی توان در باب صحت انتساب تمامی اشعاری كه به او منسوب است به یقین حكم صادر كرد. قدیمی ترین مدركی كه تعدادی از اشعار منسوب به بابا را نشان می دهد یك مجموعه خطی است در موزه قونیه، كه كاتب آن نسخه گوینده آن اشعار یعنی باباطاهر را به عنوان قدوهٔ العارفین یاد می كند. آنچه محققان ایران شناس اروپایی در قرن اخیر از اشعار او جمع آوری كرده اند در حدود ۸۰ دوبیتی شده ولی در نسخه فراهم آمده مرحوم وحید دستگردی تعداد اشعار بابا بیش از سیصد دوبیتی می شود و این همه دوبیتی كه به ناگاه به نام باباطاهر در دسترس مطالعه قرار گرفته است بدون تردید مجموعه ای است شامل اشعار منسوب به بابا و اشعار دیگری از دوبیتی سازان گمنام كه یك جا جمع آمده است. كسانی از اهل تحقیق مانند مرحوم رضا قلیخان هدایت (در ریاض العارفین) و مرحوم رشیدیاسمی پاره ای از اشعار منسوب به بابا را در دیوان ملامحمد مازندرانی و شاطربیك محمد همدانی دیده اند.
باباطاهر دوبیتی های خود را با گویش محلی سروده است. بعضی ها این گویش را لری می دانند، برخی هم معتقدند گویش او در این دوبیتی ها تركیبی از گویش های همه آن قلمرو است كه باز آمده است واژگانی در این اشعار وجود دارد كه همدانی ها هم معنای آن را نمی دانند. شاید در تحقیقات آینده، محققی بتواند با دلایل جامع تری اثبات كند كه شعر این عارف و شاعر صاحب ذوق با چه گویش مشخصی سروده شده است.
كلمات قصار
غیر از دوبیتی ها مجموعه ای از كلمات قصار مشهور به اشارات به زبان عربی به باباطاهر منسوب است كه نوشته اند عین القضاه آن را شرح كرده است. كلمات قصار یا اشارات مورد بحث شامل بیست و سه باب است و در آن از مسائلی چون علم معرفت، الهام عقل، نفس، حقیقت، وجد، سماع، زهد، اخلاص، شكر، محبت، فنا، توحید و امثال اینها سخن به میان آمده است.
مقام بابا
باباطاهر مردی ساده دل، ساده انگار، اما بسیار دقیق و نكته سنج بود و از دانش شایان توجهی بهره داشت. در عرفان مقامش بسیار بلند بود تا جایی كه درجه كراماتش را از عین القضاهٔ همدانی برتر دانسته اند.
شعر بابا
شادروان رشید یاسمی در مقاله ای در مجله ارمغان درباره شعر این عارف و شاعر هنرمند چنین گفته است: اگر دوبیتی های باباطاهر عریان را، از پیرایه های لفظی عریان ساخته و جوهر معانی آن را انتزاع كنیم ناله ای بیش باقی نمی ماند. ناله ای مهیج و سوزناك و پرمعنا كه در گویش اهل راز بهتر از هر عبارت و گویاتر از هر بیان صریح است. فریادی رسا و دردناك كه در هر دوبیتی به گونه ای جلوه می كند و گوشه ای از درون پرسوز و باطن مرموز آن دل سوخته را نشان می دهد...
و اما سالمرگ باباطاهر در ۴۱۰هـ.ق را چنانكه هدایت در كتاب ریاض العارفین نوشته است درست نمی دانند زیرا بنا به شرح راوندی در كتاب راحهٔ الصدور درگذشت او پس از سال ۴۴۷ هـ . ق اتفاق افتاده است و این نكته به نظر صحیح تر می آید.
و اما نمونه هایی از دوبیتی های ماندگار او:
از آن روزی كه ما را آفریدی
به غیر معصیت چیزی ندیدی
خداوندا به حق هشت و چارت
زمو بگذر شتر دیدی ندیدی
* * *
فلك در قصد آزارم چرایی
گلم گر نیستی خارم چرایی
ته كه باری ز دوشم برنداری
میان بار سربارم چرایی
* * *
دل نازك مثال شیشه ام بی
اگر آهی كشم اندیشه ام بی
سرشكم گر بود خونین عجب بی
مو آن دارم كه در خون ریشه ام بی
* * *
عموفایز
بچه های جنوب می گویند عمو فایز و او این گونه از خود می سراید كه:
نه هر بالانشینی ماهتابست
نه هر سنگ و گلی در خوشابست
نه هر كس شعر گوید فایز است او
نه هر تركی زبان افراسیاب است
محمدعلی دشتی متخلص به فایز به سال۱۳۵۰ هجری قمری برابر ۱۲۰۹ شمسی در كردوان یكی از روستاهای دشتی دیده به جهان گشود. محل تولد او را «زیارت» ، «بردخون» و «دیر» نیز ذكر كرده اند. فایز گرچه به دشتستانی معروف است اما دشتستانی نیست برای این كه دشتستان مركز برازجان است اما او در روستایی در منطقه دشتی به دنیا آمده كه مركز آن اهرم است. نام فایز از مصدر فوز است به معنی رستگاری. و نظر آنان كه تخلص او را فایض از مصدر فیض می دانند مورد تأیید بسیاری از پژوهندگان نیست. به هر حال محمدعلی تحصیلات مقدماتی خود را در كردوان به پایان برد. سپس به روستای بردخون كه در آن زمانه حوزه علمیه بود رفت و زیر نظر مدرسان محلی به كسب دانش بیشتر پرداخت، آنگاه باز به كردوان آمد و نزد یكی از فضلای آن منطقه به نام شیخ احمد به تكمیل درس های خود همت كرد. گویند فایز با تظاهر، ریا، بیكارگی، تن پروری و تملق به شدت مخالف بود و هرگز مدح خان ها و فئودال های روزگار را نگفت و نان تملق نخورد. فایز كشاورز بود و به كاشت درختان سخت دلبسته بود و نانش را از بذر و آب و خاك با دستان غیرت به دست می آورد. فایز علاوه بر دوبیتی، غزل و مثنوی هم سروده است. به دقایق شاهنامه آگاه بود و احادیث و روایات دینی را نیك می دانست. در جنوب چنان محبوب است كه بعضی ها نام فرزند پسر خود را فایز می گذارند. به هر حال هنر شاعری فایز را باید از زبان ادیب و شاعر دیگر جنوبی به نام منوچهر آتشی بشنویم. وی در كتاب ترانه های فایز درباره ارزش های شاعری فایز در بحث جامعی كه مختصر آن چنین است می گوید:«فایز شاعر روستاهای ایران، شاعر كشاورزان و دردمندان محروم ایران است و شعرش بازتاب محرومیت ها و دردمندی هاست». وی می گوید: «دوبیتی های فایز متعلق به دوره بازگشایی ادبی یعنی دوره ای ناكامیاب در شعر فارسی هستند؛ دوره ای كه جلوه های خیلی كمی از شعر خوب بر پیشانی اش نورافشانی می كند اما فایز نمونه ای خوب از شعر زمانش را ارائه داده است؛ شعری ساده و روان و عاطفی...».بزرگی و شكوه فایز در مردمی بودن و خصوصاً روستایی بودن ترانه هایش است. در بیشتر ترانه های وی آن جذبه و شور و حال و كیفیت تعمیم پذیری هست كه هر شاعری آرزو می كند از آن بهره مند باشد. به هر حال فایز هشتاد سال عمر كرد و بنا به وصیت خودش در نجف اشرف به خاك سپرده شد. یادش ماندگار باد و اما بخشی از دوبیتی های او:
اگر دانی كه فردا محشری نیست
سؤال و پرسش و پیغمبری نیست
بتاز اسب جفا تا می توانی
كه فایز را سپاه و لشكری نیست
* * *
مرا در پیش، راهی پر ز بیم است
از این ره در دلم خوفی عظیم است
برو فایز میندیش از مهابت
كه آنجا حكم یارب رحیم است
* * *
دلا دیدی كه دلبر عهد بشكست
ز ما ببرید و با اغیار پیوست؟
تو فایز از جفای بی وفایان
بسایی تا قیامت دست بر دست
* * *
بیا تا گویمت شرح جدایی
حدیث صبر و سوز و بی نوایی
تو خود گفتی كه آیم سوی فایز
ولی ترسم بمیرم تو نیایی

حسینعلی مكوندی


منبع : روزنامه همشهری

مطالب مرتبط

بوم گرایی زبانی در شعر "شیون فومنی"

بوم گرایی زبانی در شعر "شیون فومنی"
"شیون فومنی" نامی آشنا در شعر فارسی است كه از شمال كشور ایران برخواست و با سرودن اشعاری برجسته خود را به جامعه ادبی معرفی كرد. تاثیر پذیری از محیط سر سبز شمال و كناره های دریای خزر و فرهنگ مردم آن، از جمله ویژگی های آثار این شاعر محسوب می شود."مهدی خطیبی" در مقاله با عنوان « بوم گرایی زبانی در شعر شیون فومنی » تاثیر فومنی از محیط اطرافش را مورد بررسی قرار داده است كه در ادامه می خوانیم.
دكتر "جانسن" منتقد پر نفوذ و بزرگ قرن هجدهم انگلیس درباره شكسپیر می گفت :«آینه ای در برابر طبیعت نگه داشته است»۱ این منتقدمی کوشید ارتباط شعر با زندگی و طبیعت اطراف شاعر، و تاثیر پذیری او از طبیعت را بیان كند. شكسپیر چنان از محیط تاثیر می پذیرفت كه انگار آینه ای در برابر طبیعت و محیط اطراف خود نگه داشته بود و با آن آینه طبیعت و اطراف خود را به دیگران نشان می داد.
شیون فومنی از محیط اطرافش بسیار تاثیر می پذیرفت . "هوراس"۲ در رساله ی خود موسوم به «هنر شاعری» شعر را همانند نقاشی می داند. وقتی كه در شعر شیون نظر می افكنیم ، می بینیم محیط گیلان و مناطق دیگری كه در آن زندگی می كرده است را نقاشی می كند شاید به نوعی بتوان گفت،كه شعر او نوعی «ایدیل»Idyl ۳ است. این مظاهر زندگی در اشعار او گاه با ترسیم مناظر آن محیط و گاه با واژگان محلی و گاه با عناصر طبیعی آن محیط مثل : دریا،موج،جنگل،صخره،آب و... نمایان می شوند . به مثال هایی در مورد ترسیم مناظر و محیط اطراف زندگی شاعر دقت كنید :
« تا كرت را ، به قهقهه بنشیند
در آفتاب دهكده ، بلدرچین
باید شكست پشت مترسك را
در انحصار وسعت شب،پر چین
از لانه های مورچه، شبنم را
باید چو آفتاب به در آورد
و دشت را كه سوخت تب باران
از انفجار ابر، خبر آورد .» ۴
« آه جنگل را چه پیش آمد ؟ - كه جنگل زاده را
بسته در قنداق رویاهای خود،اكنون تفنگ» ۵
« تا به دلخواه كبوتر سفر اندازد برنج
كاش در باران اشكم قد بر افرازد برنج »۶
« انزلی،
زیبایی اش را
باز می تاباند
در شرجی آیینه ای كه نگاه توست
قایق ها
آدم ها
و اسكله های لمیده به پهلو»۷
« با تو میان مزرعه می گردم
در آسمان آبی "دارستان"
می رانمت چو زورقی از الماس
در شط آفتاب انارستان
آن گاه تو! به نرمی یك گلبرگ
سر می نهی به شانه ی من،از شرم»۸
او چنان غرق محیط می شد كه انگار جزیی از آن و در آن حل می شد. او جنگلی را ترسیم می كند كه سال ها قبل میرزا كوچك جنگلی در آن بوده است:
« برنج تلخ ما،كاكل چو در خون رفیقان شست
انا الحق گاه منصوران شالیزار شد جنگل»
جنگلی كه یك صفحه از تاریخ خون را تكرار می كند و در آن فضا،"شفق" خون رنگ است،دامنه ی جنگل (دامون) شعله ور و دریا هم شهاب افشان و در این توفان عصیان،جنگل پرچم دار است. یا از برنج و شالی می گوید و با حسرتی كه از خشك سالی ها و ترس از آن دارد،چنین آواز می كند :
« كاش در باران اشكم قد بر افرازد برنج »
و چنین از قصه ی روییدن برنج می گوید :
«خوشه ! در پستان حسرت،خون ما را شیر كرد
تا كه شیرین قصه ای از غصه آغازد برنج»
او همیشه و همه حال مخالف جنگ و خونریزی بود. تصویری كه از تفنگ می دهد،« آتش افروزی است كه سرود خون می خواند»
و امروزیان در شب اكنون را هشدار می دهد :
«می رود آخر به چشم جنگ افروزان خاك
دود آهی را كه پیچان كرده بر گردون تفنگ»
دغدغه ی خاطر او مثل بسیاری از شمالی ها و بسیاری از كشاورزان روییدن گندم بود.در شعر شیون بسیار از این دغدغه صحبت شده است . حتا در رباعیات او :
« بذری به شیار خاك صحرا شد گم
جویان چو ستاره اش به شب ها مردم
چون خنده ی خوشه بر لب ساقه شكفت
گنجشك سحر سرود : گندم گندم»
تصویر های بسیاری از محیط زندگی اش می دهد،گاه از زیبایی های طبیعی آن سخن می گوید و گاه از مردمی كه سنگ هستند و این موضوع اخیر در شعر زیبای « سنگستان» كه تصویری ست از شهر فومن سال ۱۳۵۵ ش. نمود بسیار دارد. و گاه حوادث و رخداد هایی كه بر این خطه از خاك ایران گذشته است را بازگو می كند.«رودبار» زلزله زده را در سال ۱۳۶۹ ش. به تصویر می كشد ، تصویری درد آلود و تراژیك :
« رود
بی محتوای آبی عشق
كوه
بی خنده های كبك جنون
دشت های شكسته،باد به دست
بی علف
دره های آتشگون
بی كه سنجد،ترانه بار بلوغ
بی كه بیدی،تجسم مجنون
- اشك جوشیده از شكاف درون
آه در بیشه
سرو ناموزون !»
و یا از حادثه ی تلخ همان سال در «منجیل»حكایت می كند:
« در كوچه ی مرگ
كودكی دیدم
كودك تر از او
عروسكی دیدم
پروانه ی جفت مرده-
در مشتش
سنجاقك سرخ
روی انگشتش
بی واهمه از ستیز ساز
- افسوس»
شیون چنان نگاه تیز بینی دارد كه حتابه به ریزترین اتفاقات و رسوم های آن ناحیه نظر دارد. این تصویر را ببینید كه چگونه شیرینی یك فرد را به امر محسوسی تشبیه می كند :
« شیرین تر از تو آری شیون نمی شناسد
خیساب لقمه ای نان در كاسه های شیری»
و این وقوف شاعر است بر محیط اطراف خود. می خواهم این نكته را بگویم كه شیون فومنی به فاصله زیبا شناختی ۱۰(Aesthetie distance) در شعر دست پیدا كرده است .
تجربه های شعری خاص و حتا اجتماعی او چنان در شعرش متحقق شده و عینیت یافته است كه از تجربه ی شخصی و مختص به خود شاعر جدا و ملموس برای همگان شده است. لاسلزایبركرمبی Lasecelles Aber Crombie شاعر و منتقد انگلیسی گفته است :« شاید بتوان گفت كه شعر انتقال دادن تجربه ی ماست. اما برای انسان تنها یك راه ایجاد ارتباط با دیگران وجود دارد و آن این است كه با تهییج و تنظیم قوه ی تخیل خود كاری كند كه تجربه ی او بار دیگر در ذهن شنوده و خواننده نیز تكرار شود .
واژه هایی كه صرفا" از روی دادن تجربه ای حكایت می كنند،شعر نیستند . شعر عبارت است از كلماتی كه بتوانند تجربه ای را به ما انتقال دهد و آن را در ذهن ما چنان هستی ببخشد كه احساس كنیم آن تجربه برای خود ما روی داده است.» برای این كه تجربه ای را در ذهن یك نفر دوباره بیافرینیم،دو شیوه وجود دارد (كه به قول رابین اسكلتن - در كتاب حكایت شعر یكی متعلق به هاپكینز و دگر وردزورت است) شیوه ی اول : به كار بردن زبان به گونه ای است كه همانند سخنرانی های معمولی و آگاهانه با نیرویی از طریق به كارگیری وزن های موثر و تخیلات نیرومند به دست می آید و ما را تحت تاثیر قرار بدهد ( یعنی به كارگیری سخن موزون و خیال انگیز) .
شیوه دوم : تقریبا" چنان است كه با سلب هویت خواننده او را در وضعیت گوینده قرار بدهیم . یعنی زبان را كه بخشی از زندگی روزانه ی اوست به كار گیریم .
به هر حال می توان گفت كه هر شعر كوششی است جهت این كه خواننده شخصیت گوینده ی شعر را بپذیرد. باری هر شعر را می توان نمایشی از «گفت گو های یك نفری» نامید. این هم اندیشی خواننده و گوینده شعر یادآور این گفته ی "تی.اس.الیوت" است :« شعر اصیل پیش از آن كه فهمیده شود ارتباط برقرار می كند». به این بیت زیبا از غزل « در آفتاب امید» از مجموعه ی «یك آسمان پرواز» توجه کنید :
« پر است فصل تو ازهای هوی بلدرچین
پگاه همهمه ی دیم زار تنهایی »
همان طور كه گذشت، رنگ اقلیمی شعر او گاه با دارا بودن واژگانی محلی نمود پیدا می كند.حال با نام مكانی خاص و یا با اصطلاحی،البته این خود نوعی برجسته سازی از نوع هنجار گریزی گویشی است كه در این جا فقط به ذكر چند نمونه بسنده می كنیم :
«می آمد از آغوش "كلپردار"
با جبه ی شالی و دستار صبور چای
"كسما"- بلند آوازه از نامش
"ماسوله" شادیخوار پیغامش
فومن "چموش پاتاوه" همگامش
همراه حشمت ها و حیدر ها»۱۱
همان طور كه می بینید نام های خاصی در این بند از شعر نمایان است ."كلپردار" به ضم اول،اوجا، همان درخت معروف نارون است به ارتفاع سی متر و به قطر بیش از یك متر که دویست سال عمر می كند.«كسما و ماسوله»: دو بخش بزرگ از شهرستان های صومعه سرا و فومن است و «چموش پاتاوه» اصطلاحی است به لهجه ی محلی گیلان به معنی بزك كرده ، آراسته،آماده .
« خیال كاشفم را كم مگیر از ساده اندیشی
كه بر ترك غبار از نی سواری های دامونم » ۱۲
« دامون» به لهجه ی محلی گیلان « دامنه ی جنگل» را گویند .
« او به ایرانی ترین آواز بزم افروز گل
من به گیلانی ترین پرواز قرآن خوانكم» ۱۳
«قرآن خوانك» به لهجه ی محلی گیلان « پروانه» را گویند .
این رنگ و صبغه ی اقلیمی شعر شیون همان طور كه اشاره كردیم گاه با ظهور عناصر محیط طبیعی نمایان می شود. عناصری كه شیون عمری با آنها زیسته است و حس و لمس شان كرده است.او زاده ی سرسبز ترین منطقه ی ایران زمین است،با دشت هایی فراخ و سرسبز كه دل هر شوریده ای را پرواز می دهد.

وبگردی
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهوری معتقد است که ما یک بار برای همیشه باید مشکل مشروعیت و مقبولیت را در کشور حل کنیم. این درست نیست که بخشی از نظام هم مشروع باشد هم مقبول اما بخش دیگری که از دل همین نظام در آمده است فقط مقبول باشد.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه - برنامه کامل خندوانه با حضور مهران مدیری مهمان ویژه برنامه عید فطر برنامه خندوانه بود و این قسمت از مجموعه خندوانه را خاص کرد.
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید!
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید! - بر این اساس، ورزشگاه‌های دستگردی، تختی، معتمدی، آزادی، شیرودی، بوستان‌های گفت‌وگو، طالقانی، ولایت، پردیسان، هنرمندان، پارک شهر و ضلع شمالی ساختمان مجلس شورای اسلامی به عنوان محل‌های مناسب تجمع در تهران تعیین شده‌اند و از این پس معترضان می‌توانند در این محل‌ها تجمع کنند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!