یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Sunday, 22 April, 2018

جزئیاتی که آموزش موسیقی به آن نیاز دارد


جزئیاتی که آموزش موسیقی به آن نیاز دارد
یك تمرین خوب با یك برنامه خوب و صحیح آغاز می شود. اگر شما ۵ دقیقه تمرین را در برنامه یك روز شلوغ خود جا می دهید یا یك بعدازظهر كامل را صرف این كار می كنید، باید نحوه درست تمرین كردن را بدانید.تمرین كردن جزئیات زیادی دارد كه آموزش موسیقی محتاج آن است. البته قطعاً زمانی كه به درستی تمرین می كنید هم مسائلی از قبیل مشكلات موجود در قطعات، شگفتی های پنهان در آنها و تجربه های تازه هم به وجود می آید. اما می توانید از قبل خود را برای آنها آماده كنید. یك برنامه صحیح به شما شیوه تمركز حواستان روی یك مشكل برای برطرف كردن آن را آموزش می دهد. منظور من از برنامه، توالی خشك یك سری فعالیت نیست. به جای خطوط خشك از پیش تعیین شده زمان فعالیت ها، در جست وجوی روش طبیعی كه می توانید این كارها را انجام دهید، باشید. برای مثال قبل از اجرای یك اثر حتماً به آن فكر كنید، در زمان حال اجرا كنید و در آینده به اجرایتان گوش كنید و راجع به آن بیندیشید. می توانید در همه موارد از این روش استفاده كنید مثلاً برای آینده برنامه ریزی كنید، سپس آنها را انجام دهید و بعد ببینید آیا واقعاً آنچه را كه از قبل انتظارش را داشتید، انجام داده اید یا خیر. اگر از این زاویه نگاه كنید، تمام این كارهایی كه انجام می دهید برنامه اند. اگر قبل از شروع فعالیت به آن فكر كنید، برنامه شما دقیقاً شكل كارهایی كه انجام می دهید را به خود می گیرد. حتماً باید قبل از شروع كار بدانید كه چه می خواهید بكنید. بعد از آن متوجه خواهید شد كه تمرینات شما چقدر خوب پیش رفته است. همیشه برنامه ریزی از درون ذهن شروع می شود اما اجازه ندهید كه در آنجا باقی بماند. تصمیم هایی كه گرفته اید و كارهایی كه انجام داده اید (با ذكر اینكه در كدام یك از آنها موفق بوده اید و در كدام یك شكست خورده اید) را در جایی ثبت كنید، پس از مدتی آنها راهنماهای باارزشی برای شما خواهند شد. معلم های با تجربه و نوازندگان حرفه ای هم از همین ایده ها استفاده كرده اند. كتاب های فراوانی راجع به آموزش تمرین موسیقی نوشته شده است كه پایه بیشتر آنها همین برنامه های روزانه بوده است. معلم ها با استفاده از فهرست های رپرتوار، برنامه های پیشرو آموزشی، تقویم تكالیف و سرفصل های دیگری از این قبیل، این كتاب ها را نوشته اند. شما هم می توانید به جای خلق دوباره این روش ها، از آنها به درستی استفاده كنید. هاف لپوف ویولنیست آزاد و معلم معروف كالیفرنیایی، روش های جالبی برای تدریس ارائه داده است. او از صفحه های جدول بندی شده و فهرست های كار استفاده می كند. خودش می گوید: «استفاده از این روش ها برای سازمان دادن به تمرینات شاگردانم است. من در ابتدا خودم فقط از كاغذ های سفید برای تمرینات شخصی ام استفاده می كردم اما اكنون باید قطعات زیادی را تمرین كنم بنابراین، برای اینكه مطمئن شوم برپایه مشخصی حركت می كنم، خودم هم این جدول ها را مورد استفاده قرار داده ام.» بری گرین نویسنده كتاب ماندگار «بازی درونی موسیقی» با اضافه كردن مطالبی به مجله درس های بازی درونی موسیقی، آن را به صورت یك دفترچه فشرده برای دانشجویان و دانش آموزان درآورده است. در این دفتر فضاهایی برای نوشتن اهداف كوتاه مدت، میان مدت و طولانی مدت دانشجویان در زمینه كار در نظر گرفته شده. همین طور سئوالاتی راجع به نحوه آماده كردن قطعات از دانش آموزان شده است. الیزابت میلز معلمی متعهد و بسیار جدی است كه كمك های زیادی به متد سوزوكی كرده و شاید شما بیشتر آن را به عنوان ویراستار و حامی متد سوزوكی بشناسید. او دو كتاب تاثیرگذار در متد سوزوكی و فهم این متد نوشته است كه هنوز هم جزء منابع معتبر در تدریس این متد محسوب می شود. میلز چند سال قبل، دفترچه هایی از مباحثی كه هنگام تدریس از آن استفاده كرده بود به نام «حاصلخیزی مطالعات موسیقی» به من داد، سرفصل های این كتاب بسیار آشنا بودند: اهداف، تكالیف، تمرین های ضبط شده، لیست رپرتوار و اجراهای ضبط شده. او با استفاده استعاری از میوه درخت و رشد آن به كل مجموعه گرما و صمیمیتی داده بود. این نقاشی ها تمام جزئیات را به دقت بیان می كردند: از آماده كردن زمین (گوش دادن)، كاشتن بذرها (شروع تمرین)، تا جوانه زدن، رسیدن میوه، هرس كردن و شكل دادن و در آخر میوه رسیده (اجرا كردن). این تصویرهای مفید، به سازماندهی تمرینات كمك زیادی می كنند. اگر از ایده كنار هم قرار دادن برنامه ها تمرین خود وحشت دارید و علاقه مند به استفاده از روش های اصلی هستید، می توانم سه برنامه چاپ شده را به شما معرفی كنم. آنها ابزارهای متفكرانه تمرین هستند و راهنماهای خوبی برای شما خواهند بود. هر سه آنها دفترچه های محكم ۲/۸۱ در ۱۱ اینچی هستند و در برخی ویژگی های موضوعی به هم شبیه اند. اما هر كدام روش های خاص خود را دارند و هیچ كدام یك برنامه بزرگ خارق العاده كه برای همه مناسب باشد، نیست. «طراح تمرین موسیقیدان ها» را در سال ۱۹۹۹ نشر مولتو موزیك چاپ كرد. اكنون این كتاب به چاپ دوم رسیده است. برای خرید آن می توانید به سایت http://www.moltomusicbooks. com مراجعه كنید، این كتاب را اشتفانی دیلزبك نوازنده ویولا و همسرش دیوید موتو نوازنده گیتارباس الكترونیكی نوشته اند. آنها این كتاب را برپایه تجربه هایشان هم به عنوان معلم و هم نوازنده نوشتند. این برنامه ۶ دلار و ۹۵ سنتی به طور قطع راهنمای مناسبی برای انجام صحیح تمرینات است. صفحه های آن برای ۴۰ هفته تمرین (دو و نیم سال مدرسه) طراحی شده. در آن چند صفحه اضافه برای نگارش نت و ثبت تمرین ها در نظر گرفته شده است. صفحات برنامه درس های هفتگی مخصوص معلم ها است. صفحه های این كتاب شطرنجی هستند و فضایی را برای نوشتن تكالیف، گرم كردن دست، اتودها، تمرین ها و رپرتوار دارند. در صفحه پشت تمرین ها روزانه كل فضا متعلق به دانش آموز است كه مسائل اولیه تمرین مانند سرعت مترونوم، زمان انجام هر تمرین و كل زمان تمرین در یك روز، در آن یادداشت می شود. تاكید این كتاب به وضوح روی مدیریت زمان و ایجاد اهداف مناسب برای تمرین است. ریلزبك گفت تاكنون چندین معلم از این كتاب استفاده و همه آنها نتیجه را رضایت بخش اعلام كردند. او اضافه كرد: «می توان برای كودكان با مدادهای رنگی و ستاره ها به آن نشاط بخشید. برنامه بزرگسالان می تواند جدی تر باشد، آنها باید از مدادهای تیره یا جوهر استفاده كنند.» این عادلانه نیست!...
من هم مدادرنگی و ستاره ها را می خواهم! تمرین كردن امر مهمی است، اما نشاط بخشیدن هم به آموزش كمك می كند. اگر به دنبال چیزی عمومی تر از تاكید مطلق روی برنامه ریزی استفاده از زمان می گردید، می توانید «ثبت كردن تمرین موسیقیدان ها» را امتحان كنید. در این كتاب راجع به روانشناسی تمرین كنندگان هم تحقیق شده است. بارتون كاپلان نویسنده این كتاب، سمینارهای زیادی در مورد موضوع تمرین كردن در سراسر دنیا برگزار كرده است. او از این كتاب به عنوان یك ابزار در تدریس تمرین كردن سود جست. این كتاب علاوه بر تقسیم بندی زمان، یك رابطه احساسی با تمرین كنندگان در مورد تجربه تمرین، برقرار می كند. در تكمیل تصویرها و جدول های این كتاب ثبت: مودها، وقفه ها، ایده ها و حس زمان تمرین بسیار نقش دارد. ۱۵ صفحه اول این كتاب راهنمایی های مستقیمی برای استفاده از این روش را به خواننده می دهد. و پس از آن باید برنامه تمرین روزانه ۱۶ هفته، به صورت نوشتن تمرینات روزانه و خلاصه وضعیت هر هفته، یادداشت شود. در نمودارها و صفحات مخصوصی از این كتاب باید راجع به تكنیك رپرتوار اجرا شده و اجراهای ضبط شده، مطالبی نوشت. كاپلان می گوید: «در مدت ۸ سالی كه در مدرسه منهتن تمرین كردن را تدریس می كنم، با دانش آموزان توافقاتی كرده ام: قرار است اگر آنها این جدول ها را پر كنند با نمره الف قبول شوند. هیچ گاه به محتوای مطالبی كه نوشته اند نمره نمی دهم، بلكه فقط باید به طور كامل آن را انجام داده باشند. پركردن جدول ها و این صفحات خیلی وقت گیر نیست. و در پایان تنها یك ماه دانش آموزان راهنمایی های ارزشمندی را در اختیار دارند.» «ثبت كردن تمرین موسیقیدان ها»، قسمتی از یك سیستم خوب فكری است و هركس با استفاده از آن می تواند بهره ببرد. در این مقاله ممكن است، كارهایی كه در این كتاب خواسته شده، سخت به نظر برسد. اما حقیقتاً این گونه نیست، می شود آنها را خردخرد انجام داد و این كار كمك بسزایی در فهم رابطه افراد با تمریناتشان، می كند و این خیلی مهم است. كتاب راهنمای تمرین «راهنمایی موسیقیدان ها به نتایج مثبت اتاق تمرین» نوشته لیندا م. گیلبرت كتاب بسیار جذابی است و روی هوشیاری در تمام لحظات تمرین تاكید می كند. این كتاب با یك متن كوتاه تحت عنوان «ابزارهای پایه ای تمرین» كه ماهرانه به موضوعات مهمی مانند بدن، حالت بدن، تنفس هنگام اجرا (البته این مبحث بیشتر به نوازندگان سازهای بادی كمك می كند، اما نوازندگان سازهای زهی هم كه نفس می كشند، می توانند از آن استفاده كنند)، مراقبت های جسمی، تمركز و توجه، اهداف و راه های آموزش و نحوه تمرین كردن اختصاص یافته است. كتاب راهنما را نشر دامور به قیمت ۱۳ دلار و ۹۵ سنت منتشر كرده است. این كتاب به دو موضوع مهم اشاره می كند: نخست آنكه تمرین كردن مهارتی است قابل یاد گرفتن و می شود در آن پیشرفت كرد. من با تمام وجودم آن را قبول دارم. دوم آنكه تمام مطالب این كتاب برای رابطه خاص معلم با هنرجو در نظر گرفته شده است. برنامه ریزی روزانه تمرین شامل یك فهرست ۲۵ موردی است.(مهم ترین آنها توجه به آرتیكولاسیون، سرعت آرشه، دینامیك و اینوناتسیون است.) به خاطر گستردگی شیوه های این كتاب ها و قیمت مناسب آنها، من تمام خوانندگان را به خرید هر سه كتاب تشویق می كنم. این فقط نمونه كوتاهی از برنامه های نوشته شده است. متدهای بسیار زیادی وجود دارند كه آنها هم ایده های سودمندی دارند. مهم است كه بدانیم این برنامه ها تنها یك وسیله اند، نه تكلیف. هدف تمام آنها ایجاد پشتكار برای تمرین صحیح است، چیزی كه بیشترین خدمت را به یك موسیقیدان می كند.
منبع: مجله Strings

ترجمه: هستی نقره چی


منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

انحطاط نبوغ از دست رفته (۲)

انحطاط نبوغ از دست رفته (۲)
•یا شاید به سبب محدودیت های نهفته در كنه تخیل موسیقایی شما!
شاید. با این حال می توانم از برخی اجراهای «روبرت كازه ده سو» در آن دوران به نیكی یاد كنم. حتی امروز هم تعدادی از آنها را در آرشیو نگهداری می كنم. اجراهای او به همراه اركستر كنسرواتوار پاریس نبوده؟
•همین طوراست.
شاید تعجب كنید اما من «الین جویس» را هم می پسندیدم.
•من مطلقاً نواختن او را نشنیده ام.
او در نهایت وفاداری و اخلاص موتسارت می نواخت. چند هفته پیش مجدداً پس از ۲۰ سال یكی از اجراهای بسیار قدیمی او را از سونات۵۷۶ K شنیدم. این خانم پیانیست فوق العاده ای بود.
•و در مورد رهبرهای اركستر؟
هیچ یك از متخصصان امروزی موتسارت نظیر «برونو والتر» یا «توماس بیچام» مرا آنقدر جذب نكرده اند كه متخصصان بتهوون نظیر «واین گارتنر». از سوی دیگر مهمترین رهبر آثار موتسارت كه تا به حال شنیده ام به رغم پركاری چندان مشهور نیست!
•نامش؟
«یوزف كریپس»!
•اوه، جدی؟
خب او شاگرد «واین گارتنر» بوده.
•بله. همین طور است.
تا دهه پنجاه من به هیچ وجه «كریپس» را نمی شناختم. اما زمانی رسید كه به یك باره كشف كردم او قادر است بنایی را كه همچون سمفونی های «بروكنر» حتی بر روی كاغذ غیرقابل كنترل و ملال آور به نظر می رسیدند در نهایت استحكام، مجسم و به رخدادهایی جالب توجه بدل كند. اجراهای او از موتسارت ساده و ترد و درخشان هستند. تصور نمی كنم ضبط های او به همراهی اركستر Concertgebouw هیچ گاه كهنه شوند. «كریپس» در میان نسل خود بیش از هر كس دیگری دست كم گرفته شد. اگرچه اندك رهبرانی نظیر «جورج سل» و «راینه كه» تا حدی از دقت عمل كریپس برخوردار بوده اند اما از كریپس «اندكی بیشتر» ساخته بود.
•موافقم. اما آیا می توانی این «اندكی بیشتر» را تشریح كنی؟
مطمئن نیستم. اول از همه اینكه او به معنای كامل كلمه ساده و بی پیرایه بود. اطلاع دارم كه تعدادی از همكارانم او را مصراً «هالو» می نامیدند. او در هر كاری به عاقبت امر اعتنایی نداشت. هر زمان كه در مورد موسیقی صحبت می كرد برایش مهم نبود كه موضوع درباره «موتسارت» است یا «مالر» چرا كه آرای او حاكی از یك احاطه عمیق بر پارتیتور تمامی این آثار بود، تسلطی به واقع هولناك! اما از طرف دیگر واژه هایی كه او برای ابراز دیدگاهش به كار می گرفت به طرز درخشانی ساده و ابتدایی بودند. این تلفیق از درك عمیق و گسترده او و همچنین معصومیت كودكانه اش یك تاثیر فوق العاده بر جای می گذاشت. همچون گوش سپردن به متالهی كه ضمناً مومن نیز هست (چرا كه الزاماً چنین نیست) گویی در گوشه ای ناپیدا از آیین هدایت، آمده كه دست كم برای لحظه ای، هیچ گونه شكی روا نیست.
•آیا هنگامی كه با «كریپس» همكاری می كردی، او همچنان چنین بود؟
به طور مطلق بله. به هیچ وجه خصوصیات دیكتاتورگونه نداشت. آدم به قدری احساس آزادی داشت كه می توانست پیشنهادهای خود را هم ابراز كند. در خاطرم هست كه یك بار موفق شدم او را متقاعد كنم كه وجود برخی علایم دینامیك در موومان آهسته كنسرتو پیانو شماره ۲ بتهوون به كلی غیرقابل توجیه است و او در پاسخ از تمام نوازندگان حاضر در اركستر خواست تا پارتیسیون مقابل خود را اصلاح كنند. با تمام این اوصاف، زمانی كه شما در جایگاه خود قرار می گیرید تا به همراه او اجرای موسیقی را آغاز كنید، حالتی رخ می دهد كه تنها می توانم آن را به نوعی هیپنوتیسم تشبیه كنم. او چنان به شما نگاه می كند كه گویی از آغاز یك پروسه آگاهتان می سازد. پروسه ای كه شما در آن می توانید تنها با مشاركت دیگران عمل كنید و ضمنا خواسته ای غیر از این نمی توانید داشته باشید و همه چیز در موعد مقرر شكوفا شده و به جلو می رود. در چنین لحظه ای او ضرب نخست را به اركستر می دهد و همه چیز دقیقاً به همان شكل پیش می رود: یك جادوی ناب!
• خب، پس تجربه موتسارت نواختن به همراهی او می بایست برای شما فوق العاده بوده باشد.
من هیچ وقت با او موتسارت ننواختم.
•چرا؟
مطمئن نبودم، به همین سادگی! می دانستم كه جدل های ضدموتسارتی من نمی توانست كریپس را متقاعد سازد. شما نمی توانید به یك وینی بقبولانید كه موتسارت یك آهنگساز بی مایه است. از سوی دیگر نمی توانستم در اشتیاق او به موتسارت سهیم باشم. پس به این نتیجه رسیدم كه هرگونه همكاری مشترك میان ما به منزله نوعی ناسزاگویی خواهد بود. ناسزا نه به موتسارت بلكه به اشتیاق كریپس كه موجب می شد او به انجام چنین معجزاتی در موسیقی نایل شود. او هیچ گاه نفهمید كه امتناع من از همكاری با او در اجرای موتسارت، ریشه در احترام و تحسین من به وی داشت. یك بار او مصراً از من خواست تا كنسرتو پیانو شماره ۲۴ موتسارت را از اول تا آخر بخوانیم. در آن اتاق پیانو نبود. باید خاطرنشان كنم كه او كل رپرتوار آهنگسازان آلمانی زبان را از بر بود و به راحتی و بدون داشتن پارتیتور همان كارهای شگفت آورش را ادامه می داد. من بخش های مربوط به فاگوت ها و ویولنسل ها را می خواندم و كریپس همچنان كه آواز می خواند، با اشاره دست اركستر فرضی را فرا می خواند. هیچ گاه در زندگی ام بیش از آن دقایق كه مجال استراحت و صرف چای بود، اینچنین به موتسارت عشق نورزیدم. چه پیش از آن و چه پس از آن!
•ب.م: حال اگر قرار می شد برای شخصی نظیر كریپس شرح بدهی كه موتسارت را دوست نداری، چگونه این كار را می كردی؟
گ.گ: یعنی بدون در نظر گرفتن هیچ گونه مراعاتی؟
•دقیقاً. بدون هیچ ملاحظه ای و بدون توجه به سن و تجربه و توانایی و هر چیز دیگری در طرف مقابل.
ببینید مشكل همین جا است. شخصی همچون كریپس، دست كم از نظر من، با چنان حرارتی از موتسارت سخنرانی می كند كه به واقع غیرممكن خواهد بود به او القا كرد كه طی این همه سال به خدایی جعلی ایمان داشته است. من كاملاً سردرگم بودم كه از كجا می بایست آغاز كنم.
•چرا سعی نكردید؟
خیلی خب. تصور می كنم ادامه بحث ما می بایست به نوعی اعتراف از سوی من بینجامد. در تصویری كه من از موسیقی نظاره می كنم یك نقطه كور یكصدساله وجود دارد. از یك سو «هنر فوگ» [اثر باخ] و از سوی دیگر «تریستان» [اثر واگنر]. هر آنچه كه در این میان هست، در بهترین حالت، تنها موجب تحسین من می شود اما دل سپردن... هرگز!
•تمامی آنچه كه هست؟
در واقع نه همه. استثناهایی هم می توان یافت، همچون اندك تعدادی از آثار هایدن و بعضی از كارهای فرزندان باخ و همچنین تا حدی لحن روستایی بتهوون در آثاری نظیر موومان نخست سونات شماره ۲۸ یا سراسر سونات شماره ۱۵ و البته در این بین یك استثنای دیگر: «فوگ بزرگ»! و با اینكه مطلقاً روستایی نیست اما به زعم من یكی از حیرت انگیزترین پدیده های موسیقی به شمار می رود.و سپس «مندلسون»! البته «مندلسون»ی كه برای پیانو، موسیقی ننویسد. تصور می كنم كه پیش از این یك بار به شما اعتراف كرده بودم كه قطعاً شنیدن Paulus [اثر مندلسون] را به «میساسولمنیس» [اثر بتهوون] ترجیح می دهم.
•و من از سر حیرت زبانم بند آمده بود.
تصور می كنم همین طور بود.

وبگردی
دادستانی که به قانون تمکین نکرد
دادستانی که به قانون تمکین نکرد - نکته دیگری که برای شخص من در ماجرای مرتضوی بسیار مهم‌تر از شرایط او در زندان است، عدم تمکین ایشان به قانون است. مرتضوی به عنوان یک دادستان و شخصیت‌های برجسته و بانفوذ قوه قضائیه حاضر نشد به قانون تمکین کند. حالا دیگر اهمیتی ندارد که مرتضوی در بند 241 باشد یا 309 یا چقدر به مرخصی بیاید، مهم این است که اتفاقات اخیر نشان داد که او هیچ پایبندی به قانون نداشته و ندارد
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر - سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر از 30 فروردین با حضور فیلم سازانی از ایران و نمایندگانی ازسینمای 78 کشور جهان تا 7 اردیبهشت در پردیس سینمایی «چارسو» برگزار می شود.
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک!
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک! - کتک خوردن دختری که جز التماس دوستانش هیچ فریادرسی ندارد از یک پلیس زن عضو گشت ارشاد که ماموران مرد هم آنها را همراهی می کردند، آنقدر دردناک است که کمتر وجدان بیداری به آن واکنش نشان نداده است.
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها - بررسی حضور زنان در ورزشگاه ها با حضور نرگس آبیار، لاله افتخاری، حمید رسایی، حجت الاسلام محسن غرویان و فائزه هاشمی.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت - سعید مرتضوی که در روزهای گذشته خبری از او نبود و حتی سخنگوی دستگاه قضایی گفته بود حکم جلبش صادر شده اما گیرش نیاورده‌اند، به گفته همسرش در تهران است.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!