جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷ / Friday, 25 May, 2018

نگاهی به فیلم ساعت ها


نگاهی به فیلم ساعت ها
استفن دالدری با دستمایه قرار دادن بیوگرافی یك نویسنده برای ساخت فیلمش به طرح مفاهیم عمیقی چون انتخاب، سرنوشت، هویت و مرگ می پردازد. شخصیت اول فیلم ویرجینیا وولف به خاطر حرفه اش كه نویسندگی است به آفرینش شخصیت هایی دست می زند كه سرنوشتشان را در دست دارد و در قلمرو خود كه چارچوب رمانش است این آزادی را دارد تا هرگونه كه بخواهد سرنوشت آنها را رقم زند. وولف البته خواهان تعیین سرنوشت خود نیز هست و از اینكه دكتر و همسرش به دلیل آنچه مشكل عصبی می خوانند، او را محدود كرده اند و در شهری كه او دوست ندارد، حبسش كرده اند، شكایت دارد.ساعت ها با سه داستان موازی روایت می شود. زندگی ویرجینیا وولف با بازی نیكول كیدمن، لورا (جولین مور) كه مشغول خواندن داستان وولف و در زمان آینده است و كلاریسا (مریل استریپ) كه دوست ریچارد (پسر لورا) است. اینها در واقع همگی توسط وولف خلق شده اند و او نزدیك ترین شخصیت به خود را كه مردی به نام ریچارد است و قرار است جایزه ادبی مهمی به او داده شود، در داستانش می كشد، چرا كه «با مرگ یك نفر بقیه قدر زندگی را بهتر می دانند» و این جمله ای است كه وولف در جواب همسرش كه در مورد ضرورت وجود مرگ در رمان می پرسید، عنوان می كند. ریچارد و وولف كمبود هویت و عقده حقارت ندارند و بدین خاطر جایزه «یك عمر فعالیت هنری» را نوعی تعارف كلیشه ای می دانند. در حقیقت آنقدر رشد كرده اند كه نیاز به تقدیر ندارند و آنها را ارضا نمی كند. ریچارد شریك افتخار شدن را «جهالت محض» می داند.تصاویر ابتدا و انتهای فیلم وولف را نشان می دهد كه جدا از همه علت ها همانند ریچارد به زندگی خود پایان می دهد و برای همیشه به طبیعت می پیوندد و روح خود را آزاد می كند. شباهت های فراوان این سه داستان به عمد و به خاطر یكی شدن مضمون و به تصویر كشیدن و معرفی بیشتر شخصیت ویرجینیا وولف همان نویسنده معروف و علت خودكشی اش است. فیلم پر از موتیف هایی است كه به واسطه آن روی تشابه شخصیت ها تاكید می كند، موتیف هایی چون زنگ ساعت ها (كه تاكید بر گذر و مفهوم زمان است)، آوردن گل البته در رنگ های متفاوت، دادن مهمانی و حس افسردگی. حتی كلاریسا هم با وجودی كه تظاهر به شادی و نشاط می كند، افسردگی اش را پنهان می كند و این نكته ای است كه ریچارد به آن اشاره می كند.كلاریسا ظاهراً اعتماد به نفس دارد اما دلهره درونی او در رفتارش مشخص است. كلاریسا بسیار سعی دارد با امیدی مصنوعی ریچارد را وادار به زندگی كند، اما ریچارد می میرد چرا كه او همان وولف است كه قبلاً به زندگی خود پایان داده است.فضاهای طراحی شده خانه وولف تاریك است و شباهت زیادی به داستان های كافكا و صادق هدایت دارد كه حكایت از روح مغموم او دارد. ریچارد كلاریسا را محكوم می كند كه مهمانی هایش برای پنهان كردن سكوتش است. همان سكوت مرموزی كه سرانجام داستان را رقم می زند. در سكانس تشییع پرنده مرده می شنویم كه «هر كس یه موقع می میره. شاید الان نوبت پرنده است» در پس زمینه تصویر وولف ایستاده و نوبت خود را انتظار می كشد. خوابیدن وولف بغل پرنده مرده و كلوزآپ از صورت او و پرنده مقدمه و نشانه پر كشیدن مرغ روح او در آخر داستان است. وولف از زندگی بی محتوایش خسته شده و حتی تلاش او برای خودكشی كه در سومین مرحله جواب می دهد (همانند هدایت) نوعی جست وجوی حیات است. او از زندگی «توخالی» بیزار است و ترجیح می دهد كه نباشد تا اینكه به روزمرگی تن دهد. وولف جایی سخنش را از زبان ریچارد به نقل از كلاریسا مطرح می كند.كلاریسا می گوید كه ریچارد معتقد است او به زندگی معمولی خو كرده است. وولف با وجودی كه زن ها را «كمرنگ تر» می داند، ترجیح می دهد كه قهرمان زن داستانش زنده بماند و ریچارد بمیرد.
در پایان می بینیم كه با وجود رضایت همسر وولف در مورد رفتن به لندن باز هم وولف نویسنده آرام و قرار ندارد و به نظر می رسد لندن هم دیگر او را راضی نمی كند. او می خواهد به سفر دورتری برود، به همان جایی كه از آن آمده، چنان كه در پاسخ آن كودك راجع به مفهوم مرگ نیز همین جواب را می دهد. وولف خواهان آزادی انتخاب و «تصمیم گیری» است و شكل گیری ماهیت انسان را در این مسئله می داند و می خواهد هر طور شده پوسته دور خود را پاره كند. او از آن دسته آدم هایی است كه در چارچوب نمی گنجد و طبق میل دیگران درنمی آید بلكه می خواهد خود را بازآفرینی كند و تولدی دوباره بیابد. خودكشی هر دو نویسنده را شاید بتوان سرانجام نبود عشق به دیگری تفسیر كرد، چنان كه حس دلمردگی بر كلیه فضای فیلم غلبه دارد.مفهوم زمان در این فیلم دگرگون می شود. هم در طریقه روایت فیلم و هم در دیالوگ های قهرمانان داستان. پشیمانی وولف از كشتن لورای افسرده و در عوض كشتن شوهر او كه بسیار امید به زندگی دارد و همچنین پسر لورا (ریچارد) در سن پیری همگی تناقضاتی هستند كه در زندگی وجود دارد. این مسئله می تواند اشاره ای به مفهوم سرنوشت و تقدیر و كنترل آن توسط نیرویی برتر را مطرح نماید. وولف با مرگش زندگی های پوچ را نقد و «زندگان» را تشویق به زیستی آگاهانه می كند. از نقاط قوت فیلم كه بدان انسجام می بخشد، بی تردید تدوین حساب شده آن است كه سبب یكپارچگی و وحدت موضوعی آن شده است.بازی های روان و حرفه ای نیكول كیدمن كه با قبول ریسك نقش سختی را به خوبی ایفا می كند (او تا پیش از این به جز در چند مورد مانند چشمان باز و بسته دیگران) بیشتر یك ستاره پول ساز سینماها بود و با این نقش توانایی های بالقوه اش را نمایان تر كرد و اد هریس (ریچارد) كه نقش یك بیمار و نویسنده به آخر خط رسیده و مضطرب و بی قرار را به نمایش می گذارد و جولین مور كه سعی دارد جلوی پسرش خود را آرام نشان دهد، با بچه ای در شكم حس یأس و ناامیدی را كاملاً می توان در چهره اش دید و همچنین مریل استریپ با آن شلوغ بازی هایش كه ریتم تندتری به فیلم می دهد و ناگهان تماشاگر را درگیر مقدمات مهمانی اش می كند همگی تاثیرگذار درآمده است. موسیقی فیلیپ گلس كه دالدری آن را با وسواس فراوان انتخاب كرده است، از نقاط عطف فیلم است. ساعت ها در مورد عمر محدود، فرصت و زمان اندك و گذرایی كه هر آدمی در اختیار دارد و چگونگی و كیفیت آن است.ویرجینیا به عنوان یك روشنفكر نگران است و دغدغه آن را دارد كه زندگی مردم به بطالت و روزمرگی بگذرد و به نوعی همان طور كه پیشتر عنوان شد، شاید خود را قربانی می كند تا بلكه هشداری باشد و بقیه ارزش عمر را بیشتر بدانند. مرگ ویرجینیا پایان زندگی او نیست.

مجتبی عبداللهی


منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

نگاهی به فیلم «گل های پژمرده»

نگاهی به فیلم «گل های پژمرده»
فیلم گل های پژمرده تصویرگر نوعی چرخش غیرمتعارف است که تنها کارگردان عجیب و غریب و مستقلی چون جیم جارموش می تواند آن را در دم دست ترین قالب هالیوودی بریزد:فیلم جاده ای. جیم جارموش با ایجاد توازنی حساب شده میان درام و کمدی، ما را به سفری در زمان حال می برد تا یادآوری کند که گذشته ها گذشته و جاده هایی که قدم در آنها نگذاشته ایم هرگز کشف نخواهند شد.آن عده از مخاطبانی که دوست دارند فیلم پایانی شسته و رفته داشته باشد به احتمال زیاد نمی توانند تا پایان آن دوام بیاورند و با سرخوردگی سینما را ترک خواهند کرد.
این فیلم داستانی را روایت می کند و در پی هیچ راه حل خاصی نیست، که البته نیازی هم به داشتن راه حل ندارد. در پایان متوجه می شویم که کشف رازهای فیلم گل های پژمرده امری بی ربط است و مهم آن است که سفر ما را تا به کجا کشانده است.نیم نگاهی به روند فعالیت های حرفه ای بیل موری شاید خالی از لطف نباشد. این بازیگر فیلم های کمدی زندگی حرفه ای خود را با فیلم های جنجال برانگیزی چون «روح شکن ها»، «درجه داران ارتش» و «روز گراندهاگ/ افسانه روز دوم ماه فوریه» آغاز کرد. اما پس از مدتی، موری از بازی در پروژه های بزرگ هالیوودی دست کشید و در فیلم های کارگردانان مستقل بازی کرد (برخی معتقدند او با این کار مسیر اشتباهی را انتخاب کرده است که در واقع خیابانی یک طرفه است). اساساً باید گفت که سبک موری در فیلم هایش هیچ تفاوتی با گذشته نکرده است- او همانند گذشته خونسرد و کم حرف است، هنوز هم می تواند به راحتی ما را به خنده وادارد- تنها تفاوتی که با گذشته کرده این است که دیگر برای گرفتن پول های هنگفت خودش را به زحمت نمی اندازد. در عوض، خود را از کانون توجه کنار کشیده و هنر و استعدادش را در اختیار کارگردانان خلاقی چون جارموش، سوفیا کاپولا و وس اندرسون گذاشته است.
در گل های پژمرده، موری نقش دان جانستون را (که حرف «ت» در نام خانوادگی اش اهمیت زیادی دارد) بازی می کند، دن ژوانی که دیگر جوانی را پشت سر گذاشته است؛ مردی که به خاطر داشتن تعدادی روابط احساسی ناکام، گذشته ای مغشوش و به هم ریخته دارد. دوست فعلی او شلی (ژولی دلپی) قصد دارد او را ترک کند چون احساس می کند فقط نقش محبوب او را دارد و قرار نیست ازدواج کنند. بعد از رفتن شلی، دان می کوشد از دوران بازنشستگی خود نهایت لذت را ببرد (او قبلاً در زمینه رایانه فعالیت می کرده و ثروت خوبی جمع کرده است) مثلاً مقابل تلویزیون بزرگ پلاسمایی اش لم بدهد و فیلم تماشا کند؛ او عاشق لم دادن کنار تلویزیون و خوردن سیب زمینی سرخ کرده است. تا اینکه یک روز نامه ای به دستش می رسد.نامه درون پاکتی صورتی قرار دارد و بر روی آن جملاتی با جوهر قرمز تایپ شده است. روی پاکت نامه هیچ اثری از نشانی و امضای فرستنده آن نیست. در نامه نوشته شده که دان پسری ۱۹ساله دارد که دنبال او می گردد. دان به کمک همسایه اش، وینستون (جفری رایت) که نویسنده داستان های پلیسی است موفق می شود تعداد مادران احتمالی این پسر را به چهار نفر کاهش دهد: لورا (شرون استون)، دورا (فرنسیس کانروی)، کارمن (جسیکا لانگ) و پنی (تیلدا سوئینتون). دان با در دست داشتن بلیت های هواپیما به چندین مقصد، ماشین، اتاق های رزرو شده در هتل های مختلف و یک نقشه- که همه را دوستش وینستون برایش فراهم کرده است- اودیسه خود را در چند ایالت آغاز می کند.در مسیر سفر دختر جوانی را خواهد دید که می کوشد او را اغوا کند، با زنی روبه رو می شود که سیلی محکمی به گوش او می زند، مجبور می شود با خانمی بحث کند که با حیوانات حرف می زند و با زوجی شام می خورد که عدم صمیمیت شان فضایی سنگین و ناخوشایند برایش ایجاد می کند.
گل های پژمرده در واقع فیلم موری است. سایر بازیگران بیشتر از چند صحنه کوتاه در فیلم ظاهر نمی شوند. دومین بازیگری که بعد از موری حضورش بیشتر در فیلم حس می شود جفری رایت است که تقریباً ده دقیقه بازی دارد. جولی دلپی و تیلدا سوئینتون حضورشان در مقابل دوربین آنقدر کوتاه است که به زحمت می توان حتی آنها را تشخیص داد. اگرچه در این فیلم بازیگران معروف زیادی بازی می کنند اما بهتر است وقت خود را چندان صرف شناختن آنها نکنید چون فقط شخصیت دان با بازی بیل موری اهمیت کلیدی دارد. برای بازیگر اصلی فیلم، نیازی نیست که بیش از حد از استعدادهایش مایه بگذارد. جارموش از قدرت بازیگری موری آگاه است و کاملاً حساب شده از آن بهره می گیرد. پس در این فیلم با شخصیتی چون شخصیت باب در فیلم «سرگشته در غربت» سر و کار داریم- مردی عبوس که کمتر احساسات خود را نشان می دهد، اما در برخی لحظه ها می توانیم برای چند لحظه کوتاه شکنندگی درونی این شخصیت را درک کنیم.جارموش روش خاص خود را برای زمانبندی فیلم دارد. این فیلم ممکن بود در دستان یک کارگردان دیگر به فیلمی مضحک و عجیب و غریب تبدیل شود، اگرچه کارگردان می کوشد حالت هجوآمیز فیلم را قربانی نکند اما فیلم همچنان لحن تامل برانگیز خود را حفظ کرده است. گل های پژمرده زندگی مرد میانسالی را به تصویر می کشد که می کوشد با گذشته خود روبه رو شود، گذشته ای که از آن پشیمان است. ممکن است تماشاگر اشتباهاً فکر کند این فیلم جزء فیلم های رازآمیز است.هر کس درباره این فیلم به این دام بیفتد سرخورده می شود.جارموش جزء کارگردانان جریان اصلی سینمای آمریکا نیست و هیچ وقت هم قصد ندارد که باشد. برخی در دنیای کارگردانان مستقل او را پیشگام و اسطوره می دانند. مخصوصاً فرانسوی ها او را خیلی دوست دارند. این فیلم را شاید بتوان آسان فهم ترین اثر جارموش نامید. در این اثر به اندازه کافی شجاعت و مضحکه وجود دارد که حتی آن عده که مذاقشان با فیلم های هنری چندان سازگار نیست نیز از آن لذت ببرند، و به این ترتیب ستاره قدرتمندی چون موری در گیشه لطمه نبیند.


کلمات در حال جستجو
انحرافات اجتماعی , برنامه‌های محرمی در تلویزیون , مداکره کنندگان بزرگ , مادر باردار , برغان , دورخ دبستان , جنبش اسلامی فلسطین , سرمایه گذاشری , نور خیابان ها , دانشگاه پزشکی ,

برخی از مطالبی که کاربران هم اکنون در حال خواندن آن هستند
تجارت خارجی چک با برخی کشورهای عمده جهان (میلیون دلار) , مبانی و اصول سیاست خارجی , بیا دل بر دل پردرد من نه , ازین نرگس و گل غرورم مده , گر برود به هر قدم در ره دیدنت سری , مسجد فیل , عرفى شيرازى (۲) , در بیماری‌هائی مثل پوکی استخوان و نرمی عضلات و مشکلاتی که در مفاصل وجود دارد آیا تغذیه و برنامه غذایی مناسب هر بیماری لازم است یا...؟ , رباعیات ـ قسمت چهارم (۲) , صنایع غذائی ,

برخی منابع مهم خبری
khorasannews.com روزنامه خراسان , farsnews.ir خبرگزاری فارس , bartarinha.ir برترینها , newsrahemardom.ir روزنامه راه مردم , hemayatonline.ir روزنامه حمایت , citna.ir سیتنا , setarehnews.ir ستاره‌ها , iran-varzeshi.com روزنامه ایران ورزشی , khabarsport.com خبر ورزشی , hamshahrionline.ir همشهری آنلاین ,

وبگردی
نخل طلای کن در فرودگاه به جعفر پناهی رسید
نخل طلای کن در فرودگاه به جعفر پناهی رسید - عوامل فیلم «سه رخ» با استقبال جعفر پناهی به ایران بازگشتند و جایزه جشنواره فیلم کن را به او رساندند. جعفر پناهی به همراه نادی ساعی ور، برای فیلم "سه رخ" جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم کن امسال را دریافت کردند اما به دلیل آنکه پناهی ممنوعیت قانونی برای خروج از کشور داشت، موفق به حضور در جشنواره و دریافت جایزه نشد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور!
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور! - حمله ور شدن ماموران سد معبر شهرداری به ماموران راهنمایی رانندگی
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه - شرور سطح یک که در آخرین اقدام خود یکی از دوستانش را در منطقه ولنجک به قتل رسانده بود؛ در ۵۰۰ متری مرز ترکیه دستگیر شد.
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز!
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز! - ریزش ناگهانی کوه که توسط مسافران به ثبت رسیده است...!
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد - قبل از شروع بازی تیم‌های پرسپولیس و الجزیره یکی از بازیگران سینما کشورمان قصد داشت به همراه همسرش وارد ورزشگاه آزادی شوند که این دو نفر توسط نیروهای انتظامی بازداشت شدند.
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است - فیلم - در ویدئوی زیر بخشی از صحبت های خسرو معتضد، مورخ را می شنوید که نتیجه تحقیقاتش را درباره مومیایی پیدا شده در حرم حضرت عبدالعظیم بیان می کند.
پهلوانان این روزهای ما
پهلوانان این روزهای ما - تصویری زننده و به شدت ناراحت کننده بر جا مانده از مسابقه انتخابی تیم ملی کشتی ایران که به کتک کاری و جنجال کشید. خانواده عبدولی باز هم پای ثابت این درگیری بود که چهره ورزش پهلوانی ایران را تیره کرد
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان - در این ویدئو تشویق اصغر فرهادی و پنه لوپه کروز، خاویر باردم و دیگر عوامل فیلم «همه میﺩﺍنند» در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان را مشاهده می‌کنید.
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم - عوامل فیلم «به وقت شام» روز گذشته با حضور عجیب و رعب آور در پردیس سینمایی کوروش مردم را وحشت زده کردند. در این حرکت تبلیغاتی بازیگران نقش داعش، با گریم و پوشش داعشی ها، سوار بر اسب راهی پردیس سینمایی کوروش شدند و با حضور در مرکز خرید و فودکورت مجموعه، رفتارهای عجیبی نشان دادند که باعث وحشت و اعتراض مردم شد.
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم - این گزارش حاوی تصاویری از بزرگترین مرکز فروش و مصرف مواد مخدر در جنوب شرق تهران است که مخفیانه ضبط شده‌است.
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم - متاسفانه طی یک ماه گذشته دستکم سه نوبت و هر نوبت دستکم 30 اسب باربر متعلق به کولبران در جنگل میرآباد شهرستان اشنویه با شلیک گلوله از پای درآمده‌اند.
سید احمد خمینی معمم شد
سید احمد خمینی معمم شد - سید احمد خمینی فرزند آیت‌الله سید حسن خمینی در حضور جمعی از علما و پدر و پدربزرگ خود در حسینیه جماران معمم شد.
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی!
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی! - امروز عکسی از 5 تماشاگر بازی روز گذشته در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که نشان می‌دهد 5 دختر جوان با گریم‌های عجیب و حرفه‌ای خودشان را به عنوان پسر جا زده و وارد ورزشگاه شده‌اند.
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت - از ملتی که ستون فقراتش شکسته انتظار مقاومت دارید؟ بسیاری از کشور فرار کردند یا جای فرار خود را فراهم آوردند اما ما جای فرار نداریم
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!