دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ / Monday, 19 February, 2018

نگاهی به زندگی و آثار آنتون بروکنر


نگاهی به زندگی و آثار آنتون بروکنر
«آنتون بروكنر» آهنگساز برجسته و بزرگ اتریشی به تاریخ چهارم سپتامبر سال ۱۸۲۴ در شهر «آنسفلدن» (Ansfelden) چشم به جهان گشود. می توان گفت كه او در واقع در همان سالی به دنیا آمده است كه «اسمتانا» در سرزمینی كه امروزه جمهوری چك نامیده می شود، چشم به جهان گشود؛ در روزگاری كه تنها سه سال تا مرگ تاسف بار «لودویگ ون بتهوون» زمان باقی مانده بود. آنتون نخستین مراحل فراگیری موسیقی را زیرنظر پدرش و در سن چهارسالگی آغاز كرد. اولین مرحله از روند پرورش استعداد خارق العاده او تا هشت سال بعد یعنی تا سن دوازده سالگی اش كه سرپرستی تعلیم وی به شخصی به نام «وایس» سپرده شد، ادامه یافت. تقریباً از همین دوران بود كه بروكنر نخستین تجربیات اش را در زمینه خلق موسیقی و تصنیف قطعات سازی از سر گذراند. در سال ۱۸۳۷ پدر آنتون چشم از جهان فروبست و این در حالی بود كه فرزندش تازه به سن سیزده سالگی رسیده بود. مرگ پدر موجب تغییراتی در روند زندگی آنتون گشت و مجبور شد تا به دلایلی، معلم تازه ای برای خود انتخاب كند. آنتون در آن دوران در «سن فلورین» در گروه كر آواز می خواند، معلم جدید خود را از میان اساتید همان جا برگزید. معلم او كسی نبود مگر «مایكل آرنت» كه سمت سرپرستی گروه كر «سن فلورین» را نیز برعهده داشت. این دوران مصادف با وقایع مهم و تكان دهنده ای در تاریخ موسیقی جهان بود. «فرانتس شوبرت» كه تنها سی و یك سال از عمرش سپری شده بود و می رفت تا با نبوغ حیرت آور و غیرقابل تصور خود انقلابی بنیادین در تاریخ موسیقی جهان به پا كرده و مسیر تحول آن را دگرگون سازد، به فاصله كمی از زمان مرگ «بلینی» درگذشت. البته در همین حال ما شاهد وقایع فرخنده ای هم هستیم چرا كه «كامیل سن سان»، «یوهانس برامز» و «مودست موسورگسكی» در فاصله كوتاهی همچون فرشتگانی نجات بخش، به جهانیان هدیه شده بودند. آنتون بروكنر در سال ۱۸۴۵ یعنی در سن بیست ویك سالگی در مقام دستیار اول رهبر گروه در سن فلورین منصوب شد و از آن پس ما شاهدیم كه وی به دفعات مختلف در مشاغل و پست های مهمی برگزیده شده و سمتی درخور به وی داده می شود. از جمله آثار مهم و ماندنی بروكنر در این ایام، بی شك می توان به قطعه «ركوئیم» (Requim) اشاره ای داشت كه وی در رثای مرگ جانگداز دوست و همراه همیشگی اش «فرانتس سایلر» تصنیف كرده بود و بی شك در جای جای این قطعه آثار اندوه و یاس آهنگساز، ناشی از این مصیبت، هویدا و آشكار است. این واقعه مصادف با ایامی بود كه «فرانتس لیست» كه از مجارستان به آلمان مهاجرت كرده بود، در وایمار، در تدارك و زمینه چینی مجموعه آثار اركسترال برجسته خود تحت عنوان «پوئم سمفونیك»ها به سر می برد. آثاری كه بعدها، به صورت گل سرسبد آثار لیست بدل شدند. ركوئیم مذكور اثر بروكنر به سال ۱۸۴۹ برای نخستین بار در كنسرتی به اجرا در آمد. این سال برای بسیاری از موسیقی دوستان سالی به یادماندنی است؛ سالی كه در آن آهنگساز برجسته لهستانی یعنی فردریك فرانسوا شوپن سرانجام در پی ابتلا به بیماری سل درگذشته بود. پس از اجرای ركوئیم به یك باره سمت ارگ نواز رسمی سن فلورین به بروكنر پیشنهاد شد و او با كمال میل آن را پذیرفت. از آن پس بی شك وضعیت شغلی آنتون از ثباتی بیش از پیش برخوردار شد و لاجرم او توانست در سایه آرامشی نسبی كه به واسطه این امر به دست آورده بود به امور خلاقه در موسیقی بیشتر متمركز شود و بیشتر اوقات آزاد خود را صرف تصنیف و تصحیح آثار خود كند. بروكنر برای نخستین بار در طول حیات خود در سال ۱۸۵۲ از شهر وین دیدن كرد. این شهر فرهنگی از مدت ها پیش از آن، تقریباً پایتخت مقتدر موسیقی در جهان به شمار می رفت. پیش از بروكنر، اغلب چهره های شاخص موسیقی جهان كه به نوعی در خود شهر وین اقامت داشتند به شكلی تلاش می كردند تا ارتباط خود را با این دیار بزرگان فرهنگ حفظ كنند. حتی می دانیم كه امروزه تعداد قابل توجهی از آهنگسازان و موسیقیدانان صاحب نام، پس از مرگ، در همین شهر یا دست كم در خاك اتریش به خاك سپرده شده اند. در حالی كه دیدار از وین، می رفت تا آنتون را تحت تاثیرات مطلوب قرار داده و روحیه ای تازه در وی ایجاد كند، وی به ناگهان با فقدان یكی دیگر از حامیان وفادارش روبه رو شد؛ «مایكل آرنت» معلم و دوست آنتون با مرگ خود چنان تاثیر نامطلوب و ژرفی در روان شاگرد سابق اش برجای نهاد كه آثار این ضایعه ناگوار تا پایان عمر بروكنر در ذهن اش باقی ماند.
پس از گذر اندك زمانی، آنتون بروكنر ترجیح داد تا در «لینز» سمت نوازنده ارگ كلیسای جامع را برعهده گیرد تا شاید از این رهگذر بتواند تا حدی روان دردمند خود ناشی از مرگ حامی همیشگی اش یعنی «مایكل آرنت» را تسلی بخشد. او سرسختانه به كار خود ادامه داد تا اینكه در سال ۱۸۶۱ از كنسرواتوار وین دیپلم افتخار دریافت كرد و در همین هنگام بود كه نگاه وی به سمت شیوه اركستراسیون مدرن كه با سنت ساز بندی آثار اركسترال پیشین تفاوت های عمده ای داشت معطوف شد. او علاوه بر فعالیت های تدریس و نوازندگی، گاهی به عنوان رهبر در اجرای آثار آهنگسازان برجسته معاصرش شركت می جست. از میان آثاری كه در این حین تصنیف كرد می توان به كوارتت زهی، اورتور سل مینور، میساسولمنیس و نیز سمفونی فامینور كه امروزه از اهمیت ویژه ای برخوردار است اشاره نمود. بروكنر در سال ۱۸۶۵ اپرای «تریستان و ایزولده» اثر واگنر را برای نخستین بار در كنسرتی در مونیخ شنید. این اپرا كه از بدو پیدایش اش افق تازه ای را در آهنگسازی و به خصوص در زمینه هارمونی گشوده است و تا به امروز نیز همچنان مورد بحث موسیقی شناسان قرار گرفته، نظر بروكنر را نیز به خود جلب كرد. اولین برخورد شخصی بروكنر و واگنر نیز در همان هنگام صورت گرفت و بی شك موجبات تاثیرات متقابل را در مورد هر دو آهنگساز فراهم آورد. در سال ۱۸۶۷ اولین اختلالات عصبی كه موجب بستری شدن بروكنر شد رخ نمود و به مدت چهار ماه به درازا كشید. در پس آن او فعالیت های تازه ای را در حرفه اش آغاز كرد.
نخستین طرح های «مس فامینور» در همین احوال ریخته شد. از سوی دیگر رهبری تعدادی از آثار واگنر من جمله اپرای «خواننده استاد نورنبرگ» توسط بروكنر انجام شد. در این حین كنسرواتوار وین نیز از او برای تدریس دعوت به عمل آورد و این در حالی بود كه اركستر فیلارمونیك وین از اجرای سمفونی شماره یك بروكنر سر باز زد. اما او كه همچنان به مسیری كه در آهنگسازی انتخاب كرده بود ایمان داشت، تصنیف سمفونی شماره دو خود را با اقتدار تمام آغاز كرد و این بار نیز اركستر فیلارمونیك وین مجدداً از اجرای سمفونی دوم وی خودداری كرد. اما تمام اینها به هیچ عنوان بروكنر را متقاعد نكرد تا تصنیف سمفونی سوم خود را آغاز نكند. همچنین او به بازنویسی بخش هایی از سمفونی دوم پرداخت كه در ۱۸۷۳ برای نخستین بار توسط همان اركستری كه چندی پیش از اجرای آن سر باز زده بود یعنی اركستر فیلارمونیك وین اجرا شد. در این دوران می توان گفت كه بروكنر تمام توان خود را به تصنیف آثار سمفونیك متمركز كرده بود و اصرار داشت كه این روند را همچنان ادامه بخشد، لاجرم كار بر روی سمفونی چهارم را در مدت كوتاهی آغاز كرد. اما همچنان برخورد های ضدو نقیضی علیه سلسله سمفونی های او تكرار شد. اركستر وین مجدداً سمفونی سوم اش را برای اجرا مردود اعلام كرد و واكنش بروكنر همچنان مثل گذشته این بود كه با جدیت تصنیف اثری جدید را از همین فرم آغاز كند؛ یعنی سمفونی پنجم. سال ۱۸۷۶ مصادف است با برگزاری نخستین فستیوال موسیقی بایروت كه در آن برای نخستین بار اپراهای «حلقه نیبلونگ» واگنر به اجرا گذاشته شدند. بروكنر با حضور خود در این فستیوال، خود را كمی از جریان تصنیف پی درپی سمفونی هایش كنار كشید اما طولی نكشید كه مجدداً بیشتر اوقات خود را به آنها اختصاص داد. «گوستاو مالر» نیز در سال ۱۸۷۷ به خیل شاگردان كلاس هارمونی بروكنر پیوسته بود و این در حالی بود كه وی علاوه بر تدریس، ویرایش كلی سمفونی های اول تا پنجم خود را در برنامه كاری خویش قرار داده بود و علاوه بر آن تصنیف «كوئینتت زهی» خود را به پایان رساند. بروكنر سرانجام در سال ۱۸۹۱ از تدریس در كنسرواتوار بازنشسته شد و این در حالی بود كه حین سال های ۱۸۸۱ تا ۱۸۹۶ همچنان به ساختن آثار سمفونیك بعدی خود پرداخته بود.
به جرات می توان گفت كه بروكنر در طول حیات خود هیچ فرمی از فرم های موسیقایی را به اندازه فرم سمفونی جدی تلقی نمی كرد و به همین علت بخش اعظم وقت خود را در دوران شكوفایی استعدادش به تصنیف سمفونی اختصاص داد. آنتون بروكنر در تاریخ یازدهم اكتبر سال ،۱۸۹۶ در حالی كه تنها اندك زمانی از آغاز تصنیف موومان «فیناله» از آخرین سمفونی وی، یعنی سمفونی شماره ۹ سپری شده بود، در سن هفتاد و دو سالگی چشم از جهان فرو بست.

بابك بزرگ زاده


منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

موسیقی زیر زمینی


موسیقی زیر زمینی
مترادف اصطلاح موسیقی زیرزمینی music unbergroun واژه فرهنگ متقابل Lnlture Counter است که به درستی برای مخاطبان معنا نشده است و عمده برداشت مخاطبان از چنین اصطلاحی منحصر می شود به آن چه که در رسانه های جمعی به نمایش گذاشته می شود.
همان طور که در یک مقاله از کتاب مفاهیم کلیدی در موسیقی مردمی آمده است، رسانه های جمعی صرفا به برخی از نکات منفی فرهنگ متقابل گرایش نشان داده اند، در صورتی که فرهنگ زیرزمینی یا متقابل دارای ویژگی های مهمی است که بهتر است از نظر اقتصادی به بررسی آنها پرداخت; چرا که پس از نظریه پرداز مهم مکتب فرانکفورت، تئودورآدورنو، مهم ترین روش برای طبقه بندی سبک های مختلف موسیقی، طبقه بندی اقتصادی است.
موسیقی زیرزمینی یا متقابل مجموعه ای از سبک های موسیقی است که در زمان تولید خود مورد توجه تهیه کنندگان و ناشران قرار نمی گیرند و معمولا با سبک زندگی ارزش های طبقه متوسط دنیای سرمایه داری در تضاد است.
این سبک های موسیقی معمولا پس از آن که توسط افراد و شرکت های مستقل کوچک به عموم مردم عرضه می شود، از سوی جمع (و حتی طبقه متوسط) مورد پذیرش قرار می گیرد و شرکت های مهم ضبط و پخش موسیقی، روی به عرضه گسترده آن آثار می آورند.
آن دسته از ویژگی های فرهنگ متقابل که اما از سوی رسانه های گروهی معمولا مورد توجه قرار می گیرد مربوط به هنرمندان این سبک هاست. از نسل بیت ها به بعد عمده هنرمندان و مخاطبان فرهنگ متقابل به استفاده از واژه های نامطلوب رسانه های رسمی و مواد مخدر شهرت داشته اند.
این شهرت عمدتا موجب می شود ارزش های موسیقایی و جامعه شناختی این گروه ها (حتی به رغم توجه افرادی ماند مارکوزه به این جنبه ها) مغفول باقی بماند و وقتی در رابطه با این موضوع به ایران نگاه کنیم، می بینیم که اوضاع قدری پیچیده تر هم می شود.
در ایران قسمت کمی از تبلیغات رسانه های جمعی غرب (که معمولا باز هم بیشتر به جنبه های منفی سبک زندگی هنرمندان فرهنگ متقابل اشاره دارد) به مخاطبان این فرهنگ منتقل می شود. به این ترتیب چهره هنرمندان فرهنگ متقابل در ایران به کلی چهره ای مخدو ش، نامطلوب و نامتناسب با جامعه ما جلوه داده می شود.
این در حالی است که بسیاری از ناشران و فعالان عرصه نشر در ایران، به صورتی کاملا منفعلانه با تقریبا همه انواع موسیقی نامتعارف سر ناسازگاری می گذارند و نتیجه فعالیت آنها در عرضه محصولات زیرزمینی بسیار اندک است.
مشکل اصلی جامعه موسیقی جامعه تهیه کنندگان و جامعه مخاطبان موسیقی در ایران را می توان در اصطلاح رجوع به خاطره خلاصه کرد. آن دسته از هنرمندان موسیقی در ایران که معمولا دارای توان پیداکردن تهیه کننده و عرضه آثار بر جامعه اند به زنده کردن خاطرات مردم گرایش فراوانی دارند.
بسیاری از هنرمندان به بازخوانی آثار گذشتگان می پردازند و بسیاری دیگر، دست به ارائه کپی های دست چندم از آثار اصلی تولیدشده در گذشته می زنند. حتی کار به جایی رسیده است که در هنگام بررسی یک اثر موسیقی که بدیهی است (و حتی ممکن است جالب هم نباشد، اما دارای مولفه های تکراری از اجراهای قدیمی نیست) منتقدان و مخاطبان به جای آن که به توصیف ویژگی های موسیقایی فرد نوآور بپردازند، صرفا وی را با عبارت هایی از قبیل شبیه کسی اجرا نمی کند و طرح ژنریک نیست توصیف می کنند.
تهیه کنندگان که چندان میلی به ریسک کردن ندارند نیز در عمده موارد دل می بندند به امنیت ناشی از قطعیت فروش آثار هنرمندان زنده کننده خاطره و در این میان حاشیه عظیمی از هنرمندان تولید می شود که نمی توانند صدای خود را به گوش مخاطبان برسانند.
در اروپا و در ایران، گذشته موسیقی زیرزمینی خیلی درخشان نبود. هنرمندهایی که به فعالیت در این سبک ها مشغول بودند فقط از راه های سنتی برای عرضه آثار خود به مخاطبان بهره می بردند. آنها مجبور بودند خود را باب میل و سلیقه مسوولان رادیو و تلویزیون ها ویرایش کنند تا آثارشان از رادیوها و تلویزیون ها پخش شود یا باید قدری با تهیه کننده ها کنار می آمدند و صدایی را تولید می کردند که تهیه کننده ها میلی به شنیده شدن آن داشتند و راه سوم البته در غرب این بود که گروه های موسیقی به آرامی در گوشه و کنار کافه ها و تالارهای کوچک اجرای موسیقی، برای مخاطبی چند صد نفره بنوازند و دل خوش کنند که دارند موسیقی می نوازند. اما اتفاقی که در صنعت ضبط و پخش موسیقی اتفاق افتاد ناگهان همه چیز را عوض کرد.
فقط با عرضه نوارهای کاست در غرب، هنرمندان موسیقی زیرزمینی وسیله ای را به دست آوردند که اولا ارزان قیمت بود، ثانیا کارکردن با آن راحت بود و ثالثا تکثیر آن در هر خانه ای ممکن بود.
به این ترتیب در دهه ۱۹۸۰ میلادی در هر گوشه ای از شهرهای مهم فرهنگ متقابل، عده ای از جوانان که تا چندی قبل نمی دانستند چگونه می توانند صدای خود را به مخاطب هایشان برسانند، دور هم جمع شدند تا با وسایلی که امروزه ابتدایی به نظر می رسد، صدایی را تولید کنند که گرچه در استودیو تولید نشده بود و کیفیت استاندارد آثار رسمی را نداشت، اما پر بود از شور و هیجان و نوآوری و صدالبته متفاوت بود.
این صدای متفاوت ظرف چندین سال راه خود را به صحنه های اجرای موسیقی در رادیو و تلویزیون و تالارهای بزرگ و حتی استادیوم های ورزشی گشود و الان، تهیه کننده ها عموما آن قدر با فروش های چشمگیر و غیرقابل انتظار گروه های زیرزمینی روبرو شده اند که دیگر خود چراغ به دست هنرمندان زیرزمینی را جست و جو می کنند.
در عین حال با اجرای مکرر ترانه هایی که روزگاری زیرزمینی تلقی می شدند، شاهد این پارادوکس هستیم که آثار زیرزمینی قدیمی، آثار معیار ورسمی به شمار می آیند و مدام آثار زیرزمینی دیگری که تولید می شوند به رقابت با این کلاسیک ها برمی خیزند و این شده است که هر چند سال به مرور آثار زیرزمینی به آثار مورد توجه طبقه متوسط تبدیل می شوند و دقیقا در این تغییر مخاطب است که تعریف قدیمی از آنها دیگر با واقعیت امروزی آنها جور درنمی آیند.
حالا ببینیم در ایران چه رخ داده است و چه چیز در حال رخ دادن است؟ گفتن خاطره در موسیقی در ایران را احتمالا هنوز از یاد نبرده اید. تعدادی از تهیه کننده های بزرگ که از قبل از انقلاب به فعالیت موسیقی مشغول بوده اند که امروز نیز در حال تولید موسیقی اند. با استثنا»هایی اندک، تهیه کننده های جدید هم به همان سبک قدیمی و امن تهیه کننده های کهنسال ارادت دارند و طبق همان سبک کار می کنند. از سوی دیگر میانگین سنی جامعه ما کم است و جوانان فراوان جامعه ما در حال رویارویی با وضعیت های جدیدی (هم در حوزه های فردی و هم در حوزه های اجتماعی) هستند که در نسل های قبلی سابقه نداشته است.
به این ترتیب حتی اگر بپذیریم که تولیدات رسمی سنتی و کلاسیک موسیقی در جامعه ما در زمان های گذشته به لطایف الحیل می توانست پاسخگوی نیازهای جامعه و صدای واقعی جامعه باشد، امروزه دیگر با وضعی مواجهیم که موسیقی جدید و نویی را می طلبد.
در سوی دیگر قضیه، این واقعیت وجود دارد که تعداد جوانانی که به هر دلیل روی به موسیقی می آورند بسیار چشمگیر است. آمار غیررسمی واردات سازها و همچنین میزان قابل توجه تولید ساز در ایران نشان می دهد که در کنج خانه ها، هنرمندان فراوان به کار مشغول اند و از میان این تعداد فراوان هنرمندها، لاجرم تعدادی اثر جالب توجه تولید می شود که این آثار به دست مخاطبان نمی رسد.
من فقط درباره تکنولوژی نوار کاست در غرب صحبت کردم، اما امروزه با ورود تجهیزات و امکانات کامپیوترهای خانگی، هر کس به محض خریدن یک میکروفون مناسب می تواند یک استودیوی خانگی ضبط موسیقی داشته باشد و با توجه به حجم کم آهنگ ها در فرمتMp۳، آهنگ های خود را به راحتی از طریق اینترنت، سی دی و روش های متنوع دیگر به گوش دیگر افراد برساند.

کباب | طرز تهیه کباب چوبی دودی
کباب چوبی و طرز تهیه کباب چوبی دودی و انواع کباب ها و طرز تهیه غذاهای متنوع را در آشپزخانه نمناک ببینید.
وبگردی
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود!
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود! - رویدادی که در بطن آن، هواپیمای ATR شرکت آسمان قرار داشت که با کد EP-ATS رجیستر شده و مسئولان شرکت هواپیمایی آسمان بر آن نام «خرمشهر» را گذارده بودند. نامی که هدف از انتخاب آن هرچه بوده، حتما یادآوری سقوط خرمشهر در ابتدای جنگ تحمیلی نبوده است. رویدادی که ساعاتی پیش بار دیگر رخ داد؛ این بار با سقوط هواپیمایی که خرمشهر نام داشت.
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟ - اقتصاد سیاسی - محمودسریع القلم با بیان اینکه تقابل ما با جهان هزینه دارد،گفت:»هیچ انسانی پیدا نمی شود که بگوید با ظلم موافقم هستم،اما حکمرانی در کشور باید سود و زیان کند که با چه هزینه ای می خواهد این موضوع را پیش ببرد.»
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!!
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!! - امیرقادری منتقد سینما: حاتمی کیا یک فیلم بد و کاریکاتوری ساخته است
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر - آیین اختتامیه سی و ششمین جشنواره فیلم فجر در مرکز همایش‌های برج میلاد با حضور اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور و سید عباس صالحی وزیر ارشاد برپا شد.