پنج شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ / Thursday, 22 February, 2018

زندگی نامه پل سزان


زندگی نامه پل سزان
«پل سزان» Paul cezanne نقاش بزرگ فرانسوی در ۱۹ ژانویه ۱۸۳۹ در «اکسن پرووانس Aixe –en – province» واقع در جنوب فرانسه متولد گردید و در ۲۲ اکتبر ۱۹۰۶ در مولد خویش درگذشت.پدرش ثروتی اندوخته بود و به بانکداری اشتغال داشت و زندگیشان به آسودگی می گذشت. پل در مدرسه ی اکس که «امیل زولا»نیز در آنجا تحصیل می کرد، درس می خواند و پیوند دوستی میان آن دو از همان جا آغاز شد. در روزهای عید که شاگردان رژه می رفتند «پل» شیپور و «امیل» قره نی می زد.سزان نخست تمایلی به «رمانتیسم» نشان داد. اشعار «بودلر» را حفظ کرد و از موسیقی «واگنر» لذت می برد. تأثیر«زولا» که بعدها پیشوای نویسندگان «رئالیست» شد، او را به این مکتب متمایل ساخت. پدرش میل داشت پسر را جانشین خود سازد و با «پل» که علاقه ی وافری به نقاشی داشت مخالفت می کرد.
همین مخالفت سبب شد که «پل» وارد دانشکده ی حقوق شود و ضمناً در بانک پدرش؛ به کار مشغول گردد. سزان سالها با پدر در مبارزه بود تا بالاخره در ۲۴ سالگی پس از فراگرفتن اصول مقدماتی نقاشی در زادگاهش برای آشنایی با نقاشی مدرن، از پدر اجازه گرفت و به تشویق «زولا» به «پاریس» رفت و نزدیک او اطاقی گرفت.در این هنگام مبارزه ی دیگری برای او آغاز شد، زیرا سزان می دید که قادر نیست درسها و کار مرتب هنرستان را تعقیب کند با آن که خیلی کار می کرد، و خیلی زحمت می کشید پس از دو سال و نیم در امتحانات ورودی «بوزار» پاریس رد شد.در پاریس با «کامیل پیسارو C.Pissarro» نقاش بزرگ «امپرسیونیست» آشنا شد و به راهنمایی او به شیوه ی «امپرسیونیسم» تمایل یافت.در ۲۷ سالگی نخستین بار تابلویی به «سالن پاریس» برای نمایش فرستاد اما چون اعتنایی به اثرش نکردند در اعتراض نامه ی خود چنین نوشت: «من نمی توانم داوری بی پایه ی کسانی را که برای قضاوت آثارم برنگزیده ام، بپذیرم.»زندگی در پاریس چندان مطبوع سزان نشد و به «اکس» برگشت اما زندگی در آنجا را هم نامساعد دید و دوباره به پاریس بارگشت.پدرش ماهیانه ای برای او مقرر کرد، و او گاه در پاریس و زمانی در ملک خود در اکس به حرفه ی نقاشی که پیش گرفته بود، مشغول شد.«زولا» در پاریس، که پس از جنگ ۱۸۷۰ چهره ی تازه ای یافته بود، شهرت و ثروت یافت. اما سزان جز طعن و بی اعتنایی نصیبی ندید.با این همه سزان هرگز از راهی که پیش گرفته بود منصرف نشد و کوشش مداوم برای تحقق مطلوبی که در نقاشی داشت، او را خسته نکرد. این مطلوب چه بود؟ سزان خود در جواب این سؤال گفته است:«من می خواهم از امپرسیونیسم هنر متین و استواری مانند آثار استادان قدیم به وجود آورم.»اما سزان در واقع کمتر از آنچه ازین گفته برمی آید به امپرسیونیسم نظر داشت. او هیچ وقت کاملاً زیر بار این شیوه نرفت و به زودی متوجه ی نقص آن شد و راهی دیگر پیش گرفت که اساساً نقطه ی مقابل امپرسیونیسم بود.سزان برخلاف امپرسیونیست ها که «فرم» را فدای کیفیت نور و رنگ می کردند مانند همه ی نقاشان «کلاسیک» فریفته ی فرم بود. توجه مداوم به شکل و فرم او را بیش از پیش به کشیدن منظره و اشیا بیجان متمایل ساخت، اگر هم به تصویر آدمی می پرداخت آن را چون شیئی بیجان فرض می کرد.وقتی چهره ی « ولار Vollard را می کشید از جنبش او به خشم آمد و فریاد زد: «بدبخت، چقدر بگویم باید مانند سیب قرار بگیری مگر سیب هرگز می جنبد؟!»سزان از هنرمندانی نبود که در پژوهش خویش آسان به مقصود می رسند. برعکس، حیات هنری او یک رشته تلاش مداوم بود. و آسان راضی نمی شد و چون از عهده نقشی که در نظر داشت بر می آمد نقش دشوارتری پیش می گرفت.در تمام دوران این تلاش و کوشش؛ اهمیت او پوشید، ماند شاید اگر ثروت و سر سختی او نبود از نقاشی دست برمی داشت. به تدریج که زمان، پیش می رفت سزان در گوشه گیری و تلخی خود راسخ تر می شد زیرا طبعاً لجوج و کم حرف و گرفته نیز بود.وقتی تازه به پاریس رفته بود زولا درباره اش به دوست خود چنین نوشت: «کوشش در قبولاندن عقیده ای در سزان، مانند کوشش در به رقص آوردن برجهای کلیسای نتردام است. از مباحثه وحشت دارد، یکی به علت آن که سخن او را خسته می کند، دیگر آن که مبادا ناچار شود، اگر طرف درست بگوید، نظر خود را تغییر دهد... ولی چه وجود نازنین و مهربانی است! همیشه در سخن موافقت می کند؛ بی آن که اندیشه ی خود را ذره ای تغییر دهد. مکرر دچار نومیدی می شود.با آن که مدعی است موفقیت را بسیار کوچک می شمارد، می بینیم که اگر روزی توفیق بیابد بسیار شاد خواهد شد. وقتی تابلویی می کشد و خوب از کار درنمی آید سخن از برگشتن به اکس می کند... هر آن ممکن است برگردد».در سی سالگی عاشق یکی از مدلهای خود به نام «هورتانس» شد و سال بعد پسری از او متولد شد که سزان بی نهایت به آن علاقمند بود.سزان نقاشی را از حیث اینکه هنر است دوست می داشت، نه برای کسب مال. حتی گویند مکرر به کشت زارها یا بیشه ها می رفت و منظره ای را نقاشی می کرد و موقع مراجعت تابلوی ترسیمی را همان جا می گذاشت و اعتنایی به آن نمی کرد، به دنبال او، زنش می رفت و کارهای او را جمع می کرد و به خانه می آورد، گویی نظرش مطالعه در طبیعت بود نه نقاشی.تا پنجاه سالگی تابلوهای سزان به فروش نمی رفت. بقال سر کوچه ی او یکی از تابلوهایش را به جای طلب خود قبول کرد. چند تابلو را هم سزان با لوله های رنگ روغن و لوازم دیگر نقاشی عوض کرد. پس از مرگ رنگ فروش، همسرش تابلوهای سزان را به تفاوت از ۴۵ تا ۲۱۵ فرانک فروخت ده سال بعد سزان کم کم شهرتی پیدا کرد. در آن موقع ۳۲ تابلو سزان به قیمت پنجاه و یک هزار فرانک به فروش رفت و از آن پس روز به روز به قیمت آثارش افزوده شد.در اواخر عمر بود که سزان از گمنامی به در آمد و مورد توجه نقاشان جوان و هنرشناسان واقع شد، و از او برای شرکت در نمایشگاههای مختلف دعوت کردند.سزان در سالهای آخر عمر با زن و فرزندش در ملک خود می زیست. هر روز در لباس ساده روستایی برای نقاشی به صحرا می رفت، اما مرض قند و گرفتاریهای عصبی، سوءظن و وسواس آسوده اش نمی گذاشت. در همین اوان به «امیل برنار» نوشت که : «من پیر و بیمارم اما سوگند خورده ام که در حال نقاشی بمیرم.» ، اما در تب رماتیسم مرد و آخرین دقایق زندگیش در هذیان گذشت. در هذیان دائماً به مدیر موزه ی شهراکس که هرگز حاضر نشده بود کوچکترین ارزشی برای آثار او قایل شود، ناسزا می گفت.از تابلوهای مشهور سزان می توان «ورق بازان» ، «غرش» ، «مردی با پیپ» ، «مادام سزان در گلخانه» ، «باد و طوفان» ، «آب تنی کنندگان» ، «درختان سپیدار» ، «دهقان پیر» ، «طبیعت های بیجان» ، «مجسمه عشق و اشیا بیجان» ، «نوازنده ی پیانو» ، «امیل زولا و پل الکسیس» و تصویری که از خود کشیده، را نام برد.


منبع : تبیان

مطالب مرتبط

هنری رافائل، نقاش بزرگ ایتالیایی


هنری رافائل، نقاش بزرگ ایتالیایی
● نگاهی به زندگی هنری رافائل، نقاش بزرگ ایتالیایی
یكی از نام آورترین هنرمندان عصر رنسانس ایتالیا، رافائل است. او نقاش، پیكره تراش و معماری برجسته بود كه آثار با ارزشی را از خود به یادگار گذاشته است. معروفیت آثار رافائل بیشتر به علت نبوغ خاص او در به كارگیری ماهیت نور و سایه و همچنین عمق و بعد در نقاشی است.
نام كامل او رافائل سانزیو (Raphael sanzio) است و در تاریخ هنر به رافائل سانزی نیز شهرت دارد. وی در ششم آوریل سال ۱۴۸۳ در شهر یوربینو (Urbino) متولد شد و تا دوران نوجوانی در همان جا ساكن بود.
پدرش جیووانی سانزیو در بارگاه فدریگود مونتفلترو بعنوان نقاش كار می كرد. ذوق زیبایی شناسی پدر در كنار طبع شعری كه داشت باعث شد تا تربیت رافائل از همان آغاز با هنر آذین بسته شود.رافائل كودك، اصول مقدماتی نقاشی را از پدر آموخت ولی عمر این آموزش چندان به طول نكشید و او بعد از آنكه مادرش ماجیا در سال ۱۴۹۱ درگذشت، پدرش را نیز ۳ سال بعد از دست داد و بدین شكل سرپرستی اش از سن یازده سالگی به عمویش بارتلولومئو سپرده شد.
بعد از مرگ پدر با حمایت های عمویش به شهر پروجیا در نزدیكی محل سكونتش مسافرت كرد و باپیتروپروجینو آشنا شد.
پروجینو از نقاشان معروف و نامی آن روزگار بود كه در واتیكان خدمت می كرد. به مدت ده سال، رافائل اصول استفاده از ماهیت نور و سایه و همین طور عمق و پرسپكتیو را از پروجینو آموخت. نبوغ هنری او و ممارست در یادگیری فن نقاشی وی را از استادش نیز به پیش انداخت.
اولین سفارش حرفه ای اش را در زمانیكه تنها بیست سال داشت از كلیسای سنت نیكلاس گرفت. تكمیل این اثر با نام ازدواج ویرجین(Marriage of Virgin) یكسال به طول انجامید. متاسفانه این نقاشی در زلزله سال ۱۷۸۹ صدمه دید. در این نقاشی می توان مهارت رافائل را در به كارگیری پرسپكتیو در جهت پویایی كل اثر مشاهده كرد.
در سال ۱۵۰۴ به فلورانس نقل مكان كرد. این شهر در آن زمان محل تجمع بسیاری از مشهورترین هنرمندان دوران نوزایی هنر بود. او ابتدا شاگرد میكل آنژ شد و توانست تحت نظارت وی به پیچیدگی ها و رموز آناتومی بدن انسان پی ببرد.
رافائل، سپس سال هایی را در كنار لئوناردو داوینچی گذراند. این استاد بزرگ به شاگرد جوانش علم و فیزیك سایه - روشن را به بهترین شكل آموخت. آشنایی او با فرابارتو لومئو خالق اثر خانواده مقدس (The Holy Family) نیز سبب ارتقای دانش هنری اش گشت. اقامت در فلورانس، رافائل را در بطن پویای جریانات هنری آن زمان قرار داد و دیری نگذشت كه خود توانست به یكی از شاهرگ های این جریان بدل شود.
معروفیت رافائل بیشتر به خاطر خلق مجموعه آثاری با عنوان «مدونا» است. او اولین نقاشی بود كه توانست چهره حضرت مریم (س) را در نقش زنی زمینی، دوست داشتنی و دلسوز انسان ها به تصویر بكشد. تصاویری كه تا پیش از او به موضوع حضرت مریم (س) پرداخته بودند از ایشان تصویری فرا زمینی، فرشته گونه و در كل دور از ماهیت انسانی را به مخاطب عرضه می كردند.
مشهورترین اثر رافائل در مجموعه مدونا تابلوی مدونای گلد فینچ (Madonna of the Goldfinch) است كه در سال ۱۵۰۶ خلق شد و تصویری مهربان و انسانی از حضرت مریم (س) را به نمایش می گذارد.
در ایتالیا این اثر به نام مدونای دل كاردلینو نیز معروف است. این نقاشی حضرت مریم (س) ، سنت جان و حضرت مسیح (ع) را، در حالی كه سنت جان به مسیح نوزاد، پرنده كوچكی را هدیه می كند نشان می دهد. شباهت این اثر با تابلوی بانوی صخره ها (Virgin of the Rocks) اثر لئوناردو داوینچی انكار ناپذیر است. آنچه این دو اثر را از هم متمایز می سازد گرایش رافائل به استفاده از رنگ های روشن و نور برخلاف تیرگی به كار رفته در آثارداوینچی است.
در سال ۱۵۰۸ به دعوت پاپ جولیوس دوم به واتیكان فرا خوانده شد. این دعوت برای رافائل ۲۵ ساله یك فرصت محسوب می شد و در مدت زمانی كه در واتیكان بود توانست به خوبی از آن استفاده كند. رافائل انسانی محجوب، نیك سیرت و احساساتی بود و تمام این خصائل در كنار مهارت شگفت انگیزش در خلق نقاشی وی را به چهره ای محبوب و دوست داشتنی در دستگاه كلیسا تبدیل ساخت. مجموعه آثاری كه از وی در بناهای واتیكان به جامانده شامل دیوار نگاره ای مشتمل بر داستان های انجیل، قانون و عدالت الهی، فلسفه و ادبیات است.با درگذشت پاپ در سال ،۱۵۱۳ پاپ لئو دهم یكی از اعضای خاندان مدیچی به رهبری رسید. علاقه پاپ جدید به هنر نقاشی باعث شد تا حمایت كلیسا از رافائل نقاش بیش از پیش شود. او در این مدت به چهره نگاری برخی از كاردینال ها و همچنین طراحی برخی فضاهای داخلی ساختمان های واتیكان پرداخت.
زندگی هر مخلوقی پایانی دارد و برای رافائل این پایان خیلی زود فرا رسید. او هیچ گاه ازدواج نكرد و تمام لحظات عمرش را در خلق آثار هنری سپری كرد. رافائل در روز جمعه پاك مصادف با جشن تولد ۳۷ سالگی اش دیده از جهان فرو بست. منتقدین و كارشناسان هنری بر زنده بودن طبیعت و فیگورهای نقش شده در آثار وی اتفاق نظر دارند و این همان ویژگی هنر اوست: دمیدن روح در رنگ، نور، سایه و خلق نقاشی های زنده بر بوم.


وبگردی
سیف و بازی تکراری غیر مجازها !
سیف و بازی تکراری غیر مجازها ! - حرفهای تکرای بانک مرکزی در مورد صرافی ها و موسسات مالی غیر مجاز با یک جستجوی ساده در اینترنت.
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    ۲۰ راه برای تبدیل شدن به فردی مثبت در محل کار
    محیط‌های مختلف کاری، وظایف و ضوابط ویژه خود را دارد و بسیاری از ما تلاش می‌کنیم تا بر افرادی که در محیط اطراف ما کار می‌کنند، تاثیر مثبتی داشته باشیم و به عبارتی همیشه از ما به عنوان فردی مثبت و تاثیر‌گذار یاد کنند