سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۷ / Tuesday, 20 November, 2018

تا باد چنین مباد!


تا باد چنین مباد!
اول: پرسش های عمومی:
[خانه موسیقی كجاست؟ خانه موسیقی چه كاری انجام می دهد؟ چگونه جایی است؟ اعضای آن چه كسانی هستند؟ آیا این امكان دولتی است یا خصوصی؟ فعالیتهای آن چه مواردی را شامل می شود؟]
پاسخ های عمومی:
[خانه موسیقی معلوم نیست چگونه جایی است. انگار عده ای موسیقیدان جمع شده اند تا كاری بكنند. این خانه دولتی است و كاری از پیش نمی برد. خانه موسیقی بخشی از مركز موسیقی است كه ادعای غیردولتی بودن دارد. در خانه موسیقی هیچ خبری نیست و هیچ اتفاقی نمی افتد.]
پرسش های دسته اول را معمولاً افراد عادی جامعه و علاقه مندان موسیقی می پرسند و پاسخ های دسته دوم را طیف غالب موسیقیدانان پاسخ می دهند. جالب آنكه اغلب آنان نیز عضو این نهاد به ظاهر مستقل و غیردولتی هستند! به هر روی خانه موسیقی اكنون وارد هفتمین سال فعالیت خود می شود. تشكلی كه علی رغم شش هزار عضوی كه مسؤولین آن ادعا می كنند، هنوز نتوانسته است اعتماد طیف غالب موسیقیدانان را به خود جلب كند. این درست كه اغلب موسیقیدانان با گرایش های گوناگون عضو كمیته های ۸ گانه این نهاد هستند، اما اعتماد و حسن توجه موسیقیدانان به خانه هنوز یك آرزو است.
دوم: خانه موسیقی طی ۶ سال فعالیت با پرسش هایی دست به گریبان است كه شاید پاسخی برای آنها هیچگاه نیابد. در بیانیه ها و اعلامیه ها از گزارش عملكرد و فراز و نشیب سخن می رود، اما واقعیت آن است كه این خانه هنوز نتوانسته جایگاه شایسته و بایسته خود را بیابد. بیمه هنرمندان و تكریم و مسائلی اینچنین، مواردی نیست كه به عنوان موضوعات بنیادین و اساسی در ساختار موسیقی كشور به شمار رود. بیمه هنرمندان حق هر هنرمند موسیقی نیز هست و با این حال جالب است بدانید موسیقی در این زمینه از همه عقب تر بوده و هست. ضمن آنكه موسیقیدانان با عنوان «نویسنده» بیمه می شوند!
با این حال موضوع ما تأثیر خانه موسیقی با ادعای نهاد مستقل مدنی در سیاستگذاری های كلان موسیقی و موضع خانه در قبال جریانها و اتفاقهای مهم موسیقی كشور است. آنچه مسلم است خانه طی ۶ سال معمولاً خنثی عمل كرده و موضع مشخصی نداشته است.
سوم: هیأت مدیره خانه موسیقی كه اغلب اعضای آن طی دوره های مختلف تقریباً ثابت هستند، موسیقیدانان شناخته شده و مشهوری اند كه اغلب آنها در سازمانها و شوراهای دیگر دولتی عضویت داشته و دارند. این مسأله خود سبب نقض غرض شده است.
از سویی اعضای هیأت مدیره عضو مثلاً شورای سیاستگذاری موسیقی وزارت ارشاد یا شورای نظارت و ارزشیابی برای مجوز آثار هستند و یا در شورای موسیقی صداوسیما عضو فعال به شمار می روند، از سوی دیگر با داعیه استقلال می خواهند سیاست گذاری های غلط یا كجروی های یك اركان سیاستگذار موسیقی را به بوته نقد كشانده و راهكار ارائه دهند! درواقع هیأت مدیره نمی تواند با عضویت در تشكلی كه ادعای استقلال دارد علیه عضویت در نهاد یا مركزی كه دولتی است بیانیه صادر كند. بی راه نیست كه مسؤولین خانه باشد كه تاكنون به صورت ارگانی خنثی تنها به ذكر كلیات و گزارش كارهای عمومی و سعی در نشان ندادن خط مشی و دیدگاه مشغول بوده اند!
چهارم: مهرماه هر سال خانه موسیقی جشن سالیانه تأسیس خود را برگزار می كند. در این جشن، به دلایل متعدد از جمله محدودیت جا و مكان چندان خوش نیاید. هر ساله یك گروه از موسیقی نواحی، یك گروه موسیقی ایرانی و اجرایی از موسیقی كلاسیك غرب، مجموعه جشن را پوشش می دهد تا ادعای انواع موسیقی (غیر از موسیقی پاپ) درست به نظر آید. از نقد و تحلیل برنامه های اجرایی صرفنظر می كنیم كه مجال پرداختن به آنها نیست.
اما موضوع مهمتر، سیاستگذاری و اجرای این جشن سالانه است. آیا جشن خانه موسیقی تنها به قصد گردهمایی هنرمندان و اجرای عده ای محدود از اعضا حضور می یابند. ضمن آنكه غیرموسیقیدانان وابسته به مراكز كه خواهان شنیدن موسیقی مجانی و حضور در مراسم به قصد تفریح هستند، نیمی از جمعیت حاضر در سالن را تشكیل می دهند. تالار وحدت با گنجایش حدود ۸۰۰ نفر، مجبور است در چنین مراسم ویژه ای تنها شاهد حضور حدود ۴۰۰ نفر از مجموع شش هزارعضو خانه موسیقی باشد.
از سوی دیگر برنامه های تكراری، غیرضروری و بیانیه ها و سخنرانی هایی كه مسائل كلی و غیراساسی را مطرح می كنند به همراه مثلاً یك تكریم و بزرگداشت، جشن سالیانه را سرهم می كند.
پرسش اساسی این است كه آیا رسالت خانه موسیقی، موسیقیدان و روزجهانی موسیقی تنها به اجرای چنین برنامه ای خلاصه می شود؟ یا می شد به این روز ابعاد عمومی تر و گسترده تری داد؟
پنجم: در برنامه امسال، علاوه بر تأسیس خانه موسیقی، روزجهانی موسیقی و گرامیداشت معلم ثانی ابونصر فارابی نیز عنوان شده است.
روزجهانی موسیقی، ۹مهرماه درهمه جهان تعریف و تثبیت شده و دركشور ما هنوز بر سر نامگذاری، تثبیت و عنوان آن در تقویم رسمی جنگ و جدل است. مسأله ای كه در بیانیه خانه نیز به آن اشاره شده است. اما طرح گرامیداشت فارابی هنوز گنگ و مبهم است.
اگر گرامیداشت فارابی بود، پس چرا مقاله و سخنرانی ویژه، در برنامه گنجانده نشد. تنها در بروشور مطلبی به قلم هومان اسعدی درج شده بود و خانم مجری نیز با طرح مسأله و قرائت یادداشتی می خواست توضیح دهد كه چرا فارابی معلم ثانی است! همین و بس.
به نظرمی رسد حضور فارابی در جشن سالیانه برای آن است تا اجرای جشن را رسمیت بخشیده و موارد اعتراض به ساحت خانه و جشن را پاسخگو باشد.
به هرحال موسیقی و روزجهانی آن هنوز با اما و اگر روبه رو است و برخی روزنامه ها، نظیر سال قبل ممكن است به جشن خانه حمله ور شوند. فارابی گزینه خوبی برای حرمت خانه و جشن تشریفاتی است. حتی اگر ذكر اسم باشد و دیگر هیچ!
ششم: در ششمین سال تأسیس خانه موسیقی، مراسم ویژه روز شنبه، ۹ مهرماه ساعت ۱۹ در تالار وحدت برگزارشد.
دراین مراسم ابتدا یك گروه تركمنی به سرپرستی دكترمجید تكه به اجرای برنامه پرداختند. قرائت بیانیه، اجرای گروه جوان به سرپرستی محمدعلی كیانی نژاد، قطعه ای برای ویولنسل و قطعه جشن از علیرضا مشایخی و اجرای گروه ارغنون به خوانندگی حسام الدین سراج و سرپرستی رامین كاكاوند دیگر بخش های این مراسم ویژه بودند. مراسم نه تب و تابی داشت و نه شور و حالی. مراسمی یكنواخت، تكراری و همیشگی.
اما شاید مهمترین و جذاب ترین بخش، حضور علیرضا مشایخی روی سن و سخنانی بود كه بر زبان راند.
این سخنان چنان شور و احساساتی در تماشاگران برانگیخت كه دقایق چندی همه را دركمال احترام وادار به تحسین و تشویق كرد. جالب ترین بخش سخنان این آهنگساز، اعتراض او به روزنامه ها و خبرنگاران موسیقی بود. این اعتراض شاید سخن همه موسیقیدانانی بود كه طی سالهای اخیر با خبرنگارانی مواجه بوده اند كه بدون كمترین دانش موسیقی - به خود اجازه داده اند تا به نقد موسیقی و موسیقیدان بپردازند - روزنامه نگاران و خبرنگاران موسیقی، اغلب نه موسیقیدان اند، نه در حوزه ای از موسیقی فعال و نه حتی شنونده جدی موسیقی هستند.
با این حال آنان در صفحه های پرشماره روزنامه ها در مورد موسیقی می نویسند.
همین طرح دانش و آگاهی موجب شده است تا بحث های حاشیه ای و به اصطلاح «خاله زنك» در موسیقی رشد یافته و حجم انبوهی ازمطالب نوشتاری موسیقی درمطبوعات را به خود اختصاص دهد.
تا باد چنین مباد!
البته شاید گناهی متوجه روزنامه نگاران نباشد كه آنان وظیفه خود را انجام می دهند.
شاید اگر اهل موسیقی بیشتر دستی به قلم داشته و دراین حوزه نیز وارد می شدند، جا برای تركتازی های غیرمسؤولانه و غیرتخصصی نمی بود و راه حاشیه پردازی و حاشیه نویسی درموسیقی تاحدودی مسدود می شد.
جذاب ترین سخن مشایخی كه مذاق همگان را خوش آمد دعوت خبرنگار موسیقی یك روزنامه برای خروج از سالن و مثلاً كشیدن سیگار و نوشیدن چای بود تا اركستر بتواند قطعه جشن مشایخی را بنوازد.
خبرنگاری كه در نوشتار خود اشاره كرده بود بهتر است مشایخی كتاب بنویسد و آهنگسازی نكند!
هفتم: بیانیه هرنهاد، ارگان و مركزی نشاندهنده سیاست گذاری ها، تصمیم گیری ها و دیدگاه آن مركز است. در بیانیه می توان خطوط اصلی و برنامه ها و اصول اجرایی هر مركز یا نهادی را به نظاره نشست. متأسفانه هرساله بیانیه های خانه موسیقی با مقدماتی طویل و مبهم، ضمن ذكر كلیات و آب و تاب در تعریف و تمجید موسیقی، هیچ مسیر مشخصی را نشان نمی دهد. در بیانیه امسال نیز پس از مقدماتی كه می خواهد نشان دهد موسیقی جایز است(!) ذكر روز جهانی موسیقی و تلاش برای گنجاندن روز ملی موسیقی را نیز آورده شده است و برای اهل موسیقی و جامعه موسیقی حتی جنبه ای حیثیتی دارد تا درتقویم های رسمی، ذكری از روز ملی یا جهانی موسیقی بیاید و جایگاه ایشان را رسمیت ببخشد!
بیانیه با ذكر كلیات دیگری در حرمت موسیقی و موسیقیدان پایان می یابد. هنوز هم می پرسیم خانه موسیقی كجاست؟ چگونه جایی است و چه فعالیت هایی دارد؟ نكته مهم آن است كه هنوز ندانسته ایم این خانه نهادی صنفی است یا یك نهاد تخصصی. این سردرگمی وجه اصلی بی عملی بنیادین درخانه موسیقی است.
محمد به منش


منبع : روزنامه ایران

مطالب مرتبط

قمر در تنهایی مرد

بر اساس آنچه در سالنامه ها و تقویم های موسیقی آمده است، او در شانزدهم مرداد ماه درگذشته است اما نزدیكان او هر سال در چهاردهم مرداد ماه مراسم بزرگداشتی برای او برگزار می كنند.
دیروز در ظهیرالدوله برمزار قمرالملوك، وزیری مراسمی با حضور هنرمندان و علاقمندان این هنرمند برگزار شد.در حالی كمتر از ده نفر در مراسم خاكسپاری اش حضور داشتنداماامسال چهل و ششمین سالگرد خاموشی او با حضور بیش از هفتصد نفر برگزار شد. استقبال به گونه ای بود كه ظهیرالدوله دیگر نمی توانست پذیرای دوستداران این هنرمند باشد.
قمر صدای خوش را از مادر بزرگش به ارث برده بود. مادربزرگ او خیرالنساء ملقب به افتخارالذاكرین، روضه خوان زنانه بود كه قمر را در كودكی با خود به مجالس روضه زنانه می برد. قمر پای منبر می نشست و با مادر بزرگ روضه می خواند.
در كتاب سرگذشت موسیقی ایران از روح الله خالقی از قول قمر آمده است: «من مدیون همان تربیت اولیه خود هستم. چون كه همان پا منبری خواندن ها به من جرأت خوانندگی در حضور جمع داد و باعث شد كه من از خواندن در جمع پروا نداشته باشم.
سال ها بعد زمانی كه در یك میهمانی خانوادگی با مرتضی نی داوود آشنا شد، اولین قدم را به سوی یك هنرمند حرفه ای شدن برداشت. او حدود دو سال به كلاس های نی داوود می رفت و زیر نظر او دستگاه های و گوشه های موسیقی ایرانی را می آموخت.
سال ۱۳۰۳ چند سال بعد از آشنایی مرتضی نی داوود و قمر، اولین كنسرت خصوصی آنها در گراند هتل برگزار شد. این كنسرت محبوبیت و شهرت زیادی برای قمر به دنبال داشت. حتی باعث شد، كمپانی های معروف ضبط صفحه برای ضبط كردن صدای قمر دستگاه های خود را به ایران بیاورند. در مجموعه هایی كه از قمر به جای مانده است بیشتر با تار نی داوود، تار میرزا حسن، ویولن موسی نی داوود و پیانوی مرتضی محجوبی همراه است.
قمر همیشه در زندگی خود به واسطه مخالفت با فعالیت موسیقایی زنان دچار گرفتاری و فشار های فراوانی بود. اما هرگز در ادامه راهی كه شروع كرده بود، شك نكرد.
قمر از سال ۱۳۰۳ به پر كردن صفحه در تهران مشغول شد. از اولین ترانه‌های او كه در سال ????منتشر شد می‌توان به «در ملك ایران، این مهد شیران»، «تا جوانان ایران به جان و دل نكوشند»، ‌«هزار دستان به چمن دوباره آمد به سخن»، «در بهار امید» و «بهار است هنگام گشت» اشاره كرد. قمر بعدها سرود «مارش جمهوری» عارف را هم خواند كه صفحه‌های آن به دلایل سیاسی از بازار جمع آوری و آثار او ممنوع شد.
از قمر، نزدیك به ۴۲۶ صفحه ضبط كرده‎اند كه متأسفانه ۲۳ صفحه آن در همان سال ها و بقیه در جنگ جهانی دوم از بین رفته است. قمر زن خیر و خیرخواهی بود. اولین عایدی از ضبط صدایش را به خرید و هدیه كردن بیش از هفتاد تختخواب به شهرداری اختصاص داد كه برای نگهداری بچه‎های بی‎سرپرست استفاده شود.
جنگ جهانی دوم باعث شد ضبط و تكثیر صفحات گرامافونی و تولیدات هنری در ایران برای بیش از یك دهه متوقف شود. در اثر جنگ حدود سیصد تصنیف و آوازی كه كمپانی‎های خارجی از صدای قمر داشتند نابود شدند.

قمر از نخستین هنرمندانی بود كه برای بزرگداشت یك هنرمند از كار افتاده كنسرت داد و عواید حاصل را به او تقدیم كرد. سنتی كه قمر بنیاد نهاد تا زمان ما نیز باقی مانده است.
نخستین ترانه‎ای كه قمر در رادیو اجرا كرد، سال ۱۳۱۹ و آخرین برنامه‎اش پس از اولین سكته‎ی مغزی، در تیرماه ۱۳۳۰ از رادیو پخش شد.
قمر پس از سكته اول طراوت و سرزندگی را از دست داد و تهی دست شد و مجبور شد برای امرار معاش در مكان های كوچك و حقیر بخواند. روح الله خالقی درباره او می نویسد: «هنرمندی كه تمام ثروتش را به فقیران بخشیده بود، در گوشه انزوا درگذشت و آنهایی كه ادعای هنردوستی داشتند حتی در تشییع جنازه او هم شركت نكردند.»
پس از سكته دوم، قمر را كه به كلی صدایش را از دست داده بود، به رادیو دعوت می‎كنند تا از او تجلیل كنند اما قمر در تمام طول برنامه فقط اشك ریخت و جز چند كلمه چیزی بر زبان نیاورد.
همه نوارهایی كه از او در رادیو ضبط شده بود، چند سال بعد، با ورود دستگاه مغناطیسی ضبط صوت، پاك شدند و برای همیشه از بین رفتند.
سرانجام قمر در ۱۴ مرداد ۱۳۳۸ به سن ۵۴ سالگی در خانة محقرش، كنار تنها پسرش چشم از جهان فروبست. در تشییع جنازه او جز مرتضی نی‎داوودی (اولین استادش) هنرمند دیگری شركت نداشت. مرگ قمر هشداری شد برای زمزمة تشكیل خانة هنرمند و صندوقی برای حمایت از هنرمندان از كارافتاده!
منابع
ـ «آوای مهربانی» ـ زهره خالقی ـ نشر دنیای مادر ۱۳۷۳
ـ «از صبا تا نیما» ـ یحیی آرینپور ـ انتشارات امیركبیر ۱۳۵۴
ـ «سرگذشت موسیقی ایران» ـ روحالله خالقی ـ انتشارات صفی علیشاه ۱۳۶۲
آزاده شهمیرنوری

وبگردی
(+18) اولین تصاویر از لحظه تکه تکه کردن جسد جمال خاشقجی
(+18) اولین تصاویر از لحظه تکه تکه کردن جسد جمال خاشقجی - با اینکه عوامل اطلاعاتی عربستان، پیش از آغاز عملیات بازداشت و قتل خاشقجی، دوربین‌های امنیتی را از کار انداختند، اما روز گذشته تصاویر زیر در شبکه‌های اجتماعی و همچنین برخی سایت‌های عربی مخالف رژیم سعودی منتشر شده است. هنوز مشخص نیست که این تصاویر، واقعاً مربوط به این جنایت است، یا اینکه آن را شبیه‌سازی و صحنه‌سازی کرده‌اند. و همینطور هیچ مرجع رسمی این تصاویر را تایید نکرده است.
فیلم/تغییر محسوس و عجیب ورزشگاه آزادی نسبت به بازی فینال آسیا!
فیلم/تغییر محسوس و عجیب ورزشگاه آزادی نسبت به بازی فینال آسیا! - پس از دیدار پرسپولیس و کاشیما، در اولین بازی برگزار شده در ورزشگاه آزادی تغییرات محسوس و عجیبی نسبت به دیدار فینال آسیا دیده می‌شود.
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد - چرا خودرو سازان با وجود مشکلات عرضه بازهم پیش فروش می کنند؟
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران - سه نفر کنار هم حوالی میدان مادر ایستاده‌اند. زنی قد بلند که موهایش زمینه نسکافه‌ای دارد به هر ماشینی که بلندتر بوق می‌زند نزدیک می‌شود و قیمت را آرام و به سرعت بیان می‌کند. او می‌گوید: «... صد هزار تومان، تو ماشین ۷۰ هزار تومان، گروپ ۳۰۰ هزار تومان و جا هم داریم»، جملات کوتاه و بی‌تفاوت بیان می‌شود. جلوتر دختر کم سن و سالی که شاید ۱۶ سال هم نداشته باشد، ایستاده و از سرما نوک بینی‌اش قرمز شده است، با…
اشراف متواضع!
اشراف متواضع! - افرادی هستند که در دروس زندگی میکنند اما ماشین زیر پایشان پراید است. افرادی که چند ده میلیون از جوجه‌مایه‌دارهای پدرریشو میگیرند که خوب تربیتشان کنند برای مدیر شدن در جمهوری اسلامی و بعد چند هفته در سال هم آنها را می‌برند اردوی جهادی تا از نزدیک ببینند فردا که به لطف جیب پدر در کنکور ترکاندند و مدرک معتبر گرفتند و مدیر شدند قرار است به چه بدبختهای مستضعفی که بخاطر پول نداشتن در آموزش و پرورش رایگان…
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»!
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»! - روز پنجشنبه تصویری در فضای مجازی منتشر شد که قابل تامل بود. زهرا تخشید نوه آیت‌ا... یزدی است که با انتشار تصویری که از دانشگاهش در نیویورک منتشر کرده بود، نوشت: «عکسی که دیروز عصر از دانشگاهم گرفتم با چراغ‌های همیشه روشنش».
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز»
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز» - ماجرای تجاوز به آن ماری سلامه، بازیگر زن عرب سریال تلویزیونی صدا و سیمای ایران.
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا - «نورالدین پیرموذن» نماینده سابق اردبیل در مجلس شورای اسلامی که سالهاست در آمریکا زندگی می‌کند چند عکس از خود و همسر جدیدش را در اینستاگرام منتشر کرده است.