دوشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۷ / Monday, 28 May, 2018

از درخت گفتن


از درخت گفتن
نمی‌خواهم بگویم سیدحسن حسینی چطور آدمی بود. چون رابطه‌ای با او نداشتم. حتی چند مورد ملاقات هم، سهمی در این گفتار ندارد. اما می‌گویم چگونه شاعر و هنرمند و منتقدی است. برای من حسینی همیشه معادل با «بودن» است. آنچه از هنرمندان مردنی نیست، همانا جوهر هنری و شخصیت آنهاست كه حسینی خود صریح و بدون هیچ لفافه‌ای آن را بیان می‌كند «بیشتر از آنكه قصد صنعت‌گری داشته باشم و دل در گرو ایهام تناسبی كه نام «فرزدق» یا «لنگیدن» ایجاد می‌كند و دهان صنعت‌دوستان را احیاناً آب می‌اندازد، حواسم به فرهنگ تشیع بوده است و ادعای شگرف و كمرشكن شیعه بودن! و آرمانی اندیشیدن در سالهای درد و داغهای شخصی و اجتماعی كه چشم آرمان فرزدق را نیز ناكامل می‌یابد و به كمتر از شهادت او در ركاب حسین(ع) رضایت نمی‌دهد» (طلسم سنگ، صفحهٔ ۶۱).
از همین مختصر بیان او چند نكته قابل دریافت است:
۱ـ دل در گرو داشتن. می‌فهمیم كه با اهل دل طرفیم.
۲ـ تناسب نام «فرزدق» با «لنگیدن كمیت». خبر از فضای تخصصی او دارد.
۳ـ حواسم به فرهنگ تشی‍ّع بوده است. اهل دلی یا بهتر بگویم اهل ادبیاتی كه شیعه بودن در رأس شخصیت اوست.
۴ـ ادعای شگرف و كمرشكن شیعه. همان شاعر شیعه مدعی.
۵ـ آرمانی اندیشیدن در سالهای درد و داغ. سیر طبیعی شاعر، شیعه، مدعی، رسیدن به آرمان‌گرایی است.
۶ـ درد و داغهای شخصی و اجتماعی. دو ب‍ُعد فردی و جمعی آرمان‌گرایی.
۷ـ شهادت در ركاب حسین(ع). جان كلام را می‌گوید كه به كمتر از شهادت در ركاب حسین(ع) رضایت نمی‌دهد.
كوه‌ها با هم‌اند و تنهایند،
همچون ما
با همان تنهایمان
عده‌ای خوش ندارند كه قطعه‌ای از شاملو، سرفصل مبحث حسینی باشد. چراكه به گمان آنها این دو، دو جبههٔ مقابل هم‌اند. اما من با احترام به این گمان ـ یا حتی یقین ـ عرض می‌كنم از جهتی این‌طور نیست.تعمد من در انتخاب آن نیز اشاره به این مطلب است كه حسینی وابستگی به گروهی خاص ندارد.شاید دلبستگی داشته باشد. حالا چه عیبی دارد بسیاری او را از خود بدانند. او منحصر و محصور هیچ گروه خاصی نیست. او برای خودش سازمانی است. او قهرمان هیچ‌كس نیست. او تنها جویای همان اندیشهٔ علوی است و اگر گاه سر از جمعی درآورده نیز، نتیجه همین آرمان‌خواهی است.پس به همان اندازه كه مخالف شاملوست، از مخالفان شاملو نیز زهرچشم می‌گیرد. چرا كه حسینی انسانی باری به هر جهت نیست. او تنهاست و این تنهایی بیش و پیش از هر عاملی برآمده از شخصیت اوست. او ذاتاً منتقد است و با كمتر چیزی سر سازش دارد. حسینی شاعر است. این تأكید بر بدیهیات حاصل اصرار خود حسینی است. از خلق نقدهای فراوان گرفته تا ترجمه و تحقیق و تحلیل و شعر و... و دست آخر وا نهادن رشتهٔ تغذیه و افتادن در پی معشوق ادبیات. تا این‌كه خود را به‌طور رسمی به‌عنوان شاعر به اثبات رساند.شاعری كه منتقد است و منتقدی كه شاعر. این دو ویژگی آن‌قدر در هم تنیده‌اند كه یكی بدون دیگری بی‌تعریف است. نقد را نه‌تنها جدا از شعر نمی‌داند بلكه محك درستی شعر و شاعر را نقد می‌داند:
شاعری شایعه بود
نقد تكذیبش كرد
(نوشداروی طرح ژنریك، صفحه ۲۲)
آنجا كه پلیس نقد باشد، سرقت ادبی یك امر طبیعی است
(براده‌ها، صفحه ۲۶)
نقد برج مراقبت هنر است
(براده‌ها، صفحه ۳۰)
اما منتقد را هم رها نمی‌كند، بلكه منتقد هم باید هنرمند باشد:
ناقدی كه در باغ هنر نیست، آفت باغ هنر است
(براده‌ها، صفحه ۳۰)
اما تنها علم كافی نیست بلكه «اخلاق جاده هنر است»
(براده‌ها، صفحه ۳۲)
می‌گوید:
آنها كه اخلاق را سد راه هنر می‌دانند یا دركشان از هنر نادرست است یا اخلاق، یا از هر دو
(براده‌ها، صفحه ۱۸)
آری این شیعه آرمان‌گرا ابایی از كسی ندارد چون «آنكه برای خدا می‌جنگد، برای شیطان صلح نمی‌كند»
(براده‌ها، صفحه ۶)
شاعری شعری گفت
هبلی تازه به دنیا آمد
(نوشداروی طرح ژنریك، صفحه ۱۹)
و اعتقاد دارد:
«زبانی كه حق را نگوید، به درد لیسیدن بستنی قیفی می‌خورد»
(براده‌ها، صفحه ۶۰)
آثار او بستر تصاویر است. تصاویری كه بر اساس تضاد و تباین چیده شده‌اند. سفیدی و سیاهی و خیر و شر در مقابل هم و كنار هم می‌آیند.
شاعری اشك نداشت
و لهذا خندید
(نوشداروی طرح ژنریك، صفحه ۳۴)
شاعری محشر كرد
حاضران جمله به صحرای قیامت رفتند
(همان كتاب، صفحه ۳۹)
از كمترین كلمات پل می‌زند به سوی آرمانهای بزرگ. این ایهام و تناسب كه دیگرگونه دیدن را برای او به ارمغان آورده وامی است كه حسینی از زندگی در سبك هندی گرفته است. این رابطه، تصویری كه فراز و فرود حادثه‌اند بیشتر از همه در سبك هندی بالیده است و پناهی است برای حسینی كه از آن بنویسد و بگوید:
«شعر بیدل در مقاطع حساسی از زندگی به داد روح من رسیده است»
(بیدل، سپهری و سبك هندی، صفحه ۱۴۹)
شاعری پیشرو كه ابداعات او هم برخاسته از انتقاد است. اصلاً نوشداروی طرح ژنریك «برای حیاتبخشی و احیای جامعهٔ بیمار ادبی، طرح‌ریزی شده است»
(از مقدمه نوشداروی طرح ژنریك)
در مجموع پیام حسینی حاوی این تذكرات است:
۱ـ توجه به خدا و تعهد
۲ـ هنر و اخلاق ملازم هم‌اند
۳ـ نقد نه‌تنها در كنار و همراه هنر و شعر، بلكه ماهیت هنر است.
شاعری در شعر
عارفی در عرفان
بر گل روی محمد صلوات
(نوشداروی طرح ژنریك، صفحه ۲۸)
نقد بی‌تعصب و بی‌كشش در جهان ما اصلاً وجود خارجی ندارد.
(بیدل، سپهری و سبك هندی، صفحه ۱۴۹)
در مانیفست نقادان امروزین شعر، «شعار مدهید»، یعنی شعار «مخالف» من مدهید.
(براده‌ها، صفحه ۳۹)این است اعتقاد حسینی در نقد. كسی كه دربارهٔ معاصران خود بی‌تعارف می‌گوید:
دلنشین‌ترین غزل بعضی از غزلسرایان معاصر، همانا غزل خداحافظی است.
(براده‌ها، صفحه ۴۶)
او نقد خنثی را نمی‌پذیرد، بلكه نقد را میدان هماوردی می‌داند و با صراحت عنوان می‌كند:
هنرمند بی‌طرف، تركیب بی‌معنی و ابلهانه‌ای است، هنر یعنی طرفداری و هنرمند یعنی طرفدار.
(براده‌ها، صفحه ۱۰)
و این دیدگاه منجر به انتشار كتابی می‌شود كه همسنگ مفید بودنش منفور هم هست و این خصوصیت جبهه‌گیری و جنگ است. هرچند نواختن برخی به لطف و گداختن بعضی به قهر و حتی سكوت در ادامه شعر بعضی، همه از سر انصاف نیست. برای اینكه من درگیر نشوم، آنهایی كه شعر و شعورشان نقد شده مراجعه كنند به كتاب گزیده شعر جنگ و دفاع مقدس. این نقد جنگ حسینی است در دوران دفاع مقدس. چراكه:
با ویژگی تشویق و تكریم دوست و تهدید و تحقیر دشمن همچنین انتقاد از خود و دیگران و انتقاد از... به دورهٔ سیاسی ـ جنگ، یعنی دورهٔ دفاع مقدس تعلق دارد.
(گزیده شعر جنگ و دفاع مقدس، صفحه ۱۳)
وگرنه:
شعر جنگ در وجه غالب خود، خودجوش و بی‌غرض است.
(همان صفحه)
و اعتراض به فرصت‌طلبان و... در شعر جنگ كمتر دیده می‌شود.
(همان صفحه)
آنچه من از حسینی می‌شنوم گفتاری در باب ادب و هنر و نقد و شعر و تصویر... نیست. بلكه حسینی فریادگر شخصیت خویش است.
من آن معنی رو به ویرانی‌ام
كه در خانه لفظ زندانی‌ام
(غزل معاصر، صفحه ۶۷)
شاعری آرمان‌گرا، كه امتداد زندگی، خط‌مشی (حتی ادبی، هنری) او را تغییر نداده است. در قالب رباعی همان كاری را می‌كند كه در سپید و در نقد همان است كه در شعر. كنایه‌های نقد شعر جنگ، براده‌های قلم اوست در كف آهنگری تشبیه و تمثیل. و نوشداروی طرح ژنریك با چند شخصیت شاعر و تاجر و زاهد و عارف، فریادی است هم‌صدا با حلق اسماعیل علیه طلسم سنگ.حسینی، عصیانی است به مسلخ‌آمده كه سر عاشقانه گفتن ندارد و مقوله‌ای دهان‌پركن چون عشق را مسكوت می‌گذارد. و اگر چیزی می‌گوید
از تأثیر باوری شناخته‌شده و متبرك نزد همهٔ شرقیان ـ یعنی باور ما كم از غرب نیستم ـ بركنار نبوده
(مشت در نمای درشت، صفحه ۹) بر خلاف امروز كه شعر تفنن و سرگرمی ـ حتی در كنگره‌ها و جشنواره‌ها‌ـ شده است، در اندیشهٔ حسینی شعر قالب تفكر است. حسینی صرف قالب را آن‌قدر قابل نمی‌داند كه نتوان بر آن مسلط شد. نثر و نظم و كلاسیك و نو، همه قالبی است كه محتوای آن حسینی است. شعر شیعی آرمان‌گرای عاشق شهادت كه «ندارد سر سجده بر بادها»... مهم برای او مفهوم است. شیرین نبودن گنجشك و جبرئیل حاصل چنین برخوردی است؛ اندیشیدن و ـ عمدا ـ اندیشیدن! زبان روان و تكنیك سادهٔ آثاری چون نوشداروی طرح ژنریك و براده‌ها در خود مایهٔ تفكر دارد. این آثار بازی باب كلمات و تصاویر نیست. برخی به این گمانها رفته‌اند و تقلید كرده، ساخته‌اند و باخته‌اند. در این آثار مفاهیمی است كه اگر در آن ساخت هنری قرار نمی‌گرفت، شاعری كسل‌كننده می‌نمود، اما با این شیوه حسینی دست به تولید انبوه جملات قصاری زده كه مجموعه‌هایی از این دست ـ سخن بزرگان ـ را از سكه بیاندازد. به قول دوستی، این ناصر خسرو كت و شلوارپوش، با زیبایی‌شناسی سیاسی، و با چهره‌ای كه به مسیح می‌ماند، در دوره‌ای كه از حق نشانی نیست و همه دم از اناالحق می‌زنند، غنیمت و نعمت بزرگی است. اگر بخواهیم به تركیبی از ابداع، تكنیك، اندیشهٔ دینی و ویژگی شخصی و شخصیتی كه همه یك‌جا گرد آمده‌اند، اشاره كنیم: گنجشك و جبرئیل تركیب مذكور خواهد بود. هرچند نوآوری حسینی محدود به همین كتاب نیست بحث رباعی و نثر و نظم، بماند. دربارهٔ این كتاب در زمانهٔ خودش بحث فراوان شد و هنوز هم در نوع خود اثری یگانه است، اما من آن را به‌عنوان بعدی از شخصیت حسینی ورق می‌زند.از همان آغاز، انسان در برزخ بین خیر و شر ایستاده و این همان نگاه تقسیم هستی به حق و باطل است كه در اندیشهٔ حسینی نقشی بنیادین دارد.
در منزل نخست
من از چكاد نعره فتادم:
یك نیمه در جهنم
و یك نیمه در بهشت
(گنجشك و جبرئیل، صفحه ۱۰)
برای عاشورا سرودن، بهانه و فرصتی است برای فریاد و این فریاد نه برای عاشورای تاریخی، كه عاشورای هر روزهٔ ماست و چه تمسكی بهتر از این. در جایی كه می‌توان این‌همه از فریاد گفت و نوشت. كافی‌ست فراوانی این كلمات را در كتاب مذكور دنبال كنیم تا به صدای سخن حسینی برسیم. فریاد، صدا، حنجره، گلو، حلقوم، زبان، لب، زمزمه، ترنم، كلمه، لفظ، خواندن، سكوت، هیها، شیهه، زوزه و... گویا رسالت را تنها در «گفتن» می‌داند و جبرئیل چه دارد جز گفتن؟ اما گنجشك از این‌سوی خاك، صدایش رسا نیست و بر خلاف ملایمت وحی باید فریاد بزند. آن هم نه رو به آسمان، كه رو به زمینیان:
یاران مصطفی
شمشیر زرنگار حمایل نمی‌كنند
(گنجشك و جبرئیل، صفحه ۲۴)
این زبان به رجز می‌ماند و عشق در آن نقشی ندارد وگرنه این‌همه تكلف چرا؟
بگذریم كه فخامت، سنگینی زبان و روایات و خطابهای فراوان، مجموعه را كم‌مخاطب كرده است.
اما حسینی رفت. این شاعر نه دولتی، نه مردمی، شاعر تنهای دوست‌داشتنی كه محبوب نبود. می‌دانم در روزگار ما ـ و شاید همهٔ روزگاران ـ منتقد قهرمان نخواهد بود مگر اینكه او را تبلیغ كنند، مگر این‌كه زبان گروهی خاص باشد. اما حسینی از این حیث آزاده بود. نقد حسینی، تنها وسیله‌ای بود برای بیان آرمانهایش (كه خصوصاً این روزها آزارنده است) و نقد او یعنی همهٔ آثارش، شعر و نقد و نثر...
و به همین خاطر تنهاست. مردی كه تنها بود، تنها م‍ُرد و به حكم تنهایان، تنها محشور خواهد شد.

پی‌نوشتها:
۱ـ براده‌ها؛ حسن حسینی، تهران: برگ، ۱۳۶۵.
۲ـ بیدل، سپهری و سبك هندی؛ حسن حسینی، تهران: سروش، ۱۳۶۷.
۳ـ گنجشك و جبرئیل؛ حسن حسینی، تهران: افق، ۱۳۷۱.
۴ـ غزل معاصر ایران؛ به كوشش علیرضا قزوه، تهران: سوره، ۱۳۷۶.
۵ـ مشت در نمای درشت؛ حسن حسینی، تهران: سروش، ۱۳۷۹.
۶ـ گزیده شعر جنگ و دفاع مقدس؛ حسن حسینی، تهران: سوره، ۱۳۸۱.
۷ـ نوشداروی طرح ژنریك؛ حسن حسینی، تهران: سوره، ۱۳۸۲.
۸ـ طلسم سنگ؛ حسن حسینی، تهران: سوره، ۱۳۸۳.

علی داودی


منبع : پایگاه رسمی انتشارات سوره مهر

مطالب مرتبط

شعر بی دروغ

شعر بی دروغ
ما که این همه برای عشق
آه و ناله ی دروغ می کنیم
راستی چرا
در رثای بی شمار عاشقان
ـ که بی دریغ ـ
خون خویش را نثار عشق می کنند
از نثار یک دریغ هم
دریغ می کنیم !
(قیصر امین پور)
ان من الشعر لحکمه (۱ )
یک سال گذشت . شاعر لحظه های ایثار و خلاقیت شاعر فرزانه انقلاب و نظریه پرداز ادبی ما دکتر قیصر امین پور در هفتمین روز آبان برگریز ۸۶ پر پرواز به ملکوت اعلی گشود و رفت ; « از رفتنش دهان همه باز گویا گفته بودند پرواز پرواز » .
قیصر به شعر دست یافته بود(۲ ) او نماینده متشخص بلکه نماد برتر نسل ادبای پیشرو و آینده دار زبان فاخر فارسی بود که نگاهش آفاق ادب ایران زمین را می کاوید; اما دریغا و هزاران افسوس که بیش از این مجال اتمام « حرف های ناتمام (۳ ) خود را نیافت و « درگذشت او آرزوهایی را خاک کرد . » (۴ )
گرچه « طول » عمر قیصر زیاد نیست اما به گواهی کارنامه پربرگ و بار ۴۸ ساله او از « عرض » و عمقی شایسته برخوردار است . او پدیده شعر معاصر بود و نوید آن را می داد که به یک استثنا تبدیل شود.
قیصر سرشار از ذوق سلیقه و خلاقیت بود; با زبانی سهل و ساده بیانی تازه لحن و صدایی شاعرانه یکرنگی کودکانه صمیمیتی سیال و نهفته در ضمیر متانت و وقاری شایسته استادی و و و; « بگو قافیه سست یا نادرست
همین بس که ما ساده صحبت کنیم ... »
امین پور از ارکان شعر معاصر و محبوب ترین شاعر انقلاب و مودب ترین ترانه سرای روزگار ماست . شعرش مملو از خلوص سرشار از صداقت و لبریز از یکرنگی است ; چراکه زبانش پاک و حکمت آموز و شعرش بی دروغ است .
قیصر نزدیک ترین شاعر به شعرش بود و شاید راز ماندگاریش همین باشد. آنچنان که می گفت بود و آنگونه که می نمود. او از « قاف عشق » آغاز و به « دستور زبان عشق (۵ ) » ختم نمود; سوای از سوداگرانی که با قاف به آخر خط عشق رسیده اند; « و قاف حرف آخر عشق است آنجا که نام کوچک من آغاز می شود. »
امین پور نه تنها در شعر کلاسیک و ادب نیمایی با مضامین آیینی به ویژه عاشورا انتظار و دفاع مقدس که در نثر ادبی و قصه نویسی نیز سخنها داشت ; چه بسیار طرح ها و نقاشی هایی را از خود بی نام و نشان و البته بی مزد و منت منتشر کرد. حتی در خوشنویسی نیز دستی داشت (۶ ) .
نوع سلوک قیصر چنان بود که شعرهای نغز و پر مغز او تنها یکی از فضائلش به شمار می رفت . آزادگی و دینداری او مثل زد بود. در حوزه معنا و معنویت هم تازگی داشت ; البته بی هیچ تظاهر و ریایی .
● گاه شمار احوال و آثار قیصر
▪ ۱۳۳۸ـ دوم اردیبهشت ماه تولد در گتوند پرورش در دارالمومنین دزفول
▪ ۱۳۴۳ ـ تحصیل در مکتبخانه
▪ ۴۹ ـ ۱۳۴۵ ـ دوره تحصیلات ابتدایی در گتوند
▪ ۵۷ ـ۱۳۵۰ ـ دوره تحصیلات راهنمایی و دبیرستان در دزفول
▪ ۱۳۵۷ ـ آغاز تحصیل در رشته دامپزشکی دانشگاه تهران
▪ ۱۳۵۸ ـ انصراف از رشته دامپزشکی و ورود به دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران شرکت در حماسه تسخیر لانه جاسوسی به همراه دانشجویان پیرو خط امام همکاری در بنیانگذاری حوزه هنری و همکاری با « صحیفه » روزنامه جمهوری اسلامی
▪ ۷۱ ـ۱۳۶۰ ـ دبیری سرویس شعر هفته نامه سروش
▪ ۶۲ ـ۱۳۶۰ ـ تدریس در مدارس راهنمایی
▪ ۱۳۶۳ ـ تغییر رشته از علوم اجتماعی به ادبیات فارسی دانشگاه تهران انتشار نخستین کتاب هایش به نام « در کوچه آفتاب » و « تنفس صبح »
▪ ۱۳۶۵ ـ انتشار نثر ادبی « طوفان در پرانتز » و منظومه « ظهر روز دهم »
▪ ۱۳۶۶ ـ آغاز دوره کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی و همکاری در راه اندازی دفتر شعر جوان
▪ ۱۳۶۷ ـ سردبیری ماهنامه ادبی و هنری سروش نوجوان و آغاز تدریس در دانشگاه الزهرا(س )
▪ ۱۳۶۸ ـ انتشار کتاب « مثل چشمه مثل رود » دریافت جایزه نیما یوشیج (مرغ آمین ) همکاری در تشکیل دفتر شعر جوان
▪ ۱۳۶۹ ـ آغاز دوره دکترای زبان و ادبیات فارسی
▪ ۱۳۷۰ ـ انتشار نثر ادبی « بی بال پریدن » (ویژه نوجوانان ) آغاز تدریس در دانشگاه تهران انتشار « گفتگوهای بی گفت وگو »
▪ ۱۳۷۲ ـ انتشار مجموعه « آینه های ناگهان »
▪ ۱۳۷۵ ـ انتشار مجموعه « به قول پرستو » (برای نوجوانان )
▪ ۱۳۷۶ ـ دفاع از رساله دکتری با عنوان « سنت و نوآوری در شعر معاصر » به راهنمایی دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی . گفتنی است این رساله به تشخیص اساتید صاحب نظر قوی ترین پایان نامه ادبی پس از انقلاب است
▪ ۱۳۷۸ ـ انتشار « گزیده اشعار » و برنده « تندیس ماه طلایی » برگزیده شعر کودک و نوجوان ۲۰ سال انقلاب
▪ ۱۳۸۰ ـ انتشار « گلها همه آفتابگردانند »
▪ ۱۳۸۲ ـ انتخاب به عنوان عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی
▪ ۱۳۸۳ ـ انتشار « سنت و نوآوری در شعر معاصر »
▪ ۱۳۸۴ ـ برگزاری اولین سالانه « جایزه ادبی قیصر امین پور » توسط کنگره سراسری شعر دفاع مقدس
▪ ۱۳۸۵ ـ انتشار « شعر کودکی »
▪ ۱۳۸۶ ـ ششم شهریور رونمایی از کتاب « دستور زبان عشق » (۷ )
● رویش های ادبی انقلاب
امین پور در آغازین سال پیروزی انقلاب اسلامی و در بدو ورود به دانشگاه تهران جذب حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی شد و به حلقه شاعران جوان و انقلابی کشور که از اقصی نقاط ایران در این حوزه گردآمده بودند درآمد. قیصر به همراه یاران خود زنده یاد سلمان هراتی روانشاد سید حسن حسینی استاد جواد محقق و شماری از شعرای تازه دیروز و ادبای پخته امروز جنبشی را به نام انقلاب ادبی آغازید که اینک و پس از قریب به سه دهه آثار میمون و میوه های خوش طعم آن را در گلستان فرهنگ شاهدیم . جوانان این حلقه ادبی به تعبیر زعیم ادب پرور ما (ادام الله ظله ) « نخستین رویش های زیبا و مبارک انقلاب در عرصه های شعر بودند » . (۸ ) و البته نقش قیصر در این میان چنان بود که « بخش مهمی از طراوت و جلوه این بوستان مرهون ظهور و رشد آن عزیز » . (۹ ) است .
در آن سالیان حوزه هنری مامن و ملجای یاران جوان و بی رنگ انقلاب شد. سلمان و سید حسن و قیصر خطی به امتداد شمال تا جنوب ترسیم کردند . هراتی از شمال و حسینی از میان و امین پور از جنوب ایران (۱۰ ) چونان رودخانه هایی خروشان به هم پیوستند و دریایی از معارف ادبی ـ انقلابی را پدید آوردند.
● قیصر اسلام و امام
امام محمد باقر(ع ) به مردی فرمود : « آیا سخن را خوار و ناچیز می شماری بدان ! خدای عز و جل پیامبران خود را با زر و سیم نفرستاد; بلکه با واژگان فرستاد(۱۱ ) » . حکمت و معرفت ثمره « واژه پاک » یا « کلمه طیبه » اند; « ... واژه پاک چونان درختی پاک است که ریشه ای پابرجا و شاخه ای سر بر آسمان دارد. میوه اش را دمادم به اذن پروردگارش می دهد; و خداوند چنین مثل هایی برای مردم می زند تا پند گیرند(۱۲ ) » . و اقبال لاهوری اندیشمند مسلمان چه زیبا می سراید :
شعر را مقصود اگر آدمگری است
شاعری هم وارث پیغمبری است
تجلی مذهب بر ذهن زبان و زندگی قیصر از بیت بیت اشعار و آثار او هویداست . داستان تقید امین پور به شعائر دینی نیز خواندنی است . پدر همسرش « حجت الاسلام اشراقی تعریف می کردند که وقتی خطبه عقد قیصر و خانمش را می خواندند بانگ اذان ظهر طنین انداز شد; قیصر از سر سفره عقد بلند شد و رفت تا نمازش را بخواند » (۱۳ )
قیصر در شعر « خلاصه خوبیها » از کتاب « تنفس صبح » ارادت خود را به امام خمینی (ره ) اینگونه ثابت می کند :
لبخند تو خلاصه خوبیهاست
لختی بخند خنده گل زیباست
پیشانیت تنفس یک صبح است
صبحی که انتهای شب یلداست
در چشمت از حضور کبوترها
هر لحظه مثل صحن حرم غوغاست
در چشمت از حضور کبوترها
هر لحظه مثل صحن حرم غوغاست
رنگین کمان عشق اهورایی
از پشت شیشه دل تو پیداست
فریاد تو تلاطم یک طوفان
آرامشت تلاوت یک دریاست
با ما بدون فاصله صحبت کن
ای آن که ارتفاع تو دور ازماست
قیصر در دفاع مقدس
قیصر ملک ادب معاصر مسیحای شعر انقلاب ما نیز بود. دهه دوم و سوم حیات او مصادف شد با دفاع جانانه و مقدس رزمندگان اسلام از مرزهای کشور. او فرزند شهر ایثار دزفول بود و به دارالمومنین به عنوان مظهر استقامت می بالید و بر مظلومیت او می گریست . « می خواستم شعری برای جنگ بگویم
شعری برای شهر خودم دزفول
دیدم که باید لفظ ناخوش موشک را به کار برد
اما موشک زیبایی کلام مرا کاست » .
اگر سخن از ادبیات دفاع مقدس و حتی واژه ناخوش « جنگ » به میان آید بی تردید قیصر را باید سرآمد سرایندگان آن دانست . شعرهای دوران جنگ امین پور از نوادر ادبیات دفاع و پایداری است که همه بیان شور برخاسته از شعور و تشخیص بجای او می کنند. جمع لطافت طبع شاعری و ظرافت ادب پارسی با ستبری و سختی جنگ تنها از عهده قیصر و یاران انقلابی او برمی آمد. به یاد آوریم اولین سروده های به یادمانی او را در مجموعه « تنفس صبح » که در آن سلاح سرد سخن را به تنهایی در مقابل دشمن زبان نفهم کارساز نمی بیند : « می خواستم شعری برای جنگ بگویم
دیدم نمی شود
دیگر قلم زبان دلم نیست
باید زمین گذاشت قلم ها را
دیگر سلاح سرد سخن کار ساز نیست
باید برای جنگ
از لوله تفنگ بخوانم
با واژه فشنگ .... »
امین پور بر تل خاک خرابه های شهر موشک خورده اش « قصه جنگ » را چنین حکایت می کند :
موسیقی شهر بانگ « رودارود » است
خنیاگری آتش و رقص و دوداست
برخاک خرابه ها بخوان قصه جنگ
از چشم عروسکی که خون آلود است
قیصر هماره بهترین نیت را تصمیم بر شهادت در راه خدا می دانست :
اگرچه نیت خوبی است زیستن اما
خوشا که دست به تصمیم دیگری بزنیم
و در این آرزو با دل خود نجوا می کرد :
بیا ای دل از اینجا پر بگیریم
ره کاشانه دیگر بگیریم
بیا گمگشته دیرین خود را
سراغ از لاله پرپر بگیریم
زمین گویی غمی بنهفته داره
سخن ها در دهان ناگفته داره
ز هر چشمش هزاران چشمه جوشه
که در دل صد شهید خفته داره
و در جایی دیگر می گوید :
بیا به خانه آلاله ها سری بزنیم
ز داغ با دل خود حرف دیگری بزنیم
به یک بنفشه صمیمانه تسلیت گوییم
سری به مجلس سوگ کبوتری بزنیم
شعر آیینی و عاشورایی قیصر
شور برگرفته از شعور قیصر در اشعار آیینی او بیشتر نمایان می شود. مویه های امین پور « در کوچه های کوفه » جانسوز و رقت انگیز است :
این جزر و مد چیست که تا ماه می رود
دریای درد کیست که در چاه می رود
این سان که چرخ می گذرد بر مدار شوم
بیم خسوف و تیرگی ماه می رود
گویی که چرخ بوی خطر را شنیده است
یک لحظه مکث کرده به اکراه می رود
آبستن عزای عظیمی است کاین چنین
آسیمه سر نسیم سحرگاه می رود
امشب فرو فتاده مگر ماه از آسمان
یا آفتاب روی زمین راه می رود
در کوچه های کوفه صدای عبور کیست
گویا دلی به مقصد دلخواه می رود
دارد سر شکافتن فرق آفتاب
آن سایه ای که در دل شب راه می رود
امین پور اشعار عاشورایی خود را در کتابی به نام « منظومه ظهر روز دهم » فراهم آورد که به اذعان اهل فن از موفق ترین مجموعه های سوگ نوشته شعر آیینی ماست ; روز عاشوراست
کربلا غوغاست
کربلا آن روز غوغا بود
عشق تنها بود ...
این صدای زاده زهراست
« هست آیا یاوری ما را »
باد با خود این صدا را برد
و صدای او به سقف آسمان ها خورد
باز هم برگشت !
« هست آیا یاوری ما را »
انعکاس این صدا تا دورترها رفت
تا دل فردا و آنسوتر ز فردا رفت ...
او با مذهب رابطه ای فطری داشت . به عشق امام رضا(ع ) در شعر « کوچه های خراسان » سرود :
چشمه های خروشان تو را می شناسند
موج های پریشان تو را می شناسند
از نشابور بر موجی از « لا » گذشتی
ای که امواج طوفان تو را می شناسند
اینک ای خوب فصل غریبی سرآمد
چون تمام غریبان تو را می شناسند
قیصر شاعر انتظار
قیصر را باید شاعر چشم به راه یا « شاعر انتظار » نامید. سروده های امام زمانی او از طرب انگیزترین نمونه های موجود است :
می خواهمت چنان که شب خسته خواب را
می جویمت چنان که لب تشنه آب را
محو توام چنان که ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده دمان آفتاب را
بی تابم آنچنان که درختان برای باد
یا کودکان خفته به گهواره تاب را
بایسته ای چنان که تپیدن برای دل
یا آنچنانکه بال پریدن عقاب را
حتی اگر نباشی می آفرینمت
چونانکه التهاب بیابان سراب را
ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی
با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را
او در شعر « روز مبادا » خطاب به مولایش (ارواحنا فداه ) می گوید : ... وقتی تو نیستی
نه هست های ما
چونان که بایدند
نه بایدها
مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را
با بغض می خورم
عمری است
لبخندهای لاغر خود را
در دل ذخیره می کنم !
باشد برای روز مبادا اما در صفحه های تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هر چه باشد
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه می داند
شاید! امروز نیز روز مبادا باشد!
و در جایی دیگر می گوید :
هرچند که دلتنگ تر از تنگ بلورم
با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم
اندوه من انبوه تر از دامن الوند
بشکوه تر از کوه دماوند غرورم
یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است
تنها سر مویی ز سر موی تو دورم
ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش
تو قاف قرار من و من عین عبورم
بگذار به بالای بلند تو ببالم
کز تیره نیلوفرم و تشنه نورم
سال ها پیش حضرت آیت الله صافی گلپایگانی ضمن تجلیل از سروده امام زمانی امین پور با مطلع :
طلوع می کند آن آفتاب پنهانی
زسمت مشرق جغرافیای عرفانی
با تضمینی زیبا به استقبال شعر وی رفته و سرود :
زهی جمال رخش کرده پرتو افشانی
به ماه چارده و آفتاب رخشانی . (۱۴ )
قیصر شاعر دردهای انسان
شعر سلوک عاشقانه قیصر بود. شاعری در نظر او معنایی دیگر داشت . او « شاعر دردهای مردمی » بود. از این زاویه معادل یابی و واژه گزینی های قیصر شایسته بازبینی است . سعی او در به کارگیری واژه مردم کوی و برزن بر غنای شعر فارسی افزود. با زبانی ساده و روان صمیمی و خودمانی با لحن و لهجه مردم کوچه و بازار سخن می گفت و شگفتا که با همان نکته سنجان را مبهوت کلام سحار خود می کرد از من گذشت اما دلم هنوز با لهجه محلی خود حرف می زند با لهجه محلی مردم با لهجه فصیح گل و گندم (خورشید روستا).
دلمشغولی او بازی با واژه ها تعزیه گردانی شعر و سرگردانی خواننده نبود. آثارش همیشه از نعمت طراوت و تازگی سرشارند و از بوی کهنگی بدور; چرا که روح شاعری قیصر در پاسخ به دغدغه انسان امروز می شکفت . در شعر « نان و غم نان » می گوید : « وقتی جهان از ریشه آدم
و آدم از عدم
و سعی از ریشه های یاس می آید
وقتی یک تفاوت ساده در حرف
کفتار را به کفتر تبدیل می کند
باید به بی تفاوتی واژه ها و واژه های بی طرف
مثل نان دل بست
نان را از هر طرف بخوانی
نان است ....
شعر قیصر جوششی بود چراکه او ریشه در چشمه داشت . او در جایی نحوه غلبه شعر را بر شاعر چنین توصیف می کند : « شعر نه ناگهان بلکه آن چنان آرام در را باز می کند و آنچنان شاعر را غافلگیر می کند که گاهی بعد از رفتنش تازه می فهمد که او با کفش روی فرش آمده بود و فقط جای پای او پیداست . اگر در شب امتحان جبر هم بیاید شاعر بی اختیار تسلیم او می شود » . (۱۵ )
او به تاسی از آموزه های دینی هرگز « این قیمتی در لفظ دری را به پای خوکان » (۱۶ ) و تعلقات دون آنان نریخت و از خامه اش جز آوای نور نتراوید و هر از چندگاه در پاسداشت شعر و شاعری توصیه هایی فروتنانه به همکاران می کرد :
این حنجره این باغ صدا را نفروشید
این پنجره این خاطره ها را نفروشید
تنها به خدا دلخوشی ما به دل ماست
صندوقچه راز خدا را نفروشید
و به یاد روانشاد سید حسن حسینی رسم عاشقی را در شعر « اخوانیه » چنین رعایت نمود :
اگر سنت اوست نوآوری
نگاهی هم از نو به سنت کنیم
مگو کهنه شد رسم عهد الست
بیایید تجدید بیعت کنیم
بگو قافیه سست یا نادرست
همین بس که ما ساده صحبت کنیم
خدایا دلی آفتابی بده
که از باغ گل ها حمایت کنیم
رعایت کن آن عاشقی را که گفت
« بیا عاشقی را رعایت کنیم »
قیصر در سال ۱۳۶۷ در شعر « عصر جدید » از مجموعه « آینه های ناگهان » فضای افسون زده و خالی از یقین و ایمان جهان معاصر را چنین به نقد می کشد : « ما در عرصه احتمال به سر می بریم
در عصر شک و یقین
در عصر پیش بینی وضع هوا
از هر طرف که باد بیاید
در عصر قاطعیت تردید
عصر جدید
عصری که هیچ اصلی
جز اصل احتمال یقینی نیست .... »
قیصر شعر را از سر سیری و پس از آروغ های روشنفکرانه نمی زد . او در نوشتن زندگی می کرد » (۱۷ ) بی افاده می گفت و بجا و با احساس می سرود; توامان با رنجی طاقت فرسا و جسمی مجروح (۱۸ ) « شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید
مگر مساحت رنج مرا حساب کنید »
و شاعر متعهد و خلاق انقلاب با دلی خسته از بازی های تکراری زمانه و با انبوهی از خاطرات ترک خورده « لحظه های کاغذی » خود را سرود و رفت :
خسته ام از آرزوها آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی بالهای استعاری
لحظه های کاغذی را روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانی زندگیهای اداری
آفتاب زرد و غمگین پله های رو به پایین
سقفهای سرد و سنگین آسمانهای اجاری
با نگاهی سرشکسته چشمهایی پینه بسته
خسته از درهای بسته خسته از چشم انتظاری
صندلیهای خمیده میزهای صف کشیده
خنده های لب پریده گریه های اختیاری
عصر جدولهای خالی پارکهای این حوالی
پرسه های بی خیالی صندلیهای خماری
سرنوشت روزها را روی هم سنجاق کردم
شنبه های بی پناهی جمعه های بی قراری
عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزی باد خواهد برد باری
روی میز خالی من صفحه باز حوادث
در ستون تسلیت ها نامی از ما یادگاری

وبگردی
پرویز پرستویی: از نام بردن ملک‌مطیعی هم وحشت داشتید!
پرویز پرستویی: از نام بردن ملک‌مطیعی هم وحشت داشتید! - فیلم - انتقاد پرویز پرستویی از خانه سینما و صداوسیما در مراسم تشییع ناصر ملک مطیعی را در ویدئوی زیر ببینید و بشنوید.
وداع مردم و اهالی سینما با «ناصر ملک مطیعی»
وداع مردم و اهالی سینما با «ناصر ملک مطیعی» - در ادامه مراسم پرویز پرستویی با اشاره به شعارهای مردم درباره صدا و سیما بیان کرد: در ساعات گذشته صدا و سیما به خاطر آورد که از ناصر خان بگوید؛ درست بعد از مرگ وی. صدا و سیما برای همه است از پول بیت المال تامین می شود. چرا بعد از ۴۰ سال از ملک مطیعی خواستید به تلویزیون بیاید و با او اینگونه رفتار کردید؟
گفتگوی حسین دهباشی با آیت الله سید کمال حیدری
گفتگوی حسین دهباشی با آیت الله سید کمال حیدری - خشت خام / نوبت چهلم و یکم / گفتگوی حسین دهباشی با آیت الله سید کمال حیدری / پخش اختصاصی از آپارات
تنش و درگیری شدید در کنگره حزب اعتماد ملی!
تنش و درگیری شدید در کنگره حزب اعتماد ملی! - کنگره حزب اعتماد ملی با حضور بزرگان اصلاحات مانند عارف، مطهری و حضرتی
دوم خرداد؛ بیست و یک سال بعد
دوم خرداد؛ بیست و یک سال بعد - صادق زیباکلام می‌گوید: دوم خرداد به این دلیل نقطه عطف شد که مسئولین نظام بر روی حجت الاسلام علی اکبر ناطق نوری نظر داشتند، ولی مردم به سیدمحمد خاتمی رای دادند. ناطق نوری هفت میلیون و خاتمی ۲۰ میلیون یعنی حدود سه برابر نامزد مسئولین رای آورد. عبدالله ناصری نیز می‌گوید: ما امروز حجت الاسلام ناطق نوری، رقیب جدی ۲۱ سال پیش این گفتمان را در کنار گفتمان اصلاح طلبی می‌دانیم. این یکی از دستاورد‌های جنبش دوم…
نخل طلای کن در فرودگاه به جعفر پناهی رسید
نخل طلای کن در فرودگاه به جعفر پناهی رسید - عوامل فیلم «سه رخ» با استقبال جعفر پناهی به ایران بازگشتند و جایزه جشنواره فیلم کن را به او رساندند. جعفر پناهی به همراه نادی ساعی ور، برای فیلم "سه رخ" جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم کن امسال را دریافت کردند اما به دلیل آنکه پناهی ممنوعیت قانونی برای خروج از کشور داشت، موفق به حضور در جشنواره و دریافت جایزه نشد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور!
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور! - حمله ور شدن ماموران سد معبر شهرداری به ماموران راهنمایی رانندگی
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه - شرور سطح یک که در آخرین اقدام خود یکی از دوستانش را در منطقه ولنجک به قتل رسانده بود؛ در ۵۰۰ متری مرز ترکیه دستگیر شد.
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز!
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز! - ریزش ناگهانی کوه که توسط مسافران به ثبت رسیده است...!
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد - قبل از شروع بازی تیم‌های پرسپولیس و الجزیره یکی از بازیگران سینما کشورمان قصد داشت به همراه همسرش وارد ورزشگاه آزادی شوند که این دو نفر توسط نیروهای انتظامی بازداشت شدند.
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است - فیلم - در ویدئوی زیر بخشی از صحبت های خسرو معتضد، مورخ را می شنوید که نتیجه تحقیقاتش را درباره مومیایی پیدا شده در حرم حضرت عبدالعظیم بیان می کند.
پهلوانان این روزهای ما
پهلوانان این روزهای ما - تصویری زننده و به شدت ناراحت کننده بر جا مانده از مسابقه انتخابی تیم ملی کشتی ایران که به کتک کاری و جنجال کشید. خانواده عبدولی باز هم پای ثابت این درگیری بود که چهره ورزش پهلوانی ایران را تیره کرد
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان - در این ویدئو تشویق اصغر فرهادی و پنه لوپه کروز، خاویر باردم و دیگر عوامل فیلم «همه میﺩﺍنند» در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان را مشاهده می‌کنید.
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم - عوامل فیلم «به وقت شام» روز گذشته با حضور عجیب و رعب آور در پردیس سینمایی کوروش مردم را وحشت زده کردند. در این حرکت تبلیغاتی بازیگران نقش داعش، با گریم و پوشش داعشی ها، سوار بر اسب راهی پردیس سینمایی کوروش شدند و با حضور در مرکز خرید و فودکورت مجموعه، رفتارهای عجیبی نشان دادند که باعث وحشت و اعتراض مردم شد.
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم - این گزارش حاوی تصاویری از بزرگترین مرکز فروش و مصرف مواد مخدر در جنوب شرق تهران است که مخفیانه ضبط شده‌است.
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم - متاسفانه طی یک ماه گذشته دستکم سه نوبت و هر نوبت دستکم 30 اسب باربر متعلق به کولبران در جنگل میرآباد شهرستان اشنویه با شلیک گلوله از پای درآمده‌اند.