سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷ / Tuesday, 19 June, 2018

درباره عباس عطار، قاب های روزشمار


درباره عباس عطار، قاب های روزشمار
درباره عباس عطار
قاب های روزشمار
عباس عطار، عكاس (فوتوژورنالیست)
متولد سال ۱۳۲۳ خاش
دانش آموخته رشته مطبوعات و ارتباطات در انگلستان
عضو مهمترین آژانس عكس خبری دنیا (مگنوم)
رئیس دوره ای (پرزیدنت) آژانس عكاسی مگنوم ۲۰۰۱-۱۹۹۸
یكی از چهره های اصلی مكتب فوتوژورنالیسم ایران
از عكاسان مطرح وقایع انقلاب ۵۷ و حواشی آن
حضور در بسیاری از مناطق جنگی و بحرانی دنیا و عكاسی از آنها
۱۴سال پژوهش تصویری درموضوع مذهب و دركشورهای مختلف مسلمان و مسیحی
برگزاری نمایشگاههای متعدد عكاسی درخارج از ایران و شركت در چند نمایشگاه داخلی («میراث معنوی ملل» و «هنر و نیایش» و...)
انتشار یازده مجموعه عكس مستند و خبری («الله اكبر»، «چهره های مسیحیت»، «بازگشت به مكزیك»، «ایران»، «روزشمار ایران» و...)
همكاری و چاپ عكس در بسیاری از نشریات مهم دنیا (تایم، لایف، نیوزویك، لوموند، ساندی تایمز، اكونومیك و...)
«عباس عطار» را حالا درعرصه عكاسی، نه با اسم فامیلش، كه باعنوان بزرگتری می شناسند. عنوانی كه دراصل می تواند اسم فامیل ۷۶نفر از فوتوژورنالیست های شناخته شده دنیا نیز باشد و این یعنی آژانس عكاسی «مگنوم» با آن همه هیبت و هیأت، تاكنون تنها ۷۷عضو رسمی داشته و «عباس مگنوم» نیز یكی از آنها بوده و به شمار می آید. درباره هنرمندان ایرانی و در دنیای عرب البته این اتفاق تازه ای نیست، كه یكباره یا به مرور اسم فامیل آنها حذف می شود و تنها اسم كوچك شان باقی می ماند تا عنوان تازه ای بدانها اضافه شود. این را بیش ازهرچیزی فهرست معدود هنرمندان شناخته شده ایرانی درمتن هنر غربی به ما می گوید. همین تقلید فیزیكی نام ها، اما، گذشته از دلایل دیگری كه ممكن است داشته باشد، یك دلیل محكم دارد و آن اینكه هنر معاصر ایرانی آنچنان كه باید درمتن هنر امروز دنیا حضور ندارد و شناخته شده نیست و اگر معدود هنرمندی هم به این گستره بزرگ و بایسته راه می یابند، نه به واسطه اسم شان، كه به خاطر هنرشان شناخته می شوند. در این مورد بدنیست كه به مقاله ستایش آمیز «پیتر هاندكه» درباره «عباس كیارستمی» اشاره كنم كه: ما اروپایی ها قادریم به راحتی نام برخی از فیلمسازان را به خاطر بسپاریم. به عنوان مثال فریتس لانگ، جان فورد، لوئیس بونوئل و حتی نام های طولانی تری چون میكله آنجلو آنتونیونی، فریدریش ویلهلم مورنا و یا رابرت فلاهرتی نیز چنین وضعی دارند.تنها لازم است برای تماشاگر زمینه ای برای تماشای آثار آنان پیش آمده باشد، تا این نامها را كم و بیش درتمامی طول زندگی به یادداشته باشند... برخلاف كسانی كه نام بردم، تا چندی پیش مدام نام خانوادگی یا شهرت عباس كیارستمی، فیلمساز ایرانی را كه فیلم هایش مدت هاست به نمایش درمی آیند و حتی در فضایی غیر از سینما، یعنی در ذهن تماشاگران، همواره تكرارمی شوند، اشتباه می كردم. نمی دانستم كدام را بگویم: كیوراستمی، كیوروستمی یا كیلوراستومی؟ سرانجام پس از تماشای یكی از فیلم های اخیر او تحت عنوان «زیردرختان زیتون» الفبای نامش را به خاطر سپردم: ك- ی- آ - ر - س - ت - م - ی.» عباس (عباس مگنوم) حالا چه بخواهیم و چه نخواهیم در دنیا و حداقل در زمینه كاری خود (فتوژورنالیسم) هنرمندی شناخته شده و صاحب نام است و این بیش از هرچیزی به شما و شیوه ای بازمی گردد كه او برای هنر خود برگزیده است. این شیوه، چه شخصی و چه اقتباسی، ریشه و تنه و شاخ و برگ در اصول و معیارهای جهانی دارد، كه دید و دریافت انسانی و آنگاه هنری را برتر از هرنوع نظر و نگاهی می داند و می شمارد. همین اصل اصیل را «میلان كوندرا» نویسنده نامدار چك چنین بازگومی كند: «به ارزش و مفهوم یك اثر فقط در یك متن بزرگ تر جهانی می توان پی برد. این حقیقت برای هر هنرمندی كه به نسبت منزوی است مهم و مبرم می شود. یك سوررئالیست فرانسوی، یك نویسنده رمان نو، یك نویسنده ناتورالیست قرن نوزدهم توسط یك نسل، یك جنبش، كه در سراسر جهان شناخته شده است، همراهی شده اند. به اصطلاح برنامه زیبایی شناسی آنها مقدم بر كارشان بود. عطار بنا به شواهد و قراینی كه درباره او هست این «متن بزرگ تر جهانی» را، در جغرافیای همان متن (اروپا) می آموزد و بعد به ایران بازمی گردد و درنهایت پیوستن به همان متن را ترجیح می دهد. این رفت و بازگشت را به گونه دیگری هم می توان بازگو كرد و آن اینكه عطار در انگلیس و در رشته مطبوعات و ارتباطات تحصیل می كند و پس ازمدتی كار در فرانسه، اواخر دهه پنجاه و مقارن با جنبش مردمی و وقوع انقلاب ۵۷ در ایران حضور می یابد و به ثبت تصاویری از متن و حاشیه این حركت بنیادی می پردازد و همین سرنوشت تازه ای را برای او رقم می زند. سرنوشتی كه با چاپ و انتشار عكس های او در نشریات مهم خارجی آغاز می شود. به غیر از «كاوه گلستان» كه نخستین گام ها را برای جهانی كردن فوتوژورنالیسم نوپای ایرانی برداشت و ازجان و جهان خود مایه گذاشت، شاید ما هیچ عكاس دیگری را نداشته ایم كه دراینجا و دراین سرزمین بماند و ازهمین جا هم حرف و هنرش را به گوش و چشم جهانیان برساند. همین كاوه ، به خیلی ها اعتقاد داشت كه به زعم او باید می بودند و درایران می ماندند و حرف شان را ازهمین موضع و از متن همین «واقعیت» می زدند. پیداكردن این چهره ها و هویت آنها، درمیان چندسطری كه كاوه نوشته بود، حالا و بعد از چنددهه، شاید چندان سخت نباشد: «دیگران هم بودند كه رها كردند. یكی فیلمبردار شد بهتر از عكاس خوبی كه بود. تاب فشارو سردرگمی و هیجان را نداشت. یكی كه در به دست آوردن جایزه پولیتزر دست داشت، درون صندوقی آهنین زیرباری از آجر از مرز كردستان به تركیه گریخت. یكی طاقت محدودیت های حرفه ای موجود را نیاورد و دركشور دیگری خود را به تبعید كشاند و عكاسی شد بین المللی و پركار و مشهور. یكی سر از آمریكای مركزی درآورد با مقام مسؤول بخش عكس. یكی از خبرگزاریهای مهم در آمریكای جنوبی و مركزی. فرشته پوتین ها در گل هم سر از نقاط داغ جهان درآورد. لبنان و نوار غزه، افغانستان، پاكستان، هند، رومانی، چك اسلواكی، لهستان، برلین همه هم موفق. اما دیگر جدا از واقعیت. اما آنچه باقی ماند وروان جریان دارد تصاویری است كه ارزش در ثبت و انتقال واقعیت یك دوره از زندگی مردم این مملكت دارند.» یكی از كسانی كه كاوه در همین چند سطر به آنها اشاره می كند، بدون شك عباس عطار است. كسی كه «واقعیت» موردنظر او را - در جایی - چنین بازگو می كند: «مردم حوادث آن سالها را به یاد نمی آورند. آنها با عكسهای این دوره خاص ارتباط دارند و عكسها را به یادمی آورند. حافظه ها از بین می رود، ولی امكان ندارد كه عكسها همه چیز را برای مردم زنده نگه ندارد.» بعد از یك دهه چاپ عكس های خبری در نشریات معروف و معتبر جهان، عباس در سال۱۹۸۱ عضو مهمترین آژانس عكس خبری جهان (مگنوم) می شود. بنیادی كه پایه های آن را عكاسان مشهوری چون «هانری كارتیه برسون»، «رابرت كاپا»، «جورج رودگر» و یكی دو تن از فوتوژورنالیست های مطرح آن دوره می گذراند و درست دو سال قبل از پایان گرفتن جنگ جهانی دوم.آژانسی كه ورود به آن بسیار سخت تر و پیچیده تر از ورود به آكادمی های آن سوی آب است و همین را، پیش از هر چیزی، اعضای برگزیده و دست چین شده آن به ما می گوید. كسانی چون «جوزف كودلكا»، «ژیل پرس»، «مارتین فرانك»، «دیوید سیمور»، «فیلیپ هالسمن» و... كه هر كدام یادآور گوشه ای از فوتوژورنالیسم معاصر دنیا هستند. جالب آنكه این موفقیت عباس، بعدها جلوه دیگری نیز به خود می گیرد و او در انتخابات داخلی مگنوم (بزرگترین آرشیو عكسهای مستند قرن بیستم)، در فاصله بین سالهای ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۱ پرزیدنت (رئیس دوره ای) این آژانس می شود و همین امتیاز و افتخار دیگری برای او به حساب می آید. بزرگترین موفقیت این عكاس، اما، عكسهای بی شماری است كه از جای جای این جهان گرفته است. حالا و در ذهنیت تكه تكه، ولی منسجم عباس خیلی چیزها را می توان دید و پیداكرد. از چشم اندازهای شهری و روستایی ایران و گذر ایام بر این سرزمین تا گوشه های گمشده ای از جنگ و فرهنگ و فاجعه های انسانی در این دنیای پرهیاهو. به طوری كه می توان سختی حضور و سختی سپردن وقایع به حافظه دوربین را در خلال همان تصاویر صامت و در عین حال گویا و چندبعدی این هنرمند به شدت احساس كرد. زندگی پرفراز و نشیبی كه قلب تپنده آن هر بار در جایی از این جهان زده است و اگر ساعتها و ثانیه های سكوت و سر به زیری عكاس را از آن بگیریم و حذف كنیم، بیشتر به كابوسی مانند می شود كه كسی در یك خواب طولانی و زمستانی دیده باشد. ایستادن در كمین و تیر انداختن به كمان و رها شدن در فاصله یك دم و بازدم، چیزی است كه می توان در تك تك عكسهای او دید و دریافت كرد. در این بین گاهی موضوع و مضمون عكسها، صرف نظر از آرایه های عكاسی و ترفندهای هنری و انتخاب زاویه ها، آنقدر بزرگ است و آنقدر خود را به بیننده و بعد، تاریخ تحمیل می كند كه تنها حضور عكاس و ثبت واقعیت می تواند چشمگیر باشد و گاهی وسوسه داشتن یك ایده و برداشتن یك عكس هنری همه چیز را در خود گرفته و پوشانده است. در این كنش نوع دوم، او بیشتر یك «مؤلف» است تا فوتوژورنالیستی كه واقعیت را - آنچنان كه هست و به چشم می آید - نشان می دهد. به عبارتی عكسهای عباس همواره میان دوسویه و وسوسه بزرگ عكاسی، «ثبت واقعیت» و «واقعیت ثبت»، درگیر و دربند بوده اند و همین دست خط او را شبیه دست خط رایج هنرمندان همیشه مگنوم كرده است و بیشتر محو موضوع و مضمون سوژه ها و توأم با حضور بی محابای عكاس در متن متراكم رویدادها. یك واقعیت درباره عكاسان مگنوم وجود دارد و آن اینكه هیچگاه تابع سلیقه و ساختار رسانه ها نبوده اند و اغلب آنها را با نگاه خود همراه كرده اند. میل به مستندسازی رویدادهای مهم جهان و گزارشهای تصویری ناب، دلیل اصلی اقبال رسانه ها به عكسهای این آژانس بوده و آفرینه های عباس را هم نمی توان از این قاعده مستثنا كرد. او در میان گرایش ویژه ای كه به عكاسی از مناطق جنگی و بحرانی داشته و دارد، هرگز از هدف های شخصی خود نیز غافل نبوده و نشده است. ۱۴سال فعالیت در زمینه ثبت مظاهر و نشانه های مذهبی و نشان دادن تردیدها، تقابل ها، تفاهم ها و تضادهای دینی در كشورهای مسیحی و مسلمان و رسیدن به یك سری جمع بندی ها از جمله مصداق های این نوع جست وجوگری وی به شمار می آید، كه بخشی از آن را در یازده كتاب منتشر شده او می توان به وضوح دید.ایران، اتیوپی، مكزیك، شیلی، كوبا، بنگلادش، افغانستان، پاكستان، تركیه، آفریقای جنوبی، لبنان، ایرلندشمالی و... از جمله كشورهایی هستند كه عباس با دوربین «لایكا»ی خود در آنها به عكاسی پرداخته است. با این همه او هیچگاه از وطن اصلی خود غافل نشده و حضور او در ایران و بویژه در مهمترین وقایع چند سال اخیر، سندمحكمی بر این مدعاست. البته اگر و اگر كتابهایی چون «روزشمار ایران (۲۰۰۲- ۱۹۷۱)» یا «ایران» او را در نظر نگیریم. مردی كه با این همه اعتبار و افتخار در عكاسی ممانعت مأمور انتظامی را در نزدیك شدن به جایگاه عكاسان مراسم ۲۲بهمن ۱۳۸۳ با لبخند پاسخ می دهد (به روایت تصویری «حسن سربخشیان»). لبخندی كه پشت همه عكسهای جنجالی عباس و تمام فوتوژورنالیست های موفق و كهنه كار دنیا می توان دید و پیدا كرد!

محمد شمخانی


منبع : سایت عکاسی

مطالب مرتبط

معرفی ران تارور؛ فوتوژورنالیست

معرفی ران تارور؛ فوتوژورنالیست
"ران تارور" را در سال ۱۹۸۲ هنگامیكه در Philadelphia Inquirer كار می كرد دیدم. او بسیار سختكوش ، با شخصیت و با استعداد است و به طور مداوم جدا از كار های معمولش برای روزنامه ها ، هنر و تكنیك خود را با انجام پروژه های دیگری ارتقا می دهد.من از دیدن اولین تصویر مجموعه كار های او از" كابوی آفریقایی – آمریكایی" تحت تاثیر قرار گرفتم .تارور در این عكس ها تصویری نزدیك و صمیمی از مردمان آفریقایی –آمریكایی ، كه در رسانه ها به آن ها پرداخته نمی شود ، ارائه داده است.
تارور خود از یك خانواده مزرعه دار است و در كارهایش به خوبی از پس نشان دادن روح و تاریخ زندگی این خانواده ها كه راهی غرب شده اند بر آمده است. من خوشحالم كه عكس های او در رسانه ها و نمایشگاه هایی در سراسر آمریكا به نمایش در آمده اند ، تصاویر او بخش مهم و با ارزشی از میراث آمریكا محسوب می شوند.
ران تارور در سال ۱۹۵۷ در Fort Gibson اكلاهما سیتی متولد شد.مدرك لیسانس خود را در روزنامه نگاری و هنرهای گرافیك از دانشگاه ایالتی شمال شرقی اكلاهما دریافت كرد . طی ۱۴ سال به عنوان فوتوژورنالیست در Philadelphia Inquirer كار كرد و در این دوره جوایز بورسیه های تحصیلی و تحقیقاتی زیادی نصیب او شد. انجمن ملی روزنامه نگاران حرفه ای ، POY Picture of the year،انجمن ملی عكاسان خبری و World Press Photo جوایزی را به او اهدا و از وی تقدیر كرده اند.
در سال های گذشته مجله " هفت هنر " نام او را در فهرست انتخابی خود تحت عنوان " ۵۰ ستاره مترقی" منتشر كرد.
فرصت مطالعاتی كه از سوی انجمن هنرهای پنسیلوانیا و بورسیه ای كه از جانب انجمن نشنال جئوگرافیك به وی اعطا شد امكان مطالعه و عكاسی عمیق او را از زندگی كابوی های آفریقا-آمریكایی مدرن فراهم كرد.
نمایشگاه تارور تحت عنوان " The long Ride Home” كه در مورد كابوی های آفریقا – آمریكایی است ،به شكل وسیعی در نقاط مختلف برپا شده است.
تارور به همراه همسر ،دختر و پسر كوچكش در فیلادلفیا ی پنسیلوانیا زندگی می كند.
▪ عكاسی را چطور شروع كردید؟
پدرم یك عكاس آماتور بود. او از یك دوربین brownie و یك دوربین Zeis-Icon كه برادرم هنگام سكونتش در آلمان برای پدرم خریده بود استفاده می كرد. پدرم طی سی سال، هزاران عكس با آن دوربین ها گرفته اما هیچ وقت نگاتیو هایش را فایل و فهرست نكرده و ترجیح داده بود نگاتیو هایش را به دیوار تاریكخانه اش آویزان كند.
هر سال من و پدرم نگاتیوها را پایین می آوریم آنها را شستشو می دهیم و دوباره آنها را به دیوار آویزان می كنیم.
در پنجاهمین سالگرد ازدواج پدر و مادرم ، تمام نگاتیو ها ی پدر را بریدم ، آنها را مرتب و فهرست بندی كردم و از آنها كنتاكت شیت و راهنما تهیه كردم.
وقتی كه پدرم هدیه مرا دریافت كرد عمیقا تحت تاثیر قرار گرفت و منهم همینطور.
موقعی كه نگاتیو ها را می بریدم داستان تصویری پدرم از خانواده و مردم شهر را پیش رو داشتم در نتیجه به طور جدی به فوتوژورنالیسم و به ویژه عكاسی مستند به عنوان یك حرفه فكر
می كردم .
▪ ماموریت عكاسی مورد علاقه تان كدام كار شما بوده است؟
برای مطبوعات زیادی از جمله Philadelphia Inquirer ماموریت های عكاسی زیادی انجام داده ام كه برای من خاطره انگیز و جالب هستند. این ماموریت ها مرا به سراسر جهان بردند. با اینحال ماموریت مورد علاقه خودم پروژه ای بود كه خودم شخصا انجام دادم : " كابوی های آفریقا –آمریكایی". پروژه " سرزمین فیلادلفیا" كه مشغول كار بر روی آن هستم پروژه دیگریست كه به ویژه مورد علاقه ام است. این پروژه برای من یك مبارزه و مواجهه واقعی است. در این پروژه مدت زیادی را صرف عكاسی از ۱۴ پل تاریخی كردم كه با توجه به محدودیت فضاهای شهری و استفاده از یك دوربین ۴ در ۵ اینچ ( ۱۰ در ۳۰ سانتیمتر) Large-format كار سختی است. همه این عكس ها را به صورت سیاه و سفید گرفته ام . از دوربین ۳۵ میلیمتری كه ۹ فریم را در ثانیه می گیرد ، به سراغ دوربین Large-format رفتن، مثل تعویض ماشین فراری با یك تانك شرمن است!
این دوربین می طلبید كه من سرعت عكاسی ام را پایین بیاورم و توجه و دقت خودم را بر روی كمپزیسیون و زمانبندی متمركز كنم.وقتی هم كه به تاریكخانه می روم به نیت ۲۰ دقیقه می روم اما بعد از ۵ ساعت بیرون می آیم. البته بیرون آوردن تصویر از آن نگاتیو های بزرگ واقعا خشنود كننده و هنری است . من دائما در حال تجربه و یادگیری هستم.
▪ چه چیزی مجموعه عكس های مربوط به كابوی های آفریقا –آمریكایی را برای شما متمایز كرده است؟
همیشه متوجه نقشی كه آفریقا –آمریكایی ها در رام كردن غرب وحشی داشته اند، بودم. پدر بزرگم یك كابوی بود كه بر روی مزرعه بزرگی در اكلاهما كار می كرد. او یك سوار كار با استعداد و ماهر هم بود. همیشه از اینكه بسیاری از مردم نمی دانند كه آفریقا –آمریكایی ها چه سهم و نقش بزرگی در غرب داشته اند متعجب می شوم. در حقیقت طی یك قرن بیش از یك سوم تمام كابوی هایی كه گله های بزرگ را در غرب جمع آوری و نگهداری می كردند آفریقا –آمریكایی بوده اند. مطمئن نیستم كه دست از عكاسی آنها بكشم اما ظرف ۵ سالی كه بر روی این پروژه وقت صرف كردم بخشی از بهترین و شگفت ترین مردم روی زمین را ملاقات كرده ام. فكر می كنم عكاسی از آنها ، برای من تبدیل به یك ماموریت شده است.
▪ و توصیه ای برای علاقمندان فوتوژورنالیسم؟
فروش عكس های خبری و مستند به مجلات و روزنامه ها سخت تر شده است. با مرگ پرنسس دایانا به نظر می رسد فوتو ژورنالیست ها مورد سرزنش و نكوهش قرار می گیرند. من معتقدم بسیاری از فوتو ژورنالیست ها عكاسی اجتماعی را به تعقیب افراد مشهور ترجیح می دهند. واقعیت اینست:
استقبال عمومی به سمت عكاسی از افراد مشهور است. من فكر می كنم جوانتر ها باید قالب های قراردادی و آنچه كه از آن انتظار می رود را در هم بشكنند و عرصه تازه ای برای ارائه كارهایشان بیابند. جوان ها باید مردم را نسبت به ارزش فوتو ژورنالیسم آگاه كنند. اینترنت در این راه ابزار بزرگ و مهمی است. جوان ها باید برای نمایش آثارشان در گالری ها تلاش كنند ، هر چند كه بازتاب و مخاطب نمایشگاه ها نسبت به روزنامه و مجلات كمتر است اما عكاسان ، منتقدان و بازدید كنندگان حرفه ای نقد های كارساز خود را در این محل ها ارائه می دهند.

وبگردی
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهوری معتقد است که ما یک بار برای همیشه باید مشکل مشروعیت و مقبولیت را در کشور حل کنیم. این درست نیست که بخشی از نظام هم مشروع باشد هم مقبول اما بخش دیگری که از دل همین نظام در آمده است فقط مقبول باشد.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه - برنامه کامل خندوانه با حضور مهران مدیری مهمان ویژه برنامه عید فطر برنامه خندوانه بود و این قسمت از مجموعه خندوانه را خاص کرد.
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید!
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید! - بر این اساس، ورزشگاه‌های دستگردی، تختی، معتمدی، آزادی، شیرودی، بوستان‌های گفت‌وگو، طالقانی، ولایت، پردیسان، هنرمندان، پارک شهر و ضلع شمالی ساختمان مجلس شورای اسلامی به عنوان محل‌های مناسب تجمع در تهران تعیین شده‌اند و از این پس معترضان می‌توانند در این محل‌ها تجمع کنند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!