دوشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۷ / Monday, 17 December, 2018

درباره عباس عطار، قاب های روزشمار


درباره عباس عطار، قاب های روزشمار
درباره عباس عطار
قاب های روزشمار
عباس عطار، عكاس (فوتوژورنالیست)
متولد سال ۱۳۲۳ خاش
دانش آموخته رشته مطبوعات و ارتباطات در انگلستان
عضو مهمترین آژانس عكس خبری دنیا (مگنوم)
رئیس دوره ای (پرزیدنت) آژانس عكاسی مگنوم ۲۰۰۱-۱۹۹۸
یكی از چهره های اصلی مكتب فوتوژورنالیسم ایران
از عكاسان مطرح وقایع انقلاب ۵۷ و حواشی آن
حضور در بسیاری از مناطق جنگی و بحرانی دنیا و عكاسی از آنها
۱۴سال پژوهش تصویری درموضوع مذهب و دركشورهای مختلف مسلمان و مسیحی
برگزاری نمایشگاههای متعدد عكاسی درخارج از ایران و شركت در چند نمایشگاه داخلی («میراث معنوی ملل» و «هنر و نیایش» و...)
انتشار یازده مجموعه عكس مستند و خبری («الله اكبر»، «چهره های مسیحیت»، «بازگشت به مكزیك»، «ایران»، «روزشمار ایران» و...)
همكاری و چاپ عكس در بسیاری از نشریات مهم دنیا (تایم، لایف، نیوزویك، لوموند، ساندی تایمز، اكونومیك و...)
«عباس عطار» را حالا درعرصه عكاسی، نه با اسم فامیلش، كه باعنوان بزرگتری می شناسند. عنوانی كه دراصل می تواند اسم فامیل ۷۶نفر از فوتوژورنالیست های شناخته شده دنیا نیز باشد و این یعنی آژانس عكاسی «مگنوم» با آن همه هیبت و هیأت، تاكنون تنها ۷۷عضو رسمی داشته و «عباس مگنوم» نیز یكی از آنها بوده و به شمار می آید. درباره هنرمندان ایرانی و در دنیای عرب البته این اتفاق تازه ای نیست، كه یكباره یا به مرور اسم فامیل آنها حذف می شود و تنها اسم كوچك شان باقی می ماند تا عنوان تازه ای بدانها اضافه شود. این را بیش ازهرچیزی فهرست معدود هنرمندان شناخته شده ایرانی درمتن هنر غربی به ما می گوید. همین تقلید فیزیكی نام ها، اما، گذشته از دلایل دیگری كه ممكن است داشته باشد، یك دلیل محكم دارد و آن اینكه هنر معاصر ایرانی آنچنان كه باید درمتن هنر امروز دنیا حضور ندارد و شناخته شده نیست و اگر معدود هنرمندی هم به این گستره بزرگ و بایسته راه می یابند، نه به واسطه اسم شان، كه به خاطر هنرشان شناخته می شوند. در این مورد بدنیست كه به مقاله ستایش آمیز «پیتر هاندكه» درباره «عباس كیارستمی» اشاره كنم كه: ما اروپایی ها قادریم به راحتی نام برخی از فیلمسازان را به خاطر بسپاریم. به عنوان مثال فریتس لانگ، جان فورد، لوئیس بونوئل و حتی نام های طولانی تری چون میكله آنجلو آنتونیونی، فریدریش ویلهلم مورنا و یا رابرت فلاهرتی نیز چنین وضعی دارند.تنها لازم است برای تماشاگر زمینه ای برای تماشای آثار آنان پیش آمده باشد، تا این نامها را كم و بیش درتمامی طول زندگی به یادداشته باشند... برخلاف كسانی كه نام بردم، تا چندی پیش مدام نام خانوادگی یا شهرت عباس كیارستمی، فیلمساز ایرانی را كه فیلم هایش مدت هاست به نمایش درمی آیند و حتی در فضایی غیر از سینما، یعنی در ذهن تماشاگران، همواره تكرارمی شوند، اشتباه می كردم. نمی دانستم كدام را بگویم: كیوراستمی، كیوروستمی یا كیلوراستومی؟ سرانجام پس از تماشای یكی از فیلم های اخیر او تحت عنوان «زیردرختان زیتون» الفبای نامش را به خاطر سپردم: ك- ی- آ - ر - س - ت - م - ی.» عباس (عباس مگنوم) حالا چه بخواهیم و چه نخواهیم در دنیا و حداقل در زمینه كاری خود (فتوژورنالیسم) هنرمندی شناخته شده و صاحب نام است و این بیش از هرچیزی به شما و شیوه ای بازمی گردد كه او برای هنر خود برگزیده است. این شیوه، چه شخصی و چه اقتباسی، ریشه و تنه و شاخ و برگ در اصول و معیارهای جهانی دارد، كه دید و دریافت انسانی و آنگاه هنری را برتر از هرنوع نظر و نگاهی می داند و می شمارد. همین اصل اصیل را «میلان كوندرا» نویسنده نامدار چك چنین بازگومی كند: «به ارزش و مفهوم یك اثر فقط در یك متن بزرگ تر جهانی می توان پی برد. این حقیقت برای هر هنرمندی كه به نسبت منزوی است مهم و مبرم می شود. یك سوررئالیست فرانسوی، یك نویسنده رمان نو، یك نویسنده ناتورالیست قرن نوزدهم توسط یك نسل، یك جنبش، كه در سراسر جهان شناخته شده است، همراهی شده اند. به اصطلاح برنامه زیبایی شناسی آنها مقدم بر كارشان بود. عطار بنا به شواهد و قراینی كه درباره او هست این «متن بزرگ تر جهانی» را، در جغرافیای همان متن (اروپا) می آموزد و بعد به ایران بازمی گردد و درنهایت پیوستن به همان متن را ترجیح می دهد. این رفت و بازگشت را به گونه دیگری هم می توان بازگو كرد و آن اینكه عطار در انگلیس و در رشته مطبوعات و ارتباطات تحصیل می كند و پس ازمدتی كار در فرانسه، اواخر دهه پنجاه و مقارن با جنبش مردمی و وقوع انقلاب ۵۷ در ایران حضور می یابد و به ثبت تصاویری از متن و حاشیه این حركت بنیادی می پردازد و همین سرنوشت تازه ای را برای او رقم می زند. سرنوشتی كه با چاپ و انتشار عكس های او در نشریات مهم خارجی آغاز می شود. به غیر از «كاوه گلستان» كه نخستین گام ها را برای جهانی كردن فوتوژورنالیسم نوپای ایرانی برداشت و ازجان و جهان خود مایه گذاشت، شاید ما هیچ عكاس دیگری را نداشته ایم كه دراینجا و دراین سرزمین بماند و ازهمین جا هم حرف و هنرش را به گوش و چشم جهانیان برساند. همین كاوه ، به خیلی ها اعتقاد داشت كه به زعم او باید می بودند و درایران می ماندند و حرف شان را ازهمین موضع و از متن همین «واقعیت» می زدند. پیداكردن این چهره ها و هویت آنها، درمیان چندسطری كه كاوه نوشته بود، حالا و بعد از چنددهه، شاید چندان سخت نباشد: «دیگران هم بودند كه رها كردند. یكی فیلمبردار شد بهتر از عكاس خوبی كه بود. تاب فشارو سردرگمی و هیجان را نداشت. یكی كه در به دست آوردن جایزه پولیتزر دست داشت، درون صندوقی آهنین زیرباری از آجر از مرز كردستان به تركیه گریخت. یكی طاقت محدودیت های حرفه ای موجود را نیاورد و دركشور دیگری خود را به تبعید كشاند و عكاسی شد بین المللی و پركار و مشهور. یكی سر از آمریكای مركزی درآورد با مقام مسؤول بخش عكس. یكی از خبرگزاریهای مهم در آمریكای جنوبی و مركزی. فرشته پوتین ها در گل هم سر از نقاط داغ جهان درآورد. لبنان و نوار غزه، افغانستان، پاكستان، هند، رومانی، چك اسلواكی، لهستان، برلین همه هم موفق. اما دیگر جدا از واقعیت. اما آنچه باقی ماند وروان جریان دارد تصاویری است كه ارزش در ثبت و انتقال واقعیت یك دوره از زندگی مردم این مملكت دارند.» یكی از كسانی كه كاوه در همین چند سطر به آنها اشاره می كند، بدون شك عباس عطار است. كسی كه «واقعیت» موردنظر او را - در جایی - چنین بازگو می كند: «مردم حوادث آن سالها را به یاد نمی آورند. آنها با عكسهای این دوره خاص ارتباط دارند و عكسها را به یادمی آورند. حافظه ها از بین می رود، ولی امكان ندارد كه عكسها همه چیز را برای مردم زنده نگه ندارد.» بعد از یك دهه چاپ عكس های خبری در نشریات معروف و معتبر جهان، عباس در سال۱۹۸۱ عضو مهمترین آژانس عكس خبری جهان (مگنوم) می شود. بنیادی كه پایه های آن را عكاسان مشهوری چون «هانری كارتیه برسون»، «رابرت كاپا»، «جورج رودگر» و یكی دو تن از فوتوژورنالیست های مطرح آن دوره می گذراند و درست دو سال قبل از پایان گرفتن جنگ جهانی دوم.آژانسی كه ورود به آن بسیار سخت تر و پیچیده تر از ورود به آكادمی های آن سوی آب است و همین را، پیش از هر چیزی، اعضای برگزیده و دست چین شده آن به ما می گوید. كسانی چون «جوزف كودلكا»، «ژیل پرس»، «مارتین فرانك»، «دیوید سیمور»، «فیلیپ هالسمن» و... كه هر كدام یادآور گوشه ای از فوتوژورنالیسم معاصر دنیا هستند. جالب آنكه این موفقیت عباس، بعدها جلوه دیگری نیز به خود می گیرد و او در انتخابات داخلی مگنوم (بزرگترین آرشیو عكسهای مستند قرن بیستم)، در فاصله بین سالهای ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۱ پرزیدنت (رئیس دوره ای) این آژانس می شود و همین امتیاز و افتخار دیگری برای او به حساب می آید. بزرگترین موفقیت این عكاس، اما، عكسهای بی شماری است كه از جای جای این جهان گرفته است. حالا و در ذهنیت تكه تكه، ولی منسجم عباس خیلی چیزها را می توان دید و پیداكرد. از چشم اندازهای شهری و روستایی ایران و گذر ایام بر این سرزمین تا گوشه های گمشده ای از جنگ و فرهنگ و فاجعه های انسانی در این دنیای پرهیاهو. به طوری كه می توان سختی حضور و سختی سپردن وقایع به حافظه دوربین را در خلال همان تصاویر صامت و در عین حال گویا و چندبعدی این هنرمند به شدت احساس كرد. زندگی پرفراز و نشیبی كه قلب تپنده آن هر بار در جایی از این جهان زده است و اگر ساعتها و ثانیه های سكوت و سر به زیری عكاس را از آن بگیریم و حذف كنیم، بیشتر به كابوسی مانند می شود كه كسی در یك خواب طولانی و زمستانی دیده باشد. ایستادن در كمین و تیر انداختن به كمان و رها شدن در فاصله یك دم و بازدم، چیزی است كه می توان در تك تك عكسهای او دید و دریافت كرد. در این بین گاهی موضوع و مضمون عكسها، صرف نظر از آرایه های عكاسی و ترفندهای هنری و انتخاب زاویه ها، آنقدر بزرگ است و آنقدر خود را به بیننده و بعد، تاریخ تحمیل می كند كه تنها حضور عكاس و ثبت واقعیت می تواند چشمگیر باشد و گاهی وسوسه داشتن یك ایده و برداشتن یك عكس هنری همه چیز را در خود گرفته و پوشانده است. در این كنش نوع دوم، او بیشتر یك «مؤلف» است تا فوتوژورنالیستی كه واقعیت را - آنچنان كه هست و به چشم می آید - نشان می دهد. به عبارتی عكسهای عباس همواره میان دوسویه و وسوسه بزرگ عكاسی، «ثبت واقعیت» و «واقعیت ثبت»، درگیر و دربند بوده اند و همین دست خط او را شبیه دست خط رایج هنرمندان همیشه مگنوم كرده است و بیشتر محو موضوع و مضمون سوژه ها و توأم با حضور بی محابای عكاس در متن متراكم رویدادها. یك واقعیت درباره عكاسان مگنوم وجود دارد و آن اینكه هیچگاه تابع سلیقه و ساختار رسانه ها نبوده اند و اغلب آنها را با نگاه خود همراه كرده اند. میل به مستندسازی رویدادهای مهم جهان و گزارشهای تصویری ناب، دلیل اصلی اقبال رسانه ها به عكسهای این آژانس بوده و آفرینه های عباس را هم نمی توان از این قاعده مستثنا كرد. او در میان گرایش ویژه ای كه به عكاسی از مناطق جنگی و بحرانی داشته و دارد، هرگز از هدف های شخصی خود نیز غافل نبوده و نشده است. ۱۴سال فعالیت در زمینه ثبت مظاهر و نشانه های مذهبی و نشان دادن تردیدها، تقابل ها، تفاهم ها و تضادهای دینی در كشورهای مسیحی و مسلمان و رسیدن به یك سری جمع بندی ها از جمله مصداق های این نوع جست وجوگری وی به شمار می آید، كه بخشی از آن را در یازده كتاب منتشر شده او می توان به وضوح دید.ایران، اتیوپی، مكزیك، شیلی، كوبا، بنگلادش، افغانستان، پاكستان، تركیه، آفریقای جنوبی، لبنان، ایرلندشمالی و... از جمله كشورهایی هستند كه عباس با دوربین «لایكا»ی خود در آنها به عكاسی پرداخته است. با این همه او هیچگاه از وطن اصلی خود غافل نشده و حضور او در ایران و بویژه در مهمترین وقایع چند سال اخیر، سندمحكمی بر این مدعاست. البته اگر و اگر كتابهایی چون «روزشمار ایران (۲۰۰۲- ۱۹۷۱)» یا «ایران» او را در نظر نگیریم. مردی كه با این همه اعتبار و افتخار در عكاسی ممانعت مأمور انتظامی را در نزدیك شدن به جایگاه عكاسان مراسم ۲۲بهمن ۱۳۸۳ با لبخند پاسخ می دهد (به روایت تصویری «حسن سربخشیان»). لبخندی كه پشت همه عكسهای جنجالی عباس و تمام فوتوژورنالیست های موفق و كهنه كار دنیا می توان دید و پیدا كرد!

محمد شمخانی


منبع : سایت عکاسی

مطالب مرتبط

در شگفتیهای تخت جمشید

در شگفتیهای تخت جمشید
ـ گفت‌وگو با كریم عارفی، عكاس
كریم عارفی متولد ۱۳۲۴ در شهر زنجان است. ابتدا به سینما و نقاشی گرایش داشت و اما نقاشی را برای ارتباط با مخاطب محدود دانست و سینما را برای رسیدن به اهداف خود دشوار یافت، بنابراین عكاسی را به صورت حرفه‌ای از نوجوانی آغاز كرد و آن را وسیله‌ای برای بیان احساسات و دیدگاه هنرمندانه‌اش قرار داد. عارفی پس از آزمودن شاخه‌های مختلف عكاسی با برپایی استودیوی عكاسی، پرتره را به عنوان حرفه خود برگزید و در كنار آن به عكاسی هنری و تصویربرداری از بناها و عمارات قدیمی، آثار باستانی و معماری سنتی ایران و مضامین اجتماعی ادامه داد.
در سال ۱۳۵۰ دومین استودیوی خود را با نام <استودیوی عارفی> راه‌اندازی كرد و به عضویت اتحادیه عكاسان و سپس ریاست آن انتخاب شد. او طی سفری به آمریكا استودیویی نیز در آنجا تاسیس كرد به رغم موفقیت، به ایران بازگشت و در سال ۱۳۵۹ (۱۹۸۰) به همراه ۱۲ هنرمند دیگر از سوی فتوكینای آلمان برای شركت در نمایشگاه دوسالا‌نه عكاسان حرفه‌ای دعوت شد و تعدادی از عكس‌های هنری خود را به تماشا گذاشت. ‌ او تاكنون ۳ نمایشگاه مستقل از آثارش برپا كرده است. در سال ۱۳۵۹ در گالری آفتاب، و سپس چون عكس‌ها از مضمون اجتماعی برخوردار بود، ابتدا در دانشگاه تهران و بعد در دانشگاه شیراز به نمایش درآمد. دومین نمایشگاه در سال ۱۳۸۰ در فرهنگسرای نیاوران و سومی در سال ۱۳۸۲ در فرهنگسرای ارسباران جمعا حدود ۵۰۰ عكس او را به تماشای عموم گذاشت. به بهانه كتاب نگاهی تازه به تخت جمشید كه با همكاری یونسكو انتشار یافته است و در تاریخ ۲۵ تا ۲۸ تیر ماه در مركز یونسكو افتتاح می‌شود با وی گفت‌وگویی داشته‌ایم كه می‌خوانید:
● ایده این كتاب از كجا آمد و چگونه شروع شد؟
▪ طی سال‌ها كه عكس می‌گرفتم لا‌زم بود كه این آثار را كه چندین سال بر رویشان كار كردم را كتاب كنم. ولی این كار به‌خاطر گرفتاری‌های زیاد مانده بود تا اینكه بعد از نمایشگاه ارسباران (در سال ۸۲ )؛ از طرف یونسكو پیشنهاد شد كه تخت جمشید را چاپ كنم و زمانی كه پای صحبت نشستیم به آنان گفتم كه سه كتاب در حال چاپ دارم. چون خودم مصمم بودم كه كتاب‌ها را به چاپ برسانم كه با پیشنهاد یونسكو این كار در نهایت عملی شد. از سوی دیگر مشاركت با یونسكو برای من جالب بود زیرا همان‌طور كه می‌دانید بخشی از یونسكو اساسا كارش به حراست، نگهداری و معرفی بناهای تاریخی و كهن است. یونسكوی ایران هم كه خوشبختانه در این زمینه فعال است، لذا نتیجه این بحث‌ها به این نقطه ختم شد كه اولین كتاب را تخت جمشید انتخاب كنیم. ولی در مورد انگیزه خودم كه چرا كتاب تخت‌جمشید را اولویت دادم برای این بود كه این روزها تمام دنیا تصور می‌كنند كه ما آثار باستانی‌مان را تخریب می‌كنیم در حالی كه چاپ این كتاب برعكس این نظر را به تصویر می‌كشد و دومین هدفم نیز این بود كه به جهانیان خاطرنشان بكنم كه منشور آزادی و حقوق بشر از ایران و توسط كوروش مطرح شده و به اجرا در آمده كه امروزه همه جهان از این مقوله متاثر است. ‌
● گفتید بعد از نمایشگاه ارسباران یونسكو این پیشنهاد را به شما داد، نمایشگاه عكس شما چه ویژگی داشت كه باعث چنین پیشنهادی از سوی یونسكو شد؟
▪ نمایشگاه ارسباران متشكل از ۱۰۰ عكس بود كه ۲۰ تا از آن عكس‌ها از تخت جمشید بود و بیشتر از همه نیز درخشید و توجه متخصصان رشته عكاسی و علا‌قه‌مندان به عكاسی را بیشتر از همه به خود جلب كرد، همین گرایش باعث شد تا تصمیم بگیرم كتاب اولم در باب تخت جمشید باشد. البته دو كتاب دیگر هم در حال چاپ دارم با نام ۳۰ شهر كه در بردارنده عكس‌هایی از ۳۰ شهر ایران است كه حجم و تنوع بیشتری دارد. این كتاب هم با همكاری یونسكو انجام خواهد شد. كتاب دیگر از نگاه عارفی نام دارد كه بیشتر به مسائل اجتماعی مثل فقر و بیكاری می‌پردازد و در واقع مجموعه عكس‌هایی از سفرهای مختلف من به نقاط جهان است كه از دید دوربین به نمایش گذاشته خواهد شد. ‌
● همان‌طور كه می‌دانید كتاب‌های زیادی در مورد تخت جمشید تاكنون به چاپ رسیده است ولی گویا كتاب شما سعی داشته كه زوایایی از تخت‌جمشید را نشان دهد كه آن را متمایزتر از بقیه كرده و دریچه‌های جدیدتری از تخت جمشید را نشان داده؟ نظر شما كه این آثار را عكاسی كردید در این مورد چیست؟
▪ خب بدیهی است، زیرا هر عكاسی یك زاویه دید مخصوص به خودش دارد و به هر چیزی كه نگاه می‌كند از زاویه خودش است. این نظری است كه البته منتقدین هم بر كار من داشتند و گفتند در این كارها من سعی كردم تخت جمشید را بیشتر از آنچه كه هست نشان دهم. اما به نظر من اگر چنین چیزی واقعا هم رخ داده اتفاقی و تصادفی بوده و بر این معنی نیست كه من وجه تمایزی در نگاه به این آثار داشته‌ام.
● تجربه و تخصص تا چه اندازه در كار شما دخیل بوده است؟
▪ به هر حال هرچه تجربه بیشتر باشد ابتكار در كار نیز نمود بیشتری دارد. شاید به این دلیل كه هم مساله تبحر به میان می‌آید و هم از این جهت كه وقتی به مدد تجربه بیشتر راه‌ها آزموده می‌شود، ایده آزمودن راه‌های دیگر نیز مطرح می‌شود و همین نكته باعث نوآوری در كار خواهد شد. ‌
● كتاب تخت جمشید غیر از نگاه متفاوت چه ویژگی‌های دیگری را در خود جای داده است؟
▪ این كتاب متشكل از چند مقاله است كه عبارتند از: یادداشت دبیركل كمیسیون یونسكو، دكترمحمد توكل؛ یادداشت دیگر نیز از آقای فرانسیسكو باندارین، مدیر مركز میراث جهانی یونسكو است. یادداشت دكتر فرخ سعیدی كه ایشان خود ایران شناس هستند و كتابی با نام راهنمایی در پرسپولیس و پاسارگاد و نقش رستم را به زبان انگلیسی در مورد تخت جمشید به تالیف رساندند نیز در كتاب موجود است كه شامل توضیحی جامع و كامل از تخت جمشید است و در نهایت یادداشت دكتر اكبر عالمی كه برای دوستداران هنر چهره‌ای شناخته شده هستند. غیر از این یك بیوگرافی كوتاهی نیز از من نیز در كتاب وجود دارد تا باب آشنایی باشد میان عكاس این آثار و مخاطبی كه كتاب را ورق می‌زند و عكس‌ها را می‌بیند. ‌
● از دیگر وجه تمایز این كتاب با كتاب‌های مشابه دیگری كه در زمینه تخت جمشید منتشر شده این است كه كتاب به چهار زبان زنده دنیا ترجمه شده است در این مورد بیشتر توضیح دهید؟
▪ بله كتاب به چهار زبان فارسی، انگلیسی، آلمانی و فرانسه ترجمه شده است كه هدف از این كار ارائه یك كار كامل و با مخاطبان بیشتر در سطح جهان باشد. راستش این پیشنهاد چند زبان بودن كتاب، فكر و ایده‌ای بود كه در ذهن خودم شكل گرفت كه پس از مطرح كردن آن مورد استقبال نیز قرار گرفت زیرا به هر حال این كار با همكاری یونسكو به چاپ رسیده كه غیر از مخاطبان داخلی با مخاطبان خارجی نیز مواجه هستیم و از طرف دیگر چند زبانه بودن كار باعث می‌شد تا من سهل‌تر به هدف خود كه معرفی فرهنگ ایران به جهانیان است برسم.
● مشكلا‌تی كه در طی مراحل منتشر شدن كتاب داشتید چه بود؟
▪ كتاب منتشر كردن اصولا‌ مشكلا‌ت خودش را دارد به خصوص كتاب عكسی كه متشكل از ۱۵۰ عكس است و به چهار زبان ترجمه شده، احتیاج به كاغذ و شرایط خاصی دارد كه باعث می‌شود هزینه آن بیشتر از كتاب‌های معمولی باشد. در هر حال پس از یك سال كار روی كتاب موفق شدیم كه كتاب را به‌طوری قابل قبول منتشر كنیم. ‌
● آیا كتاب توزیع شده است؟
▪ هنوز خیر. ‌
● از نحوه چگونگی توزیع و پخش آن اطلا‌عی دارید؟
▪ هنوز تصمیم قاطعی در این مورد گرفته نشده است. ولی قرار است از ۲۵ تا ۲۸ تیرماه در مركز یونسكو كتاب معرفی شود و برای عموم بازدید آزاد است و در كنار این معرفی، یك نمایشگاه عكس هم تدارك دیدیم كه غیر از معرفی كتاب از عكس‌های كتاب‌های- نگاهی تازه به تخت جمشید و كتاب ۳۰ شهر- می‌توانند دیدن كنند. لا‌زم به ذكر است كه عكس‌های این نمایشگاه عمدتا معماری هستند. بعد از معرفی كتاب است كه در مورد نحوه توزیع آن تصمیم‌گیری می‌شود. به احتمال زیاد برای برگزاری یك كنفرانس مطبوعاتی به پاریس خواهم رفت تا كتاب در سطح جهانی نیز معرفی شود. زیرا سیاست كار بر این است كه كتاب در سطح داخلی و بین المللی توزیع شود و فكر نمی كنم برای توزیع آن نیز مشكلی وجود داشته باشد. علا‌قه‌مندان می‌توانند برای تهیه كتاب با شماره تلفن ۲۲۸۶۳۳۴۶ نیز تماس بگیرند.
● راجع به عكس‌های كتاب توضیح بیشتری می‌دهید؟
▪ این كتاب متشكل از ۱۵۰ عكس است كه عمده آنان در سال ۸۰ عكاسی شده است و سعی كردم بازمانده‌های تخت جمشید را در حد توانم نشان دهم كه البته موفق بودن این كار از سوی منتقدین و كارشناسان باید اعلا‌م شود كه كار چگونه ارائه شده است. ‌
● شما كه در حوزه عكاسی كار می‌كنید، بیشتر روی كدام حوزه آن تمركز و البته تبحر دارید؟
▪ سوال بسیار خوبی كردید. زیرا عكاسی نزدیك بر ۱۳۰ شاخه دارد كه البته شاید ما با ۷ یا ۸ مورد آن بیشتر آشنا نباشیم. مثل عكاسی پرتره، اجتماعی، مستند، معماری، صنعتی كه به‌طور معمول با آنان سر و كار داریم و كار می‌كنیم. اما اگر بخواهیم همه رشته‌ها را نام ببریم باید به عكاسی زیرآب، پزشكی و فضا و غیره هم اشاره كرد. نكته جالب اینجاست كه عكاسی هنری است كه بیشتر از همه هنرها برای مردم مفید است. زیرا شما در نظر بگیرید نقاش، موسیقیدان در ارتقای فرهنگ، فعالیت هنری انجام می‌دهند. اما سوال اینجاست كه اگر این هنرها نباشد مردم می‌توانند به زندگی خود ادامه دهند یا خیر. جواب این است كه بله می‌توانند به زندگی ادامه دهند. اما در مورد عكس نمی‌توانیم این نظر را بدهیم. عكس امروزه به گونه‌ای با زندگی انسان پیوند خورده است كه اگر یك روز نباشد و اعلا‌م كنند شما از امروز بدون عكس زندگی كنید همه چیز به هم می‌ریزد. زیرا كارت شناسایی، گواهینامه و همه چیزهایی كه به هویت فردی برمی‌گردد دارای عكس است و مورد نیاز. بنابراین عكس امروزه هنری است كه بیشتر مورد ضرورت مردم است و متاسفانه فرهنگی را كه برای عكس به مردم انتقال شده بسیار ناكافی بوده زیرا بهایی كه به هنرهای دیگر داده می‌شود بیشتر است و حتی در مورد عكس كم لطفی هم می‌شود. در صورتی كه عكاسی هم یك هنر است كه باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرد. به طور مثال بسیار شنیدیم كه سینما هنر هفتم است به عقیده شخصی من كه البته بر روی این نظر هم پا برجا هستم سینما شاخه ای از عكاسی است كه با هزاران فرم عكس تبدیل به فیلم می‌شود. البته عوامل دیگری هم در این هنر دخیل هستند مثل فیلمنامه و یا موسیقی. اما به طور عمده از عكس در این سینما استفاده می‌شود. ‌
● تخصص شما در كدام یك از رشته‌های عكاسی است؟
▪ در ایران، ما عكاس‌های هنرمند و حرفه‌ای بسیار خوبی داریم كه در شاخه‌های گوناگون نیز كار می‌كنند. این رشته اما در دنیا برای هر عكاسی تخصصی است به طور مثال یك عكاس یا در پرتره حرفه‌ای است و یا در عكاسی اجتماعی كار می‌كند و یا صرفا كارش عكاسی معماری است. اما در كشور ما به این شكل نیست و عكاس‌ها معمولا‌ با همه این موارد آشنا هستند و من نیز كه از كودكی این حرفه را با عشق و علا‌قه پیگیری كردم نیز از این ویژگی مستثنی نیستم و با هر نوع عكاسی آشنا هستم و برای من دشوار نیست كه هر عكسی را در هر زمینه‌ای كار كنم. حتی در آمریكا كه بودم وقتی با عكاس‌های آنجا برخورد داشتم متعجب می‌شدند وقتی می‌دیدند كه من پرتره می‌گیرم، عكس صنعتی، تجاری، خبری و طبیعی هم كار می‌كنم زیرا افراد غربی تنها در یك رشته تخصص دارند و یك عكاس نمی‌تواند در همه زمینه‌ها كار كند. مثلا‌ یك عكاس صنعتی نمی‌تواند در زمینه پرتره كار كند. البته همان‌طوری كه همیشه گفتم ما عكاسی پرتره را برای این انتخاب كردیم كه از این طریق می‌توانستیم امرار معاش كنیم وگرنه علا‌قه اصلی من همیشه عكس‌هایی بوده كه شرایط اجتماعی را منعكس می‌كرده و یا عكاسی معماری یكی دیگر از علا‌قه‌های شخصی من است كه به نظرم به وسیله آن می‌توان هویت و گذشته خودمان را در درون آن ببینیم.

وبگردی
فساد همه گیر شده است، و اتفاقاً این یک مساله سیاسی است
فساد همه گیر شده است، و اتفاقاً این یک مساله سیاسی است - اما مساله سیاسی را نباید به مساله حاکمان تقلیل داد. مساله سیاسی است به این معنا، که آنچه به ما در سطح ملی، فرم بخشیده، نادرست است. چیزها در جای خود نیستند و روال غلط امور، همه چیز را و همه کس را به فساد کشانیده است. در این تفسیر سوم، چشم شما نه به حاکمان است نه به تک تک مردم. چشم شما به الگویی است که به امور فرم بخشیده است.
پاسپورتی که همه جا به آن توهین میشود
پاسپورتی که همه جا به آن توهین میشود - مدتی است که تب سرمایه‌گذاری در گرجستان شایع شده است و مردم برای خرید ملک یا راه اندازی یک کسب و کار عازم این کشور می‌شوند. در این میان چند اتفاق رخ داد. یکی این بود که تحریم‌های امریکا گریبان گیر ایران شد و به عقیده من این‌ها به نوعی بازخورد عملیات روانی ترامپ علیه ایران است و از سوی دیگر انتخابات اخیر گرجستان هم با پیروزی جریان راست تندرو این کشور به پایان رسید. وگرنه گرجستان اصلا کشوری نیست که قادر…
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان!
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان! - «شباهت عجیب علی الهام استاد هوا فضا در دانشگاهی در آلمان به غلامحسین الهام معاون رئیس جمهور سابق!
شبهای داغ مدیترانه !
شبهای داغ مدیترانه ! - «حسن کردمیهن» متهم آمریت حمله به سفارت عربستان به تازگی در کرج، مرکز استان البرز، رستوران راه انداخته است.
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر - سید احمد خمینی، نتیجه امام خمینی که چند هفته پیش با ازدواجش خبرساز شده بود، بار دیگر با انتشار عکسی از او و همسرش در حین سوارکاری حساسیت نسبت به خود را برانگیخته است و باعث تحریک مخاطبان و کاربران در فضای مجازی شده است.
رفتار عجیب دو نفر از همراهان رئیس جمهور در زمان سخنرانی!
رفتار عجیب دو نفر از همراهان رئیس جمهور در زمان سخنرانی! - دو نفر از کسانی که همراه رئیس جمهور در سمنان حضور داشتند در هنگام سخنرانی روحانی رفتار غیر معمولی از خود نشان میدادند.
اظهارات جنجالی دو بازیگر زن درمورد فساد شدید در سینما
اظهارات جنجالی دو بازیگر زن درمورد فساد شدید در سینما - ظهارات جنجالی لیلا بوشهری و شقایق دلشاد درباره فساد در سینما: چرا دایرکت میدم فالو نمیکنید؟ ساعت یک شب چرا باید زوایای صورت منو ببینن؟
بخشی دیده نشده از رفتار سخیف مجری تلویزیون با فراستی!
بخشی دیده نشده از رفتار سخیف مجری تلویزیون با فراستی! - بخشی دیگر از برنامه «من و شما» با حضور مسعود فراستی و برخورد توهین آمیز مجری رسانه ملی را می بینید که در رسانه ها باز نشر نشد.
خلاصه داستان و بازیگران سریال بانوی عمارت +تصاویر
خلاصه داستان و بازیگران سریال بانوی عمارت +تصاویر - مریم مومن متولد دهه 70 می باشد و حضورش در بانوی عمارت اولین تجربه بازیگری است و به واسطه این سریال وارد دنیای بازیگری شده است . او در کلاس های تئاتر فعالیت داشته است .
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است !
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است ! - پس از اولین گفت وگوی رسمی میترا استاد (نجفی) و تایید ازدواجش با محمدعلی نجفی، حالا شهردار سابق، در نخستین واکنش به جنجال ها، عکس تازه ای از خود و میترا استاد در اینستاگرامش منتشر کرده است.
تصاویری از لحظه ربوده شدن مرزبانان ایرانی در مرز میرجاوه
تصاویری از لحظه ربوده شدن مرزبانان ایرانی در مرز میرجاوه - گروه تروریستی جیش العدل نخستین تصاویر از حمله به پاسگاه مرزی در میرجاوه ۱۴ مهر امسال را منتشر کرد؛
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران - سه نفر کنار هم حوالی میدان مادر ایستاده‌اند. زنی قد بلند که موهایش زمینه نسکافه‌ای دارد به هر ماشینی که بلندتر بوق می‌زند نزدیک می‌شود و قیمت را آرام و به سرعت بیان می‌کند. او می‌گوید: «... صد هزار تومان، تو ماشین ۷۰ هزار تومان، گروپ ۳۰۰ هزار تومان و جا هم داریم»، جملات کوتاه و بی‌تفاوت بیان می‌شود. جلوتر دختر کم سن و سالی که شاید ۱۶ سال هم نداشته باشد، ایستاده و از سرما نوک بینی‌اش قرمز شده است، با…
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»!
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»! - روز پنجشنبه تصویری در فضای مجازی منتشر شد که قابل تامل بود. زهرا تخشید نوه آیت‌ا... یزدی است که با انتشار تصویری که از دانشگاهش در نیویورک منتشر کرده بود، نوشت: «عکسی که دیروز عصر از دانشگاهم گرفتم با چراغ‌های همیشه روشنش».