چهارشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Wednesday, 25 April, 2018

مهمانی بتهوون در پایتخت


۱- بنابر شواهد قرار شده است در آذرماه سال جاری، مجموعه كنسرت هایی تحت عنوان «هفته موتسارت» در تهران برگزار شود. اما چرا موتسارت. دلیل این امر از سویی می تواند بسیار بدیهی و منطقی جلوه كند. به هر حال بزرگداشت دویست و پنجاهمین سالروز تولد موتسارت در تمام كشورهای متمدن جهان در حال تدارك شدن است و همین امر بهانه ای است تا ما هم به نحوی در این حركت فكری جهانی سهمی داشته باشیم. اگرچه تصور بر آن است كه در حال حاضر استانداردهای كیفی موسیقی در كشور هنوز به حدی نرسیده كه بتوان در این حركت جهانی نقشی برجسته ایفا كرد اما حركت هایی از این دست تنها موجب می شوند به آینده ای بهتر دلخوش باشیم.
۲- «ولفگانگ آمادئوس موتسارت» بیست و هفتم ژانویه ۱۷۵۶ در شهر سالزبورگ چشم به جهان گشود. پدر او موسیقیدان، نوازنده و آهنگساز صاحب قریحه ای بود كه تمایل داشت فرزندان خود را نیز از هنر خویش بی بهره نگذارد. بنابراین تمایل داشت كودكان خود را در محیطی سرشار از موسیقی پرورش دهد و آموزشهای مربوطه را از سنین خردسالی به آنان آموزش دهد. شاید نتوان تصور كرد كه او در خانه اش یكی از بی بدیل ترین استعدادهای تاریخ موسیقی را پرورش داد. البته دریافت و باور كردن این موضوع برای پدر موتسارت به همین راحتی كه ما در موردش صحبت می كنیم، نبود ولی به هر حال لئوپولد پدر ولفگانگ به توانایی های وی و نیز دخترش «نانرل» پی برده بود وتلاش داشت آنان را از همان دوران كودكی به دنیای موسیقی معرفی كند. همین امر سبب می شد دیسیپلین حاكم بر خانواده موتسارت بیش از حد متعارف توسط پدر خانواده اعمال شود و این موضوع گاهی سبب رنج كودكان نابغه را فراهم می ساخت. نانرل نیز مانند ولفگانگ از هوش و استعدادی فوق العاده نصیب داشت اما شاید تنها یك درجه كمتر از برادرش. همین امر موجب شد درخشش او در سایه نبوغ غیرقابل باور برادرش كم شود. كسی چه می داند، شاید اگر ولفگانگ هیچگاه متولد نشده بود، امروز همگان «نانرل موتسارت» را به عنوان مستعدترین موسیقیدان جهان قلمداد می كردند.
ولفگانگ و نانرل از همان دوران مشق های آهنگسازی را تحت نظارت پدر دنبال می كردند. حاصل كارشان تقریباً غیرقابل باور بود، تا جایی كه در همان دوران گروهی آنان را متهم می كردند آثارشان متعلق به خودشان نیست بلكه پدر آنها این قطعات را به آنها دیكته می كند. البته این مدعا به هیچ وجه صحت نداشت اما به هر حال اسنادی كه امروزه به دست آمده، نشان می دهد گهگاه پدر لئوپولد، آثار فرزندانش را اصلاح و غلط گیری می كرده است. اما اندكی بعد كار به جایی رسید كه از بی نقص ترین نمونه های آهنگسازی توسط ولفگانگ آمادئوس موتسارت در سراسر اروپا به مورد اجرا گذارده شد.
موتسارت در دوران نوجوانی در نواختن پیانو و ویولن تسلطی استادانه كسب كرده بود وعلاوه بر این ساز ویولا را ساز محبوب خود می دانست. تصور اینكه مصنفی اولین سمفونی خود را در سن هشت سالگی ساخته باشد به راستی دشوار است. اما این امر حقیقت داشت و حتی حیرت انگیزتر از این: او در یازده سالگی نخستین اپرای كامل خودرا تصنیف كرد.
آثار موتسارت از حیث تنوع ژانر بی نظیراند. او در هرفرمی كه می شد تصور كرد، آهنگ ساخت. ساخته های او بی شمارند و این زمانی شكل عجیب تری به خود می گیرد كه بدانیم او به همراه فرانتس شوبرت در میان تمام كسانی كه در تاریخ موسیقی جاودان گشته اند، كوتاه ترین عمر را داشته است. اگر او مدت زمان عمر طبیعی را می گذراند، یحتمل كمیث آثارش به دوبرابر همین میزانی كه امروزه در اختیار ماست می رسید.
اخیراً كمپانی فیلیپس مجموعه ای از اجراهای منتخب كلیه آثار موتسارت را منتشر كرده است كه حاوی قریب به یكصد وهشتاد عدد سی دی در یك بسته بزرگ منتشر شده و البته بدیهی است كه قیمت بالایی نیز برای آن در نظر گرفته شده است. گرچه می توان ادعا كرد اجراهای موجود دراین مجموعه بهترین های مطلق نیستند اما دست كم ، وسعت و تعداد بی حد آثار موتسارت را نشان می دهند.
شاید نتوان هیچ سازی یافت كه موتسارت برای آن موسیقی مستقلی تصنیف نكرده باشد. جدا از فرمهای پراكنده و قطعات كوتاه بی شمار وی ، می توان به وضوح تعدد این آثار را در فرمهای اصلی موسیقی دوره كلاسیك مشاهده كرد: چهل و یك سمفونی (البته اسناد موجود به تعداد بیشتری اشاره می كنند كه متأسفانه امروزه جزو آثار مفقوده محسوب می شوند)، بیست و هفت كنسرتو پیانو، بیست و سه كوارتت زهی ، حدود بیست سونات برای پیانو، كنسرتوهای متعدد برای سازهای بادی ، هفت كنسرتو ویولن، دست كم پانزده اپرا و قطعات بی شمار دیگر در فرمهای واریاسیون ، مس ، اوراتوریو، تریو، كوئیتت ، سرناد ، دیور تیمنتو و غیره كه براستی ذكر تمامی آنها تنها در یك كاتالوگ چندصدصفحه ای امكان پذیر می شود. البته تا بدین جا تنها از كمیت بی شمار آثار موتسارت سخن به میان رفت. می توان مدعی شد موتسارت یكی از شخصی ترین و به لحاظی یكی از بكرترین ایده های موسیقایی را در آثار خود به یادگار گذاشته است. همین امر موجب می شود، شنوندگان موسیقی كلاسیك به محض اولین برخورد با یكی از آثار ناشناخته وی، سریعاً هویت آهنگساز را شناسایی كنند.
۳- به لحاظ وجود یكسری محدودیت های موجود، برخی از آثار موتسارت تاكنون در ایران امكان اجرا نیافته اند. از این میان می توان به اپراهای موتسارت اشاره ای داشت. از سویی بعضی دیگر از آثار موتسارت به لحاظ نبود امكانات لازم قابل اجرا نیستند. برای مثال كنسرتو پیانو شماره هفت او درواقع كنسرتویی است برای سه پیانو و یك اركستر مجلسی و این درحالی است كه جدا از كمبود تالارهای كنسرت، وجود چنین امكاناتی را نمی توان در آنها متصور شد. حتی به عقیده برخی از عقلا چنین تصوری نه تنها مضحك بلكه اسراف كارانه است. حتی با فرض وجود تمامی این امكانات، در ایران تعداد نوازندگانی كه به یكسری از استانداردهای بین المللی موسیقی دست یافته باشند و صلاحیت اجرای چنین آثاری را كسب كرده باشند، بسیار بسیار معدود است؛ حتی كمتر از تعداد انگشتان یك دست.
در هر صورت هفته موتسارت در تهران برگزار می شود. به راستی هم آدمی نمی داند كه باید آن را به فال نیك بگیرد یا خیر. به هر حال فرصتی مهیا می شود تا پس از مدتها در كنسرتی زنده نوای معدود آثاری از اقیانوس بی انتهای نبوغ موتسارت را تجربه كنیم. قضاوت در باب كیفیت اجرا را نیز بهتر است به خود اجراكنندگان واگذار كنیم.


منبع : روزنامه ایران

مطالب مرتبط

نگاهی به زندگی و آثار آنتون بروکنر

نگاهی به زندگی و آثار آنتون بروکنر
«آنتون بروكنر» آهنگساز برجسته و بزرگ اتریشی به تاریخ چهارم سپتامبر سال ۱۸۲۴ در شهر «آنسفلدن» (Ansfelden) چشم به جهان گشود. می توان گفت كه او در واقع در همان سالی به دنیا آمده است كه «اسمتانا» در سرزمینی كه امروزه جمهوری چك نامیده می شود، چشم به جهان گشود؛ در روزگاری كه تنها سه سال تا مرگ تاسف بار «لودویگ ون بتهوون» زمان باقی مانده بود. آنتون نخستین مراحل فراگیری موسیقی را زیرنظر پدرش و در سن چهارسالگی آغاز كرد. اولین مرحله از روند پرورش استعداد خارق العاده او تا هشت سال بعد یعنی تا سن دوازده سالگی اش كه سرپرستی تعلیم وی به شخصی به نام «وایس» سپرده شد، ادامه یافت. تقریباً از همین دوران بود كه بروكنر نخستین تجربیات اش را در زمینه خلق موسیقی و تصنیف قطعات سازی از سر گذراند. در سال ۱۸۳۷ پدر آنتون چشم از جهان فروبست و این در حالی بود كه فرزندش تازه به سن سیزده سالگی رسیده بود. مرگ پدر موجب تغییراتی در روند زندگی آنتون گشت و مجبور شد تا به دلایلی، معلم تازه ای برای خود انتخاب كند. آنتون در آن دوران در «سن فلورین» در گروه كر آواز می خواند، معلم جدید خود را از میان اساتید همان جا برگزید. معلم او كسی نبود مگر «مایكل آرنت» كه سمت سرپرستی گروه كر «سن فلورین» را نیز برعهده داشت. این دوران مصادف با وقایع مهم و تكان دهنده ای در تاریخ موسیقی جهان بود. «فرانتس شوبرت» كه تنها سی و یك سال از عمرش سپری شده بود و می رفت تا با نبوغ حیرت آور و غیرقابل تصور خود انقلابی بنیادین در تاریخ موسیقی جهان به پا كرده و مسیر تحول آن را دگرگون سازد، به فاصله كمی از زمان مرگ «بلینی» درگذشت. البته در همین حال ما شاهد وقایع فرخنده ای هم هستیم چرا كه «كامیل سن سان»، «یوهانس برامز» و «مودست موسورگسكی» در فاصله كوتاهی همچون فرشتگانی نجات بخش، به جهانیان هدیه شده بودند. آنتون بروكنر در سال ۱۸۴۵ یعنی در سن بیست ویك سالگی در مقام دستیار اول رهبر گروه در سن فلورین منصوب شد و از آن پس ما شاهدیم كه وی به دفعات مختلف در مشاغل و پست های مهمی برگزیده شده و سمتی درخور به وی داده می شود. از جمله آثار مهم و ماندنی بروكنر در این ایام، بی شك می توان به قطعه «ركوئیم» (Requim) اشاره ای داشت كه وی در رثای مرگ جانگداز دوست و همراه همیشگی اش «فرانتس سایلر» تصنیف كرده بود و بی شك در جای جای این قطعه آثار اندوه و یاس آهنگساز، ناشی از این مصیبت، هویدا و آشكار است. این واقعه مصادف با ایامی بود كه «فرانتس لیست» كه از مجارستان به آلمان مهاجرت كرده بود، در وایمار، در تدارك و زمینه چینی مجموعه آثار اركسترال برجسته خود تحت عنوان «پوئم سمفونیك»ها به سر می برد. آثاری كه بعدها، به صورت گل سرسبد آثار لیست بدل شدند. ركوئیم مذكور اثر بروكنر به سال ۱۸۴۹ برای نخستین بار در كنسرتی به اجرا در آمد. این سال برای بسیاری از موسیقی دوستان سالی به یادماندنی است؛ سالی كه در آن آهنگساز برجسته لهستانی یعنی فردریك فرانسوا شوپن سرانجام در پی ابتلا به بیماری سل درگذشته بود. پس از اجرای ركوئیم به یك باره سمت ارگ نواز رسمی سن فلورین به بروكنر پیشنهاد شد و او با كمال میل آن را پذیرفت. از آن پس بی شك وضعیت شغلی آنتون از ثباتی بیش از پیش برخوردار شد و لاجرم او توانست در سایه آرامشی نسبی كه به واسطه این امر به دست آورده بود به امور خلاقه در موسیقی بیشتر متمركز شود و بیشتر اوقات آزاد خود را صرف تصنیف و تصحیح آثار خود كند. بروكنر برای نخستین بار در طول حیات خود در سال ۱۸۵۲ از شهر وین دیدن كرد. این شهر فرهنگی از مدت ها پیش از آن، تقریباً پایتخت مقتدر موسیقی در جهان به شمار می رفت. پیش از بروكنر، اغلب چهره های شاخص موسیقی جهان كه به نوعی در خود شهر وین اقامت داشتند به شكلی تلاش می كردند تا ارتباط خود را با این دیار بزرگان فرهنگ حفظ كنند. حتی می دانیم كه امروزه تعداد قابل توجهی از آهنگسازان و موسیقیدانان صاحب نام، پس از مرگ، در همین شهر یا دست كم در خاك اتریش به خاك سپرده شده اند. در حالی كه دیدار از وین، می رفت تا آنتون را تحت تاثیرات مطلوب قرار داده و روحیه ای تازه در وی ایجاد كند، وی به ناگهان با فقدان یكی دیگر از حامیان وفادارش روبه رو شد؛ «مایكل آرنت» معلم و دوست آنتون با مرگ خود چنان تاثیر نامطلوب و ژرفی در روان شاگرد سابق اش برجای نهاد كه آثار این ضایعه ناگوار تا پایان عمر بروكنر در ذهن اش باقی ماند.
پس از گذر اندك زمانی، آنتون بروكنر ترجیح داد تا در «لینز» سمت نوازنده ارگ كلیسای جامع را برعهده گیرد تا شاید از این رهگذر بتواند تا حدی روان دردمند خود ناشی از مرگ حامی همیشگی اش یعنی «مایكل آرنت» را تسلی بخشد. او سرسختانه به كار خود ادامه داد تا اینكه در سال ۱۸۶۱ از كنسرواتوار وین دیپلم افتخار دریافت كرد و در همین هنگام بود كه نگاه وی به سمت شیوه اركستراسیون مدرن كه با سنت ساز بندی آثار اركسترال پیشین تفاوت های عمده ای داشت معطوف شد. او علاوه بر فعالیت های تدریس و نوازندگی، گاهی به عنوان رهبر در اجرای آثار آهنگسازان برجسته معاصرش شركت می جست. از میان آثاری كه در این حین تصنیف كرد می توان به كوارتت زهی، اورتور سل مینور، میساسولمنیس و نیز سمفونی فامینور كه امروزه از اهمیت ویژه ای برخوردار است اشاره نمود. بروكنر در سال ۱۸۶۵ اپرای «تریستان و ایزولده» اثر واگنر را برای نخستین بار در كنسرتی در مونیخ شنید. این اپرا كه از بدو پیدایش اش افق تازه ای را در آهنگسازی و به خصوص در زمینه هارمونی گشوده است و تا به امروز نیز همچنان مورد بحث موسیقی شناسان قرار گرفته، نظر بروكنر را نیز به خود جلب كرد. اولین برخورد شخصی بروكنر و واگنر نیز در همان هنگام صورت گرفت و بی شك موجبات تاثیرات متقابل را در مورد هر دو آهنگساز فراهم آورد. در سال ۱۸۶۷ اولین اختلالات عصبی كه موجب بستری شدن بروكنر شد رخ نمود و به مدت چهار ماه به درازا كشید. در پس آن او فعالیت های تازه ای را در حرفه اش آغاز كرد.
نخستین طرح های «مس فامینور» در همین احوال ریخته شد. از سوی دیگر رهبری تعدادی از آثار واگنر من جمله اپرای «خواننده استاد نورنبرگ» توسط بروكنر انجام شد. در این حین كنسرواتوار وین نیز از او برای تدریس دعوت به عمل آورد و این در حالی بود كه اركستر فیلارمونیك وین از اجرای سمفونی شماره یك بروكنر سر باز زد. اما او كه همچنان به مسیری كه در آهنگسازی انتخاب كرده بود ایمان داشت، تصنیف سمفونی شماره دو خود را با اقتدار تمام آغاز كرد و این بار نیز اركستر فیلارمونیك وین مجدداً از اجرای سمفونی دوم وی خودداری كرد. اما تمام اینها به هیچ عنوان بروكنر را متقاعد نكرد تا تصنیف سمفونی سوم خود را آغاز نكند. همچنین او به بازنویسی بخش هایی از سمفونی دوم پرداخت كه در ۱۸۷۳ برای نخستین بار توسط همان اركستری كه چندی پیش از اجرای آن سر باز زده بود یعنی اركستر فیلارمونیك وین اجرا شد. در این دوران می توان گفت كه بروكنر تمام توان خود را به تصنیف آثار سمفونیك متمركز كرده بود و اصرار داشت كه این روند را همچنان ادامه بخشد، لاجرم كار بر روی سمفونی چهارم را در مدت كوتاهی آغاز كرد. اما همچنان برخورد های ضدو نقیضی علیه سلسله سمفونی های او تكرار شد. اركستر وین مجدداً سمفونی سوم اش را برای اجرا مردود اعلام كرد و واكنش بروكنر همچنان مثل گذشته این بود كه با جدیت تصنیف اثری جدید را از همین فرم آغاز كند؛ یعنی سمفونی پنجم. سال ۱۸۷۶ مصادف است با برگزاری نخستین فستیوال موسیقی بایروت كه در آن برای نخستین بار اپراهای «حلقه نیبلونگ» واگنر به اجرا گذاشته شدند. بروكنر با حضور خود در این فستیوال، خود را كمی از جریان تصنیف پی درپی سمفونی هایش كنار كشید اما طولی نكشید كه مجدداً بیشتر اوقات خود را به آنها اختصاص داد. «گوستاو مالر» نیز در سال ۱۸۷۷ به خیل شاگردان كلاس هارمونی بروكنر پیوسته بود و این در حالی بود كه وی علاوه بر تدریس، ویرایش كلی سمفونی های اول تا پنجم خود را در برنامه كاری خویش قرار داده بود و علاوه بر آن تصنیف «كوئینتت زهی» خود را به پایان رساند. بروكنر سرانجام در سال ۱۸۹۱ از تدریس در كنسرواتوار بازنشسته شد و این در حالی بود كه حین سال های ۱۸۸۱ تا ۱۸۹۶ همچنان به ساختن آثار سمفونیك بعدی خود پرداخته بود.
به جرات می توان گفت كه بروكنر در طول حیات خود هیچ فرمی از فرم های موسیقایی را به اندازه فرم سمفونی جدی تلقی نمی كرد و به همین علت بخش اعظم وقت خود را در دوران شكوفایی استعدادش به تصنیف سمفونی اختصاص داد. آنتون بروكنر در تاریخ یازدهم اكتبر سال ،۱۸۹۶ در حالی كه تنها اندك زمانی از آغاز تصنیف موومان «فیناله» از آخرین سمفونی وی، یعنی سمفونی شماره ۹ سپری شده بود، در سن هفتاد و دو سالگی چشم از جهان فرو بست.

بابك بزرگ زاده

وبگردی
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم !
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم ! - روغن های نباتی را خوب بشناسید. سخنان یک تولید کننده سابق روغن نباتی.
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند - رییس سازمان ملی استاندارد ایران مجددا با خودروسازان در ارتباط با رعایت استانداردهای ۸۵‌گانه خودرویی از ابتدای دی‌ماه سال جاری اتمام حجت کرد.
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ...
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ... - مرتضوی هیچ گاه قاضی و حقوق دان نبود و نباید کار قضایی انجام می‌داد. اما این ضعف ماست که چنین فردی در جایگاه بالایی قرار می‌گیرد. شگفتی من از قاضی مرتضوی و رفتار او نیست که چرا خودش را برای اجرای حکم خود به زندان معرفی نکرد. من رفتار او با زهرا کاظمی را دیده بودم.
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر - سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر از 30 فروردین با حضور فیلم سازانی از ایران و نمایندگانی ازسینمای 78 کشور جهان تا 7 اردیبهشت در پردیس سینمایی «چارسو» برگزار می شود.
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک!
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک! - کتک خوردن دختری که جز التماس دوستانش هیچ فریادرسی ندارد از یک پلیس زن عضو گشت ارشاد که ماموران مرد هم آنها را همراهی می کردند، آنقدر دردناک است که کمتر وجدان بیداری به آن واکنش نشان نداده است.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت - سعید مرتضوی که در روزهای گذشته خبری از او نبود و حتی سخنگوی دستگاه قضایی گفته بود حکم جلبش صادر شده اما گیرش نیاورده‌اند، به گفته همسرش در تهران است.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!