دوشنبه ۱ آبان ۱۳۹۶ / Monday, 23 October, 2017

کت استیونس (یوسف اسلام) از خودش می گوید


کت استیونس (یوسف اسلام) از خودش می گوید
احساس گرمای عمیقی در وجودم می كنم. احساس خوب زنده بودن. احساس آدمی كه از دیروز خواستن گذر كرده و به امروز توانستن دست یافته. برای همین هم می خواهم این روزه چندین هزار روزه ام را بشكنم و از نو فریاد بزنم.گاهی با خودم فكر می كنم من مسافر كدامین سفرم؟ همیشه سفر كردم. گاهی به میان مردم و گاهی بیشتر - شاید در این سال ها- از میان مردم. اما همیشه و همیشه چه با خودم چه در تمامی ترانه هایی كه زمزمه كرده ام این سیر و سلوك بوده این سفر معنوی. فقط باید ترانه ها را از نو شنید. آنها را كنار هم گذاشت و مسیر این حركت را دریافت.این گرمای عمیقی كه آتش من را تندتر می كند، سال ها پیش از زیر خاكستر سرك كشید و آرام آرام مرا آتش زد و خاكستر كرد. كت استیونس دیروز یا یوسف اسلام امروز كه روزه چندین و چند هزار روزه اش را شكسته و دوباره فریادش را بلندتر از پیش سر داده، می خواهد از این آتش درونی حرف بزند. آتشی كه می آید، می گیرد، می سوزاند و خاكستر می كند.همه اش از یك هدیه شروع شد. هدیه ای كه سال ها پیش برادر بزرگترم به من داد. آدمی مثل من كه در اوج بودن خیلی هم زمینی بود، بالاخره هدیه اش را از این زنده بودن گرفت و متحول شد. كاش آسمانی هم می شد!همه از تغییر حرف می زنند. آدم ها همیشه ساده ترین راه را انتخاب می كنند و مسئله را آن طوری كه دلشان می خواهد حل می كنند. همه یاد گرفتیم ساده ترین راه را انتخاب كنیم. انگار ساده ترین ها همیشه بهترین هایند!اما من می خواهم از تحول حرف بزنم. تحول مردی زمینی كه به واسطه یك هدیه آسمانی همه زندگی اش كه نه، همه علت حضورش روی این كره خاكی دستخوش تحول شد و خودش از نو متولد شد!خدایی نیست كه اگر هست همان احد و واحد و یكتاست و من كشف او را مدیون هدیه برادرم هستم. پیشتر گفتم كه من مسافری بیش نیستم. مسافری كه كوله بارش را پیچید و از میان مردم به خاطر همین مردم سفر كرد. سال ها است كه مسافرم. گاهی میهمان تنهایی های شما و گاه میزبان حضور تنهای شما. این سفر، سفر به درون است. سفر از برون به درون. سفر به معنویت مطلق. وای بر من كه اگر مسافر نبودم!تحول و تولد من با خواندن قرآن شروع شد. هدیه ای كه برادرم به من داد و من همیشه و هنوز دستان مهربانش را می بوسم. فلسفه شرق، مذاهب شرق و شرق و شرق و شرق همیشه من را درگیر خودش كرده بود. همیشه در جست وجوی گمشده ای بودم. پیامبری، پیامی، راهی... خلاصه آن كعبه مقصود و چقدر خوشحالم كه خداوند با دستان برادرم- كسی كه خود هیچ از این هدیه ناب نمی دانست- بركت یافتم.من مسلمان شدم و متحول. همه از تغییر حرف می زنند. مثل تغییر مسیر، مثل تغییر فصول... اما هیچكس نیك نمی اندیشد كه این تغییر خود تحولی است كه به تولد و نوزایی ختم می شود.
شاید هم می ترسند. می ترسند كه بت دیروزشان در خود بشكند و از نو زاده شود. ترس هم دارد. من دیگر بت نیستم. من بت شكنم. درست مثل ابراهیم. اگر او بت نفس دیگری را شكست من بت نفس خودم را شكستم.فقط كاش زودتر از اینها سكوتم را هم می شكستم. نمی دانم اشتباه كردم یا نه شاید نباید این به خود فرو رفتن و اینگونه سكوت كردن را چنین طولانی مدت اختیار می كردم. اما من تازه اول راه بودم و گفتن «ایمان می آورم به خدای احد و واحد» كافی نبود. ایمان آوردنی نیست. ایمان در ذات و وجود ما است. در لایه های پنهان وجودی مان. تنها باید آن را یافت. بیرونش كشید. پرورشش داد و باورش كرد. چطور از من نوزاده انتظار می رفت تا هم خود باشم، هم دیگری؟من فقط خدا را یافته بودم. او را اما به معنای راستین كلمه نشناخته بودم. نه فقط او را كه حتی دین نوین خودم را هم!روزه سكوت گرفتم. جامه درویشی پوشیدم و به قول عرفان شرق چله نشین سالیان شدم. خواندن را كنار گذاشتم و خواندم و خواندم و خواندم. فكر كردم و برای جستن آنچه یافته بودم تلاش كردم. آن زمان بود كه فهمیدم قرآن حقیقت محض است. من این را فهم كردم نه مثل بیشتر مسلمان زاده ها كه پشت به پشت و نسل به نسل مسلمان زاده می شوند و دین خود را همچون یك هویت فرهنگی به كودكانشان می سپارند و بعد هم بی آنكه آن را واقعاً فهم و تجربه كنند، در گور می خسبند!نه دعایی، نه ثنایی، نه قامت نمازی... حتی بلد نیستند چگونه دعا كنند و خدایشان را از ته دل بخوانند. بعضی هم برای حفظ ظاهر نماز می خوانند، روزه می گیرند و در عوض با رفتارهای متحیرانه شان چهره اسلام را مخدوش می كنند.زمانی كه مسلمان شدم تصمیم گرفتم هرآنچه را كه در این شعور محض هست بفهمم و به دیگران هم بفهمانم. موسیقی را كنار گذاشتم و روی اسلام متمركز شدم. اما... اما این تصمیم برای من مهم بود كه دیگران آن را به پای تحجر این دین گذاشتند. كاش فقط یك بار، فقط یك بار آنها برمی گشتند و ترانه های من را از نو گوش می دادند. همیشه در كلام من پرشورترین، ظریف ترین و لطیف ترین اخلاقیات حضور داشته.آدم ها فقط بلدند انگ و ننگ بزنند. به دیگران برچسب بچسبانند و چهره خود را موجه جلوه بدهند. من در این تذهیب نفس و سیر و سلوك عارفانه چه زجرها كه نكشیدم.دلم گرفته است. نه از دیگران كه از كنار خودم بیشتر. آن روزها كاش می توانستم كاری بكنم. نه فریادی بود، نه فریادرسی... كه هرچه بود خنجر تیز و برهنه آنان بود كه به سوی من نشانه رفته بود!یكی از من پرسید موضع اسلام در برابر موسیقی چیست. من نومسلمان چه می توانستم بگویم؟ حرام یا حلال؟ مگر با واژه می توان برای هویت یك نسل تصمیم گرفت؟ من سكوت كردم و تفكر...همه بر من خرده گرفتند كه كت دستار بر سر بسته، دشداشه در بر كرده و ریشی گذاشته، سكوت كرده و به تحجر پا گذاشته. غافل از اینكه من نه شیفته دستار بودم نه جامه عرب! كه فقط به این شكل درآمدم تا خودم ماهیت آن را تجربه كنم.كاش آن روزها می توانستم سخن بگویم. من سكوت كردم و دیگران شدند منادی من و چه دروغ ها كه نگفتند و چه تهمت ها كه نشنیدم!متهمم كردند كه در كوچه پس كوچه های تهران كاسه گدایی به دست گرفته ام. بی آنكه بدانند من پا به این خاك نگذاشتم و نه از علمای آن دیار روی گرداندم. همین علمای ایرانی بودند كه راه را برای موسیقی- آن زمان كه نامسلمانان به ظاهر مسلمان ساز می شكستند- باز كردند.روزهای غمناكی بود. پدر نامسلمان من سه زن داشت. مادرم وقتی كه كوچك بودم جان می كند و حضور دخترك چشم آبی دیگری را تاب می آورد و اشك می ریخت! آن وقت به من نومسلمان می گفتند فقط یك زن! مگر سنت عرب غیر این نیست؟ دخترم كه به دنیا آمد برایش لالایی می خواندم. باز هم نوشتن را از سر گرفتم و این بار می دانستم كه چرا ترانه می نویسم. می خواستم بعدها بداند كه رگه های ایمان و آزادی همیشه و همیشه در كلام پدرش بوده است.روح من متحول شده بود. تصور می كردم روحم در حال جست وجو است. گاهی حس می كنم جسمم مثل قفسی است و روحم برای این قفس كوچك، بسی بزرگ! من به دنبال صلح ام. صلح... در جهانی كه آتش و خون در هر گوشه اش برپا است.در جهانی كه كودكان جنگش خون می مكند و در غم مرگ مادر اشك می ریزند. كجایند كه ببینند... كجایند كه ببینند تاریخ چه بر سر ملت ها آورده است. نسل كشی... همیشه نسل كشی. مگر نمی بینند كه در بوسنی چه شد؟ مگر كودكان مظلوم را نمی بینند كه چه برسرشان آورده اند؟ در قلب اروپا... در تمدن چندین هزار ساله... آخر مگر ممكن است؟مگر دستان من چقدر می تواند بنویسد؟ مگر من چقدر واژه دارم كه در ترانه هایم این درد را فریاد كنم؟ پس جامعه بین الملل چه می كند؟ بوسنی تراژدی بود. تراژدی رقت انگیز نسل من و همرزمان من... مردم را شوكه كرد و این شوك در مرگ تاریخ تزریق شد و همیشه هم خواهد ماند.من وزیر امورخارجه بوسنی را می شناختم. دكتر عرفان هم مرا می شناخت. از دورها... از آن زمان كه می نوشتم و می خواندم. از زمان كت استیونس.به لندن آمده بود. ناهاری خوردیم و چایی نوشیدیم و گپی زدیم. از شعر می گفت و ترانه را می فهمید. نواری به من داد و گفت این را گوش كن. حدیث عریان من است. او هم آدم بزرگی بود. خیلی زود، چندی بعد، باخبر شدم كه در هلیكوپترش هدف تك تیراندازها قرار گرفته و در راه خانه كشته شده. او هم كودكانی داشت كه همیشه چشم به راهش ماندند. من در خودم شكستم. باور كنید صدای شكستن ذرات وجودم را شنیدم. من همیشه این صدا را می شنوم. یاد آن نوار افتادم. حس كردم باید كاری كرد. باید كاری می كردم. موسیقی بوسنی موسیقی غریبی است. ترانه های الهام بخشی كه در دل تاریكی از امید می گوید و نوید رهایی می دهد. ترانه هایی كه معنویت در آنها موج می زند. تمام فكر و ذكرم جمع كردن آلبومی شد كه این فریاد نسل نسل كش را در آن بگنجانم. هرچه به دستم رسید را جمع كردم. رویش ترانه نوشتم و اثر ماندگاری مثل «مادر، پدر، خواهر، برادر» را خلق كردم.كاش می توانستم كاری بیشتر كنم. اما از من تنها كه خود همیشه در سایه تحولش قرار گرفته چه بیشتر انتظاری است؟مگر یك صدا چقدر می تواند برای تنهایی كودكان بی خانه بخواند؟ مگر چقدر می شود لالایی عشق را وقتی كه هیچ عاشقی باورش ندارد زمزمه كرد؟برای دخترم می خوانم. از كودكی اش... از معصومیتش... هرآنچه را كه می دانم می خوانم. كوچكتر كه بود- الان دیگر خانمی شده- ترانه ای نوشتم فقط برای او كه به كودكان هم نسلش هدیه كند. ترانه ای به نام «الف از آن الله است». در گویش عرب نام خداوند با الف شروع می شود. من مسلمان شده بودم و این نخستین اثرم پس از تحول روحی ام بود. برای دخترم حسنه نوشتم تا قبل از هرچیز بداند كه الف از آن خداوند است. او كه پادشاه جهان است و هرچه كه در دنیا هست و نیست، از اوست كه به سوی ما می آید. همه و همه از اوست و به خاطر لطف و دست و دلبازی او است.باید شكرگزار بود. باید شكر كرد و شكایت نكرد. باید شكایت كرد و شكر كرد. هرچه بیشتر خداوند آغوش می گشاید و مرا تنگ تر در آن می فشارد من بیشتر «سعی» می كنم تا او را سپاس گویم به پاس همه مهربانی هایی كه در زمان نامهربانی دیگران با من داشته است.كاش می فهمیدید كه من یك هنرمندم. من هنوز هم هنرمندم، اگر دیروز آن بودم، امروز اینم و از این بودنم خرسندم. اگر دیروز كت استیونس نبود امروز دیگر یوسف اسلامی باقی نمی ماند. هنر در ذات هنرمند است. شاید ماهیت او تغییر كند و دچار تحول شود ولی ذات او تغییرپذیر نیست. هنر از ظرفی به ظرف دیگر می ریزد و از شكلی به شكلی دیگر درمی آید. اما هنرمند همیشه هنرمند می ماند. من هنوز یك هنرمندم و با هنرم نفس می كشم. زندگی ام تغییر زیادی نكرده. اگر می خواهید مرا بشناسید ترانه هایم را گوش دهید. همه اش از صلح و صفا می گوید. همه اش بشر را و بشریت را به صلح و صفا می خواند. نجات و رستگاری ما در گرو نجات مردمان زمین مان است.من از مردم بریده بودم تا به خودم و خدایم وصل شدم. هنوز هم به چیزهایی معتقدم اما این را نباید به پای دین من نوشت. مگر خداوندی كه آب را زمزمه زمین قرار داد و نوای خوش پرندگان را نوید صبح امید، می تواند كلام موزون و دل انگیز برترین مخلوقش را در نطفه خفه كند؟ اگر قرار بود موسیقی به قولی حرام باشد جهان در سكوت فرو می رفت. بدفهمی خودمان را به پای خداوند می گذاریم و بعد... قضاوت! قضاوتی بی عدالت!من زخم خورده بی عدالتی همین مردمان ام. مردمانی از دیار خودم و اكنون كه دوباره می خوانم مردمانی از كیش خودم. چه آن بودم چه این همیشه بدفهمی ها بوده و هست. بهتر است خودم باشم و آنچه را كه دریافته ام خود به دیگران بفهمانم.كت جهانی بود. ترانه هایش كه كودكانش بودند در تمامی دنیا خواهان داشت. روزی آمد. خواند. بعد دچار تحول شد. دست كشید. موسیقی و ساز و آواز را كنار گذاشت و اسمش را عوض كرد و مسلمان شد. بعد ازدواج كرد. بچه دار شد- ۵ بچه! به دخترانش حجاب داد و به پسرانش ایمان و اكنون آوای درونی اش را دوباره از سر گرفته و از صلح و لطف خداوند برای دوستدارانش می خواند.می گویند فناتیك است. متحجر و دیوانه. می گویند بتی درهم شكسته. بگذارید بگویند مهم نیست. مهم این است كه «من» چه می گویم.می خواهم خودم باشم. من فقط كمی عشق می خواهم. آزادی می خواهم. امنیت می خواهم. این را همه می خواهند. من اینها را از خدایم برای تمام دنیا می خواهم.برای تمامی كودكانی كه دستشان را می گیرم. برای كودكان معصومی كه یتیمان جنگ امروزی امثال من و مایند.كاش می شد برای بشریت كاری كرد. من ترانه می گویم. می خوانم و این كودكانم را چون سفیری به همه سوی دنیا می فرستم. هركدام از این كودكان چیزی متفاوت برای گفتن دارند. همه شان ارزش خاصی دارند. زندگی می كنند. برخی بزرگ می شوند برخی می میرند. برخی خوبند و برخی... نمی دانم. قضاوت نمی كنم. یادگرفته ام كه قضاوت نكنم. قضاوت باشد به عهده دیگران... نه خدایا! خداوند...
من این كودكانم را به چهار گوشه جهان می فرستم تا كودكان دل سوخته را امیدی و نویدی باشد. شاید كسی هم در جایی نوید و امید كودكان من باشد.

ترجمه: نازلی حقانی پرست


منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

کلمات در حال جستجو
والدین , تذکر به مسئولان , مشکلات اجتماعی , زن مشهدی , دوربین تبلیغاتی داعش , مشاغل سبز، کارورزی، دستمزد، فارغ التحصیلان،نانوایان، بانک توسعه تعاون , ایمدرو , درخواست عجیب , Slender Man , بازسازی مناطق زلزله زده , هدایای رهبری , منطقه یک , قوانین بانکی , سوگند تعهد , حاشیه فولاد استقلال , کفرسوسه , معدن کوهی , تندیس پدر بوکس ایران , علمی فناوری , کمپین نه به اعتیاد , چرخ کرده , بخش ویزا , 2016 المپیک , رانندگان جاده‌ای , ااا , کویت و ایران , هسته یا , قانی , یک دقیقه و سیزده ثانیه , کودتای نقاب , علی کامکار , افراز , رابطه عاطفی , رسانه های مخالف دولت , تولید خاویار , طبقات غیرمجاز , مانوهر پریکار , مالیات مسکن , خبرگزاری رسمی قطر , شاعر نامدار , خانه سازی , خاخام‌های صهیونیست , گروه داهش , شخصییت , غذای رژیمی , بلعیدن گوزن , پراستنادترین محققان , جمشید فرجی , رفع تنگدستی , قدردانی ظریف ,

برخی از مطالبی که کاربران هم اکنون در حال خواندن آن هستند
منوچهر مطیعی تهرانی , اطلسی , مروزوئیت , وزارت کشاورزی و جنگل‌ها(Ministry of Agriculture and Forests) , همکاری خانه و مدرسه در امور رفتاری دانش‌آموزان , جدول موجودی پول در ۳۱ دسامبر (۱۰۰۰ میلیون کرون) , مراتب رشدی برای پرتاب(۴) , آرامگاه شاه‌چراغ، شیراز، ( ایلخانیان) , اقلام سنّتی , قانع‌سازی (۲) , نظارت بر کاربرد منابع و پرداخت بهاء آن , همکاری‌های اقتصادی , شب رفت حریفکان کجایید , کلم پلو به طریقه آمریکائی , تفسیر انی اری سبع بقرات سمان یاکلهن سبع عجاف آن گاو... , ای جلوه‌گر عالم، طاوس جمال تو , نحوهٔ قرار دادن سينه در دهان کودک , زهی مقصود اصلی از وجود آدم و حوا , عضلات چند سر , علاقه به شناخت فرهنگ‌ها ,

برخی منابع مهم خبری
boursenews.ir بورس نیوز , 2daylink.com تودی لینک , porseshnews.ir پرسش , donya-e-eqtesad.com دنیای اقتصاد , piroozionline.ir روزنامه پیروزی , bushehrnews.com بوشهرنیوز , goftarnews.ir گفتار نیوز , setaresobh.ir روزنامه ستاره صبح , namaknews.ir نمک , jahanesanat.ir روزنامه جهان صنعت , narenji.ir نارنجی , khabarnew.ir خبرنو , tamashanews.com تماشا , rasaneh.org رسانه , hodana.ir هدانا , irinn.ir شبکه خبر , aftaberey.com آفتاب ری , afkarpress.ir روزنامه افکار , jamaran.ir جماران , sharghdaily.ir روزنامه شرق , fairna.ir فیرنا , zibakalam.com زیباکلام , ireconomy.ir اقتصاد ایرانی , salamatnews.com سلامت نیوز , hhnews.ir حوزه هنری , jamnews.ir جام نیوز , navad.net روزنامه نود , irannaz.com ایران ناز , tafahomnews.com روزنامه تفاهم , roydadnews.ir رویداد ,

بازرگانی موسایی باغستانی  ◊  09125436383-07633676575
ساخت سرد خانه  ◊  09111142935
وبگردی
ایران 10 برابر فرانسه، کارخانه خودرو دارد !
ایران 10 برابر فرانسه، کارخانه خودرو دارد ! - پتروشیمی ایران تنها با یارانه و تسهیلات بسیار ارزان‌قیمت و رانتی که می‌گیرد، توانسته است سودآور باشد.
خودرو ساز شوید من حمایت میکنم (یعنی تضمین فروش داخلی هر محصولی به سه برابر قیمت با ایشان)
خودرو ساز شوید من حمایت میکنم (یعنی تضمین فروش داخلی هر محصولی به سه برابر قیمت با ایشان) - وزیر صنعت، معدن و تجارت در نشست بخش خصوصی با وی گفت: آیا فقط ایران خودرو و سایپا برای خودرو‌سازی ایران خلق شده‌اند و خودرو ساز دیگری نمیتواند در ایران فعالیت کند.
اظهارات جنجالی و درگیری فیزیکی بقایی با ماموران پس از دادگاهش!
اظهارات جنجالی و درگیری فیزیکی بقایی با ماموران پس از دادگاهش! - دادگاه دوم حمید بقایی،معاون اجرایی محمود احمدی نژاد بسیار جنجالی شد... / ویدیو از آپارات
همسر جهانگیری در ضیافت ناهار همسر اردوغان در کشتی!
همسر جهانگیری در ضیافت ناهار همسر اردوغان در کشتی! - همسر اسحاق جهانگیری و دیگر مقامات اجلاس دی-۸ در ضیافت ناهار همسر اردوغان را می‌بینید.
محسن افشانی باز هم جنجال آفرید.
محسن افشانی باز هم جنجال آفرید. - بتازگی فیلمی در استوری اینستاگرام خانم لنی برلین lennyberlin خواننده و دی جی اوکراینی منتشر شده که عجیب بود. حضور آقای محسن افشانی بازیگر کشورمان در کنسرت این خواننده و حضور در کنار این خانم آن هم با ظاهری نامتعارف جای سوال و تعجب دارد.
ظلمِ برخی مقامات، جمهوری اسلامی را با خود خواهد برد!
ظلمِ برخی مقامات، جمهوری اسلامی را با خود خواهد برد! - این روزها مردم حس می کنند سفره ای از پول و امکانات پهن شده و هر کسی بی توجه به کار و تلاشش و صرفا با نزدیکی به صاحبان قدرت پای آن نشسته اند و می خورند و می برند! باور کنیم ظلم و ستم اینان، همه ما را به زودی با خود خواهد برد. این روزها برخی مقامات در چشمان مردم زل می زنند و رانت دهی و رانت خواری را طبیعی و عادی جلوه می دهند و حتی طلبکار مردم هم می شوند.
میرشکاک: اختلاس مقدس شده است
میرشکاک: اختلاس مقدس شده است - خشت خام / نوبت سی و چهارم / گفتگوی حسین دهباشی با یوسفعلی میرشکاک / ویدیو از آپارات
فیلم | شخصی که کنار ترامپ ایستاده بدل ملانیاست
فیلم | شخصی که کنار ترامپ ایستاده بدل ملانیاست - فیلم - کاربران شبکه های اجتماعی با انتشار این ویدئو شایعه کرده اند فردی که کنار دونالد ترامپ ایستاده، ملانیا نیست و بدل او است.
رفتار نامناسب قرائتی در یک برنامه زنده
رفتار نامناسب قرائتی در یک برنامه زنده - سن و سال كه بالا برود حوصله آدم كمتر مي شود. در پخش مستقيم هم اقتضائات و شرايطي است كه آقاي قرائتي به آن عادت ندارد. در همين ويدئو هم ايشان مي گويد دوربين را نگه داريد! يعني كاملا واضح است كه ايشان تصور مي كرده در يك برنامه ضبطي سخنراني مي كند!
حمله خانم نماینده با پایه میکروفن به معاون استاندار
حمله خانم نماینده با پایه میکروفن به معاون استاندار - هاجر چنارانی نماینده نیشابور سخنرانی معاون استاندار خراسان رضوی را بخاطر استفاده سهوی از کلمه خراسان غربی در سخنرانی گذشته به هم زد.
"اسیدپاشی اصفهان" هم‌چنان "معما"
"اسیدپاشی اصفهان" هم‌چنان "معما" - این اظهارات رییس پلیس آگاهی مسیر عجیب خود را ادامه داد تا به اینجا رسید که توپ عدم دستگیری اسیدپاش را به زمین رسانه‌ها انداخت. او گفت: "این در شرایطی بود که این فرد در شرایط زمانی آن موقع به‌دنبال حساسیت بالایی که در رسانه‌ها و جامعه ایجاد شد، در نیمه راه، از ادامه مسیرش منصرف شد."
حاشیه های مراسم ختم داود احمدی‌نژاد
حاشیه های مراسم ختم داود احمدی‌نژاد - مراسم ترحیم مرحوم داود احمدی‌نژاد برادر رئیس جمهور سابق کشورمان عصر دیروز در مسجد امام خمینی(ره) شهرک شهید محلاتی برگزار شد.
دختر شطرنج‌باز ایرانی به تیم ملی آمریکا پیوست
دختر شطرنج‌باز ایرانی به تیم ملی آمریکا پیوست - دختر شطرنج‌باز ایرانی که به دلیل حضور بدون حجاب در رقابت‌های بین‌المللی از تیم ایران اخراج شد، به تیم ملی آمریکا پیوست.
میلیاردر ایرانی بار دیگر خودرویBMW خود را به آتش کشید
میلیاردر ایرانی بار دیگر خودرویBMW خود را به آتش کشید - فیلم / آقا این ماشینو بفروش یک پراید بخر راحت شو.
ازدواج قربانی اسید پاشی اصفهان
ازدواج قربانی اسید پاشی اصفهان - مرضیه ابراهیمی در جریان اسیدپاشی یکی از قرنیه‌هایش را از دست داد و بدنش نیز به‌ شدت آسیب دید و یک قسمت از سرش سوراخ شد.
مشاهده زندگی جدید خانم رهنما فعلآ بلامانع است / عکس
مشاهده زندگی جدید خانم رهنما فعلآ بلامانع است / عکس - عقد «بهاره رهنما» و همسرش در حرم امام رضا (ع)
تصاویر ازدواج مجدد بهاره رهنما
تصاویر ازدواج مجدد بهاره رهنما - بهاره رهنما که بیشتر کارهای او با مضمون ظنز و کمدی است . روز شنیه 4 شهریور با امیر خسرو عباسی ازدواج کرد.
حرکات عجیب احمدی  نژاد هنگام تعریف خاطرات بقایی از زندان!
حرکات عجیب احمدی نژاد هنگام تعریف خاطرات بقایی از زندان! - حرکات عجیب احمدی نژاد هنگام تعریف خاطرات حمید بقایی از دوران زندان کوتاه مدتش
    پربازدیدها