سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷ / Tuesday, 19 June, 2018

فردوسی هویت ایرانی را حفظ کرد


فردوسی هویت ایرانی را حفظ کرد
از روزگاران گذشته، آن‌گاه که به دبستان می‌رفتم و سپس که به دبیرستان و دانشگاه راه یافتم از آموزگاران و استادان خود آموختم که ایران‌زمین ما دیار عاشقان و دلبستگان گردن فراز است که هر یک در طول حیات پرثمر خود سعی کرده‌اند که به این مرز و بوم کهن خدمت کنند و در تداوم و جاودانگی فرهنگ و تمدن این دیار بکوشند و از میان آن‌همه گردن‌فرازان تاریخ وطن‌مان فردوسی بزرگ جایگاه ویژه‌ای را در روح و جان مردم ایران به‌خود اختصاص داده است. پس از تحولات و دگرگونی‌های دردناکی که از دیرباز در این سرزمین به وقوع پیوسته توجه اندکی به شاهنامه فردوسی و عظمت کار شگرف او در خلق این اثر حماسی معطوف گردیده است و به عقیده من هم آن ایرانی نژاده و هم شاهنامه او به نوعی مظلوم واقع شده‌اند در صورتی‌که فردوسی با سرودن شاهنامه به هویت ملی ما جان تازه‌ای بخشید و زبان شیرین و شیوای فارسی را با همت والای خود با قبول درد و رنج سی‌ساله زنده کرد و من می‌خواهم در حد بضاعت خود، به‌عنوان یک ایرانی از آن وجود عزیز و گرامی و ”نامه‌نامور“ او سخن بگویم.از میان انبوه شاعران گذشته این سرزمین که طی هزار سال شعر سرده‌اند حدود چند تن در درجات مختلف شهرت خود را حفظ کرده و جاودانه شدند. اما فردوسی و شاهنامه او به‌مثابه خورشید در آسمان شعر و ادب فارسی می‌درخشد و گذر قرن‌ها و حکومت جباران و ستیز فرانفرمایان غیرایرانی نتوانسته است فروغ این مهر تابان را خاموش کند.شاهنامه فردوسی در محدوده جغرافیائی ایران جاودانه نشد، بلکه به دیار بیگانه هم‌چون سیمرغ بال گشود و ادب‌شناسان اروپائی پیام‌های دلنشین و پاکیزگی اندیشه انسانی فردوسی را به‌خوبی دریافته‌اند و این حکیم فرزانه را به‌عنوان خالق بزرگترین حماسه تاریخ بشری می‌شناسند و برای شاهنامه که یکی از میراث‌های جاودانه بشری است، ارزش بسیار قائلند و به قول شادروان دکتر زرین‌کوب ”در مقام سنجش تصدیق باید کرد که ایلیاد سحرآسای امیروس که دانشمندان اروپائی کتب آسمانی شعر دانسته‌اند در عظمت و کمال با شاهنامه معجزنمای فردوسی پهلو نتوان زد. در شاهنامه حقایق زندگانی بی‌پرده و گاه در پرده لطیف و نازکی از خیال تجلی می‌کند. قهرمانان شاهنامه گر چه به اوصاف خیالی آراسته‌اند اما جزء از ارواح بزرگ مردم روزگار خویش نشان نمی‌دهند. می‌گویند عظمت حماسه در شگفت‌انگیزی وقایع آن است و هر خامه‌ای که پرده‌های سحرانگیز و حیرت‌آمیز را بهتر نگارگری و نقش‌بندی کند دل خواننده را بهتر مفتوت عظمت و قدرت خویش تواند کرد و اگر این بیان را بتوان پذیرفت باید اذعان کرد که از همه آثار حماسی جهان متمدن ، شاهنامه و فقط این کتاب جاوید بزرگ است که می‌تواند در همه سحرانگیزی و دلفریبی کرده و به مقام عالی‌ترین حماسه جهان برآید. ”نامه نامور“ صفحهٔ ۱۵. هدف غائی و نهائی حکیم فرزانه توس احیاء زبان خوش آهنگ فارسی و جان بخشیدن به شیرازه ملتی بود که می‌رفت در زیر سایه حکومت‌های بیگانه و بیگانه‌تبار راه‌نشینی در پیش گیرد.او نمی‌توانست خاموشی برگزیند و شاهد فنای سرزمین، زبان و فرهنگ قوم خود باشد. دهقان‌زاده توس برای بازپس گرفتن آزادی، سروری و سالاری قوم خویش در گذر سده‌های پرآشوب چیرگی بیگانگان عرب‌تبار و ترک‌تبار فرزند هوشیار و دردمند چنین روزگار هراس‌آور و در حقیقت وجدان بیدار و بی‌قرار چنین زمانه‌ پرآشوبی بود. وی از یک‌سو گذشته پرفراز و نشیب میهن، از سوی دیگر دورنمای تاریک و فضای زهرآگین خشک‌اندیشی و جزم‌باوری، یک‌سونگری و فرهنگ ستیزی را در افق روبرو می‌نگریس و در جست‌وجوی راهی به بیرون از دیار تاریکی بود. در زمان او کسان دیگری هم بودند که جزء ”به حیله“ نمی‌اندیشیدند. آنها جرأت و شهامت و آن دلبستگی دلنشین به آب و خاک را که فردوسی برای آن به‌سوخت و می‌گداخت، نداشتند. ولی این فرزند راستین ایران‌زمین می‌خواست ایران را زنده کند و به زبان خویش طنین فارسی جان تازه‌ای ببخشد و به روند تاریخ میهن بزرگ جنبش و حرکت تازه‌ای بدهد.فردوسی در این هنگامه واویلا سه راه در پیش داشت، یا کنج عافیت گزیند، یا به خدمت خودکامگان درآید و یا آنکه بر چکاد اندیشه و فرهنگ قوم خود به پرواز درآید. او در برابر سه راه پیش‌رو هوشیارانه و آگاهانه دشوارترین و تاب‌سوزترین راه را برگزید. او سیمرغ بلند پرواز کوهساران حماسه بود و پژواک سرود شکوهمند او پس از گذشت قرن‌ها هنوز همچون سنفونی عظیمی تاروپود جان ایرانیان را به لرزه در می‌آورد.فردوسی با سرودن شاهنامه نه تنها یک سند جاودانه ملی را از خود به یادگار گذاشته است، بلکه شاهنامه به‌مثابه یک منبع لایزال نور راه‌های تاریک و ظلمانی را پیش‌پای رزمندگان رهائی ایران‌زمین گشوده است و در وجود مردان نامی این دیار شور، غیرت و حمیت را برای برخاستن و ساختن پدید آورده است. در هر یک از بخش‌های این کتاب جاویدان صفحات درخشانی از تاریخ و تمدن ایران با استادی نقاشی شده است که اندیشه هر خواننده را به آن روزگاران پرماجرا پرواز می‌دهد.بخش اساطیری شاهنامه که حکیم فرزانه ما کتاب را با آن آغاز کرده است و حدود یک‌دهم کل شاهنامه را تشکیل می‌دهد، شامل داستان هوشنگ و سیامک، پیدایش آتش است. بخش حماسی که در میان شاهنامه قرار دارد، شامل بهترین روایت‌ها و داستان‌های ملی از قبیل سرگذشت پرشکوه و عبرت‌آموز رستم، قهرمان ملی ایران دیار کهن ما، سهراب، رستم و اسفندیار، داستان‌های هفت‌خوان، داستان سیاوش بی‌گناه، داستان بیژن و منیژه، جنگ پازده رخ و داستان‌های شورانگیز دیگر است.رستم، قهرمان و پهلوان یگانه و چهره برجسته و مقاوم و شکست‌ناپذیر این بخش است. رستم پسر زال و پرورش‌یافته سیمرغ، مرغ افسانه‌ای ایران‌زمین است و ماجرای عشق شورانگیز زال با رودابه و شور و دلدادگی آنها از زیباترین و دلنشین‌ترین داستان عشق و شوریدگی در تاریخ بشری است.بخش تاریخی شاهنامه از سرگذشت دارا و هجوم اسکندر به ایران آغاز می‌گردد و با حمله اعراب پایان می‌یابد. در این بخش داستان اسکندر (گجستک) با افسانه درآمیخته است و از روزگاران اشکانیان که پس از اسکندر در ایران پدید آمدند سخنی به میان نیامده است اما دوران ساسانیان با شرح و تفصیل بیشتری به نظم درآمده است. جوانان و عاشقان ایران‌زمین باید با مطالعه شاهنامه، این سند جاودانه هویت‌مان در ژرفای تاریخ این مرز و بوم فرو روند و گذشته خود را به‌خوبی بشناسند. چه دردناک است که نسل امروزی ما با گذشته تاریخی خودش پیوندی در خور ندارد و در تمام کتاب‌های درسی دبستانی، راهنمائی و دبیرستانی از نام‌های درخشان و سرافراز قهرمانان ملی و حماسی سخن بسیار اندک به میان آمده است و آن فرازهای کوتاه هم که به‌مثابه سایه‌های زودگذر و بی‌دوام ذکر شده است، اهمیت چندانی ندارد.داستان عشق زال به رودابه که قبلاً بدان اشارتی کوتاه رفته است، از شورانگیزترین و دلنشین‌ترین داستان‌های دلدادگی بشری است به‌خصوص ماجرای زاده شدن رستم که حکیم فرزانه توس با اندیشه سترگ و خلاقش عمل سزارین را به تصویر کشیده است که نمونه آن را در هیچ‌یک از ادبیات جهان نمی‌توان یافت.
بیامد یکی موبدی چیره‌دست
مر آن ماهرخ را به می کرد مست
بکاوید بی‌رنج پهلوی ماه
بنامید مر بچه را سر ز راه
چنان بی‌گزندش برون آورید
که کس در جهان آن شگفتی ندید
به یک‌روز گفتی که یک‌ساله بود
یکی توده سوسن و لاله بود
بگفتا برستم غم آمد به‌سر
نهادند رستمش نام پسر
اکنون، به روزگار ما که به تاریخ می‌نگریم در می‌یابیم که چه ملت‌هائی که در جهان وجود داشتند و دارای تاریخ، فرهنگ و تمدن بودند اما امروزه از آنان جز نامی در تاریخ بشری باقی نمانده است و از نظر جغرافیائی محو شدند اما ایران عزیز ما از هزاران سال پیش با آن‌همه هجوم‌ها و ایلغارهای بزرگ به‌عنوان یک سرزمین و با مرزهای مشخص جغرافیائی به نام ایران وجود دارد و دارای تاریخ، زبان، فرهنگ و تمدن است و از پربارترین شاخه‌های علم بهره دارد و علی‌رغم آن همه فراز و نشیب‌ها و حوادث تلخ و بادهای صرصر هنوز با توانائی‌های بالقوه برپای ایستاده است و نفس می‌کشد و سخن‌های فراوانی برای گفتن دارد. ایران چگونه توانسته است برجای بماند؟چگونه توانست است هویت و اصالت ملی خود را حفظ و حراست کند؟این جاودانگی و نمیرائی او فقط و فقط به خاطر وجود آن بزرگ‌مرد خفته در خاک توس است که با درد و رنج سی‌ساله‌اش زبان خوش‌آهنگ فارسی را که تنها نمونه بارز هویت و ملیت ما است زنده کرد. و اگر آن پیر فرزانه توس نبود و اندک‌اندک از جان خویش فرو نمی‌کاست و بر اوراق شاهنامه نمی‌دمید بر ما چه می‌گذشت و چه بر سر ما می‌آمد؟و کدام شاعر بعد از او می‌توانست به زبان فارسی شعر بسراید و آیا ما می‌توانستیم امروز به‌وجود ادبیات غنی و پربار فارسی مباهات کنیم؟ شورانگیزی اشعار حافظ و نغز اشعار سعدی و مولوی و نظامی به خاطر صوت دلنشین واژه‌های زبان فارسی است.”باژ“ روستای کوچکی بود که ایران عزیز ما را بلندآوازه کرد. با شاهنامه فردوسی ایران جان گرفت. برخاست و بال گشود. با شاهنامه فردوسی ایران‌زمین شعله‌ور شد، زبانه کشید و بالنده شد. این ”نامه‌نامور“ نه تنها نگین تاریخ ادبیات ایران ما است، بلکه در میان تاریخ ادبیات جهان چون گوهری تابان می‌درخشد.فردوسی ”سخنگوی پیروزی نیکی بر بدی است“ در کتاب ”چهار سخنگوی وجدان ایران“ نگارش دکتر محمدعلی اسلامی‌ندوشن آمده است:”شاهنامه چند خصوصیت دارد که هیچ کتابی در زبان فارسی ندارد و اگر بر من خرده نگیرند خواهم گفت که هیچ کتاب دیگری در دنیا این خاصیت را ندارد. هر کتابی در جهان واجد یک و یا چند خصوصیت است و نه بیشتر ولی این جامعیت همه‌جانبه مخصوص شاهنامه است.“
فردوسی آموزگار داد و دهش است:
ز ما باد بر جان آنکس درود
که داد و دهش باشدش تاروپود
و خرد آدمی چراغ راه‌بشر است:
خرد راهنما و خرد دلگشا
خرد دستگیرت به هر دو سرا
از او شادمانی و زویت غمت
ازویت فزونی و زویت کمت
ازوئی به هر دو سرا ارجمند
بریده خردپای دارد به بند
بهرام گور در زمان پادشاهی خود به‌صورت ناشناس سفرهای شبانه می‌کرد تا از حال و روزگار مردم دیار خود آگاه شود و فردوسی چه زیبا و باشکوه گردش شبانه شاه ایران را شرح می‌دهد:
چنین داد پاسخ که بگشای در
تو مهمان ندیدیشی ایدر مگر
کنیزک دوان رفت و بگشاد در
به بهرام گفت اندر آی ای پسر
چو شاه اندر آمد چنان جای دید
پرستنده هر جای بر پای دید
چنین گفت کار دادگر یک خدای
به‌خوبی توئی بنده را رهنمای
گر افزون بود دانش و داد من
پس از مرگ روشن بود یاد من
می‌خواهم این دفتر را پایان دهم و سخن‌ها را استادان زبان و ادبیات فارسی به‌حق و به‌درستی گفته‌اند و این کوتاه مقال برگ سبزی است تحفه درویش.اما دلم گواهی می‌دهد که شعر پرشور و دردآلود زیر را که استاد بزرگوار توس از زبان رستم در رثای سیاوش بی‌گناه سروده است، بنویسم و من هر زمان که این ابیات را زمزمه می‌کنم ”باران“ آغاز می‌شود.
به یزدان که تا در جهان زنده‌ام
ز خون سیاوش دل‌آکنده‌ام
در آن تشت زرین کجا خون اوی
فرو ریخت ناکار دیده گروی
بمالید خواهم همی روی چشم
مگر کم شود از دلم درد خشم
مگر همچنانم بود بسته چنگ
نهاده به گردن درون پالهنگ
به خاک اندرون خوار چون گوسفند
کشندم دو بازو به خم کمند
وگرنه من و گرز و شمشیر تیز
برانگیزم اندر جهان رستخیز
دو چشمم نبیند مگر گرد رزم
حرام است بر من می و جام و بزم
و سخن آخر این‌که اگر آن بزرگوار خفته در خاک توس مظلوم واقع شده و امروز در سرزمین ما که فردوسی بدان عشق می‌ورزیده و از وجود گرامی او و شاهکار جاودانه‌اش کمتر سخن شنیده می‌شد، چه باک.
فردوسی و شاهنامه او در دل مردم این دیار کهن رخنه کرده و جزئی از وجدان روشن ملت ایران است.

منابع:
۱. نامورنامه دکتر زرین‌کوب
۲. آفرین فردوسی دکتر محمدجعفر محجوب
۳. فردوسی دکتر محمدامین ریاحی


منبع : روزنامه اعتماد

مطالب مرتبط

زندگینامه جامی

زندگینامه جامی
نیای جامی دانشمند پارسی بود از محله ی دشت درولایت اصفهان وظاهرا در اواخر عمر به خراسان امده بود .پدر جامی هم- که نظام الدین احمد دشتی خوانده می شد- در ولایت جام قاضی بود و با تقوی و حرمت می زیسث. عبدالرحمن – که بعدها نورالدین و عمادالدین لقب گرفت – بسال۸۱۷ در خرجردجام بدنیا آمد. درکود کی همراه پدر به هرات آمد وچندی بعد در مدرسه نظامیه انجا اقامت گزید .
درین شهر چنانکه در ان روزگاران رسم بود، زبان عربی و فنون بلاغت و علوم شرعی را از استادان وقت فرا گرفت. پس از ان به حکمت روی اورد و با شوق وعلاقه بمطالعه کتب پرداخت . چندی بعد ب سمرقند رفت ودرانشهر که بروزگار شاهرخ والغ بیگ مرکز دانشمندانعصر بود بکسب دانش پرداخت . درهمین دوره ی دانشجویی، بقوت حافظه و قدرت استدلال خویش بعضی استادان خود را نیز در مبا حثه مغلوب کرد و همین نکته موجب مزید شهرت او شد. دربازگشت به هرات شوقی به تصوف یافت.
به سعد الدین کاشغری پیوست ودرطریقتنقشبندیه درامد. خواجه کلان پسر سعدالدین دخترخویش بدو داد واین جاه وقدر وی را درنزد اهل هرات بیفزود. بعد از سعد الدین نیزکه خلافت نقشبندیه به خواجه عبیدالله احرار رسید جامی به وی دست ارادت داد. حتی برای دیدار او به مرو وسمر قند سفر کرد. در طی این مسافرت ها همهجا با تکریم وتجلیل دانشمندان وعارفان مواجه بود ، همه جا در خانقاه هاو مدرسه ها باحرمت واکرام تلقی می شد واقوال واثار اومورد تحسین می گشت. نام اوران عصر که غالبا شاهد قدرت وغلبه وی بودند، خیلی زود ناچار شدند بفضیلت او اعتراف کنند.
درنیمه دوم عمری کهبیشتر ان در هرات گذشت ،جامی دانشمندی بلند اوازه بود. به هرچیز دانستنی علاقه می ورزید ودرهر چیز که می دانست بر دیگر مدعیان برتری داشت.از صرف ونحو وعروض وموسیقی گرفته تا فقه وحدیث وحکمت وعرفان همه چیز مورد علاقه او بود ودرهمه چیز کتابی ورسا له یی تالیف کرده بود.از اینها گذشته قریحه شاعری نیز داشت و مثل شاعران معاصر خویش میتوانست با هنر های گوناگون که داشت توجه پادشاهان و شاهزادگانعصر را-که همه بشعر و هنر علاقه یی صادقانه می ورزیدند- بخود جلب کند.
اما وقار و بی نیازی عالمانه او را از ستایشگری دور داشت.با آنکه هنر های او از ریاضی و معما و حکمت گرفته تا شعر و انشاء مورد توجه و علاقه شاهزادگان وقت بود ؛ وی تا حدی که ممکن بود از ستایشگری و ممدوح جوئی خودداری کرد . اما همین نکته سبب مزید حشمت و شهرت او شد . بی نیازی و آزادگی او امیران و شاهزادگان عصر را طالباو کرد.روشنی فکر و حضور ذهن او نیز که صحبت او را لطائف و بذله ها می آگند بیشتر موجب علاقه معتقدان در حق وی گشت.ازین رو بی آنکه وی خود بطلب شهرت و نفوذ بر آمده باشد شهرت و نفوذ بدر خانه اش آمد. در آثار معاصران نام اومثل نام یک پادشاه یاد می شد و آنچه دولتشاه , امیر علیشاه , بابر , واصفی , فخر الدین صفی , عبدالغفور لاری , و سام میرزا , درباره وی نوشته اند حکایت از همین قبول و شهرت بی سابقه او دارد.
درین زمان خانواده وی از جهت دانش و تقوی در همه هرات اهمیت بسیار داشت . برادرش محمد که در حیات وی در گذشت ادیب و فاضل و موسیقی دان بود. خواهر زاده اش هاتفی خرجردی که غالبا در مسافرت بود بشاعری شهرت داشت . پدر زنش خواجه کلان از بزرگان نقشبندیه و پسر سعد الدین کاشغری بود.
خواهر زنش را فخرالدین صفی شاعر و واعظ و نویسنده گرفته بود و بدینگونه وی با ملا حسین کاشفی واعظ و نویسنده نام آور عصر نیز منسوب بود . امیر علیشاه نوائی وزیر و امیر مشهور نیز با وی دوستی داشت و مثل شاگرد و خویشاوند او بود شاعران و ادیبان و صوفیان فقیهان هرات با وی بحرمت و ادب سلوک میکردند و خود وی بیشتر اوقات را در کادر مطالعه و تالیف و تصنیف میگذاشت. غیر از دیوانهای شعر و مثنویات گونه گون کتابها و رساله های بسیار نیز در رشته های مختلف پدیدمیآورد .
بیش از چهل , پنجاه رساله و کتب ازین گونه بوی نسبت داده اند که در آنها از نحو و عروض و قافیه و معما گرفته تا فقه و حدیث و تفسیر و کلام مجال بیان یافته است. نقد النصوص در شرح فصوص ابن عربی ,نفحات الانس در ذکر احوال مشایخ و بر اساس طبقات الصوفیه , اشعه اللمعات در شرح لمعات عراقی , و بهارستان در تقلید از گلستان شیخ را ازین جمله مخصوصاً باید نام برد .بعضی از این لحاظ او را با ابن عربی برابر میشمرد. در شصت سالگی به عزیمت حج از خراسان بیرون آمد و چهار ماه در بغداد ماند اما در آنجا گرفتار تهمت و تعصب عوام شیعه شد و در یک مجلس انبوه ناچار شد خود را از اسناد عداوت نسبت بخاندان پیغمبر که مخالفانش بوی داده بودند تبرئه کند. این مجلس اگر چند وی را غالب نشان داد اما بغداد و متعصبان آن را در نظر وی سخت منفور کرد . از بغداد جامی به کربلا و نجف رفت و سپس راه حجاز پیش گرفت. در بازگشت از حج چندی در دمشق و حلب توقف کرد .
در حلب سلطان عثمانی وی را به روم دعوت کرد اما شیخ راه آذر بایجان پیش گرفت در آنجا نیز اوزن حسن وی را به اقامت در تبریز دعوت کرد.جامی نپذیرفت و ملازمت مادر پیر خویش را که درین سفر با وی بود بهانه آورد. ورود او به هرات موجب مسزات اهل هرات-خاصه سلطان و امیر- گشت . باقیمانده عمر را شاعر در هرات به انزوا و مطالعه یا با فاضه و معاشرت با شاگردان و معتقدان خویش بسر برد. یک بار هم برای ملاقات خواجه عبیدالله بسمرقند رفت , زندگی او در سادگی و وارستگی تمام میگذشت .
مجلس او اگنده از لطف و ظرافت بود . فخرالدین صفی که خویشاوند اوست فصلی از کتاب لطائف الطوایف خود را به لطایف وی اختصاص داده است. بعد از وفات او نیز امیر علیشیر کتابی-نامش خسمه المتحیرین- در بیان حالات و مقامات وی نوشت .
جامی در شاعری آوازه بلند داشت اما در حقیقت شاعری را فرود شان خویش میدید و گه گاه از آن اظهار ملال میکرد. با اینهمه در شاعری-بیش و کم – سرآمد معاصرانخویش بود. توجه بصنعت و اصرار در اطناب شعر او را غالباملال انگیز کرده است . با ایتهمه قدرتی که در بیان تعالیم . افکار صوفیه و مهارتی که در ترجمه مضامین عربی بشعر فارسی دارد.قابل توجه است. اما بهر حال وی را شاعری قوی , مبتکر , و آفریننده نمی توان شناخت آنچه نام وی راشاعری قوی , مبتکر و آفریننده نمی توان شناخت . آنچه نام وی را در شاعری بلند آوازه کرد ظاهراً شهرت دانش و جاه او بود . البته شعر وی از آنچه در آن زمان ار یک عارف و ملا توقع میرفت برتر بود با اینهمه هیجان و شوری که در سخن شاعران واقعی هست در کلام این ملای مدرسه دیده نمیشد. جوانی او در مدرسه و در لا بلای اوراق کتابهای اهل مدرسه تباه شده بود و اگر در وجود وی هرگز قریحه قریحه یی واقعی بود آن را در خاموشی خانقاه ها و در غوغای مدرسه ها گم کرده بود . با اینهمه آن حس چالشگری و پیکارجوئی که در زیر رواق مدرسه ها اقران او را واداشته بود تا با فقیهان «لم و لا نسلم در اندازند»* و متکلمان را در بحث و جدل مغلوب کنند وی را بمعارضه با شاعران – علی الخصوص شاعران نامدار – نیز کشانده بود .
شاعری او یک نیاز درونی و یک حاجت روحانی نبود نوعی تفنن و تمرین طالب علمانه بود . محرک وی درد و شوری نبود که با طوفان و جهش الهام و هیجان بیرون بریزد و بشعر تبدیل شود فکر طبع آزمایی و قدرت نمایی ملایی بود که در قلمرو و شعر نیز – مثل قلمرو علم – نمی خواست هیچکس رااز خود برتر ببیند.
از این رو ست که شعر وی غا لبا جزتقلید کلام استادان کهن چیزی نشد و بعضی بدخواها ن وی را بسرقت اشعار قدما متهم کرده اند . این تهمت البته گزاف است لیکن درحقیقت کلام او از آن لطیفه یی کهشعر واقعی است غا لبا خالی است واز شعر جز صورت ظاهری ندارد. شعری نیست که مثل سیل تیره وخروشا نی بجوشد وپیش برود واز میان صخره ها وسنگهای وحشی کوره راههای بدعت راه تازه ایی پدید آورد ، سخنی است که روشن اما ارام و بی سروصدا مثل جویباری که ازدشت هموار میگذرد حرکت میکند ودر بستر شناخته ی سنت های کهن راه خود را پیش می گیرد. نه از شنت های کهن سرمی پیچد و نه چیز تازه ای پدید می اورد. در چنین شعری نه اوجی هست نه عمقی . مثل شعر استادان ادب است ،بی عیب و بی رمق.
یکسالی قبل از وفات ریا،بخواهش امیر علی شیر دیوان های خود را بتقلیداز امیرخسرودرسه دفتر مرتب کرد : فاتحه الاشباب حاوی اشعار دوران جوانی , واسطه العقد شامل اشعار اواسط عمر , و خاتمه الحیات مشتمل بر اشعار دوران پایان زندگی . درین دیوانها البته هم قصاید و غزلیات هست , هم مقطعات ورباعیات . اما غالب آنها چیزی جز تقلید از خسرو و حافظ و سلمان و دیگران نیست . با اینهمه از مطالعه آنها تحول فکر و ذوق شاعر را میتوان دریافت .
گذشته ازین شعر او در بیان مقاصد صوفیه روشنی خاصی دارد . هیچ یک از شاعران دوره قدیم صوفی اندیشه وحدت وجود را بدرستی و روشنی او بیان نکرده است چانکه کلام شاه نعمه الله ولی درین باب لطف و رنگ شاعرانه ندارد و شعر شمس مغربی هم از روشنی بیان جامی بی بهره است .
هفت اورنگ او هم در واقع تخته مشقی است که شاعر در آن غالباً سبک خسرو و نظامی را تمرین کرده است . تحفه الاحرار جز تقلیدی از تقلیدی از مخزن الاسرار نظامی نیست . در همان شیوه است , با همان گونه خطابهای عرفانی و قصه های اخلاقی . لیلی و مجنونش هم با آنچه نظامی و امیر خسرو و درین بابگفته اند تفاوت ندارد . همان وزن است و همان شیوه .
جز آنکه بر روایات عربی بیشتر تکیه دارد و تأثیردیوان منسوب به قیس بنی عامر در آن بیشترست . در چند مثنوی هم سعی کرده است تا از تقلید از مخزن الاسرار یافته است و در یوسف و زلیخا حکایت تازه یی جهت تتبع خسرو و شیرین پیدا کرده است . این داستان که ازقرآن گرفته شده است و غیر از جامی نیز بعضی شاعران آن را نظم کرده اند بر خلاف بیشتر قصه های عشقی , آنکس که در آتش محرمان و تمنا می سوزد زن است اگر چه مرد نیز نوبت خویش را از دست نمیدهد . گذشته ازین دو مثنوی که شاعر در آن تا حدی از تقلید صرف رسته است خردنامه اسکندری او نیز جالب است . چون بر خلاف اسکندر نامه نظامی و امیر خسرو و جنگ نامه نیست خرد نامه است . گزارش گفت و شنود های حکیمانه است که بین اسکندر و فیلسوفان یونان رفته است یا سخنانی که این فیلسوفان در مرگ عبرت انگیز اسکندر گفته اند . درین سخن ها جای انعکاس صدای سعدی نیز به گوش میرسد . سلسله الذهب از حیث صورت و معنی یادآور حدیقه سنایی است .
مثل همان کتاب طرح و نقشه روشنی هم ندارد اما مطالب آن روی هم رفته عبارتست از بیان اسرار و رموز شریعت و طریقت و نیز مثل آن مشحون است از قصه ها و تمثیلات . درست است که در بعضی قصه های آن - چون داستان عتیبه و ریا – انعکاس صدای نظامی در هفت گنبد تکرار میشود لیکن طرح کتاب چیزیست بین حدیقه و بوستان . یک مثنوی کوچک نیز در این هفت اورنگ عارف جام هست که با وجود ظاهر محقر اهمیت آن بسیارست : سلامان و ابسال . این یک داستان رمزی است که در وزنمثنوی ملای روم سروده شده است وشاعر در طی آن قصه یی فلسفی را که از سلسله کتب هرمسی بود است و ظاهراً از روی یک ترجمه منسوب به حنین بن اسحق , بنظم فارسی در آورده است . درین داستان سلامانی جوانی است که ولادت او بی واسطه مادر و پدر روی داده است و هرمانوس پادشاه یونان او را بکمک و ارشاد یک حکیم پرورده است و به فرزند گرفته است .
سلامان بدام محبت دایه خویش – ابسال نام – گرفتار میشود و این عشق شگفت بی تناسب آنها را وامیدارد که از دست هرمانوس بگریزد اما شاه بکمک جام گیتی نمای خویش آنها را باز می یابد و آخر برای آنکه سلامان را ازین محنت خلاصی دهد ابسال را درون یک آتش جادویی هلاک میکند بین این روایت و آنچه حنین گفته است البته تفاوت هست . چنانکه سلامان و ابسال بابن سینا نیز با این هردو تفاوت دارد . در داستان جامی سلامان کنایه است از روح و نفس ناطقه که مبتلای تن شده است و رهایی او از این دامتعلق بدان بسته است که تن نابود شود و از میان برود . جامی در نظم این داستان بشیوه مثنوی جلال الدینسخن رانده است و قصه در قصه آورده است با آنکه اطناب در جزئیات و آوردن قصه ها و تمثیلات گوناگون در طی حکایت تا حدی آن را ملال انگیز کرده است , داستان خالی از لطف و عمق نیست این قصه فلسفی بفرانسوی و انگلیسی هم ترجمه شده است و شیوه رمزی آن اهمیت خاص دارد . از یک نظر این اثر کوچک جامی را شاید بتوان عمیق ترین اثر او دانست.

وبگردی
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهوری معتقد است که ما یک بار برای همیشه باید مشکل مشروعیت و مقبولیت را در کشور حل کنیم. این درست نیست که بخشی از نظام هم مشروع باشد هم مقبول اما بخش دیگری که از دل همین نظام در آمده است فقط مقبول باشد.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه - برنامه کامل خندوانه با حضور مهران مدیری مهمان ویژه برنامه عید فطر برنامه خندوانه بود و این قسمت از مجموعه خندوانه را خاص کرد.
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید!
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید! - بر این اساس، ورزشگاه‌های دستگردی، تختی، معتمدی، آزادی، شیرودی، بوستان‌های گفت‌وگو، طالقانی، ولایت، پردیسان، هنرمندان، پارک شهر و ضلع شمالی ساختمان مجلس شورای اسلامی به عنوان محل‌های مناسب تجمع در تهران تعیین شده‌اند و از این پس معترضان می‌توانند در این محل‌ها تجمع کنند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!