پنج شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ / Thursday, 22 February, 2018

فردوسی هویت ایرانی را حفظ کرد


فردوسی هویت ایرانی را حفظ کرد
از روزگاران گذشته، آن‌گاه که به دبستان می‌رفتم و سپس که به دبیرستان و دانشگاه راه یافتم از آموزگاران و استادان خود آموختم که ایران‌زمین ما دیار عاشقان و دلبستگان گردن فراز است که هر یک در طول حیات پرثمر خود سعی کرده‌اند که به این مرز و بوم کهن خدمت کنند و در تداوم و جاودانگی فرهنگ و تمدن این دیار بکوشند و از میان آن‌همه گردن‌فرازان تاریخ وطن‌مان فردوسی بزرگ جایگاه ویژه‌ای را در روح و جان مردم ایران به‌خود اختصاص داده است. پس از تحولات و دگرگونی‌های دردناکی که از دیرباز در این سرزمین به وقوع پیوسته توجه اندکی به شاهنامه فردوسی و عظمت کار شگرف او در خلق این اثر حماسی معطوف گردیده است و به عقیده من هم آن ایرانی نژاده و هم شاهنامه او به نوعی مظلوم واقع شده‌اند در صورتی‌که فردوسی با سرودن شاهنامه به هویت ملی ما جان تازه‌ای بخشید و زبان شیرین و شیوای فارسی را با همت والای خود با قبول درد و رنج سی‌ساله زنده کرد و من می‌خواهم در حد بضاعت خود، به‌عنوان یک ایرانی از آن وجود عزیز و گرامی و ”نامه‌نامور“ او سخن بگویم.از میان انبوه شاعران گذشته این سرزمین که طی هزار سال شعر سرده‌اند حدود چند تن در درجات مختلف شهرت خود را حفظ کرده و جاودانه شدند. اما فردوسی و شاهنامه او به‌مثابه خورشید در آسمان شعر و ادب فارسی می‌درخشد و گذر قرن‌ها و حکومت جباران و ستیز فرانفرمایان غیرایرانی نتوانسته است فروغ این مهر تابان را خاموش کند.شاهنامه فردوسی در محدوده جغرافیائی ایران جاودانه نشد، بلکه به دیار بیگانه هم‌چون سیمرغ بال گشود و ادب‌شناسان اروپائی پیام‌های دلنشین و پاکیزگی اندیشه انسانی فردوسی را به‌خوبی دریافته‌اند و این حکیم فرزانه را به‌عنوان خالق بزرگترین حماسه تاریخ بشری می‌شناسند و برای شاهنامه که یکی از میراث‌های جاودانه بشری است، ارزش بسیار قائلند و به قول شادروان دکتر زرین‌کوب ”در مقام سنجش تصدیق باید کرد که ایلیاد سحرآسای امیروس که دانشمندان اروپائی کتب آسمانی شعر دانسته‌اند در عظمت و کمال با شاهنامه معجزنمای فردوسی پهلو نتوان زد. در شاهنامه حقایق زندگانی بی‌پرده و گاه در پرده لطیف و نازکی از خیال تجلی می‌کند. قهرمانان شاهنامه گر چه به اوصاف خیالی آراسته‌اند اما جزء از ارواح بزرگ مردم روزگار خویش نشان نمی‌دهند. می‌گویند عظمت حماسه در شگفت‌انگیزی وقایع آن است و هر خامه‌ای که پرده‌های سحرانگیز و حیرت‌آمیز را بهتر نگارگری و نقش‌بندی کند دل خواننده را بهتر مفتوت عظمت و قدرت خویش تواند کرد و اگر این بیان را بتوان پذیرفت باید اذعان کرد که از همه آثار حماسی جهان متمدن ، شاهنامه و فقط این کتاب جاوید بزرگ است که می‌تواند در همه سحرانگیزی و دلفریبی کرده و به مقام عالی‌ترین حماسه جهان برآید. ”نامه نامور“ صفحهٔ ۱۵. هدف غائی و نهائی حکیم فرزانه توس احیاء زبان خوش آهنگ فارسی و جان بخشیدن به شیرازه ملتی بود که می‌رفت در زیر سایه حکومت‌های بیگانه و بیگانه‌تبار راه‌نشینی در پیش گیرد.او نمی‌توانست خاموشی برگزیند و شاهد فنای سرزمین، زبان و فرهنگ قوم خود باشد. دهقان‌زاده توس برای بازپس گرفتن آزادی، سروری و سالاری قوم خویش در گذر سده‌های پرآشوب چیرگی بیگانگان عرب‌تبار و ترک‌تبار فرزند هوشیار و دردمند چنین روزگار هراس‌آور و در حقیقت وجدان بیدار و بی‌قرار چنین زمانه‌ پرآشوبی بود. وی از یک‌سو گذشته پرفراز و نشیب میهن، از سوی دیگر دورنمای تاریک و فضای زهرآگین خشک‌اندیشی و جزم‌باوری، یک‌سونگری و فرهنگ ستیزی را در افق روبرو می‌نگریس و در جست‌وجوی راهی به بیرون از دیار تاریکی بود. در زمان او کسان دیگری هم بودند که جزء ”به حیله“ نمی‌اندیشیدند. آنها جرأت و شهامت و آن دلبستگی دلنشین به آب و خاک را که فردوسی برای آن به‌سوخت و می‌گداخت، نداشتند. ولی این فرزند راستین ایران‌زمین می‌خواست ایران را زنده کند و به زبان خویش طنین فارسی جان تازه‌ای ببخشد و به روند تاریخ میهن بزرگ جنبش و حرکت تازه‌ای بدهد.فردوسی در این هنگامه واویلا سه راه در پیش داشت، یا کنج عافیت گزیند، یا به خدمت خودکامگان درآید و یا آنکه بر چکاد اندیشه و فرهنگ قوم خود به پرواز درآید. او در برابر سه راه پیش‌رو هوشیارانه و آگاهانه دشوارترین و تاب‌سوزترین راه را برگزید. او سیمرغ بلند پرواز کوهساران حماسه بود و پژواک سرود شکوهمند او پس از گذشت قرن‌ها هنوز همچون سنفونی عظیمی تاروپود جان ایرانیان را به لرزه در می‌آورد.فردوسی با سرودن شاهنامه نه تنها یک سند جاودانه ملی را از خود به یادگار گذاشته است، بلکه شاهنامه به‌مثابه یک منبع لایزال نور راه‌های تاریک و ظلمانی را پیش‌پای رزمندگان رهائی ایران‌زمین گشوده است و در وجود مردان نامی این دیار شور، غیرت و حمیت را برای برخاستن و ساختن پدید آورده است. در هر یک از بخش‌های این کتاب جاویدان صفحات درخشانی از تاریخ و تمدن ایران با استادی نقاشی شده است که اندیشه هر خواننده را به آن روزگاران پرماجرا پرواز می‌دهد.بخش اساطیری شاهنامه که حکیم فرزانه ما کتاب را با آن آغاز کرده است و حدود یک‌دهم کل شاهنامه را تشکیل می‌دهد، شامل داستان هوشنگ و سیامک، پیدایش آتش است. بخش حماسی که در میان شاهنامه قرار دارد، شامل بهترین روایت‌ها و داستان‌های ملی از قبیل سرگذشت پرشکوه و عبرت‌آموز رستم، قهرمان ملی ایران دیار کهن ما، سهراب، رستم و اسفندیار، داستان‌های هفت‌خوان، داستان سیاوش بی‌گناه، داستان بیژن و منیژه، جنگ پازده رخ و داستان‌های شورانگیز دیگر است.رستم، قهرمان و پهلوان یگانه و چهره برجسته و مقاوم و شکست‌ناپذیر این بخش است. رستم پسر زال و پرورش‌یافته سیمرغ، مرغ افسانه‌ای ایران‌زمین است و ماجرای عشق شورانگیز زال با رودابه و شور و دلدادگی آنها از زیباترین و دلنشین‌ترین داستان عشق و شوریدگی در تاریخ بشری است.بخش تاریخی شاهنامه از سرگذشت دارا و هجوم اسکندر به ایران آغاز می‌گردد و با حمله اعراب پایان می‌یابد. در این بخش داستان اسکندر (گجستک) با افسانه درآمیخته است و از روزگاران اشکانیان که پس از اسکندر در ایران پدید آمدند سخنی به میان نیامده است اما دوران ساسانیان با شرح و تفصیل بیشتری به نظم درآمده است. جوانان و عاشقان ایران‌زمین باید با مطالعه شاهنامه، این سند جاودانه هویت‌مان در ژرفای تاریخ این مرز و بوم فرو روند و گذشته خود را به‌خوبی بشناسند. چه دردناک است که نسل امروزی ما با گذشته تاریخی خودش پیوندی در خور ندارد و در تمام کتاب‌های درسی دبستانی، راهنمائی و دبیرستانی از نام‌های درخشان و سرافراز قهرمانان ملی و حماسی سخن بسیار اندک به میان آمده است و آن فرازهای کوتاه هم که به‌مثابه سایه‌های زودگذر و بی‌دوام ذکر شده است، اهمیت چندانی ندارد.داستان عشق زال به رودابه که قبلاً بدان اشارتی کوتاه رفته است، از شورانگیزترین و دلنشین‌ترین داستان‌های دلدادگی بشری است به‌خصوص ماجرای زاده شدن رستم که حکیم فرزانه توس با اندیشه سترگ و خلاقش عمل سزارین را به تصویر کشیده است که نمونه آن را در هیچ‌یک از ادبیات جهان نمی‌توان یافت.
بیامد یکی موبدی چیره‌دست
مر آن ماهرخ را به می کرد مست
بکاوید بی‌رنج پهلوی ماه
بنامید مر بچه را سر ز راه
چنان بی‌گزندش برون آورید
که کس در جهان آن شگفتی ندید
به یک‌روز گفتی که یک‌ساله بود
یکی توده سوسن و لاله بود
بگفتا برستم غم آمد به‌سر
نهادند رستمش نام پسر
اکنون، به روزگار ما که به تاریخ می‌نگریم در می‌یابیم که چه ملت‌هائی که در جهان وجود داشتند و دارای تاریخ، فرهنگ و تمدن بودند اما امروزه از آنان جز نامی در تاریخ بشری باقی نمانده است و از نظر جغرافیائی محو شدند اما ایران عزیز ما از هزاران سال پیش با آن‌همه هجوم‌ها و ایلغارهای بزرگ به‌عنوان یک سرزمین و با مرزهای مشخص جغرافیائی به نام ایران وجود دارد و دارای تاریخ، زبان، فرهنگ و تمدن است و از پربارترین شاخه‌های علم بهره دارد و علی‌رغم آن همه فراز و نشیب‌ها و حوادث تلخ و بادهای صرصر هنوز با توانائی‌های بالقوه برپای ایستاده است و نفس می‌کشد و سخن‌های فراوانی برای گفتن دارد. ایران چگونه توانسته است برجای بماند؟چگونه توانست است هویت و اصالت ملی خود را حفظ و حراست کند؟این جاودانگی و نمیرائی او فقط و فقط به خاطر وجود آن بزرگ‌مرد خفته در خاک توس است که با درد و رنج سی‌ساله‌اش زبان خوش‌آهنگ فارسی را که تنها نمونه بارز هویت و ملیت ما است زنده کرد. و اگر آن پیر فرزانه توس نبود و اندک‌اندک از جان خویش فرو نمی‌کاست و بر اوراق شاهنامه نمی‌دمید بر ما چه می‌گذشت و چه بر سر ما می‌آمد؟و کدام شاعر بعد از او می‌توانست به زبان فارسی شعر بسراید و آیا ما می‌توانستیم امروز به‌وجود ادبیات غنی و پربار فارسی مباهات کنیم؟ شورانگیزی اشعار حافظ و نغز اشعار سعدی و مولوی و نظامی به خاطر صوت دلنشین واژه‌های زبان فارسی است.”باژ“ روستای کوچکی بود که ایران عزیز ما را بلندآوازه کرد. با شاهنامه فردوسی ایران جان گرفت. برخاست و بال گشود. با شاهنامه فردوسی ایران‌زمین شعله‌ور شد، زبانه کشید و بالنده شد. این ”نامه‌نامور“ نه تنها نگین تاریخ ادبیات ایران ما است، بلکه در میان تاریخ ادبیات جهان چون گوهری تابان می‌درخشد.فردوسی ”سخنگوی پیروزی نیکی بر بدی است“ در کتاب ”چهار سخنگوی وجدان ایران“ نگارش دکتر محمدعلی اسلامی‌ندوشن آمده است:”شاهنامه چند خصوصیت دارد که هیچ کتابی در زبان فارسی ندارد و اگر بر من خرده نگیرند خواهم گفت که هیچ کتاب دیگری در دنیا این خاصیت را ندارد. هر کتابی در جهان واجد یک و یا چند خصوصیت است و نه بیشتر ولی این جامعیت همه‌جانبه مخصوص شاهنامه است.“
فردوسی آموزگار داد و دهش است:
ز ما باد بر جان آنکس درود
که داد و دهش باشدش تاروپود
و خرد آدمی چراغ راه‌بشر است:
خرد راهنما و خرد دلگشا
خرد دستگیرت به هر دو سرا
از او شادمانی و زویت غمت
ازویت فزونی و زویت کمت
ازوئی به هر دو سرا ارجمند
بریده خردپای دارد به بند
بهرام گور در زمان پادشاهی خود به‌صورت ناشناس سفرهای شبانه می‌کرد تا از حال و روزگار مردم دیار خود آگاه شود و فردوسی چه زیبا و باشکوه گردش شبانه شاه ایران را شرح می‌دهد:
چنین داد پاسخ که بگشای در
تو مهمان ندیدیشی ایدر مگر
کنیزک دوان رفت و بگشاد در
به بهرام گفت اندر آی ای پسر
چو شاه اندر آمد چنان جای دید
پرستنده هر جای بر پای دید
چنین گفت کار دادگر یک خدای
به‌خوبی توئی بنده را رهنمای
گر افزون بود دانش و داد من
پس از مرگ روشن بود یاد من
می‌خواهم این دفتر را پایان دهم و سخن‌ها را استادان زبان و ادبیات فارسی به‌حق و به‌درستی گفته‌اند و این کوتاه مقال برگ سبزی است تحفه درویش.اما دلم گواهی می‌دهد که شعر پرشور و دردآلود زیر را که استاد بزرگوار توس از زبان رستم در رثای سیاوش بی‌گناه سروده است، بنویسم و من هر زمان که این ابیات را زمزمه می‌کنم ”باران“ آغاز می‌شود.
به یزدان که تا در جهان زنده‌ام
ز خون سیاوش دل‌آکنده‌ام
در آن تشت زرین کجا خون اوی
فرو ریخت ناکار دیده گروی
بمالید خواهم همی روی چشم
مگر کم شود از دلم درد خشم
مگر همچنانم بود بسته چنگ
نهاده به گردن درون پالهنگ
به خاک اندرون خوار چون گوسفند
کشندم دو بازو به خم کمند
وگرنه من و گرز و شمشیر تیز
برانگیزم اندر جهان رستخیز
دو چشمم نبیند مگر گرد رزم
حرام است بر من می و جام و بزم
و سخن آخر این‌که اگر آن بزرگوار خفته در خاک توس مظلوم واقع شده و امروز در سرزمین ما که فردوسی بدان عشق می‌ورزیده و از وجود گرامی او و شاهکار جاودانه‌اش کمتر سخن شنیده می‌شد، چه باک.
فردوسی و شاهنامه او در دل مردم این دیار کهن رخنه کرده و جزئی از وجدان روشن ملت ایران است.

منابع:
۱. نامورنامه دکتر زرین‌کوب
۲. آفرین فردوسی دکتر محمدجعفر محجوب
۳. فردوسی دکتر محمدامین ریاحی


منبع : روزنامه اعتماد

مطالب مرتبط

خیام را دگرگونه باید دید...


خیام را دگرگونه باید دید...
ادبیات و بویژه شعر در روزگار ما و حتی در روزگار پیش از ما مانند تمام اجزای زندگی در دنیای مدرن به سمت رسانه ای شدن رفت و شاید به همین دلیل به عقیده عده ای دادگاه بزرگ خود، یعنی همان «تاریخ» را از دست داد.
در ادبیات کلاسیک و بویژه در ادبیات سنتی فارسی، آسمان ادبیات برای خیلی ها سایه بان بود و شاید از هر قرن چندین نفر در خاطره ادبیات می ماندند و با گذشت چندین قرن، «تاریخ» براساس مخاطب سنجی خاص خود و نه براساس تعداد مخاطبان عام، شاهدان را درجه بندی و دسته بندی می کرد.
اما ادبیات، پس از گسترش رسانه ها از این حالت خارج شد و خود، دسته بندی و درجه بندی شاعران را در فاصله ای اندک از خلق اثر ایشان بر عهده گرفت و جالب تر آنکه ادبیات معاصر و رسانه هایش، به ادبیات کلاسیک هم رجوع کردند و درست مانند همین قلم، خود را محقق دیدند که بر حکم دادگاه تاریخ ادبیات، مهر تجدید نظر بزنند.
این مسأله که بی تردید از سمت و سوی غرب جهان آغاز شد، به خوبی در اظهار نظرهای متفکران، ادیبان و مستشرقان غربی درباره شاعران سنتی پارس گوی، خود نمایی می کند. ادبیات فارسی بی تردید در جهان، ماجرایی شناخته شده و جریانی سیال است و این منحصر به دیروز نیست. حتی در قرن معاصر هم با وجود تک زبانه شدن دنیا (به مفهوم سوء آن) و سلطه زبان انگلیسی بر ادبیات و حتی در مواقعی سلطه فلسفه جهان، شاعران بسیاری از نسل پس از نیما به دنیا معرفی شدند و خود را به شعر جهان تحمیل کردند.
اما چرا در میان تمام شاعران نامدار پارسی گوی، «حکیم عمر خیام نیشابوری» جهانی ترین شاعر به شمار می آید؟
من در بزرگی خیام شکی ندارم. از بضاعت بالای او در علم ریاضیات و محاسبات مشهورش در علم جبر که البته به ناحق «مثلث پاسکال - خیام» نامگذاری شده تا شناخت دقیقش از چرخش کرات آسمانی که سبب شد دقیق ترین تقویم خورشیدی جهان را پایه گذاری کند، شاهد این هستند که این مرد، یگانه علمی زمانه خود بوده است. اما «خیام شاعر» در ادبیات فارسی تیغی است دو لبه. از یک موضع که همان موضع سنتی شعر فارسی است شاید شاعری باشد که در کنار تمام دغدغه هایش، گاهی شعر هم می گوید و اتفاقاً به دلیل همین -شاید - کم توجهی خود به شعر، کوتاهترین قالب را برگزیده است.
در این دیدگاه شاید شعر خیام سرشار باشد از پرسشهایی بی پاسخ و تردیدهایی بی دلیل که با رسالت سنتی ادبیات که بوستان سعدی را به کمال می ستاید و مثنوی معنوی را عاشقانه دوست می دارد در تناقض بنیادین باشد.
در این نگاه، حتی انتهای داستان «کاوه و ضحاک» شاهنامه به وضوح ستوده می شود، زیرا پیرتوس با توصیه به مخاطبان خود برای ظلم ستیزی، «آفریدون» را هم مانند ایشان یک انسان معرفی کرده. این نگاه چنان در ادبیات ما پرسابقه است که هنوز به عقیده من مانع شده تا استادان دانشگاهی ادبیات به تحقیقی سترگ درباره رباعیات نه چندان پر حجم خیام بپردازند.
اما نگاهی دیگر که پس از آغاز دوران تجدد و در ذهن و زبان کسانی شکل گرفت که دیدگاه های مارکسیستی و چپ داشتند، بر همین مبنا، اما با نتیجه گیری کاملاً متفاوتی بود. در نگاه این جماعت، خیام تنها شاعر پارسی گوی بوده که در متن ادبیاتی ایدئولوژیک و شاعران متافیزیک دوستی(!) چون حافظ بر پایه های اعتقادی متافیزیک الهی علامت سؤال گذاشته و با همین استدلال تنها شاعر مدرن و قابل پذیرش ادبیات کلاسیک فارسی را خیام می دانستند.
تقریباً این نگاه، بازخوردی بود از اقبال جهانی و یا بهتر بگوییم، غربی به ترجمه «فیتز جرالد» معروف از خیام گمنام !ترجمه ای که به فاصله ای اندک کشورهای صنعتی اروپایی غربی و آمریکا را در نوردید و به واسطه کوتاهی پاره ها، همان رباعیات، نقل زبان انگلیسی زبانان جهان شد.
البته نباید از این نکته گذشت که برخی از ادیبان نزدیک به همین نگرش در ایران به سمت تحقیقاتی جامع درباره اشعار خیام رو آوردند که نمونه بارز آنها هدایت بود که با تصفیه تعداد زیادی از رباعیات منسوب به خیام، او را شاعری کاملاً متشرع معرفی کرد.
خیام و ترجمه مذکور، به نوعی دروازه ای شد برای ورود ادبیات فارسی به اذهان جهان چشم سبزها. در این میان باید به یک مغلطه مشهور اشاره کنم.
تا پیش از خیام، شاید تنها شاهنامه و آن هم به واسطه لزوم تطبیق اساطیر ملل در غرب شناخته شده بود و این که مشهور است که مثلاً حافظ بسیار بر «گوته» تأثیر داشته، به هیچ وجه دلیل بر حضور حافظ در میان آلمانی ها نیست.
هر چند به عقیده من هنوز، آنچنان که باید ادبیات ناب فارسی، غزلیات مولوی، سعدی، حافظ و بیدل در جهان منعکس نشده و نخواهد شد، زیرا ادبیات امروز، دقیقاً در حال طی کردن مسیری بر عکس جهانی سازی است.
شاهد اصلی مقالاتی است که توسط میهمانان غربی در کنگره سال گذشته مولانا و کنگره های مشابه ارائه شد که همه به مثنوی و آن هم در نگاهی روایی محدود شده بودند و دست استادان پیشکسوت ادبیات خودمان را از پشت بسته بودند!
واقعیت آن است که شعر خیام، در متن سر درگمی و دلزدگی جامعه صنعتی وارد بازار راکد غرب شد. جامعه غربی قرنهای هجده و نوزده آن قدر ساکن بود و آن قدر به بن بست رسیده بود که هر روز نظریاتی جدید را برای خود باز آفرینی می کرد تا بهانه ای شود برای حرکت! درست مانند اینکه در یک برکه، ماهی ها با هم متحد شوند تا آب را به تموج درآورند، حال آنکه مشکل از جای دیگری است. در همان اثنا بود که مکاتبی چون مارکسیسم هم با استفاده از همین رکود پا به عرصه وجود گذاشت.این برداشت به واقع نادرست از نگاه خیام به دنیای شعر هم، بهانه ای شد برای همین تلاشها که البته به ثمر هم نرسید و در نهایت جنگهای جهانی را به عنوان راه حل برگزید.
به عقیده نگارنده، هر دو برداشت یاد شده از «خیام شاعر» اشتباه است و در نهایت شهرتی هم که بر مبنای این دیدگاه ها در غرب برای خیام شکل گرفته نمی تواند مایه افتخار باشد.
بدون تردید، مجال رباعی، از نظر عناصر ادبی با مجال قالبی چون غزل بسیار متفاوت است. تقریباً هم، در طول تاریخ ادبیات فارسی ما شاعری چون خیام که تنها رباعی بسراید نداریم. پس در همین ابتدا، باید به این باور رسید که خیام، به قول معروف، کوپنش را از تمام شارعان فارسی جدا می کند. به عنوان مثال نمی توان نمادگرایی حافظ، زبان بازی مولوی و تغزل سعدی را با خیام مقایسه کرد.
صنایع بدیع هم در شعر خیام، آنچنان که به نظر برسد، به چشم نمی آید.
با این نگرش و توضیح می توان خیام را شاعری آماتور دانست، زیرا ادبیات دیروز و حتی در مواردی امروز، به امتحان شاعران می پردازد. انجمنهای ادبی دهه های گذشته را هنوز عده ای به خاطر دارند که در آنها یک شاعر را تنها با گذشتن از مراحل مختلف اقتراح به عضویت می پذیرفتند. با این همه رباعیات خیام در پیوندی عمیق میان فرم و محتوا به چیزی می رسد که به عقیده من بر ادبیات پس از خود تأثیری پنهان می گذارد.
در نهایت گریزی نیست از اینکه در روز بزرگداشت خیام نگاهی هم به ویژگی های شعر او داشته باشیم.
یاران موافق همه از دست شدند
در پای اجل یکان یکان پست شدند
خوردیم ز یک شراب در مجلس عمر
دوری دو سه بیشتر زما مست شدند
این رباعی، زیبایی است از «تشبیه چند عبارتی» مجلس عمر، به مجلس بزم تشبیه شده و با تقارن سازی عناصر، به ضربه پایانی مناسبی رسیده است.
آن کاخ که جمشید در او جام گرفت
آهو بچه کرد و رو به آرام گرفت
بهرام که گور می گرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت
این رباعی بسیار مشهور به خوبی با بهره بردن از ایهام تناسب و جناس تام و با اشاره به اساطیر تاریخی ایران زمین به شکلی جامع دست می یابد که از خواست محتوایی شاعر پا را فراتر می گذارد و امروز، بیت دوم آن فارغ از توصیه دوری از دنیا طلبی کل رباعی، برای هر اتفاق وارونه ای استفاده می شود.
اما ماجرای محتوای شعرهای خیام در نوع خود از عجایب روزگار است.
با توجه به بحث صنایع ادبی در شعر خیام که به آن اشاره شد و همچنین مجال اندک شعر برای بروز آن، خواه، ناخواه محتوای شعر خیام تقریباً عریان دیده می شود و شاید به واسطه همین برخورد بی پرده است که خیام با تمام پرسشگری خود، به بی دینی(!) متهم می شود.
خیامی که اتفاقاً بسیار از حکم دادن پرهیز می کند و به واقع محتوای شعر خود را در حریری از جنس پرسش مطرح می کند.
قومی متحیرند اندر ره دین
قومی به گمان فتاده در راه یقین
می ترسم از آن که بانگ آید روزی
کای بی خبران! راه نه آن است و نه این
این رباعی خیام هم از جمله تأثیرهای او بر ادبیات پس از خود به شمار می آید که به وضوح در بیت زیر از حافظ به چشم می خورد.
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
در مقایسه این دو سخن، به وضوح احتیاط خیام در برابر رک گویی حافظ به چشم می خورد. خیام تنها از احتمال گمراهی اهل فلسفه و اهل اشراق می ترسد، اما حافظ تمام هفتاد و دو ملت را گمراه معرفی می کند و حتی علت این گمراهی را هم با طبع شاعرانه خود بیان می کند. اما بیت حافظ در میان ابیاتی تزیین شده و با آغازی عرفانی چون «دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند/ گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند» گم می شود و بدین ترتیب خیام، مانند همیشه و مانند دیگر شاعران پارسی گوی در برابر رندی حافظ کم می آورد.یا مثلاً تفکر اختلاط «عیش و عشق» که شاید از این رباعی و رباعیات مانند آن در زبان خیام آغاز شده، بارها در طول ادبیات فارسی تکرار می شود:
با سرو قدی تازه تر از خرمن گل
از دست منه جام می و دامن گل
زان پیش که ناگه شود از باد اجل
پیراهن عمر ما چون پیراهن گل
با همین نگاه است که سعدی می گوید:
من آن نیم که حرام از حلال نشناسم
که باده تو حلال است و آب بی تو حرام
و حافظ هم به وضوح با نگاه از روی دست او می سراید:
در مذهب ما باده حرام است و لیکن
بی روی تو ای سرو گل اندام، حرام است
ماجرای تفکر تزویر ستیزی خیام هم که مشهور است و به وضوح تأثیرگذار بر ادبیات پس از خود:
گرمی نخوری طعنه مزن مستان را
بنیاد مکن تو حیله و دستان را
تو غره بدان مشو که می می نخوری
صد لقمه خوری که می غلام است آن را
و حافظ هم که می گوید:
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
خلاصه آنکه به عقیده من محتوای شعر خیام، بر خلاف نظر هر دو گروه دانشگاهی و روشنفکر با محتوای شعرهای هنرمندانه دیگر شاعران بزرگ پارسی گوی تفاوت فاحشی ندارد.
البته از این بین باید شعرهایی چون مدایح، بهاریه ها، تعلیمیه ها و دیگر شعرهای نه چندان ناب را استثنا کرد. تنها چیزی که سبب می شود این تفاوت، به اشتباه به نظر بیاید آن است که رباعی خیام، به واسطه رابطه تار عنکبوتی کلمات و شکل گرفتن در بستر ساختاری عمیق و منبعث از فرم، به عمد راه فراری برای خود، نمی گذارد، اما بقیه شاعران پارسی گوی و بویژه در غزل با استفاده از ویژگی ارتباط عمودی ابیات، دست خود را چه در طرح سؤالهای بنیادین و چه حتی در نتیجه گیری های خلاف ذائقه جمع باز می بینند و از این راه فرار استفاده می کنند.
جای بسیار تعجب است که بسیاری از بزرگان ادبیات بر این شواهد چشم بسته اند و تعجب برانگیزتر آنکه «دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی»، به گمانم، در ذیل غزل معروف:
روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا فارغ از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود
به کجا می روم، آخر ننمایی وطنم
می نویسد که این غزل در نسخه های قدیمی تر دیوان کبیر به چشم نمی خورد و البته تفکر تردید در برابر مقصد هم تفکر خیام است و نه تفکر مولانا!؟
اما نکته آخر آنکه خیام در چند رباعی به خوبی از لحن طعن آمیز استفاده می کند و شگفتا که این شاه بیت غزل رباعیات خیام کاملاُ پنهان مانده است.
این بحث، مجالی بسیار فراخ می خواهد و شواهدی متعدد از دیگر شاعران که در این مورد هم از خیام متأثر بوده اند.
تنها به عنوان فتح باب در ذهن شما ادب دوستان عزیز، می توان به این رباعی اشاره کرد که:
گویند بهشت و حور عین خواهد بود
آن جا می و جام و انگبین خواهد بود
گرما می و معشوق گزیدیم چه باک
چون عاقبت کار چنین خواهد بود
واضح است که در نگاه اول، این رباعی، خود را کفر آمیز می نمایاند، اما چنانچه با نگاهی عمیق تر، آن را بازخوانی کنیم در می یابیم خیام نیز مبلغ عشق الهی است و حربه او در این تبلیغ کم کردن خوف و افزودن رجا در ذهن مخاطبان است.


وبگردی
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا - پرواز تمام هواپیماهای «آسمان» در اروپا ممنوع است
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری - دگرديسي‌هاي فراواني در ايران صورت گرفته‌است؛ اصولگرايان اصلاح‌طلب شده‌اند، تحول‌طلبان محافظه‌كار شده‌اند، مسئولان پاسخ ناكارآمدي‌هاي خود را از مردم مي‌خواهند و در تازه‌ترين نوع اين استحاله‌ها فردي كه بسياري مدعي هستند او برآمده از مهندسي انتخابات است با ارسال نامه به رهبرمعظم انقلاب درخواست برگزاري انتخاباتي آزاد، زودهنگام و به دور از مهندسي كرده‌است! محموداحمدي‌نژاد همان پديده خانمان براندازي كه براي…
سیف و بازی تکراری غیر مجازها !
سیف و بازی تکراری غیر مجازها ! - حرفهای تکرای بانک مرکزی در مورد صرافی ها و موسسات مالی غیر مجاز با یک جستجوی ساده در اینترنت.
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    درس‌ هایی از غول‌ های دنیای فناوری
    به نظرم رهبران بسیاری از سازمان‌های بزرگ اعتقادی به تغییر ندارند؛ اما با نگاهی به گذشته، رد پای تاریخ را خواهید دید. بدانید که اگر کسب‌ و کاری بی‌رمق دارید، مسلما با مشکلاتی روبه‌رو خواهید بود.