شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷ / Saturday, 23 February, 2019

تمدنی که به یغما رفت


یک روستائی در سال ۱۳۸۰ به‌طور اتفاقی ظرف تزئینی زیبائی از سنگ صابون را از گورستان باستانی محطوط آباد در حاشیه هلیل‌رود واقع در ۳۰ کیلومتری جنوب‌شهر جیرفت پیدا کرد. این ظرف پرده از راز ۵ هزار ساله تمدن مدفون‌شده‌ای برداشت و توجه جهانیان را به این‌سو از سرزمین ایران جلب کرد. متعاقب این کشف دست طعمکاران با سرعتی به مراتب بیشتر از مراقبان بر این گنجینه چیره شد و بازارهای حراج و مجموعه‌های خصوصی خارجی را از این گنجینه ایرانی پر کرد. به غارت رفتن اشیاء بی‌نظیر و خروج میراث فرهنگی باارزش از کشور و بدتر از آن تخریب لایه‌های فرهنگی و گورستان‌های بزرگ باستانی در حاشیه هلیل‌رود، به‌دلیل غفلت میراث‌بانان ما صدمات جبران‌ناپذیری وارد ساخت.
پس از گذشت ۲ سال، سرانجام با دخالت نیروی انتظامی و اقدامات اولیهٔ سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با اعزام هیئت باستان‌شناسی با عنوان گروه نجات بخش و انجام بررسی‌های باستان‌شناسی و فعالیت‌های اداره کل حقوقی سازمان میراث فرهنگی و پلیس بین‌الملل این غارتگری و ویرانگری تا حدودی متوقف شد. اما مشخص نیست چه میزان از این آثار تاکنون به تاراج رفته است.
بازگشت تنها ۱۱۷ قطعه تاراج رفته تمدن جیرفت
سفارش جمهوری اسلامی ایران در لندن در اواسط تابستان سال ۱۳۸۳ گزارشی را مخابره کرده که طی آن ۲ محموله آثاری فرهنگی تاریخی (محموله نخست شامل ۳۰ قطعه و محموله دوم شامل ۸۷ قطعه) از مبداء کویت و دبی که از حفاری‌های غیرمجاز جیرفت استحصال و به‌صورت غیرقانونی خارج شده بود، در گمرک فرودگاه هیثرو لندن متوقف شده است.
در پی دریافت این گزارش، اداره کل حقوقی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از طریق سفارت ایران در لندن و دفتر خدمات حقوقی و بین‌المللی کشور برای استرداد این آثار وارد عمل شد. مدارک و مستندات آماده شد و دو وکیل انگلیسی به استخدام درآمد تا این اشیاء را بازستانند. وزارت امورخارجه که از حراج یک اثر تاریخی ـ فرهنگی کشف شده از جیرفت در مؤسسه حراج اموال فرهنگی (ساتی بی) مطلع شده با اطلاع‌رسانی به دفتر خدمات حقوقی بین‌المللی مدارک و مستندات لازم را به منظور اثبات تعلق اثر به ایران فراهم و تصمیم سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به اعلام شکایت از مؤسسه مذکور به‌طور کتبی و مستند به مؤسسه حراج (ساتی بی) اعلام شد.
در جریان اقدامات فوق مؤسسه (برکلی) که خود را مالک اثر اعلام کرده بود، آمادگی خود را برای استرداد این اثر به ایران، ابراز داشت و طرح شکایت منتفی شد. از طریق سفارت ایران اقدامات لازم برای استرداد و اثر آغاز گردید و نهایتاً اثر مذکور نیز به سفارت جمهوری اسلامی ایران تحویل داده شد. با رفع مشکلات گمرکی مربوط به خروج آن از گمرک انگلیس این اثر به همراه محموله‌های اول و دوم به کشور عودت داده شد و پس از طی مراحل قانونی اکنون این اشیاء در موزه ملی ایران قرار دارد.
اداره کل حقوقی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری علاوه بر استرداد آثار جیرفت در سال گذشته توانست دو قبضه شمشیر مسروقه از کاخ موزه سعدآباد را که در سال ۱۳۷۸ صورت گرفت، از کشور جمهوری آذربایجان بازگرداند. همچنین ۳۰۰ قطعه لوح به خط میخی مربوط به حفاری‌های تخت جمشید از کشور آمریکا را به کشور عودت داد. با توجه به عضویت ایران در کنوانسیون‌های ۱۹۷۰ یونسکو و ۱۹۹۵ یونیدروآ، و نیز عضویت در کنوانسیون بین‌المللی کمک‌های متقابل اداری به منظور پیشگیری، تجسس و جلوگیری از تخلفات گمرکی ۱۹۷۷ میلادی از طریق گمرک جمهوری اسلامی ایران این امکان حقوقی و بین‌المللی برای مقامات جمهوری اسلامی ایران وجود دارد که در اسرع وقت نسبت به بازگرداندن آثار تاریخی اقدام کنند.
مطالعات باستان‌شناسی در جنوب شرق ایران و حوزه فرهنگی هلیل‌رود می‌تواند سهم بسزائی در شناخت بهتر این فرهنگ و ارتباط آن با فرهنگ‌های شرق باستان بین‌النهرین (میان رودان) و تمدن سند و پنجاب داشته باشد. این شناخت تا حدی قبلاً از یافته‌های محوطه‌های باستانی شهداد، تپه یحیی، تل ابلیس، شهر سوخته و... به‌دست آمده بود.
جیرفت، مهد تمدن
شهرستان جیرفت با وسعتی حدود ۱۸ کیلومترمربع در استان کرمان و در ۲۴۰ کیلومتری جنوب شرق کرمان، واقع شده است و ارتفاع آن از سطح دریا حدود ۶۰۰ متر است. این شهرستان که یکی از شهرهای جنوب‌شرق ایران محسوب می‌شود از شرق به استان سیستان و بلوچستان، از غرب به شهرستان‌های بافق و سیرجان، از شمال و شمال‌شرق به مناطق کوهستانی جبال بارز و ساردوئیه و شهرستان بم و از جنوب به استان هرمزگان محدود است. آب‌وهوای آن در بخش پست جنوبی، گرم و مرطوب است و دمای آن در تابستان‌ها از ۵۰ درجه سانتی‌گراد فراتر می‌رود و در مناطق مرتفع در طول سال، معتدل اما در طول زمستان سرد است. رود تمدن‌ساز هلیل مهم‌ترین رود استان کرمان است که با مساحت حوزه آبریزی حدود ۸ هزار و ۴۵۰ کیلومترمربع از کوه‌های بافت، هزار، لاله‌زار و بهر آسمان در شمال‌غرب استان سرچشمه می‌گیرد و در مسیر ۴۰۰ کیلومتری خود به سمت جنوب‌شرق سرازیر است. این رود در انتها به باتلاق جازموریان می‌ریزد و در طی این مسیر بخشی از اراضی زیرکشت جیرفت و رودبار را مشروب می‌سازد. رودهای مهم دیگر منطقه شامل رودشور، رود خشک، رود ملنتی و چندین رود فصلی است. این رودها به‌ویژه هلیل‌رود از دیرباز تاکنون عامل اصلی به‌وجود آمدن و و شکل‌گیری فرهنگ‌ها و تمدن‌های متکی بر اقتصاد کشاورزی و دامداری بوده‌اند. این شهرستان با داشتن چنین ویژگی اقلیمی امروزه نیز ۶ درصد از کل میوه کشور را تأمین می‌سازد، افزون بر اینها این منطقه دارای معادن سنگی فراوان و دشت‌های وسیع حاصلخیزی است که توانسته در طول هزاره‌ها، به‌ویژه از اوایل هزاره سوم پ.م. به یکی از مهم‌ترین حوزه‌های فرهنگی و تمدنی و کانون‌های مهم اقتصادی ـ صنعتی شرق باستان تبدیل شود.
افزون بر آن این حوزه توانسته است با ایجاد ارتباط مستمر با تمدن‌های عیلام و بین‌النهرین در غرب و فرهنگ‌ها و تمدن‌های موجود در مناطق جنوبی، شرقی و شمالی خود در سرزمین‌های جنوبی خلیج‌فارس، دره هند و افغانستان، دستاوردهای فرهنگی و صنعتی خود را به آن سرزمین صادر کند.
پیشینه مطالعات باستان‌شناختی در جنوب‌شرق ایران
تعداد اندک کاوش‌ها و بررسی‌های باستان‌شناختی حوزه فرهنگی جنوب‌شرق ایران تاکنون یکی از دلایل کم‌توجهی باستان‌شناسی امروز به این منطقه بوده است نخستین آنها، بررسی‌های سر اورول اشتاین در اوایل قرن بیستم که حاصل آن، شناخت محوطه‌ای استقراری دوران پیش از تاریخ و ادوار تاریخی در ناحیه کرمان بود. در حد فاصل سال‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۰ شمسی برابر با دهه ۱۹۶۰ میلادی، تئودور ورتایم، پروفسور اسمیت و خانم ریکاردی مطالعات دامنه‌داری را در ناحیه کرمان و جنوب‌شرق ایران انجام دادند که حاصل آن شناسائی تعدادی محوطه متعلق به دوران پارینه سنگی تا عصر مفرغ در این منطقه بود. در سال ۱۳۴۲ شمسی (۱۹۶۴ میلادی) ژوزف کالدول باستان‌شناس ـ انسان‌شناس آمریکائی با کاوش در تل ابلیس موفق به شناخت یکی از مراکز اولیه تولید مس از سنگ مس با استفاده از صنعت ذوب، مربوط به اواخر هزاره پنجم پ.م. گردید.در سال ۱۳۴۶ شمسی (۱۹۶۷ م) کارل لامبرگ ـ کارلوفسکی از دانشگاه هاروارد با انجام بررسی‌های باستان‌شناختی و یک سلسله کاوش در تپه یحیی در ۲۲۵ کیلومتری جنوب کرمان واقع در شمال‌غرب جیرفت، موفق به کشف یک مرکز کوچک، اما بسیار مهم صنعتی با تعدادی کارگاه‌های تولید ظروف و اشیاء تزئینی از سنگ کلوریت از جمله پیکرک کوچک زنی شد و به این ترتیب فرهنگ منطقه از هزاره پنجم پ.م. تا مرحله ورود به سپیده‌دم شهرنشینی آشکار گشت. در سال ۱۳۴۷ شمسی (۱۹۶۸ میلادی) کاوش‌های شهداد توسط مرحوم علی حاکمی باستان‌شناس ایرانی آغاز شد.
علی‌رغم وقفه‌های متعدد تا به امروز به سرپرستی میرعابدین کابلی ادامه دارد. این حفریات نشان داد که شهداد همانند یحیی و ابلیس در نیمه دوم هزاره سوم پ.م. منطقه صنعتی دیگری در رشته‌های گوناگون سنگ و فلز در جنوب‌شرق ایران بوده است. در سال ۱۳۷۰ شمسی نیز مهدی رهبر در منطقه کنار و در حاشیه هلیل‌رود، بررسی و گمانه‌زنی کوتاه‌مدتی مربوط به گورستانی از هزاره سوم پ.م. را انجام داد. مطالعات تاریخی نیز نشانگر اهمیت منطقه در دوره‌های تاریخی هخامنشی، پارتی، ساسانی بوده و وجود شهر عظیم دقیانوس مربوط به دوران سلجوقی در حاشیه غربی شهر جیرفت اهمیت منطقه را تا این دوران نشان می‌دهد. این منطقه در دوران قراختائیان، تیموریان، صفویان، افشار، زند و قاجار نیز مورد توجه بوده است.
افزون بر بررسی‌های منتشر شده، بررسی‌های دیگری نیز انجام شد که به مرحله چاپ نرسیده است. نخستین آن را علی‌اکبر سرفراز در سال ۱۳۴۴ شمسی انجام داد که تنها خلاصه مقاله‌ای از آن در چکیده مقالات همایش شناخت و تمدن حوزه هلیل‌رود، بهمن‌ ۱۳۸۳ به چاپ رسید و دیگری بررسی‌هائی است که سیدمنصور سیدسجادی انجام داد، که از میان آنها بررسی کرمان در سال ۱۳۵۵ شمسی و بخش کوچکی از بررسی‌های سال ۱۳۶۴ شمسی به چاپ رسیده است. بررسی‌های دیگر را از سال ۱۳۸۱ شمسی در منطقه بدم و بردسیر، خسرو خسروزاده و در منطقه سیرجان و شهر بابک، ابوالقاسم حاتمی تا زمستان ۱۳۸۳ شمسی انجام دادند که هنز به مرحله چاپ نرسیده است.
در سال ۱۳۸۰ شمسی کشف اتفاقی ظرف تزئینی زیبائی از سنگ صابون توسط یک روستائی از گورستان باستانی محطوط آباد در حاشیه هلیل‌رود واقع در ۳۰ کیلومتری جنوب شهرستان جیرفت در استان کرمان توجه جهانیان را به این‌سو از سرزمین ایران جلب کرد، این کشف، حفریات غیرقانونی دامنه‌دار، گسترده و بدون وقفه‌ای را در پی داشت. حاصل این کاوش‌های غیرعلمی کشف بین از ۱۰۰هزار شیء باستانی بود که باعث به یغمارفتن و غارت اشیاء بی‌نظیر و خروج میراث باارزش فرهنگی از کشور و تأمین بازارهای حراج و مجموعه‌های خصوصی خارج از کشور در کشورهای اروپائی، آمریکائی و آسیائی شد و مهم‌تر اینکه باعث تخریب و مضطرب ساختن تعداد بی‌شماری گور در چندین گورستان بزرگ باستانی در کناره هلیل‌رود گردید. اشیاء به‌دست آمده شامل ظروف و پیکره‌های سنگی از کلوریت با نقوش زیبای کنده مرصع به سنگ‌های نیمه‌قیمتی و صدف، ظروف سنگ مرمر، مجسمه‌های کوچک انسانی و جانوری از مفرغ و سنگ مرمر، مهرهای مسطح و سیلندری از سنگ‌های مرمر و لاجورد بود. این حفریات حدود دو سال مداوم و بدون وقفه ادامه داشت.
به موازات کاوش‌ها و پژوهش‌های باستان‌شناسی چندین مقاله و بروشور از سال ۱۳۸۰ شمسی و همچنین کاتالوگی تحت عنوان ”جیرفت کهن‌ترین تمدن شرق“ به همت دکتر یوسف مجیدزاده در معرفی و ارزش آثار توقیف شده از حفریات غیرقانونی جیرفت به رشتهٔ تحریر درآمد و در پی آن مجلات خارجی معتبری همچون مجله فرانسوی Archeologia با سه مقاله در ارتباط با این اشیاء و سپس یک شماره اختصاصی متشکل از ۹ مقاله توسط باستان‌شناسان و پژوهشگران ایرانی، فرانسوی و آمریکائی در مجله Archeologia Dossiers تحت‌عنوان Jiroft, Fabuleuse Decouverte en Iran در شماره ۲۸۷ و تاریخ ۲۰۰۳ October به چاپ رسید. امروزه با مراجعه به اینترنت می‌توان شاهد افزایش روزافزون تعداد نشریات گوناگون که به این موضوع پرداخته‌اند بود. مصاحبه مطبوعاتی دکتر مجیدزاده در بهار سال ۱۳۸۲ شمسی با ۵۰ تن از ارباب جراید فرانسوی در پاریس اطلاعات جامعی در مورد تمدن هلیل‌رود (جیرفت) به جهانیان عرضه کرد که در روزهای بعد از مصاحبه شمار بالائی از مجلات و روزنامه‌های فرانسوی از جمله فیگارو، لوموند، لیبراسیون و... به اهمیت فرهنگی جیرفت پرداختند.
کاوش‌ها و بررسی‌های انجام شده اخیر در جیرفت
پس از وقایع به‌وجود آمده و در پی آن تصمیم‌گیری برای حفاری علمی گسترده، پیش از هر اقدامی نیاز به بررسی جامعی در این منطقه محسوب بود. نتیجه اولین فصل بررسی، محدوده‌ای به وسعت ۴۰٭۹۰ کیلومتر را در جنوب شهر جیرفت، حد فاصل جیرفت کهنوج، در حاشیه هلیل‌رود را در برگرفت که حاصل آن شناخت بیش از ۸۰ محوطه استقراری و گورستانی متعلق به اوایل هزاره سوم پ.م. تا ادوار تاریخی و اسلامی در کناره‌ها و دلتای هلیل‌رود بود و نتیجه دومین فصل آن در مناطق کوهستانی هزار و لاله‌زار از سرچشمه‌های هلیل‌رود، منطقه‌ای به وسعت ۸۰۰ کیلومترمربع به‌طول کامل بررسی و مطالعه گردید و ۱۷۰ محوطه باستانی به‌طور کامل شناسائی و نقشه‌برداری شده و به ثبت رسید.
در پی این بررسی‌ها فعالیت‌های کاوش علمی نیز در این منطقه آغاز شد. از جمله کاوش‌های دوره اسلامی در شهر قدیمی دقیانوس در حاشیه غربی شهر جیرفت مربوط به دوره سلجوقی توسط هیئت ایرانی به سرپرستی حمیده چوبک طی دو فصل در سال‌های ۱۳۸۱ و ۱۳۸۲ شمسی و کاوش‌های دوره پیش از تاریخی با سرپرستی یوسف مجیدزاده که تاکنون طی سه فصل در سال‌های ۱۳۸۱ از دوم بهمن به مدت ۴۵ روز، ۱۳۸۲ از دوم دی تا دوم اسفند به مدت ۶۰ روز و ۱۳۸۳ شمسی از پنجم دی‌ماه به مدت ۷۰ روز به انجام رسیده است. این تیم متشکل از اعضاء ایرانی، فرانسوی و آمریکائی بود که گروه ایرانی شامل کارشناسان باستان‌شناس و مرمت و... همین‌طور جلال‌الدین رفیع‌فر در رشته دیرین سنگ‌شناسی، استاد و مدیر گروه انسان‌شناسی دانشگاه تهران، گروه فرانسوی از مرکز تحقیقات علمی فرانسه CNRS با حضور مارگارتا تنگبرگ، گیاه باستان‌شناس، مرجان مشکور، جانور باستان‌شناس در هر سه فصل اول، دوم و سوم، از دانشگاه پاریس ۱۲ با حضور اعضاء گروه ژئومورفولوژیست، اریک فواش به همراه یکی از دانشجویان و دو تن از همکاران وی در فصل دوم و سوم و از موزه ملی تاریخ طبیعی پاریس با حضور یک شمایل شناس در فصل دوم و گروه آمریکائی با حضور هولی پتمن استاد تاریخ هنر خاور نزدیک باستان در دانشگاه پنسیلوانیا به همراه تعدادی از دانشجویان وی در فصل دوم و سوم بوده است.
نمونه‌ای دیگر از کشف خط در این محوطه در فصل سوم اتفاق افتاد و آن بخشی از کتبیه‌ای کوچک شکسته با نوعی خط است که نیاز به کشف رمز دارد. از این محوطه افزون بر معماری و اثر مهر، تعداد زیادی ظروف سفالی با تنوع در شکل و تکنیک ساخت، آثار مفرغی، مهره‌های کوچک و نگین‌های کار گذاشته شده در ظروف سنگ کلوریت از تنوع سنگ‌های نیمه‌قیمتی و تراشه‌های آنها و دیگر داده‌های فرهنگی که در مطالعات جنوب شرق ایران بسیار مفید خواهد بود، به‌دست آمد.

منبع: موزه ملی ایران ـ کتاب فرهنگ حاشیه هلیل‌رود جیرفت، ۱۳۸۴
روشنک پایدار


مطالب مرتبط

دستانی آلوده نقش و رنگ

آنقدر صمیمی است كه به شوقمان می آورد و از اینكه در او فروتنی را به عنوان شایسته ترین خصیصه یك هنرمند و یك انسان می بینیم چیزی كه این روزها، كمتر كسی به چشم می آید به وجد می آییم.
اولین چیزی كه در نگاهمان می نشیند، دستهایی است كه پینه بسته، لبخندی كه در صورتش هست و خنده های صمیمانه ای كه از یادآوری «آن روزها» سر می دهد.حسن علی اكبر خزینه برای هنر كاشیكاری ایران از عمر، جسم و روحش مایه گذاشته است. می گویند اگر تكیه ای كاشی را، از هر خرابه ای در هر گوشه ایران، از فاصله چند متری نشانش دهی، در نگاه اول، نوع رنگ، تركیبات آن، نوع لعاب، نوع كوره ای كه كاشی در آن ساخته و پرداخته شده و دوره ای كه كاشی متعلق به آن است را تشخیص می دهد. خودش می گوید: كار و طرح هر كارگاهی مشخص است و اینكه در كدام شهر ساخته شده است. كار دست هر استادی هم منحصر است و متفاوت با بقیه. داشتن این دانش برای كسی كه از ۶ سالگی در كارگاه خاك نگار مقدم كاشیكار برجسته سر در باغ ملی دست در خاك و گل و چشم بر رنگ و لعاب و كاشی داشته، چندان عجیب نمی نماید و اغراق هم نیست اگر بگوییم حسن علی اكبر خزینه، هیچ گاه و هنوز هم، مزد عمر گذرانده در لعاب و كاشی اش را از هیچ لحاظ نگرفته است و البته گله ای هم ندارد.
به گفته خودش، او برای كسی و به سفارش كسی كار نكرده كه حالا انتظار دریافت مزد یا توقع هر چیز مادی یا معنوی از این دست داشته باشد. اما چنین مناعت طبعی قطعاً بار وظیفه ای كه بر دوش مسؤولان امر، جامعه هنری، به ویژه هنرمندان سفالگر و كاشیكار و روزنامه نویس ها قرار دارد را نه تنها سبك نمی كند، كه حتی باید بیش از گذشته قدرشناسمان كند.اما خزینه سالها است كه دست به ساختن نبرده است. از زمانی كه كارگاهشان را در قلعه مرغی خراب كردند. آنها در این كارخانه كاشی سازی هفت رنگی سازی كار می كردند كه كارخانه به دستور شهرداری تخریب و قرار شد كه به محلی در جاده قم یا قزوین و یا خاتون آباد منتقل شود و چون به دلیل بعد مسافت، این كار برایشان امكانپذیر نبود، كارخانه برای همیشه تعطیل شد. او چند سالی در كارگاههای بیرون برای مساجد، امامزاده ها، سردر مدرسه ها و... كار كرد و بعد از ۴ ، ۵ سال برای همیشه كاشی سازی را كنار گذاشت. می گوید: «این روزها هیچ كاری نمی كنم، كارها همه به كل خوابیده است. نمی توانم. دستهایم دیگر قدرتش را ندارند و چشمهایم سویش را.» به دستهایش كه دقیق شوی، اثر سالها در رنگ و گل و خاك بودن را لابه لای پینه ها و تركهای آن می توان دید و نگاهش را كه شوخ و در عین حال عمیق و پرتجربه است...ماجرای كاشیكار شدنش شنیدنی است. چیزی كه «تقدیر» می نامندش، به شكل یك «اتفاق» در ۶ سالگی خودش را به زندگی او تحمیل كرد تا پایه های كاشی ساز شدنش از دل «تقدیر» ی كه این بار فرجام نیكی برای او دنبال داشت، ریخته شود.چند هفته ای از اول مهر و آغاز سال تحصیلی گذشته بود كه حسن ۶ ساله را برای ثبت نام به مدرسه می برند، اما مسؤولان مدرسه به دلیل تأخیر پیش آمده از او نام نویسی نمی كنند و پدر و مادر تصمیم می گیرند او را به دست استادی كه آشنایی مختصری هم با او داشتند، بسپارند. «خاك نگار مقدم» استاد بزرگ «خاك» و كاشیكار برجسته ای بود كه در میان هنرمندان آن زمان اسم و رسمی داشت. از آن روز «حسن» خود را میان لعابها، كاشی ها، سفالینه ها و رنگهای فیروزه ای، لاجوردی، سبز و سرخ یافت. او سالها كنار دست خاك نگار مقدم نشسته و حركت دست او را دیده است. گل كردن خاك را، ورز دادن گل را، شكل دادن این تركیب آماده را و رنگ كردن آن را و...می گوید: آن روزها كارم پادویی بود. این كاشی را بذار آن طرف، بدو یك دست چلوكباب بخر! كوچك بودم و فكرم هنوز به آنجا نمی رسید كه كار كنم و كار یاد بگیرم. اما در چنان فضایی بودن و در كنار دست استادی كه همه زندگی اش را در این كار گذرانده بود، كار كردن، آنقدر كفایت می كرده كه خزینه را به كاشیكار شدن ترغیب كند و آینده یك كاشی ساز را پیش رویش بگذارد.با حافظه خوبی كه دارد، نام آدمها را به خوبی به یاد می آورد و حساب سالها را دارد. افراد زیادی به كارگاه «خاك نگار مقدم» می آمدند و یكی از افرادی كه در ذهن اوست، شخصی به نام «احمد عرش نگار» و سرپرست كارگاه كاشی سازی اداره هنرهای زیبا بود. سال۱۳۱۷ بود و احمد عرش نگار به همراه عده ای از افراد كارگاه بر روی گنبد كاخ مرمر كار می كردند و در جریان رفت و آمدهای او به كارگاه، خزینه هم برای كار بر روی گنبد كاخ مرمر انتخاب می شود. این اولین تجربه جدی و حرفه ای او بود و پس از آن، عرش نگار، او را به كارگاه كاشی سازی اداره هنرهای زیبا برد. ورود به كارگاه كاشی سازی برای او ورود به دنیای جدیدی بود كه می توانست در آن كار را، مستقلاً بیاموزد و با فضای جدیدی، متفاوت از آنچه در كارگاه خاك نگار مقدم بود، آشنا شود. می گوید: «از شهریور۱۳۲۰ به بعد به صورت جدی به كار كاشی سازی مشغول شدم عشق كاشی را داشتم. از كار ساختن، قالب گرفتن، لعاب زدن و طرح و نقش را در كارگاه كاشی سازی اداره هنرهای زیبا آموخت. در كارگاهی كه احمد عرش نگار سرپرست آن بود. خزینه به یاد می آورد كه بعد از اختلاف پیش آمده میان عرش نگار و رئیس وقت اداره با فردی به نام معمارزاده ریاست كارگاه را بر عهده گرفته و به تدریج تغییراتی در وضعیت اداره و به تبع آن كارگاههای ایجاد شده بود. می گوید: وقتی اداره، به وزارت فرهنگ و هنر تغییر یافت در وضعیت اینجا هم تغییراتی ایجاد شد. حتی طرحها و فرمها هم تحول پیدا كردند. البته من هم بسیار جدی تر به كار پرداختم وعلاقه ام برای ادامه هم بیشتر شد. آموزش تكمیل شده بود و می توانستم، به صورت مستقل كار كنم. ساتید قدیم هنرهای سنتی، از به نگارگری و صحافی سنتی گرفته تا سفالگری و كاشی سازی در ارائه تمام دانسته ها و تجربیات شخصی شان به شاگردان، احتیاط های بسیاری به خرج می دادند. معمولاً شاگردان را در عطش دانستن فنون اساسی كار تشنه نگاه می داشتند و این فوت آخر كوزه گری را آنقدر نگفته باقی می گذاشتند تا شاگرد و آموزنده ای واقعی بیابند. این شاگرد آنقدر دیریاب بود و اساتید آنقدر در این انتخاب وسواس به خرج می دادند كه گاه این فوت كوزه گری با مرگ او، همراه با او دفن می شد و برای همیشه نگفته باقی می ماند.خزینه می گوید: «اساتید قدیم نمی گفتند به طور مثال یك لعاب به چه شكل ساخته می شود و مثلاً از هر یك از مواد چه درصدی باید مورد استفاده قرار بگیرد تا فلان رنگ به دست بیاید. در هر كارگاه اتاق كوچكی بود كه به آنجا می رفتند، مواد را وزن می كردند، اندازه های لازم را جدا می كردند و بعد از انجام همه این كارها می گفتند پسر اینها را آسیاب كن! من هم دیدم اگر به همین شكل پیش برود اینها چیزی به ما نمی گویند و ما هم چیزی یاد نمی گیریم.» او راه ابتكاری جالبی را برای«فهمیدن» در پیش می گیرد. در یكی از دفعاتی كه استاد برای تعیین اندازه مواد وارد اتاق مخصوص می شود، خزینه پیش از بردن مواد، آنها را وزن و حساب هر كدام را برای خود یادداشت می كند. بلورسنگ چخماق، قلع، سرب و باقی مواد را به داخل اتاق می برد. استاد، كارهای لازم را انجام می دهد. مواد را در اندازه های لازم جدا می كند و در ظرفی جداگانه قرار می دهد و از طرفی او می خواهد كه آنها را برای آسیاب كردن ببرد. خزینه هم از فرصت استفاده كرده، مواد باقیمانده را جداگانه وزن می كند و با یك محاسبه درمی یابد كه از هر ماده چه مقداری استفاده شده است. همه را در جایی یادداشت می كند و نزد خود نگاه می دارد. می گوید:«یك روز نزدیك غروب بود كه گفتم، استاد پسایی نمی گیری؟ عمل تعیین اندازه مواد برای ساختن رنگ و لعاب گفت: نه دیگر. دیر شده است. فردا این كار می كنیم. گفتم: اجازه می دهید من این كار را الآن بكنم. استاد با تعجب گفت: چی؟ چطور؟ گفتم: معلوم است دیگر. سه كیلو از فلان ۲كیلو از آن یكی و... استاد كه خیلی متعجب شده بود گفت: از كجا فهمیدی؟ گفتم: فهمیدم دیگر. كاری نداشت. استاد خیلی اصرار كرد گفتم وقتی می خواستی پسایی بگیری پشتت را به ما می كردی و هر چقدر اصرار می كردیم چیزی به ما نمی گفتی من هم این كار را كردم. اینها را كه می گوید با صدای بلند می خندد و تعریف می كند: «یادم می آید یكی از شاگردها كه استادش داخل اتاق در بسته پسایی می گرفت سقف را سوراخ كرده بود و از آنجا داخل را نگاه می كرد كه ببیند او چه می كند!» می گوید: «آن زمان وضعیت طوری بود كه وقتی شاگردی كار را یاد می گرفت شمشیرش را علیه استادش برمی داشت. استاد هم می گفت: كاری می كنم كه همیشه محتاج باشی. الآن دیگر این وضعیت به ندرت پیش می آید دیگر امكانش نیست. الآن همه چیز علمی شده و اندازه ها كاملاً مشخص است. دیگر این كارها فایده ندارد.»علم رنگ شناسی در یك اثر هنری مثل كاشی، كار استادان قدیم، علی رغم نداشتن سواد آكادمیك، آگاهی نداشتن از مبانی رنگ به شكل مدون، آنچنان به قدرت و قوت نمودار است كه تحسین برانگیز می نماید. رنگها در یك اثر هنری مثل یك تابلوی نگارگری یك بشقاب، یك كاشی یا یك فرش با چنان هارمونی دقیقی كنار هم قرار گرفته اند كه گویی با دقت بسیار بر اصول زیباشناسانه رنگ كه امروزه در كتابهای مختلف مورد بحث و بررسی است، پایه ریزی شده اند و شاید حقیقت این باشد كه این علم مدون خود بر پایه اصولی است كه یك استاد كار سنتی با تجربه بصری خود در اثرش پیاده كرده است. خزینه می گوید: «آنزمان قلع و سرب را باید خودمان خاك می كردیم و رنگها را با اسیدهای مس و براكس و كبالت تركیب می كردیم. یعنی خودمان می ساختیم می سابیدیم و آسیاب می كردیم. آن هم به آسیاب دستی. در واقع تركیب اندازه های مواد حاصل تجربه های شخصی خود آنها بوده است. هنرمندی كه آن زمان كار می كرده، ارزش كار خود را به دلیل تلاشهای بسیاری كه برای كسب آن می كرده، می دانسته است.»او معتقد است: «كاشی های قدیم» طاقت «بسیاری داشتند و این ویژگی در كاشی های امروز دیده نمی شود. در قدیم گل را ورز می دادند، در قالب می گذاشتند و كاشی می ساختند و لعابی كه ساخته و به كاشی زده می شد در جسم گل فرو می رفت. اما حالا خاك را شل می كنند، آبش را می گیرند و در كارخانه، زیر دستگاه پرس می گذارند. كاشی ای كه بیرون می آید بسیار نازك و كم« طاقت» است كارهای قدیم خیلی محكم بودند.»او معتقد است اگر چه طرحها و نقشهای امروز ظریف تر و بهتر از طرحهای قدیم است اما رنگ ها قدری «بزكی» هستند و اصالت رنگهای سنتی قدیم را ندارند.خزینه مساجد و امامزاده های بسیاری را كاشی كرده و سر درهای بسیاری ساخته كه تمام طرحها و رنگها را خود طراحی و انتخاب كرده است.

سمیه مؤمنی

وبگردی
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی - مدیر مسئول کیهان در حالی مدعی است که سیستم «مکینتاش» بیش از ۴۰ سال است که در کیهان مورد استفاده قرار می‌گیرد که این سیستم اساسا از سال ۱۹۸۴ یعنی ۵ سال پس از انقلاب تولید و نمی‌توانسته است زودتر از این تاریخ در کیهان مورد استفاده قرار گیرد.
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ /  دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ...
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ / دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ... - اخیراً رئیس جمهور حسن روحانی در توضیح علت قاچاق گفته است: علت قاچاق ارزانی است، وقتی جنسی در داخل ارزان است و در خارج گران، خود به خود قاچاق آن به خارج صورت می گیرد. به عنوان مثال چون الان گوشت در عراق گران تر از ایران است، از کشورمان به آنجا قاچاق می شود. درباره قاچاق بنزین نیز همین موضوع مصداق دارد.
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است - مشکل تولید فقط به سطح فناوری مربوط نیست. ما می‌توانیم یک وسیله و کالای باکیفیت بالا را تولید کنیم، ولی با قیمت بسیار گران که خریداری نخواهد داشت. در واقع اگر بتوانیم چنین کالایی را وارد کنیم در مقایسه با تولید آن به شدت به‌صرفه است. ولی در جریان تولید موشک با وضعیت دیگری مواجهیم. اول اینکه موشک را بدون قید و شرط نمی‌فروشند یا برخی کشور‌ها به دلایل امنیتی علاقه ندارند که در تامین نیازشان به این کالا‌ها…
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد - برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری شب گذشته با حضور عادل پیغامی اقتصاددان و سیداحسان خاندوزی عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.
کپی‌برداری «عین‌به‌عین»
کپی‌برداری «عین‌به‌عین» - انتظار می‌رفت که علیخانی هم در قسمت اول برنامه «عصرجدید» به کپی بودن «عین‌به‌عین» برنامه‌اش و شباهت آن با برنامه مشهور «گات تلنت‌ آمریکایی» اشاره کند و در مقایسه‌ای از ویژگی‌های احتمالاً متفاوت نسخه ایرانی این برنامه بگوید؛ علیخانی اما ترجیح داد در این زمینه حرفی نزند!
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان - مراسم استقبال از رئیس جمهور در سفر به استان هرمزگان.
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی!
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی! - در ویدیویی که در فضای مجازی داغ شده شاهد پخش کیک 40 سالگی جمهوری اسلامی
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو - چند سالی است از جمله روزهای اخیر که با نزدیک شدن به مقاطعی از جمله دهه‌ی فجر، شبکه‌های تلویزیونی فارسی خارج کشور مانند بی‌بی‌سی و من‌وتو مستندهایی از زمان انقلاب پخش می‌کنند که جزو آرشیو صداوسیما بوده است ولی تا امروز مشخص نشده است که چطور و توسط چه کسانی به دست آنها رسیده است؟
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد - دیدار و سلام نظامی فرماندهان نیروی هوایی ارتش به سیداحمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد انتقادهایی را در پی داشته است.