دوشنبه ۴ تیر ۱۳۹۷ / Monday, 25 June, 2018

فریادی به بلندای فردا


فریادی به بلندای فردا
جمعیت فداییان اسلام اصلاح رژیم شاه را در دستور کار خود قرار داد و امام خمینی(ره) تغییر رژیم شاه را، به اعتقاد نگارنده اصلاحات مورد نظر فداییان اسلام آنچنان آرمانگرایانه بود که مستلزم تغییر در نظام حاکم بود. در این مقاله ضمن پرداختن به تأثیر مهم جمعیت فداییان اسلام در تضعیف پایه های رژیم شاه، پیروزی ملت ایران در نهضت ملی شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامی از پیامدهای مبارک این مبارزات عنوان گردیده است.
براندازی رژیم دست نشانده شاه با انقلاب بزرگ ملت ایران به رهبری امام خمینی(ره) و تغییر از «نظام پادشاهی» به «نظام جمهوری اسلامی» از پدیده های مهم قرن بیستم بود. در عرصه سیاست داخلی ما شاهد دگردیسی از یک رژیم شبه مدرن اقتدارگرا به نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر رأی ملت بودیم.
در عرصه سیاست بین الملل نیز شاهد مواجهه ستیزه جویانه با قدرتهای سلطه گر، آرمانگرایی اسلامی ، تقویت پیوند با گروههای اسلام گرای مخالف سلطه بودیم. طولی نکشید که با پایان حیات رژیم های کمونیستی، اسلام، ج.ا.ا و گروه های اسلام گرا به محور ستیز و دشمنی آمریکا تبدیل گردیدند.اما پدیده« انقلاب اسلامی »به رهبری امام خمینی(ره) نظام سلطه بین الملل را به چالش طلبید و لقب استکبار جهانی وآمریکای جهانخوار به آنان داد .
نقش ممتاز جمعیت فداییان اسلام در تضعیف پایه های رژیم شاه و بالتبع آن وقوع انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی قابل توجه است.
امام خمینی(ره) به عنوان یک فقیه و رهبر سیاسی- مذهبی و جمعیت فداییان اسلام به عنوان یک گروه اسلامی آرمانگرا هر کدام در مقاطع مهمی از تاریخ معاصر به مواجهه با رژیم شاه پرداختند. سؤال اصلی این است که: وجوه تشابه در نوع مواجهه جمعیت فداییان اسلام و امام خمینی(ره) با رژیم شاه چیست؟!
پیامد سؤال فوق سؤالات فرعی دیگری است از قبیل این که:
۱- آیا استراتژی فداییان اسلام در مواجهه با رژیم شاه درصدد اصلاح وضع موجود بود؟
۲- آیا استراتژی حضرت امام در مواجهه با رژیم شاه تغییر وضع موجود بود؟لذا با توجه به سؤالات فوق فرض ما در این مقاله بر این است که:
« استراتژی جمعیت فداییان اسلام (۱۳۳۴-۱۳۲۴) در مواجهه با رژیم شاه «اصلاح وضع موجود» و استراتژی حضرت امام(ره) (۱۳۵۷-۱۳۴۲) در مواجهه با رژیم شاه و تغییر وضع موجود بود.»
استراتژی مواجهه با رژیم شاه
فداییان اسلام به عنوان یک گروه اسلامی آرمانگرا جایگاه ممتازی در تاریخ تحولات معاصر دارند. دهه فعالیت آنان (۳۴-۱۳۲۴) از مهمترین برگه های تاریخ معاصر ایران است. خروج ارتش سرخ از آذربایجان و تضمین استقلال ایران، ملی شدن صنعت نفت، کودتای ۲۸ مرداد و شکل گیری اولین جمعیت اسلام گرا و چالش آن با نظام حاکم وقت و جریانهای ضددینی از رخ دادهای مهم این دهه است.
دغدغه های مشترک دینی، پایگاه مشترک طبقاتی و آرمانگرایی اسلامی جمعیت فداییان اسلام را به سمت مواجهه با رژیم وقت و جریانهای فعال ضددینی سوق داد. ستیزه جویی انقلابی و فریاد اسلام خواهی فداییان چشمه ای از پتانسیل آزاد شده فضای نسبتاً آزاد پس از بیست سال حکومت اقتدارگرایانه پهلوی اول بود.
رهبر گروه فداییان اسلام سید مجتبی نواب صفوی در ۱۳۰۳ خورشیدی در محله خانی آباد تهران متولد شد. پدر وی که با فشارهای پهلوی از کسوت روحانیت خارج گردیده بود، به علت مخالفت با این سیاستها راهی زندان شد و پس از سه سال حبس به نحو مشکوکی در زندان جان سپرد(داود امینی، ۵۲: ۱۳۸۰ ). سیدمجتبی تحصیلاتش را در مدرسه صنعتی به اتمام رسانید و به استخدام شرکت نفت درآمد. اولین اقدام سیاسی نواب رهبری یک تجمع کارگری در آبادان علیه خشونت تحقیرآمیز انگلیسی ها نسبت به کارگران ایرانی بود. متعاقب این حادثه نواب به عراق رفت و در نجف به تحصیل علوم دینی پرداخت.
شرایط اقتصادی، فشار سیاسی اجتماعی نظام حاکم، محرومیتهای خانوادگی از ویژگی های مشترک این جمعیت است که مردانی پولادین و فدایی در راه آرمانهای دینی شان از آن ساخت.
نواب به دلیلی کاملاً سیاسی از ایران به عراق رفت و پس از کسب علوم دینی جهت مبارزه با جریان ضد دینی کسروی به ایران بازگشت و مبادرت به تشکیل «جمعیت مبارزه با بی دینی» نمود. اعلام موجودیت جمعیت فداییان اسلام با صدور اطلاعیه ای با تیتر «دین و انتقام» در ۱۰ اسفند ۱۳۲۴ بود. احمد کسروی تاریخ نگار ضد دین در ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ شمسی به وسیله یکی از اعضای جمعیت فداییان اسلام به قتل رسید. چند روز پس از آن اطلاعیه ای با عنوان «یک عید بر اعیاد مسلمین افزوده شد» توسط بازار تهران منتشر گردید. مجموعاً سه نخست وزیر و یک وزیر خارجه در دهه فعالیت فداییان اسلام توسط این گروه ترور گردید که بعضی از این اقدامات تأثیرات مهمی بر سیاست داخلی و جهت گیری سیاست خارجی ایران داشت.در ۱۳ آبان ۱۳۲۸ که نخست وزیر وقت هژیر از طرف جمعیت فداییان اسلام متهم به بی دینی و تقلب در انتخابات بود ترور شد.
متعاقب این اقدام انتخابات دور اول باطل شد و در دور دوم لیست مورد حمایت آیت الله کاشانی که در لبنان در تبعید به سر می برد وارد مجلس گردید.
بدین ترتیب یکی از جنجالی ترین و تاریخ سازترین دوره های قانون گذاری در کشور، یعنی مجلس شانزدهم شورای ملی بر اثر اقدامات موثر فداییان اسلام و نواب صفوی شکل گرفت.
رزم آرا که با جمله معروف و تحقیرآمیز «ایرانی لیاقت لولهنگ ساختن ندارد» ، در مقابل نهضت ملی شدن صنعت نفت ایستاده بود دومین نخست وزیری بود که به تیر فداییان اسلام از پای درآمد. رزم آرا در ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ با شلیک خلیل طهماسبی از پای درآمد و چند روز پس از آن با تصویب مجلس شانزدهم نفت ملی اعلام شد. تاکتیک فداییان اسلام در مبارزات سیاسی چنان بود که ابتدا به مخالفان سیاسی و دینی خود هشدار داده و آنان را از پی گیری طریقی که آن را مخالف دین اسلام تشخیص می دادند باز می داشتند، چنانچه این هشدار تأثیری بر جای نمی نهاد تهدید می کردند که به حکم مسلم دفاع از مال و جان و ناموس و دین و اجتماع مسلمین به ستیز آنان خواهند رفت.رویکرد نواب در مواجهه با جریانات و مظاهر ضددینی و رژیم شاه یک رویکرد اصلاحی است. نواب در مواجهه با کسروی نیز ابتدا شیوه گفتگو را انتخاب نمود و از باورهای دینی خود دفاع کرد.
مبانی اندیشه ای جمعیت فداییان اسلام از کتاب «جامعه و حکومت اسلامی» قابل استخراج است. آنان دین مبین اسلام را برنامه ای جامع و مانع برای اداره زندگی بشر و رستگاری در آخرت می دانستند.
نواب ضمن تبیین مفاسد موجود در جامعه که در فقر و بی عفتی، اعتیاد، قمار و بی بند و باری و غیره جلوه گر شده بود، به نمایاندن طرق اصلاح عموم طبقات اجتماعی پرداخته است. وی علاوه بر تقاضای اصلاحات در سطح روحانیت و مرجعیت، خواستار دگرگونی در وزارتخانه های فرهنگ، دادگستری، کشور، دارایی و... دستگاه های دولتی آن زمان می شود.
مانیفست «جامعه و حکومت اسلامی» ضمن این که پاره ای از مشکلات دامن گیر جامعه وقت ایران را بیان می کند، نوعی گفتمان آرمان گرایی اسلامی است که در آن دهه شکل گرفته و حاکم بر چارچوب اندیشه ای نواب است.
مانیفست نواب در استراتژی و اهداف اصلاح طلبانه و خواهان بازگشت به ارزش های ناب اسلامی است؛ اما این اهداف در بستر اجتماع و حکومت وقت آنچنان آرمان گرایانه می نماید که کنش گر سیاسی را وادار به جهت گیری رادیکال در نیل به اهداف سیاسی و مذهبی می نماید.
در کتاب کشف الاسرار امام خمینی(ره) انتقادات صریحی به استبداد رضاخانی شده بود و این الهام بخش نواب در آغاز حرکت سیاسی خود به عنوان یک دانش آموخته حوزه بود. نواب پشتوانه معنوی برخی از فضلا و علمای حوزه علمیه را نیز داشت.
نواب بدین ترتیب اولین گام انقلابی را در سیاسی نمودن حوزه پس از دوران استبداد رضاخانی برداشت و مواجهه ستیزه جویانه با مظاهر فساد و نظام های ضد دینی را تکلیفی بر عهده روحانیت دانست.
دومین ویژگی نواب ستیز با رأس هرم نظام غیردینی موجود بود. نواب رژیم وقت را مسئول نابسامانی ها و فساد موجود می دانست. نواب بدون چالش با مبانی مشروعیت وقت از مسئولین این رژیم می خواست که به مبانی اسلام عمل نمایند. اما این تکلیف فراتر از ظرفیت یک نظام دست نشانده که فاقد پایگاه مردمی بود.
مبارزات و نظرات سیاسی نواب در مانیفست جامعه و حکومت اسلامی واکنشی است نظری و عملی به بحران های موجود. مطالبات نواب از رژیم وقت و اصلاحاتی که مورد نظر ایشان است آنچنان رادیکال است که راهی جز تغییر نظام حکومتی نیست. شاید اگر الگوی حکومت اسلامی مورد نظر امام خمینی(ره) که در اواخر دهه چهل شمسی ارائه گردید در زمان حیات سیاسی نواب طرح می شد، با اقدامات جسورانه و انقلابی فداییان اسلام سقوط رژیم سلطنتی دو دهه زودتر اتفاق می افتاد.
نواب در تبیین الگوی مورد نظر خود می گوید: بایستی احکام اسلام اجرا شود، اگر اجرا می شد، محیط ایران از بامداد روزهای عمر خویش تا به شام نورباران بود. نه تنها نظام حاکم وقت ظرفیت و توان عمل نمودن به خواست های فداییان اسلام را نداشت، بلکه تضاد شدیدی نیز در مبانی اندیشه ای آنان به وجود می آمد. فضای پرتنش آن دوران و قتل نخست وزیران پهلوی دوم از پی آمدهای چنین تضادی بود. این تضاد، تضاد بین گفتمان آرمان گرای اسلامی و گفتمان شبه مدرنیستی پهلوی بود.
ریچارد کاتم می گوید: فداییان اسلام از نظر بینش مذهبی و سیاسی خواهان بازگشت جامعه اسلامی دوران صدر اسلام بودند، زمانی که دین از سیاست جدا نبود!
نواب صفوی در خصوص مسئله سیاست و منطق جمعیت درباره آن، در بازجویی ۱۳۳۴ شمسی می گوید: سیاستی که به معنای روز آن نقشه کشی های حق بازی است، دخالت در آن وظیفه مسلمانان نیست. اما دخالت در سیاستی که به معنای تدبیر امور جامعه از روی قوانین اسلام است، بر مسلمانان لازم است و این به معنای دیانت است.کمتر از یک دهه بعد از شهادت نواب، امام خمینی(ره) جوابی شبیه به مضمون فوق را به رئیس وقت ساواک رژیم شاه داد. کتاب کشف الاسرار امام خمینی(ره) بر مبارزات سیاسی جمعیت فداییان اسلام تاثیر وافری داشت.
نواب افق زرینی از جامعه اسلامی همراه با حاکمیت عدل اسلامی را در مقابل مخاطبان خود و مخصوصاً رژیم وقت گشود و تمام بی عدالتی ها، بحران ها، بی بند و باری ها و حرکت های گریز از مذهب حاکمیت وقت را به سپهر بی دینی برد و در این اولین اقدام سیاسی خود به تشکیل «جمعیت مبارزه با بی دینی» در مقابل این نظام مبادرت ورزید.
حرکت اصلاح گرایانه نواب که با روحیه ای انقلابی و ستیزه جویانه آغاز گردید تنها حرکتی در مواجهه با بحران ها، بی عدالتی ها و دین گریزی های نظام وقت نبود بلکه پتانسیل آزاد شده در مقابل دو دهه اقدامات خشونت بار پهلوی اول در مبارزه با مظاهر دینداری و تحقیر روحانیت و علماء دین بود.
امام خمینی (ره) در این باره می فرماید: «آن روز که رضاخان تعرض به عمامه ها می کرد من به یکی از ائمه جمعه گفتم اگر شما را نظمیه بردند و عمامه را برداشتند و موقع مسجد بود با همان لباس مبدل بروید مسجد.» امام (ره) در نامه ای به سیدمحمدرضا سعیدی با موضوع لزوم براندازی سلسله پهلوی در ۱۴/۸/۱۳۴۷ می فرماید: «سلف صالح ما- رضوان الله علیهم- فرصت عجیبی را در موقع رفتن سلف خبیث (رضا خان) از دست دادند و پس از آن فرصت هایی بود و از دست رفت تا این مصیبت ها پیش آمد. (۹)
تراژدی غم انگیز تاریخ آن است که در همان فاصله زمانی مورد اشاره امام (ره) فدائیان اسلام به تضعیف پایه های رژیم شاه پرداختند. نواب حرکت خود را یکه و تنها آغاز نمود و همراه یاران خود عاقبت جان بر سر اهدافش نهاد. نواب صفوی در مسیر حرکت اش در جایگاه یک مرجع دینی یا فقیه اسلام شناس بزرگ که بتواند خود به عنوان رهبری فرهمند، رهبری فکری یک جنبش فراگیر را بر عهده گیرد قرار نداشت از این رو بر نقش محوری علما و رهبران مذهبی در حکومت اسلامی آرمانی اش تأکید داشت . وی همواره از رهنمودهای مراجع و فقهایی چون آیات عظام حسین قمی، علامه امینی، میلانی، حجت، فیض، خوانساری و صدر بهره مند بوده است. (۱۰)
هدف بزرگ فدائیان اسلام که در حقیقت از هویت اسلامی آنان نشأت می گرفت، به تعبیر« آبراهامیان »در مبارزه با تمام اشکال بی دینی، خلاصه می شد. این ویژگی به علت کلیات و گستردگی مفهومی خود همه مجامع و محافل دینی و متولیان مذهب را مخاطب قرار می داد و توده های مسلمانان را به پشتیبانی فرامی خواند.
در نهایت نواب صفوی و همراهانش به تنهایی مسیر سخت مبارزات را تا پای چوبه اعدام پیمودند و از سوی علما و مراجع حمایت های چندانی ندیدند.
از دیدگاه امام مبارزات روحانیون بزرگواری همچون شهید نواب صفوی، روشنی بخش حیات اسلام و راه مبارزین بود. (۱۱)به طور کلی به لحاظ سیاسی و مذهبی امام خمینی(ره) و فدائیان اسلام دارای مبانی اندیشه ای و استراتژی مشترک در نیل به حکومت اسلامی بودند ولی دارای جایگاه های متفاوتی در امر مبارزه با رژیم شاه بودند.
امام خمینی (ره) زمانی که در مقابل رژیم شاه قرار گرفت، با توجه به پیشینه نظام حاکم مبانی مشروعیت آن را به چالش کشید. مواجهه وی با رژیم شاه به عنوان یک رهبر و از جایگاه مرجعیت دینی بود که ضربه ای کوبنده برای رژیم وقت محسوب می گردید.
امام پس از کشتار خونین ۱۵ خرداد ،۴۲ تغییر رژیم پهلوی را خواستار بود.
در حالی که جمعیت فدائیان اسلام آرمان گرایانی اسلامی بودند که اساساً به نظم موجود و نخبگان سیاسی حاکم مگر به اقتضای پایبندیشان به شریعت و التزام عملیشان به اجرای موازین شرع اعتماد نداشته و خواهان پیاده شدن تمام و کمال احکام شریعت بودند.اما نظام حاکم به علت فقدان مشروعیت ملی و مواجهه ای که با علمای مذهبی و دینی داشت فاقد ظرفیت لازم جهت عملی نمودن حتی بخش کوچکی از اصلاحات مورد نظر فدائیان اسلام بود.
امام (ره) با درک نکته فوق پایه های مشروعیت رژیم وقت را به چالش کشید و طلیعه شکوهمند انقلاب اسلامی را به ارمغان آورد.
منابع در دفتر روزنامه موجود است.
علی ایمانی


منبع : روزنامه همشهری

مطالب مرتبط

مخالف سیاست ضدمصدقی حزب توده بود

مخالف سیاست ضدمصدقی حزب توده بود
ایرج اسکندری از موسسین و رهبران اصلی حزب توده ایران، در ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۶۴ در برلین شرقی درگذشت. بابک امیرخسروی عضو سابق کمیته مرکزی حزب توده که به همراه فریدون آذرنور دیگر عضو این حزب، نقش اصلی را در ثبت و ضبط خاطرات ایرج اسکندری داشته است، در خصوص چگونگی ثبت و ضبط خاطرات او می‌گوید:« متوجه شده بودیم که ایرج بیمار است و سرطان دارد، این خطر وجود داشت که فوت کند و بسیاری از ناگفته‌ها را با خود ببرد. هدف من و آذرنور این بود که هرچه سریع‌تر شهادت او را در خصوص چند مورد مناقشه در تاریخ حزب توده ثبت و ضبط کنیم. به این مناسبت ما به شیوه‌ای ماراتن‌گونه و در جلساتی سه نفره در طول سال ۱۳۶۳ خاطرات او را ضبط کردیم. در آن زمان بنا بود اسکندری از برلین به پاریس نقل مکان کند و ما نیز در این فاصله خاطرات او را پیاده‌سازی کرده و سوالات جدید و بخش‌های ناگفته را با او واکاوی کنیم. اما متاسفانه در سفری که به برلین رفت تا بعد از آن برای همیشه به پاریس بیاید،بیماری او شدیدا عود کرد و درگذشت. با این وجود خاطرات ایرج اسکندری مجموعه‌ای است از بررسی و تحلیل اتفاقات تاریخ معاصر ایران از دوران رضاشاه تا پیروزی انقلاب اسلامی در گفت‌وگویی سه نفره میان او و دو عضو ارشد دیگر حزب توده ایران و نمونه بسیار جالبی از ضبط تاریخ شفاهی در ایران است. آقای امیرخسروی به عنوان اولین سوال و با توجه به اینکه ایرج اسکندری در دوران نخست وزیری احمد قوام به همراه ۲ نفر دیگر از رهبری حزب توده وارد کابینه می‌شود،می خواهیم بدانیم از دیدگاه شما،شرکت حزب توده در کابینه قوام را از چه زاویه‌ای می‌توان دید؟برخی معتقدند رابط موثر اصلی در این موضوع ایرج اسکندری بوده است دیدگاه شما چیست؟
به اعتقاد من، اصولا و به ویژه با توجه به سیاست‌های کلی حزب توده ایران درآن سال‌ها، شرکت در کابینه قوام، اقدامی درست و منطقی ودرراستای سمت گیری‌های سیاسی عمومی حزب بوده است. اینکه چه کسی واسطه رایزنی در این خصوص بوده وایرج اسکندری چه نقشی درآن داشته، بحثی فرعی است. توجه کنید که حزب توده ایران به عنوان یک چپ ملی اصلاح‌طلب پایه‌گذاری شد. سیاست حزب به طور روشن، طرفداری از قانون اساسی مشروطه بود. حزب حتی مخالفتی با نظام پادشاهی مشروطه نداشت و تمام تلاشش مبتنی بر عملی شدن و احیای مبانی قانون اساسی مشروطه بود که درزمان رضا شاه زیرپاگذاشته شده بود. حزب توده ایران، پیش از ورود به کابینه قوام ۸ نماینده در مجلس شورای ملی داشت. فعالیت‌های فراکسیون توده در این مجلس بسیار چشمگیروموثربود. همین فراکسیون در روی کار آمدن دولت قوام و رای اعتماد به او نقش تعیین کننده داشت. قوام السلطنه با یک رای بیشتر(۵۱ در برابر ۵۰)موفق به کسب رای اعتماد از مجلس شد که اتفاقا این یک رای، متعلق به دکتر رضا رادمنش عضو ارشد رهبری حزب توده بود. در آن روزها رادمنش در مازندران بوده است که از طرف حزب به او خبر داده می‌شود به سرعت برای شرکت در جلسه رای‌گیری در مورد نخست وزیری قوام به تهران بازگردد. رادمنش که وسیله نقلیه مناسبی نمی‌یابد، با یک کامیون زغال فروشی عازم تهران می‌شود و درست به هنگام اخذ رای، به مجلس می‌رسد و رای تمایل خود به قوام را اعلام می‌کند. طبیعی است وقتی یک فراکسیون پارلمانی به یک نخست وزیر رای می‌دهد و نخست وزیر تصمیم به تشکیل کابینه‌ای ائتلافی می‌گیرد و از حزب توده در این خصوص دعوت می‌کند؛کابینه‌ای که در آن افرادی از حزب ایران، ازجمله اللهیار صالح حضور دارند، دلیلی نداشت حزبی که در پارلمان حضور دارد، شرکت در چنین کابینه ائتلافی را رد کند. این دوره البته خیلی کوتاه و تنها ۳ ماه ادامه داشت اما در همین ۳ ماه وزرای توده‌ای اقدامات مثبتی را انجام دادند که درجامعه سیاسی آن روزها بازتاب زیادی داشت و دامنه نفوذ حزب را میان اقشارمختلف کشوربسیارگسترش داد. بنابراین تصور نمی‌کنم ایرادی به این اقدام رهبری حزب توده ایران، وارد باشد. چنانچه عرض کردم، درآن سالها، پارلمانتاریسم، ازعناصر اصلی سیاست حزب وشیوه مبارزاتی حزب در آن دوره بوده است.
اسکندری در جای جای خاطرات خود خصوصا در توضیح دوران حضور در مجلس و یا کابینه قوام مورد سیاست اصلی حزب مبتنی بر مبارزه سیاسی پارلمانی تاکید دارد،بر این اساس می‌خواهیم بدانیم مشی سیاسی او به عنوان یکی از عناصر اصلی یک حزب معتقد به مارکسیسم-لنینیسم بر چه پایه‌هایی بوده و در شرایط مختلف سیاسی چه تغییراتی کرده است؟
اسکندری عمیقا یک عنصر اصلاح طلب و چپ دموکرات ـ ملی بود. او در زمانی که تصمیم به تشکیل حزب توده ایران گرفته می‌شود معتقد بود که مارکسیست‌های ایرانی نیاز به تشکیل یک حزب توده‌ای وسیع برای فعالیت قانونی در ایران دارند. حزبی که در چارچوب قانون اساسی مشروطه حرکت کند. او به همین دلیل مخالف دیدگاهی کسانی بود که معتقد به تشکیل یک حزب با عنوان و برنامه یک حزب کمونیستی درایران بودند. اساسا اصطلاح «توده» نیزکه ازابداعات اوست، با همین نیت گزیده شد. اصولی که حزب بر پایه آنها شکل گرفت مبتنی بر دفاع از آزادی،دفاع از استقلال ایران و دفاع از حقوق زحمتکشان بود. بدین شکل پنج اصلی که نقش کار پایه حزب را ایفا کرد، از یک چارچوب رفورمیستی ورعایت قانون اساسی فراتر نمی‌رفت. حزب توده برنامه‌ای برای یک انقلاب برای سرنگونی نظام پادشاهی نداشت. ازآغاز تاپایان، ایرج اسکندری، درواقع در تمام طول زندگی سیاسی خود و در مواجهه با حوادث مختلف ایران، ودربزنگاه‌ها، دید اصلاح‌طلب خود را حفظ کرد.
می دانیم که دردوران حضور اسکندری در دولت و مجلس حوادث آذربایجان رخ می‌دهد. اسکندری در خاطرات خود به نامه‌ای به امضای خودش خطاب به مقامات شوروی در خصوص انتقاد حزب قضایای آذربایجان اشاره می‌کند،بر این اساس می‌خواهیم بدانیم دیدگاه اسکندری و همچنین رهبری حزب توده در آن سال‌ها نسبت به تشکیل فرقه دموکرات و اتفاقات آذربایجان چه بوده است؟
در خصوص تشکیل فرقه دموکرات باید بدانیم که این کار قطعا بدون اطلاع و یا مشورت ونظرخواهی بارهبری حزب توده ایران صورت گرفته است. مقامات شوروی در تماس‌های مستقل خود با پیشه وری، پادگان وشبستری، فرقه دموکرات آذربایجان را علم کردند. با نظر آنها سازمان ایالتی حزب توده در آذربایجان به فرقه دموکرات پیوست. بی آنکه قبلا با کمیته مرکزی حزب در تهران درمیان بگذارند و نظرخواهی کنند. این اقدام با واکنش و مخالفت تقریبا تمامی هیات رهبری حزب توده ایران مواجه شد. به‌گونه‌ای که کمیته مرکزی در مخالفت با آنچه در آذربایجان در جریان بود نامه‌ای را که اشاره داشتید خطاب به مقامات حزب کمونیست شوروی نوشت. این نامه چندی پیش درمیان اسناد کمینترن به دست آمده و انتشار عمومی یافته است. نامه‌ای که توسط ایرج اسکندری امضا شده است. در این نامه به تفضیل مراتب زیانبار بودن تشکیل فرقه دموکرات از نگاه حزب توده ایران شرح داده شده و از مقامات شوروی درخواست شده است تا جلوی فرقه را بگیرند. درنامه تاکیدشده است که اولا اتفاقات آذربایجان به صلاح ایران نیست و ثانیا صحیح نیست که در یک کشور دو حزب کارگری درآن واحد وجود داشته باشد. این نامه را ایرج اسکندری زمانی که به قصد حضور در کنفرانس جهانی کارگران در پاریس از راه مسکوعازم آن جا بود، تسلیم مقامات شوروی می‌کند. با این وجود در فاصله حضور او در پاریس مقامات سفارت شوروی در تهران اعضای برجسته حزب را به سفارت دعوت می‌کنند و به آنها می‌گویند جریان آذربایجان تجزیه طلبی نیست و قرار است آذربایجان همان نقشی را که در انقلاب مشروطه ایفا کرد باردیگر برای آزادی کل ایران ایفا کند! و شما باید ازآن حمایت کنید. کمیته مرکزی هم با توجه به توهمی که نسبت به صحت سخنان مقامات روسی داشته‌اند از فرقه حمایت می‌کنند. تاکید می‌کنم که نه تنها اسکندری بلکه بقیه اعضای رهبری حزب نیز، با تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان، مخالف بوده‌اند.
اسکندری در یکی از مهم ترین بزنگاه‌های تاریخی حیات حزب توده یعنی دوران نخست وزیری دکتر مصدق و کودتای ۲۸ مرداد در ایران نبوده است، با این وجود می‌خواهیم بدانیم که دیدگاه او نسبت به دولت مصدق و همچنین سیاست‌های حزب توده در مخالفت با اوچه بوده است؟
بعد از پایان ماجرای اجنبی پرداخته آذربایجان، که ازپیامد‌های آن یورش به سازمان‌های حزب و تشکیلات کارگری درسراسرکشور بود. برای ایرج اسکندری پرونده‌ای تشکیل دادند که مربوط به رویدادهای گذشته بود. اسکندری در دورانی نظارت بر سازمان ایالتی حزب در مازندران را بر عهده داشت و در این دوران در زدوخوردهای کارگری یک نفر کشته شده بود، بدین شکل اتهام قتل را متوجه اسکندری کرده بودند. خطر دستگیری اوومجازاتش بود. به این دلیل به مصلحت حزب از ایران خارج شد و متاسفانه در جریان اتفاقات سال‌های ۲۹ تا ۳۲ در ایران حضور نداشت. عدم حضور اودرایران درآن سال‌های سرنوشت ساز، واقعا ضربه عظیمی برای حزب بوده است. درسال‌های ابتدایی دهه ۳۰ که با ملی شدن نفت و حکومت ملی دکتر مصدق مصادف بود،حزب توده ایران سیاستی بسیار منفی و زیانبار نسبت به دکترمصدق و دولت او و جنبش ملی شدن صنایع نفت داشت. با این حال اسکندری که از اروپا ناظر بر عملکرد رهبری حزب بود در نامه‌های مفصل ومستدلی خطاب به رهبری حزب در ایران، تحلیل خود را در خصوص اشتباه بودن رفتار ضد مصدقی حزب توده ایران ارائه می‌کند و معتقد بوده است که مصدق شخصیتی ملی است و حزب باید به حمایت از او و دولتش بپردازد. کادرها و اعضای حزب توده ایران، از این نامه‌ها بی اطلاع بوده‌اند. فقط سال‌ها بعد از کودتای ۲۸ مرداد و مهاجرت رهبری حزب به خارج از ایران، در جلسه‌ای که در خارج از کشور در سال ۳۷ تشکیل شد و به پلنوم وسیع معروف شد،اشخاصی نظیر کیانوری و جودت که ازرهبری آن زمان درداخل کشوربودند، اذعان کردند که اسکندری سیاست‌های حزب را اشتباه می‌دانسته و این موضوع را در نامه‌های خود گوشزد کرده بود. اما کمیته مرکزی به دیدگاه اوتوجهی نمی‌کند.
با توجه به مهاجرت رهبری حزب بعد از کودتا، نگاه ایرج اسکندری به فعالیت‌های حزب در تبعید و مبارزه سیاسی در خارج از کشور چگونه بوده است؟
در خارج از کشور نقش رهبری حزب نقشی حاشیه‌ای بود. چرا که از مسکو و یا لایپزیک(شهراقامتگاه سران حزب توده در دوران تبعید درحومه آلمان شرقی) امکان رهبری فعالیت‌های حزبی در ایران وجود نداشته است. با این اوصاف در ابتدای دهه ۴۰ وقتی شاه اصلاحات را آغاز کرد،اسکندری معتقد بود باید این رفورم‌ها از سوی حزب مورد حمایت قرار گیرد. بعدها در اواخر دهه ۴۰ زمانی که به دبیراولی حزب انتخاب شد نیز طرحی را مطرح کرد مبنی بر اینکه غیرقانونی اعلام شدن حزب در سال ۲۷ وجاهت قانونی نداشته است و معتقد به فعالیت علنی و قانونی مجدد حزب در ایران بود. او همواره معتقد بود که شاه باید سلطنت کند، نه حکومت و نیروهایی مانند حزب توده ایران در این چارچوب باید فعالیت علنی وقانونی داشته و از آزادی‌ها و حقوق زحمتکشان دفاع کنند. البته در همان دوران عده‌ای به جد معتقد بودند تنها راه ایجاد هرنوع تغییر، واژگون‌سازی نظام حاکم و انقلاب است.
یکی از مسائل مهمی که همواره در مناسبات حزب توده ایران قابل تامل است نوع نگاه سران حزب به اتحاد شوروی است. اسکندری اگرچه در خاطرات خود به اعتراضات مکررش نسبت به دخالت روس‌ها در حزب می‌پردازد اما همیشه روابط دوستانه‌ای با آنها داشته است. بر این اساس نوع نگاه ایرج اسکندری نسبت به اتحاد شوروی و دخالت روس‌ها در مناسبات داخلی حزب را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
ایرج اسکندری و دکتر رادمنش و بسیاری دیگر از رهبران حزب توده ایران، به واقع ایراندوست و میهن‌پرست واقعی بودند. اما اسکندری‌ها مانند همه کمونیست‌های جهان، گرفتار یک تنگنای ایدئولوژیک بودند و نسبت به اتحاد شوروی درتوهم کامل بودند. امری که این خصوصیت ذاتی او را مورد تهدید قرارمی داد. اکثریت کمونیست‌ها در سراسر جهان معتقد بودند که شوروی «دژ استوارپرولتاریای پیروزمندِ جهان» است. شوروی وطن سوسیالیسم و مدافع جنبش‌های رهایی‌بخش و آزادی و تمامیت ارضی کشورهاست و فاقد انگیزه‌های استعمارگرایانه نسبت به دیگرکشورها وهمسایگان خویش است. این یک نگاه و درکِ به شدت غیرواقعی و فرسنگ‌ها با حقیقت «سوسیالیسم واقعا موجود» در شوروی فاصله داشت. بدبختانه این نگاه مختص ایران نبود. در اسناد خواندم که موریس تورز رهبر حزب کمونیست فرانسه که نماینده مجلس هم بود در جریان سخنرانی در برابر هزاران نفرپاریسی، به صراحت می‌گوید: اگر ارتش سرخ به دروازه‌های پاریس برسد کمونیست‌های فرانسوی به استقبال این ارتش شتافته و دروازه‌های شهر رابه روی آنها خواهند گشود. چرا که از نگاه آنان نیز، ارتش سرخ یک نیروی آزادیبخش بود که نقش اساسی در نابودی فاشیسم ایفا کرده بود. ایرج اسکندری یک اعتماد و باور فوق‌العاده ایده آلیستی به اتحاد شوروی داشت و این باور را تقریبا در تمام زندگی خود حفظ کرد. با این وجود باید بگویم افرادی مانند اسکندری و یا رادمنش، همانگونه که عرض کردم، تا پایان عمر، گوهر ایران دوستی و میهن‌پرستی خود را حفظ کردند. اما مساله دیگری که در طول زندگی حزبی به آن رسیده‌ام این است که علی رغم این اعتقاد راسخ او و دیگران به تمامیت ارضی ایران، به خاطرهمین عامل ایدئولوژیک وتوهمی که نسبت به دولت شوروی داشتند، این خطر وجود داشت که در بزنگاه تاریخی تعلق خاطر آنها به استقلال ایران، زیر سوال برود. چونانکه این اتفاق در مجارستان در ۱۹۵۶ در چک اسلواکی در ۱۹۶۸ و در افغانستان در ۱۹۷۹ افتاد. در این کشورها کمونیست‌هایی حضور داشتند که به دلایل ایدئولوژیک و طبق نظر مقامات شوروی از سوی دهقانان و کارگران کشورهای خود بیانیه دادند و از ارتش سرخ خواستند کشور آنها را اشغال کند تا از خطرموهوم امپریالیسم، رها شوند!آنچه امروز شما در افغانستان می‌بینید میراث اشغالگری آغازین ارتش شوروی است که بهانه به دست دیگران داد تا این کشور مظلوم را اشغال کنند. این مساله واقعا یک تراژدی انسانی است که افرادی معتقد به استقلال و تمامیت ارضی کشورشان در شرایطی قرار بگیرند که به دلایل ایدئولوژیک از ارتش بیگانه تقاضای اشغال کشورشان را داشته باشند. در آن زمان استالین تعریفی از انترناسیونالیسم پرولتاریا کرده بود که مطابق با آن منافع ملی باید تابع منافع انترناسیونالیسم پرولتری باشد و نماد این انترناسیونالیسم هم اتحاد شوروی بود. درآن تعریف آمده است: هر که اتحاد شوروی را بیشتر دوست بدارد انترناسیونالیست‌تر است. خب! وقتی این دیدگاه به ایدئولوژی تبدیل می‌شود، بی گمان خانمان‌برانداز است. با این تز شما می‌توانید مملکت خود را برای منافع شوروی بر باد دهید. با این وجود ایرج اسکندری معتقد به رابطه برابر و مبتنی بر حفظ احترام با حزب کمونیست شوروی بود. او اگر به دیدار حزب کمونیست شوروی می‌رفت معتقد به دیدار با اعضای یک حزب برادر بود. در حالی که بعضی افراد در داخل حزب توده به دیدار افرادی می‌رفتند که بعضا مامور کا. گ. ب بودند. او در دورانی که وزیر بود در برابر یک خواسته غیرقانونی روس‌ها ایستاده بود که در خاطرات به تفصیل آمده است. اسکندری و رادمنش در موارد مختلفی از دخالت حزب کمونیست شوروی در مناسبات حزب توده ناراضی بوده و این عدم رضایت را منتقل و گاهی در برابر خواست روس‌ها مقاومت هم می‌کنند. با این وجود، این مخالفت‌ها جنبه رودررویی نداشته است. ناگفته نگذارم که شوروی‌ها اسکندری را زیاد به بازی نمی‌گرفتند ومورد اعتماد آنها نبود. اگرچه نقش او را به عنوان یکی از موسسین حزب و منتخبین کنگره دوم، قبول داشتند.

وبگردی
قیمتهای روانی  / این آقایان عاقل / بیجاره مردم
قیمتهای روانی / این آقایان عاقل / بیجاره مردم - افاضات امروز معاون اول رییس جمهور، البته قبلتر نیز از زبان دیگر مقامات اقتصادی دولت از جمله نهاوندیان و نوبخت شنیده شده بود. یک اظهارنظر کلی و تاکید بر «عدم نگرانی مردم درباره وضعیت معیشتی» ! عجیب است این جملات شگفت انگیز از زبان جهانگیری که خود از منتقدان وضعیت مشابه در دوران احمدی نژاد بود. او حالا همان جملات را با همان ادبیات تکرار می کند! اما آقای جهانگیری! حقیقتاً این دلار و آن سکه و و قیمت های…
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم - لادن طباطبایی، بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون ایران که برای درمان بیماری فرزندش مدتی است در خارج از ایران به سر می برد امروز مهمان شبکه «من و تو» بود و بدون حجاب مقابل دوربین این شبکه حاضر شد.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!