سه شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ / Tuesday, 19 February, 2019

طب در گذر تاریخ از هخامنشی تا دوران اسلامی


طب در گذر تاریخ از هخامنشی تا دوران اسلامی
در ایران، یونان، روم، آشور، کلده، مصر و تمام جهان متمدن قدیم مردم از طب اطلاعاتی داشتند و کسانی که طبابت می‌کردند، گاهی به صورت موبدان خدمت می‌کردند و این بقراط حکیم بود که توانست طب را از این شکل خرافاتی و معبدی بیرون آورد. او ثابت کرد که مرگ و زندگی بر طبق قوانین منظم جهان رخ می‌دهد و به علاوه مسائل اجتماعی و وجدانی خاصی نیز برای طبیب معین نموده است که گواه آن « سوگندنامه سقراط» است.
در کشور ما طب و طبابت ادوار مختلفی دارد که مهم‌ترین آنها عبارتند از:
۱) دوران هخامنشی؛
۲) دوران ساسانی؛
۳) دوران اسلامی
۱) دوران هخامنشی
این دوره یکی از ادوار درخشنده و پرثمر طب ایران است و در ۲۵۰۰ سال پیش از این علم دارای منزلت خاصی بوده است چرا که در کتب مذهبی زرتشت نیز به خصوص از بهداشت، بسیار سخن گفته شده است. لذا از این دوران پزشکان طبقه‌بندی شده‌اند که مهم‌ترین آنها طبیب (پزشک)، جراح (کارد پزشک)، منتر پزشک و گیاه یا پسیانز هستند که در اوستا می‌توان به یادداشت‌هایی دراین مورد دست یافت.
۲) دوران ساسانیان
انتقال اصل و مایه طب، از دوران هخامنشی به دوران ساسانی بود اما بر اثر اختلافات مذهبی که در امپراتوری روم شرقی بین امپراتوران با دانشمندان و پزشکان پیدا شد، دوران جدیدی در تاریخ طب ایران و نتیجتاً در طب اسلامی پدیدار شد. ایران از همسایگان کشورهای روم شرقی بود بنابراین دانشمندان و پزشکان عالی رتبه از مرزها به ایران مهاجرت کردند و به تعلیم این دانش اشتغال ورزیدند و به این ترتیب بیمارستان و مدرسه جندی‌شاپور تاسیس شد. در دوران انوشیروان انقلاب بزرگی در علم طب ایران و جهان به وقوع پیوست که همانا تاسیس اولین کنگره پزشکی برای مناظره و مباحثه پزشکان در مورد فلسفه و طب بوده است.
۳) دوران اسلامی
واگذاری تمام میراث ساسانیان علاوه بر میراث بزرگ یونانیان به مسلمانان، پس از غلبه اعراب بر ایران و انقراض سلسله ساسانیان و اشاعه زبان عربی بود. مثلا در دوران عباسیان «جندی‌شاپور» به بغداد انتقال یافت به این ترتیب، کم‌کم بغداد مرکز علم و دانش پزشکی شد و جندی شاپور از رونق افتاد، خلاصه آن که به برکت تعالیم اسلامی مسلمانان به خدمات بزرگی در علم طب، ترجمه و تالیف متون پزشکی توفیق یافتند. در دوران اسلامی به خصوص در باب ترجمه در اثر تشویق‌های افراد درجه اول اجتماع، باب جدیدی بر مترجمین باز شد و آثار زیادی بصورت کتاب‌های طبی، علمی، فلسفی، تاریخی و غیره از زبان یونانی به عربی ترجمه شد.
گروهی از مترجمان نیز در غرب کشورهای مسلمان یعنی مراکش، الجزایر، اسپانیا، تونس و ... نیز به ادامه این خدمت اشتغال داشته‌اند. گروه بزرگی از مولفان بودند که پس از مطالعه کامل ترجمه کتاب‌های یونانی، خود توانسته‌اند کتاب‌هایی را نوشته و حتی به صورت نظم درآورند و از خادمان جهان پزشکی هستند. ولی پزشکان مشرق زمین قدم‌های بزرگ‌تری در راه پیشبرد علم طب برداشته‌اند. بیشترین سهم در طب اسلامی، متعلق به ایرانیان است. از بهترین شاگردان بقراط و جالینوس می‌توان از پزشکان مسلمان نام برد که با حفظ اخلاق پزشکی و سایر صفات نیک، بعدها حتی بر کتب اساتید خود نقد و بررسی نمودند.
▪ چهره‌های درخشان این دوره عبارتند از:
ـ محمد زکریای رازی صد و چند جلد کتاب و رساله در طب مانند حاوی و المنصوری و مرشد «و آبله و سرخک» تالیف نمود.
ـ شیخ ابوعلی‌سینا صاحب و مولف کتاب «قانون» و «نبض» و امثال آنها.
ـ اسماعیل جرجانی صاحب کتاب «ذخیره خوارزمشاهی»، «یادگار» و اغراض
ـ ابن‌رشد قرطبی صاحب کتاب «کلیات»، «سموم»، و «شرح بر قانون»
ـ علی‌بن عباس مجوسی ارجانی مولف کتاب «کامل‌الصناعه الطبیه‌الملکی»
ـ ابوالقاسم بن‌خلف الزهراوی مولف کتاب «التصریف»
در طی قرون سوم، چهارم، پنجم و ششم هجری قمری، پزشکان ایرانی توانستند برگ‌های زرینی بر تاریخچه طب جهان اضافه کنند و تحولات و انقلابات بزرگی را در طب ایجاد نمایند. از جمله محمد زکریای رازی، عباس مجوسی اهوازی، شیخ‌الرئیس ابوعلی سینا و اسماعیل جرجانی.
اگر بخواهیم مروری بر دستاوردهای تلاش‌های بی‌شائبه دانشمندان ایرانی و ثمرات آن در جهان پزشکی داشته باشیم می‌توانیم بگوییم.
۱) بیرون آوردن علم طب از صورت نظری و متحول ساختن این علم با ایجاد بستر مناسب برای عرضه طب عملی، گامی بسیار مثبت در راه توسعه و پیشبرد این دانش بوده است.
۲) ایجاد نظم و ترتیب در دانش طب پراکنده و بی‌سر و سامان یونانی و افزودن اطلاعاتی جدید در زمینه پزشکی و تکمیل اطلاعات قبلی.
۳) با نظر بر وظایف و طبایع شرح داده شده برای اعضای بدن، تاثیر دارو و درمان را با توجه به طبیعت داروها و شرایط اقلیمی بیماران وارد علم پزشکی ساخته‌اند و توانستند تا قرن شانزدهم، هفدهم و نیمه‌های قرن هجدهم در علم پزشکی اروپا، تاثیرات حیرت‌انگیزی به جای بگذارند. حتی عده زیادی از پزشکان اروپایی (آلمان و اتریش) تحت تاثیر افکار و تحقیقات پزشکان اسلامی قرار گرفتند و آنان را آرابیست (Arabistes ) می‌نامیدند که تا اوایل قرن هفدهم میلادی در اروپا از حامیان زیادی برخوردار بودند و افکارشان مورد توجه بوده است.
کار آنها تحقیق و بررسی عینی روی نتایج به دست آمده از پژوهش‌های پزشکان اسلامی و بسط و ترویج افکار آنها بوده است که گروه بزرگی از پزشکان را تشکیل می‌داده‌اند. خود این پزشکان گروه‌های فکری و مکتب‌های علمی در اروپا ایجاد کردند که از آن شمار می‌توان مکتب سالرن و پادوا در ایتالیا را نام برد که تحت تاثیر و نفوذ مستقیم دانشمندان علم طب اسلامی بوده‌اند. ترجمه‌هایی از آثار دانشمندان اسلامی نیز نشان دهنده نفوذ همه جانبه آثار آنها بر نام‌آوران عرصه علم طب در دیار فرنگ است برای مثال می‌توان از ترجمه کتاب «آبله و سرخک» رازی که به زبان لاتین ترجمه شده و همچنین ترجمه «قانون» ابوعلی سینا یاد کرد که هر یک حدود چهل تا پنجاه بار به زبان‌های زنده دنیا تجدید چاپ شده است.
علاوه بر آن ژراد دو کرمن فرانسوی از معروف‌ترین کسانی است که به ترجمه قانون شیخ و حاوی و منصوری زکریای رازی و کتاب تصریف ابوالقاسم پرداخته است و از کسانی که اطلاعات طب اسلامی ایران را به اروپا برده‌اند و همچون گنجینه‌ای از آن مراقبت کرده‌اند می‌توان از ژردبرد وریاک و آشوک ریموند نام برد.● عصر تحول طب اسلامی ایران
این مهم از زمانی شروع می‌شود که کتاب ذخیره خوارزمشاهی توسط سید اسماعیل جرجانی نوشته و تالیف می‌شود (متوفی به سال ۵۳۱ هجری قمری). این دانشمند والامقام ایرانی جنبش عظیمی در نشر متون پزشکی در تمدن اسلامی در آن زمان ایجاد کرد که کتب نوشته شده خود را به زبان فارسی به رشته تحریر درآورد که همان «ذخیره خوارزمشاهی» است.
▪ کتاب ذخیره خوارزمشاهی مشتمل بر ده جلد کتاب کوچک‌تر، به شرح زیر است:
۱) کتاب اول: در شناختن حد و حدود طب هدف آن و گنجینه بدن انسان از مواد، خلط‌ها، مزاج‌ها، طبیعت بدن‌ها، عادت‌ها و شرح هر یک از اعضای بدن.
۲) کتاب دوم: در تشخیص بیماری‌ از حالت‌های بدن انسان و انواع و درجه‌بندی بیماری‌ها و دلایل آن و تشخیص و شناسایی نبض بیمار، تفسیر و شناسایی حل بیمار مبتنی بر موارد زائدی که از تن بیرون یا خارج می‌شود مانند عرق و ادرار.
۳) کتاب سوم: در حفظ تندرستی و چگونگی انجام این امر و شناخت نوشیدنی‌ها و خوراکی‌ها و میزان و چگونگی خواب و بیداری، و حرکت، سکون و بازشناسی انواع رایحه‌ها و عطردرمانی (Aromatherapy) و تدابیر و راه‌های به کارگیری روغن‌ها، مصرف مسهل و ملین و مواد تهوع‌آور، چگونگی انجام فصد و حجامت و فواید شادی و مضرات غم و مسائل فرهنگی روانشناسی که لفظ قدیم بسیار زیبا و دلنشین بیان شده است و تشخیص نشانه‌های بیماری و پرورش بچه‌ها و نگهداری از پیران و مسافران از جمله مطالب بسیار شیوا، دقیق و مهمی است که از آن سخن به میان آمده است.
۴) کتاب چهارم: در تشخیص مرض و بیماری‌ و راه‌های آن که بسیار ظریف و مدبرانه بیان شده است.
۵) کتاب پنجم: علل و علامت و عوارض تب و چگونگی معالجه آن.
۶) کتاب ششم: در معالجه بیماری‌ها از فرق سر تا نوک پا.
۷) کتاب هفتم: در معالجه ورم‌ها، آماس‌ها، زخم‌ها و چگونگی شکافتن و داغ کردن آنها (جراحی) و معالجه کردن عضوی که سیاه شده و می‌میرد، چگونگی معالجه شکستگی و ضرب خوردگی.
۸) کتاب هشتم: در زمینه راه‌های حفظ بهداشت و آراستگی ظاهری.
۹) کتاب نهم: در زمینه چگونگی کارکرد و استفاده از زهرها و پادزهرهای مهم در پزشکی.
۱۰) کتاب دهم: در تعب‌هایی که به شکل‌های گوناگون پدیدار می‌شوند
همچنین سه کتاب دیگر نیز در این دوره به زبان فارسی نوشته‌اند که عبارتند از «یادگار»، «اغراض الطبیه و مباحث العلائیه» و «خف علایی و یا خفی علایی».
▪ از جمله کتاب‌های مهمی که در چنین دورانی تالیف شد، می‌توان از کتاب قانون شیخ که شامل پنج کتاب بدین ترتیب است، نام برد:
۱) کلیات که شامل چهار فن و چهار شیوه است.
۲) ادویه مفرده (داروهایی گیاهی) که شاملیت آن بر دو جمله است.
۳) بیماری‌های اعضای بدن از سر تا نوک پا که شامل بیست و دو ضو تکنیک است.
۴) بیماری‌های تخصصی که به عضو خاصی اختصاص ندارد.
۵) داروهای گیاهی مرکب که در بردارنده مقالات و دو جمله است.
یکی از مولفین بزرگ کتاب‌های طبی در تمدن اسلامی، سید اسمعیل طبیب بوده است. از دوران حمله مغول و خسارات فراوان وارده بر ایران زمین، تا دوران قاجار هیچ کتاب و رساله پزشکی‌ای نوشته نشده است.
کتاب «تحفه حکیم مومن» اثر محمد مومن بن میرزا محمد زمان تنکابنی از آثار درخشان در زمینه طب سنتی و خواص گیاهان، کانی‌ها، روغن‌ها و مواد طبیعی درمانی است که قدمت آن حدودا از زمان صفویه انتشار یافته است. «تحفه حکیم مومن» در نتیجه و حاصل مطالعات نویسنده آن در دوران خود است، قابل توجه است که عموما در آن دوران تحصیل علم پزشکی که به همراه حکمت و فلسفه و تواما آموخته می‌شده است شکل یادگیری در حضور استاد به صورت دیدن چهره و حال و هوای بیمار (معاینه)، نبض‌گیری و نسخه‌نویسی (تغذیه و گیاهان مفرده و مرکبه دارویی) بوده است، چنانچه تا حدود نیم قرن پیش در کشور ایران هنوز این روش وجود داشته است.
یکی از کتب قابل توجهی که در این دوران تالیف شد کتاب « مالایسع الطبیب جهله یا مالایسمع الطبیب» تالیف یوسف بن اسماعیل خویی شافعی معروف به «ابن الکبیر» که نام آن را «جامع» گذاشته اند که شامل دو کتاب یا دو قسمت است که اولی در دواهای مفرده و تغذیه و دومی در داروهای مرکب است.
کتاب دیگر به نام «جامع‌المفردات الادویه و الاغذیه» تالیف ابن‌بیطار (ضیاء‌الدین عبدالله بن احمد مالقی اندلسی) «اهل اسپانیا» است.
کتاب دیگری که در این زمینه خوش درخشیده است« تذکره شیخ داود انطاکی» این کتاب، نوشته شیخ داود بن انطاکی «پزشک» است که ملقب به بینا بوده است و این کتاب شامل چند باب است:
۱) باب اول: در زمینه کلیات علوم پزشکی
۲) باب دوم: در قوانین افراد و ترکیب
۳) باب سوم: در مفردات و مرکبات
۴) باب چهارم: در بیماری‌ها
کتاب‌هایی که در این زمینه به تالیف رسیده است کتاب «حاوی رازی» و اختیار « شرح جالینوس بر بقراط » و «قرابادین موجز » و «حواشی بر قانون ابن سینا» و «رساله در فصد» است.
کتاب قانون اثر ابوعلی سینا، سال‌های سال در کشورهای اروپا مورد توجه بوده و تدریس شده است و در دانشکده‌های پزشکی در سراسر جهان به زبان‌های مختلف تدریس گشته است. کتاب معالجات بقراتی نیز در این زمینه در آن دوران منتشر شد.▪ کتاب حاوی کبیر و صغیر:
کتاب حاوی به زبان ساده تالیف «محمدبن زکریای رازی» پزشک نامی ایران است. این کتاب بعد از مرگ رازی با کمک و زحمت خواهر رازی تدوین گشته است. به طوری که در اخبار است رازی یادداشت‌های حاوی را تهیه کرده است ولی عمرش برای تدوین کامل آن کفاف نداده است و همان گونه که می‌دانیم کتاب «حاوی» دایره‌المعارفی است که شامل ماوقع و آنچه است که در مطب رازی رخ داده و حاصل معالجه و روایت علایم بیماری بیماران در بیمارستان است و شاهکار بزرگ علم پزشکی و مایه افتخار تمدن بزرگ اسلامی است.
کتاب حاوی شامل ۱۲ باب است بدین شرح:
ـ در درمان بیماری‌ها و بیماران
ـ در حفظ بهداشت
ـ در بخیه و شکسته‌بندها و زخم‌ها
ـ در نیروی داروها و غذاها
ـ در داروهای مرکب
ـ در صنایع پزشکی و وسایل مورد استفاده در این صنعت
ـ در داروسازی رنگ و مزه و بوی داروها
ـ در بدن‌ها، انواع طبایع و چگونگی عملکرد آنها
ـ در وزن‌ها و پیمانه‌ها
ـ در تشریح اعضای بدن، آناتومی و فواید و کارآمدی هر عضو بدن
ـ در دلایل و اسباب و وسایل طبیعی در پزشکی
کتاب حاوی همچنین به زبان لاتین «Continens» نیز ترجمه شده است.
بهترین نسخه کتاب حاوی همان است که در کتابخانه‌ای در نزدیکی مادرید اسپانیا موجود است که بهترین نسخه این کتاب است که با اقتباس از آن جلدهای دیگری به این شرح منتشر شده است:
جلد اول: بیماری‌های مربوط به سر (مغز و اعصاب)
جلد دوم: بیماری‌های چشم
جلد سوم: بیماری‌های گوش و بینی و دندان
جلد چهارم: بیماری‌های ریه
جلد پنجم: بیماری‌های مری و معده
جلد ششم: استفراغ‌ها، چاقی و لاغری
جلد هفتم: بیماری پستان، کبد و قلب
جلد هشتم: ورم امعا و بیماری‌های مربوطه
از نام ایلاقی (شرف‌الزمان» که از شاگردان بنام بوعلی‌سینا در طب بود نمی‌توان گذشت. کتب «طب ایلاقی»، «فصول ایلاقی»، «فصول ایلاقیه» یا «ایلاقیه ا لفصول» در کتابخانه‌ها و فهرست‌ها دیده می‌شود و مورد اعتبار بوده است.
کتاب « کوناش فاخره»: از نوشته‌های محمدبن زکریای رازی بوده است که در زمان خود برای طلبگان علم طب و دانشجویان این رشته دارای ارزش ماهیتی فراوان بوده است.
نام دیگری که در دوران خلفای عباسی بر سر زبان‌ها بوده است «یوسف ساهر» معرفو به «یوسف القس» است. وی به علت داشتن نوعی بیماری‌به «یوسف ساهر بیدار» مشهور گشته است. نوشته‌های او شامل دو فصل مجزا می‌شود.
قسمت اول : بیست باب (فصل) در مورد اعضا و جوارج بدن انسان و قسمت دوم حدود ۶ فصل است و در مورد وظایف اعضای بدن به صورت نامرتب توضیح می‌دهد.
در تاریخ طب همچنین به کلمه‌ای برمی‌خوریم که به معنای خاندان پزشکی است که در پیشبرد اهداف دانشگاه «جندی شاپور» سهم بسزایی داشته‌اند که به آنها «بختشیوع» می‌گفتند.
یکی از مورخین بزرگ اروپایی در مورد خاندان پزشکی « بختشیوع» چنین می‌نویسد:
۱) بختشیوع اول (بنیانگذار)
۲) جرجیس طبیب (۷۶۱میلادی)
۳) بختشیوع دوم (۸۰۱ میلادی)
۴) جبرائیل (۸۲۸ میلادی)
۵) جرجیس دوم
۶) بختشیوع سوم (۸۷۰)
۷) عبیدالله
۸) یحیی یا یوحنا
۹) جبرائیل (۱۰۰۶ میلادی)
۱۰) بختشیوع چهارم (۹۴۵ میلادی)
«جالینوس» حکیم از پزشکان بزرگ و بی‌نظیر یونان است که دنباله‌رو تحقیقات بقراط است و علم طب بسیار مدیون اوست. نوشته‌های او اغلب به زبان عربی ترجمه شده و مدت‌ها به جهان پزشکی جسم و ذهن خدمت کرده است. در این زمان حکام هندی و یونانی از خود آثار بسیار ارزشمندی به جای گذاشته‌اند که در جای خود از آن یاد خواهد شد. در این دوران می‌توان از آثاری چون: «کتاب النبض الکبیر»، «سته عشر»، «کتاب النفس»، «کتاب حیله البرء»، «کتاب ایام البحران»، « کتاب القوی الطبیعه»، «کتاب صرع الاطفال»، « کتاب الذبول»، «کتاب التریاق»، « کتاب الاودیه المفرده» و « الاخلاط لبقراط» می‌توان نام برد که هر یک از این کتب از طرف دانش‌پژوهان طب مورد استقبال و توجه شایانی قرار گرفت و سال‌های سال منبع اطلاعاتی برای این گروه بوده است.
کتاب دیگری که در این زمینه مورد بررسی و توجه قرار گرفته «کتاب کامل الصناعه» تالیف و نوشته «ابوالحسن مجوسی اهوازی» است که از پزشکان بزرگ و نامی مسلمان و حاذق و دانشمند بوده است.
وی در ساختن مراکز درمانی معروف در زمان عضدالدوله دیلمی خدماتی انجام داده و کتاب او «کامل الصناعه» مبتنی بر دو بخش مهم و عمده است. قسمت تئوری و قسمت عملی که دارای فصل‌ها و مقالات و بخش‌‌های کوچکتر است. قابل ذکر است که این کتاب در حدود سال ۱۵۰۰ میلادی ترجمه و در حدود سال ۱۵۲۵ میلادی در فرانسه چاپ شد و بسیار مورد استفاده پزشکان در دانشکده‌های پزشکی آن زمان قرار گرفته است، این کتاب در ایتالیا و فرانسه ترجمه شده است.
جالب توجه است که یک دوره کامل جراحی که از زمان یونانیان شروع شده در این کتاب به رشته تحریر درآمده است و بسیار مورد استفاده جراحان اروپا قرا رگرفته است.
منابع و مراجع غنی در این مورد کتب: « اهوازی کیست» و «ملکی چیست» هستند. همچنین «پندنامه اهوازی» که در حدود ۱۳۲۶ در تهران چاپ شد و چاپ مجدد آن در سال ۱۳۲۶ شمسی بوده است. کتاب «تحفه حکیم مومن» نیز از کتب گرانمایه در زمینه طب قدیم است که حدود ۳۰۰ سال است که مورد تحقیق پزشکان علوم قدیم قرار گرفته است. این کتاب یکی از پر ارزش‌ترین کتب طبی در اسلام و ایران است که در نوع خود کم‌نظیر، کامل، پویا و مفید است و در زمینه درمان بیماری‌ها با داروهای گیاهی با منشاء‌ طبیعی، معدنی و حیوانی است.


مطالب مرتبط

سیر تحولات علم پزشکی

سیر تحولات علم پزشکی
● مقدمه
هرگاه که مطلبی در خصوص روند شکل گیری تمدن اسلامی مطالعه می کردم ، به دلیل علاقه شخصی نظرم به بخش علوم و فرهنگ بخصوص علم پزشکی جلب می گشت . ولی غالبا آنچه که با آن مواجه می شدم این بود که نویسنده ابتدا به ذکر احادیث و دستورات بهداشتی که از زمان پیامبر اکرم(ص) ذکر شده پرداخته و سپس وارد شرح و تفسیر دورانی می شود که امروزه آنرا با نام نهضت ترجمه می شناسیم. آنگاه چند قرن جلوتر آمده و به ذکر احوال پزشکان نامی چون رازی و بوعلی سینا می پردازد . این الگوی ثابتی است که تقریبا در اکثر منابع فرهنگ و تمدن اسلامی با آن مواجه هستیم .(۱)
در خلال این مطالعات اکثرا این سوال مطرح میگردد که :
▪ دلایل این وقفه ها و یا تاریکی ها در سیر تکوین علوم ، بخصوص علوم پزشکی چیست؟
▪ آیا دستورات بهداشتی اسلام صرفا جنبه الهی داشته و متصل به منابع وحی و آسمانی بوده یا حداقل قسمتی از آنها از تمدنهای دیگر اقتباس گشته است؟
▪ منحنی و سیری که علم پزشکی در طول این چهار قرن طی کرده چگونه بوده است؟
▪ چرا در برخی از ادوار در منابع حتی نام یک پزشک را هم نمی توان یافت ولی در دوره های دیگری با نوعی فوران علمی بخصوص در زمینه پزشکی مواجه هستیم؟
▪ چرا نهضت ترجمه با آنهمه ابعاد وسیعش به ناگهان در زمینه علم طب فروکش کرده و اقدامات بزرگی آنگونه که شایسته این دوران طلایی می باشد انجام نپذیرفت؟
▪ چه شد که مجددا زمینه ها و فرصت هایی فراهم گشت که از درون آن پزشکان عالی مقام و نامداری چون رازی ، مسکویه و بوعلی سینا ظاهر گشت؟
هنگامیکه تصمیم به انجام این تحقیق گرفتم ، تحت تاثیر قالبهای که از قبل در ذهن من شکل گرفته بود به اشتباه محدوده زمانی تحقیق را از ورود اعراب مسلمان به ایران تا قرن ۴ هجری در نظر گرفتم. این اشتباه ناشی از قضاوتی بود که غالبا از طرف مورخین در خصوص تاریخ ایران می شود. نظر اکثر محققین بر این است که کشور ما دوره های متفاوتی دارد که هر دوره واجد خصوصیات منحصر به فردی بوده و آنرا از دیگر دوره ها متمایز می کند. این نظر به حدی عمومیت دارد که حتی مورخ بزرگی چون اشپولر را هم تحت تاثیر قرار داده و اینگونه اظهار نظر می کند:
«یکی از مشخصات تاریخ ایران تقسیم بندی روشن و محسوس آن به دوره های مجزا و بزرگی است که هریک از آنها به سهولت از دیگری متمایز می شود و کیفیت خاص خود را آشکار می سازد حتی در هزاره های اول نیز هریک از دوره های تاریخی به نوبه خود بر اثر یک سقوط ملی به پایان رسیده و یا آغاز گردیده است »(۲)
مرحوم زرین کوب هم در کتاب تاریخ ایران بعد از اسلام مشابه این نظر را دارد:
«پس از جنگ نهاوند . . . اعراب بر ایران استیلا پیدا کردند و با غلبه آنها دوره تاریخ قدیم ایران پایان یافت و فصلی تازه در تاریخ ایران آغاز گشت»(۳)
به نظر من این قضاوت از آنجا ناشی می شود که تاریخ را به صورت یک مجموعه کلی نگریسته و تنها از منظر سیاست به آن نگاه کنیم. اگر تاریخ تنها سرگذشت پادشاهان و بیان اخلاق سیاسی آنها باشد این قضاوت درست است ولی اگر تاریخ را به اجزای سازنده اش تقسیم کنیم ، دیگر نمی توان این چنین به سهولت بین ادوار مختلف تمایز قایل شویم. این مسئله خصوصا زمانی پررنگ می گردد که قضاوت شما در مورد اجزای فرهنگ و تمدن بوده و منحصر به زمانهایی در ابتدا و یا انتهای یک دوره خاص باشد.هیچگاه نمی توان گفت که فرهنگ مردم در دوران حکومت ساسانی به ناگهان دگرگون شد و ظرف چند سال این تحول پیوند آنها را با گذشته قطع نمود.
در خصوص پیشرفتهای علمی هم وضع به همین گونه است.اگر قرار است ما اجزای یک تمدن را بررسی کنیم ، حتما مجبور خواهیم بود که ریشه ها و زمینه های آنرا از مدتی قبل در نظر گرفته و قبول نماییم که پیشرفتهای علمی آهنگی منحنی وار داشته و نمی توان ابتدا و انتهای آنرا بصورت قطعی ، حداقل در یک دوره کوتاه تعیین نمود.
با توجه به دلایل ذکر شده در بالا و با توجه به بررسی هایی که در منابع نمودم ، تصمیم گرفتم که عنوان تحقیق را کمی تغییر داده و برای توضیح بیشتر ، زمان آنرا کمی عقب تربرده و حداقل به دوران شروع کار دانشگاه جندی شاپور برسانم.
● طب در دانشگاه جندی شاپور
هر گونه بیان و اظهار نظری در خصوص تاریخ طب ایران ، نا خودآگاه نام جندی شاپور و دانشگاه پرآوازه آنرا در ذهن انسان زنده می نماید.نقش غیر قابل انکاری که این شهر در جمع آوری و تکوین علوم دنیای قدیم و بخصوص علم طب دارد ، بر هیچ محقق پوشیده نیست.
هرچند که نام جندی شاپور با نام شاپور ساسانی عجین گشته ، ولی به واقع می توان گفت بنای اولیه این شهر بسیار کهن است. به نظر می رسد که تاسیس اولیه آن به دوران ما قبل تاریخ و زمان ورود آریایی ها برسد ولی بعدا توسط شاپور تجدید بنا گشته است. منظور اولیه او از این تجدید بنا که بوسیله اموال غارت شده شهر انطاکیه و نیروی کار اسیران رومی صورت گرفته بود ، ایجاد مسکنی برای استقرار اسیران رومی و یونانی و استفاده از تخصص های آنان بود.(۴)
اما چه چیز باعث شد که در طول زمان این شهر تا حدودی تغییر کاربری داده و چهره آن به صورت شهری مبتکر و پیشرو در علوم زمان بخصوص علوم یونانی و هندی درآید؟ به نظر می رسد که علت آنرا در دو مقوله مجزا از هم باید جستجو کرد:
علت اول اهتمام شدیدی بود که پادشاهان ساسانی ، که به نوعی یک حکومت دینی تشکیل داده بودند ، نسبت به جمع آوری کلیه بخشهای پراکنده اوستا و آموزه های دینی زرتشتی داشتند. قسمت عمده کتاب مقدس زرتشتیان ، که بیشترشامل قسمتهای علمی آن می باشد ، به دلیل حمله اسکندر و پس از آن بی مهری و کم توجهی پارتیان ، پراکنده گشته بود و اکنون ضرورت جمع آوری آن به طرز محسوسی احساس می شد. مورخ شهیر تاریخ ساسانیان ، کریستین سن در این خصوص چنین می گوید:
«کتب مذهبی اوستایی در اثر بقای کیش زرتشتی در دوران تاریک غلبه اسکندر و سالهای بعد از آن ، همچنان محفوظ مانده بود ، ولی آثار اوستایی در زمینه های غیر دینی مانند طب ، نجوم ، جغرافیا و فنون به طور عمده به هندوستان ، یونان و کشورهای دیگر پراکنده شده بود.اکنون جمع آوری مجدد این آثار وجهه همت شاپور قرار گرفت و دستورات لازم درباره آن صادر گردید. ظاهرا در این دوره در ریشهر ، ناحیه ای در شوش هیاتی از نویسندگان تاسیس شد که کارشان ثبت مطالب مربوط به نجوم و علوم سری به زبان مخصوص و شاید با علامات رمزی به نام گشتک بود . . . » (۵)
دومین عاملی که انباشت و پیشرفت علوم دنیای قدیم را در این شهر باعث شد ، ماجرای مهاجرت علمای نسطوری بود که مقارن این دوره به جندی شاپور آمده و تحولی عمده در تاریخ آن ایجاد نمودند.
خلاصه ماجرا از این قرار بود که شهر الرها یا ادسا به دلیل موقعیت سوق الجیشی و مهمش همواره مورد توجه دانشمندان یونانی و ایرانی قرار داشت و مدرسه معروفی به همین نام در آنجا ساخته شده بود.الرها یک شهر کاملا یونانی بوده و به دلیل نفوذ فراوان کلیسا و علمای مسیحی بخصوص پاپ سایه ای از تعصب مذهبی بر آن گسترده شده بود و این درست برخلاف جندی شاپور بود که از هر تعصبی فارغ و آزاد بوده و محدودیتی برای دانشمندان نداشت.(۶)
تعدادی از علمای متعصب مسیحی که همواره هرگونه نوآوری در زمینه مسائل علمی را بدعت در دین به حساب می آوردند پس از مدتی با اسقفهایی که در این دانشگاه مشغول تدریس علوم مختلف و بخصوص پزشکی بودند دچار اختلاف نظر شده و این اختلاف نظر را به پاپ منتقل کردند. پاپ هم از طرف کلیسای مسیحی مدرسین مدرسه را تکفیر کرده و به دنبال آن مدرسه الرها توسط امپراطور روم بسته شد. جماعت علمای حاضر در دانشگاه هم که آوازه جندی شاپور را شنیده بودند به آنجا سرازیر شدند. شاید یکی از دلایل مهم چنین مهاجرتی آزادی مذهبی و صلح و امنیتی بود که بر شهر جندی شاپور حاکم گشته بود.حدود یک قرن صلح و امنیت که حاصل اتمام جنگهای بین ایران و روم بود باعث شده بود که تدریس علوم و بخصوص علوم پزشکی به روال عادی درآمده و بدین طریق علوم یونانی از طریق مهاجرین شهر الرها به ایران سرایت کرد. شدت این تاثیر پذیری به حدی بود که مدرسه جندی شاپور کاملا تحت نظر علمای نسطوری اداره می شد.سیریل الگود محقق توانمند تاریخ پزشکی ایران دراین باره می گوید :
«هنگامیکه شاپور بر تخت سلطنت نشست شهر را وسعت داد و تاسیس دانشگاه نیز در آن شهر به وی نسبت داده شده است تصور می شود این دانشگاه تحت نظر اولیای کلیسای نسطوری اداره می شده زیرا پزشکان و روحانیون موظف بودند هر روز پیش از آغاز خدمت روزانه در مراسم دعای صبحگاهی شرکت جویند » (۷)
از سیر تحولات مدرسه جندی شاپور در بقیه دوران حکومت ساسانیان اطلاع چندانی در دست نداریم و همین قدر میدانیم که پزشکان متبحری از این مدرسه به اطراف کشور و حتی کشورهای همجوار گسیل می شده اند که نام برخی از آنان در آثار بزرگانی چون سعدی ، جاودانه گشته است. (۸)
مقارن ظهور اسلام و حمله عرب به ایران مدرسه در اوج اقتدار علمی خود به سر برده و غنای آن زمینه ساز تحولات بعدی در علم پزشکی شد. گرچه شهر در سال ۶۳۶ میلادی به سردار سپاه اسلام تسلیم گشت ، ولی دوراندیشی مسلمانان و آوازه علمی دانشگاه باعث شد که از گزند حوادث مصئون بماند تا سالهای سال همچنان به عنوان پرچمدار علوم پزشکی دنیای قدیم و بخصوص علوم یونانی مطرح باشد. گرچه با مهاجرت اساتید مبرز آن به بغداد کم کم خورسید پرآوازه آنجا رو به غروب رفت و بغداد جای آنرا گرفت ولی همواره شهرتش به عنوان زمینه ساز تحولات و پیشرفتهای علم پزشکی در اسلام باقی ماند.
به عنوان نکته پایانی این بخش دو اظهار نظر از دو نفر از پژوهشگران تاریخ تمدن اسلامی را برای مزید اطلاع خوانندگان محترم می آورم.
سیریل الگود می گوید:
«از جمله ، طب عرب در زمان مامون از منابع مختلفی فراهم گردیده و از همه بیشتر مدیون افکار یونانیان بود و این از روزی که داریوش دموکدس را مجبور ساخت مهارت علمی خود را به کار اندازد روز به روز افزایش می یافت. با وجود این درست نیست بگوییم که مطالعه آثار یونانی نخستین بار به وسیله خلفای عباسی امکان پذیر گردیده است زیرا اصول طب که در جندی شاپور متداول بوده نیز تا اندازه زیادی یونانی بوده و تصور می رود مدتها پیش از چیرگی عرب بر ایران ، ترجمه های سریانی در کنابخانه بیمارستان موجود بوده است . به همین نحو نباید افتخار گشایش عصر ترجمه را که در زمان مامون در بغداد معمول شده و به اوج خود رسیده بود به این خلیفه منسوب دانست.» (۹)
همچنین سید حسین نصر در اظهار نظری مشابه معتقد است که :
«پیوستگی بزرگ میان طب اسلامی و یونانی را باید در پزشکی اواخر عصر ساسانی خصوصا در مدرسه جندی شاپور جستجو کرد نه اسکندریه . به هنگام ظهور اسلام جندی شاپور بهترین دوران خود را می گذرانده است. مدرسه مزبور که مهمترین مرکز پزشکی عصر به شمار می آمد محیطی بود که مرکز تجمع دانشمندانی با ملیتهای گوناگون بود و سنتهای پزشکی یونانی ، هندی و ایرانی را با هم درآمیخته زمینه را برای پزشکی اسلامی آماده می کرد.» (۱۰)
● پزشکی در دوران اموی
یکی از ادوار پرابهام و تاریک تاریخ سرزمین ایران یک قرن و نیم ابتدای استیلای مسلمانان بر آن است.اطلاعات ما از تحولات انجام شده در این دوران ، در عرصه های اجتماعی ، فرهنگی و علمی بسیار ناچیز است و به جرائت می توان گفت که منبع یا ماخذ قابل اعتمادی برای روشن شدن تاریخ علم در این دوران موجود نیست . به قول ا . س . کندی :
«از قضا آگاهی ما درباره علم در عصر ساسانی بیش از اطلاع ما از همین زمینه در صد سال استیلای عرب می باشد.» (۱۱)
این تاریکی که بر کلیه عرصه های تاریخ ایران در این دوران سایه افکنده ، باعث بروز اظهار نظرهای متفاوت و گاهی متضاد در بین مورخین گشته است.چنان که برخی قوم عرب را ، قومی بی فرهنگ و بی توجه و حتی دشمن علم و دانش دانسته و معتقدند که مسلمانان به هر کجا که وارد شده علما را کشته و کتابخانه ها را سوزاندند . (۱۲) برخی دیگر توصیه های اسلام در خصوص لزوم یادگیری علوم را ملاک قرار داده و مسلمانان را در همه جا حامی علم و دانش دانسته اند. (۱۳)
تا آنجا که مربوط به موضوع تحقیق ما می شود به جرائت می توان گفت که مسلمانان بعد از فتح جندی شاپور نه تنها قتل و ویرانی و کتاب سوزی نکردند بلکه با مردم با خوش رفتاری معامله کرده و مدرسه طب را دست نخورده در اختیار استادان مسیحی باقی گذاشتند (۱۴) و حتی نویسنده شهیری چون سید حسین نصر معتقد به استمرار حرکت علمی جندی شاپور در مقیاس وسیعتر می باشد. هرچند که برای ادعای خود دلیلی ذکر نکرده است :
«از یک جهت فعالیت علمی این دوره ادامه فعالیتهایی بوده که از اواخر عصر ساسانی آغاز شده بود اما به مقیاسی بسیار وسیعتر »(۱۵)
آنچه مسلم است پس از پیروزی عرب بر ایران یک دوره سکوت و خاموشی از نظر علوم بخصوص علم طب در ایران ایجاد شد . از تمام آنچه که به عنوان فعالیت علمی می توانیم از آن نام ببریم ، در تمام خلافت دوران امویان در دمشق خبری در دست نداریم و در خصوص علم طب اگرچه از وجود مدرسه جندی شاپور و ادامه حیاتش اطلاع داریم و لی از نحوه کار و سیر تحولات علمی آن بی اطلاع هستیم. به قول الگود در تاریخ آن زمان حتی یک نام دیده نمی شود که فعالیت مدرسه را در فاصله بین بازگشت حارث بن کلده به نزد پیامبر و خوانده شدن آن استاد دانشمند (جورجیس اول) به نزد منصور دوانیقی نشان دهد .(۱۶)
اما دلیل این تاریکی و خاموشی چیست ؟ آیا در این دوران فعالیتهای علمی در سطح وسیع آنچنان که در دوران ساسانیان وجود داشته ، ادامه یافته است و به دلیل از بین رفتن منابع و شواهد امروزه اطلاع درستی از آنها در دست نیست؟ یا اینکه پس از استیلای عرب آهنگ فعالیتهای علمی کند و یا راکد شده و به همین دلیل این دوران سکوت و خاموشی بر سیر تحولات علمی بخصوص طب سایه گسترده است ؟
به گمان می رسد که نظر دوم واقعی تر و با سیر حوادث روی داده در طی این صدوپنجاه سال بیشتر منطبق باشد. دلیل این رکود علمی را در چند چیز می توان دانست . اول اینکه این نکته مسلم است که اعراب فاتح چیزی در زمینه علم و فرهنگ نداشتند که بر معارف ایران بیفزایند. منابع مطالعه درباره وضع علوم و طب مقارن ظهور اسلام در شبه جزیره عربستان و در میان مسلمانان بسیار ناچیز است و اگر چیز مختصری هم در این خصوص موجود بوده ، از بین رفته و به دست ما نرسیده است . اگر از آثار پزشکی که بعدا نوشته شده بگذریم ، جز اشارات پراکنده ای که در اشعار عرب و در خود قران وارد شده چیز دیگری در دست نداریم. (۱۷) دلیل دومی که به نظر نگارنده می رسد در واقع همان رابطه ای است که بین قوم غالب و مغلوب شکل گرفته و در این مورد این رابطه در بین اعراب فاتح و ایرانیان مغلوب وجود داشته است . اگر بپذیریم که گسترش فعالیتهای علمی همیشه در طول تاریخ در پناه حمایت حکومت ها و سلسله های محلی قرار داشته و بدون پشتیبانی مادی و معنوی آنها اینگونه فعالیتها امکان پذیر نبوده است ، و اگر بپذیریم ، هرچند که ممکن است به مذاق ما خوش نیاید ، که ما قوم مغلوب بوده و اعراب نگاه فاتحانه ای به ما داشته اند ، دیگر نباید انتظار شکوفایی علم و دانش و بخصوص علم طب را در این دوران داشت. سراسر دوران حکومت امویان ، ایران دستخوش حوادث و جنگ و آشوب های فراوانی بود که هر کدام از آنها باعث می شد دانشمندان و اطباء به جای پرداختن به مسائل علمی تنها به فکر حفظ جان و مال و احیانا موقعیت خودشان باشند. در ضمن از آنجا که ایران از سرزمینهای مفتوحه بود ، در نظر اعراب به عنوان عرصه ای برای گسترش اسلام ، منبع ثروت برای تامیین مخارج حکومت اسلامی و احیانا مرکزی که ممکن است یاغیان و ناراضیان حکومت اسلامی آنجا را پناهگاه خود کنند نگریسته می شد و به دلیل همین دیدگاه میدان و جولانگاهی برای دانش پروری و علم اندوزی باقی نمی ماند. ویکتور دانر در این باره می گوید :
«در ابتدا (دوران اموی)به بخش ایرانی عالم اسلام توجه اندکی شده بود زیرا مرکز صحنه که در دست پیشگامان و راهنمایان بود نخست در حجاز و سپس بعدها در دمشق و بغداد قرار داشت . این امر تا حد زیادی بواسطه خاستگاههای اسلام در حجاز و جابجاییهای بعدی پایتخت آن و انتقال بعدی مراکز فرهنگی به جاهای دیگر . . . بود.» (۱۸)
با توجه به همه مسائل گفته شده در بالا و با پذیرش اینکه ما در آن زمان کشوری مستقل نبوده و به عنوان بخشی از حکومت اسلامی که از مرکز آن در خارج از ایران قرار داشت ، محسوب می شدیم ، می توان این دوران دویست ساله رکود علمی ، خاموشی فرهنگی ، ابهام تاریخی و یا به قول مرحوم دکتر زرین کوب دو قرن سکوت را توجیه کرد.
● عباسیان و تحولات علم طب
با فروپاشی دولت اموی و روی کار آمدن عباسیان ، نگرش طبقاتی که در زمان آنها به وجود آمده و برتری عرب را بر عجم تبلیغ می کرد تضعیف شده و خلفا گرایش بیشتری نسبت به حضور عنصر ایرانی در دستگاه خلافت پیدا کردند. یکی از مصادیق بارز این تمایل حضور پزشکان ایرانی در دستگاه خلافت از زمان منصور به بعد بود. این حضور به حدی پررنگ جلوه گرشد که برخی نویسندگان معتقدند ، منسب وزارت که در ابتدای دوران عباسی شکل گرفت اغلب در اختیار پزشکان قرار می گرفت.(۱۹)البته به نظر نگارنده شاید این نکته از نظر این نویسندگان مخفی مانده باشد که در آن زمان اهل علم به یک یا چند شاخه از علوم بسنده نکرده و معمولا عالم به همه علوم زمانه بخصوص پزشکی بودند.
منصور به دلیل بیماری سوهاضمه ای که همواره از آن رنج برده و پزشکان مخصوص خلیفه از درمان آن عاجز مانده بودند ، از جورجیس بختیشوع رئیس دانشگاه جندی شاپور دعوت نمود که به بغداد بیاید. بختیشوع پسرش را به عنوان رئیس دانشگاه منصوب نموده و خودش به همراه تعدادی دیگر از همکارانش به بغداد وارد شد. این آغاز نفوذ پزشکان غیر عرب به دربار خلیفه بود. در کتاب مختصرالدول در خصوص این اتفاق چنین نوشته شده است:
«این هیئت با عزت و احترام مورد استقبال قرار گرفت و چند روز بعد خلیفه داستان بیماری اسف انگیز خود را با جورجیس در میان گذاشت و با کمال خوشوقتی وعده درمان خود را از او استماع کرد . معالجه با موفقیت کامل انجام گرفت و متعاقب آن از جورجیس خواسته شد که با سمت سر پزشک خلیفه در دربار باقی بماند» (۲۰)
این حضور به عنوان نقطه عطفی برای خاندان بختیشوع و کلیه پزشکان غیر عرب به حساب می آید چون اولا به غیر از جورجیس که علاوه بر علم طبابت در علم ترجمه هم متبحر بوده و شهرتی به سزا داشت و گفته می شود از اولین مترجمان آثار طبی به زبان عربی بود (۲۱) ، بقیه خاندان او و فرزندانش برای سالیان دراز(تا زمان عضدالدوله)در دربار خلفای عباسی می زیستند. فرزندان بختیشوع گرچه اعتبار علمی پدر را نداشتند و بیشتر به امور سیاسی مشغول بودند ، ولی به هر حال همواره مقرب درگاه بودند. ثانیا حضور آنان به منزله فتح بابی بود برای حضور دیگر اطبای غیر عرب در دستگاه خلافت که از مهمترین آنها می توان به خاندان ماسویه طبیب اشاره کرد.
ماسویه پزشک به همراه پسرانش میکائیل و یوحنا در دستگاه هارون الرشید نفوذ کرده و به دلیل شهرت علمی که داشتند به رقابت با خاندان بختیشوع پرداختند. از میان پسران ماسویه یوحنا از شهرت علمی و طبی بیشتری برخوردار بود و در دوران چهار خلیفه عباسی یعنی مامون ، معتصم ، واثق و متوکل به امر طبابت و ترجمه آثار یونانی اشتغال داشت. الگود در مورد او می گوید:
«یوحنا فرزندی نداشت که نام او را زنده نگه دارد ولی در عوض کتب و آثار فراوانی از خود به یادگار گذاشت . این نوشته ها تقریبا تمامی رشته های طب از جمله طب بالینی ، زنان ، داروسازی و تشریح را حتی به صورتی ساده تر شامل می شوند.» (۲۲)
از تحولات عمده ای که به عنوان اوج افتخار علمی دنیای اسلام محسوب گشته و زمینه ساز پیشرفتهای بعدی بود ، نهضت ترجمه می باشد. البته در این مورد منابع مختلف بحث های فراوانی کرده اند و قصد ما تنها بررسی تاثیر آن بر تطورات علم طب است .
نهضت ترجمه که از اوائل دوران عباسی شروع شده بود در دوران مامون با شروع به کار بیت الحکمه به اوج خود رسید. این دوران به قدری دارای اهمیت است که به جرائت می توان گفت یکی از اعصار مهم تاریخ پزشکی می باشد.اشتیاق فراوانی که در بین مترجمین ، که اکثر آنها پزشکان دربار خلیفه بودند ، برای ترجمه آثار طبی یونانی وجود داشت و حمایتی که از طرف خلفای وقت از این حرکت علمی صورت می گرفت و دقتی که مترجمین برای ترجمه این آثار به کار می بردند ، همه از جمله عواملی بود که این دوران را به دوره ای طلایی در شکوفایی علمی بخصوص علم طبابت تبدیل کرد. اهمیت این خیزش علمی، از نظر ترجمه آثار و پیشرفتها ی علوم در حدی است که برخی نویسندگان این دوران را معادل دوره تجدید حیات علمی در غرب می دانند و معتقدند که مترجمان اروپایی از نظر سبک ترجمه و دقت لازم به مراتب از همکاران عرب خود عقب تر بودند.(۲۳) همانطور که قبلا نیز گفتم اکثر این مترجمان پزشکان مسیحی بوده و در دربار خلیفه زندگی می کردند.در کتاب طبقات الطباء نام تعداد زیادی از این پزشکان ذکر گشته است که از شاخص ترین آنها می توان به اسرائیل بن ذکریا ، ثابت بن قره ، یوسف الساهر ، سنان بن ثابت ، هلال بن ابراهیم و . . . اشاره کرد. (۲۴)گرچه تعدادی از آنها به دنبال زراندوزی هم بوده اند ولی اکثر آنان در تحولات عمده ای که در وضعیت بهداشت و درمان ایجاد شده دخیل بوده اند که به عنوان مثال می توان از سنان بن ثابت نام برد. الگود در مورد آن چنین می گوید:
«سنان در طب نیز در سازمان دادن بیش از درمان کردن استاد بود وی از کمکها و همفکری های وزیر علی بن عیسی هم استفاده می کرد و این دو به کمک هم توانستند خدمات بهداشت عمومی را به پایه ای از کمال که تا آنروز سابقه نداشت برسانند.بغداد در آن زمان به کمبود بیمارستان دچار بود و در تمامی شهر فقط چهار بیمارستان برای رفع احتیاج وجود داشت... بنا بر این علی بیمارستان دیگری به خرج خود در قسمت غربی شهر....بنا کرد این بیمارستان به پیشنهاد سنان تحت نظر ابوعثمان سعید بن یعقوب الدمشقی که پزشک مخصوص وزیر و سر پزشک کلیه بیمارستانهای بغداد بود قرار گرفت. همچنین وضع بیمارستانها و مقررات قبول بیماران را بهبود بخشید.»(۲۵)
یکی از شاخه های پزشکی که در این دوران به اوج شکوفایی خود رسید ، چشم پزشکی بود. گرچه مسلمانان در داروسازی هم پیشرفتهای زیادی داشتند ولی ابداع روشهای جدید در چشم پزشکی از افتخارات طب اسلامی بود. دانش و هنر چشم پزشکی در میان رومیان و یونانیان چندان پیشرفته نبود.مسلمانان دانسته های این دو ملت را از طریق ترجمه به دست آورده و سپس بر آنها افزودند.(۲۶)بر اثر پیشرفت این علم مسلمانان قادر بودند که بسیاری از بیماریهای چشم را توضیح داده و درمان آنها را بیان نمایند . به خصوص در زمینه جراحی چشم به پیشرفتهای چشم گیری دست پیدا کرده و حتی در عمل جراحی کاتاراکت (آب مروارید) روش ابداعی آنان تا سالها مورد استفاده پزشکان غربی بود.
پس از به خلافت رسیدن متوکل به دلیل سخت گیری هایی وی در مسایل مذهبی و تعصبی که روی غیر مسلمانان بخصوص پزشکان داشت ، حرفه پزشکی سخت تحت فشار قرار گرفت. (۲۷) همانطور که در ابتدای مقاله هم بیان کردم هرگاه حمایت دولتی از بخش تحقیقات علمی و دانشمندان کم شود علم و دانش خود به خود به سمت رکود و حتی قهقرا پیش خواهد رفت. زمان متوکل یکی از همین ادواری است که سیاست خلیفه باعث ایجاد رکود در علم طبابت شد و این امر تا زمان آل بویه ادامه داشت. گرچه مراکز طبی و بیمارستانهای محدودی که قبلا شکل گرفته بود به کار خود ادامه می دادند ولی سیاست متوکل در تقلیل هزینه ها و اعمال محدودیت های سخت بر غیر مسلمانان و بخصوص پزشکان که اغلب مسیحی بودند موثر واقع شده و باعث بروز رکود علمی شد که تا ورود دیلمیان به دستگاه خلافت عباسی ادامه داشت.
● تاثیرآل بویه در تحولات علم طب
با ورود آل بویه به عرصه سیاست و اعمال نفوذ در دستگاه خلافت بار دیگر فضای نسبتا مناسبی برای تنفس دانش و فرهنگ بوجود آمد و پزشکان مجددا به کارهای علمی روی آوردند.معزالدوله دیلمی که امیری با نفوذ و قدرتمند بود و تحت تاثیر تمایلات ترک و عرب قرار نداشت ، یک آرامش نسبی جهت علما و پزشکان فراهم آورد. گرچه ارزش علمی دوران او با دوران مامون برابر نبود ولی تشویق و تقویتی که از پزشکان به عمل می آورد ، باعث فراهم شدن زمینه ای شد که در دامان آن پزشکان بزرگی چون ابن سینا و رازی متولد شوند. ابن العبری در کتاب خود در مورد این دوران چنین می گوید:
« بدین ترتیب این گونه مطالعات و تفکرات که مرده بودند جانی تازه یافتند و مشتاقان این حقایق که پراکنده بودند بار دیگر انجمن آراستند. جوانان به تحصیل و مطالعه تشویق شدند و پیران به ارشاد و تربیت مامور گشتند. میدان آزاد و وسیع شد و بازار قابلیت ها که قبلا خریدار نداشت گرم و رایج گردید.» (۲۸)
یکی از کارهای بزرگ امرای آل بویه بخصوص عضد الدوله اهتمام فراوانی بود که در امر ساختن بیمارستان داشت و بیمارستانهای زیادی در شهر های مختلف برپا کرده و در هرکدام پزشکان نامداری را مسئولیت داده و به کار گمارد. البته افتخار ابداع روشهای درمانی بیمارستانی را باید تا اندازه زیادی از آن ایرانیان دانست . بیمارستانهایی که در دوران اسلامی در شهرهای مختلف بخصوص بغداد ساخته می شد معمولا از الگوی بیمارستان جندی شاپور پیروی کرده و جالب اینکه تامیین کننده کادر پزشکی و پرستاری این بیمارستانها تا سالیان دراز همچنان مرکز جندی شاپور بود. اگر گفته شود که اصول ساسانی دچار مرگ شد تا حیات در کالبد نوزاد اسلام دمیده شود سخنی به گزاف گفته نشده است.(۲۹) در این بیمارستانها که به مانند مراکز درمان دانشگاهی امروزی عمل می کردند همه انواع کارهای پزشکی و داروسازی انجام می شد و در کنار آن پزشکان با سابقه به آموزش اطباء جوان می پرداختند. البته قبل از عضد الدوله بیمارستانی در قسمت قدیمی شهر ساخته شده بود که در جنوب غربی و طرف دروازه کوفه قرار داشت. (۳۰) این بیمارستان از قدیم الایام به عنوان مریضخانه مرکزی بغداد به حساب آمده و اکثر اطبای بغداد از دوران بختیشوع تا زمان تاسیس بیمارستان عضدی در آنجا مشغول به کار بودند. عضدالدوله به دلیل اهتمام و عشقی که به امر ترجمه مطالب علمی و پزشکی و تربیت اطباء نامدار داشت بیمارستانهای بزرگی را در شهرهای مختلف از جمله شیراز و بغداد برپا کرد.بیمارستان بغداد در سال ۹۸۲ میلادی تکمیل شد و او برای استخدام کارکنان لازم از بهترین پزشکانی که در عراق ممکن بود پیدا شوند دعوت به کار کرد. به طوری که مورخین می نویسند تعداد کارکنان این بیمارستان به حدود هشتاد تن می رسید.(۳۱)
در بستر چنین شرایط فراهم آمده ای بود که پزشکان بزرگ و نامداری چون ابوعلی احمد بن مسکویه ، بوعلی سینا ، رازی و علی بن عباس پرورش یافتند که همواره به عنوان افتخارات علمی دنیای قدیم بر پهنه آسمان فرهنگ و دانش این سرزمین می درخشند.
● نتیجه گیری
پیشرفت علم پزشکی در ایران ، و با کمی تامل در کل جهان اسلام ، از دانشگاه جندی شاپور آغاز شد. ضرورتی که ساسانیان در جمع آوری قسمتهای مختلف اوستا احساس می کردند ، باعث شد که بخشهای پراکنده طبی این کتاب مقدس هم ، از کشورهای مختلف از جمله هندوستان جمع آوری شده و به صورت منسجم درآید. پس از تکفیر اساتید مسیحی مدرسه الرها توسط پاپ ، آنها به دلیل عدم وجود تعصب مذهبی در جندی شاپور ، به این مرکز سرازیر شدند. به تبع این حضور، دانش و علوم طبی یونانی هم به مدرسه وارد شده و سنگ بنای علم پزشکی برای ادوار بعدی گذاشته شد.
با هجوم اعراب مسلمان به امپراطوری ساسانی ، هرچند مدرسه جندی شاپور از آسیب و گزند در امان مانده و اعراب متعرض اساتید آن نشدند ، ولی به دلیل وجود جو آشوب و تشنجی که در دو قرن اولیه اسلام ، در مناطق مختلف وجود داشت ، عملا قدم موثری برای پیشرفت بیشتر برداشته نشد و مدرسه در حالت رکود باقی ماند.
با اهتمام خاصی که عباسیان به ترجمه آثار علمی دیگر کشورها بخصوص آثار یونانی نشان دادند ، بار دیگر علم طب رونق گرفت ولی این بار مرکز ثقل آن با هجرت اساتید جندی شاپور به بغداد ، به این شهر منتقل شده و علما و پزشکان به صورت فعال به کارهای علمی و ترجمه آثار سایر ملل پرداختند و برای اولین بار ، در این شهر بیمارستانی با سبک مشابه بیمارستان جندی شاپور ، بوجود آوردند.
با سخت گیری هایی که از دوران متوکل به بعد در مورد اساتید و پزشکان غیر مسلمان اعمال می شد و با کاهش هزینه های مربوط به امور علمی ، یکبار دیگر پیشرفت علم طب دچار یک رکود نسبی شد که تا بر آمدن دولت دیلمیان به طول انجامید.
پس از روی کار آمدن حکومت آل بویه و ارزش و احترامی که این خاندان برای دانشمندان و پزشکان قائل بودند ، بار دیگر بارقه امید در دل اهل علم تابیدن گرفت و زمینه و بستر مناسبی فراهم شد که از دل آن بزرگترین مفاخر علم پزشکی دنیای قدیم یعنی رازی ، ابن سینا ، مسکویه و ... پا به عرصه فرهنگ و دانش نهادند.

وبگردی
پژو 206 دولت روحانی 72 میلیون تومان
پژو 206 دولت روحانی 72 میلیون تومان - در حالی که طی روزهای اخیر افزایش عجیب قیمت خودرو، بازار خرید و فروش را زمین گیر کرده و شرایطی ویژه بر این بازار حاکم کرده است، خودروسازان از امروز، ساعت ۱۰ صبح طرح ویژه پیش فروش فوری خودرو را با قول تحویل خودروها طی سی روز آغاز کرده‌اند.
کپی‌برداری «عین‌به‌عین»
کپی‌برداری «عین‌به‌عین» - انتظار می‌رفت که علیخانی هم در قسمت اول برنامه «عصرجدید» به کپی بودن «عین‌به‌عین» برنامه‌اش و شباهت آن با برنامه مشهور «گات تلنت‌ آمریکایی» اشاره کند و در مقایسه‌ای از ویژگی‌های احتمالاً متفاوت نسخه ایرانی این برنامه بگوید؛ علیخانی اما ترجیح داد در این زمینه حرفی نزند!
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان - مراسم استقبال از رئیس جمهور در سفر به استان هرمزگان.
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی!
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی! - در ویدیویی که در فضای مجازی داغ شده شاهد پخش کیک 40 سالگی جمهوری اسلامی
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو - چند سالی است از جمله روزهای اخیر که با نزدیک شدن به مقاطعی از جمله دهه‌ی فجر، شبکه‌های تلویزیونی فارسی خارج کشور مانند بی‌بی‌سی و من‌وتو مستندهایی از زمان انقلاب پخش می‌کنند که جزو آرشیو صداوسیما بوده است ولی تا امروز مشخص نشده است که چطور و توسط چه کسانی به دست آنها رسیده است؟
اختتامیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر
اختتامیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر - مراسم اختتامیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر شامگاه دوشنبه در برج میلاد برگزار شد.
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد - دیدار و سلام نظامی فرماندهان نیروی هوایی ارتش به سیداحمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد انتقادهایی را در پی داشته است.
ازدواج الهام حمیدی + تصاویر
ازدواج الهام حمیدی + تصاویر - الهام حمیدی بازیگر پرکار این روز‌های سینما و تلویزیون با انتشار عکسی در صفحه اینستاگرامش خبر ازدواجش را به صورت رسمی اعلام کرد اما هویت همسرش را فاش نکرد.
عکس/ کشف حجاب در تهران!
عکس/ کشف حجاب در تهران! - حجت الاسلام حمید رسایی عکسی در کنار یک زن بی حجاب از حضور در برنامه‌ای با عنوان «اعلام همبستگی با ملت ونزوئلا» در تهران منتشر کرده است.