پنج شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ / Thursday, 22 February, 2018

وقتی بر خود حکومت کنیم


وقتی بر خود حکومت کنیم
ترور گاندی این پیام را داشت که خشونت در همه شقوق و شئونش تا جهان باقی است، وجود دارد؛ اما آنچه ماندگار است، روش و منش مهاتما (روح بزرگ) است که جهانیان را به ستایش از او وامی دارد.
در این نوشته با محوریت کتاب «هند سواراج» ، یکی از مهمترین کتابهای گاندی که متأسفانه تاکنون به فارسی ترجمه نشده است، به بررسی فلسفه سیاسی گاندی و راز ماندگاری آن می پردازیم.
مسعود سعادتمند
‌●مروری بر زندگی
در دوم اکتبر ،۱۸۶۹ «موهندراس کار مچاگاندی» در «پربندر» متولدشد. در ۱۲ سالگی و در اعتراض به عدم استقلال کشورش، به همراه دوستی، تصمیم به خودکشی می گیرد. دو سال بعد با «کاستوربای» دختر یک تاجر «پربندر» ازدواج می کند که زندگی مشترک آنها ۶۱ سال طول می کشد.
در ۱۹ سالگی برای تحصیل حقوق به لندن می رود. در آنجا با کتابهای «عهد جدید» ، «روشنایی آسیا» اثر آرنولد و «بهگواد گیتا» آشنا می شود و آنها را می خواند. در سال ۱۸۹۶ است که گاندی به هند باز می گردد و آرام آرام شعله های مبارزه علیه نبود استقلال، در او جان بیشتری می گیرد.
بی تردید سال ۱۹۰۹ برای گاندی یکی از پررونق ترین سالهای زندگی اش بوده است. او در این سال با تولستوی آشنا می شود و تحت تأثیر وی «هند سواراج» را می نویسد.
اما گاندی در این کتاب چه گفت که بعد از سالها هنوز مورد مناقشه است؟
●هند سواراج؛ راهی به استقلال
«هند سواراج» ، بی هیچ تردیدی، اثر برتر فلسفه گاندی است. این کتاب یکی از مهمترین آثار قرن بیستم است که البته بسیار بد درک شده است. می توان دو دسته انتقاد نسبت به «هند سواراج» را این گونه تقسیم بندی کرد:
الف) بسیاری از انتقاد ها، این کتاب را اثری اتوپیایی و واپسگرا می داند که به شوریدن علیه علم، ماشینیسم و تمدن مدرن دعوت می کند.
ب) برخی دیگر از انتقادها، خواندن این کتاب را به مثابه یک رساله معنوی گاندی که نمایانگر هسته عقاید و مذهبی اوست، توصیه می کند.
برای گاندی «سواراج» به معنای استقلال است. این استقلال، نه یک رؤیا، بلکه یک واقعیت است. به تعبیری این کتاب، فرزند زمان خویش است. با این حال، هیچ مطالعه تطبیقی - تاریخی بین تمدن هندی و تمدن غربی، نمی تواند «هند سواراج» را نادیده بگیرد؛ اما از آن جایی که این کتاب متأثر از شرایط حاکم بر نگارش آن است، هم قوت و هم ضعفی برای کتاب محسوب می شود. قوت است چرا که محور اساسی و اصلی اندیشه عدم خشونت گاندی و اساسی ترین حربه مبارزه هند برای استقلال است و هم ضعف است چرا که تحت تأثیر شرایط حاکم بر زمان و مباحثات عصر خود قرار گرفته است. گاندی در بخشی از این کتاب می نویسد: «تمایل تمدن هندی، ارتقای انسان اخلاقی است، در حالی که تمایل تمدن غربی بر ترویج بی اخلاقی است. تمدن غربی، تمدنی است بی خدا، در حالی که تمدن هندی بر پایه باور خداوند استوار شده است.» (هند سواراج، ص ۷۱). اما آیا این سخن از کسی که خود پایه ریز اصول «گفت وگو» و «مدارا» ست، پذیرفتنی است؟ بی تردید، خیر. گاندی نیز با اذعان بر این امر می نویسد:«هدف، هرگز این نتیجه گیری نیست که هر چه غربی است، بد است. من از غرب بسیار آموخته ام.» (مجموعه آثار، جلد،۹ ص ۳۰۰). گاندی اگر چه منتقد تمدن غرب است- که جوهره این انتقاد را از تولستوی وام گرفته است- اما تحت تأثیر اندیشه سیاسی، فلسفی و مذهبی غرب نیز هست. هم از این روست که می توان «هند سواراج» را در گام نخست، بیانیه ای دانست که به بسط عقاید اخلاقی و سیاسی گاندی اختصاص دارد.
●نامه ای برای عدم خشونت
در سال ،۱۹۰۸ دانشجویی هندی به نام «تاراک نات داس» که مقیم ونکوور کاناداست و مجله ای انقلابی به نام «هندوستان آزاد» را منتشر می کند نامه ای به لئوتولستوی می نویسد و از او درخواست می کند که وی را در مبارزه علیه انگلیسی ها حمایت کند. تولستوی عقاید افراطی داس را رد می کند و به او توصیه می کند که به استراتژی عدم همکاری علیه حضور انگلیسی ها در هند، رو بیاورد؛ اما این گاندی است که روح نهفته در این نامه را که تولستوی آن را «نامه به یک هندو» نامیده بود، در می یابد. از این رو، گاندی تصمیم می گیرد که «هندسواراج» را به عنوان متنی که تحت تأثیر مستقیم تولستوی نوشته شده، برای او ارسال کند. گاندی در مقدمه این کتاب می نویسد:«... حتی اگر نظرات بیان شده در«هند سواراج» توسط من ابراز شده باشند، من کاری جز ادامه فروتنانه راه تولستوی، راسکین، ثورو، امرسون، و دیگر نویسندگان انجام نداده ام... تولستوی، سالیان طولانی استاد من بوده است.» (هند سواراج، ص ۶). اما چه عاملی باعث شد تا گاندی این کتاب را بنویسد. خود می گوید:«تنها انگیزه، خدمت به میهن خویش، جست وجوی حقیقت و تعقیب آن است.» (همان، ص۱۱). گاندی با تأسی از تولستوی، نیروی عشق را نیرویی می داند که جهان بدون وجود آن نابود خواهد شد (همان، ص ۸۹). پس نیروی عشق را« نیروی روان» نام می نهد و آنچه گاندی به دفاع از آن برمی خیزد برتری اخلاقی عدم خشونت است که نمادی از قدرت روان است. از نظر گاندی «عدم خشونت» تحقق نمی یابد مگر این که هرکس بر جسم و روان خود تسلط یابد و این امر نیز حاصل نمی شود مگر از طریق «استقلال فردی» که «استقلال جمع» را حاصل می کند؛ یعنی این استقلال مردم است که از جمع استقلال افراد حاصل می شود. به زعم گاندی، استقلال زمانی به دست می آید که ما «بتوانیم بر خود حکومت کنیم» (همان، ص ۷۳). پس از این روست که گاندی معتقد است: «هموطنان من تصور می کنند برای خلاص شدن از انگلیسی ها، باید تمدن مدرن و روش های مدرن خشونت را انتخاب کنند.«هندسواراج » برای این نوشته شده است تا نشان دهد که آن ها، سیاست خودکشی را تعقیب می کنند؛ اما اگر به تمدن شکوهمند خویش بازگردند، انگلیسی ها یا این تمدن را انتخاب خواهند کرد و هندی مآب خواهند شد، و یا از اشغال هند دست خواهند کشید.» (همان، ص ۷). باری، گاندی منادی عدم خشونت و رنج استقلال است.
●پژواک حقیقت
گاندی پس از سال ها مبارزه برای استقلال و روشنگری مردم کشورش، به دست جوان هندوی تندرویی به قتل رسید. مرگی که گویی به او الهام شده بود: «جنگنده عاشق مرگ است؛ نه مرگ دربستر بیماری، بلکه مرگی که در میدان نبرد سر می رسد... مرگ، در هر زمانی خجسته و مبارک است، ولی برای جنگنده ای که برای آرمان خود- حقیقت- می میرد، خجستگی آن دو چندان است.» (نیایش، ص ۲۳۵).
زندگی و مرگ گاندی چنان به هم آمیخته بود که نمی توان گفت کدام یک بر دیگری حسرت می خورد؛ اما تنها این را می توان گفت که در کمتر از بیست ساعت پیش از ترورش در محل نیایش دسته جمعی، خطاب به مانوبن گاندی در شب ۲۹ ژانویه ۱۹۴۸ می گوید: «تو از ایمان من به راماناها آگاهی. اگر من بر اثر یک بیماری مزمن، یا نه، اگر بر اثر یک جوش یا کورک بمیرم، وظیفه توست که ولو به قیمت برانگیختن خشم مردم علیه خود، به دنیا اعلام کنی که من آن گونه که ادعا می کردم مرد خدا نبوده ام. اگر چنین کنی روح من قرین آرامش خواهد شد. این نکته را نیز به خاطر بسپار که اگر کسی با شلیک گلوله ای قصد جانم را کند، همان طور که چند روز پیش کسی با پرتاب بمب چنین کرده و من بدون ناله ای گلوله را بپذیرم و آخرین نفسم را به همراه نام خدا تقدیم کنم، تنها در این صورت است که می توان گفت در ادعای خود صادق بوده ام.» (همان، ص ۲۳۷).
به هر تقدیر، در سی ام ژانویه ،۱۹۴۸ پنجاه و هشت سال پیش، مهاتما (روح بزرگ) واقعی با پیام صلح و با نام راما به حقیقت پیوست تا همواره به شیوه خود منادی استقلال باقی بماند.
منابع:
۱-M.K.Gandhi,HindSwaraj,Cambridge university press۱۹۹۷
۲- نیایش، مهاتماگاندی، ترجمه شهرام نقش تبریزی، نی، ۱۳۸۴.


منبع : روزنامه همشهری

مطالب مرتبط

ستاره های نهاوند


ستاره های نهاوند
حکم اعدام شان که قطعی شد، آنان را از زندان عمومی قصر به سلول های انفرادی بردند تا در سحرگاه ۳۰ بهمن ۱۳۵۲ به جوخه اعدام بسپارند. آنان شش نفر بودند در سنین ۱۹ تا ۲۴ سالگی، دست در گردن یکدیگر انداختند، به انتهای «بند» (یک قسمت از زندان) رفتند و از آنجا شروع کردند به آواز خواندن؛ «ای رفقا سوی خدا می رویم...»
صدایشان که در «بند» پیچید، توجه همه زندانیان جلب شد. جوانانی پاک باخته به استقبال مرگ می شتافتند.
محمدرضا پهلوی سرمست از پیروزی سازمان سیا در کودتای ۲۸مرداد ۱۳۳۲ و خوشحال از سرکوب قیام ۱۵ خرداد، اینک در واپسین سال های دهه ۴۰ تحت آموزش کارشناسان امریکایی به ترویج بی بندوباری، به امید بی خیالی مردم، خواب دروازه های تمدن بزرگ را می دید.
ملکه ایران درباره شاه که با فرهنگ غنی ایرانی بیگانه بود، در کتاب خاطراتش نوشته است محمدرضا شب ها از ساعت ۱۰ به بعد به دنبال عیش و نوش شخصی بود. فرح او را شخصیتی دوگانه توصیف می کند که یک رویه اش بزرگ ارتش داران است و رویه دیگرش انسانی ضعیف، لاابالی و بی اراده را ماند.
اعتیاد و باندهای قاچاق درباری، فساد جنسی و وجود عکس های بزرگ وقیح بر سر در سینماها، فساد اداری و وجود روابط ناسالم مالی، شکاف عمیق میان گروهی کوچک با توده های میلیونی، فقر شدید سواد و علم و دانش، توسعه نایافتگی وسیع کشور، فقدان آب و برق و ارتباطات و دبیرستان و دانشگاه و جاده و آسفالت و امثال اینها نه تنها در روستاها، بلکه در شهرها و حتی در پاره یی از حوالی مراکز استان ها، آهنگ مستمر عقب افتادگی و تحقیر را در ضمیر خودآگاه هر انسان ایرانی در هر لحظه یی که موقعیتش فراهم می شد، می نواخت. وحشت از حکومت و ساواک و پلیس و زندان، گاه به صورت تظاهر به شاهدوستی تبلور پیدا می کرد و گاهی هم به دنبال کسانی می رفت که به طریقی از طرف دولت به هر دلیل مورد هجوم قرار گرفته بود.
مثلاً در حدود سال های ۴۷ و ۴۸ روزی در نهاوند یک نفر قاتل جانی را که حدود ۱۰ - ۸ سال در زندان بود آزاد کردند. روز آزادی او تمام شهر به هم ریخته بود. ده ها گاو و گوسفند در میان خیابان ذبح شد و گویی یک قهرمان ملی از زندان آزاد شد.
اما کسی علیه رژیم حرفی نمی زد. جشن های حکومتی شلوغ می شد. شاه به هر جای کشور که مسافرت می کرد، مردم از در و دیوار و دشت سرازیر می شدند.
در اندرونی منازل هم کسی جرات نمی کرد علیه شاه حرف بزند. زخم های عمیق ۲۸ مرداد و خصوصاً کشتارهای سال ۴۲ و بعد از آن، شایعات وسیع درباره زندان و شلاق رایج بود که به وسیله خود حکومت نیز به آنها دامن زده می شد. البته این شایعات به نحوی مردم را تبدیل به طرفداران ظاهری حکومت کرده بود که اگر فرصتش دست می داد و ضمیر کاملاً پنهان شان جرات بروز پیدا می کرد، جگر حکومت را خام خام می جویدند.
در این شرایط اندک اندک جوانان نخبه تر و جسورتر، در گوشه و کنار شروع به غرولند کردند. استثناهایی گاه جرات می کردند خاطرات مبارزات مردم ایران، چون مشروطه یا جریان سال های ۳۲ و ۴۲ را زمزمه کنند. امام و پس از او مردانی چون شریعتی، طالقانی و منتظری جو خفقان را می شکستند. کم کم بانگ گلوله چریک هایی که تنها راه رهایی مردم را در روزگاری که هر ناله یی نیز خفه می شد، در مبارزه مسلحانه جست وجو می کردند، در پس کوچه های تنگ و تاریک تهران طنین افکند.
در همین سال ها بود که آقای طالبیان دبیر دبیرستان های نهاوند تعداد محدودی از جوانان محصل خود را انتخاب و برای آنها کلاس های غیردرسی خارج از محل دبیرستان، در مدرسه مذهبی مهدیه برقرار می کرد. کم کم این کلاس ها و جلسات مخفی و خصوصی، علنی تر شد و تعداد بیشتری به این جلسات ملحق شدند. به رغم تلاش رژیم برای انحطاط و انحراف اخلاقی جوانان، گرایش به مسائل مذهبی سیاسی در میان آنان مسری شده بود و هر روز جو تظاهر جوانان به گرایشات مذهبی نمود بیشتری پیدا می کرد. همین تسری خود باعث تشجیع آنان می شد و این موج گسترش می یافت. گرایش به رساله امام خمینی(ره) و دو سه کتاب ایشان که در میان جوانان دست به دست می گشت و نیز علاقه به دکتر شریعتی و کتاب های او روز به روز عمومی تر می شد.
بچه ها از اسلام و فلسفه اسلام چیزی نمی دانستند، اما لااله الاالله را خوب فهمیده بودند. هر کس که به این مرام گرایش پیدا می کرد، برای دوری از بت های زمینی خود را تمرین می داد. آنان خصلت ها و خودخواهی های خود را اول به مبارزه طلبیدند و بعد مساله های دیگر چون فسادهای اخلاقی، مقام های دنیوی و جذبه های شهوانی و... تا آنجا که به این می رسیدند که قل ان کان اباوکم و ابناوکم و اخوانکم...
بگو اگر پدران، فرزندان، برادران، همسران، اقوام، اموالی که جمع کرده اید و تجارتی که از کسادی آن می ترسید و مساکنی که به آنها راضی هستید برای شما از خدا و رسولش و جهاد در راه او دوست داشتنی تر است پس منتظر رسیدن امر خدا باشید و خداوند قوم فاسق را هدایت نمی کند.
هر کس به این مرز می رسید و مبارزه علیه رژیم شاه را جهاد در راه خدا می دانست، در آن روزگار کم کم به خطر نزدیک می شد.
این جوانان که خفقان وحشتناک حکومت را بر تمام لحظات خود مستولی می دیدند سخنرانی های امام را از سال ۴۲ پیدا می کردند و کتاب ابوذر شریعتی را می بلعیدند تا آنجا که چون خبر شهادت جوانان پیشتاز در مبارزه با رژیم شاه به گوش شان رسید فهمیدند می توانند علیه رژیم شاه مبارزه مسلحانه کنند و به همین منظور ۹ نفر که مستعدتر بودند با یکدیگر پیمانی بستند و آن را گروه ابوذر نامیدند. آنان برای ایجاد سوال در اذهان عمومی از طریق مبارزه مسلحانه و تشجیع مردم به مخالفت با رژیمی که هیچ گونه مفری برای ابراز عقیده مخالف باقی نگذاشته بود چند عملیات انجام دادند.
شاید سخن گفتن و تشریح کارها و عملیاتی که آنها در این رابطه انجام دادند مانند انفجار سازمان زنان و آتش زدن سینما در ساعتی که کسی در آن نبود و آتش زدن اتوبوس های دولتی زیاد ضرورت نداشته باشد و رژیم مجرب نیز فرصت زیادی به آنان که بی تجربه ترین بودند نداد تا عملیات چندانی داشته باشند.
اما آنچه جای تامل دارد اولاً علت ایجاد مبارزه مسلحانه در نهاوند و در کشور بود که به اختصار در بالا بدان اشاره شد،ثانیاً و شاید مهم تر از آن صداقت، پاکی و تقوای این انسان های جوان بود که اثر عمیق در مردم نهاوند و حتی در کشور گذاشت تا آنجا که خبر آن جهانی شد.
رمز این اثر شگرف را در برنامه خودسازی آنان می توان یافت که بسیار بیشتر از برنامه های نظامی و عملیاتی اثرگذار شد.
● برنامه خودسازی
۱) انگیزه هر حرکت و سکون جز به یاد خدا و برای رضای خدا نباشد.
(رسول اکرم (ص)؛ ای ابوذر در هر چیزی حتی در خوردن و خوابیدن دارای نیت نیک باش.)
۲) نماز در اول وقت خوانده شود.
۳) نماز به جماعت خوانده شود.
۴) در هفته یک روز روزه گرفته شود.
۵) یک ساعت تعمق در آیات قرآن در هر صبح انجام شود.
۶) نماز شب خوانده شود.
۷) از گناهان کوچک دوری و ترک مکروهات شود.
۸) از دروغ و غیبت و تهمت اجتناب شود.
۹) در گفتار و کردار صادق باشیم.
۱۰) اجتناب از خوردن غذاهای لذیذ و میوه
۱۱) کمک به مردم در هر شرایط
۱۲) امر به معروف و نهی از منکر
۱۳) خوشرویی با افراد خانواده و دیگران
۱۴) احسان به حیوانات
۱۵) خواندن درس های مدرسه
۱۶) دو ساعت مطالعه غیردرسی در شبانه روز
۱۷) یک ساعت بررسی مطالب روزنامه ها و جمع آوری مطالب آنها در هر روز
۱۸) یک ساعت تفکر درباره مسائل مختلف
۱۹) حداقل سه ربع نرمش و ورزش در روز
۲۰) هفته یی یک بار کوهنوردی
۲۱) هفته یی یک شب شکنجه شدن
۲۲) بررسی اعمال روزانه و انتقاد از خویش (حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا)
۲۳) در نظر گرفتن کلیه مسائل امنیتی.
آنان بیشتر خود را ساختند و خودساخته و پرداخته شده در راه خدا جان باختند. رفتار، منش، سخنان، صداقت، صفا، عشق بی ریا و شفاف این رهروان بود که پس از دستگیری آنان بر جامعه و سایر مبارزان اثر گذاشت.
ستاره های اباذر
ستاره های اباذر
به تیرک خونین نشسته اند
هنگام مرگ ماه
و درخشش خورشید صبحگاه
آنگاه که مرغان صحراهای دور
به لانه بازگشتند
در همه جا
این زمزمه تکرار می شود
ستاره های اباذر
به تیرک خونین نشسته اند
در خانه های ما
مرغان کوهسار
سیه پوش و غمگین نشسته اند
در دشت های ما
دست های پینه بسته،
اینک به جای داس
قنداقه تفنگ می طلبند
(شاعر گمنام در زندان)
شاید همین رموز بود که اعدام، زندان، شلاق و شکنجه ها، نه تنها از مخالفت با رژیم نکاست بلکه هنوز چند ماه از دستگیری و چند روز از اعدام شهدا نگذشته بود که یاران شهدا، دوستان و هواداران شان، بلافاصله اطلاعیه تجدید سازمان گروه ابوذر را توزیع کردند؛
این بار گروه به دلیل حساسیت دشمن به نهاوند، مرکزیت و حوزه عملیاتی اش را به تهران و قم و چند شهر دیگر منتقل کرد و گسترش داد.
رژیم از اینکه صدای حق طلبانه مبارزان، این بار به جای نهاوند در چندین شهر طنین افکند مبهوت بود،خبر به زندان نیز رسید.
گروه ابوذر در بیرون از زندان عملیاتی را انجام داده است.
پس از تیرباران شهدا در ۳۰ بهمن ۱۳۵۲، گروه انقلابی ابوذر مجدداً احیا شد و عملیات مسلحانه خود را ادامه داد تا آنکه در سال ۱۳۵۳ پس از چندین عملیات و اطلاعیه حدود ۱۱ نفر دیگر دستگیر و به حبس های از ۵/۱ سال تا ابد محکوم شدند و جالب است که هنوز چند روزی از این دستگیری نگذشته بود که باز سلسله اعصاب ساواک با اعلامیه تجدید سازمان سه باره گروه ابوذر به هم ریخت.
می دانی ای عزیز داستان عشق را هرگز پایانی نیست.


وبگردی
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری - دگرديسي‌هاي فراواني در ايران صورت گرفته‌است؛ اصولگرايان اصلاح‌طلب شده‌اند، تحول‌طلبان محافظه‌كار شده‌اند، مسئولان پاسخ ناكارآمدي‌هاي خود را از مردم مي‌خواهند و در تازه‌ترين نوع اين استحاله‌ها فردي كه بسياري مدعي هستند او برآمده از مهندسي انتخابات است با ارسال نامه به رهبرمعظم انقلاب درخواست برگزاري انتخاباتي آزاد، زودهنگام و به دور از مهندسي كرده‌است! محموداحمدي‌نژاد همان پديده خانمان براندازي كه براي…
سیف و بازی تکراری غیر مجازها !
سیف و بازی تکراری غیر مجازها ! - حرفهای تکرای بانک مرکزی در مورد صرافی ها و موسسات مالی غیر مجاز با یک جستجوی ساده در اینترنت.
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    نحوه رفتار با شوهران خودشیفته
    یک فرد خودشیفته همواره عزت نفس شریک زندگی خویش را ویران می کند مگر این که شما شخصیت بسیار مستحکمی داشته باشید