دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۷ / Monday, 16 July, 2018

موسیقی زیر زمینی


معنی دوم و مترادف اصطلاح موسیقی زیرزمینی undergroun music واژه فرهنگ متقابل Counter Lnlture است که به درستی برای مخاطبان معنا نشده است و عمده برداشت مخاطبان از چنین اصطلاحی منحصر می شود به آن چه که در رسانه های جمعی به نمایش گذاشته می شود.
همان طور که در یک مقاله از کتاب مفاهیم کلیدی در موسیقی مردمی آمده است، رسانه های جمعی صرفا به برخی از نکات منفی فرهنگ متقابل گرایش نشان داده اند، در صورتی که فرهنگ زیرزمینی یا متقابل دارای ویژگیهای مهمی است که بهتر است از نظر اقتصادی به بررسی آنها پرداخت؛ چرا که پس از نظریه پرداز مهم مکتب فرانکفورت، تئودورآدورنو، مهم ترین روش برای طبقه بندی سبک های مختلف موسیقی، طبقه بندی اقتصادی است.
موسیقی زیرزمینی یا متقابل مجموعه ای از سبک های موسیقی است که در زمان تولید خود مورد توجه تهیه کنندگان و ناشران قرار نمی گیرند و معمولا با سبک زندگی ارزش های طبقه متوسط دنیای سرمایه داری در تضاد است. این سبک های موسیقی معمولا پس از آن که توسط افراد و شرکتهای مستقل کوچک به عموم مردم عرضه می شود، از سوی جمع (و حتی طبقه متوسط) مورد پذیرش قرار می گیرد و شرکتهای مهم ضبط و پخش موسیقی، روی به عرضه گسترده آن آثار می آورند.
آن دسته از ویژگیهای فرهنگ متقابل که اما از سوی رسانه های گروهی معمولا مورد توجه قرار می گیرد مربوط به هنرمندان این سبک هاست. از نسل بیت ها به بعد عمده هنرمندان و مخاطبان فرهنگ متقابل به استفاده از واژه های نامطلوب رسانه های رسمی و مواد مخدر شهرت داشته اند.
این شهرت عمدتا موجب می شود ارزش های موسیقایی و جامعه شناختی این گروه ها (حتی به رغم توجه افرادی ماند مارکوزه به این جنبه ها) مغفول باقی بماند و وقتی در رابطه با این موضوع به ایران نگاه کنیم، می بینیم که اوضاع قدری پیچیده تر هم می شود.
در ایران قسمت کمی از تبلیغات رسانه های جمعی غرب (که معمولا باز هم بیشتر به جنبه های منفی سبک زندگی هنرمندان فرهنگ متقابل اشاره دارد) به مخاطبان این فرهنگ منتقل می شود. به این ترتیب چهره هنرمندان فرهنگ متقابل در ایران به کلی چهره ای مخدوش، نامطلوب و نامتناسب با جامعه ما جلوه داده می شود. این در حالی است که بسیاری از ناشران و فعالان عرصه نشر در ایران، به صورتی که کاملا منفعلانه با تقریبا همه انواع موسیقی نامتعارف سر ناسازگاری می گذارند و نتیجه فعالیت آنها در عرضه محصولات زیرزمینی بسیار اندک است.
مشکل اصلی جامعه موسیقی جامعه تهیه کنندگان و جامعه مخاطبان موسیقی در ایران را می توان در اصطلاح رجوع به خاطره خلاصه کرد. آن دسته از هنرمندان موسیقی در ایران که معمولا دارای توان پیداکردن تهیه کننده و عرضه آثار بر جامعه اند به زنده کردن خاطرات مردم گرایش فراوانی دارند. بسیاری از هنرمندان به بازخوانی آثار گذشتگان می پردازند و بسیاری دیگر، دست به ارائه کپی های دست چندم از آثار اصلی تولیدشده در گذشته می زند. حتی کار به جایی رسیده است که در هنگام بررسی یک اثر موسیقی که بدیهی است (و حتی ممکن است جالب هم نباشد، اما دارای مولفه های تکراری از اجراهای قدیمی نیست) منتقدان و مخاطبان به جای آن که به توصیف ویژگیهای موسیقایی فرد نوآور بپردازند، صرفا وی را با عبارت هایی از قبیل شبیه کسی اجرا نمی کند و طرح ژنریک نیست توصیف می کنند.
تهیه کنندگان که چندان میلی به ریسک کردن ندارند نیز در عمده موارد دل می بندند به امنیت ناشی از قطعیت فروش آثار هنرمندان زنده کننده خاطره و در این میان حاشیه عظیمی از هنرمندان تولید می شود که نمی توانند صدای خود را به گوش مخاطبان برسانند.
در اروپا و در ایران، گذشته موسیقی زیرزمینی خیلی درخشان نبود. هنرمندهایی که به فعالیت در این سبک ها مشغول بودند فقط از راه های سنتی برای عرضه آثار خود به مخاطبان بهره می بردند. آنها مجبور بودند خود را باب میل و سلیقه مسئولان رادیو و تلویزیون ها ویرایش کنند تا آثارشان از رادیوها و تلویزیون ها پخش شود یا باید قدری با تهیه کننده ها کنار می آمدند و صدایی را تولید می کردند که تهیه کننده ها میلی به شنیده شدن آن داشتند و راه سوم _ البته در غرب _ این بود که گروه های موسیقی به آرامی در گوشه و کنار کافه ها و تالارهای کوچک اجرای موسیقی، برای مخاطبی چند صد نفره بنوازند و دل خوش کنند که دارند موسیقی می نوازند . اما اتفاقی که در صنعت ضبط و پخش موسیقی اتفاق افتاد ناگهان همه چیز را عوض کرد.
فقط با عرضه نوارهای کاست در غرب، هنرمندان موسیقی زیرزمینی وسیله ای را به دست آوردند که اولا ارزان قیمت بود، ثانیا کارکردن با آن راحت بود و ثالثا تکثیر آن در هر خانه ای ممکن بود. به این ترتیب در دهه ۱۹۸۰ میلادی در هر گوشه ای از شهرهای مهم فرهنگ متقابل، عده ای از جوانان که تا چندی قبل نمی دانستند چگونه می توانند صدای خود را به مخاطب هایشان برسانند، دور هم جمع شدند تا با وسایلی که امروزه ابتدایی به نظر می رسد، صدایی را تولید کنند که گرچه در استودیو تولید نشده بود و کیفیت استاندارد آثار رسمی را نداشت، اما پر بود از شور و هیجان و نوآوری و صدالبته متفاوت بود.
این صدای متفاوت ظرف چندین سال راه خود را به صحنه های اجرای موسیقی در رادیو و تلویزیون و تالارهای بزرگ و حتی استادیوم های ورزشی گشود و الان، تهیه کننده ها عموما آن قدر با فروش های چشمگیر و غیرقابل انتظار گروه های زیرزمینی روبرو شده اند که دیگر خود چراغ به دست هنرمندان زیرزمینی را جست و جو می کنند. در عین حال با اجرای مکرر ترانه هایی که روزگاری زیرزمینی تلقی می شدند، شاهد این پارادوکس هستیم که آثار زیرزمینی قدیمی، آثار معیار ورسمی به شمار می آیند و مدام آثار زیرزمینی دیگری که تولید می شوند به رقابت با این کلاسیک ها برمی خیزند و این شده است که هر چند سال به مرور آثار زیرزمینی به آثار مورد توجه طبقه متوسط تبدیل می شوند و دقیقا در این تغییر مخاطب است که تعریف قدیمی از آنها دیگر با واقعیت امروزی آنها جور درنمی آیند.
حالا ببینیم در ایران چه رخ داده است و چه چیز در حال رخ دادن است؟ گفتن خاطره در موسیقی در ایران را احتمالا هنوز از یاد نبرده اید. تعدادی از تهیه کننده های بزرگ که از قبل از انقلاب به فعالیت موسیقی مشغول بوده اند که امروز نیز در حال تولید موسیقی اند. با استثناءهایی اندک، تهیه کننده های جدید هم به همان سبک قدیمی و امن تهیه کننده های کهنسال ارادت دارند و طبق همان سبک کار می کنند، از سوی دیگر میانگین سنی جامعه ما کم است و جوانان فراوان جامعه ما در حال رویارویی با وضعیت های جدیدی (هم در حوزه های فردی و هم در حوزه های اجتماعی) هستند که در نسل های قبلی سابقه نداشته است. به این ترتیب حتی اگر بپذیریم که تولیدات رسمی سنتی و کلاسیک موسیقی در جامعه ما در زمان های گذشته به لطایف الحیل می توانست پاسخگوی نیازهای جامعه و صدای واقعی جامعه باشد، امروزه دیگر با وضعی مواجهیم که موسیقی جدید و نویی را می طلبد.
در سوی دیگر قضیه ، این واقعیت وجود دارد که تعداد جوانانی که به هر دلیل روی به موسیقی می آورند بسیار چشمگیر است. آمار غیررسمی واردات سازها و همچنین میزان قابل توجه تولید ساز در ایران نشان می دهد که در کنج خانه ها، هنرمندان فراوان به کار مشغول اند و از میان این تعداد فراوان هنرمندها، لاجرم تعدادی اثر جالب توجه تولید می شود که این آثار به دست مخاطبان نمی رسد. من فقط درباره تکنولوژی نوار کاست در غرب صحبت کردم، اما امروزه ورود تجهیزات و امکانات کامپیوترهای خانگی، هر کس به محض خریدن یک میکروفون مناسب می تواند یک استودیوی خانگی ضبط موسیقی داشته باشد و با توجه به حجم کم آهنگ ها در فرمت Mp۳، آهنگ های خود را به راحتی از طریق اینترنت، سی دی و روشهای متنوع دیگر به گوش دیگر افراد برساند.

ادیب وحدانی


مطالب مرتبط

نمی‌ میرم‌ تا برای‌ نوه‌ هایم‌ تعریف‌ کنم‌

نمی‌ میرم‌ تا برای‌ نوه‌ هایم‌ تعریف‌ کنم‌
هنرمندان‌ کوبایی‌ با بازیافتن‌ اصلاحاتی‌ که‌ از ابداعات‌ مردمی‌ سرچشمه‌ گرفته‌ است‌، ترانه‌ هایی‌ را اجرا می‌ کنند که‌ از موضوع‌ های‌ واقعی‌ یا از چیزهای‌ ساده‌ زندگی‌ الهام‌ می‌گیرد. آنها با ارایه‌ آهنگ‌ های‌ قوی‌ و موزون‌ باعث‌ افتخار میراث‌ آفریقایی‌، اروپایی‌ و حتی‌ عرب‌ می‌شوند، تماشاگران‌ تمام‌ دنیا را سرگرم‌ می‌ کنند و به‌ رقص وا می‌ دارند. آنان‌ که‌ دایم‌ در حال‌ اجرا هستند در چهارگوشه‌ دنیا مورد تشویق‌ قرارگرفته‌ اند و اکثرا آموزش‌های‌ آکادمیک‌ و هنری‌ شان‌ در سطح‌ بسیار بالایی‌ قرار دارد. با این‌ همه‌، در جزیره‌ کوبا و درمجاورت‌ هموطنان‌ خود هستند. آنان‌ که‌ اغلب‌ مهربان‌، زود جوش‌ و حراف‌ هستند، هنگامی‌ که‌ روزنامه‌نگاری‌ بیگانه‌ از آنها درخواست‌ مصاحبه‌ می‌کند، کم‌ پیش‌ نمی‌آید که‌ شاهد ناپدید شدن‌ این‌ شادابی‌ و طراوت‌ باشیم‌. برای‌ این‌ کارشان‌ نیزدلایل‌ محکم‌ خود را دارند: «در مصاحبه‌ با ما، رسانه‌های‌ بین‌المللی‌ همواره‌ در پی‌ جنبه‌ های‌ سیاسی‌ مسائل‌ هستند و می‌خواهند با تحریف‌ گفته‌های‌ ما، به‌ کوبا و انقلاب‌ لطمه‌ زنند.» اینها گفته‌های‌ چوچووالدس‌ است‌ که‌ احتمالا می‌توان‌ او را کاملترین‌ پیانیست‌ دنیا دانست‌. او پنج‌ بار جایزه‌ گرمی‌ را برده‌ و دارای‌ چندین‌ دیپلم‌ افتخاری‌ است‌ که‌ مدارکی‌ دال‌ بر قدردانی‌ بین‌المللی‌ از اوست‌ .
درسال‌ ۱۹۶۰، چندین‌ هنرمند هنگامی‌ که‌ متوجه‌ شدند که‌ انقلاب‌ می‌رود تا به‌ فساد و شهوت‌ رانی‌ سازمان‌ داده‌ شده‌ توسط‌ «کوسانوسترا» مافیا پایان‌ بخشد، کشور خود را ترک‌ گفتند. کوسانوسترا از جزیره‌ کوبا، کاباره‌ و همچنین‌ بزرگترین‌ مرکز روسپی‌گری‌ کاراییب‌ را ساخته‌ بود. هنگامی‌ که‌ دولت‌ جدید نظام‌ تولید موسیقی‌ را اصلاح‌ کرد، این‌ عزیمت‌ها تشدید یافت‌. از آن‌ لحظه‌ به‌ بعد رادیوها، تلویزیون‌، شرکت‌ های‌ تولید موسیقی‌ ملی‌ گشتند و دریک‌ مرکز گردهم‌ آورده‌ شدند؛ تبلیغات‌ ممنوع‌ اعلام‌ شد و هنرمندان‌ تنها حقوقی‌ ؤابت‌ دریافت‌ می‌کردند.
درسال‌ ۱۹۶۲، هنگامی‌ که‌ رییس‌ جمهوری‌ وقت‌ امریکا، جان‌ اف‌ کندی‌ هرنوع‌ رابطه‌یی‌ را با هاوانا قطع‌ کرد، قاره‌ امریکا منبع‌ عمده‌ موسیقی‌ مردمی‌اش‌ را ازدست‌ داد. تقریبا همه‌ دولت‌ های‌ قاره‌ نیزهمین‌ کار را کردند. اثرات‌ این‌ انزوا بر روی‌ موسیقی‌ با تصمیماتی‌ که‌ درجزیره‌ گرفته‌ شد تشدید گردید. موسیقی‌ جاز، راک‌ و پاپ‌ که‌ به‌ عنوان‌ ناقل‌ «ورود امپریالیسم‌» محسوب‌ می‌ گشتند، به‌ مدت‌ چندین‌ سال‌ تقریبا سانسور می‌شد. تولید موسیقی‌ رقا، پخش‌ آن‌ و کنسرت‌ های‌ بزرگ‌ مردمی‌ که‌ به‌ عنوان‌ «باقی‌ مانده‌های‌» عصری‌ که‌ دوران‌ آن‌ به‌ سرآمده‌ تلقی‌ می‌شد، به‌ گونه‌ قابل‌ ملاحظه‌یی‌ کاهش‌ یافت‌. خوان‌ فورمل‌ و گروهش‌ به‌ نام‌ وان‌ وان‌ که‌ دربطن‌ زمان‌ یاد شده‌ یعنی‌ سال‌ ۱۹۶۰ به‌ وجود آمده‌ بود واکنون‌ به‌ نماد جهانی‌ کوبا تبدیل‌ شده‌ است‌ در این‌ مورد چنین‌ توضیح‌ می‌دهد: «این‌ موسیقی‌ها به‌ نوعی‌ تابو شدند و از آنها تصویری‌ نادرست‌ ارایه‌ داده‌ شد. در واقع‌ این‌ موسیقی‌ ها را هرگزرسما ممنوع‌ اعلام‌ نکردند. هرگز فرمان‌ صریح‌ و روشنی‌ دراین‌ باره‌ صادر نشده‌ بود . این‌ فقط‌ تصمیم‌ برخی‌ از محافل‌ بود.»
در واقع‌ در آن‌ زمان‌، برخی‌ ازکارمندان‌ وقت‌ دولت‌ که‌ شاید ادعای‌ ناب‌ بودن‌ فرهنگ‌ اجتماعی‌ انقلاب‌ را داشتند موفق‌ می‌ شوند چندین‌ دانشجوی‌ رشته‌ موسیقی‌ را که‌ درحال‌ نواختن‌ جاز یا موسیقی‌ مردمی‌ غافل‌ گیر شده‌ بودند بیرون‌ کنند یا مورد توبیخ‌ قراردهند . خیرالدو پیلوتو، یکی‌ از جوان‌ ترین‌ آهنگ‌ سازان‌ کوبای‌ معاصر، نوازنده‌ سازهای‌ کوبه‌یی‌ ومدیر گروه‌ کلیماکس‌ چنین‌ گواهی‌ می‌دهد:« چند نفر بودند که‌ تصمیم‌ گرفته‌ بودند زندگی‌ را برما سخت‌ کنند زیرا آنان‌ چنین‌ تصور می‌ کردند که‌ پس‌ ازموسیقی‌ کلاسیک‌ موسیقی‌ مرجع‌ موسیقی‌ نوع‌ دیگری‌ نمی‌ تواند وجود داشته‌ باشد.» با گذشت‌ زمان‌، چوچووالدس‌ از آن‌ دوران‌ چنین‌ یاد می‌ کند: «طی‌ سال‌های‌ نخست‌ انقلاب‌، دورانی‌ را گذراندیم‌ که‌ آکنده‌ از عدم‌ درک‌ها واشتباهات‌ بود. ولی‌ این‌ طبیعی‌ است‌ که‌ درآغاز یک‌ انقلاب‌، سردرگمی‌ های‌ بسیاری‌ وجود داشته‌ باشد. برای‌ همین‌ چیزهاست‌ که‌ یک‌ انقلاب‌، انقلاب‌ است‌. در آن‌ زمان‌، برخی‌ از نواختن‌ سرباز زدند. ما به‌ مبارزه‌ ادامه‌ دادیم‌ تا به‌ مقصود خود رسیدیم‌.»
درسال‌ ۱۹۷۷، با رسیدن‌ جیمی‌ کارتر به‌ ریاست‌ جمهوری‌، ستیزه‌ جویی‌ ایالات‌ متحده‌ نسبت‌ به‌ کوبا کاهش‌ می‌یابد. چندین‌ گروه‌ ازهنرمندان‌ جوان‌ به‌ امریکای‌ شمالی‌ سفر می‌کنند و نشان‌ می‌دهند اگرچه‌ تولید هنری‌ درجزیره‌ کوبا کند شده‌ ولی‌ متوقف‌ نشده‌ است‌. در همان‌ سال‌، یک‌ کشتی‌ با بیش‌ از پنجاه‌ نوازنده‌ جاز که‌ توسط‌ دیزی‌ گیلسپی‌ ودیوآمرام‌ هدایت‌ می‌شدند به‌ کوبا می‌رود. تقریبا هم‌ زمان‌، گروه‌ لاتیپیکا ۷۳، نخستین‌ گروه‌ امریکای‌ لاتینی‌ رقا سالسا مستقر در ایالات‌ متحده‌ امریکا است‌ که‌ از کوبا دیدار می‌کند. آنها در بازگشت‌شان‌ به‌ نیویورک‌ و میامی‌ با تهدید مرگ‌ روبرو می‌شوند و رادیوهای‌ متعددی‌ ترانه‌ های‌ آنها را تحریم‌ می‌کنند.
هنگامی‌ که‌ در سال‌ ۱۹۸۳، اسکاردلئون‌ هنرمند ونزوئلایی‌ رقا سالسا در فستیوال‌ بین‌ المللی‌ موسیقی‌ وارادرو شرکت‌ کرد، کما بیش‌ باهمان‌ واکنش‌ ها روبرو گشت‌. کمی‌ پس‌ ازآن‌، سازمان‌های‌ ضد انقلابی‌ مقیم‌ میامی‌ از وی‌ می‌خواهند تا در ملاء عام‌ پوزش‌ بخواهد و اگر چنین‌ نکند موسیقی‌ او سانسور خواهد شد، او باید متعهد می‌شد که‌ دیگر به‌ کوبا باز نگردد. ازآن‌ لحظه‌ به‌ بعد، به‌ صورت‌ قطره‌ چکان‌ و تقریبا همواره‌ به‌ گونه‌یی‌ پنهانی‌ است‌ که‌ یک‌ گروه‌ از ارکسترهای‌ امریکای‌ لاتین‌ جرات‌ می‌کند خودش‌ را در صحنه‌های‌ کوبا نشان‌ دهد.
در اوایل‌ سال‌۱۹۹۰، فروپاشی‌ بلوک‌ سوسیالیستی‌، نتایج‌ وخیمی‌ برای‌ اقتصاد کوبا ازجمله‌ در زمینه‌ های‌ هنری‌ در برداشت‌. پانچوآمات‌ یکی‌ از بزرگترین‌ نوازندگان‌ گیتار سه‌ سیمه‌ ترس‌ توضیح‌ می‌دهد: «دستگاه‌ های‌ موسیقی‌ بسیار گران‌قیمت‌ شدند و دانشجویان‌ دیگرامکان‌ ورود به‌ کنسرواتوار چایکوفسکی‌ را در مسکو نداشتند. برای‌ درس‌ خواندن‌ در آنجا، نیازبه‌ مقادیرزیادی‌ دلار بود و شکر دیگر به‌ عنوان‌ وسیله‌ پرداخت‌ پذیرفته‌ نمی‌ شد.»واشنگتن‌، با استفاده‌ ازانزوای‌ کوبا و با اختیارکردن‌ قوانینی‌ از نوع‌ برون‌ مرزی‌ که‌ مخالف‌ قوانین‌ موجود بین‌ المللی‌ بود تحریم‌ علیه‌ این‌ کشور را تشدید کرد. قوانین‌ نام‌ برده‌، بازرگانی‌ جزیره‌ را با کشور های‌ دیگر بسیار مشکل‌ ساخت‌. دربرابر این‌ موقعیت‌، هاوانا یک‌ « دوران‌ ویژه‌ » را مقرر کرد.
خوزه‌ لوییس‌ کورتس‌، فلوت‌ زن‌ خارق‌ العاده‌ و رهبرارکستر ان‌.جی‌.لاباندا به‌ یاد می‌آورد: «در چنین‌ وضع‌ وحشتناکی‌ با شکم‌ تقریبا خالی‌، بدون‌ برق‌ و گاز، ما کوشیدیم‌ با نواختن‌ رایگان‌ در دهات‌، کارخانه‌ ها و محله‌ها، کمی‌ شادی‌ برای‌ مردم‌ بیافرینیم‌. بخشی‌ از آن‌ چه‌ را که‌ ما با اجرا در خارج‌ از کشور به‌ دست‌ می‌آوردیم‌ هدیه‌ می‌ کردیم‌ که‌ شیر در مدارس‌ کم‌ نیاید ... »
در این‌ زمان‌، چند هنرمند از کشور فرارکردند. ولی‌ به‌ شکل‌ متناقضی‌، طی‌« دوران‌ ویژه‌» بود که‌ « انفجار» موسیقی‌ رقا مردمی‌ کوبایی‌ صورت‌ گرفت‌ و این‌ گروه‌ بوئناویستا سوشیال‌ کلاب‌ بود که‌ به‌ اوج‌ اشتهار رسید.تحت‌ رهبری‌ هنرمند امریکایی‌ ری‌ کودر و هنرمند کوبایی‌ خوان‌ دمارکوس‌ گونسالس‌، این‌ گروه‌ «آل‌ استارز» ازهمه‌ هنرمندان‌، صداهای‌ هنرمندان‌ پیش‌ کسوت‌ را مانند کومپای‌ سگوندو، اماراپورتو اوندو، ابراهیم‌ فرر و هم‌ چنین‌ نوازندگان‌ جوان‌ را گرد هم‌ می‌ آورد تا ترانه‌ های‌ پیش‌ از انقلاب‌ را اجرا کنند.
با این‌ همه‌، راه‌ ترقی‌ برای‌ یک‌ هنرمند کوبایی‌، حتی‌ اگر بنام‌ هم‌ باشد پراز مانع‌ است‌. جهت‌ اجرا درسرزمین‌ ایالات‌ متحده‌ امریکا، باید یک‌ دانشگاه‌ یا یک‌ نهاد فرهنگی‌ ازاو دعوت‌ کند. قوانین‌ این‌ کشور، عقد هر نوع‌ قرارداد از نوع‌ بازرگانی‌ را با کوبا ممنوع‌ کرده‌ است‌. پول‌ هم‌ فقط‌ جهت‌ بازپرداخت‌ هزینه‌ها می‌تواند واریز شود. از دیگرسو، دریافت‌ ویزایی‌ که‌ موافقت‌ وزارت‌ امور خارجه‌ را داشته‌ باشد بیشتر به‌ یک‌ بخت‌ آزمایی‌ شبیه‌ است‌. هیچ‌ گونه‌ منطق‌ سیاسی‌ درآن‌ وجود ندارد. یک‌ بار پاسخ‌ مثبت‌ است‌ و باردیگر منفی‌ . و اگر کسی‌ یک‌ بار ویزا دریافت‌ کند ضمانتی‌ برای‌ دریافت‌ دوباره‌ آن‌ وجود ندارد. حتی‌ ممکن‌ است‌ تمام‌ اعضای‌ یک‌ گروه‌ ویزا دریافت‌ کنند به‌ جز رهبر ارکستر یا یکی‌ از نوازندگان‌ اصلی‌ آن‌...
این‌ برخورد گریبان‌گیر اعضای‌ بوئناویستا شد. و حتی‌ شامل‌ چوچو والدس‌ نیز گردید که‌ وعده‌ داده‌ بودند «کلیدهای‌» شهرهای‌ سان‌ فرانسیسکو، لس‌ آنجلس‌، مادیسون‌ و نویی‌ را به‌ او اعطا کنند . علت‌ ندادن‌ ویزا را قانون‌ مهاجرت‌ ۲۱۲ اف‌ اعلام‌ می‌ کنند. همان‌ قانونی‌ که‌ شامل‌ تروریست‌ ها، جنایتکاران‌ و قاچاقچیان‌ مواد مخدر می‌ شود...
خوان‌ فورمل‌، بدون‌ پنهان‌ کردن‌ انزجار خود واکنش‌ نشان‌ می‌دهد: «ما را تنبیه‌ می‌کنند زیرا ما در بطن‌ انقلاب‌، می‌آفرینیم‌ و دراین‌ جزیره‌ کمونیست‌ کاستریست‌ یا هرگونه‌ که‌ میل‌ دارید آن‌ را بنامید، می‌مانیم‌. تنبیهی‌ که‌ درامریکای‌ لاتین‌ و گاهی‌ نیز در اروپا به‌ ما تحمیل‌ می‌ شود، از آن‌ جهت‌ است‌ که‌ ما به‌ شبکه‌ های‌ پخش‌ و تبلیغات‌ دسترسی‌ نداریم‌. این‌ شرکت‌های‌ امریکایی‌ هستند که‌ دراین‌ بازار تصمیم‌ گیرنده‌ اند. مطلب‌ دیگر اینکه‌ اگر آنها با ما کارکنند این‌ خطربرایشان‌ وجود دارد که‌ ازسوی‌ اداره‌ مالیات‌ جریمه‌ شوند.»
موفقیت‌ غیرقابل‌ انتظارگروه‌ بوئناویستا، بامیلیون‌ ها فروش‌، به‌ اعضای‌ آن‌ امکان‌ داد قراردادهایی‌ با شعبه‌ های‌ شرکت‌های‌ نام‌ برده‌ درخارج‌ ازامریکا امضا کنند. هنرمندان‌ دیگری‌ که‌ موفق‌ شده‌ بودند قراردادهایی‌ از این‌ نوع‌ را امضا کنند، بخت‌ کمتری‌ داشتند: ناگهان‌ به‌ گوشه‌یی‌ انداخته‌ می‌ شدند، صفحه‌ موسیقی‌ ضبط‌ شده‌ آنها «ناپدید» می‌شد و پخش‌ نمی‌ گردید.
هنگامی‌ که‌ از این‌ هنرمندان‌ می‌پرسیم‌ چرا در کوبا می‌ مانند، پاسخ‌ها ازقلبشان‌ می‌تراود. فورمل‌ می‌گوید:« درخارج‌ ازکشور به‌ من‌ پول‌، ویلا وامکاناتی‌ عظیم‌ پیشنهاد شد. و این‌ بسیار وسوسه‌ انگیز است‌. ولی‌ درعوض‌، شرطی‌ که‌ به‌ من‌ تحمیل‌ می‌گردید، غیرقابل‌ پذیرش‌ است‌: از من‌ می‌خواهند کوبا را برای‌ همیشه‌ ترک‌ گویم‌.» آلبرتوآلوارس‌ که‌ یکی‌ ازابداع‌ کنندگان‌ ضرب‌ اهنگ‌ کوبایی‌ است‌ می‌گوید: «من‌ مسافرت‌ می‌کنم‌، مشاهده‌ می‌ کنم‌ و به‌ خود می‌گویم‌: چرا باید کوبا را ترک‌ کنم‌؟ هیچ‌ کس‌ نمی‌ تواند ادعا کند که‌ درکوبا فقر و بدبختی‌یی‌ وجود دارد که‌ میلیون‌ ها امریکای‌ لاتینی‌، یا حتی‌ درخود ایالات‌ متحده‌ امریکا، در آن‌ زندگی‌ می‌ کنند. مسائل‌ ما در مقایسه‌ با آنچه‌ در خارج‌ از کشور دیدم‌ بی‌ نهایت‌ کوچک‌ اند.»
ابراهیم‌ فرر بزرگ‌ که‌ در ۶ اوت‌ گذشته‌ درسن‌ ۷۸ سالگی‌، پس‌ از آنکه‌ دراواخر عمرش‌ درتمام‌ دنیا به‌ شهرت‌ وآوازه‌ رسیده‌ بود درگذشت‌ ، می‌ گفت‌ که‌ درمملکتش‌ خود را بسیار خوشبخت‌ حس‌ می‌ کند: « برای‌ اینکه‌ نوه‌ هایم‌ یاد بگیرند انقلاب‌ را تحسین‌ کنند برایشان‌ تعریف‌ می‌ کنم‌ چگونه‌ پیش‌ از انقلاب‌ زندگی‌ می‌ کردیم‌. زیرا هنگامی‌ که‌ هم‌ سن‌ آنها بودم‌ حتی‌ امکان‌ یاد گیری‌ نوشتن‌ نام‌ خود را نیز نداشتم‌.»
و خیرالدو پیلوتو زندگی‌ اش‌ را در کوبا به‌ شکل‌ زیر ترسیم‌ می‌ کند:«با وجودی‌ که‌ اینجا صدها مساله‌ داریم‌ زیرا فکر نمی‌ کنم‌ جامعه‌ کاملی‌ داشته‌ باشیم‌ متقاعد هستم‌ که‌ جهت‌ به‌ثمر رسانیدن‌ طرح‌هایم‌ درخارج‌، با مشکلات‌ بیشتری‌ روبرو خواهم‌ شد . یک‌ تهیه‌ کننده‌ ، موسیقی‌یی‌ را که‌ باید اجرا کنم‌ به‌ من‌ تحمیل‌ خواهد کرد واگر این‌ امر مطابق‌ میلم‌ نباشد باید برای‌ بقایم‌ دست‌ به‌ کار دیگری‌ بزنم‌. اما در اینجا، آن‌ موسیقی‌یی‌ را می‌ نوازم‌ که‌ خوش‌ آیندم‌ است‌. مگر یک‌ هنرمند چه‌ چیز دیگری‌ می‌ خواهد ؟ »
هنگامی‌ که‌ آنها را روی‌ صحنه‌ می‌بینیم‌، تصور این‌ که‌ ازنظام‌ سیاسی‌ خود با این‌ همه‌ نیرو دفاع‌ می‌ کنند به‌ سختی‌ به‌ مخیله‌ خطور می‌ کند. با وجودی‌ که‌ آنها از سخن‌ گفتن‌ درباره‌ اشتباه‌ های‌ صورت‌ گرفته‌ درانقلابشان‌ ابایی‌ ندارند.
خوزه‌ لویی‌ کورتس‌، یکی‌ از کسانی‌ که‌ واقعا نمی‌ تواند جلوی‌ زبانش‌ را بگیرد اعلام‌ می‌ کند: « این‌ فیدل‌ است‌ که‌ تصمیم‌ می‌ گیرد کمونیست‌ باشد یا سوسیالیست‌. من‌ اما پیرو فیدل‌ هستم‌. قبلا با چند دیوان‌ سالار درگیرشده‌ ام‌ ولی‌ این‌ دلیل‌ نمی‌ شود که‌ خود را ضد انقلاب‌ اعلام‌ کنم‌. در کوبا همه‌ چیز سیاسی‌ است‌ و این‌ چنین‌ است‌ که‌ مبارزه‌ می‌ کنیم‌ . اگردر دموکراسی‌ امریکایی‌ ادعا می‌ شود که‌ هرنوع‌ آزادی‌ مجاز است‌ پس‌ چرا ما را راحت‌ نمی‌ گذارند؟ اگر در این‌ کشور حزب‌ کمونیستی‌ وجود دارد، خب‌، پس‌ بگذارند وجود داشته‌ باشد. آنها از ما متنفرند زیرا نمی‌ توانند آنچه‌ را که‌ می‌ خواهند به‌ ما تحمیل‌ کنند. ما حق‌ داریم‌ هرنظامی‌ را که‌ می‌خواهیم‌ داشته‌ باشیم‌. آن‌ نظامی‌ را هم‌ که‌ داریم‌، روزی‌ که‌ دیگر برایمان‌ مناسب‌ نباشد تغییر خواهیم‌ داد .فیدل‌ این‌ مطلب‌ را خوب‌ می‌ داند .»
داوید کاسادو، در فردای‌ روزی‌ که‌ کنسرتی‌ را در برابر هزاران‌ جوان‌ پرشور پایتخت‌ اجرا کرد چنین‌ درد دل‌ می‌کند:« من‌ تاریخ‌ خود را دارم‌ که‌ نه‌ تاریخ‌ کمونیسم‌ است‌ و نه‌ تاریخ‌ انقلاب‌. بلکه‌ تاریخ‌ یک‌ واقعیت‌ عینی‌ است‌. من‌ یک‌ فرآورده‌ این‌ نظام‌ هستم‌ که‌ به‌ من‌ امکان‌ آنچه‌ را که‌ هستم‌ داده‌ است‌: یک‌ هنرمند سیاه‌ پوست‌، بسیار سیاه‌ پوست‌ . و یک‌ فرد خوشبخت‌ در اینجا، در کوبا.»

منبع‌:لوموند

وبگردی
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟ - احزاب و شخصیت‌ها - زندگی ساده آیت‌الله جنتی گرچه از ویژگی‌های مثبت شخصیت وی است اما نوع نگاهش به عرصه سیاسی و مصداق‌یابی های وی درخصوص افراد انقلابی انتقادهای زیادی را متوجه او می‌کند.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا - صحبت های تامل برانگیز آیت الله رودباری درمورد ربا در کشور
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+)
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+) - فیلم - گزارشی کامل و کوتاه از سرگذشت وحید مرادی گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان را در ویدئوی زیر ببینید.
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا - مراسم اکران خصوصی فیلم هزارپا با حضور هنرمندان و بازیگران این فیلم سینمایی شب گذشته 9 تیر 1397 در برج میلاد برگزار شد.
قصور تاریخی دولت
قصور تاریخی دولت - چه باید کرد؟ پرسشی که نوبخت پرسیده است، اما شاید به دنبال پاسخ آن نباشد. در شرایط کنونی دولت و حامیان اصلی آن در مظان این اتهام تاریخ قرار خواهند گرفت که چرا به دنبال طرح و پاسخ مهم‌ترین سوال شرایط بحرانی کنونی نرفتند.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند