دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ / Monday, 19 February, 2018

درباره‌ی شعر علی باباچاهی


درباره‌ی شعر علی باباچاهی
در سال‌های اخیر در مقالات، مصاحبه‌ها و بحث‌هایی که پیرامون شعر ایران نوشته یا شنیده شده، بارها عبارت «شعر دهه هفتاد» به گوش خورده است. بسیاری از دست اندرکاران ادبیات شعری ایران کوشیده‌اند که مختصات شعر دهه اخیر را توضیح دهند. گروهی به اشتباه شعر دهه هفتاد را فقط متعلق به شاعرانی با سن و سال مشخص دانسته‌اند و برخی دیگر با رد تمام دستاوردهایی ارزشمند شعر در این دهه، به کلی منکر اصل قضیه شده‌اند.
در اینجا به هیچ وجه قصد ندارم به درستی یا نادرستی ادهاهای مختلف بپردازیم که اصلاً چنین قضاوتی چندان منطقی هم نخواهد بود. اما چیزی که جای خالی‌اش در مطبوعات بشدت احساس می‌شود معرفی چهر‌ه‌های تأثیرگذار بر شعر دهه هفتاد است. اگرچه عدم استقبال از شعر سال‌های اخیر (که فقط محدود به شعر نیست و تمام حوزه‌های کتاب را در بر می‌گیرد) دلایل متعددی دارد که به نقدی فرهنگی اجتماعی نیاز دارد اما آشنا نبودن مخاطبان با چهره‌های شعر دهه هفتاد یکی از علل، دوری از شعر امروز ایران محسوب می‌شود.
نخستین چهره‌یی که در این جا به بحث گذاشته می‌شود، علی باباچاهی است. قبل از هر چیز باید این گمان غلط را از نظر دور شود که تقدم و تأخر در معرفی، نشانه میزان تاثیرگذاری شاعر است. علی باباچاهی، شصت و یک ساله است و این ویژگی نه تنها بر حرفه او تأثیری منفی نگذاشته بلکه از این حیث که پس از کسب تجربه‌های فراوان همچنان به دنبال تجربه کردن است، قابل توجه است.
باباچاهی در دهه هفتاد بسیار پرکار بوده و چاپ چهار مجموعه شعر و البته سه اثر تحقیقی در حوزه شعر، کارنامه او را بسیار پربار کرده است. جدا از اینها او در حیطه ژورنالیسم ادبی هم به طرز چشمگیری فعال بوده است. او سال‌ها مسئولیت صفحات شعر مجله «آدینه» را بر عهده داشت که برخی اعتقاد دارند یکی از مهمترین تریبون‌ها برای تولید شعر دهه هفتاد بوده است. آدینه از معدود مجلاتی بود که بخصوص در نیمه اول دهه هفتاد به چاپ شعر شاعران جوانتری پرداخت که بعدها حرفهای زیادی برای گفتن داشتند. تجربه باباچاهی در آدینه نه تنها فرصت خوبی را برای پویایی شعر دهه هفتاد فراهم کرد بلکه سبب شد تا خود او نیز از تحولات شعری دور نماند و بکوشد تا همگام با شاعران جوان حرکت کند. حتی برخی از منتقدان باباچاهی اعتقاد دارند که او تحت تأثیر شعر جوانانی قرار گرفته است که خود نقش مهمی در مطرح کردنشان داشته است.او در پایان دهه هفتاد یک بار دیگر ژورنالیسم ادبی را تجربه کرد. اما همکاری او با مجله «نافه» فقط به چند شماره محدود شد اما نخستین مجموعه شعر علی‌باباچاهی در دهه هفتاد «نم نم بارانم» نام داشت که در سال ۱۳۷۵ منتشر شد.این کتاب مشتمل بر سی‌ و پنج شعر و موخره‌یی بود که در آن شاعر به بررسی شعر معاصر ایران پرداخته و شعر «پسانیمایی» را مطرح کرد.او شعر فارسی رادر چهار قرائت بررسی می‌کند . قرائت اول را پیش‌نیمایی، قرائت دوم را نیمایی، قرائت سوم را غیرنیمایی و قرائت چهارم را پسانیمایی می‌نامد و پس از استفاده از زبان روزمره، شورش علیه راحت‌طلبی زبان، بی‌اعتنایی به ایدئولوژی‌ها، تجربه در حال نوشتن و… را از ویژگی‌های شعر پسانیمایی می‌داند. او همچنین از سفیدخوانی و گرایش به جنبه‌های غیردستوری زبان معیار اشاره‌ می‌کند. اما اینکه شعرهای جنبه‌های غیردستوری زبان معیار اشاره می‌کند. اما اینکه شعرهای مجموعه «نم‌نم بارانم» تا چه حدی از این ویژگی‌ها برخوردار بوده است، پاسخ صریحی ندارد.
شعر «سفیدها را بخوان» از این مجموعه می‌تواند گویای نوع شعرهای «نم‌نم بارانم» باشد: بی‌تو نمی‌گیرتم فرار/ حالا بگو که فلانی سخت تهرانی شده/ در شعرهای اخیرش به جای هر چه/ از چراغ قرمز و/ چتری که خیس/ و این اواخر اهل حساب و کتاب است/ در نوشته‌هایش هم/ چراغ سبزی روشن می‌شود/ اما/ رو به نمی‌دانم کجا، بی‌تو، فلانی که سخت/ و نمی‌گیرتم قرار/ و دیگر اینکه مادرزاد عاشق تو بوده‌ام/... (نم‌نم بارانم صفحه ۹۰)
اما برخی منتقدان اعتقاد دارند که آنچه او سفیدخوانی می‌نامد چیزی جز ابترنویسی نیست و در واقع شعر او نه تنها گستردگی معنا ایجاد نمی‌کند بلکه با جمله‌های نیمه کاره صورت مسأله را پاک می‌کند.
«منزل‌های دریا بی‌نشان است» عنوان مجموعه شعر دوم علی‌باباچی در دهه هفتاد است. این کتاب از آن جهت که خود شاعر اعلام کرد که باید قبل از نم‌نم بارانم منتشر می‌شد، کمتر مورد نقد قرار گرفت. در واقع تاکید باباچاهی بر این نکته، سیگنالی بود که او برای منتقدان فرستاده تا سیر شعر او را با این کتاب نسنجند «عقل عذابم می‌دهد» مجموعه حدود چهل شعر و موخره‌یی درباره شعر پسانیمایی است. باباچاهی در این موخره به ادامه بحثش درباره‌ شعر پسانیمایی می‌پردازد. او تفاوت‌های شعر غیرنیمایی و شعر پسانیمایی را تحت عناوین وزن، چند آوایی، گریز از شگردها و اشکال فرسوده، اصوات و عبارت‌های سنگ شده، تشبث بر پدیده‌ها و عناصر غیر لازم، آشنایی‌زدایی از لحن شعرگفتاری، تصویرگرایی یا تصویرگریزی، تک محوری یا تعدد محوری، نحوگرایی یا نحو گریزی؟ زبان کالایی یا غیرکالایی؟ پایان‌بندی شعر و شعر پسانیمایی و تجربه دیگران بر می‌شمارد. با چاپ این مجموعه اهالی شعر توجه بیشتری به بحث شعر پسانیمایی کردند. اگر چه بخش اعظم این توجه به مخالفت اختصاص داشت از جمله انتقاداتی که به شعر پسانیمایی وارد شده این است که مشخصاتی که او بر می‌شمارد در ذات شعر وجود دارد و نمی‌توان آن را معیار نوع خاصی از شعر قرار داد. بعضی از منتقدان هم به مثال‌های مورد اشاره باباچاهی ایراد گرفتند و این پرسش را مطرح کردند که آیا شعر پسانیمایی فقط یک شاعر، آن هم علی‌باباچاهی را دارد؟ با این حال شعرهای مجموعه «عقل عذابم می‌دهد» نسبت به شعرهای نم‌نم بارانم تا حدود زیادی متفاوت بودند. در شعرهای «عقل…» تغزل بیشتری به کار رفته است و به همین دلیل کمتر می‌توان ویژگی‌های شعر امروز را که بیشتر چالش برانگیز است در آنها پیدا کرد. اما در بعضی از شعرهای کتاب هم می‌شود سطرهای درخشانی را خواند: همه چیز خنده‌دار است /از بی‌قراری‌های در باران گرفته/ تا بی‌قرارهای در باران گرفته/ تا بی‌قراری‌های در باران/ از من گرفته/ تا برسیم به شما/ و ایشان / خدا به شما/ دو چشم سیاه داده/ شوخی و شیطنت داده/ و به ایشان دو شاخ تیز با این همه/ ما به قصاص هم محکوم نشدیم/اما در مراسم ترحیم / ما که چند سال بعد صورت گرفت/...(از فرط خنده صفحه ۱۰۰)
و بالاخره کتاب «قیافه‌ام که خیلی مشکوک است» آخرین مجموعه شعر منتشر شده باباچاهی است. او در شعرهای این کتاب بار دیگر دست به تجربه زده است تا نمونه‌های بهتری از «شعر پسانیمایی» را خلق کند. تلاش او برای فاصله گرفتن از راحت‌نویسی شعرهای «عقل عذابم می‌دهد» کاملاً مشهود است. اما باز هم گرفتاری او دربندی که خود به دور خود تنیده است، محسوس است. به نظر می‌رسد او در شعرهایش می‌خواهد حرف‌هایش را درباره شعر پسانیمایی ثابت کند و این مساله باعث می‌شود که قوه خلاقه شاعر محدود شود. در موخره این کتاب نیز متن چندو بالاخره کتاب «قیافه‌ام که خیلی مشکوک است» آخرین مجموعه شعر منتشر شده باباچاهی است. او در شعرهای این کتاب بار دیگر دست به تجربه زده است تا نمونه‌های بهتری از «شعر پسانیمایی» را خلق کند. تلاش او برای فاصله گرفتن از راحت‌نویسی شعرهای «عقل عذابم می‌دهد» کاملاً مشهود است. اما باز هم گرفتاری او دربندی که خود به دور خود تنیده است، محسوس است. به نظر می‌رسد او در شعرهایش می‌خواهد حرف‌هایش را درباره شعر پسانیمایی ثابت کند و این مساله باعث می‌شود که قوه خلاقه شاعر محدود شود. در موخره این کتاب نیز متن چند گفت‌ و گوی باباچاهی آمده است. او در این مصاحبه‌ها نیز از مبانی شعر پسانیمایی دفاع می‌کند. اگر چه خود او نیز هرگز «شعر پسانیمایی» را به عنوان نسخه‌یی برای آینده تجویز نمی‌کند اما به هر حال بخشی از توان ادبی‌اش را برای توضیح و تثبیت این ایده صرف می‌کند.
علی‌باباچاهی، شاعری باهوش است. او همیشه از منتقدانش استقبال می‌کند و توجه زیادی به شعر نوآمدگان دارد. اینکه او در دهه هفتاد شاعر موفقی بوده یا نبوده. بحث این مقال نیست. آنچه اهمیت دارد این است که او برخلاف بسیاری از هم نسلانش لزوم تجربه در لحظه را فهمیده است و حالا در هفتمین دهه عمرش همچنان به متفاوت‌نویسی فکر می‌کند، هر چند اگر متفاوت ننویسد. متأسفانه در ایران شاعران معمولاً پس از چهل سالگی خودشان را تکرار می‌کنند اما خوشبختانه باباچاهی در همین سن و سال در یافته است که باید از تکرار بگریزد.
در یکی از گفت‌ و گوهای کتاب «عقل عذابم می‌دهد» مصاحبه‌ کننده از باباچاهی می‌پرسد:«فرض کنید یک روز صبح از خواب بیدار شدید و دیدید که نمی‌توانید دیگر شعر بگویید، چه می‌کنید؟» و علی‌باباچاهی در جواب می‌گوید:«خب، زحمت را کم می‌کنیم» منتظر کتاب دیگری از علی‌باباچاهی می‌مانیم و این انتظار کمترین زحمتی است که بر دوش شعر ایران مانده است.

مجتبی پور محسن


منبع : ماهنامه ماندگار

مطالب مرتبط

اندیشه خیام از بی اعتباری دنیا تا شاد زیستن


اندیشه خیام از بی اعتباری دنیا تا شاد زیستن
حکیم عمرخیام نیشابوری، شاعر، ریاضی دان و اخترشناس نابغه ایران زمین در سده ششم هجری است، وی در دنیا واجد اشتهار افزون اما در سرزمین مادری خویش، ایران، به تقریب ناشناخته ودست کم در مقام قیاس با شاعرانی چون فردوسی، سعدی، حافظ و مولانا گمنام است. عمده جستجوگران وادی اندیشه و از جمله پروفسور فیتزجرالد مترجم مجموعه رباعی های خیام به زبان انگلیسی و کسی که مقام او را همسنگ و همردیف با چهار شاعر نامدار تمدن غرب یعنی، هومر، شکسپیر، دانته و گوته می داند خیام را نامدارترین سراینده بی اعتباری دنیا برشمرده اند. از دیگر سوی، نظامی عروضی خیام را، حجت الحق، خوانده و ابوالحسن بیهقی، نگارنده کتاب های تاریخ بیهق و تتمه صوان الحکمه، از او به عنوان، امام عصر خود یاد کرده است. برخی نویسندگان عرصه تاریخ و وادی حکمت چون شمس الدین محمد شهرزوری، رضاقلی خان هدایت و القفطی، نیز او را تالی و جانشین ابن سینا، پهلوان علوم یونانی و استاد بی بدیل و بی نظیر فلسفه طبیعی، منطق و مابعدالطبیعه نامیده اند. آنچه روشن است، در مجموعه رباعی های این اندیشمند پرآوازه که به تعبیرپرفسورمهدی امین رضوی، استاد دانشگاه ماری واشنگتن ویرجینیا، بر چهره های پیشرو ادبیات غرب چون مارک تواین و تی اس الیوت تاثیر نهاده است به همانگونه که دکتر محمد علی اسلامی ندوشن، استاد برجسته ادبیات پارسی، نیز یاد کرده است جلوه ای ۵ گانه رخ می نماید:
الف) خیام از کار جهان در حیرت بوده است، به گونه ای که بیشینه رباعی های او شگفتی و درعین حال سرگشتگی او را هویدا می سازد. درحقیقت، خیام، که به تعبیر شیخ نجم الدین رازی، نگارنده کتاب مرصاد العباد ، سرگشته ، بوده و اشعارش نیز "از غایت حیرت و ضلالت" گفته شده، چون از رمز و راز دنیا بی خبر و ناآگاه بوده است همواره در رباعی های نغز خویش چنین مطرح می سازد که نمی دانیم از کجا آمده ایم، نمی دانیم بهر چه آمده ایم و نمی دانیم به کجا خواهیم رفت.
از آمدنم نبود گردون را سود و ز رفتن من جلال و جاهش نفزود
و ز هیچ کسی دو گوشم نشنود کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود
□□□
در دایره ای کامدن و رفتن ماست آنرا نه بدایت نه نهایت پیداست
کس می نزند دمی در این معنی راست / کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست
□□□
آنچه از این دو رباعی می توان دریافت آن است که سراینده نه تنها در حیرانی کامل و سرگشتگی مطلق به سر می برد بلکه جستن راز جهان را نیز بی ثمر می شمارد .
ب) دیگر ویژگی برجسته اندیشه خیام چون و چرا در کار خلقت و به تعبیر صادق هدایت ، راز آفرینش است. درواقع خیام در اشعارش به ناپایداری جهان و کوتاهی عمر اشاره می کند، از نابه سامانی و نابه جا بودن کار دنیا شکوه می کند، بر تبعیض و ستمی که شیوه کار جهان است می تازد، گله بسیار از تیره و تار بودن آن می نماید اما آنچه بیش از همه او را سردرگم و آشفته کرده آن است که حکمت کارهای دنیا را درنمی یابد.
□□□
اجزای پیاله ای که درهم پیوست / بشکستن آن روا نمی دارد مست
چندین سر و پای نازنین از سر دست / بر مهر که پیوست و به نام که شکست
□□□
آرند یکی و دیگری بربایند بر هیچ کسی راز همی نگشایند
ما را ز قضا جز این قدر ننمایند پیمانه عمر ماست می پیمایند
□□□
هرچند که رنگ و بوی زیباست مرا چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا
معلومم نشد که در طربخانه خاک نقاش ازل از بهر چه آراست مرا
□□□
آنچه روشن است، نشر اندیشه هایی چنین از سوی خیام بود که القطفی، نگارنده کتاب تاریخ الحکما، را وادار ساخت تا در کتاب خویش بیان دارد "معانی باطنی این اشعار برای شریعت چون مار گزنده است و ترکیبی است از شر و فساد".
ج) تاکید بر ناپایداری جهان و زوال آدمی از دیگر خصائص اندیشه خیام است. او مدام در رباعی های خویش از مرگ و زوال سخن می گوید و تلاش بسیار مبذول می دارد تا هیبت مرگ را بنمایاند. او در این ره گاه به صراحت تمام سخن می گوید و گاه به کنایه های شاعرانه ای به سبزه و سبو.
□□□
هر سبزه که بر کنار جویی رسته است گویی زلب فرشته خویی رسته است
پا بر سر سبزه تا بخواری ننهی کان سبزه زخاک لاله رویی رسته است
این رباعی ها به روشنی هویدا می سازند که تعبیر و تفسیر دکتر ندوشن را از اشعار خیام می باید درست پنداشت: "در خیام گلها بو ندارند، قطره های باران سرد است، شراب که از دهانه صراحی می ریزد صدای شومی می دهد، نفس زندگی تنگی می کند، همه جا جو کاروانسرا دارد، همه اجزای طبیعت گویی نیشخندی بر لب دارند و بی احساس ترحمی وضع بشر را مسخره می کنند".
د) اعتقاد به جبر، از دیگر اختصاصهای فکر خیام است. خیام بدان باور است که بشر در برابر گردش روزگار ناتوان و درمانده است. او همواره در رباعی های خویش این باور خویشتن را رخنمون می سازد که انسان دستخوش بازیگریهای تقدیر است. همه امور به حکم و اراده تقدیر جریان می یابند و بشر از تغییر دادن سیر و دگرگون کردن مسیر آنها ناتوان است .
ه) غنیمت شمردن زمان به شیوه عیش و شادی دیگر ویژگی اندیشه خیام است. بسیاری از رباعی های خیام در ستایش شادی و شاد زیوی است. چرا که به باور او، حال که زمان می گذرد و دنیا بی اعتبار است و نمی توان دریافت که در آتیه و به ویژه در دوران پس از مرگ چه خواهد شد بهترین کار غنیمت شمردن وقت و ارزشمندترین کار، وقت موجود را قدر دانستن است. البته، یادکرد این نکته نیز بایسته است بنا به باور صادق هدایت، که خود نیز خیام را مداح و مبلغ عیش و طرب می شناسد، بسیاری از رباعی های منتسب به خیام در حقیقت از آن او نیستند، زیرا هرکس که عیش و طرب پیشه می کرد و به می خوارگی روی میآورد اگر به سرایش رباعی دست می یازید آن رباعی را از ترس تکفیر به خیام نسبت می داده است .
انتساب چنین اشعاری به خیام و نشر افکاری چنین از سوی او سبب شد که برخی بزرگان چون نجم الدین رازی، که خود صوفی پرشوری بوده است، او را فیلسوف کافر بخوانند و از دهریان و طبیعیان روزگار بدانند. البته نیازمند یادکرد است که برپایه برخی نشانه های به جا مانده از آن روزگار و از جمله مندرجات کتاب تاریخ الحکما، برخی صوفیان نیز "خود را با بعضی معانی ظاهری اشعار خیام موافق یافتند و آن را در طریقت خود داخل کردند و در محافل و خلوتهای خویش درباره آن به بحث پرداختند." به هر حال به عنوان پایانی بر این جستار می توان گفت اندیشه خیام با وجود آنکه خردورزی و هوشمندی را می ستاید اندیشه ای سرشار از تردید و اعتراض است، اعتقاد به جهان دیگر در رباعی های خیام حالت ابهام دارد. کلام خیام تلخ، سرد و بسان سرزنش است. اما تا اندازه ای روشن بینانه نیز این تردیدها، اعتراض ها، ابهام ها و سرزنش ها را خود خیام پاسخ می گوید. نوشداروی او برای درمان زخم هایی چنین رنجآور، خردورزی، پند گرفتن از سرنوشت گذشتگان ، بیدار دل ماندن و به ویژه بهره برگرفتن از حال است.

کیک هویجی پرگردو برای افراد دیابتی !
ما در اینجا یک دسر کم کالری خوشمزه و لذیذ به شما معرفی می‌کنیم این دسر در هر وعده تنها ۱۰۰ تا ۱۵۰ کالری انرژی به بدن شما منتقل خواهند کرد در مقالات بعدی هم دسرهای دیگری را به شما …
وبگردی
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود!
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود! - رویدادی که در بطن آن، هواپیمای ATR شرکت آسمان قرار داشت که با کد EP-ATS رجیستر شده و مسئولان شرکت هواپیمایی آسمان بر آن نام «خرمشهر» را گذارده بودند. نامی که هدف از انتخاب آن هرچه بوده، حتما یادآوری سقوط خرمشهر در ابتدای جنگ تحمیلی نبوده است. رویدادی که ساعاتی پیش بار دیگر رخ داد؛ این بار با سقوط هواپیمایی که خرمشهر نام داشت.
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟ - اقتصاد سیاسی - محمودسریع القلم با بیان اینکه تقابل ما با جهان هزینه دارد،گفت:»هیچ انسانی پیدا نمی شود که بگوید با ظلم موافقم هستم،اما حکمرانی در کشور باید سود و زیان کند که با چه هزینه ای می خواهد این موضوع را پیش ببرد.»
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!!
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!! - امیرقادری منتقد سینما: حاتمی کیا یک فیلم بد و کاریکاتوری ساخته است
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر - آیین اختتامیه سی و ششمین جشنواره فیلم فجر در مرکز همایش‌های برج میلاد با حضور اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور و سید عباس صالحی وزیر ارشاد برپا شد.