یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Sunday, 22 April, 2018

درباره‌ی شعر علی باباچاهی


درباره‌ی شعر علی باباچاهی
در سال‌های اخیر در مقالات، مصاحبه‌ها و بحث‌هایی که پیرامون شعر ایران نوشته یا شنیده شده، بارها عبارت «شعر دهه هفتاد» به گوش خورده است. بسیاری از دست اندرکاران ادبیات شعری ایران کوشیده‌اند که مختصات شعر دهه اخیر را توضیح دهند. گروهی به اشتباه شعر دهه هفتاد را فقط متعلق به شاعرانی با سن و سال مشخص دانسته‌اند و برخی دیگر با رد تمام دستاوردهایی ارزشمند شعر در این دهه، به کلی منکر اصل قضیه شده‌اند.
در اینجا به هیچ وجه قصد ندارم به درستی یا نادرستی ادهاهای مختلف بپردازیم که اصلاً چنین قضاوتی چندان منطقی هم نخواهد بود. اما چیزی که جای خالی‌اش در مطبوعات بشدت احساس می‌شود معرفی چهر‌ه‌های تأثیرگذار بر شعر دهه هفتاد است. اگرچه عدم استقبال از شعر سال‌های اخیر (که فقط محدود به شعر نیست و تمام حوزه‌های کتاب را در بر می‌گیرد) دلایل متعددی دارد که به نقدی فرهنگی اجتماعی نیاز دارد اما آشنا نبودن مخاطبان با چهره‌های شعر دهه هفتاد یکی از علل، دوری از شعر امروز ایران محسوب می‌شود.
نخستین چهره‌یی که در این جا به بحث گذاشته می‌شود، علی باباچاهی است. قبل از هر چیز باید این گمان غلط را از نظر دور شود که تقدم و تأخر در معرفی، نشانه میزان تاثیرگذاری شاعر است. علی باباچاهی، شصت و یک ساله است و این ویژگی نه تنها بر حرفه او تأثیری منفی نگذاشته بلکه از این حیث که پس از کسب تجربه‌های فراوان همچنان به دنبال تجربه کردن است، قابل توجه است.
باباچاهی در دهه هفتاد بسیار پرکار بوده و چاپ چهار مجموعه شعر و البته سه اثر تحقیقی در حوزه شعر، کارنامه او را بسیار پربار کرده است. جدا از اینها او در حیطه ژورنالیسم ادبی هم به طرز چشمگیری فعال بوده است. او سال‌ها مسئولیت صفحات شعر مجله «آدینه» را بر عهده داشت که برخی اعتقاد دارند یکی از مهمترین تریبون‌ها برای تولید شعر دهه هفتاد بوده است. آدینه از معدود مجلاتی بود که بخصوص در نیمه اول دهه هفتاد به چاپ شعر شاعران جوانتری پرداخت که بعدها حرفهای زیادی برای گفتن داشتند. تجربه باباچاهی در آدینه نه تنها فرصت خوبی را برای پویایی شعر دهه هفتاد فراهم کرد بلکه سبب شد تا خود او نیز از تحولات شعری دور نماند و بکوشد تا همگام با شاعران جوان حرکت کند. حتی برخی از منتقدان باباچاهی اعتقاد دارند که او تحت تأثیر شعر جوانانی قرار گرفته است که خود نقش مهمی در مطرح کردنشان داشته است.او در پایان دهه هفتاد یک بار دیگر ژورنالیسم ادبی را تجربه کرد. اما همکاری او با مجله «نافه» فقط به چند شماره محدود شد اما نخستین مجموعه شعر علی‌باباچاهی در دهه هفتاد «نم نم بارانم» نام داشت که در سال ۱۳۷۵ منتشر شد.این کتاب مشتمل بر سی‌ و پنج شعر و موخره‌یی بود که در آن شاعر به بررسی شعر معاصر ایران پرداخته و شعر «پسانیمایی» را مطرح کرد.او شعر فارسی رادر چهار قرائت بررسی می‌کند . قرائت اول را پیش‌نیمایی، قرائت دوم را نیمایی، قرائت سوم را غیرنیمایی و قرائت چهارم را پسانیمایی می‌نامد و پس از استفاده از زبان روزمره، شورش علیه راحت‌طلبی زبان، بی‌اعتنایی به ایدئولوژی‌ها، تجربه در حال نوشتن و… را از ویژگی‌های شعر پسانیمایی می‌داند. او همچنین از سفیدخوانی و گرایش به جنبه‌های غیردستوری زبان معیار اشاره‌ می‌کند. اما اینکه شعرهای جنبه‌های غیردستوری زبان معیار اشاره می‌کند. اما اینکه شعرهای مجموعه «نم‌نم بارانم» تا چه حدی از این ویژگی‌ها برخوردار بوده است، پاسخ صریحی ندارد.
شعر «سفیدها را بخوان» از این مجموعه می‌تواند گویای نوع شعرهای «نم‌نم بارانم» باشد: بی‌تو نمی‌گیرتم فرار/ حالا بگو که فلانی سخت تهرانی شده/ در شعرهای اخیرش به جای هر چه/ از چراغ قرمز و/ چتری که خیس/ و این اواخر اهل حساب و کتاب است/ در نوشته‌هایش هم/ چراغ سبزی روشن می‌شود/ اما/ رو به نمی‌دانم کجا، بی‌تو، فلانی که سخت/ و نمی‌گیرتم قرار/ و دیگر اینکه مادرزاد عاشق تو بوده‌ام/... (نم‌نم بارانم صفحه ۹۰)
اما برخی منتقدان اعتقاد دارند که آنچه او سفیدخوانی می‌نامد چیزی جز ابترنویسی نیست و در واقع شعر او نه تنها گستردگی معنا ایجاد نمی‌کند بلکه با جمله‌های نیمه کاره صورت مسأله را پاک می‌کند.
«منزل‌های دریا بی‌نشان است» عنوان مجموعه شعر دوم علی‌باباچی در دهه هفتاد است. این کتاب از آن جهت که خود شاعر اعلام کرد که باید قبل از نم‌نم بارانم منتشر می‌شد، کمتر مورد نقد قرار گرفت. در واقع تاکید باباچاهی بر این نکته، سیگنالی بود که او برای منتقدان فرستاده تا سیر شعر او را با این کتاب نسنجند «عقل عذابم می‌دهد» مجموعه حدود چهل شعر و موخره‌یی درباره شعر پسانیمایی است. باباچاهی در این موخره به ادامه بحثش درباره‌ شعر پسانیمایی می‌پردازد. او تفاوت‌های شعر غیرنیمایی و شعر پسانیمایی را تحت عناوین وزن، چند آوایی، گریز از شگردها و اشکال فرسوده، اصوات و عبارت‌های سنگ شده، تشبث بر پدیده‌ها و عناصر غیر لازم، آشنایی‌زدایی از لحن شعرگفتاری، تصویرگرایی یا تصویرگریزی، تک محوری یا تعدد محوری، نحوگرایی یا نحو گریزی؟ زبان کالایی یا غیرکالایی؟ پایان‌بندی شعر و شعر پسانیمایی و تجربه دیگران بر می‌شمارد. با چاپ این مجموعه اهالی شعر توجه بیشتری به بحث شعر پسانیمایی کردند. اگر چه بخش اعظم این توجه به مخالفت اختصاص داشت از جمله انتقاداتی که به شعر پسانیمایی وارد شده این است که مشخصاتی که او بر می‌شمارد در ذات شعر وجود دارد و نمی‌توان آن را معیار نوع خاصی از شعر قرار داد. بعضی از منتقدان هم به مثال‌های مورد اشاره باباچاهی ایراد گرفتند و این پرسش را مطرح کردند که آیا شعر پسانیمایی فقط یک شاعر، آن هم علی‌باباچاهی را دارد؟ با این حال شعرهای مجموعه «عقل عذابم می‌دهد» نسبت به شعرهای نم‌نم بارانم تا حدود زیادی متفاوت بودند. در شعرهای «عقل…» تغزل بیشتری به کار رفته است و به همین دلیل کمتر می‌توان ویژگی‌های شعر امروز را که بیشتر چالش برانگیز است در آنها پیدا کرد. اما در بعضی از شعرهای کتاب هم می‌شود سطرهای درخشانی را خواند: همه چیز خنده‌دار است /از بی‌قراری‌های در باران گرفته/ تا بی‌قرارهای در باران گرفته/ تا بی‌قراری‌های در باران/ از من گرفته/ تا برسیم به شما/ و ایشان / خدا به شما/ دو چشم سیاه داده/ شوخی و شیطنت داده/ و به ایشان دو شاخ تیز با این همه/ ما به قصاص هم محکوم نشدیم/اما در مراسم ترحیم / ما که چند سال بعد صورت گرفت/...(از فرط خنده صفحه ۱۰۰)
و بالاخره کتاب «قیافه‌ام که خیلی مشکوک است» آخرین مجموعه شعر منتشر شده باباچاهی است. او در شعرهای این کتاب بار دیگر دست به تجربه زده است تا نمونه‌های بهتری از «شعر پسانیمایی» را خلق کند. تلاش او برای فاصله گرفتن از راحت‌نویسی شعرهای «عقل عذابم می‌دهد» کاملاً مشهود است. اما باز هم گرفتاری او دربندی که خود به دور خود تنیده است، محسوس است. به نظر می‌رسد او در شعرهایش می‌خواهد حرف‌هایش را درباره شعر پسانیمایی ثابت کند و این مساله باعث می‌شود که قوه خلاقه شاعر محدود شود. در موخره این کتاب نیز متن چندو بالاخره کتاب «قیافه‌ام که خیلی مشکوک است» آخرین مجموعه شعر منتشر شده باباچاهی است. او در شعرهای این کتاب بار دیگر دست به تجربه زده است تا نمونه‌های بهتری از «شعر پسانیمایی» را خلق کند. تلاش او برای فاصله گرفتن از راحت‌نویسی شعرهای «عقل عذابم می‌دهد» کاملاً مشهود است. اما باز هم گرفتاری او دربندی که خود به دور خود تنیده است، محسوس است. به نظر می‌رسد او در شعرهایش می‌خواهد حرف‌هایش را درباره شعر پسانیمایی ثابت کند و این مساله باعث می‌شود که قوه خلاقه شاعر محدود شود. در موخره این کتاب نیز متن چند گفت‌ و گوی باباچاهی آمده است. او در این مصاحبه‌ها نیز از مبانی شعر پسانیمایی دفاع می‌کند. اگر چه خود او نیز هرگز «شعر پسانیمایی» را به عنوان نسخه‌یی برای آینده تجویز نمی‌کند اما به هر حال بخشی از توان ادبی‌اش را برای توضیح و تثبیت این ایده صرف می‌کند.
علی‌باباچاهی، شاعری باهوش است. او همیشه از منتقدانش استقبال می‌کند و توجه زیادی به شعر نوآمدگان دارد. اینکه او در دهه هفتاد شاعر موفقی بوده یا نبوده. بحث این مقال نیست. آنچه اهمیت دارد این است که او برخلاف بسیاری از هم نسلانش لزوم تجربه در لحظه را فهمیده است و حالا در هفتمین دهه عمرش همچنان به متفاوت‌نویسی فکر می‌کند، هر چند اگر متفاوت ننویسد. متأسفانه در ایران شاعران معمولاً پس از چهل سالگی خودشان را تکرار می‌کنند اما خوشبختانه باباچاهی در همین سن و سال در یافته است که باید از تکرار بگریزد.
در یکی از گفت‌ و گوهای کتاب «عقل عذابم می‌دهد» مصاحبه‌ کننده از باباچاهی می‌پرسد:«فرض کنید یک روز صبح از خواب بیدار شدید و دیدید که نمی‌توانید دیگر شعر بگویید، چه می‌کنید؟» و علی‌باباچاهی در جواب می‌گوید:«خب، زحمت را کم می‌کنیم» منتظر کتاب دیگری از علی‌باباچاهی می‌مانیم و این انتظار کمترین زحمتی است که بر دوش شعر ایران مانده است.

مجتبی پور محسن


منبع : ماهنامه ماندگار

مطالب مرتبط

اشرف مخلوقات

اشرف مخلوقات
ادب و ادبیات زیبنده ما ایرانیان ،تنها ارزشها و توانمندیهایی نیست که بر جای مانده ، از تراوش افکاری زیبا و نو باشد ، بلکه پدیده ای است الهی که شناخت انسان و در مرحله ای فراتر وجود خداوند را نمایان می سازد و در این دنیای زودگذر ، زندگی به سوی کمال و سرافرازی را ، برای انسان می طلبد . ادبیات ما ایرانیان تبلور و روشنایی از حقیقت وجودمان است که از ازل در درونمان شکل گرفته و با هیچ منطق و استدلالی نمی توان این شناخت را به فردایی دور و دراز سپرد . انسان وجودی دارد بسیار زیبا،که گاهی آنقدر می درخشد که روشنایی نورش را می توان از دیدگاههای متفاوت احساس کرد و گاهی چنان در زیر و بم خواسته ها و آرزو هایمان پنهان می شود که به سختی می شود به وجود انسانی خود فکر کرد قلم جاویدان مولانا جلال الدین در مثنوی معنوی با ترفند های شگرف ، اثر افکار و درون انسان را به پژوهش و جستجو گذاشته است که ما هم برآن شدیم تا در چند برگی در بر گرفته های تاریخی این اثر ارزشمند قدم بگذاریم .
● مقدمه:
ادبیات ما ایرانیان مظهر بالندگی است چرا که وجودی در این دنیای فانی با ارزش تر از وجود انسانی نداریم و از درخشش فکر و درون انسان است که زندگی ساخته می شود و وقتی که درون زیبا و پاک باشد می توان جامعه بیرونی ، فراتر از زیبایی و درستی بنا کرد : بنابراین برای شناخت وجود های انسانی باید ادبیاتی واحد وجود داشته باشد بر این اساس ، معتقدم .ما ایرانیان با فرهنگ ترین و مفتخر ترین آفرید گان خداوند هستیم که چه زیبا سخن بزرگان تاریخمان.را درک می کنیم و در پیوسته زمان از افکار زیبای یکدیگر لذت می بریم که اگر به غیر از این بود دیگر زندگی و زنده بودن هیچ ارزش و بهایی نداشت همانگونه که در دفتر اول مثنوی در خصوص همزبانی چنین سروده شده :
با لب دمساز خود گر جفتمی / همچو ،نی من گفتنیها گفتمی
هر که او از همزبانی شد جدا / بی زبان شد گر چه دارد صد نوا
چه زیبا بیان می دارد که هر کس همزبان و همدم نداشته باشد همانند انسانی است که دیگر صحبت کردن برایش معنایی ندارد . زیبایی نقش ادبیات مان وقتی بیشتر هنر نمایی می کند که به سراغ گنجینه های تاریخی مان می رویم و با افتخار در وجودمان احسا س شفاف تری می کنیم و وجود خدایمان را ، با چشم دل لمس می کنیم . قطره زمانی ،با گرمای هوا به آسمان بخار می شود و در آسمان با یافتن ،یا رها یی خود تبدیل به توده ای از ابر می شود و بعد دوباره بصورت باران به کوه و دشت و جنگل می بارد و سر انجام مسیرش به سوی دریا می شود. همانگونه که مولانا اشاره می کند :
ما ز بالائیم و بالا می رویم / ما ز دریائیم و دریا می رویم
پس حقیقت زیبای وجودمان از وجود خداوند سر چشمه می گیرد و ما در نهایت به سوی او می رویم
چنانچه در تعبیر قرآ نی فرموده شده <انا لله و انا الیه راجعون > پس چگونه رفتنمان مهم است با وجودی ،پاک ،سرازیر شویم یا با وجودی سر شکسته و نالان همانند زمزمه مولانا:
چونکه گل رفت و گلستان در گذشت / نشوی ز آن پس ز بلبل سر گذشت
وقتی وجود انسان سراسر سیاه شد و از بین رفت دیگر سرنوشت انسان هم نابود شده است و کسی دیگر از شخصیت و وجود او صحبت نمی کند که سنجش و میزان درون و مایه هر فردی بسته به ظرفیت نمادی اوست
هر که جز ماهی ز آبش سیر شد / هر که بی روزی است روزش دیر شد
ماهی برای زیستن و زندگی کردن نیاز به آب زلال و پاکیزه دارد و در هر زمان از نوشیدن و غوطه ور شدن در آب سیراب نمی شود . همانگونه که انسان خداجو و با ایمان هم ،هیچ زمان از یاد خداوند و ذکر او سیر و ناتوان نمی شود ، اما حیوانی که متعلق به خشکی است با نوشیدن جرعه ای از آب سیر می شود . و در مقابل انسان وابسته به جهان و مادیات ،از دنیایی بودن ،هیچ وقت سیراب نمی شود و خود را در راستای رهایی نمی بیند پس وجود انسان هم می تواند والا ترین موجودات و هم در نهایت از فرو مایه ترین آفریده ها باشد که در این میان ظرفیت،درون انسان نقش آفرینی می کند
گر بریزی بحر را در کوزه ای / چند گنجد قسمت یک روزه ای
از نظر استاد بزرگ سخن مولانا اگر دریایی از معرفت و شناخت را در وجود آدم کم ظرفیت بریزند بیش از سهم یک روزه خود نمی تواند بر دارد . در مقابل آن انسان حریص است .
کوزه چشم حریصان پر نشد / تا صدف قانع نشد پر در نشد
این بیت بیانگر این معناست که انسان حریص و طمعکار هیچ موقع به مقصود خود نمی رسد و هر چه بیشتر طمع می ورزد از ارزش و انسانیت خود می کاهد و از هدف اصلی خود نیز دورتر می شود . اما گنج قناعت خاک را تبدیل به کیمیا کرده همانطور که مروارید به علت قناعت صدف به سرانجام می رسد و نمای از ارزش و درخشندگی را به خود اختصاص می دهد .
در این ابیات مولانا می توان احساس نیاز انسان به شناخت درون را جستجو کرد .که تا چه اندازه لازم و ضروری است که گلبرگ های وجود را با باران ادب و رحمت پالایش دهد .
از خدا جوییم توفیق ادب / بی ادب محروم شد از لطف رب
بی ادب تنها نه خود را داشت بد / بلکه آتش در همه آفاق زد
مرد بزرگ تاریخ برای شناخت ادب و اهمیت آن حکایتی را اینگونه بیان می دارد که روزی بنی اسرائیل بدون درد سر از آسمان برایشان می رسید در میان این قوم عده ای بی ادب گفتند :چرا سیر و عدس نداریم بدون اینکه توجه کنند که بی هیچ رنج و سختی چنین روزی برایشان فرستاده می شود .
منقطع شد نان و خوان آسمان / ماند رنج زرع و بیل و داسمان
وقتی که روزیشان قطع شد حضرت عیسی (ع) واسطه شدند ولی دوباره بی ادبان رعایت نکردند و مانند گدا صفتان گدا صفتی کردند و منجر به کفران نعمت شد ند .
که شک و تردید به عظمت درگاه خداوند و حرص و طمع ورزیدن در مقابل سفره الهی نوعی از کفران نعمت است که به این علت در رحمت الهی برای همیشه بر روی انسان بسته می شود .
ابر بر نآ ید پی منع زکات / وز زنا افتد وبا اندر جهات
همانگونه که اگر در جامعه ای زکات مالی پرداخته نشود باران رحمت الهی هم نخواهد بارید و در مقابل آن اگر در جامعه ای بی پروا یی و زنا کاری رایج شود بیماری وبا هم در بین همه شایع و همه گیر خواهد شد و در مقابل اشاره شده بر رعایت ادب که تا چه اندازه می تواند نقش پویایی و درخشند گی به همراه بیاورد . و پدیده ای است که از اول تاکنون رعایت شده تا جائیکه مولانا خمیدگی آسمان را نشانه از تواضع و خضوع او در مقابل خداوند دانسته است که خداوند: نیز به علت این خضوع و وارستگی آسمان را پر ستاره و نورانی کرده است .
از ادب پر نور گشتست این فلک / و ز ادب معصوم و پاک آمد ملک
● نتیجه :
مثنوی معنوی جلال الدین مولوی :
یکی از بزرگترین گنجینه های تاریخ بشریت است که خداوند برای ماندگار کردن فرهنگ ایرانیان به فارسی زبانان هدیه کرده است که هر روزه بشر در سایه برگهای زرین آن ،میوه های شاداب و با طراوت وجود خود را عطر افشانی می کند :
و در پله های هدف، برای رسیدن به آرمان های زیبا دستان فرزندان مهربان خود را می فشارد . فرزندانی که ثمره و میوه ایران عزیزمان هستند و باید در حرکت به سوی آینده ،نگاهی به تاریخ پر افتخار سرزمین خود داشته باشند و از افکار این مردان بزرگ تاریخ شمه ای از درستی و صداقت بیا موزند تا فردای آراسته و با فضیلت برای ایران عزیز به ارمغان بیاورند .

وبگردی
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر - سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر از 30 فروردین با حضور فیلم سازانی از ایران و نمایندگانی ازسینمای 78 کشور جهان تا 7 اردیبهشت در پردیس سینمایی «چارسو» برگزار می شود.
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک!
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک! - کتک خوردن دختری که جز التماس دوستانش هیچ فریادرسی ندارد از یک پلیس زن عضو گشت ارشاد که ماموران مرد هم آنها را همراهی می کردند، آنقدر دردناک است که کمتر وجدان بیداری به آن واکنش نشان نداده است.
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها - بررسی حضور زنان در ورزشگاه ها با حضور نرگس آبیار، لاله افتخاری، حمید رسایی، حجت الاسلام محسن غرویان و فائزه هاشمی.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت - سعید مرتضوی که در روزهای گذشته خبری از او نبود و حتی سخنگوی دستگاه قضایی گفته بود حکم جلبش صادر شده اما گیرش نیاورده‌اند، به گفته همسرش در تهران است.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!