پنج شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۷ / Thursday, 24 May, 2018

ماکس بکمان


ماکس بکمان
●ماکس بکمان
ماکس بکمان، اکسپرسیونیست بزرگ آلمانی، قصد توضیح هنر خویش و اصولاً هنر را ندارد. " درباره نقاشی ام " توصیف و بیانی زیبا از دنیای نقاشی های وی است، یکی از معدود مقالاتی که در آن هنرمند توانسته نه تنها حس نقاشی هایش رابه زبان آورد بلکه خاستگاه آنها را نیز در غالب کلمات بیان سازد.احتمالاً بهتر است آنرا اشعار نثر گونه بنامیم تا مقاله.
" درباره نقاشی ام " سخنرانی بکمان به سال ۱۹۳۸ در گالری نیوبرلینگتن لندن است. این مقاله به سال ۱۹۴۱ توسط کرت والنتین در نیویورک، به چاپ ر سید.
قبل ازهر توضیحی باید بگویم که من هیچگاه در هیچ زمینه سیاسی فعال نبوده ام. درعوض فقط کوشیده ام دیدگاه خویش از دنیا را، تاحد ممکن گسترش دهم. نقاشی کاری بسیار مشکل است که تمامیت آدمی و جسم و روح وی را در بر می گیرد. بنابراین من کورکورانه از کنار آنچه به دنیای سیاست و واقعیت تعلق دارد گذشته ام.
من براین باورم که دو دنیا وجود دارد، دنیای معنویات و دنیای واقعیات سیاسی. هردو تجلی زندگی اند که ممکن است گاه همخوانی داشته باشند ولی درنهایت در اصول بسیار متفاوتند و این را به عهده شما می گذارم که تصمیم بگیرید کدام یک مهم ترند.
آنچه من سعی در آشکار کردن آن دارم تفکری است که پشت واقعیت پنهان شده است. من به دنبال پلی هستم که نادیدنی ها را مرئی کند، همانند آن " کابالیست" که گفته بود:
" اگر می خواهید به نادیدنی ها برسید باید به عمق دیدنی ها نفوذ کنید." هدف من همیشه دست یافتن به اعجاز واقعیت است و تبدیل این حقیقت به تصویر ( در نقاشی ) ، اینکه نامرئی ها را، توسط حقیقت، مرئی سازم. چنین تفکری ممکن است پر از تضاد و تناقض به نظر برسد، اما درواقع همین حقیقت است که رمز حیات را آشکار می کند.در این کار آنچه بیش از همه به من کمک می کند حضور فضاست. ارتفاع، عرض و عمق سه پدیده ای هستند که باید در سطح وارد شوند تا فرم عینی تصویر را شکل دهند.
تصاویر می آیند و می روند و من می کوشم آنها را بدون درنظر گرفتن کیفیت ظاهریشان، مرتب کنم. یکی از مشکلات من یافتن "روح" است که تنها یک شکل دارد و فنا ناپذیر است، یافتن آن در حیوان و انسان، در بهشت و دوزخ که همه باهم دنیای ما را تشکیل میدهند.فضا ماهیتی لرزان است که ما را دربر می گیرد و ماجزئی از آن هستیم.این آن چیزی است که من می کوشم بیان کنم، با آرایشی متفاوت از موسیقی و شعر، آنچه برای من همچون ضرورتی مقدر شده است. هنگامیکه وقایع معنوی، متافیزیکی، مادی و غیر مادی به دنیای من وارد می شود تنها می توانم با نقاشی آنها را سامان بخشم. در اینجا موضوع اهمیتی ندارد، آنچه مهم است برگرداندن آن به عینیت سطح است که بوسیله نقاشی صورت می گیرد. بنابراین من دلیلی برای ملموس کردن آن ها نمی بینم. چراکه اشیاء خود ، آنقدر غیر واقعی اند که تنها به کمک نقاشی می توان به آنها عینیت بخشید.
من اغلب اوقات تنها هستم. استودیوی من در آمستردام، که در گذشته انبار تنباکو بوده است همواره با تصورات من پر می شود. با تصاویری از گذشته های دور و نزدیک مانند اقیانوسی که به همراه باد بالا می رود و خورشید، و اینها همیشه در فکرمن حضور دارند.این تصاویر، همگی جان گرفته و در فضای پهناور معلق می گردند، کیفیتی که من آن را خدا می نامم.
گاهی اوقات، هنگامی که افکارم بر روی " انس رگن " تا آخرین روز حیات قاره به پرواز در می آید، ریتم کابالا به یاری ام می آید. و به همین ترتیب، خیابانها با مردان، زنان و کودکان، بانوان محترم ، زنان فاحشه، دختران خدمتکار و دوشس ها. همه را می بینم مثل یک رویای مضاعف ارزشمند، در سموتریس، در پیکادیلی و وال استریت. آنها همانند اروس هستند، در جستجوی فراموشی، تمام اینها بنظرم سیاه و سپید می آیند مانند شرافت و جنایت. آری سیاه و سپید مورد توجه من هستند. شاید جای خوشوقتی، یا بدبختی، است که همه آنها را کاملاً سیاه یا کاملاً سپید نمی بینم.
یک تصویر تنها ساده تر و سهل تر است ولی در آن صورت اصلاً وجود ندارد. هیچ است.خیلی ها مایلند تنها سپیدی را ببینند و زیبایی محض اش را ودیگران سیاهی را می جویند. سیاهی و زشتی و ویرانگری اش را. ولی من نمی توانم، چراکه تنها در هر دو، در سیاهی ودر سپیدی است که خدا را درک می کنم خدایی یگانه که دوباره و دوباره درامای خاکی و محکوم به فنا را می آفریند. از این رو من بطور ناخواسته از اصول به شکل رسیدم، به ایده های متعالی، حیطه ای که گرچه از آن من نیست، از آن شرمنده نیستم. به نظر من هنر زائیده سعی در کشف راز آفرینش است. و این هدفی است که من با هنرم آن را دنبال می کنم.
درک خویشتن، ضرورت روح همه چیزاست. و این " خویشتن " است که من در هنرم و زندگیم به جستجوی آنم. هنر خلاق است برای درک نه برای سرگرمی، برای تغییر سیاست نه برای بازی. و این جستجو و کاوش خویشتن است که ما را ،همه ما را به سوی سفری بی پایان و جاودانه سوق می دهد سفری که همه ما مسافرش هستیم.
شیوه بیان من کشیدن است، نقاشی است، اگرچه شکل های دیگری نیز وجود دارد ادبیات، فلسفه و یا موسیقی. اما بعنوان یک نقاش که گرفتار رحمت یا لعنت است باید شعور را با چشم خویش جستجو کنم. تکرار می کنم، با چشمانم. چراکه خنده داراست و بی ربط است اگر " دیدگاهی فلسفی " بتواند بدون حس زیبایی و زشتی قابل دیدن، تصویری زیبا وخردمندانه ترسیم کند.
اگر آنچه را که من قابل دیدن می دانم نتیجه ای مانند پرتره، منظره یا آرایشی قابل درک دارد، آن چیزی است که حس کرده ام.
خردمندی و تعالی درنقاشی با تلاش غیر قابل خدشه چشم، بهم می پیوندند. هر هاله ای از یک گل، یک صورت، درخت یک میوه، دریا، کوه، توسط عمق احساسات درک می شوند و عملکرد ذهن، که چگونگی آن مورد توجه من نیست، به آن افزوده می شود و در نهایت نیز ضعف یا قدرت روح ذهن و حس را قادر به بیان خواسته های شخصی می کند. این قدرت روح است که مرتب ذهن را مجبور به گسترش درکش از فضا می سازد.احتمالاً چنین شمه ای در نقاشی های من دیده می شود. زندگی دشوار است و این چیزی است که حداقل اکنون همه می دانند. برای فرار از این دشواریهاست که نقاشی را برگزیده ام. می دانم که راه های موثر دیگری نیز برای فرار از این مشکلات وجوددارد اما من شکوه نقاشی کردن را ترجیح داده ام.
البته خلق اثر هنری باشکوه است بخصوص اگر هنرمند بربیان عقیده هنری خویش اصرار داشته باشد. هیچ چیز تجملاتی تر از این نیست. برای من این یک بازی است و حداقل برای من، بازی خوبی است. یکی از معدود بازیهایی که زندگی دشوار وخسته کننده را اندکی مهیج می سازد.
عشق حیوانی، بیماری است و اما نیازی است که شخص باید برآن غلبه کند. سیاست، بازی غریبی است، گذشته از خطراتی که دارد، قطعاً گاهی اوقات سرگرم کننده است. خوردن و خوابیدن عادتهایی است که گرچه تنفر آورنیست اما عواقب چندان جالبی هم ندارد. سفر به دور دنیا در نود و یک ساعت توان فرساست مانند مسابقه اتومبیل رانی یا شکافت هسته ای، اما هیچکدام بدتر از " یکنواختی " نیست. پس به من اجازه بدهید در یکنواختی شما شریک شوم همانطور که شمادر یکنواختی من.برای شروع بگذارید بگویم که همیشه به اندازه کافی بحث درباره هنر مطرح بوده است. گذشته از آن بیان عملکرد خویش، در غالب کلمات همیشه نامطبوع است. ولی با تمام این تفاسیر ما همچنان محکومیم به حرف زدن، کشیدن، آهنگ ساختن خسته کردن خویش، به هیجان آوردن خویش، جنگیدن و صلح کردن و تا جائیکه آخرین نیروی تخیل در ما باقی است ادامه می دهیم. تخیل احتمالاً اصلی ترین ویژگی بشر است. رویای من تصور فضا است، تعویض دریافتهای بنیادی اشیاء با منطق متعالی پیشرو. این یک قانون است. در طول، تغییر شیء تنها درصورتی مجاز است که در نهان نیروی خلاق عظیمی دارا باشد. تصمیم گیری درباره اینکه چنین تغییری، در بیننده هیجان ایجاد می کند یا کسالت، به عهده شماست.
یک مسئله کاملاً روشن است و آن این که ما اشیاء سه بعدی جهان را به اشیاء دوبعدی بوم نقاشی تبدیل می کنیم.بوم نقاشی تنها با دوبعد فضایی تکمیل می شود ولی این هنرمند است که باید هنر به خرج دهد و آرایش و زیور بخشد. قطعاً چنین عملکردی رضایت بخش است اگرچه این امر درباره من چندان صادق نیست به این دلیل که اینگونه به قدر کافی حس دیدن به من دست نمی دهد. تبدیل ارتفاع ، عرض و عمق به دو بعد، بنظر من، سرشار از معجزه است اما معجزه ای که من آن را برای خلق بعد چهارم می خواهم. اصولاً با هنرمندی که درباره خود یا اثرش صحبت می کند چندان موافق نیستم. امروز، غرور و جاه طلبی نبود که مرا واداشت درباره مسائلی صحبت کنم که انسان حتی به خود نیز نمی گوید. دنیا امروز در چنان وضعیت دشواری است که مرا، که سی سال گذشته را همانند یک معتکف زیسته ام وامی دارد تا از لاک خویش بیرون بیایم و عقایدی را مطرح سازم که به سختی در طی سالها به آن رسیده ام.
بیشترین خطری که بشر را تهدید می کند، مالکیت اشتراکی است. همه جا تلاش بر این بوده است که لذت بردن و شیوه زندگی انسان تا حد موریانه پائین آورده شود. من با تمام وجود با این شیوه ها مخالفم. حذف روابط انسانی در اثر هنرمند تنها خلاءای ایجاد می کند که همه ما را به اشکال گوناگون رنج میدهد. تعابیر فردی از آنچه ارائه شده، برای نشان دادن تمامیت حقیقت آنچه بربوم کشیده شده، ضروری است.
درک و حس بشر باید به حالت اولیه خویش بازگردد. روشها و ابزار گوناگونی برای رسیدن به این مهم وجود دارد. نور از یک طرف مرا به حدی می رساند که بوم نقاشی ام را تقسیم کنم و از طرف دیگر مرا به عمق شیء می برد. ازآنجائی که هنوز این هویت را نمی شناسیم، هویتی که هرکدام به گونه ای آن را بیان می کنیم باید بیشتر و بیشتر در کشف آن بکوشیم. چراکه هویت، خود، معمای مستور مهم این دنیاست. هیوم و هربرت اسپنسر ،همه دیدگاههای آن را بررسی کردند ولی در نهایت به حقیقت دست نیافتند. من به این هویت، به فناناپذیری و تغییر ناپذیری آن ایمان دارم. خط سیر آن، به گونه ای عجیب و خاص، مسیر ماست.و به همین دلیل من در این فردیت، در این فردیت به اصطلاح کامل، غوطه ورم و به هر طریقی برای شرح و بیان آن متوسل می شوم. تو کیستی؟ من کیستم؟ این سوالات همیشه برایم عجیب اند و همیشه مایه عذاب من هستند و شاید نقشی هم در هنرم ایفا می کنند. رنگ، بعنوان طیف زیبا، اسرار آمیز و عجیب. ابدیت، برای من نقاش زیبا وارزشمند است. و من از آن در زیبا کردن بوم نقاشی ام و کندوکاوی عمیق تر در اشیاء بهره می جویم. رنگ تا حدی شمای روحی مراتصویر می کند اما رنگ متاٌثر از نور و مهمتر از همه چگونگی شکل شیء است. تاکید بیشتر از حد بر رنگ، تجلی مضاعف شیء بر بوم نقاشی را باعث می شود که زیبایی خود اثر را در حاشیه قرار می دهد. رنگهای خالص و رنگهای ترکیبی باید در کنار هم قرارگیرند چراکه این دو مکمل یکدیگرند.به هرحال تمام اینها نظریه است و کلمات از بیان دشواریهای هنر قاصر است.
اَشکال یکی از آثارم بنام " وسوسه " یک شب این شعر عجیب را برایم خواندند:
دوباره کدو تنبلها را با شراب پرکن و بزرگترینشان را به من ببخش... و من باوقار شمعها را برای تو روشن می کنم. همین حالا، امشب، در این شب تیره. ما قایم باشک بازی می کنیم، قایم باشک بازی بر روی هزار دریا ،ما خدایان، ما خدایانیم به هنگام سرخی آسمان در غروب در میانه روز ودر تاریکترین شبها. شما ما را نمی بینید، نمی توانید ببینید و شما خود مائید و به همین دلیل است که می خندیم باخوشحالی، وقتی آسمان سرخ است و در میانه روز و در سیاهترین شبها ستارگان چشمان ما و سحابی ها گیسوان ما هستند. ما روح انسانها را در قلبمان داریم. خود را پنهان می کنیم و شما مارا نمی بیند، نمی توانید ببینید، و این دقیقاً همان است که ما می خواهیم، وقتی که آسمانها سوختند و در میانه روز و در سیاهترین شبها نورها گسترش می یابند تا بی نهایت... نقره ای قرمز ، بنفش، اطلسی و سیاه. ما آنها را در رقص به روی کوهها و دریاها و در گذر یکنواختی زندگی به دنبال خود می کشیم.
به خواب می رویم ولی ستارگان همچنان در رویای روشن می چرخند، ما بیدار می شویم و خورشید خود را برای رقص به روی دانایان و کودنها، فاحشه ها و دوشس ها آماده می سازد.
و این گونه، تصاویر نقاشی من که " وسوسه " نام داشت تا مدتها برایم آواز خواندند.سپس بیدار شدم ولی همچنان در رویا بودم. نقاشی به سرعت به نظرم آمد و تنها وسیله دستیابی شد. به دوست عزیزم " هنری روسو " اندیشیدم، کسی که رویاهای ماقبل تاریخی اش مرا به خدا می برد. در رویایم احترام نثار او کردم. و در کنار او ویلیام بلیک را دیدم. او همانند شیخ پیر دنیا برایم دست تکان داد. او گفت " به شیء اطمینان کن، ازدنیا نترس. هستی را نظمی است و راهی درست و همه آنچه در آن است مقهور سرنوشتی که باید بپیماید تا به کمال زیبای آفرینش برسد.
تو از همه آنچه، اکنون به نظرت زشت و دهشتناک می رسد رها می شوی.از خواب بیدار شدم باز هم در هلند. در میانه این دنیای مغشوش بودم. اما ایمان من، باور من، راه رهایی نهایی و تمامیت هستی، همه آنچه هست چه زیبا و چه زشت محکم تر شده بود. به آرامی سر بربالش نهادم... که به خواب روم... تا دوباره به رویا روم.

ترجمه محمد تیرانی


منبع : ماهنامه ماندگار

مطالب مرتبط

ماشین‌‌های فیگوراتیو

ماشین‌‌های فیگوراتیو
بزرگداشت و نمایشگاه آثار استاد فقید ژازه تباتبایی از اواخر بهمن‌ماه تا نیمه اول اسفند‌ماه در گالری برگ برگزار شد. گالری برگ متعلق به شهرداری تهران، پس از تغییرات مدیریتی شهرداری چندین‌بار دچار تغییرات شد،‌ تا در نهایت بعد از حذف یکی از گالری‌ها در محل اولیه این گالری در خیابان دامن افشار، درنهایت تعطیل و مجددا در دوران مدیریت جدید شهرداری در محل جدید- عمارت عین‌الدوله- در حوالی میدان هروی دوباره بازگشایی شد. در ابتدای مواجهه با ساختمان جدید- عمارتی قدیمی و احتمالا تابستانی با معماری اواخر دوره قاجار شبیه به عمارت موزه فعلی سینما- تصور بازگشایی یک گالری بزرگ در ساختمانی بازمانده از دوره قاجار هیجان‌انیگز است،‌ بماند که تغییرات در نمای عمارت کم و بیش شکل اولیه‌ بنا را تغییر داده است. با این وجود خود گالری در طبقه اول ساختمان تصورات اولیه را بر هم می‌زند، فضای نمایشگاهی تبدیل به دو سالن نه چندان بزرگ- به نسبت هیبت کل عمارت- شده است. تا اینجا می‌توان از بنای فعلی گالری برگ که عنوان آن بر سردر ساختمان حک شده است- یکی از نمونه‌های تغییر در بنای اولیه عمارت- به عنوان گالری یاد کرد که امکان برگزاری یک نمایشگاه معمولی- همچون تمام گالری‌های دیگر در طول سال- را داشته باشد، ولی نه برای یک بزرگداشت با این میزان مانور خبری و جنجال رسانه‌ای. باز به غیر از مراسم بزرگداشت که در سالگرد درگذشت خود استاد برگزار شد و چنان چه اشاره ‌شد با پوشش فراوان خبری و رسانه‌ای همراه بود خود نمایشگاه چیز دندانگیری نشان نمی‌دهد. در سالن اول نمایشگا عکس‌هایی از دوران مختلف زندگی استاد- عمدتا دوران اوج و پیری او- نصب شده است؛ بخشی شامل تندیسی گچی از چهره‌ استاد و بخشی دیگر در بزرگداشت و یادمان دستیار استاد. اما کل آثار به نمایش گذاشته‌شده از خود استاد فقید شامل ۴ مجسمه مربوط به دوره‌ «سربازان من» است که در جوار چهارستون سالن اصلی گذاشته شده‌اند. در سالن دوم که کوچک‌تر از سالن اصلی و اولیه گالری است، تنها شاهد ۴ تندیس دیگر هستیم، در حالی که عمده شهرت استاد به خاطر مجسمه‌هایش است. در سالن دوم به غیر از ۴ تندیس – ۲ تندیس شبیه به مفرغ‌‌های لرستان و ۲ تندیس مشابه از یک چهره- چند تابلو بر دیوارها نصب شده است، که باز همگی از یک دوره و دوره نقاشی‌های فیگوراتیو استاد انتخاب شده‌اند که البته خود این تابلوها نیز مربوط به دو دوره‌اند. تنها توضیح نصب‌شده در کنار یکی از تابلوهاست که روی آن نوشته شده «قیمت ۱۳۰ میلیون ریال». این کل توضیح درباره آثار استاد است،. پس اگر چیزی از آثار ژازه تباتبایی ندانیم همان بهتر که وارد این نمایشگاه نشویم. حتی اگر چیزی هم می‌دانیم بهتر است که وارد نشویم چون تماشای همین ۵-۴ قطعه به دوری راه نمی‌ارزد- از پشت پنجره خانه استاد در مرکز شهر می‌توان تعدادی بیشتر از آثار استاد را دید- مگر اینکه منزل یا محل کارتان نزدیک محل برگزاری بوده باشد، یا از علاقه‌مندان جدی آثار استاد باشید.
بی‌توجه به نمایشگاه در نگاه جدی بر آثار استاد قطعا نمی‌توان انکار کرد که او یکی از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین هنرمندان ایران است. در بحبوحه دو دهه ۱۹۵۰ و۱۹۶۰ میلادی به خصوص سزار (هنرمند ایتالیایی) و در آثار آرمان (هنرمند اسپانیایی) میل به کار کردن با قطعات اوراقی اتومبیل به عنوان ماده کار (ماتریال) تبدیل به گونه‌ای قالب هنر شد چرا که استفاده از این گونه قطعات اشاره‌ای بود به فضای دهه ۶۰ به خصوص در اعتراض به تکنولوژی که نمونه‌هایش را می‌شود در آثار این هنرمندان و سایرین دید. استاد تباتبایی در دهه‌های ۴۰ و۵۰ بر خلاف اکثر هنرمندان دیگر ایران – معروف به هنرمندان مکتب سقاخانه- که میل به گونه‌های پاپ آرت و جریانات قالب هنری آمریکایی- انتزاع پسانقاشانه، میدان رنگی یا بوم‌های تغییر شکل داده داشتند- او اتفاقا منبع الهامش را در جایی دیگر قرار داد. این اولین و مهم‌ترین نکته اساسی در آثار این هنرمند بود. وجه طراحی هندسی البته از بسیاری پیشتر در آثار او دیده شده بود. چنانچه تعداد نقاشی او از گاوها که در نمایشگاه ذکر شده بود، تماما تمایل به گونه‌ای کوبیسم – صرفا به معنی طراحی اجسام به صورت اجسام هندسی- قابل مشاهده است. این نحوه طراحی در دیگر آثار طراحی و نقاشی استاد نیز قابل مشاهده است. در مجموعه «مرغ‌ نه؛ آدم نه» دیگر مجموعه آثار فیگوراتیو اوست که ذاتا فیگور را تبدیل به اجسامی هندسی می‌کند، تمایلی به مکانیکی کردن – در طراحی ابتدا- در اکثر تصاویر او از فیگور قابل مشاهده و پیگری است. شکل تکامل‌یافته این طراحی را می‌توان بعدتر در مجسمه‌ها دید. آثاری که مشخصا فیگور را تبدیل به ماشینی مکانیکی می‌کنند. با این وجود نباید این نگاه را به غلط تعبیر کرد، چون باید قطعا ذکر کرد فیگور در آثار استاد،‌ نه به شیوه‌های مرسوم فیگور از انسان که اتفاقا شباهت عمیقی به نحوه برخورد هنرمند کهن‌تر ایرانی با فیگور دارد، هم‌چنان در آثار کهن‌تر نقاشی ایران فیگور انسانی نه فیگوری کشیده شده از انسان به قصد بازنمایی است. در آثار استاد ژازه تباتبایی نیز با برخوردی مشابه با فیگور مواجهیم. به بیان دیگر فیگور در آثار استاد نه تصویری از انسان به قصد بازنمایی، که کوششی برای خلق انسانی مثالی است. قلم‌مو و رنگ جایشان را به قطعات اوراقی ماشین‌های اسقاطی داده‌اند. مسیر همان است،‌ مواد مصرفی تغییر کرده‌اند.
پس در وجه مهم کار استاد،‌ باید گفت بیهوده نیست که در این‌گونه نگاه به فیگور و جهان تصور نحوه برخورد با ماده کار را نیز تغییر می‌دهد. پس باز بیهوده نیست که در آثار استاد صورت‌‌ها گرد است؛ چون در نگارگری ایرانی نیز صورت گرد است- تعبیری از قرص ماه- به این ترتیب چرخ دنده به عنوان خط مشخص کننده تک‌چهره تبدیل به «شمسه» می‌شود که باز موتیفی است برآمده از هنر ایرانی. آثار استاد تباتبایی موتیفی دارد که کارکردی ایرانی پیدا می‌کند. با این توصیف‌ها می‌توان وجه ایرانی بودن، و یگانه بودن آثار استاد را درک کرد.
تمایل به استیلیزه کردن فیگورها و رسیدن به نوعی انتزاع در تصویرگری‌‌شان نیز برآمده همین تمایل به هنر کهن‌تر ایران است. در مجمسه کوچک‌ از بزها که چنانچه ذکر شد برآمده از هنر مفرغ‌کاری لرستان در هزاره‌ اول پیش از میلادند، شاخ‌های بلند و کشیده که نشانگر تمایل و بیانگر اشاره‌ استاد به خلاصه‌سازی فیگورها و انتزاع آنها به شیوه هنر کهن‌تر اقوام ایران است. نگاه کنید به بزهای هنر کهن ایران که به چهار شکل هندسی، خلاصه می‌شوند و شاخ‌ها که در جام مشهور «چغازنبیل» (محفوظ در موزه‌های ایران باستان) و در طراحی‌های تصویر شده از بزها که در نمایشگاه اخیر قابل مشاهده است.
هر چند استاد دوره‌ای با هنر انتزاعی نیز درگیر شد، که البته باز چنانچه ذکر شد نمونه‌ای از آن در نمایشگاه اخیر نبود. ولی این دوره از آثار استاد تحت‌تاثیر جریانات هنر انتزاعی آمریکایی و اروپایی بعد از جنگ چند سالی در آثار استاد دیده می‌شود که شباهت‌هایی به آثار استاد دیگر هنر مجسمه‌سازی ایران وزیری مقدم دارد. بررسی این بخش از آثار استاد را به فرصتی دیگر می‌گذارم.
در پایان باید باز امیدوار بود که خانه استاد هرچه زودتر به موزه تبدیل شود. آرزویی که در جلسه بزرگداشت استاد نیز به آن اشاره شد. فرصتی برای حفظ گنجینه‌ هنر ایران که باید حفظ و ارج نهاده شود.

وبگردی
نخل طلای کن در فرودگاه به جعفر پناهی رسید
نخل طلای کن در فرودگاه به جعفر پناهی رسید - عوامل فیلم «سه رخ» با استقبال جعفر پناهی به ایران بازگشتند و جایزه جشنواره فیلم کن را به او رساندند. جعفر پناهی به همراه نادی ساعی ور، برای فیلم "سه رخ" جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم کن امسال را دریافت کردند اما به دلیل آنکه پناهی ممنوعیت قانونی برای خروج از کشور داشت، موفق به حضور در جشنواره و دریافت جایزه نشد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور!
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور! - حمله ور شدن ماموران سد معبر شهرداری به ماموران راهنمایی رانندگی
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه - شرور سطح یک که در آخرین اقدام خود یکی از دوستانش را در منطقه ولنجک به قتل رسانده بود؛ در ۵۰۰ متری مرز ترکیه دستگیر شد.
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز!
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز! - ریزش ناگهانی کوه که توسط مسافران به ثبت رسیده است...!
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد - قبل از شروع بازی تیم‌های پرسپولیس و الجزیره یکی از بازیگران سینما کشورمان قصد داشت به همراه همسرش وارد ورزشگاه آزادی شوند که این دو نفر توسط نیروهای انتظامی بازداشت شدند.
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است - فیلم - در ویدئوی زیر بخشی از صحبت های خسرو معتضد، مورخ را می شنوید که نتیجه تحقیقاتش را درباره مومیایی پیدا شده در حرم حضرت عبدالعظیم بیان می کند.
پهلوانان این روزهای ما
پهلوانان این روزهای ما - تصویری زننده و به شدت ناراحت کننده بر جا مانده از مسابقه انتخابی تیم ملی کشتی ایران که به کتک کاری و جنجال کشید. خانواده عبدولی باز هم پای ثابت این درگیری بود که چهره ورزش پهلوانی ایران را تیره کرد
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان - در این ویدئو تشویق اصغر فرهادی و پنه لوپه کروز، خاویر باردم و دیگر عوامل فیلم «همه میﺩﺍنند» در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان را مشاهده می‌کنید.
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم - عوامل فیلم «به وقت شام» روز گذشته با حضور عجیب و رعب آور در پردیس سینمایی کوروش مردم را وحشت زده کردند. در این حرکت تبلیغاتی بازیگران نقش داعش، با گریم و پوشش داعشی ها، سوار بر اسب راهی پردیس سینمایی کوروش شدند و با حضور در مرکز خرید و فودکورت مجموعه، رفتارهای عجیبی نشان دادند که باعث وحشت و اعتراض مردم شد.
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم - این گزارش حاوی تصاویری از بزرگترین مرکز فروش و مصرف مواد مخدر در جنوب شرق تهران است که مخفیانه ضبط شده‌است.
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم - متاسفانه طی یک ماه گذشته دستکم سه نوبت و هر نوبت دستکم 30 اسب باربر متعلق به کولبران در جنگل میرآباد شهرستان اشنویه با شلیک گلوله از پای درآمده‌اند.
سید احمد خمینی معمم شد
سید احمد خمینی معمم شد - سید احمد خمینی فرزند آیت‌الله سید حسن خمینی در حضور جمعی از علما و پدر و پدربزرگ خود در حسینیه جماران معمم شد.
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی!
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی! - امروز عکسی از 5 تماشاگر بازی روز گذشته در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که نشان می‌دهد 5 دختر جوان با گریم‌های عجیب و حرفه‌ای خودشان را به عنوان پسر جا زده و وارد ورزشگاه شده‌اند.
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت - از ملتی که ستون فقراتش شکسته انتظار مقاومت دارید؟ بسیاری از کشور فرار کردند یا جای فرار خود را فراهم آوردند اما ما جای فرار نداریم
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!