چهارشنبه ۴ مهر ۱۳۹۷ / Wednesday, 26 September, 2018

زباله‌ ها را خیلی‌ دوست‌ داشتم‌!


زباله‌ ها را خیلی‌ دوست‌ داشتم‌!
●آیا تاکنون‌ در زندگی‌ خود خشمگین‌ شده‌اید؟
به‌ خاطر نمی‌آورم‌. آنچه‌ که‌ من‌ اکنون‌ می‌خواهم‌ بگویم‌ این‌ است‌: من‌ عضو سازمانی‌ بودم‌ که‌ به‌ رهبریت‌ گروهی‌ اعتقاد داشت‌. این‌ سازمان‌ از گروهی‌ از مردان‌ و زنان‌ بسیار توانا و برجسته‌ تشکیل‌ شده‌ بود که‌ اقدامات‌ بسیاری‌ را در مبارزه‌ با بی‌عدالتی‌های‌ آن‌ دوران‌ صورت‌ داد.
●مبارزه‌ شما از چه‌ زمانی‌ آغاز شد؟
مبارزه‌ من‌ از سال‌ ۱۹۴۴ هنگامی‌ که‌ به‌ اتحادیه‌ جوانان‌ کنگره‌ ملی‌ آفریقا پیوستم‌ آغاز شد.
●شما گویی‌ وکیل‌ هم‌ بوده‌اید، اینطور نیست‌؟
بله‌، من‌ در سال‌ ۱۹۵۲ به‌ عنوان‌ وکیل‌ مشغول‌ به‌ کار بودم‌ تا اینکه‌ وارد مبارزات‌ سیاسی‌ شدم‌ و بعد از آن‌ نیز دستگیر شدم‌.
آیا شما یک‌ انقلابی‌ بودید یا تروریست‌ و آیا اقدامات‌ تروریستی‌ و خشونت‌آمیز صورت‌ داده‌اید؟
در گذشته‌ به‌ من‌ و گروه‌ ما تروریست‌ می‌گفتند اما هنگامی‌ که‌ از زندان‌ آزاد شدم‌ بسیاری‌ از مردم‌ حتی‌ دشمنانم‌ مرا در آغوش‌ گرفتند. من‌ به‌ کسانی‌ که‌ می‌گفتند آنهایی‌ که‌ برای‌ آزادی‌ جنگیده‌اند تروریست‌ هستند، می‌گفتم‌ خیر اینگونه‌ نیست‌. امروز من‌ توسط‌ همان‌ کسانی‌ که‌ مرا تروریست‌ می‌نامیدند مورد تحسین‌ قرار می‌گیرم‌.
●چرا شما دستگیر شدید و چه‌ اتهاماتی‌ بر شما وارد شد؟
من‌ به‌ اتهامات‌ گوناگونی‌ دستگیر شدم‌ اما عاقبت‌ به‌ اتهام‌ ارتکاب‌ اعمال‌ تروریستی‌ به‌ حبس‌ ابد محکوم‌ شدم‌.
●چرا شما به‌ مرگ‌ محکوم‌ نشدید؟
من‌ فکر می‌کنم‌ آفریقای‌ جنوبی‌ در آن‌ زمان‌ از سوی‌ جهان‌ کاملا منزوی‌ شده‌ بود. اما من‌ در نتیجه‌ فعالیت‌های‌ مردم‌ به‌ رهبری‌ تامبو یکی‌ از رهبران‌ مقتدری‌ که‌ آفریقا را به‌ جهانیان‌ معرفی‌ کرد و از سوی‌ دیگر تلاش‌ افرادی‌ نظیر لرد هیوم‌ و مداخله‌ رهبران‌ و مقامات‌ آن‌ زمان‌ اتحاد جماهیر شوروی‌ و هند و بسیاری‌ دیگر اعدام‌ نشدم‌.
●هنگامی‌ که‌ شما به‌ حبس‌ ابد محکوم‌ شدید چند سال‌ داشتید؟
من‌ در سال‌ ۱۹۶۴ به‌ حبس‌ ابد محکوم‌ شدم‌ و تقریبا چهل‌ سال‌ سن‌ داشتم‌.
هنگامی‌ که‌ شما را به‌ حبس‌ ابد محکوم‌ کردند چه‌ حالی‌ پیدا کردید؟
من‌ احساس‌ پیروزی‌ می‌کردم‌، زیرا ما در جریان‌ محاکمه‌ از شرایط‌ دادگاه‌ استفاده‌ کردیم‌ تا صدایمان‌ به‌ گوش‌ جهانیان‌ برسد.
●اما آیا می‌دانستید که‌ از صحنه‌ محو خواهید شد و بقیه‌ زندگی‌ خود را در پشت‌ میله‌های‌ زندان‌ سپری‌ می‌کنید؟
انتظار داشتم‌ که‌ به‌ حبس‌ ابد محکوم‌ شوم‌ و حتی‌ خودم‌ را برای‌ مرگ‌ آماده‌ کرده‌ بودم‌ زیرا وکلای‌ ما گفته‌ بودند که‌ دادستان‌ها می‌خواهند برای‌ ما بویژه‌ من‌ و پدر تابوامبکی‌ رییس‌جمهور آفریقای‌ جنوبی‌ تقاضای‌ مرگ‌ کنند.
●بنابراین‌ تصمیم‌ گرفتید از شرایط‌ به‌ نحو احسن‌ استفاده‌ کنید؟
بله‌، ما در دادگاه‌ به‌ مبارزه‌ با دولت‌ پرداختیم‌ و به‌ دادگاه‌ گفتیم‌ که‌ دولت‌ باید در جایگاه‌ متهمان‌ قرار بگیرد نه‌ ما.
●شما خیلی‌ سرسخت‌ بودید؟
(با خنده‌) شاید، شاید.
شما در حالی‌ که‌ با حکم‌ حبس‌ ابد از دادگاه‌ خارج‌ می‌شدید خود را یک‌ برنده‌ می‌دانستید؟
بله‌، ما معتقد بودیم‌ که‌ به‌ هر حال‌ بعضی‌ از ما به‌ مرگ‌ محکوم‌ می‌شویم‌ بنابراین‌ چه‌ بهتر که‌ از فرصت‌ استفاده‌ کنیم‌.
●آیا فکر می‌کردید روزی‌ از زندان‌ آزاد می‌شوید؟
باید رک‌ و پوست‌کنده‌ بگویم‌ آنچه‌ که‌ ما را در زندان‌ به‌ زندگی‌ امیدوار می‌کرد این‌ مساله‌ بود که‌ عقاید و تفکراتی‌ که‌ ما بخاطر آنها در زندان‌ بودیم‌ همچنان‌ زنده‌ خواهد ماند چرا که‌ مردم‌ و جامعه‌ بین‌المللی‌ از ما حمایت‌ می‌کردند.
در یک‌ رمان‌ آمده‌ است‌ که‌ اگر می‌خواهید در قرن‌ بیستم‌ به‌ دیدار کسی‌ بروید نلسون‌ ماندلا و مادر ترزا را فراموش‌ نکنید.شما فکر می‌کردید آپارتاید چیست‌ و چرا مردم‌ بی‌گناه‌ به‌ بردگی‌ گرفته‌ می‌شوند؟
درک‌ چنین‌ پدیده‌یی‌ واقعا مشکل‌ است‌. اما آن‌ را در اوضاع‌ آن‌ زمان‌ آفریقای‌ جنوبی‌ که‌ اکثریت‌ مردم‌ سیاهپوست‌ بودند حس‌ کردم‌. این‌ در حالی‌ بود که‌ حزب‌ حاکم‌ تنها ۱۴ درصد از جمعیت‌ کشور را تشکیل‌ می‌داد. رهبریت‌ حاکم‌ فکر می‌کرد بهترین‌ شیوه‌ ممکن‌ برای‌ حمایت‌ و محافظت‌ از برتری‌ نژادی‌ سفیدپوستان‌ این‌ است‌ که‌ مردم‌ سیاه‌ را از تمامی‌ حقوق‌ شهروندی‌ خود محروم‌ کنند.
●چگونه‌ خود را متقاعد کردید که‌ در مقابل‌ این‌ پدیده‌ قد علم‌ کنید؟
مابرای‌ خود توضیح‌ نمی‌دادیم‌ آپارتاید یعنی‌ چه‌، بلکه‌ می‌گفتیم‌ آپارتاید و نژادپرستی‌ یکی‌ از ویژگی‌های‌ منحصر به‌ فردی‌ بود که‌ آفریقای‌ جنوبی‌ با آن‌ شناخته‌ می‌شود و باید با آن‌ مقابله‌ کرد.
شما ۲۷ سال‌ از زندگی‌ خود را در زندان‌ سپری‌ کردید. این‌ مدت‌ محکومیت‌ را در کدام‌ زندان‌ سپری‌ کردید؟
من‌ را به‌ زندانی‌ در بورتوریا بردند و بعد از آن‌ به‌ جزیره‌ رابین‌ منتقل‌ شدم‌. من‌ به‌ مدت‌ دو هفته‌ در جزیره‌ رابین‌ در بازداشت‌ ماندم‌ و سپس‌ به‌ بورتوریا بازگشتم‌ و بعد از آن‌ برای‌ گذراندن‌ محکومیت‌ حبس‌ به‌ جزیره‌ منتقل‌ شدم‌.
●هنگامی‌ که‌ در کیپ‌تاون‌ بودید زیبایی‌های‌ این‌ شهر را به‌ چشم‌ دیدید؟
بله‌، من‌ زیبایی‌های‌ شهر را به‌ چشم‌ دیدم‌. ما به‌ هر اقدامی‌ دست‌ می‌زدیم‌ تا برای‌ کار از زندان‌ بیرون‌ برویم‌. اگر کیپ‌تاون‌ به‌ جزیره‌ رابین‌ نزدیک‌ بود و اگر شما به‌ بخش‌ شرقی‌ جزیره‌ می‌رفتی‌، می‌توانستی‌ کیپ‌ تاون‌ و کوه‌های‌ اطراف‌ و اتومبیل‌هایی‌ را که‌ در حال‌ تردد در جاده‌ بودند به‌ چشم‌ ببینی‌. واقعا منظره‌ چشم‌نوازی‌ بود اگر می‌شد در آن‌ قسمت‌ جزیره‌ قدم‌ زد.●شما را در جزیره‌ به‌ چه‌ کارهایی‌ وا می‌داشتند؟
کارهای‌ مختلفی‌ انجام‌ می‌دادیم‌. در ابتدا، ما را مجبور می‌کردند تا سنگ‌شکنی‌ کنیم‌. سنگ‌ها را برای‌ ساخت‌ جاده‌ها استفاده‌ می‌کردند. سپس‌ ما را به‌ معدن‌ سنگ‌ منتقل‌ کردند. همانطور که‌ زمان‌ می‌گذشت‌ ما با نگهبانان‌ بتدریج‌ دوست‌ شدیم‌ و هر فرصتی‌ که‌ به‌ دست‌ می‌آمد از آنها می‌پرسیدیم‌ آن‌ طرف‌ شهر چه‌ خبر است‌. من‌ کار کردن‌ در کنار جایگاه‌ زباله‌ها را خیلی‌ دوست‌ داشتم‌ زیرا می‌توانستم‌ در بین‌ آت‌ و آشغال‌ها روزنامه‌هایی‌ را که‌ بیرون‌ ریخته‌ شده‌ بودند پیدا کنم‌. مدت‌های‌ مدیدی‌ بود که‌ روزنامه‌ نخوانده‌ بودیم‌. هنگامی‌ که‌ روزنامه‌یی‌ پیدا می‌کردیم‌ آن‌ را تمیز می‌کردیم‌ و به‌ دور از چشم‌ نگهبانان‌ در غروب‌ شروع‌ به‌ خواندن‌ آن‌ می‌کردیم‌.
●رفتار نگهبانان‌ با شما چگونه‌ بود؟
البته‌، ما برای‌ اینکه‌ رفتار آنها را تغییر دهیم‌ خیلی‌ تلاش‌ کردیم‌، رفتارشان‌ بسیار بد بود اما شرایط‌ بتدریج‌ بهتر شد.
●شما چگونه‌ با سیستم‌ موجود در زندان‌ مبارزه‌ کردید؟
ما در ابتدا دست‌ به‌ اعتصاب‌ غذا زدیم‌ زیرا یکی‌ از بهترین‌ سلاح‌ زندانیان‌ برای‌ مبارزه‌ با سیستم‌ زندان‌ بود. بعد از آن‌ از انجام‌ دستورات‌ ماموران‌ زندان‌ سر باز زدیم‌ و بخاطر این‌ تمردها نیز مجازات‌ می‌شدیم‌. اما به‌ این‌ کار اصرار داشتیم‌. البته‌ برخی‌ اوقات‌ اعضای‌ سازمان‌ صلیب‌ سرخ‌ جهانی‌ نیز به‌ جزیره‌ می‌آمدند و البته‌ روسای‌ زندان‌ قبل‌ از اینکه‌ ناظران‌ صلیب‌سرخ‌ جهانی‌ بیایند تغییر رویه‌ می‌دادند و به‌ ما می‌گفتند اگر می‌خواهید حمام‌ بروید و قدم‌ بزنید نیازی‌ نیست‌ تا تمامی‌ روز کار کنید، از این‌ نحوه‌ برخورد متوجه‌ می‌شدیم‌ که‌ باید اشخاص‌ برجسته‌یی‌ به‌ زندان‌ بیایند که‌ روسای‌ زندان‌ در رفتار خود تغییراتی‌ ایجاد کرده‌اند.
●آیا شما ملاقات‌ کننده‌یی‌ داشتید؟
بله‌ هر شش‌ ماه‌ یک‌ بار اجازه‌ داده‌ می‌شد تا خویشاوندان‌ نزدیک‌ نظیر همسرم‌، فرزندان‌ و برادرم‌ برای‌ ملاقاتم‌ به‌ زندان‌ بیایند و هیچ‌کس‌ دیگر اجازه‌ ملاقات‌ با زندانیان‌ را نداشت‌.
●چه‌ عاملی‌ باعث‌ می‌شد شما شرایط‌ سخت‌ زندان‌ را تحمل‌ کنید؟
در پیرامون‌ ما، زندانیان‌ تحصیلکرده‌یی‌ بودند که‌ به‌ بالاترین‌ مدارج‌ علمی‌ از دانشگاه‌های‌ کشورهای‌ توسعه‌ یافته‌ فارغ‌التحصیل‌ شده‌ بودند. همه‌ زندانیان‌ دوست‌ داشتند با این‌ افراد همنشین‌ باشند و با آنها به‌ صحبت‌ بپردازند. ما در این‌ میان‌ سعی‌ می‌کردیم‌ به‌ دانش‌ خود بیفزاییم‌ و کتاب‌های‌ مختلف‌ نظیر جنگ‌ و صلح‌ تولستوی‌ و آثار ادبیات‌ کلاسیک‌ را می‌خواندیم‌. ما وقت‌ خود را صرف‌ خواندن‌ می‌کردیم‌.
●شما در جایی‌ گفتید هیچ‌ گاه‌ عمر خود را در زندان‌ بیهوده‌ تلف‌ نکردید. و از این‌ فرصت‌ به‌ دست‌ آمده‌ نهایت‌ استفاده‌ را کردید، توضیح‌ دهید چگونه‌؟
بله‌، درست‌ است‌. زندان‌ بویژه‌ برای‌ تعدادی‌ از ما که‌ در سلول‌ انفرادی‌ بسر می‌بردیم‌، زمان‌ بسیار خوبی‌ بود تا یک‌ گوشه‌ بنشینیم‌ و فکر کنیم‌. ما در پی‌ این‌ گوشه‌نشینی‌ها به‌ این‌ نتیجه‌ رسیدیم‌ که‌ فکر کردن‌ بهترین‌ ابزار برای‌ آماده‌ نگه‌ داشتن‌ ذهنی‌ انسان‌ و بررسی‌ مشکلاتی‌ است‌ که‌ با آن‌ روبرو هستیم‌.
●چه‌ مسائلی‌ باعث‌ شد که‌ از برخی‌ اعمال‌ خود در گذشته‌ احساس‌ شرمندگی‌ کنید؟
هنگامی‌ که‌ من‌ از روستا به‌ ژوهانسبورگ‌ آمدم‌ کسی‌ را نمی‌شناختم‌. اما بسیاری‌ از کسانی‌ که‌ برایم‌ بیگانه‌ بودند به‌ من‌ محبت‌های‌ بسیاری‌ کردند، من‌ بتدریج‌ وارد عرصه‌ سیاست‌ شدم‌ و متعاقب‌ آن‌ وکیل‌ شدم‌. من‌ آنقدر مشغول‌ فعالیت‌های‌ خود شدم‌ که‌ هیچ‌گاه‌ در خصوص‌ مردمی‌ که‌ به‌ من‌ محبت‌ کردند فکر نکردم‌. اما هنگامی‌ که‌ به‌ زندان‌ افتادم‌ زمان‌ بسیاری‌ در اختیار داشتم‌ تا بنشینم‌ و به‌ آنچه‌ که‌ در گذشته‌ انجام‌ داده‌ام‌ فکر کنم‌ و به‌ این‌ نتیجه‌ رسیدم‌ رفتارهایی‌ کردم‌ که‌ غیرقابل‌ بخشش‌ است‌.
شما با نگهبانان‌ خود دوست‌ شده‌ بودید، بطوری‌ که‌ برخی‌ از آنها به‌ مراسم‌ تحلیف‌ شما نیز آمدند؟
بله‌، همینطور است‌. این‌ بدین‌ معنی‌ است‌ که‌ خط‌مشی‌یی‌ که‌ ما در زندان‌ دنباله‌رو آن‌ بودیم‌ و به‌ آن‌ اعتقاد داشتیم‌ تاثیرگذار بوده‌ است‌ زیرا بین‌ نگهبانان‌ همیشه‌ این‌ بحث‌ در می‌گرفت‌ که‌ باید با این‌ زندانیان‌ سیاهپوست‌ خشن‌ بود تا برتری‌ نژاد سفید پوست‌ همچنان‌ حفظ‌ شود. می‌گفتند این‌ زندانیان‌ باید بدانند که‌ زندان‌ هتل‌ نیست‌. اما برخی‌ دیگر از نگهبانان‌ می‌گفتند خیر باید با این‌ افراد به‌ ملایمت‌ رفتار کرد و طبق‌ مقررات‌ با این‌ زندانیان‌ سیاهپوست‌ برخورد کرد. من‌ از این‌ بحث‌ و جدل‌ها نهایت‌ استفاده‌ را می‌کردم‌ و با نگهبانانی‌ که‌ معتقد بودند باید با زندانیان‌ رفتار ملایم‌ داشت‌ روابط‌ دوستانه‌یی‌ برقرار می‌کردم‌ و آنها را تشویق‌ می‌کردم‌ تا به‌ این‌ نگرش‌ خود ادامه‌ دهند.
گفته‌ می‌شود شما به‌ بعضی‌ از زندانیان‌ که‌ بی‌سواد بودند خواندن‌ و نوشتن‌ آموختید و به‌ آنها یاد دادید تا چگونه‌ نامه‌ بنویسند و...
من‌ سعی‌ می‌کردم‌ به‌ آنها خواندن‌ و نوشتن‌ یاد دهم‌ زیرا در دولت‌ آن‌ زمان‌ مقامات‌ ارشد هیچ‌ توجهی‌ به‌ زیردستان‌ خود نمی‌کردند. ما به‌ دنبال‌ تغییراتی‌ در این‌ سیستم‌ بودیم‌ زیرا اعتقاد داشتیم‌ باید با یک‌ انسان‌ آن‌ گونه‌ که‌ شایسته‌ برخورد با یک‌ انسان‌ است‌ برخورد شود. ما به‌ این‌ مساله‌ امیدوار بودیم‌ و دست‌ به‌ اینچنین‌ اقداماتی‌ می‌زدیم‌.
●شما چگونه‌ فهمیدید که‌ سرانجام‌ از زندان‌ آزاد خواهید شد؟
هنگامی‌ که‌ توسط‌ رییس‌ جمهور دکلرک‌ دعوت‌ شدم‌، فهمیدم‌ که‌ می‌خواهند مرا آزاد کنند. من‌ با وی‌ در خصوص‌ مسائل‌ بسیاری‌ صحبت‌ کردم‌.
●شما در خارج‌ از زندان‌ با وی‌ دیدار کردید؟
من‌ با وی‌ در دفترش‌ دیدار کردم‌. می‌خواستم‌ او را متقاعد کنم‌ که‌ دولت‌ باید با حزب‌ کنگره‌ ملی‌ آفریقا پشت‌ یک‌ میز بنشیند و با یکدیگر مذاکره‌ کنند. در آن‌ زمان‌ بود که‌ مقامات‌ زندان‌ برای‌ من‌ لباس‌ جدیدی‌ آوردند. به‌ من‌ گفتند که‌ شما در روز پنجشنبه‌ آزاد خواهید شد و سپس‌ به‌ وسیله‌ هواپیما به‌ کیپ‌تاون‌ منتقل‌ شده‌ و در آنجا دو تا سه‌ روز خواهید ماند و سپس‌ می‌توانید به‌ آغوش‌ خانواده‌ خود باز گردید. اما من‌ در کمال‌ تعجب‌ به‌ آنها گفتم‌ می‌خواهم‌ در همین‌ زندانی‌ که‌ هستم‌ آزاد شوم‌. من‌ نمی‌خواهم‌ به‌ ژوهانسبورگ‌ منتقل‌ شوم‌. من‌ می‌خواستم‌ در ابتدا از مردم‌ کیپ‌تاون‌ بویژه‌ مردم‌ منطقه‌یی‌ که‌ زندان‌ در آنجا قرار داشت‌ تشکر کنم‌. من‌ از آنها خواستم‌ اجازه‌ بدهند قبل‌ از اینکه‌ آزاد شوم‌ سه‌ هفته‌ دیگر در زندان‌ بمانم‌ زیرا می‌خواستم‌ مردم‌ برای‌ آزادی‌ من‌ آمادگی‌ پیدا کنند.
●شما ۲۷ سال‌ را در زندان‌ سپری‌ کردید و در حالی‌ که‌ آنها می‌خواستند شما را آزاد کنند، می‌خواستید سه‌ هفته‌ دیگر در زندان‌ بمانید؟
من‌ نمی‌توانستم‌ شور و شعف‌ خودم‌ را از آزادیم‌ پنهان‌ کنم‌ اما می‌خواستم‌ مردمم‌ ترتیبات‌ لازم‌ برای‌ آزادی‌ من‌ و استقبال‌ هر چه‌ باشکوهتر از مرا فراهم‌ کنند. من‌ می‌خواستم‌ از فرصت‌ به‌ دست‌ آمده‌ برای‌ تشکر از آنها استفاده‌ کنم‌.
●آیا شما فکر می‌کردید روزی‌ رییس‌ جمهور کشورتان‌ شوید؟
خیر، به‌ هیچ‌وجه‌، همانطور که‌ گفتم‌ دیدگاه‌ و نگرش‌ ما بر اساس‌ خط‌مشی‌ رهبریت‌ جمعی‌ استوار شده‌ بود. من‌ با همکاری‌ اتامبو دوست‌ نزدیکم‌ و دیگران‌، اتحادیه‌ جوانان‌ را تشکیل‌ دادیم‌ آنگاه‌ همکاری‌ در موضوعات‌ را با یکدیگر شروع‌ کردیم‌. بتدریج‌ دوستی‌ میان‌ ما قوت‌ گرفت‌. من‌ برای‌ وی‌ احترام‌ زیادی‌ قایل‌ بودم‌.●یعنی‌ شما فکر می‌کردید وی‌ رییس‌ جمهور آینده‌ خواهد شد؟
بله‌، وی‌ رهبر سازمان‌ ما بود.
از روزی‌ بگویید که‌ از زندان‌ خارج‌ شدید.
قبل‌ از اینکه‌ من‌ از زندان‌ بیرون‌ بیایم‌، اعضای‌ آژانس‌ خبری‌ آفریقای‌ جنوبی‌ از در زندان‌ با من‌ تماس‌ گرفتند و از من‌ خواستند قبل‌ از اینکه‌ از در خارج‌ شوم‌ از اتومبیل‌ پیاده‌ شوم‌ تا آنها از لحظه‌یی‌ که‌ من‌ می‌خواهم‌ از زندان‌ خارج‌ شوم‌ فیلمبرداری‌ کنند و عکس‌ بگیرند، من‌ همیشه‌ در پیش‌بینی‌ اوضاع‌ ناموفق‌ بودم‌. فکر می‌کردم‌ تنها با چند نگهبان‌ که‌ من‌ از آنها خواسته‌ بودم‌ در بیرون‌ زندان‌ منتظرم‌ باشند تا من‌ بخاطر توجهاتی‌ که‌ به‌ من‌ کرده‌ بودند از آنها تشکر کنم‌ مواجه‌ خواهم‌ شد. اما هنگامی‌ که‌ در زندان‌ باز شد و من‌ پایم‌ را به‌ آن‌ سوی‌ در گذاشتم‌ از دیدن‌ این‌ همه‌ جمعیت‌ که‌ انتظار مرا می‌کشیدند دچار حیرت‌ شدم‌ و من‌ نتوانستم‌ آن‌ چند نگهبان‌ را به‌ دلیل‌ ازدحام‌ جمعیت‌ ببینم‌.
●هنگامی‌ که‌ در حال‌ قدم‌ زدن‌ در میان‌ مردم‌ بودید به‌ چه‌ مسائلی‌ فکر می‌کردید؟
البته‌ فقط‌ به‌ آزادی‌ و پیوستن‌ به‌ خانواده‌ و مردم‌ فکر می‌کردم‌. در همان‌ زمانی‌ هم‌ که‌ در میان‌ مردم‌ قدم‌ می‌زدم‌ در این‌ فکر بودم‌ که‌ به‌ هر اقدامی‌ دست‌ بزنم‌ تا آزادی‌ مردم‌ را تسریع‌ کنم‌.
●شما به‌ ورزش‌ بوکس‌ علاقه‌ بسیاری‌ دارید. آیا می‌خواستید یک‌ مشتزن‌ حرفه‌یی‌ شوید؟
البته‌ من‌ به‌ مشتزنی‌ علاقه‌ دارم‌ اما هیچ‌گاه‌ مشتزن‌ حرفه‌یی‌ نشدم‌، بلکه‌ آماتور باقی‌ ماندم‌. قهرمانی‌ که‌ ما در آن‌ زمان‌ علاقه‌ بسیاری‌ به‌ وی‌ داشتیم‌ حولویس‌ بود.
●محمدعلی‌ چطور؟
محمد علی‌ در آن‌ زمان‌ یک‌ نوجوان‌ بود. محمدعلی‌ و جوفریزر در این‌ ورزش‌ تبدیل‌ به‌ اسطوره‌ شدند. البته‌ باید بگویم‌ مشتزنانی‌ نظیر مایک‌ تایسون‌ هر وقت‌ که‌ من‌ به‌ امریکا سفر می‌کردم‌ از من‌ حمایت‌های‌ بسیاری‌ می‌کردند و مرا مورد محبت‌ خود قرار می‌دادند. آنها هم‌ مشتزنان‌ خوبی‌ هستند.
●بیل‌ کلینتون‌ از دوستان‌ نزدیک‌ شما محسوب‌ می‌شود، اینطور نیست‌؟
بله‌، من‌ با وی‌ دوستی‌ نزدیکی‌ دارم‌ حتی‌ قبل‌ از اینکه‌ به‌ ریاست‌ جمهوری‌ آفریقای‌ جنوبی‌ برسم‌.
او شما را یکی‌ از رهبران‌ بزرگ‌ این‌ قرن‌ می‌داند.
من‌ هم‌ متقابلاً برای‌ وی‌ احترام‌ قایل‌ هستم‌.
●چگونه‌ شد که‌ شما رییس‌ جمهور کشورتان‌ شدید؟
هنگامی‌ که‌ از من‌ خواستند ریاست‌ جمهوری‌ آفریقای‌ جنوبی‌ را بپذیرم‌ امتناع‌ کردم‌ زیرا من‌ در آن‌ زمان‌ ۷۵ سال‌ داشتم‌ و گفتم‌ آفریقای‌ جنوبی‌ به‌ یک‌ مرد جوان‌ و قوی‌ نیاز دارد. من‌ ترجیح‌ می‌دادم‌ کسانی‌ نظیر امبکی‌ رییس‌ جمهور شوند اما امبکی‌ و دیگران‌ من‌ را تحت‌ فشار قراردادند تا ریاست‌ جمهوری‌ را بپذیرم‌. من‌ نمی‌خواستم‌، اما مجبور شدم‌.
●به‌ چه‌ دلیل‌ نمی‌خواستید ریاست‌ جمهوری‌ را بپذیرید؟
زیرا اتامبو ما را به‌ دلیل‌ خردمندی‌ و تعهدی‌ که‌ نسبت‌ به‌ مردم‌ داشت‌ تحت‌ تاثیر قرارداده‌ بود اما متاسفانه‌ مرگ‌ به‌ وی‌ مهلت‌ نداد.
●بنابراین‌ تنها شخص شایسته‌ برای‌ پست‌ ریاست‌ جمهوری‌ شما بودید؟
خیر من‌ نظرم‌ این‌ نیست‌. زیرا افراد دیگری‌ هم‌ بودند که‌ شایستگی‌ احراز این‌ پست‌ را داشتند، اما سازمان‌ تصمیم‌ گرفت‌ من‌ رییس‌ جمهور باشم‌.
●در عین‌ حال‌ که‌ شما درگیر مسائل‌ سیاسی‌ بودید، زندگی‌ مشترکتان‌ به‌ پایان‌ رسید، چرا؟!
بله‌، همسرم‌ یک‌ شخا فوق‌العاده‌ بود. هنوز هم‌ برای‌ وی‌ احترام‌ قایل‌ هستم‌. او درد و رنج‌ بسیاری‌ را تحمل‌ کرد و زمانی‌ که‌ من‌ در زندان‌ بودم‌ نام‌ ماندلا را زنده‌ نگه‌ داشت‌، اما مسائل‌ شخصی‌ وجود داشت‌ که‌ شرایط‌ را برای‌ زندگی‌ مشترک‌ مشکل‌ کرده‌ بود و من‌ علاقه‌ به‌ گفت‌وگو در این‌ خصوص‌ ندارم‌.
●شاید زمانی‌ که‌ شما در زندان‌ بودید، وی‌ می‌خواست‌ رییس‌ جمهور شود؟
(باخنده‌) خیر، این‌گونه‌ نیست‌، اما باید خاطر نشان‌ کنم‌ امبکی‌ از وقتی‌ که‌ من‌ در زندان‌ بودم‌، زحمت‌های‌ بسیاری‌ را برای‌ آفریقای‌ جنوبی‌ کشید. حتی‌ زمانی‌ که‌ از زندان‌ آزاد شدم‌ او به‌ خارج‌ کشور می‌رفت‌ و اتامبو را کمک‌ می‌کرد. حتی‌ زمانی‌ که‌ در تبعید بود به‌ دیدار سران‌ کشورها می‌رفت‌.
●چگونه‌ می‌شود کسی‌ مانند شما که‌ ۲۷ سال‌ از عمر خود را در زندان‌ سپری‌ کرده‌ و به‌ اعتقاد سفیدپوستان‌ که‌ می‌گفتند یک‌ سیاهپوست‌ که‌ تحصیلات‌ لازم‌ را ندارد نمی‌تواند یک‌ کشور را اداره‌ کند، توانستید، آفریقای‌ جنوبی‌ را اداره‌ کنید؟
به‌ نکته‌ خوبی‌ اشاره‌ کردید. اگر به‌ دولتی‌ در جهان‌ به‌ عنوان‌ مثال‌ دولت‌ امریکا و دولت‌های‌ دیگر در اروپا نگاه‌ کنید می‌بینید کسانی‌ اداره‌ دولت‌ را در اختیار دارند که‌ به‌ بهترین‌ مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها رفته‌اند و والدین‌ تحصیلکرده‌ داشته‌اند. شما با مردمی‌ سروکار دارید که‌ آماده‌ همکاری‌ با دولت‌ هستند، اما در آفریقای‌ جنوبی‌ هیچ‌ تجربه‌یی‌ در اداره‌ دولت‌ نداشتیم‌. نیروهای‌ ما در تبعید بودند و برخی‌ دیگر در زندان‌ بودند و اوضاع‌ کشور آنچنان‌ مناسب‌ نبود، اما ناگهان‌ در ۲۷ آوریل‌ از من‌ خواسته‌ شد تا اداره‌ کشور را به‌ عهده‌ بگیرم‌، مردم‌ کشور ما خواستار جلب‌ حمایت‌ جامعه‌ بین‌المللی‌ بودند و این‌ دلیل‌ پیروزی‌ آنها است‌ و این‌ در حالی‌ است‌ که‌ آنها هیچ‌ آموزشی‌ در گذشته‌ ندیده‌ بودند.
●مردم‌ آفریقای‌ جنوبی‌ معتقدند شما آفریقای‌ جنوبی‌ را نجات‌ داده‌اید و جالب‌ اینکه‌ می‌گویند اگر ناراحت‌ شوید کشور دچار مشکل‌ خواهد شد، نظر شما چیست‌؟
این‌ اظهار نظر درست‌ نیست‌. نباید آنچه‌ را که‌ در آفریقای‌ جنوبی‌ روی‌ داده‌ است‌ به‌ من‌ نسبت‌ داد. من‌ هم‌ به‌ عنوان‌ کسی‌ که‌ در این‌ رابطه‌ احساس‌ مسئولیت‌ می‌کردم‌ وارد عمل‌ شدم‌.
●آیا شما از این‌ مساله‌ احساس‌ غرور نمی‌کنید؟
من‌ از این‌ مساله‌ احساس‌ غرور می‌کنم‌ که‌ با مردان‌ و زنانی‌ همکاری‌ داشته‌ام‌ که‌ بسیار تواناتر از من‌ بودند. آفریقای‌ جنوبی‌ برای‌ اینکه‌ به‌ آزادی‌ برسد قربانیان‌ بسیاری‌ داد.
●شما چند فرزند دارید؟
به‌ خاطر نمی‌آورم‌. من‌ شش‌ فرزند دارم‌ که‌ دو تا از آنها در گذشته‌اند. من‌ ۲۹ نوه‌ و شش‌ نتیجه‌ دارم‌.
درخصوص‌ همسر کنونی‌ خود بگویید.
من‌ در سال‌ ۱۹۹۰ به‌ موزامبیک‌ سفری‌ داشتم‌ که‌ در جریان‌ این‌ سفر با وی‌ دیداری‌ داشتم‌. من‌ او را می‌شناختم‌ زیرا همسر او «اماشل‌» یکی‌ از برجسته‌ترین‌ دولتمردان‌ آفریقا بوده‌ است‌. من‌ احترام‌ زیادی‌ برای‌ وی‌ قایل‌ بودم‌.
●آیا در حال‌ حاضر خوشبخت‌ هستید؟
بله‌، خوشبخت‌ هستم‌. او خانم‌ شگفت‌انگیزی‌ است‌.
●شما می‌خواهید خود را بازنشسته‌ کنید؟
من‌ بازنشسته‌ هستم‌ و اداره‌ کشور را در اختیار تابوامبکی‌ گذاشتم‌.
●آیا علاقه‌مند به‌ مسافرت‌ و ایفای‌ نقش‌ در موضوعات‌ بین‌المللی‌ هستید؟
اکنون‌ سفر کردن‌ را دوست‌ ندارم‌. ترجیح‌ می‌دهم‌ در خانه‌ بمانم‌ و خاطرات‌ دوران‌ ریاست‌ جمهوری‌ را به‌ رشته‌ تحریر در آورم‌، اما می‌خواهم‌ به‌ درخواست‌ تابوامبکی‌ و دیگران‌ برای‌ میانجیگری‌ صلح‌ به‌ بروندی‌ بروم‌ و نمی‌توانم‌ بگویم‌ خیر، اما بعد از بازگشت‌ از بروندی‌ فکر می‌کنم‌ اوقات‌ بیشتری‌ داشته‌ باشم‌.
●شما از دیگران‌ در قبال‌ خود چه‌ انتظار دارید؟
من‌ فکر می‌کنم‌ آیندگان‌ باید درخصوص‌ ما به‌ تفکر بنشینند. باید مسئولیتی‌ را که‌ در حال‌ حاضر داریم‌ آیندگان‌ به‌ عهده‌ بگیرند.
●به‌ عنوان‌ سوال‌ آخر آیا شما به‌ زندان‌ها سر می‌زنید؟
بله‌، دوست‌ دارم‌ به‌ زندان‌ها سر بزنم‌ و حتی‌ به‌ جزیره‌ رابین‌ رفتم‌ تا با زندانیان‌ دیدار کنم‌ و به‌ آنها قوت‌ قلب‌ بدهم‌.

منبع‌: سی‌.ان‌.ان‌


منبع : روزنامه اعتماد

مطالب مرتبط

آشنایی بازندگی و مبارزات شهید آیت‌الله سعیدی در کتاب عروج از زندان

آشنایی بازندگی و مبارزات شهید آیت‌الله سعیدی در کتاب عروج از زندان
پس از اقدام شهید سعیدی نسبت به تکثیر و توزیع نوارهای سخنرانی و جزوات درسی ولایت فقیه ، وی بار دیگر احضار و از ایشان تعهد گرفته شد که به نفع امام خمینی فعالیتی نداشته باشد . اما علی رغم بازجویی‌ها ، مبارزات شهید سعیدی بر سر موضوع کنسرسیوم سرمایه‌گذاری آمریکا به اوج خود رسید و وی در نخستین اقدام خود در واکنش به سرمایه‌گذاری مذکور، در مسجد امام موسی کاظم ( ع) به افشاگری علیه آن پرداخت و در نهایت به صدور بیانیه‌ای به نام حوزه علمیه قم که در آن به شدت به کنسرسیوم سرمایه‌گذاری حمله شده بود ،پرداخت تا اینکه در نتیجه این اقدامات دستگیر و در زندان در اثر شکنجه به شهادت می‌رسد .
کتاب " عروج از زندان" که به تازگی از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی روانه بازار نشر شده است ، زندگی و مبارزات شهید آیت‌الله سعیدی در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی را در پنج فصل بازگو می کند.
آقای مقصود رنجبر مؤلف کتاب با قراردادن مبنای تحلیل خویش بر فلسفه « هر کس فرزند زمان خویش است » ، به تقسیم بندی دوره‌های سیاسی حکومت محمدرضا پهلوی پرداخته و با مبنا قراردادن دهه چهل به عنوان دهه « اقتدار کامل و دیکتاتوری مزور » نقش آیت الله محمدرضا سعیدی د ر تداوم نهضت امام خمینی را با مد نظر قراردادن وضعیت نیروهای مخالف رژیم ، به بحث نشسته است .
او دهه چهل را نقطه عطف شکل گیری مبارزات مردمی به رهبری امام خمینی قرارداده و با بیان ویژگی‌های این دهه در فصل اول کتابش می‌گوید : « هم شاه به این نتیجه رسید که باید به سمت اقتدار و حکومت فردی حرکت کند و هم امام خمینی شرایط آغاز یک انقلاب بنیادین را فراهم یافت . از اینرو دهه چهل سرآغاز تضادها و چالش‌ها بود . »
این تضاد با وقوع قیام ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ ، محمدرضا را به این رویکرد سوق داد تا بسته نگاه داشتن فضای سیاسی جامعه را جدی بگیرد و در راستای برخورداری از حمایت غرب بویژه آمریکا بقای سلطنت خاندان پهلوی را تضمین نماید .
مؤلف در این فصل با مرور سیاستهای داخلی و خارجی محمدرضا شاه از مقطع ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به بعد ، وضعیت نیروهای مخالف رژیم را تبیین کرده ، حرکت این نیروها را معلول آن سیاستها دانسته است .
در صفحه ۳۰ فصل اول کتاب آمده است : « رژیم شاه در طول یک دهه برنامه‌های خود را پیش برد . بر اصول ۶ گانه انقلاب سفید درمراحل مختلف اصل‌های دیگری افزود و در نهایت آن را به ۱۷ اصل رساند و اصلاحات ارضی را مطابق میل خود اعمال کرد . مستشاران آمریکایی را به ایران آورد و افرادی مثل « امیرعباس هویدا » را بر مسند قدرت و دولت نشاند . انقلابیون را سرکوب کرد. رهبران مذهبی را تهدید ، دستگیر و گاه تطمیع ساخت و در نهایت رابطه دوستانه‌ای با سایر دولت‌های غربی به ویژه آمریکا برقرار ساخت . به تدریج به سمت ژاندارم شدن در منطقه حرکت کرد و با اسراییل مراودات دوستانه ولی محتاطانه و مخفیانه‌ای را شروع کرد و در پایان دهه چهل به ثروت‌های هنگفت نفتی نیز دست یافت . ولی از سوی دیگر ، جامعه را به سمت فساد و مظاهر کاذب تمدن غرب سوق داد و به احیای اندیشه کهن پارسی همت گماشت .»
نویسنده در ادامه خوانش سیاستها ، دو شاخصه « استبداد» و « مذهب زدایی » حکومت پهلوی را دو عامل اساسی تقابل و رویارویی نیروهای مذهبی و ملی و حتی غیر مذهبی با رژیم بیان می‌کند ، وی نیروهای مذهبی را به سه گروه تقسیم می‌کند ؛ دسته‌ای که هرگز وارد سیاست نشدند ؛ دسته‌ای که به مبارزات فکری و فرهنگی در نهضت سیاسی امام خمینی (ره) پرداختند و سوم دسته‌ای که با تحمل بیشترین مشکلات و گرفتاری‌ها و ارد کارزار سیاسی و انقلابی شدند . و در نتیجه نقش آیت‌الله سعیدی در پیشبرد انقلاب اسلامی را در زمره این گروه بررسی می‌کند .
در فصل دوم ، زندگی شهید سعیدی در ابعاد فردی ، علمی و اخلاقی مطرح شده است . نویسنده در این فصل با استناد به نقل قولی از آیت‌الله سعیدی ، تأثیر حضرت امام (ره) در تکوین شخصیت سعیدی ، بویژه از بعد سیاسی را مطرح نظر قرار داده نوشته است : « و در ادامه می‌نویسد : وی « از طلابی بود که همواره با اساتید وارد مباحثه می‌شد . این موضوع هم در درس «خارج» آیت‌الله بروجردی و هم درس « خارج » امام (ره) وجود داشته است » از اینرو نویسنده در این فصل کوشیده است تا با ذکر این نکته که آیت‌الله سعیدی ، خود مجتهد بوده است ، شاخص ترین ویژگی شخصیتی ایشان یعنی روحیه تبعیت گرایی وی از حضرت امام (ره) را در جایگاه بازجویی هایش نقل قول نماید : « الحمدالله احتیاج به تقلید ندارم و خودم به درجه اجتهاد رسیده‌ام . .... در محضر درس حضرت آیت‌الله بروجردی و بعد هم در محضر درس حضرت آیت‌الله العظمی آقای خمینی حاضر می‌شدم و بدیهی است که شاگرد علاقه به استاد خود دارد ، ولی چون خودم را مجتهد می‌دانم ، در مواقع لزوم در مسأله اجتهاد می‌کنم . » و در جای دیگر نیز گفته است . « اگر مرجع تقلیدی مثل حضرت آیت‌الله العظمی خمینی پیدا شد ، باید ذوالریاستین باشد و ضمن مرجعیت تقلید ، حکومت را هم به دست گیرد . »
یکی دیگر از بارزترین ویژگی‌های آیت‌الله سعیدی که از نگاه نویسنده بدور نمانده ، خصیصه شجاعت و شهامتی است که وی در ایراد سخنرانی‌های کوبنده از خود بروز می داده است . به عنوان نمونه می‌توان به این عبارت اشاره کرد که : « سعیدی زمانی نام امام را با شجاعت و صراحت در بالای منبر مطرح می‌کرد که حتی بسیاری جرأت شنیدن سخنان ایشان را نداشتند» و یا « او به خاطر شجاعت خود ، بر خلاف بعضی ، معتقد بود که باید با رژیم برخورد مستقیم کرده تا ضمن آن که ماهیت رژیم افشا می‌شود ، ترس مردم نیز از بین برود .»
توجه آیت‌الله سعیدی به زنان و جدیتی که او برای برگزاری کلاس‌های آموزشی ویژه زنان به خرج می‌داد یکی دیگر از برجسته‌ترین ویژگی های شخصیتی آیت‌الله سعیدی با در نظر داشتن فضای اجتماعی = سیاسی دهه ۴۰ می باشد که نویسنده به خوبی این ویژگی‌ را شرح داده است .
وی با ذکر بخش‌هایی از نامه شهید سعیدی به حضرت امام (ره) نوشته است : « اگر نیمی از جامعه را زنان تشکیل می‌دهند ، نیم دیگر که مردها باشند ، باید در دامن آن‌ها پرورش یابند . اگر زن‌های ما ساخته نشوند ، رشد نکنند ، رشد فکری و عقلی پیدا نکنند ، یقینا مردان هم نمی‌توانند ساخته شوند . دامن با تقوا از ضروریات یک مادر است که می‌تواند مردان لایق و بزرگی را پرورش داده به جامعه تحویل دهد . »
در فصل سوم ، نویسنده به علت نبود نوارهای سخنرانی آیت‌الله سعیدی همچنین عدم دسترسی به دست نوشته‌های وی که در اثر حمله مأموران ساواک به منزل ایشان از بین رفته‌اند ، دیدگاه سیاسی – اجتماعی وی را از طریق اسناد ساواک ، نقل قول خاطرات دوستان و اعضای خانواده و تعدادی اعلامیه مربوط به موضوع کنسرسیوم بین‌المللی سرمایه‌گذاری ، بیان کرده است . مؤلف با ارجاع اندیشه سیاسی – اجتماعی آیت‌الله سعیدی به مکتب اسلام ، محور اصلی بیانات شهید سعیدی را مبارزه با رژیم پهلوی و استعمار عنوان کرده ، مخالفت وی با رژیم شاه را به سه دلیل اساسی ارجاع داده است : اول آن که آیت‌الله سعیدی رژیم پهلوی را یک رژیم ظالم می‌دانست . دوم اینکه آن را عامل فساد و فقر و بی عدالتی در جامعه می‌دانست و سوم اینکه رژیم شاه را رژیمی وابسته به کشورهای بیگانه ، بویژه آمریکا می‌دانست .
نویسنده در ادامه، اوج مخالفت آیت‌الله سعیدی با رژیم را به جریان کنسرسیوم سرمایه‌گذاری آمریکا در ایران مربوط دانسته که در پی اعتراض شدید آیت‌الله سعیدی به سرمایه‌گذاری مذکور ، در زندان تحت شکنجه شهید شد . در مقابل دیدگاه سرسخت سعیدی و دیگر روحانیون معتقد به مبارزه با رژیم ، دیدگاه انجمن حجتیه وجود داشت که وی با این دیدگاه و افکار افرادی همچون شریعتمداری و ابوالفضل برقعی به شدت مقابله کرد. نویسنده در ادامه بررسی دیدگاه آیت‌الله سعیدی با نقل و قولی از ایشان در خصوص دیدگاه وی نسبت به روحانیت و حوزه علمیه آورده است : « .... علما را در کارهای خمود شریک نموده ، با آنها مشورت نمایید . چون گفته‌ی آنان ، گفته‌ی پیغمبر است و حرف پیغمبر ، حرف خداست .....»
دیدگاه شهید سعیدی نسبت به حکومت اسلامی نیز از نظر نویسنده دور نمانده ، وی منفک بودن مسأله مرجعیت تقلید از حکومت داری و رهبری را از پارامترهای اساسی اندیشه سیاسی شهید سعیدی دانسته و در این خصوص به قول خود سعیدی استناد کرده است : « .... فعلا یعنی تا امام زمان نیامده ، حکومت از مرجعیت تقلید جداست و ممکن است کسی در مسایل طهارت و صلوه و خمس و امثال آن مجتهد باشد و بشود از او تقلید کرد، ولی لیافت زعامت و رهبری ملت را نداشته باشد و اتفاقا غالبا همینطورند .... اگر حکومت به دست مراجع این طوری داده شود ، قطعا بدتر از شاه سلطان حسین خواهند بود . » و در جای دیگر گفته است : « لیاقت رهبری را تنها فقیه سیاستمدار داراست که به زمان خودش عالم بوده و در راه خدا از ملامت ملامتگران نترسد و اکنون با این مشخصات کسی جز آیت‌الله خمینی نیست .»
نقش آیت‌الله سعیدی درطرح مسأله مرجعیت امام خمینی (ره) نیز بسیار بارز بوده است . در صفحه ۱۰۳ کتاب می‌خوانیم : « وقتی که حضرت آیت‌ا.... بروجردی از دنیا رفت . مسأله مرجعیت بعد از ایشان در قم مطرح بود و بسیاری معتقد بودند که دیگر مرجعی مثل آیت‌الله بروجردی پیدا نخواهد شد . سیاست کلی رژیم هم این بود که دیگر مرجعیت متمرکزی وجود نداشته باشد و در اصل مرجعیت از ایران خارج شود و به همین دلیل رژیم هم درباره مقام آیت‌ا.... بروجردی و خلا پس از ایشان ، تبلیغات زیادی راه انداخته بود تا قدرت مرجعیت را پس از ایشان تضعیف کند . در داخل حوزه هم کشمکش‌هایی بوجود آمده بود .... در این میان برخی از شاگردان و علاقمندان حضرت امام (ره) به دنبال طرح مرجعیت ایشان بودن که شهید سعیدی ، چه در آن مقطع یعنی قبل از تبعید امام و چه پس از تبعید امام (ره) ، ایشان را به عنوان مرجع شیعیان مطرح کرد . » وی برای طرح مرجعیت و رهبری امام (ره) همواره در سخنرانی‌های خویش ، نهضت و حرکت امام (ره) را به حرکت ائمه اطهار تشبیه و اقدام رژیم شاه را با اعمال یزید و معاویه مقایسه و از این تمثیل تاریخی برای آگاه کردن و جلب حمایت مردم از امام (ره) استفاده می‌کرد . ( ص ۱۰۶ )
بنا به نوشته رنجبر آیت‌ا.... سعیدی از اولین روحانیونی نیز بود که بر ضرورت و اهمیت حزب و تشکیلات پی برد و با اینکه طبق اسناد ساواک در هیچ حزب و تشکیل سیاسی یا مذهبی خاصی عضویت نداشت ، ولی با برخی از تشکل‌های سیاسی مثل نهضت آزادی و بعضی از اعضای این حزب مانند مهندس بازرگان و آیت‌ا.... طالقانی و شیبانی ، ارتباط داشته است . (ص ۹۷) وی حتی پس از بازگشت از نجف در پی ایجاد یک تشکل مذهبی به نام « جمعیه العلما » بر می‌آید که بنا به دلایلی این امر میسر نمی‌شود .
ضرورت انجام وظیفه امر به معروف و نهی از منکر نیز بخشی دیگر از دیدگاه آیت‌ا.... سعیدی را تشکیل می‌ داده است که پیرو این نظر وی رساله امر به معروف و نهی از منکر امام (ره) را چاپ و توزیع می‌کند .
در فصل پنجم ، مبارزات عملی آیت‌ا.... سعیدی که از سالهای ۱۳۳۷ به بعد آغاز شد و بیشتر در قالب سخنرانی‌های تند علیه رژیم شاه ، نمایان شد ، تشریح شده است . مؤلف در این بخش ، سفر آیت‌ا.... سعیدی به آبادان و دستگیری نخستین با روی پس از ایراد سخنرانی تند علیه شاه و خانواده‌اش را بیان کرده ، سپس به مسأله عزیمت او به کویت و مخالفت با تأسیس «دارالتبلیغ» به تبعیت از امام (ره) پس از بازگشت از کویت اشاره کرده و آن گاه آیت‌ا... سعیدی را در کنار شهید بهشتی ، شهید با هنر و هاشمی رفسنجانی از جمله کسانی معرفی کرده است که امام (ره) را در جریان لایحه کاپیتولاسیون قرار داده‌اند .در دوران تبعید امام (ره) ( که در پی سخنرانی شدید ایشان علیه لایحه مذکور مذکور رخ داد ) ، نقش آیت‌الله سعیدی در کنار دیگر یاران امام (ره) بارزتر می شود . در این باره مؤلف به نقل از دوانی می‌نویسد : « برای مراجعت امام خمینی به ایران ، به هر کاری دست زد ، » تا آن جا که به همراه دیگر فضلا با ارسال نامه به هویدا ، ضمن یادآوری مظالم رژیم در پایمال کردن حقوق ملت ، خواهان بازگشت امام به ایران شد .
در این فصل ، با دیگر اقدامات آیت‌ا.... سعیدی در مسجد امام موسی کاظم (ع) تهران آشنا می‌شویم که به قول نویسنده مسجد را به پایگاه انقلاب تبدیل کرد.
نویسنده در این فصل با بررسی سیر سخنرانی‌های آیت‌ا.... سعیدی از سال ۴۵ تا ۴۸ ، شدت و حدت سخنرانی‌های سعیدی را در انتقاد از رژیم و ضرورت مبارزه با یهود و دولت اسراییل ، همچنین تبلیغ امر به معروف و نهی از منکر یاد آورشده به مسألهِ‌ی ممنوع‌المنبر شده وی پس از ایراد سخنرانی علیه دولت اسراییل اشاره کرده است . رنجبر نوشته است : علاوه بر سخنرانی‌ها ، در دی ماه ۱۳۴۶ اعلامیه‌ای را به زبان عربی منتشر کرد که در آن هم به شدت به اسراییل حمله کرد و هم رابطه دوستانه ایران با آن کشور را زیر سؤال برد .» بدنبال این قضیه آیت‌ا.... سعیدی ممنوع‌المنبر می‌شود . وی برای خنثی کردن وضعیتی که برایش حادث می‌شود ، می‌گوید : « در میان نماز از بعضی مقامات خبر رسید که شما منبر نروید ، بسیار خوب من هم ایستاده صحبت می‌کنم و منبر نمی‌روم . »
نویسنده در ادامه می‌نویسد :" علیرغم اعمال محدودیت‌های ساواک ، آیت‌ا.... سعیدی بر شدت مبارزات خود افزود و رساله « تحریر الوسیله » حضرت امام را چاپ و توزیع کرد که به دنبال آن ساواک دستور شناسایی عاملین توزیع و جمع و ضبط آنها را صادر کرد و در نتیجه سعیدی دیگر بار احضار و از وی تعهد گرفته شد .
پس از اقدام شهید سعیدی نسبت به تکثیر و توزیع نوارهای سخنرانی و جزوات درسی ولایت فقیه ، وی بار دیگر احضار و از ایشان تعهد گرفته شد که به نفع امام خمینی فعالیتی نداشته باشد . اما علی رغم بازجویی‌ها ، مبارزات شهید سعیدی بر سر موضوع کنسرسیوم سرمایه‌گذاری آمریکا به اوج خود رسید و وی در نخستین اقدام خود در واکنش به سرمایه‌گذاری مذکور، در مسجد امام موسی کاظم ( ع) به افشاگری علیه آن پرداخت و در نهایت به صدور بیانیه‌ای به نام حوزه علمیه قم که در آن به شدت به کنسرسیوم سرمایه‌گذاری حمله شده بود ،پرداخت تا اینکه در نتیجه این اقدامات دستگیر و در زندان در اثر شکنجه به شهادت می‌رسد ."
بنابر این نویسنده شهادت آیت‌ا... سعیدی در زیر شکنجه را مسلم فرض کرده با بهره‌گیری از شواهد و قرائن موجود از قبیل شاهدان و راویان ، اسناد ساواک و وصیت نامه شهید سعیدی نتیجه می‌گیرد که مسأله شهادت آیت‌ا.... سعیدی با تصمیم قبلی و به طور عمدی انجام گرفته است .
پس از این مؤلف بازتاب شهادت آیت‌ا.... سعیدی در تهران ، قم ، نجف و خارج از کشور را بررسی کرده ، در پایان تعدادی از اسناد ساواک مربوط به آیت‌الله سعیدی و اعلامیه‌های منتشر شده راجع به شهادت وی ، همچنین متن تلگراف امام خمینی (ره) در پاسخ به تسلیت طلاب و فضلای علوم دینی در پی شهادت آیت‌ا... سعیدی را به فصول کتاب منضم کرده است .
در مجموع درباره این کتاب باید گفت : « تصویر شخصیت علمی و مبارزاتی آیت‌ا... سعیدی در کنار چهره‌های فرهنگی مبارز انقلاب اسلامی ، همچون شهید مطهری و شهید بهشتی در غیاب هر گونه حزب و تشکل سیاسی توانسته است نمایی دیگر از حرکت خودجوش مردمی به زعامت روحانیت در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی را ترسیم کند.

وبگردی
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش - این فیلم که توسط دوربین های امنیتی گرفته شده لحظه به چاه انداختن دختر 5 ساله ای در اصفهان توسط پسر بچه ای کوچک را به تصویر کشیده است.
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی - جوان خوش ذوق ایرانی لامبورگینی! تماما ایرانی را طراحی و تولید کرده است.
سلطان سکه
سلطان سکه - اولین جلسه دادگاه "وحید مظلومین" معروف به سلطان سکه به همراه ۱۴ نفر از همدستانش امروز در شعبه دو دادگاه ویژه مفاسد اقتصادی به ریاست قاضی زرگر و به صورت علنی برگزار شد.
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر - با وجود اینکه چند روزی است سریال پر حاشیه "پدر" به پایان رسیده است، اما انتشار تصاویر ریحانه پارسا بازیگر نقش اول زن این سریال جنجال تازه‌ای به پا کرده است. این جنجال در حالی ایجاد شده که سازندگان سریال "پدر" به دنبال تولید فصل دوم آن هستند.
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها - ریحانه پارسا، بازیگر نقش لیلا در سریال "پدر" فعالیت خودش را به عنوان مدل تبلیغاتی آغاز کرد. این بازیگر متولد سال 1377 است.