جمعه ۱ تیر ۱۳۹۷ / Friday, 22 June, 2018

رستنگاه آوای هزاران


رستنگاه آوای هزاران
وی متولد شهر تبریز است و مقالات و نوشته های خواندنی از وی در نشریاتی چون فصلنامه مقام، ماهور، ماهنامه جهان کتاب و... منتشر شده اند. صفرزاده در تمهید و برگزاری نشست های تخصصی موسیقی در بنیاد ایران شناسی نیز کوششی جدی صرف کرده است. ایجاد واحد پژوهش در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی و نیز برگزاری چندین کارگاه پژوهشی در تبریز از دیگر تلاش های پژوهشگرانه وی است.
صفرزاده سعی کرده ضمن تماس با جریانات مهم موسیقی در مرکز، چراغ موسیقی سنتی و پژوهش در این زمینه را در شهر تبریز روشن نگه دارد. وی به تازگی کتاب «هنرستان موسیقی تبریز» را به بازار کتاب عرضه کرده است که تنها پژوهش متکی به اسناد و دست نوشته های تاریخی موجود در این باره به شمار می رود. هنرستان موسیقی تبریز از آن جهت اهمیت دارد که فعالیت های آن در حد هنرستان موسیقی تهران بوده است، لذا دانستن تحولات این مرکز آموزشی می تواند، دست اندرکاران موسیقی را در این زمینه یاریگر باشد. متن زیر حاصل گفت وگوی ما با وی است که می خوانید:
* چرا به تالیف کتاب هنرستان موسیقی تبریز پرداختید؟
- مقصود من از تالیف این کتاب، گردآوری و چاپ یادنامه یا مجموعه ای از سند و عکس نبود. بلکه می خواستم به دو موضوع بپردازم. نخست آن که، هنرستان موسیقی تبریز که در سال ۱۳۳۵ تاسیس گردید، چرا در سال ۱۳۵۴ به دانشسرای هنر تبدیل شد؟ و تحلیلی از عملکرد ۱۹ ساله آن داشته باشم. دوم آن که اگر شهر تبریز از چنین تجربه ای برخوردار است از آن چه استفاده ای برای فعالیت دوباره هنرستان موسیقی که گویا قرار است از مهر ماه ۱۳۸۵ راه اندازی شود، می تواند بکند.
بسیار مشتاق هستم که مسئولان و دست اندرکاران فرهنگی و هنری کشورمان با مطالعه این کتاب، در باره سرانجام بی فرجام چنین فعالیت های فرمایشی در شهرستان ها بیشتر بیاندیشند و اگر می توانند طرحی نو دراندازند.
* ولی در نگاه اول، کتاب مجموعه ای از سند و عکس به نظر می آید؟
- متأسفانه بله، ولی تمام سندها و عکس های کتاب برای ارجاع و استناد در متن کتاب به کار رفته اند. به عبارت دیگر، من برای رسیدن به دو هدفی که پیشتر گفتم نیاز به استناد و ارجاع به منابع نوشتاری و شنیداری داشتم که سندها و عکس های کتاب، بخشی از منابع نوشتاری ام بودند و حتی یک برگ سند یا عکس بدون استفاده در کتاب دیده نمی شود.
* برای نگارش این کتاب از چه منابع نوشتاری و شنیداری استفاده کرده اید و در این راه، با چه مشکلاتی مواجه بودید؟
- منابع نوشتاری ام عبارت است از بیش از هفتاد عنوان کتاب که در کتابنامه ذکر شده اند و سندهایی که در پایان هر فصل آمده اند. منابع شنیداری هم، مصاحبه هایی بود که با برخی از مسئولان و هنرجویان هنرستان توانستم انجام دهم. مشکل یا مشکلاتی هم در کار نبود، از بس که نبود!!
* گفتید یکی از اهدافتان بررسی و تحلیل عملکرد ۱۹ساله هنرستان موسیقی تبریز بود، ارزیابی تان از عملکرد آن چیست؟
- فصل پنجم کتاب، به این موضوع اختصاص دارد ولی به طور مجمل می توان گفت، هنرستان موسیقی تبریز واحدی از هنرستان های موسیقی ایران بود و آسیب شناسی عملکرد این هنرستان، بدون توجه به مجموعه هنرستان ها و سیاست های کلان فرهنگی کشور در دوره پهلوی، امکان پذیر نیست. این هنرستان از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۴ روندی کم فراز و پرنشیب داشت که سرانجام به تعطیلی و تبدیل آن به دانشسرای هنر تبریز کشیده شد. البته اگر هنرستان های موسیقی پایتخت نیز گرفتار مشکلات آموزشی و اداری هنرستان های شهرستان ها بودند، فرجام بهتری نداشتند.
* گفتید که گویا قرار است از مهرماه ۱۳۸۵ هنرستان موسیقی تبریز بازگشایی شود. فکر می کنید که آیا مسئولان باید تدابیری را برای پیشگیری از بروز دوباره مشکلاتی که این هنرستان در دوره اول فعالیتش با آنها مواجه بود، بیاندیشند؟
- شهر تبریز به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی اش محل تلاقی و تعامل جریان های سیاسی- اجتماعی و به ناگزیر فرهنگی- هنری مختلفی بوده و جریان های موسیقی متنوعی از قبیل موسیقی عاشقی، کلاسیک، آذری، ایرانی، مذهبی، ارمنی و... در آن وجود دارد. لذا برنامه ریزی برای هرگونه فعالیت فرهنگی و هنری از جمله موسیقی به مطالعه، تأمل و دقت بیشتری نیاز دارد. تأسیس هنرستان موسیقی در تبریز هم، موضوعی است که علاوه بر زیرساخت های فیزیکی و سخت افزاری، پتانسیل های انسانی، کیفی و نرم افزاری مطلوبی را می طلبد. امیدوارم مسئولان توجه داشته باشند که تأسیس هنرستان موسیقی، بدون توجه به عوامل کیفی در کنار مسایل کمی، نقش بر آب زدن است.
* آیا در پیشینه هنرستان موسیقی تبریز، رگه هایی از فعالیت برای تدوین تئوری موسیقی برمبنای موسیقی ردیفی ایران، دیده می شود؟
- نه، هنرجویان هنرستان موسیقی تبریز هم مثل سایر هنرستان های موسیقی ایران، گرفتار این مشکل، یعنی نداشتن تئوری موسیقی بر مبنای موسیقی های شرقی بودند. انگار که شخصی زبان فارسی را با دستور زبان انگلیسی فرا گیرد. البته باید توجه داشت که پیشینه بحث های جدی برای ضرورت تدوین چنین تئوری هایی در ایران به دو دهه اخیر برمی گردد.
* چه آثاری در دست تألیف دارید؟
- کتاب هنرستان موسیقی تبریز، نخستین کار من در زمینه موسیقی تبریز بود و امیدوارم آخرین نیز باشد. اکنون اگرچه روی چند موضوع درباره موسیقی ایران کار می کنم ولی دوست دارم مجموعه مقالات منتشر شده و نشده ام را هر چه زودتر به سرانجام برسانم.
* در پایان، حرفی در باره موسیقی تبریز دارید؟
- هروقت به وضعیت موسیقی در تبریز فکر می کنم این شعر شفیعی کدکنی به ذهنم می آید که:
من دانم و تنهایی باغی که رستنگاه آوای هزاران بود
وینک، خنیا گرش خاموش و آرایه اش خونابه برگان پاییز است.
کیمیا امیری


منبع : روزنامه همشهری

مطالب مرتبط

رنسانس در موسیقی و نقاشی

رنسانس در موسیقی و نقاشی
● چه‌کسی نماینده رنسانس در موسیقی است؟
در گذشته، تاریخ‌نگاران موسیقی، عموماً دوره پالسترنیا(۱)، ویکتوریا و بیرد(۲) را اوج دوران رنسانس در موسیقی می‌‌دانستند. هنگامی که موسیقی را به‌شکل عنصر مجزایی در نظر بگیریم، شاید این نظریه درست باشد، ولی زمانی که موسیقی را در چهارچوب فرهنگ اروپایی به‌عنوان یک کل درنظر می‌گیریم، این نظریه صحت ندارد. زیرا بر اساس آن رنسانس در موسیقی حداقل نیم‌ قرن پس از رنسانس در سایر هنرها روی داده است. چنانچه موسیقی و نقاشی را در کنار یکدیگر در نظر بگیریم، آهنگسازان و نقاشان دوره رنسانس قاعدتاً باید معاصر یکدیگر باشند.
بسیاری از مورّخین معتقدند که نقاشی در دوره رنسانس درحدود سال ۱۵۰۰ آ‎غاز شد و با مرگ لئوناردو داوینچی در سال ۱۵۱۹ و رافائل در سال ۱۹۲۰ پایان گرفت. دراین دوران برجسته‌ترین آهنگسازان عبارت بودند از: ژوسکوئین دس‌پرز(۳) (۱۵۲۱ ـ ۱۴۵۰)، پی‌یر دلارو(۴) (۱۵۱۸ ـ ۱۴۶۰)، هاینریش ایزاک(۵) (۱۵۱۷ ـ ۱۴۵۰) و آنتوان برومل‌(۶) (۱۵۲۰ ـ ۱۴۶۰). بدیهی است که این آهنگسازان نمایندگان دوره اوج رنسانس در موسیقی و آهنگسازان دوره پالسترنیا، ویکتوریا و بیرد نمایندگان اواخر دوره رنسانس هستند. چنانچه رنسانس در نقاشی در حدود سال ۱۵۲۰ خاتمه یافته باشد، در موسیقی هم به‌دلیل همزمانی با نقاشی، باید در همین سالها، رنسانس به‌ پایان خود رسیده باشد.
● تقسیم شمال ـ جنوب
در اوایل دوره رنسانس، نقاشی و موسیقی، هر دو تحت سلطه فلاندرزها بودند. تنها جایی که توانست از این سلطه بگریزد، چند شهر در ایتالیای شمالی بودند.
در موسیقی این وضعیت تا دوره اوج رنسانس ادامه پیدا کرد. غیر از برومل که در نزدیکی چارترز (۷) به‌دنیا آمده بود، همه آهنگسازان فوق‌الذکر، اهل کشورهای سفلی(۸) بودند. از این رو، آنها هموطنان نقاشانی چون یان وان آیک(۹)، روژیر وان در وایدن(۱۰) و هوگو وان در گوز(۱۱) بودند.
البته همه این نقاشان متعلق به نسلهای پیشین بودند. در دوره اوج رنسانس، فلاندرزها دیگر تسلطی بر نقاشی نداشتند و استادان جدید دوره رنسانس، ایتالیایی بودند. تنها استاد واقعی که در کشورهای سفلی باقی مانده بود، در سبکی کاملاً جدای از آن چیزی که ما به‌عنوان سبک دوره رنسانس می‌شناسیم، کار می‌کرد. او هیرونیموس بوش(۱۲) نام داشت که در سال ۱۴۸۸ به‌عنوان استادی مستقل آثاری را به‌وجود آورد و در سال ۱۵۱۶ مرد. (جالب است بدانید که در حدود سالهای ۱۴۹۰، پی‌یر دلارو به‌عنوان یک خواننده کاتدرال‌(۱۳) در شهر بوش آواز می‌خواند و آنها می‌توانستند به‌آسانی با یکدیگر ملاقات کنند. عجب تضاد عجیبی برای آشنایی!)
از این رو در اوایل دوره رنسانس، فلاندرزها هم بر موسیقی و هم بر نقاشی تسلط پیدا کردند.
در اوج دوره رنسانس هنوز آنها بر عرصه موسیقی غالب بودند، اما نقاشی در اختیار ایتالیاییها بود و در اواخر دوره رنسانس، هم موسیقی و هم نقاشی مستقیماً زیر سلطه ایتالیاییها قرار گرفت.
● نظریه کمال‌گرایی در نقاشی
هدف اصلی برنامه‌ریزان تحقیق در موسیقی و نقاشی این بود که خواص بیانی فضای موسیقایی و تصویری را بررسی کنند. در مورد نقاشی، این بررسی شامل چگونگی بیان یک منظره خاص به شیوه‌ای بود که حقیقی به‌نظر برسد. در مورد موسیقی این بررسی شامل یادگیری چگونگی خلق آثار موسیقایی به‌عنوان توالی صداهای حاصل از نتها بود.
یکی دو دهه پس از شروع برنامه‌های تحقیقاتی، برنامه جدیدی به آنها پیوند خورد. این برنامه، ایده‌آل کمال‌گرایی بود که ابتدا توسط آلبرتی(۱۴) که آن را در منابع کلاسیک پیدا کرد، برای نقاشها تدوین شد. نظریه حاکی از آن بود که باید اثر هنری به شکلی خلق شود که اجزای آن از نظر هارمونی چنان در هم تنیده شده باشند که اضافه کردن هر چیزی به آن و یا حذف کردن هر چیزی از آن، زیبایی کل اثر را از بین ببرد. این مفهوم نه‌تنها در مورد ساختار تصاویر که در مورد پیکرهای ایده‌آلی انسانی نیز مصداق داشت.
این نظریه با تأکیدی که بر تبعیت جزء از کل دارد، شخصاً به ایتالیاییها ربط پیدا می‌کند. ایتالیاییها قبلاً هم، چنین می‌‌اندیشیدند و برنامه تحقیقاتی آنها در طراحی تصاویر، هماهنگی کاملی با پرسپکتیو خطی داشت و مبتنی بر این تبعیت بود. برای نقاشان شمالی، هرگز کنار آمدن با این مفهوم کمال‌‌گرایی، آسان نبود. چشم‌انداز آنها فوق‌العاده محدود به واقعیت بود و حتی دورر(۱۵)، که خود را در همه تکنیکهای ایتالیایی به‌حد کمال رساند، هرگز نتوانست در پی شیوه رافائل یا میکل آنژ، یک پیکره ایده‌آلی حقیقتاً کامل را بیافریند.
در نیمه دوم قرن پانزدهم، در هنرهای بصری، جریان ایده‌آل‌گرایی در کنار جریان ناتورالیسم حرکت می‌کرد. در‌حالی‌که در پُرتره‌ها هنوز حتی زگیل روی صورت هم به شکلی واقعی و با دقت ترسیم می‌شد، شخصیتهای صحنه‌های کلاسیکی یا انجیلی، اغلب کلیشه‌های ایده‌آلی نظیر آنچه که در آثار پروگنیو(۱۶) یا بوتیچلی(۱۷) وجود دارند، بودند.
بین حامیان دو رویکرد، به‌شکل غیر قابل اجتنابی تعارض وجود داشت. یک منتقد نقاشی، اسب تابلوی بنای یادبود کل لئونی(۱۸) اثر ورروچ چیو(۱۹) (شروع ۱۴۷۹) را این‌گونه توصیف می‌کند که گویی پوست آن را کنده‌اند، چون همه جزئیات و عضلات و رگهای آن را نشان می‌دهد. با شروع قرن شانزدهم، ناتورالیسم کاملاً تابع ایده‌آل‌گرایی شد و حتی اساتید نسلهای قبل در معرض انتقاد قرار گرفتند. پومپونیوس گائوریکوس(۲۰) نویسنده دی اسکالچرا(۲۱) (۱۵۰۴) حتی از اسب دوناتل‌لو(۲۲) در بنای یادبود گات تاملاتا(۲۳) به‌خاطر آنکه بیش از حد واقعی است، انتقاد کرد.
● نظریه کمال‌گرایی در موسیقی
نظریه کمال‌گرایی در هنرهای بصری به‌وجود آمد و ما نمی‌دانیم که چگونه آگاهانه به موسیقی راه پیدا کرد. در هر‌حال، چون در موسیقی معادلی برای ناتورالیسم وجود نداشت، باید انتظار داشته باشیم که رقیبی نداشته باشد و بلافاصله با موسیقی سازگار شود. از سوی دیگر، سرچشمه این نظریه، ایتالیاییها بودند و همه آهنگسازان بزرگ، شمالی بودند. این مسئله نشان می‌دهد که شاید ورود این نظریه به کشورهای شمال، توسط افرادی صورت گرفته باشد که قبلاً بیشتر عمر خود را در ایتالیا سپری می‌کردند و یا در دوره‌های بعدی و زمانی که این مفهوم فرصت یافت که منتشر شود، توسط شمالیها اخذ شد.
در نیمه دوم قرن پانزدهم، آهنگساز بزرگ شمالی که (ظاهراً) هرگز به ایتالیا نرفته بود، اوک کگ‌هم(۲۴) (۱۴۹۷ ـ ۱۴۲۰) بود. در موسیقی او، ما واقعاً هیچ نوع تقسیم‌بندی مفصلی را نمی‌بینیم. در یک موومان طولانی، او ممکن است تعداد پارتهای‌(۲۵) صدایی به کار گرفته شده در یک زمان معین را تغییر دهد، ولی عملاً اجازه می‌دهد که لاینهای(۲۶) او با کادنسها‌ی(۲۷) آثارش روی هم قرار بگیرند تا مانع از هر نوع تقسیم ساختاری بشود. توالیهای هارمونیک و طراحی تنال‌(۲۸) حتی از دوفی(۲۹) هم که قبل از او می‌زیست، مبهم‌تر بودند.
او حتی هنگامی‌که از کانتوس فیرموس(۳۰) هم استفاده می‌کند، آن را زیر نقاب دیگرگونیهای ریتمیک می‌پوشاند، به‌طوری که از سایر «پارت»‌ها قابل تشخیص نیستند. ما نمی‌توانیم موسیقی او را بر اساس موتیفهای(۳۱) استفاده شده هم تقسیم کنیم، چون او عمدتاً از تکرار هر نوع موتیفی اجتناب می‌کند. این پنهان‌کاری سیستماتیک از هر نوع ساختار ممکن قابل درک، فقط می‌‌تواند تعمدی باشد و به‌خاطر همین، می‌شود درباره موسیقی او بر‌اساس تعادل بین «پارت»ها اندیشید. چنین نظری ربطی به مقاصد او ندارد.
در جهت مخالف او اوبرشت(۳۲) (۱۵۰۵ ـ ۱۴۰۵) قرار داشت. او آهنگسازی جوان‌تر و دقیقاً معاصر ژوسکوئین بود، ولی در آغاز اوج دوره رنسانس مرد.
تا آنجا که از اطلاعات تاریخی به‌دست می‌آید، مدت بسیار کوتاهی را در ایتالیا گذراند، هرچند در آنجا اعتبار زیادی داشت و درواقع بی‌توجهی او به کارگذاری کلمه، نشان می‌دهد که او مستقیماً تحت تأثیر الگوهای ایتالیایی نبوده است. با وجود این، تا دوره‌ او، اعتقاد به‌وضوح و تعادل در ساختار، جاافتاده بود.
موسیقی او به دو بخش کاملاً مشخص تقسیم می‌شود و استفاده مستمر او از تکرار و توالی، درک این بخشها را بر اساس تعادل، برای ما آسان می‌سازد.
این واقعیت که ما اغلب اختراع او را سهل‌الحصول می‌یابیم، این واقعیت را تغییر نمی‌دهد که ایده‌آل او یک کلیت هارمونیگ است.
ما می‌توانیم از پروگنیو هم به‌همین شکل انتقاد کنیم (درواقع، از آنجا که ما به توازیهای بین موسیقی و نقاشی علاقمندیم، می‌توانیم استفاده افراطی او‌برشت از تکرار را معادل موسیقایی استفاده مکرر پروگنیو از همان چهره ایده‌آلی در یک تابلوی خاص بگیریم. برای مثال، به تابلوی فرشته برسن برنارد ظاهر می‌شود و سایر آثار این دوره را ببینید.)
بعدها مشکل بتوان آهنگساز مهمی را پیدا کرد که مدتی از عمرش را در ایتالیا سپری نکرده باشد. حتی پی‌یر دولارو، که تقریباً تمام عمرش را در کشورهای سفلی، فرانسه و اسپانیا، سپری کرد، اولین سالها را در سینه‌نا(۳۳) گذراند. در همان زمان و شاید دقیقاً به همان دلیل، مشکل بتوان آهنگسازی را پیدا کرد که موسیقی او تعادل هارمونیکی را به‌عنوان تشخص خود، نداشته باشد.
بزرگ‌ترین فرد در میان اینها، خود ژورسکوئین است که بسیاری از سالهای عمرش را در ایتالیا گذراند. در آثار گسترده‌‌ترش، مختصری وضوح را همراه با رسایی و روشنی درهم‌آمیخته می‌بینیم. جریان صدا به دو بخش قویاً متضاد و با وجود این، متعادل تقسیم می‌شود. اغلب یک پارتِ وکال(۳۴) روی کادنس قرار می‌گیرد تا جلوی ناگهانی بودن صدا را بگیرد و جریان موسیقی را برقرار نگه دارد و با این همه یک مرز روشن را باز هم حفظ کند. نظریه کمال‌گرایی موسیقایی احتمالاً برای او اختراع شد، چون قبل از او هیچ‌کس چنین به این مرحله نزدیک نشدند و پس از او هم فقط موزارت(۳۵) با او قابل مقایسه است.
هرچند در اوایل دوره رنسانس و بار دیگر در اواخر آن، مشابهتهایی را در پیشرفت موسیقی و نقاشی می‌بینیم، در اوج رنسانس تفاوتهای مهمی مشاهده می‌شوند. این تفاوتها ممکن است به این دلیل به‌وجود آمده باشند که در دوره اوج رنسانس، موسیقی و نقاشی تحت تسلط فرهنگهای ملی مختلفی که قبلاً شرح داده شد، بودند. شاید هم این تفاوتها به برنامه‌های تحقیقی دو گروه از هنرها برمی‌گردد.
در یک سطح روان‌شناختی، در اواخر قرن پانزدهم، موسیقیدانها و نقاشان وظایف خود را به‌تمامی انجام داده بودند، ولی حاصل کار آنها کاملاً با یکدیگر تفاوت داشت. نقاشان موفق در اوج دوره رنسانس، سرشار بودند از حس خودبینی، اعتماد‌به‌نفس، جاه‌طلبی و غرور. این خصلتها نه تنها در نقاشیهای آنها به‌خوبی قابل مشاهده است که در مکاتبات، رفتار، برخوردهایشان نسبت به دیگران و نگرشی که از دیگران نسبت به خود دارند، دیده می‌شود.
از سوی دیگر، در موسیقی اوج دوره رنسانس، تواضع و فروتنی بیشتری می‌بینیم. آهنگسازان این دوره جاه‌طلبیهای توفانی میکل آنژ یا مرتبه خارق‌العاده لئوناردو داوینچی را نداشتند. ما درباره زندگی آنها چیز زیادی نمی‌دانیم و در نتیجه درباره قابلیتهای اخلاقی آنها حرف چندانی نداریم که بزنیم، ولی آثار موسیقی آنها هرچند پیشرفتهای زیادی را نسبت به موسیقی قرن پانزدهم نشان می‌دهد، افزایش عظیم و پرشکوه و جلال جاه‌طلبی و خلق شاهکارهایی را که مشخصه نقاشی اوج دوره رنسانس است، نشان نمی‌دهد. همچنین از آنجا که آهنگسازان بزرگ در دوره اوج رنسانس در رُم کار نمی‌کردند، کسی از آنها توقع نداشت شاهکارهایی را که از هنرمندانی که برای دربار پاپ کار می‌کردند، انتظار داشتند، خلق کنند.
در اوایل دوره رنسانس، نقاشی کار کم‌اهمیت و کم‌درآمدی بود، در‌حالی‌که در دوره اوج رنسانس نقاشان برجسته‌ای چون تیسین(۳۶) و میکل آنژ خود را با لُردهای بزرگ برابر می‌دانستند. شاید همین موضوع هم به تلاش نقاشان دوره رنسانس برای خلق آثار عظیم دامن زد. برخلاف آنها، موسیقیدانها در ابتدای دوره رنسانس از منزلت اجتماعی بالایی برخوردار بودند، ولی در دوره اوج رنسانس وضعیت به‌شدت تغییر کرد.
شاید یکی از دلایلی که نقاشان دوره رنسانس دچار منیت و درواقع زوال شدند، همین نکته بود، درحالی‌که آهنگسازان همان دوره، خلوص و پاکی قرن پانزدهم را حفظ کردند.

وبگردی
فیلم |  بالاخره کار بانک‌ها ربا هست یا نیست؟ | ۴۰سال است تکلیفمان را با ربا معلوم نکرده‌ایم
فیلم | بالاخره کار بانک‌ها ربا هست یا نیست؟ | ۴۰سال است تکلیفمان را با ربا معلوم نکرده‌ایم - فیلم - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهور در کافه خبر با انتقاد از اینکه در 40 سال گذشته بسیاری از مسایل مهم را تعیین تکلیف نکرده ایم می گوید: این گونه جامعه دچار سردرگمی و به سمت گناه یا بزهکاری و یا توافق بر سر گناه سوق پیدا می کند. صحبت های او را در ویدئوی زیر ببینید و بشنوید.
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!