پنج شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ / Thursday, 22 February, 2018

مرزهای اروپا


مرزهای اروپا
آن هایی که در این قاره رشد کرده اند، در مدارس درباره اروپا آموخته اند و طبیعتاً مرزهای آن را هم فرا گرفته اند. این مرزها همیشه در شمال، جنوب و غرب مشخص و معین بوده اما در شرق همواره با ابهام همراه بوده است. ما همواره مشغول این بحث بوده ایم که آیا اروپا فقط به اورال ختم می شود یا شامل ولادیووستوک هم می شود. البته سرحدات جنوبِ غرب اروپا با بد اقبالی روبه رو شده چون ترکیه را به دو بخش تقسیم کرده است، اما این فقط موضوع جغرافیاست و نمی شود درباره آن کاری کرد.
پرده آهنین، اروپا را به دو بخش تقسیم کرده بود، اما ما در لهستان حتی فکر این را هم نمی کردیم که دیگر در اروپا نیستیم. وقتی جامعه اروپا شروع به گسترش کرد، بسیاری آن را با اروپا اشتباه گرفتند. این جملات و عبارات زیاد شنیده می شد که «سیاست مشترک کشاورزی اروپا» یا رهبران سیاسی می گفتند، «اروپا در حال کامل کردن بازار داخلی خودش است».
پیش از انتخابات لهستان در سال ۱۹۸۹ و بالا رفتن پرده آهنین در مجارستان، اروپای غربی ها مرز میان خود و شرق اروپا را به وضوح می دیدند که با سیم خاردار و مین مشخص و علامت گذاری شده بود. طبیعی بود که بسیاری از اروپای غربی ها این مرز را دائمی تصور می کردند و هر چیزی ورای این مرز اصلاً موجب نگرانی یا خوشحالی یا جلب توجه و اعتنای آن ها نمی شد. خوشبختانه وقایع ۱۹۸۹ همه این تصاویر را تغییر داد.«قاره قدیم» دوباره به وحدت رسید و یکپارچه شد و بعضی کشورهای پشت «پرده آهنین» هم به اتحادیه اروپا پیوستند.
اکنون دیگر هیچ کس نباید به خطا، اتحادیه اروپا را با قاره اروپا اشتباه بگیرد. به همین دلیل من این پرسش را مطرح کرده و به آن جواب می دهم که «چه نوع اروپایی»ی جواب من این است که اروپا باید قاره ای آزاد همراه با صلح، یکپارچه و دمکراتیک باشد که در آن ارزش های مشترک اروپایی ترویج یافته و محترم شمرده شود.
در پاسخ به این پرسش که «چه نوع اتحادیه اروپایی»ی هم جواب من همین است.
تفاوت اصلی و مهم میان اروپا و اتحادیه اروپا این است که اولی با فرهنگ، تاریخ و جغرافیا تعریف می شود و دومی با معاهده ها، پیمان ها، سیاست ها و قوانین. هیچ انسان منطقی نمی تواند بگوید لهستان بخشی از اروپا نیست، اما بسیاری حتی آن ها که منطقی و در رتبه عالی هستند، از اینکه لهستان می تواند عضو اتحادیه اروپا شود اشکال می گیرند و آن را زیر سئوال می برند.
پیش بردن مرزهای اروپا به سمت شرق و گسترش آن از رود «اودر» به رود «باگ» نمی تواند جغرافیا یا تاریخ را عوض کند اما به شدت لهستان را تغییر داد و فکر می کنم و امیدوارم که اتحادیه اروپا را هم تغییر داده باشد.
هر مرحله از گسترش و توسعه اتحادیه اروپا هم کشور وارد شده را تغییر می دهد و هم خود اتحادیه اروپا را. در اولین مرحله از این گسترش، دانمارک، ایرلند و انگلیس سیاست مشترک تجاری سیاسی را پذیرفتند و روابط تجاری خود را با کشورهای سوم تغییر دادند. این تغییر مانند همیشه یک جانبه و یک جهته به نظر می رسد. کشورها و اعضای جدید باید قوانین و سیاست های اتحادیه را بپذیرند و اتحادیه بدون تغییر باقی می ماند.
اما آیا واقعاً اینطور استی هیچ نهادی نمی تواند با پذیرش عضویت کشوری مانند انگلیس، تغییر نکرده باقی بماند. خود انگلیسی ها معمولاً در برابر هر تغییری مقاومت نشان می دهند اما ورود آن ها به نهادی مانند اتحادیه اروپا می تواند تغییراتی شگرف در آن ایجاد کند. گسترش اتحادیه اروپا به ایجاد سیاست منطقه ای اتحادیه اروپا منجر شد که حوزه کاری من در کمیسیون اروپاست. این گسترش و افزایش اعضا همچنین شیوه کاری که پیش از این میان شش عضو اولیه وجود داشت را تغییر داد.
در مرحله های بعدی گسترش اتحادیه اروپا هم شاهد مقاومت این اتحادیه در برابر تغییر بودیم که البته این مقاومت با ناکامی روبه رو شد. با ورود هر عضو جدید شرایط و روابط حاکم بر این اتحادیه تغییر کرد.
بنابر این نباید تعجب کنیم اگر مراحل اخیر افزایش اعضا و مراحل بعدی ماهیت و کارکرد این اتحادیه را تغییر دهد. اعضای جدید در شکل گرفتن پاسخ این سئوال که «چه نوع اروپایی»، نقش زیادی خواهند داشت.
با تأکید و توضیح سه حوزه مشمول تغییرات در اتحادیه اروپا این موضوع بیشتر روشن می شود: ژئوپلتیک، روابط خارجی و اقتصاد.
اعضای جدید اتحادیه اروپا از اروپای شرقی و مرکزی از نظر تاریخی، فرهنگی و زبانی با اروپای شرقی و بخش هایی از غرب بالکان رابطه نزدیک دارند. همانطور که اسپانیا و پرتغال به اتحادیه اروپا برای برقراری رابطه نزدیک تر با آمریکای لاتین فشار می آورند، اعضای جدید این اتحادیه هم برای تحکیم روابط با همسایگان خود در شرق و جنوب اروپا، این اتحادیه را تحت فشار می گذارند. این برای کل اتحادیه سودمند و طبیعی است و همچنین روابط اتحادیه با روسیه را هم تحت تأثیر قرار می دهد؛ روسیه ای که برای اعضای جدید نه تنها یک همسایه است بلکه یک شریک به شمار می آید. اعضای قدیمی باید این را بپذیرند و در ذهن حفظ کنند و هنگام تعامل با روسیه، این موضوع را در نظر داشته باشند.
در زمینه سیاست خارجی، اعضای جدید نشان داده اند که بیشتر از ۱۵ عضو قبلی اتحادیه اروپا طرفدار آمریکا هستند. این موضع گیری از تاریخ جنگ سرد و از موضوعی فراتر از روابط قومی با برخی اقوام ساکن در آمریکا نشأت می گیرد. گاهی این موضوع، بزرگ نمایی هم می شود و بعضی اعضای قدیم با حرارت بیش از حد در این باره سخن می گویند. در این شکی نیست که اعضای جدید کورکورانه از سیاست آمریکا حمایت نمی کنند. اما نمی توان انکار کرد که اعضای جدید هیچ جایگزینی برای سیاست امنیتی و خارجی اروپا آمریکا تصور نمی کنند.
در حوزه اقتصادی به نظر نمی رسد باور اعضای قدیمی درست باشد که این کشورها مطلقاً لیبرال هستند. نگاهی به قوانین کار و نقش دولت در اقتصاد این کشورها این موضوع را نشان می دهد. آنچه منطقه شرق اروپا را از اروپای غربی جدا و متمایز می کند ظرفیت آن برای تغییر و سازگاری در برابر نیاز به رشد اقتصادی سریع و پرشتاب است. این ظرفیت و توانایی هم ناشی از تجربه دوران گذار است.
رشد پرشتاب اقتصادی نیازمند انعطاف زیاد در اقتصاد و وجود یک نظام تجاری باز در کنار سیاست های مسئولانه اقتصاد کلان است. علی رغم همه مشکلاتی که گذار اقتصادی و ورود به اتحادیه اروپا برای شهروندان اروپای شرقی ایجاد کرده، همه اعضای جدید به خوبی توانسته اند اصلاحات را مدیریت کنند. آمار اخیر نشان می دهد که اسلونی اکنون از نظر سرانه تولید ناخالص داخلی هم تراز یونان و جلوتر از پرتغال است و جمهوری چک هم از پرتغال پیش افتاده است.نرخ رشد اقتصادی اعضای جدید و شرقی اروپا نزدیک به دو برابر ۱۵ کشور قبلی است. اما سرانه تولید ناخالص داخلی اعضای جدید فقط اندکی بیشتر از نصف متوسط ۲۵ کشور اتحادیه است که این رقم از متوسط ۱۵ کشور اروپایی پایین تر است.
نیاز رسیدن به اروپای غربی از نظر سطح درآمدی، اعضای جدید شرقی را مجبور خواهد کرد تا به اجرای سیاست های لیبرال خود ادامه دهند و در برابر سیاست های محافظه کارانه اتحادیه مقاومت کنند. اگر چنین نشود رشد اقتصاد این کشورها با کندی صورت می گیرد.
درون اتحادیه اروپا، این به آن معنی است که به طور کلی اعضای جدید برای کامل کردن بازار داخلی فشار می آورند. به این ترتیب مراحل اخیر توسعه اتحادیه اروپا تأثیرات مثبت اقتصادی در این اتحادیه خواهد داشت و سیاستمداران این اتحادیه مجبور خواهند شد که به مشکلات همین حال رسیدگی کنند نه چند سال بعد. در دنیای امروز رقابت روز به روز فشرده تر و نزدیک تر می شود. راه حل این موضوع هم محافظه کاری بیشتر نیست؛ اگرچه کشورهای ثروتمند غربی و اعضای قدیمی اتحادیه ممکن است بتوانند برای مدتی کوتاه این سیاست های محافظه کارانه را تحمل کنند. راه حل میزان بالای بیکاری در بعضی اقتصادهای اصلی اتحادیه اروپا در اصلاحات اقتصادی به ویژه در بخش بازار کار، آموزش بهتر و سرمایه گذاری بیشتر در بخش تحقیقات و توسعه است. اجرای تدابیر حمایتی و محافظه کارانه دیگر راه حل کار نیست.
توسعه اتحادیه اروپا و گسترش آن به شرق مجموعه روابط جدیدی را در منطقه شرق اروپا موجب شده است. از جمله این روابط جدید می توان به روابط لهستان و اوکراین، استونی و لتونی و روسیه و لیتوانی و بلاروس اشاره کرد.
تاریخ نشان داده است که تغییرات در مرزهای سیاسی، تأثیراتی بر فرهنگ دارد. مرزهای سیاسی معمولاً گروه های همگن قومی را تشکیل داده و تعریف می کنند. تغییر نقشه سیاسی اروپا هم پیامدهای فرهنگی به دنبال داشته است. شاید مهمترین پیامد گسترش اتحادیه اروپا به شرق، تغییر در شیوه اجرای سیاست ها در اعضای جدید است.
نباید فراموش کرد که شرق اروپا قرن ها محور کشمکش برای اعمال نفوذ میان اروپا و روسیه بوده است. ناتوانی اتحادیه اروپا برای ایجاد یک سیاست مشترک و مؤثر خارجی و امنیتی این حقیقت را نشان می دهد که هماهنگی میان منافع اقتصادی گوناگون و مختلف حتی درون چارچوب واحد مرزی، کار دشواری است. اضافه شدن لهستان و کشورهای حوزه بالتیک که روسیه را تهدید می دانند، این هماهنگی را دشوارتر هم می کند. موضع این کشورها در قبال روسیه با موضع ۱۵ کشور دیگر بسیار متفاوت است. اما ورود اعضای جدید از شرق اروپا به این اتحادیه پیامد دیگری هم دارد و آن سیاست های مهاجرتی اروپای غربی درباره اروپای شرقی است. سیاست اتحادیه اروپا همواره بر محدود کردن مهاجرت از اروپای شرقی بوده نه مدیریت آن. از آنجا که این سیاست ها بیشتر توسط اعضای پیمان شینگن تعیین می شود، کشورهای شرقی نمی توانند در این مورد چندان اظهار نظرکنند. لهستان و کشورهای حوزه بالتیک اگرچه به عضویت اتحادیه اروپا درآمده اند اما هنوز عضویت شینگن را به دست نیاورده اند. مهاجرت همواره ابزار قابل اعتنای سنجشی است که مشخص می کند کدام گروه اجتماعی در شرایط مساعدتری به سر می برند و مقصد مهاجران هستند. فروپاشی شوروی بدون شک یک شوک عظیم اجتماعی بود که پیامدهای گسترده ای در همه حوزه ها داشت. اما اکنون با گذشت ۱۵ سال سیل مهاجرت هنوز از شرق ادامه دارد، اگرچه ماهیت آن تغییر کرده است. در اوایل دهه ۱۹۹۰ مهاجرت با هدف آموزش صورت می گرفت. اما از سال ۱۹۹۶ مهاجرت قومی با انگیزه یافتن کار صورت می گیرد.
روابط میان اعضای اتحادیه اروپا و کشورهای غیر عضو این اتحادیه در شرق اروپا از دیگر مواردی است که در سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. بعضی کشورهای هم مرز که یکی عضو اتحادیه است و دیگری نیست منافع متضادی پیدا کرده اند.
موضوع دیگر تغییر ماهیت روابط میان کشورهای حوزه بالتیک و روسیه از یک سو و غرب با روسیه از سوی دیگر است. در ۱۵ سال گذشته سازمان های بین المللی غربی مانند سازمان توسعه و همکاری اقتصادی اروپا و اتحادیه اروپا میان حوزه بالتیک و روسیه میانجیگری کرده اند. این میانجیگری به صورت پیشنهاد ارائه تضمین حمایتی در مقابل حملات احتمالی در مقابل تعهد این کشورها به پایبندی به استانداردهای بین المللی حقوق بشر صورت گرفته است. اکنون که کشورهای حوزه بالتیک اعضای اتحادیه اروپا شده اند مقاومت روس ها بیشتر شده، تا حدی که ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه گاهی درباره این کشورها با همان لحن دوران شوروی سابق سخن می گوید. گسترش اتحادیه اروپا به شرق، هم این اتحادیه و هم اعضای جدید را دست خوش تغییراتی کرده است. با توجه به در پیش بودن مراحل بعدی گسترش اتحادیه اروپا، باید در انتظار تغییرات چشمگیر در این قاره بود.
منابع:
«مقاله دانوتا هونبر عضو کمیسیون سیاست منطقه اروپا
Woodrow wilso iteratioal ceter.
ترجمه: نیلوفر قدیری


منبع : روزنامه همشهری

مطالب مرتبط

هیلاری کلینتون، در تیررس دموکرات‌های مخالف نامزدی‌اش


هیلاری کلینتون، در تیررس دموکرات‌های مخالف نامزدی‌اش
هفته‌نامه‌ی اکونومیست در گزارشی درخصوص انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۸ آمریکا و مقایسه‌ی وضعیت بوش و هیلاری کلینتون، سناتوردموکرات سنا از نیویورک آورده است: میان جایگاه همسر بیل کلینتون، رییس جمهور آمریکا طی سال‌های ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۱ در آوردگاه سیاسی حال حاضر این کشور با آنچه پرزیدنت جورج بوش هشت سال پیش دراختیار داشت وجهه تشابهات خیره‌کننده‌ی بسیاری وجود دارد.
خانم کلینتون طیف گسترده‌ای از امتیازاتی که بوش (فرماندارسابق تگزاس) در آن مقطع زمانی برخوردار بود، از بحث جنگ درافغانستان وعراق گرفته تا حمایت‌ها از سوی جناح‌های مختلف حزبی را اکنون از آن خود دارد.
با این وصف چه کسی جز کلینتون می‌تواند ادعا کند که بر بخشی از اتحادیه‌های کارگری و شورای رهبری دموکرات‌ها تسلط دارد؟ حال اگر به لایه‌های این شباهت ظاهری نگاهی ژرف بیندازیم درخواهیم یافت که چنین وجوه تشابهی در حقیقت اختلافات شبهه ‌برانگیزی را از انظار پنهان داشته است، اختلافاتی که راهگشا وکمک حال "پروژه‌ی احیای" وی نخواهد بود. درابتدا می توان از بارزترین تشابه یعنی کشش وتمایلات نوپای هیلاری کلینتون به میانه‌گرایی آغاز کرد.
سناتور دموکرات وجوان ایالت نیویورک دقیقا همان استراتژی فرماندار سابق تگزاس را سرلوحه‌ی فعالیت خود قرارداده است مبنی بر اینکه با بهره‌گیری از شهرت خود تلاش می‌کند تا به جای اقناع خواست عده‌ی خاصی از اعضای حزب دموکرات در انتخابات مقدماتی، از همان ابتدا به عنوان فردی میانه رو به ایفای نقش بپردازد؛ درست مانند بوش که به عنوان کاندیدای جمهوری‌خواه در نقش محافظه‌کاری وحدت طلب و نه تفرقه‌افکن ظاهر شد.»
اکونومیست می‌نویسد: «هیلاری کلینتون یکی ازحامیان سرسخت جنگ آمریکا در عراق به شمار می‌آید بطوریکه خواستار اعزام ۸۰ هزار نیروی کمکی به این کشور جنگ زده شده است. وی به عنوان یکی از اعضای کمیته‌ی نیروهای مسلح سنای آمریکا به قدری فعالیت می‌کند که حتی پنتاگون از او برای عضویت در یک هیات ویژه‌ی بازنگری تدابیرجنگی دعوت به عمل آورده است. خانم کلینتون در دیگر مباحث اجتماعی به عنوان مثال بازی‌های خشن کامپیوتری را تقبیح کرده و نیز آزادی سقط جنین را انتخابی فاجعه‌آمیز خوانده است. وی در عین حال با نیوتون گینگریچ و ریک سانتروم، جمهوری‌خواهانی که یک بار او را "فرزند شیطان" خواندند، همکاری نمی‌کند. نشریه‌ی نشنال ژورنال در رده‌ بندی جدید خود کلینتون را یکی از هفت سناتور دموکراتی معرفی کرده که دارای محافظه‌کارانه‌ترین دیدگاه‌ها در خصوص سیاست خارجی آمریکا هستند. سناتور دموکرات ایالت نیویورک در مسیر پیش رو باید بیش از بوش با انواع و اقسام مشکلات دست و پنجه نرم کند، استراتژی وی بر مبنای این فرض استوار بود که جناح چپ را چون مومی در دست خود داشته مضاف بر اینکه به عنوان نمادی از مکتب فمینیسم و قربانی توطئه‌های جناح راست سرمایه‌ی سیاسی کافی جهت گام نهادن در مسیر اعتدال‌گرایی آن هم با مصونیت کامل را در اختیار دارد اما دو نکته این فرض را ناکام گذاشته است. یکی جارو جنجال‌ ها بر سر جنگ در عراق و دیگری ظهور فعالان اینترنتی.
در مورد نخست باید گفت که بسیاری از فعالان حزب دموکرات جنگ درعراق را پلید ونفرت‌انگیز می‌دانند، اقدامی تجاوز کارانه که با دروغ توجیه و با حرص و آزمندی به پیش رانده می‌شود،‌ این احساس آنچنان بر افکار دموکرات‌ها مستولی شده که دیگر نمی‌توانند هیچ یک ازحامیان جنگ حتی یک لیبرال را تحمل کنند. در باب دومین نکته یعنی ظهور فعالان سیاسی در شبکه‌های اینترنتی این گونه می‌توان تعبیر کرد که شاید هیلاری کلینتون از حمایت گروه‌های سنتی فمینیست و اتحادیه‌های کارگری برخوردار باشد اما از سوی دیگر فعالان سیاسی مخالف در حال ایجاد پایگاه مردمی هستند.
فعالان اینترنتی چپ گرا به قیام آشکار بر ضد مقامات واشنگتن دست زده‌اند، آنها پیروزی کلینتون در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۸ را نه یک موفقیت بلکه اشتباهی برمی‌شمارند که نباید تکرار شود، چرا که اگر این امر به حقیقت بپیوندد آن گاه حزب دموکرات کنترل کنگره را به کلی از دست خواهد داد و سرانجام تسلیم برنامه‌های رفاه اجتماعی و مخارج عمومی خواهد شد.
خانم کلینتون در میدان نبرد خود برای پیروزی در انتخابات احتمالا در مقایسه با بوش در سال ۲۰۰۱ رقبای جدی‌تری را پیش روی خود خواهد داشت، گفتنی است جابجایی مواضع کلینتون در درون حزبش ازهم اکنون بستری را فراهم آورده تا اصلی‌ترین کاندیداهای چپ گرای حزب دموکرات یعنی راس فینگولد و جان ادواردز، کاندیدای معاونت جان کری در انتخابات پیشین نیز فرصت عرض اندام پیدا کنند. رونالد براون اشتین، تحلیل‌گر سیاسی روزنامه‌ی لس‌آنجلس تایمز می‌گوید: فینگود، سناتور ایالت ویسکانسین می‌تواند هاوارد دین انتخابات ۲۰۰۸ باشد. فینگولد یکی از ثابت قدم‌ترین منتقدان صریح جنگ عراق و قدرت اختیارات بوش محسوب می‌شود، وی نخستین سناتوری بود که تعیین چارچوب زمانی مشخص برای خروج تدریجی نظامیان آمریکایی مستقر در عراق را مورد تایید قرار داد و به تمدید قانون میهن‌پرستی (Patriot Act) در سال ۲۰۰۱ رای مخالف داد. سناتور دموکرات ایالت ویسکانسین با زحمت و کوشش فراوان شبکه‌های فعالان اینترنتی را توسعه داده و به طور منظم برای پایگاه اینترنتی دیلی کاس وبلاگ نویسی می‌کند.
از سوی دیگر جان ادواردز، وکیل و سیاستمدار ایالت کارولینای شمالی همان دیدگاه‌هایی را بیان می‌دارد که نخستین بار در جریان مبارزات انتخاباتی جان کری در سال ۲۰۰۴ به منصه‌ی ظهور گذاشت. وی علاوه بر اینکه معتقد است آمریکا درحال گذار از یک دگردیسی و تبدیل شدن به جامعه‌ای طبقاتی است ، سرسختانه از سیاست‌های بوش در جنگ با عراق انتقاد می‌کند.این گزارش می افزاید اکنون شرایط به گونه‌ی رقم خورده که اگرهیلاری کلینتون به حمایت از جناح راست حزب دموکرات بپرازد یا اصلا چنین حمایتی ناخودآگاه دیده شود چپ‌گراها با شورشی ناگهانی به استقبال وی خواهند شتافت. اما به هر جهت بسیاری از دموکرات‌های میانه‌رو بیم آن دارند که وی در چارچوب ذهنیشان به عنوان سیاستمداری صرفا لیبرال به تدریج محو شود. عده‌ای از دموکرات‌ها مارک وارنر سیاستمدار و فرماندار سابق ایالت ویرجینیا را کاندیدای ایده‌آل خود می‌بینند، محبوبیت وارنر تنها بدان جهت نیست که یکی از موفق ترین فرمانداران ایالاتی آمریکا محسوب می‌شود بلکه توانسته در یک ایالت تحت کنترل جمهوری‌خواهان کارنامه‌ی درخشانی را از خود به جای گذارد. موفقیت وی از آنجا نشات گرفت که در جلب حمایت ساکنان شهرها جنوبی این ایالت توفیق یافت به طوری که ویرجینیایی‌ها برای انتخاب فرماندار بعدی ایالت خود بازهم به یک دموکرات رای دادند. دموکرات‌ها که اغلب اوقات شانس کمی برای پیروزی دارند (تنها یکی از کاندیداهای حزب دموکرات طی ۱۰۰ سال گذشته با رای مستقیم سنا به ریاست جمهوری رسیده است) یکی از راه‌های موفقیت خود را در رسوخ به دژ مستحکم ایالت‌های جنوبی و استفاده از پایگاه‌ ویرجینیا جستجو می‌کنند.»
اکونومیست ادامه می دهد: «آنچه از آن به عنوان اختلافات نهان میان بوش و کلینتون یاد می‌شود بیشتر جنبه‌ی شخصی دارد، البته ناگفته نماند که خانم کلینتون برخی از امتیازات خاندان بوش را داراست به طور مثال از لحاظ شهرت اسمی تنها یک درصد آمریکایی‌ها مدعی شده‌اند که تا کنون نام هیلاری کلینتون به گوششان نخورده است.
همچنین ۶۲ درصد مردم آمریکا با شنیدن نام بیل کلینتون عملکرد رضایت‌بخش وی در دوره‌ی تصدی‌اش را به خاطر می‌آورند اما بزرگترین وجه اختلاف خانواده‌ی بوش و کلینتون در این حقیقت نهفته است که هیچ کس تصور نمی‌کرد جورج هربرت واکر بوش، پدر جورج بوش به همراه همسرش باربارا از صحنه‌ی سیاست تا حد زیادی کنار روند، اما هیچ کس انتظار ندارد که بیل کلینتون پس از پیروزی همسرش خانه‌نشین شود.
اکنون این سوال در ذهن نقش می‌بندد که آیا بیل سعی خواهد کرد تا مسئولیت بخش‌هایی از دولت را عهده‌دار شود و در نتیجه در خصوص قانون اساسی مباحثی جنجال برانگیز را مطرح کند؟
به هر حال دست کم گرفتن هیلاری کلینتون امری کاملا نابخردانه است چرا که وی خروارها پول وجذابیت و قدرتی چون ستاره‌های سینما را دارد. او می‌تواند روی حمایت زنان دموکرات کشورش حساب ویژه‌ای باز کند ،ضمنا سیستم سیاسی کارآمدی را پشتوانه ی خود می بیند که در جریان انتخابات کنگره‌ی سال جاری به خوبی آبدیده خواهد شد.
به رغم همه‌ی نقاط قوت و امتیازاتی که به تشریح بیان شد ذکر این نکته ضروریست که هیلاری کلینتون سناتور دموکرات سنا، کاندیدای مسلم حزبش برای انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۸ محسوب نمی‌شود فعلا باید تیزبینانه به فینگولد وادواردز چشم دوخت و از همه مهم‌تر به آقای وارنر.»


وبگردی
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری - دگرديسي‌هاي فراواني در ايران صورت گرفته‌است؛ اصولگرايان اصلاح‌طلب شده‌اند، تحول‌طلبان محافظه‌كار شده‌اند، مسئولان پاسخ ناكارآمدي‌هاي خود را از مردم مي‌خواهند و در تازه‌ترين نوع اين استحاله‌ها فردي كه بسياري مدعي هستند او برآمده از مهندسي انتخابات است با ارسال نامه به رهبرمعظم انقلاب درخواست برگزاري انتخاباتي آزاد، زودهنگام و به دور از مهندسي كرده‌است! محموداحمدي‌نژاد همان پديده خانمان براندازي كه براي…
سیف و بازی تکراری غیر مجازها !
سیف و بازی تکراری غیر مجازها ! - حرفهای تکرای بانک مرکزی در مورد صرافی ها و موسسات مالی غیر مجاز با یک جستجوی ساده در اینترنت.
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    نحوه رفتار با شوهران خودشیفته
    یک فرد خودشیفته همواره عزت نفس شریک زندگی خویش را ویران می کند مگر این که شما شخصیت بسیار مستحکمی داشته باشید