جمعه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Friday, 27 April, 2018

مرزهای اروپا


مرزهای اروپا
آن هایی که در این قاره رشد کرده اند، در مدارس درباره اروپا آموخته اند و طبیعتاً مرزهای آن را هم فرا گرفته اند. این مرزها همیشه در شمال، جنوب و غرب مشخص و معین بوده اما در شرق همواره با ابهام همراه بوده است. ما همواره مشغول این بحث بوده ایم که آیا اروپا فقط به اورال ختم می شود یا شامل ولادیووستوک هم می شود. البته سرحدات جنوبِ غرب اروپا با بد اقبالی روبه رو شده چون ترکیه را به دو بخش تقسیم کرده است، اما این فقط موضوع جغرافیاست و نمی شود درباره آن کاری کرد.
پرده آهنین، اروپا را به دو بخش تقسیم کرده بود، اما ما در لهستان حتی فکر این را هم نمی کردیم که دیگر در اروپا نیستیم. وقتی جامعه اروپا شروع به گسترش کرد، بسیاری آن را با اروپا اشتباه گرفتند. این جملات و عبارات زیاد شنیده می شد که «سیاست مشترک کشاورزی اروپا» یا رهبران سیاسی می گفتند، «اروپا در حال کامل کردن بازار داخلی خودش است».
پیش از انتخابات لهستان در سال ۱۹۸۹ و بالا رفتن پرده آهنین در مجارستان، اروپای غربی ها مرز میان خود و شرق اروپا را به وضوح می دیدند که با سیم خاردار و مین مشخص و علامت گذاری شده بود. طبیعی بود که بسیاری از اروپای غربی ها این مرز را دائمی تصور می کردند و هر چیزی ورای این مرز اصلاً موجب نگرانی یا خوشحالی یا جلب توجه و اعتنای آن ها نمی شد. خوشبختانه وقایع ۱۹۸۹ همه این تصاویر را تغییر داد.«قاره قدیم» دوباره به وحدت رسید و یکپارچه شد و بعضی کشورهای پشت «پرده آهنین» هم به اتحادیه اروپا پیوستند.
اکنون دیگر هیچ کس نباید به خطا، اتحادیه اروپا را با قاره اروپا اشتباه بگیرد. به همین دلیل من این پرسش را مطرح کرده و به آن جواب می دهم که «چه نوع اروپایی»ی جواب من این است که اروپا باید قاره ای آزاد همراه با صلح، یکپارچه و دمکراتیک باشد که در آن ارزش های مشترک اروپایی ترویج یافته و محترم شمرده شود.
در پاسخ به این پرسش که «چه نوع اتحادیه اروپایی»ی هم جواب من همین است.
تفاوت اصلی و مهم میان اروپا و اتحادیه اروپا این است که اولی با فرهنگ، تاریخ و جغرافیا تعریف می شود و دومی با معاهده ها، پیمان ها، سیاست ها و قوانین. هیچ انسان منطقی نمی تواند بگوید لهستان بخشی از اروپا نیست، اما بسیاری حتی آن ها که منطقی و در رتبه عالی هستند، از اینکه لهستان می تواند عضو اتحادیه اروپا شود اشکال می گیرند و آن را زیر سئوال می برند.
پیش بردن مرزهای اروپا به سمت شرق و گسترش آن از رود «اودر» به رود «باگ» نمی تواند جغرافیا یا تاریخ را عوض کند اما به شدت لهستان را تغییر داد و فکر می کنم و امیدوارم که اتحادیه اروپا را هم تغییر داده باشد.
هر مرحله از گسترش و توسعه اتحادیه اروپا هم کشور وارد شده را تغییر می دهد و هم خود اتحادیه اروپا را. در اولین مرحله از این گسترش، دانمارک، ایرلند و انگلیس سیاست مشترک تجاری سیاسی را پذیرفتند و روابط تجاری خود را با کشورهای سوم تغییر دادند. این تغییر مانند همیشه یک جانبه و یک جهته به نظر می رسد. کشورها و اعضای جدید باید قوانین و سیاست های اتحادیه را بپذیرند و اتحادیه بدون تغییر باقی می ماند.
اما آیا واقعاً اینطور استی هیچ نهادی نمی تواند با پذیرش عضویت کشوری مانند انگلیس، تغییر نکرده باقی بماند. خود انگلیسی ها معمولاً در برابر هر تغییری مقاومت نشان می دهند اما ورود آن ها به نهادی مانند اتحادیه اروپا می تواند تغییراتی شگرف در آن ایجاد کند. گسترش اتحادیه اروپا به ایجاد سیاست منطقه ای اتحادیه اروپا منجر شد که حوزه کاری من در کمیسیون اروپاست. این گسترش و افزایش اعضا همچنین شیوه کاری که پیش از این میان شش عضو اولیه وجود داشت را تغییر داد.
در مرحله های بعدی گسترش اتحادیه اروپا هم شاهد مقاومت این اتحادیه در برابر تغییر بودیم که البته این مقاومت با ناکامی روبه رو شد. با ورود هر عضو جدید شرایط و روابط حاکم بر این اتحادیه تغییر کرد.
بنابر این نباید تعجب کنیم اگر مراحل اخیر افزایش اعضا و مراحل بعدی ماهیت و کارکرد این اتحادیه را تغییر دهد. اعضای جدید در شکل گرفتن پاسخ این سئوال که «چه نوع اروپایی»، نقش زیادی خواهند داشت.
با تأکید و توضیح سه حوزه مشمول تغییرات در اتحادیه اروپا این موضوع بیشتر روشن می شود: ژئوپلتیک، روابط خارجی و اقتصاد.
اعضای جدید اتحادیه اروپا از اروپای شرقی و مرکزی از نظر تاریخی، فرهنگی و زبانی با اروپای شرقی و بخش هایی از غرب بالکان رابطه نزدیک دارند. همانطور که اسپانیا و پرتغال به اتحادیه اروپا برای برقراری رابطه نزدیک تر با آمریکای لاتین فشار می آورند، اعضای جدید این اتحادیه هم برای تحکیم روابط با همسایگان خود در شرق و جنوب اروپا، این اتحادیه را تحت فشار می گذارند. این برای کل اتحادیه سودمند و طبیعی است و همچنین روابط اتحادیه با روسیه را هم تحت تأثیر قرار می دهد؛ روسیه ای که برای اعضای جدید نه تنها یک همسایه است بلکه یک شریک به شمار می آید. اعضای قدیمی باید این را بپذیرند و در ذهن حفظ کنند و هنگام تعامل با روسیه، این موضوع را در نظر داشته باشند.
در زمینه سیاست خارجی، اعضای جدید نشان داده اند که بیشتر از ۱۵ عضو قبلی اتحادیه اروپا طرفدار آمریکا هستند. این موضع گیری از تاریخ جنگ سرد و از موضوعی فراتر از روابط قومی با برخی اقوام ساکن در آمریکا نشأت می گیرد. گاهی این موضوع، بزرگ نمایی هم می شود و بعضی اعضای قدیم با حرارت بیش از حد در این باره سخن می گویند. در این شکی نیست که اعضای جدید کورکورانه از سیاست آمریکا حمایت نمی کنند. اما نمی توان انکار کرد که اعضای جدید هیچ جایگزینی برای سیاست امنیتی و خارجی اروپا آمریکا تصور نمی کنند.
در حوزه اقتصادی به نظر نمی رسد باور اعضای قدیمی درست باشد که این کشورها مطلقاً لیبرال هستند. نگاهی به قوانین کار و نقش دولت در اقتصاد این کشورها این موضوع را نشان می دهد. آنچه منطقه شرق اروپا را از اروپای غربی جدا و متمایز می کند ظرفیت آن برای تغییر و سازگاری در برابر نیاز به رشد اقتصادی سریع و پرشتاب است. این ظرفیت و توانایی هم ناشی از تجربه دوران گذار است.
رشد پرشتاب اقتصادی نیازمند انعطاف زیاد در اقتصاد و وجود یک نظام تجاری باز در کنار سیاست های مسئولانه اقتصاد کلان است. علی رغم همه مشکلاتی که گذار اقتصادی و ورود به اتحادیه اروپا برای شهروندان اروپای شرقی ایجاد کرده، همه اعضای جدید به خوبی توانسته اند اصلاحات را مدیریت کنند. آمار اخیر نشان می دهد که اسلونی اکنون از نظر سرانه تولید ناخالص داخلی هم تراز یونان و جلوتر از پرتغال است و جمهوری چک هم از پرتغال پیش افتاده است.نرخ رشد اقتصادی اعضای جدید و شرقی اروپا نزدیک به دو برابر ۱۵ کشور قبلی است. اما سرانه تولید ناخالص داخلی اعضای جدید فقط اندکی بیشتر از نصف متوسط ۲۵ کشور اتحادیه است که این رقم از متوسط ۱۵ کشور اروپایی پایین تر است.
نیاز رسیدن به اروپای غربی از نظر سطح درآمدی، اعضای جدید شرقی را مجبور خواهد کرد تا به اجرای سیاست های لیبرال خود ادامه دهند و در برابر سیاست های محافظه کارانه اتحادیه مقاومت کنند. اگر چنین نشود رشد اقتصاد این کشورها با کندی صورت می گیرد.
درون اتحادیه اروپا، این به آن معنی است که به طور کلی اعضای جدید برای کامل کردن بازار داخلی فشار می آورند. به این ترتیب مراحل اخیر توسعه اتحادیه اروپا تأثیرات مثبت اقتصادی در این اتحادیه خواهد داشت و سیاستمداران این اتحادیه مجبور خواهند شد که به مشکلات همین حال رسیدگی کنند نه چند سال بعد. در دنیای امروز رقابت روز به روز فشرده تر و نزدیک تر می شود. راه حل این موضوع هم محافظه کاری بیشتر نیست؛ اگرچه کشورهای ثروتمند غربی و اعضای قدیمی اتحادیه ممکن است بتوانند برای مدتی کوتاه این سیاست های محافظه کارانه را تحمل کنند. راه حل میزان بالای بیکاری در بعضی اقتصادهای اصلی اتحادیه اروپا در اصلاحات اقتصادی به ویژه در بخش بازار کار، آموزش بهتر و سرمایه گذاری بیشتر در بخش تحقیقات و توسعه است. اجرای تدابیر حمایتی و محافظه کارانه دیگر راه حل کار نیست.
توسعه اتحادیه اروپا و گسترش آن به شرق مجموعه روابط جدیدی را در منطقه شرق اروپا موجب شده است. از جمله این روابط جدید می توان به روابط لهستان و اوکراین، استونی و لتونی و روسیه و لیتوانی و بلاروس اشاره کرد.
تاریخ نشان داده است که تغییرات در مرزهای سیاسی، تأثیراتی بر فرهنگ دارد. مرزهای سیاسی معمولاً گروه های همگن قومی را تشکیل داده و تعریف می کنند. تغییر نقشه سیاسی اروپا هم پیامدهای فرهنگی به دنبال داشته است. شاید مهمترین پیامد گسترش اتحادیه اروپا به شرق، تغییر در شیوه اجرای سیاست ها در اعضای جدید است.
نباید فراموش کرد که شرق اروپا قرن ها محور کشمکش برای اعمال نفوذ میان اروپا و روسیه بوده است. ناتوانی اتحادیه اروپا برای ایجاد یک سیاست مشترک و مؤثر خارجی و امنیتی این حقیقت را نشان می دهد که هماهنگی میان منافع اقتصادی گوناگون و مختلف حتی درون چارچوب واحد مرزی، کار دشواری است. اضافه شدن لهستان و کشورهای حوزه بالتیک که روسیه را تهدید می دانند، این هماهنگی را دشوارتر هم می کند. موضع این کشورها در قبال روسیه با موضع ۱۵ کشور دیگر بسیار متفاوت است. اما ورود اعضای جدید از شرق اروپا به این اتحادیه پیامد دیگری هم دارد و آن سیاست های مهاجرتی اروپای غربی درباره اروپای شرقی است. سیاست اتحادیه اروپا همواره بر محدود کردن مهاجرت از اروپای شرقی بوده نه مدیریت آن. از آنجا که این سیاست ها بیشتر توسط اعضای پیمان شینگن تعیین می شود، کشورهای شرقی نمی توانند در این مورد چندان اظهار نظرکنند. لهستان و کشورهای حوزه بالتیک اگرچه به عضویت اتحادیه اروپا درآمده اند اما هنوز عضویت شینگن را به دست نیاورده اند. مهاجرت همواره ابزار قابل اعتنای سنجشی است که مشخص می کند کدام گروه اجتماعی در شرایط مساعدتری به سر می برند و مقصد مهاجران هستند. فروپاشی شوروی بدون شک یک شوک عظیم اجتماعی بود که پیامدهای گسترده ای در همه حوزه ها داشت. اما اکنون با گذشت ۱۵ سال سیل مهاجرت هنوز از شرق ادامه دارد، اگرچه ماهیت آن تغییر کرده است. در اوایل دهه ۱۹۹۰ مهاجرت با هدف آموزش صورت می گرفت. اما از سال ۱۹۹۶ مهاجرت قومی با انگیزه یافتن کار صورت می گیرد.
روابط میان اعضای اتحادیه اروپا و کشورهای غیر عضو این اتحادیه در شرق اروپا از دیگر مواردی است که در سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. بعضی کشورهای هم مرز که یکی عضو اتحادیه است و دیگری نیست منافع متضادی پیدا کرده اند.
موضوع دیگر تغییر ماهیت روابط میان کشورهای حوزه بالتیک و روسیه از یک سو و غرب با روسیه از سوی دیگر است. در ۱۵ سال گذشته سازمان های بین المللی غربی مانند سازمان توسعه و همکاری اقتصادی اروپا و اتحادیه اروپا میان حوزه بالتیک و روسیه میانجیگری کرده اند. این میانجیگری به صورت پیشنهاد ارائه تضمین حمایتی در مقابل حملات احتمالی در مقابل تعهد این کشورها به پایبندی به استانداردهای بین المللی حقوق بشر صورت گرفته است. اکنون که کشورهای حوزه بالتیک اعضای اتحادیه اروپا شده اند مقاومت روس ها بیشتر شده، تا حدی که ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه گاهی درباره این کشورها با همان لحن دوران شوروی سابق سخن می گوید. گسترش اتحادیه اروپا به شرق، هم این اتحادیه و هم اعضای جدید را دست خوش تغییراتی کرده است. با توجه به در پیش بودن مراحل بعدی گسترش اتحادیه اروپا، باید در انتظار تغییرات چشمگیر در این قاره بود.
منابع:
«مقاله دانوتا هونبر عضو کمیسیون سیاست منطقه اروپا
Woodrow wilso iteratioal ceter.
ترجمه: نیلوفر قدیری


منبع : روزنامه همشهری

مطالب مرتبط

تلاش آمریکا برای کنترل خاورمیانه و هارتلند

تلاش آمریکا برای کنترل خاورمیانه و هارتلند
هدف این دیپلماسی آن بود كه در صورت احیای سوسیالیسم یا گسترش احساسات ملی گرایی افراطی در روسیه، مانع بازگشت اتحاد شوروی یا یك كشور بزرگ اسلامی شود. این دیپلماسی با كمك برخی از جمهوری های سابق اتحاد شوروی به اجرا درآمد. بر این اساس، كمربند امنیتی موردنظر آمریكا دربرگیرنده حلقه هایی بود كه به یكدیگر می پیوستند. برای مثال سه كشور حوزه بالتیك (لیتوانی، استونی و لتونی) یك حلقه را تشكیل می دادند. علاوه بر این، سازمان «گوام» شامل اوكراین، گرجستان، جمهوری آذربایجان و مولداوی تأسیس شد. ضمن آن كه اقداماتی نیز در آسیای مركزی انجام گرفت تا پنج كشور قزاقستان، ازبكستان، قرقیزستان، تركمنستان و تاجیكستان در قالب سازمان همكاری های اقتصادی آسیای مركزی، توانایی جدایی از روسیه را بیابند. این در حالی بود كه طرح مشاركت برای صلح ناتو به رغم عضویت روسیه در آن، به هدف ایجاد چتر حمایتی پیمان ناتو بر این دسته از كشورها از سوی آمریكا ارائه شد. با این همه، اجزای این حلقه ها به دلیل وابستگی های سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی از اتخاذ مواضع صریح در قبال مسكو خودداری می كردند. این موضوع شاید در زمان ریاست جمهوری «بوریس یلتسین» كه روسیه در زمان حكومت وی، روندی رو به ضعف را می پیمود، برای آمریكا اهمیت كلیدی نداشت اما به مرور و از زمانی كه «یوگنی پریماكف» در سمت نخست وزیر این روند پایان یافت و با ریاست جمهوری «ولادیمیر پوتین» در سال ۲۰۰۰، اوضاع در روسیه دگرگون شد. این در شرایطی بود كه احساسات ملی گرایانه در روسیه موجب آن شد كه پوتین، مواضعی را در عرصه سیاست خارجی اتخاذ كند كه مورد رضایت واشنگتن نبود. اقتدار روسیه به همراه تضعیف كشورهایی همچون اوكراین، گرجستان و... به خودی خود، بخشی از كمربند امنیتی را بی اثر می ساخت. در همین حال، آمریكا همزمان با تلاش برای اعمال كنترل بر خاورمیانه- پس از حمله به عراق- درصدد برآمد تا منطقه «هارتلند»- قلب زمین- را برای خود حفظ كند و مانع قدرت نمایی مسكو در این منطقه ژئوپلیتیك، ژئواستراتژیك و ژئواكونومیك شود. این موضوع نیاز به دگرگونی های جدی در رأس هرم قدرت در كشورهایی داشت كه متحد واشنتگن در محدوده كمربند امنیتی به شمار می رفتند. در حقیقت، رهبران نسل اول و یا دوم در این كشورها از جمله افرادی بودند كه به نسل پرورش یافته در اتحاد شوروی سابق تعلق داشتند و لذا تنها از این رو برای واشنگتن مفید و كارساز بودند كه مرحله گذار از نظام سابق را به نظام جدیدی كه بتواند با معیارهای سیاسی- اقتصادی غرب سازگاری داشته باشد، طی كنند. حال، با شرایط نوین و سیاست «دموكراسی سازی» كردن حكومت ها كه با اشغال عراق در خاورمیانه تحت عنوان «طرح خاورمیانه بزرگ» آغاز شد، آمریكا درصدد برآمده است تا با كمك به روی كار آمدن آنچه كه دولت های دموكراتیك می خواهند اوضاع كشورهای واقع در كمربند امنیتی را بهبود ببخشند.در این حال، شدت احساسات ضدروسی و نیز ثبات نسبی در اوضاع سیاسی و اقتصادی كشورها در حوزه بالتیك، واشنگتن را از انجام تغییرات در حلقه غربی كمربند امنیتی بی نیاز می ساخت. اما در مورد حلقه جنوب غربی- جنوبی این كمربند، اوضاع مساعد نبود. اقتصاد بی ثبات و حكومت های ناكارآمد كه در چارچوب دموكراسی تعریف شده آمریكایی نمی گنجیدند، ایجاد دگرگونی هایی را طلب می كرد.از همین رو، همزمان با موج دموكراسی سازی در خاورمیانه، شاهد دموكراسی سازی در كشورهای این حلقه هستیم. به این ترتیب، می توان گفت كه آمریكا در یك زمان برای تسلط كامل بر خاورمیانه و هارتلند به طور جدی وارد عمل شده است. موضعی كه در صورت تحقق، حتی می تواند توازن جهانی را به سود واشنگتن تغییر دهد.در هر صورت، با توجه به دگرگونی هایی كه در این حلقه و در آینده نزدیك، در حلقه آسیای مركزی شاهد آن خواهیم بود، می توان چنین برداشت كرد كه روسیه نیز خواه ناخواه تحت تأثیر موج دموكراسی سازی قرار خواهد گرفت. در همین ارتباط، سخنان «میخائیل ساكاشویلی» رئیس جمهوری گرجستان قابل اعتنا است. وی در مصاحبه با روزنامه ایتالیایی «لارپوبلیكا» با اشاره به آنچه كه شكل گیری یك انقلاب سیاسی در اروپا نامید، گفت: روسیه هنوز نفهمیده است كه مردم جمهوری های سابق اتحاد شوروی خواهان دموكراسی و آزادی هستند و در این راستا، پافشاری می كنند. وی هشدار داد: چنانچه ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه فكر كند می تواند با زور مانع این روند شود، به زودی مخالفانش حتی در مسكو به حركت در خواهند آمد. همچنین «گیلا بیژو آشویلی» دبیر شورای امنیت ملی گرجستان گفت: پس از وقوع انقلاب مخملی در گرجستان و انقلاب نارنجی در اوكراین، اهداف اتحادیه گوام تغییر كرده است و این سازمان باید نقش ویژه ای را در توسعه دموكراسی در تمام قلمروی حاكمیت اتحاد شوروی ایفا كند. چنین سخنان و هشدارهایی كه تا پیش از این، حتی از ذهن گویندگان آن خطور نمی كرد، نشان از آن دارد كه باید در موردشان دقت و غور كافی به عمل آورد. ضمن آن كه باید عقبه این دیدگاه ها را جست و جو كرد. البته ساكاشویلی در مصاحبه خود چند بار به آمریكا و اروپا اشاره كرده است و همین موضوع را برای تحلیل امور تا اندازه ای آسان می سازد.اما در این میان، سیاست روسیه چه می تواند باشد؟ در پاسخ باید گفت كه طی چند سال اخیر، سیاست روسیه در قبال همسایگان خود سیاستی دفاعی و گاه، انفعالی بوده است. در این مدت، روس ها كوشیده اند تا با بهره گیری از ابزارهای اقتصادی و... در جهت حفظ نفوذ خود در این حلقه ها گام بردارند. در عین حال، نگرانی كشورهایی چون ازبكستان، قرقیزستان، قزاقستان و... از سیاست های آمریكا، باعث شده است كه آنها سرعت دوری خود از روسیه را كاهش دهند و بكوشند در مناسباتشان با این دو كشور نوعی تعادل را در پیش گیرند. با این همه، ناپایداری اوضاع در این كشورها- حتی ازبكستان را كه «اسلام كریم اف» با مشت آهنین حكومت می كند- نمی تواند برای كوتاه مدت، منافع مسكو را تأمین كند. از همین رو، باید در انتظار ادامه سیاست ارتباط و همكاری با كشورهای واقع در این سوی كمربند امنیتی بود. همچنین روسیه خواهد كوشید مناسباتش را با كشورهای قدرتمند اتحادیه اروپا مانند فرانسه و آلمان و نیز همین اتحادیه گسترش دهد، موضوعی كه آنها نیز از آن استقبال می كنند.

وبگردی
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید !
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید ! - به فرض محال که اطلاعات مردم مورد سوءاستفاده کشورهای دیگر قرار بگیرد، برای‌شان پیامد امنیتی مستقیمی ندارد. بسیاری از کاربران ایرانی در تلگرام به دریافتن و فرستادن اخبار و طیفی از جوک‌ها (از سیاسی گرفته تا خانوادگی) می‌پردازند. این مسائل هم برای کشورهای دیگر اهمیتی ندارد (البته اگر از تحلیل محتوا و کاربردهای بعدی‌شان بگذریم) و نمی‌تواند پیامد مستقیمی برای کاربر ایرانی داشته باشد. اما همین اطلاعات چنانچه…
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم !
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم ! - روغن های نباتی را خوب بشناسید. سخنان یک تولید کننده سابق روغن نباتی.
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند - رییس سازمان ملی استاندارد ایران مجددا با خودروسازان در ارتباط با رعایت استانداردهای ۸۵‌گانه خودرویی از ابتدای دی‌ماه سال جاری اتمام حجت کرد.
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ...
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ... - مرتضوی هیچ گاه قاضی و حقوق دان نبود و نباید کار قضایی انجام می‌داد. اما این ضعف ماست که چنین فردی در جایگاه بالایی قرار می‌گیرد. شگفتی من از قاضی مرتضوی و رفتار او نیست که چرا خودش را برای اجرای حکم خود به زندان معرفی نکرد. من رفتار او با زهرا کاظمی را دیده بودم.
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!