جمعه ۲۹ دی ۱۳۹۶ / Friday, 19 January, 2018

در کمال خونسردی


در کمال خونسردی
«فیلیپ سیمور هافمن» كه جایزه اسكار برترین بازیگر مرد امسال را برد و به خاطر حضور درخشانش در فیلم «كاپوتی» به این توفیق بزرگ رسید، سال ها است كه نقش های تخصصی و سخت را در هالیوود تجربه می كند و با این حال تا قبل از موفقیت امسالش از بسیاری از نظرها و دیده ها دور مانده و تبدیل به یكی از رازها و گنج های پنهان مانده آن شده بود.او كه در «كاپوتی» نقش «ترومن كاپوتی» نویسنده معروف آمریكایی را بازی كرده است، ۳۹ سال سن دارد، حالا یكی از برترین بازیگران نسل خود محسوب می شود و همگان كلاس و كارایی او را قبول دارند. با این حال فقط درخشش در «كاپوتی» و فتح اسكار او را صاحب شهرتی كرد كه او سزاوار آن بوده است و چنان شهرتی بسیار دیر ولی سرانجام به سراغ او آمده است.اگر نخواهیم فقط امروز را مبنا بگذاریم، باید یادآوری كنیم كه او به مدت ۱۵ سال در فیلم هایی كه مختص دیگران بود، صحنه ها و عرصه و میدان را از رقبایش و صاحبان اصلی آن فیلم ها ربوده بود. او در آن فیلم ها كه در بین شان «شب های بوگی»، «آقای ریپلی بااستعداد» و «خوشحالی» هم قابل ذكر هستند، معمولاً نقش های دوم و سوم و مهم تر این كه رل آدم های دردسرساز و آماده درگیری اما عاقل و خاص را بازی می كرد و به گونه ای توی چشم می خورد كه انگار همیشه سرنخ قضایا در دست او است و هر چیزی را باید با او مرتبط دانست.
‌●تجلیلی دیرهنگام
بر این اساس هافمن همیشه یك بازیگر سبك و مكتب «كاراكتر- اكتور» خوانده و توصیف شده است و خیلی ها فكر می كردند ارج و تجلیل فعلی از او چیزی است كه باید بسیار پیش از این شامل حالش می شد و این حق مسلم او بوده است. او آنقدر شجاعت داشته كه مخصوصاً رل های خطرناك را بر عهده گیرد و از این فیلم تا آن فیلم و از عرصه ای به عرصه دیگر دائماً در حال پرواز و در پی كاراكترهای جذاب و نو و غیرمتعارف باشد و در نهایت بیننده كارهایش را با چنین تنوع و انعطافی در كارش شگفت زده كند، منتها وی تا قبل از «كاپوتی» هرگز به شهرت و اعتباری كه باید به آن نایل می شد، دست نیافته بود و حالا در سایه آن فیلم صاحبش شده است.هافمن كه استاد فرورفتن در قالب های دشوار و پیچیده است و نگاه آرام او صدها راز دربردارد، می گوید: «مخصوصاً سعی كرده ام نقش های متنوع و بسیار پرشماری را بازی كنم تا هرگز در یك نقطه متوقف نمانم و اگر هم كسی می خواهد به سراغم بیاید و رل و نقشی متفاوت و خاص را برایم در نظر دارد، از اهدا و واگذاری آن به من ابایی نداشته باشد.»هافمن می افزاید: «كاراكترهایی مثل كاپوتی بیش از آنكه باور داشته باشید، غیرقابل لمس اند. آنها فارغ و رها از تجربه و قالب های مورد نظر شما زندگی می كنند و مثل غریبه ای می مانند كه هرگز برایتان قابل كشف نیستند. در نتیجه هر موقع كه به سمت آنها می روید بیش از پیش احساس ریسك و غریبگی می كنید و از متن زندگی عادی و جاری دور می مانید.»
●مسائل روحی و روانی
«كاپوتی» كه ساخته بنت میلر است بیشتر روی شش سالی تمركز دارد كه طی آن ترومن كاپوتی داستان مشهور خود «در كمال خونسردی» را نوشت. با بازی هافمن ما نه فقط نوع برخورد خاص كاپوتی را با مسائل مختلف و صدای تیز و تندش می بینیم و می شنویم بلكه موارد روحی و درونی و روانی ای را هم كه باعث شد او دائماً به سمت مسائل خطیر كشیده شود، حس می كنیم و تمام اینها از هنرهای ویژه او برمی خیزد.خیلی ها می گویند او با همان اندیشه ها و احساسات بدیع و خطیر نه فقط افراد دور و بر خود را ویران كرد بلكه در نهایت خودش را نیز به عرصه تضعیف و پسروی كشاند و در نهایت در هیئت یك هنرمند نابود كرد.در فیلم بنت، كاپوتی را در حالی می بینیم كه در حال صحبت و مذاكره با بسیاری از هواداران كارهای خود است و گاهی بی خیال است اما در مواردی دیگر قصد تخلیه اطلاعات مخاطبان خود را دارد و انگار مثل یك خوره به جان آنها افتاده و هر فكر و تصوری را از وجود آنها بیرون كشیده و جذب خود می كند.او برای ترسیم هرچه صحیح تر و دقیق و بهتر كاراكترهای مورد نظرش و به ویژه كسانی كه در دو كتاب او كارشان به محاكمه و اعدام كشیده می شود، مخصوصاً و با برنامه قبلی با دو زندانی محكوم به اعدام ساعاتی متمادی را سپری كرد و با ایده ها و دیدگاه های آنان آشنا شد و بر پایه وجود كاراكترها و حرف هایشان قصه های فوق العاده خود را روی كاغذ برد و به بیشترین حد تاثیر گذاری خود رساند. اما چنان فشار فكری و روحی ای را بر خود وارد ساخت كه پس از آن هرگز نتوانست قصه دیگری را بنویسد و بهتر بگوییم هیچ وقت قادر نشد كتاب ها و رمان های بعدی ای را كه نوشت، به پایان برساند و آن كارها اغلب ناتمام ماند و ثمر نهایی را نداد.
●خیره سر و درون گرا
فیلیپ سیمور هافمن با مهارت تعجب برانگیزی این اتفاقات و كارهای فوق از سوی ترومن كاپوتی را به تصویر كشیده و در قالب های وی فرورفته و همان كاراكتر را به طور كامل و اخص بازسازی كرده است. رفتار، نوع حرف زدن و حركات دست هایش مانند همان نویسنده است و چنان حساب شده نشان می دهد كه لس آنجلس تایمز آورده است: «همه می دانند كه كاپوتی در بعضی روزها چقدر خیره سر و درون گرا و در عین حال پرخاشگر بود و اگر قرار بود بازیگر دیگری به جز هافمن این نقش را بازی می كرد، شاید نمی توانست همچون او در این قالب های گریزان جای گیرد و در آن چارچوب چنان خوب بازی كند كه با آن یكی شود. باید اعتراف كرد كه حضور و بازی هافمن در این رل به طرز خطرناكی صداقت بار است.»با این حال این تمامی قصه نیست و باید متذكر شد كه او برای فرورفتن هرچه بهتر در نقش مطروحه ۱۸ كیلو از وزن بدنش كم كرد و ماه ها سرش را در نوشته ها و كتاب های كاپوتی فرو كرد و به مطالعه آنها پرداخت و فیلم های موجود و نوارهای صوتی باقی مانده از كاپوتی را دید و شنید و سنجید و بررسی كرد و نهایت كوشش خود را مبذول داشت تا مثل او شود و هركس كه ترومن كاپوتی را می شناسد اعتراف می كند كه وی تقریباً به هدف زده است. خود او می گوید: «بدترین كار این است كه بخواهید كلمه به كلمه و حركت به حركت ادای یك نفر را دربیاورید، چون در آن صورت فقط یك كپی بی روح از روی آن فرد خواهید بود. تلاش كرده ام كه انرژی و روح و روند كار او را ترسیم كنم. می خواستم چیزی باشم كه در قالب های حقیقی وجود كاپوتی بگنجد و همانند آن باشد و نه یك چیز مصنوعی و تقلید صرف. فقط از این طریق می توانید وجود حقیقی یك نفر را به تصویر بكشید و تصویر صحیحی را از او ارائه بدهید.»
●یك خانواده بی سرانجام
فیلیپ سیمور هافمن در جولای ۱۹۶۷ در ایالت نیویورك به دنیا آمد.او سومین فرزند از چهار فرزند خانواده ای بود كه شاید انجام و پایان خوشی نداشت زیرا وقتی او فقط ۹ سال سن داشت، پدر و مادرش طلاق گرفتند. پدر او یك مدیر اجرایی در شركت زیراكس بود و مادرش زنی كه به رغم خانه داری در امور مربوط به حقوق زنان فعال بود و در این زمینه به كار و تلاش فراوانی می پرداخت.خود او به ورزش و فعالیت های آن علاقه ای بسیار داشت و در این عرصه ماندگاری زیادی را نشان می داد. او در زمانی كه به مدرسه می رفت، به كارهای نمایشی و تئاتری نیز مشغول شد و شدت و وسعت این كار زمانی فزونی گرفت كه طی مسابقات «فوتبال آمریكایی» مصدوم و مجبور به كنار گذاشتن فعالیت های ورزشی خود شد.
● یك نام اضافی
در سال ۱۹۸۹ یك مدرك هنرهای دراماتیك را از دانشگاه ایالت نیویورك گرفت ولی برای مدتی به دردسر افتاد و به مشروبات الكلی معتاد شد. در این مقطع از زندگی اش بود كه هافمن نام سیمور را كه اسم پدربزرگش بود در بین دو نام كوچك و فامیلی اش قرار داد و اسم فیلیپ سیمور هافمن از این طریق به وجود آمد و در غیر این صورت او فیلیپ هافمن بوده و چنین نامی داشته است.
●در حال تغییر
فیلم عمده ای كه هافمن در آن رویت شد كاری بود به نام «لبوفسكی كبیر» و محصول ۱۹۹۹ كه در آن برادران كوئن (ایتن و جوئل) از وی چهره یك دلال و مرد دائماً در حال تغییر را ارائه دادند و او چه خوب در این نقش و طرح و قالب نشست.در «آقای ریپلی بااستعداد» هافمن گوی سبقت را از بازیگران اصلی كه مت دیمون، جودلا و گوینیت پالترو بودند ربود و این كار را با ایفای هنرمندانه نقش یك جنبی اما مهم به نام «فردی مایلز» انجام داد.یك كار جالب دیگر او طی آن ایام بازی در «تقریباً مشهور» فیلم بسیار جالب و تماشایی سال ۲۰۰۰ كامرون كرو درباره یك گروه معروف موسیقی دهه ۱۹۷۰ بود كه هافمن در آن نقش یك گزارشگر وقایع موسیقی به نام لستر بنگز را بازی می كرد. او پیش از این در فیلم «خوشحالی» (۱۹۹۸) نیز نقش یك مرد تك رو را با هنرمندی ایفا كرده بود.باز اگر بخواهیم سایر نقش های بارز اما پنهان مانده سیمور هافمن را معرفی كنیم باید از «مگنولیا» كار درخشان سال ۱۹۹۹ پل تامس اندرسون، در «بدون اشتباه» كه او روبه روی رابرت دونیرو ظاهر شد و رل یك آدم دوشخصیتی و خلافكار را بازی می كرد و «كوهستان سرد» فیلم «نیمه وسترن» و «چندین و چند اسكاری» سال ۲۰۰۳ آنتونی مینگلا یاد كرد و «منگ عشق» فیلم خاص دیگری بود كه هافمن در این پروسه زمانی در آن ظاهر شد.
● آخرین و بهترین توصیف
و سرانجام بهترین و كامل ترین تصویر از زندگی و وجود فیلیپ سیمور هافمن را نشریه «اینترتین منت ویكلی» ارائه داده است: «هافمن به رغم تمام چهره آرامش گرای خود به طرز غریبی به سمت پروژه های ناآرام كشش دارد و به سوی ناشناخته ها پر می كشد و نتیجه و محصول آن خلق شماری از عجیب ترین و پررمز ترین كاراكترهای سینمایی ۱۰ سال اخیر است.ما با او به سوی غیرقابل لمس ترین وجوه كاراكترهای بشری سفر كرده و معمولاً دست خالی برنگشته ایم. فقط كافی است به چشم ها و خطوط چهره او دقیق شوید كه حالا، همین حالا مشغول تغییر یافتن مجدد و ورود به یك وادی تازه است. او مربوط به هیچ جا و همه جا است.»
ترجمه: وصال روحانی


منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

جکی‌چان مردی با طعم تلخ فقر


جکی‌چان مردی با طعم تلخ فقر
راستش را بخواهید وقتی منتظری سرپرست فدراسیون کونگ‌فو در این نشست مطبوعاتی خود بمب خبری‌اش را با اعلام ورود جکی‌چان به ایران ترکاند! ما هم مثل خیلی‌های دیگر از شنیدن صدای این بمب خیلی هیجان‌زده شدیم و برای ورود این ستاره هالیوود به تهران لحظه‌شماری کردیم، اما وقتی بعدها متوجه شدیم این خبر فقط جنبه تبلیغاتی داشت و پای جکی‌چان هرگز به فرودگاه مهرآباد باز نمی‌شود، با خود گفتیم حال که طی یک ماه و اندی سر کار بودیم، پس چه بهتر که شخصیت اجتماعی، سینمائی جکی را از زاویه دیگری مورد کنکاش قرار دهیم. تا دوستدارانش بهتر متوجه شوند که جکی‌چان اصولاً اهل سر کار گذاشتن نیست و اگر قولی بدهد حتماً سر قولش خواهد بود!
ترجمه مطلبی که در پی می‌آید کاری از روزنامه ایران است که مطمئناً خواندنش برای دوستداران عالم سینمای رزمی خالی از لطف نخواهد بود.
اگر خشونت سیلوستر استالونه را با حرکات کمدی چارلی‌چاپلین مخلوط کنید و کمی هم از طنز باستر کیتون به آن اضافه کنید و سپس مقداری از رقص پای زیبای جین کلی را هم به آن بیفزائید، حاصل می‌شود: ترکیبی به نام جکی‌چان؛ نابغه سینمای آسیا که هنوز می‌تواند مثل فیلم‌های اولش بامزه و خنده‌دار باشد و آدم را ۹۰ دقیقه پای تلویزیون البته بهتر است گفته شود روی صندلی سینما میخکوب کند. البته خیلی هم نمی‌توان میخکوب شد، چون جکی‌چان آن‌قدر ورجه وورجه می‌کند و کارهای با مزه را پشت سر هم ردیف می‌کند که نمی‌توانید ساکت و صامت بنشینید و او را تماشا کنید و گاه می‌بینید که دارید از ته دل می‌خندید و مثل خود او وول می‌خورید!
جکی‌چان این پسر شیطان و کوچولوی سینمای هنگ‌کنگ حالا دیگر ۵۰ سالگی را هم پشت سر گذاشته، اما از آنجائی‌که یکی از آن آدم‌هائی است که کودک درونش را هنوز پاک و دست‌نخورده حفظ کرده است، می‌تواند به راحتی با پاک‌ترین و بی‌آلایش‌ترین لایه‌های وجودی ما آدم‌ها ارتباط برقرار کند. خودش می‌گوید: ”افتخار می‌کنم که پدرها و مادرها به بچه‌هایشان می‌گویند ببین جکی چقدر زبله، از او یاد بگیر! و تازه خودشان بچه‌ها را تشویق می‌کنند تا فیلم‌های مرا تماشا کنند.“ واقعاً هم همین‌طور است و فیلم‌های جکی‌چان با وجود داستان‌های ساده که خیلی بامزه تعریف می‌شوند و آدم خوبه‌ها و آدم بده‌هائی که برای اثبات یک موضوع مبارزه می‌کنند چیز دیگری ندارد. اما همان صمیمیت و پاکی کودکانه با کلی زد و خوردهای خنده‌دار و کمدی‌های مفرح آن‌قدر به دل می‌نشیند که نمی‌توان از فیلم دل کند.
جکی خودش همیشه آدم خوبه است که می‌خواهد آدم بده را به سزای کارهای بدش برساند. با این‌وجود او از خشونت هالیوودی استفاده نمی‌کند. چون اصلاً آن را دوست ندارد. به‌همین دلیل هم همه آن بزن و بکش‌ها را با رقص پاهای زیبا ترکیب می‌کند، چهره مسخره‌ای به‌خودش می‌گیرد، دور خودش می‌چرخد و به هوا می‌پرد و یک ضربه توی سر آدم بده فرود می‌آورد، اما این ضربه‌ها هیچ‌وقت کشنده نیستند، ما هیچ‌وقت خون نمی‌بینیم و او هیچ‌وقت با نهایت شرارت و غضب به آدم‌هائی که مزاحمش می‌شوند نگاه نمی‌کند. این رمز موفقیت اوست که با قهرمان‌های گیج و ملنگی که نقششان را بازی می‌کند می‌تواند آدم بدها را به زندان بیندازد، شاهزاده خانم چین را پیدا کند و نجات دهد و دور دنیا را درست سر ۸۰ روز بچرخد. برای همین هم خانواده‌ها از دیدن فیلم‌های او لذت می‌برند.
بزن‌بزن‌های جکی‌چان با خشونت هالیوودی کاملاً متفاوت است. او می‌گوید: ”ما فقط اکشن و کمدی داریم، در حالی‌که آنها کمدی اکشن دارند. واقعاً هم نمی‌توان بین اکشن فیلم‌های جکی‌چان با کمدی فیلم‌های او فاصله گذاشت و هر دو این بخش‌ها کاملاً با هم آمیخته شده‌اند.“
● فقیرزاده هنگ‌کنگی
جکی‌چان فرزند یک خانواده فقیر است؛ خانواده‌ای فقیر از کشور هنگ‌کنگ که آن‌قدر ناتوان بودند که همان روز اول و در روز تولد پسرشان می‌خواستند او را به پزشک بیمارستان ببخشند. اما جکی شانس آورد و از آنجا که آن پزشک فردی انسان‌دوست بود سعی کرد تا کاری برای پدر و مادر او دست و پا کند. به این ترتیب زن و مرد جوان و بی‌پول در سفارت فرانسه به‌عنوان خدمتکار مشغول به‌کار شدند و جمع کوچولوی خانوادگی آنها برقرار ماند.
همین کار امکان مهاجرت آنها به استرالیا را فراهم آورد و آنها در سفارت آمریکا به‌کار پرداختند. حالا دیگر زندگی‌شان تغییر کرده بود و پدر و مادر او خدا را شکر می‌کردند که پسرکشان را از دست نداده‌اند. جکی از همان کوچکی به کارهای نمایشی علاقه داشت و به‌همین دلیل ۱۰ سال در مدرسه نمایش چین تحصیل کرد و با نمایش بدون کلام و ورزش‌های سنتی آشنا شد، حرکات آکروباتیک نیز بخش مهمی از آموزش‌های این مدرسه را تشکیل می‌داد. او با توجه به توانائی‌های بدنی و حرکات رزمی توانست به‌عنوان بدل‌کار در فیلم‌ها مشغول به‌کار شود و شانس وقتی به او رو آورد که کمپانی گلدن هاروست با شناخت توانائی‌های او، نخستین نقش واقعی‌اش را در فیلم ”اژدها وارد می‌شود“ به او واگذار کرد. جکی‌چان در این فیلم در کنار بروس‌لی قهرمان اسطوره‌ای کونگ‌فو بازی کرد و توانائی‌های خودش را نشان داد.
● گران‌ترین بازیگر
فقط یک‌دهه کافی بود تا جکی به پرفروش‌ترین و گران‌ترین بازیگر آسیا بدل شود و از این طریق هالیوود را نیز تحت‌تأثیر بگیرد. به‌همین دلیل هم زمانی گفته بود من ”ای‌تی“ آسیا هستم. در حالی‌که حتی همان زمان هم از مرزهای آسیا فراتر رفته بود و فیلم‌هایش در صدر پرفروش‌ترین‌های آمریکا هم جای گرفته بود. وقتی جکی‌چان اوج پیروزی را ”ای‌تی“ می‌داند پس باید بپذیریم که موفقیت اسپیلبرگ و آثارش و در صدر آنها ای‌تی به‌عنوان پرفروش‌ترین فیلم سینما تا پیش از تایتانیک برای او چقدر مهم بود. به‌همین دلیل هم وقتی اسپیلبرگ در مقام تهیه‌کننده فیلم ”لباس رسمی“ از او برای کار دعوت کرد دل توی دل جکی نبود. برای او خیلی مهم بود که این کارگردان موفق و استثنائی حالا می‌خواست با حضور او فیلم بسازد و خیلی دلش می‌خواست که ببیند اسپیلبرگ با او چگونه رفتار می‌کند. اما این روز هیجان‌انگیز با یک درخواست عجیب و غیرمنتظره از سوی اسپیلبرگ به یک روز فراموش‌نشدنی از زندگی جکی‌چان بدل شد؛ اسپیلبرگ همان اول جلسه از او خواست تا یک امضاء برای پسرش که عاشق جکی‌چان است، بدهد.
● عملیات خطرناک
جکی‌چان البته این موفقیت را به سادگی به‌دست نیاورد. او برای واقعی بودن کارهایش دست به خطرناک‌ترین عملیات زد و به تبعیت از هرولد لوید که از دیوار راست بالا می‌رفت خودش اجراء همه نقش‌های خطرناک را هم برعهده گرفت و بارها با خطر مرگ مواجه شد. مثلاً یک‌بار که داشت از برجی بالا می‌رفت سقوط کرد اما به‌صورتی معجزه‌آسا جان سالم به‌در برد، یک‌بار دیگر هم چیزی نمانده بود که زیر آوار یک ساختمان گرفتار شود. روزی که برج‌های دوقلوی نیویورک توسط هواپیماهای مهاجم فرو ریخت جکی‌چان قرار بود برای فیلم جدیدش از سطح خارجی برج بالا برود و فقط یک سرماخوردگی کوچولو باعث شده بود تا او فیلمبرداری را به روز بعد موکول کند... خلاصه کار او همیشه با خطر درآمیخته بوده و ما به‌عنوان تماشاچی فقط با بخش خوشایند و مفرح این شغل روبه‌رو بوده‌ایم.
جکی‌چان برای ساختن فیلم‌هایش همیشه گروهی را به همراه دارد که خودش آنها را آموزش داده و توانائی‌های لازم آکروباتیک را در آنها تقویت کرده است. با وجود همه این توانائی‌ها جکی‌چان وقتی کارش را گسترش داد و وارد هالیوود شد یک مشکل بزرگ داشت و آن زبان انگلیسی بود. اوائل که به زبان مسلط نبود. بعد هم که توانست صحبت کند چنان لهجه عجیب و غریبی داشت که گرچه گاه می‌شد از آن در خدمت پیشبرد داستان فیلم استفاده کرد، اما بعضی وقت‌ها هم خیلی بازدارنده می‌شد. اینجا بود که او یک‌بار دیگر اراده خستگی‌ناپذیرش را به‌کار گرفت و با تمرین‌های بسیار، سرانجام این مشکل را از میان برداشت. حالا سال‌هاست که او هم برای آسیا و هم برای آمریکا فیلم می‌سازد. خودش می‌گوید یکی اینجا یکی اونجا. و با این‌همه می‌داند که هر یک از این فیلم‌ها یک بازار وسیع فروش در سراسر دنیا را در اختیار دارد.
او می‌گوید فقط شیوه کار متفاوت است. او که حالا دیگر هم کارگردانی، هم نویسندگی و هم تهیه کارهایش را برعهده دارد می‌گوید: ”وقتی در هنگ‌کنگ فیلم می‌سازم خیلی راحت با اعضاء گروه روی زمین می‌نشینیم، حرف می‌زنیم، نظراتمان را را بالا و پائین می‌کنیم تا خلاصه به یک نتیجه واحد برسیم. اما در آمریکا شیوه کار یک‌جور دیگر است؛ آنها خیلی بیشتر برای تولید هزینه می‌کنند و برای پائین آوردن ریسک، محدودیت‌های بیشتری اعمال می‌کنند. او می‌گوید در آمریکا روی صندلی مخصوص خودم می‌نشینم و تا آخر کار ممکن است با بسیاری از دست‌اندرکاران پروژه حتی آشنا هم نشوم.“
● موفق و پولدار
جکی‌چان امروز هم موفق است و هم پولدار. با این‌وجود هیچ‌گاه روزهای سخت کودکی را از یاد نبرده است و بنیاد خیریه او یکی از فعال‌ترین بنیادهای کمک به نیازمندان است. علاوه بر این او آموزشگاهی دارد که به کودکان بی‌بضاعت و علاقمند به هنر آموزشی می‌دهد تا با گشودن درهای جدید، زندگی فردای آنها را دگرگون کند. جکی‌چان می‌گوید: ”بچه‌ها مهم‌ترین چیز زندگی ما هستند. به‌همین دلیل هم تابستان امسال وقتی در یک برنامه شبانه او در شرایطی روی سن رفت که خیلی تعادل نداشت، فردای آن روز از همه خانواده‌ها و بچه‌ها عذرخواهی کرد و گفت دیگر هرگز چنین اتفاقی نخواهد افتاد. او در فیلم‌هایش هرگز از شوخی‌های کثیف و کلمات خشن استفاده نمی‌کند و صحنه‌های مستهجن در فیلم‌های او جائی ندارد. جکی‌چان برای خانواده‌ها فیلم می‌سازد، به آنها احترام می‌گذارد و به‌همین دلیل هم محبوب آنهاست.

وبگردی
کشتی قرآن مطلا و واقعیت جامعه
کشتی قرآن مطلا و واقعیت جامعه - خبر «قرآن مطلا» در روزهای اخیر احساسات بسیاری را جریحه­ دار کرده است. اگربه جامعه و واقعیت ­های آن سری بزنیم چه می توانیم بگوییم؟ گیریم که قران مطلا کار درستی است. آیا با توجه به وجود فقط 100 خانوادۀ زیر فقر در جامعه، باز هم باید برخلاف سیره رسول خدا و امیرمومنان(علیهما السلام) آنان را نادیده گرفت و به کاری ازین دست پرداخت؟ در آن صورت، آیا قرآن مطلا با سیره و سنت رسول...
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس - 38 شرکت که جزء بزرگترین کارتل های اقتصادی کشور هستند، متعلق به آستان قدس است. بنابراین آستان قدس کنونی، آستان قدسی نیست که حضرت امام در نامه خود از آن سخن گفته‌اند.
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم - اولین قسمت از برنامه هاردتاک کاکتوس را با صحبت های جذاب نیوشا ضیغمی در مورد خانواده و همسرش ، ماجرای صحبت های جنجالی یک هواپیما ، 8 سال احمدی نژاد و ...
    پربازدیدها