سه شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷ / Tuesday, 17 July, 2018

در کمال خونسردی


در کمال خونسردی
«فیلیپ سیمور هافمن» كه جایزه اسكار برترین بازیگر مرد امسال را برد و به خاطر حضور درخشانش در فیلم «كاپوتی» به این توفیق بزرگ رسید، سال ها است كه نقش های تخصصی و سخت را در هالیوود تجربه می كند و با این حال تا قبل از موفقیت امسالش از بسیاری از نظرها و دیده ها دور مانده و تبدیل به یكی از رازها و گنج های پنهان مانده آن شده بود.او كه در «كاپوتی» نقش «ترومن كاپوتی» نویسنده معروف آمریكایی را بازی كرده است، ۳۹ سال سن دارد، حالا یكی از برترین بازیگران نسل خود محسوب می شود و همگان كلاس و كارایی او را قبول دارند. با این حال فقط درخشش در «كاپوتی» و فتح اسكار او را صاحب شهرتی كرد كه او سزاوار آن بوده است و چنان شهرتی بسیار دیر ولی سرانجام به سراغ او آمده است.اگر نخواهیم فقط امروز را مبنا بگذاریم، باید یادآوری كنیم كه او به مدت ۱۵ سال در فیلم هایی كه مختص دیگران بود، صحنه ها و عرصه و میدان را از رقبایش و صاحبان اصلی آن فیلم ها ربوده بود. او در آن فیلم ها كه در بین شان «شب های بوگی»، «آقای ریپلی بااستعداد» و «خوشحالی» هم قابل ذكر هستند، معمولاً نقش های دوم و سوم و مهم تر این كه رل آدم های دردسرساز و آماده درگیری اما عاقل و خاص را بازی می كرد و به گونه ای توی چشم می خورد كه انگار همیشه سرنخ قضایا در دست او است و هر چیزی را باید با او مرتبط دانست.
‌●تجلیلی دیرهنگام
بر این اساس هافمن همیشه یك بازیگر سبك و مكتب «كاراكتر- اكتور» خوانده و توصیف شده است و خیلی ها فكر می كردند ارج و تجلیل فعلی از او چیزی است كه باید بسیار پیش از این شامل حالش می شد و این حق مسلم او بوده است. او آنقدر شجاعت داشته كه مخصوصاً رل های خطرناك را بر عهده گیرد و از این فیلم تا آن فیلم و از عرصه ای به عرصه دیگر دائماً در حال پرواز و در پی كاراكترهای جذاب و نو و غیرمتعارف باشد و در نهایت بیننده كارهایش را با چنین تنوع و انعطافی در كارش شگفت زده كند، منتها وی تا قبل از «كاپوتی» هرگز به شهرت و اعتباری كه باید به آن نایل می شد، دست نیافته بود و حالا در سایه آن فیلم صاحبش شده است.هافمن كه استاد فرورفتن در قالب های دشوار و پیچیده است و نگاه آرام او صدها راز دربردارد، می گوید: «مخصوصاً سعی كرده ام نقش های متنوع و بسیار پرشماری را بازی كنم تا هرگز در یك نقطه متوقف نمانم و اگر هم كسی می خواهد به سراغم بیاید و رل و نقشی متفاوت و خاص را برایم در نظر دارد، از اهدا و واگذاری آن به من ابایی نداشته باشد.»هافمن می افزاید: «كاراكترهایی مثل كاپوتی بیش از آنكه باور داشته باشید، غیرقابل لمس اند. آنها فارغ و رها از تجربه و قالب های مورد نظر شما زندگی می كنند و مثل غریبه ای می مانند كه هرگز برایتان قابل كشف نیستند. در نتیجه هر موقع كه به سمت آنها می روید بیش از پیش احساس ریسك و غریبگی می كنید و از متن زندگی عادی و جاری دور می مانید.»
●مسائل روحی و روانی
«كاپوتی» كه ساخته بنت میلر است بیشتر روی شش سالی تمركز دارد كه طی آن ترومن كاپوتی داستان مشهور خود «در كمال خونسردی» را نوشت. با بازی هافمن ما نه فقط نوع برخورد خاص كاپوتی را با مسائل مختلف و صدای تیز و تندش می بینیم و می شنویم بلكه موارد روحی و درونی و روانی ای را هم كه باعث شد او دائماً به سمت مسائل خطیر كشیده شود، حس می كنیم و تمام اینها از هنرهای ویژه او برمی خیزد.خیلی ها می گویند او با همان اندیشه ها و احساسات بدیع و خطیر نه فقط افراد دور و بر خود را ویران كرد بلكه در نهایت خودش را نیز به عرصه تضعیف و پسروی كشاند و در نهایت در هیئت یك هنرمند نابود كرد.در فیلم بنت، كاپوتی را در حالی می بینیم كه در حال صحبت و مذاكره با بسیاری از هواداران كارهای خود است و گاهی بی خیال است اما در مواردی دیگر قصد تخلیه اطلاعات مخاطبان خود را دارد و انگار مثل یك خوره به جان آنها افتاده و هر فكر و تصوری را از وجود آنها بیرون كشیده و جذب خود می كند.او برای ترسیم هرچه صحیح تر و دقیق و بهتر كاراكترهای مورد نظرش و به ویژه كسانی كه در دو كتاب او كارشان به محاكمه و اعدام كشیده می شود، مخصوصاً و با برنامه قبلی با دو زندانی محكوم به اعدام ساعاتی متمادی را سپری كرد و با ایده ها و دیدگاه های آنان آشنا شد و بر پایه وجود كاراكترها و حرف هایشان قصه های فوق العاده خود را روی كاغذ برد و به بیشترین حد تاثیر گذاری خود رساند. اما چنان فشار فكری و روحی ای را بر خود وارد ساخت كه پس از آن هرگز نتوانست قصه دیگری را بنویسد و بهتر بگوییم هیچ وقت قادر نشد كتاب ها و رمان های بعدی ای را كه نوشت، به پایان برساند و آن كارها اغلب ناتمام ماند و ثمر نهایی را نداد.
●خیره سر و درون گرا
فیلیپ سیمور هافمن با مهارت تعجب برانگیزی این اتفاقات و كارهای فوق از سوی ترومن كاپوتی را به تصویر كشیده و در قالب های وی فرورفته و همان كاراكتر را به طور كامل و اخص بازسازی كرده است. رفتار، نوع حرف زدن و حركات دست هایش مانند همان نویسنده است و چنان حساب شده نشان می دهد كه لس آنجلس تایمز آورده است: «همه می دانند كه كاپوتی در بعضی روزها چقدر خیره سر و درون گرا و در عین حال پرخاشگر بود و اگر قرار بود بازیگر دیگری به جز هافمن این نقش را بازی می كرد، شاید نمی توانست همچون او در این قالب های گریزان جای گیرد و در آن چارچوب چنان خوب بازی كند كه با آن یكی شود. باید اعتراف كرد كه حضور و بازی هافمن در این رل به طرز خطرناكی صداقت بار است.»با این حال این تمامی قصه نیست و باید متذكر شد كه او برای فرورفتن هرچه بهتر در نقش مطروحه ۱۸ كیلو از وزن بدنش كم كرد و ماه ها سرش را در نوشته ها و كتاب های كاپوتی فرو كرد و به مطالعه آنها پرداخت و فیلم های موجود و نوارهای صوتی باقی مانده از كاپوتی را دید و شنید و سنجید و بررسی كرد و نهایت كوشش خود را مبذول داشت تا مثل او شود و هركس كه ترومن كاپوتی را می شناسد اعتراف می كند كه وی تقریباً به هدف زده است. خود او می گوید: «بدترین كار این است كه بخواهید كلمه به كلمه و حركت به حركت ادای یك نفر را دربیاورید، چون در آن صورت فقط یك كپی بی روح از روی آن فرد خواهید بود. تلاش كرده ام كه انرژی و روح و روند كار او را ترسیم كنم. می خواستم چیزی باشم كه در قالب های حقیقی وجود كاپوتی بگنجد و همانند آن باشد و نه یك چیز مصنوعی و تقلید صرف. فقط از این طریق می توانید وجود حقیقی یك نفر را به تصویر بكشید و تصویر صحیحی را از او ارائه بدهید.»
●یك خانواده بی سرانجام
فیلیپ سیمور هافمن در جولای ۱۹۶۷ در ایالت نیویورك به دنیا آمد.او سومین فرزند از چهار فرزند خانواده ای بود كه شاید انجام و پایان خوشی نداشت زیرا وقتی او فقط ۹ سال سن داشت، پدر و مادرش طلاق گرفتند. پدر او یك مدیر اجرایی در شركت زیراكس بود و مادرش زنی كه به رغم خانه داری در امور مربوط به حقوق زنان فعال بود و در این زمینه به كار و تلاش فراوانی می پرداخت.خود او به ورزش و فعالیت های آن علاقه ای بسیار داشت و در این عرصه ماندگاری زیادی را نشان می داد. او در زمانی كه به مدرسه می رفت، به كارهای نمایشی و تئاتری نیز مشغول شد و شدت و وسعت این كار زمانی فزونی گرفت كه طی مسابقات «فوتبال آمریكایی» مصدوم و مجبور به كنار گذاشتن فعالیت های ورزشی خود شد.
● یك نام اضافی
در سال ۱۹۸۹ یك مدرك هنرهای دراماتیك را از دانشگاه ایالت نیویورك گرفت ولی برای مدتی به دردسر افتاد و به مشروبات الكلی معتاد شد. در این مقطع از زندگی اش بود كه هافمن نام سیمور را كه اسم پدربزرگش بود در بین دو نام كوچك و فامیلی اش قرار داد و اسم فیلیپ سیمور هافمن از این طریق به وجود آمد و در غیر این صورت او فیلیپ هافمن بوده و چنین نامی داشته است.
●در حال تغییر
فیلم عمده ای كه هافمن در آن رویت شد كاری بود به نام «لبوفسكی كبیر» و محصول ۱۹۹۹ كه در آن برادران كوئن (ایتن و جوئل) از وی چهره یك دلال و مرد دائماً در حال تغییر را ارائه دادند و او چه خوب در این نقش و طرح و قالب نشست.در «آقای ریپلی بااستعداد» هافمن گوی سبقت را از بازیگران اصلی كه مت دیمون، جودلا و گوینیت پالترو بودند ربود و این كار را با ایفای هنرمندانه نقش یك جنبی اما مهم به نام «فردی مایلز» انجام داد.یك كار جالب دیگر او طی آن ایام بازی در «تقریباً مشهور» فیلم بسیار جالب و تماشایی سال ۲۰۰۰ كامرون كرو درباره یك گروه معروف موسیقی دهه ۱۹۷۰ بود كه هافمن در آن نقش یك گزارشگر وقایع موسیقی به نام لستر بنگز را بازی می كرد. او پیش از این در فیلم «خوشحالی» (۱۹۹۸) نیز نقش یك مرد تك رو را با هنرمندی ایفا كرده بود.باز اگر بخواهیم سایر نقش های بارز اما پنهان مانده سیمور هافمن را معرفی كنیم باید از «مگنولیا» كار درخشان سال ۱۹۹۹ پل تامس اندرسون، در «بدون اشتباه» كه او روبه روی رابرت دونیرو ظاهر شد و رل یك آدم دوشخصیتی و خلافكار را بازی می كرد و «كوهستان سرد» فیلم «نیمه وسترن» و «چندین و چند اسكاری» سال ۲۰۰۳ آنتونی مینگلا یاد كرد و «منگ عشق» فیلم خاص دیگری بود كه هافمن در این پروسه زمانی در آن ظاهر شد.
● آخرین و بهترین توصیف
و سرانجام بهترین و كامل ترین تصویر از زندگی و وجود فیلیپ سیمور هافمن را نشریه «اینترتین منت ویكلی» ارائه داده است: «هافمن به رغم تمام چهره آرامش گرای خود به طرز غریبی به سمت پروژه های ناآرام كشش دارد و به سوی ناشناخته ها پر می كشد و نتیجه و محصول آن خلق شماری از عجیب ترین و پررمز ترین كاراكترهای سینمایی ۱۰ سال اخیر است.ما با او به سوی غیرقابل لمس ترین وجوه كاراكترهای بشری سفر كرده و معمولاً دست خالی برنگشته ایم. فقط كافی است به چشم ها و خطوط چهره او دقیق شوید كه حالا، همین حالا مشغول تغییر یافتن مجدد و ورود به یك وادی تازه است. او مربوط به هیچ جا و همه جا است.»
ترجمه: وصال روحانی


منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

تصویر یک بازیگر کامل

تصویر یک بازیگر کامل
فتح جایزه اسكار برترین بازیگر زن سال، دنیایی تازه را بر روی هلن میرن گشوده و این كه او ۶۲ سال سن دارد و به طبع نمی توان دنیا و آینده او را چندان «طولانی و بعید» توصیف كرد، بر جالب بودن موضوع و ابعاد این واقعه خاص افزوده است.
به واقع همه و همه از ماه ها قبل از اهدای هفتاد و نهمین دوره جوایز سینمایی اسكار، می دانستند كه میرن به خاطر ایفای چشمگیر نقش ملكه الیزابت در فیلم «ملكه» كار استیفن فری یرز بریتانیایی این جایزه را تصاحب خواهد كرد و او از قابل پیش بینی ترین و قطعی ترین فاتحان اسكار، طی قریب به ۸۰ سال توزیع معتبرترین جوایز سینمایی دنیا محسوب می شد.
«ملكه» با نگاه نقاد فری یرز، از بحرانی می گوید كه پس از مرگ مشكوك پرنسس دایانا در اواخر تابستان سال ۱۹۹۷ در دربار انگلیس به وجود آمد. الیزابت گمان می كرد مردم به خاطر برخی روابط ناپسند دایانا در سال های آخر زندگی اش، از مرگ وی كه طی یك تصادف اتومبیل شك برانگیز در موناكو روی داد ناراحت نشوند، اما دیدن اندوه وسیع مردم او را شوكه كرد و از این كه متوجه شد آنها وی و كل دربار را عامل مرگ دایانا و طراح توطئه مربوطه می دانند، به شگفت درآمد و در خفا فرو رفت. «ملكه» بویژه بر روی یك هفته بعد از آن واقعه متمركز است و افسردگی ملكه را كه از آن واقعه بیمناك شده است و ریاكاری های تونی بلر نخست وزیر آن زمان (و این زمان) بریتانیا را به تصویر می كشد.
این از بهترین بازی های عمر میرن بوده و مهمترین مشخصه آن، یكی شدن كامل وی با نقش است، به طوری كه به سختی می توانید او را از الیزابت تفكیك كنید و دو آدم متفاوت و میرن را بازیگر ایفا كننده نقش او بدانید. به همین خاطر بوده كه میرن به مطبوعات اروپا و آمریكا گفته است: «بفرمایید، این هم ملكه. من، همانی هستم كه شما می خواستید اعتراض تان را به گوشش برسانید.»
واقعیت آن است كه كمتر نهاد سینمایی توانست از اهدای جایزه برترین بازیگر زن سال به میرن به خاطر نقش آفرینی فوق خودداری كند. او قبل از دریافت اسكار، جایزه گولدن گلاب (كره طلایی) برترین بازیگر زن دراماتیك سال و همچنین جایزه نخست اتحادیه بازیگران سینمای آمریكا (SAG) را هم به خود اختصاص داده بود و از حدود ۲۰ انجمن و نهاد عمده دیگر اهداكننده جوایز برترین های سال، حداقل نیمی از آنها هم جایزه خود را به وی اعطا كرده بودند. بنابراین اسكار ۲۰۰۷ فقط كامل كننده روند فتوحات امسال میرن و مهم ترین و آخرین گام در این راه بوده است.
از قضا میرن در سال ،۲۰۰۶ نقش ملكه الیزابت اول را هم كه در اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم در بریتانیا حكومت می كرد، در یك مینی سریال تلویزیونی به نام «الیزابت اول» ایفا كرد و به خاطر آن برنده جایزه «امی» (اسكار تلویزیون) هم شد و این هم از دست قضا و قدر و روزگار بود كه وی در طول یك سال نقش دو ملكه همنام ولی متعلق به دو عصر بسیار متفاوت را بازی كند و در هر دو چنان باشد كه فقط بالاترین جوایز برای ارج گذاری بر نمایش وی به كار آید. شاید هم میرن را باید فقط ادامه دهنده سنتی نامید كه در مورد پیروزی بازیگران زن پرسابقه بریتانیایی در جوایز اسكار طی سال ها و دهه های اخیر بوجود آمده است.
بجز وی می توان از جودی دیچ در سال ۱۹۹۸ (برای «شكسپیر عاشق») و برندا فریكر در سال ۱۹۸۹ («پای چپ من») در این ارتباط نام برد و یا اگر قرار باشد در یك جمع بندی، همه بازیگران مرد و زن بریتانیایی كاندیدا شده (و پیروز شده یا نشده) در مراسم اسكار ۲۰ ، ۲۵ سال اخیر را نام برد، می توان اسامی ایان مك كلن، بیل تیگی، تام ویلكین سون و ریچارد هریس را مطرح كرد و افزود كه هالیوود هرچند اغلب آنها را بسیار دیر كشف كرده اما درنهایت مجبور به تجلیل از آنها و اهدای اسكار به آنان شده است و جان میلز و مگی اسمیت نمونه های روشن دیگری در این مورد هستند.
با این حال هلن میرن كسی است كه حتی مخالفان كم شمار وی نیز معتقد و معترف اند كه اسكار كم ترین حق وی پس از فزون تر از ۴ دهه ایفای عالی نقش های محوله به او در صحنه سینما و تئاتر بوده است.
یكی از نخستین نقش های مهم او و یكی از نخستین دفعاتی كه میرن به چشم خورد، در سال ۱۹۶۹ بود كه روبروی جیمز میسون در فیلم «عصر تسلیم» بازی كرد. او در حدود ۴۰ سال بعدی در هر حیطه و مدیومی كه تصور كنید، بازی كرده و در اغلب اوقات درخشیده است. به عنوان مثال او در تلویزیون در سریال «مظنون اصلی» حضور یافته كه در آن نقش یك كارآگاه مصمم به نام جین تنیسون را ایفا كرده است.
بازی او در فیلم های سینمایی نیز زوایا و افراد و موضوعات متفاوت و متنوع را دربر گرفته است. به عنوان مثال او هم در كارهای پرهزینه هالیوودی مانند «۲۰۱۰» و «ساحل ماسكیتو» حضور یافته و هم در فیلم های نیمه مستقل و بسیار كم هزینه تر و متكی بر افكار اختصاصی سازندگانش همانند «دیوانگی پادشاه جورج» و «گاسفورد پارك» كه در هر دو مورد آخر میرن كاندیدای اسكار نقش دوم زن شود، اما آن جایزه را نبرده بود.
«ملكه» همان طور كه پیش از این نیز گفتیم به طور كامل متمركز بر ۷ روز پس از مرگ پرنسس دایانا است. مرگ دایانا در تصادف اتومبیل چنان مشكوك و «ساخته و پایه گذاری شده در دربار فاسد انگلیس» نشان می دهد كه مردم این كشور در اجتماعات مختلف خود نارضایتی و خشم خود را بابت این مسأله بروز می دهند و به وضوح نیز این را می گویند.
درحالی كه خیلی ها انتظار دارند الیزابت و سایر اعضای ارشد دربار در مراسم به خاكسپاری دایانا شركت كنند و حتی پیشرو این مراسم باشند، آنها نمی پذیرند و در یك هفته نخست پس از مرگ دایانا خود را در یكی از كاخ های سلطنتی شان واقع در بالمورال اسكاتلند پنهان می كنند و آنجا به محبوبیت دایانا، حتی پس از مرگش غبطه می خورند و مهم تر این كه قادر به تجزیه و تحلیل این فرآیند هم نیستند و در این باره از خود عجز نشان می دهند.
نقطه مركزی فیلم و مهم ترین موضوع مورد اشاره فری یرز در مقام كارگردان، نشان دادن ارتباط كاری الیزابت و تونی بلر و به تصویر كشیدن تكیه كامل الیزابت بر روی نخست وزیری است كه تازه به این سمت برگزیده شده و بسیار مایل است خود را از نسل جوان بریتانیا و یكی از آنها جلوه بدهد و احساس محبوبیت كند، اما با دو دوزه بازی كردن هم ادعای اجابت خواسته های سیاسی ملكه را دارد و هم خودش را به مردم كه با دایانا همسو و موافق بوده اند، نزدیك نشان می دهد.
بلر (با بازی خوب مایكل شین) آنقدر زرنگ و ریاكار است كه برای جلب نظر مردم، خلاف میل باطنی اش دایانا را «پرنسس مردم» می خواند ولی در همان ساعات و دقایق در حال مشاوره دادن به الیزابت برای رهایی یافتن دربار از اتهام مشاركت در مرگ دایانا است.
چند حسن عمده را می توان در فیلم «ملكه» سراغ كرد. یكی دیالوگ هایی قوی است كه همگی نفرت دربار از دایانا حتی پس از مرگ وی را نشان می دهد، دیگری تحقیقات گسترده پیتر مورگان نویسنده سناریو، راجع به اتفاقات مطروحه شامل جهت منابع آگاه در دربار و مقام های دولتی برای تشریح هرچه صحیح تر رویدادهای پس از مرگ دایانا است و عامل سوم (و شاید اول) بازی های قوی هنرپیشه های فیلم و در صدر آنها میرن است كه با فرورفتن در جلد الیزابت و با آرایشی كه شبیه خود ملكه است، مردم را به اعجاب وامی دارد.
هلن میرن در طول فصل اهدای جوایز مختلف سینمایی سال یعنی از آبان تا اسفند ۸۵ هرگونه شوخی را كه تصور كنید، در ارتباط با مسأله بازی كردن نقش ملكه مطرح و بیان كرد و به دفعات گفت: امكان ندارد با لباس ها و كفش های احمقانه ملكه به جایی برود و درنتیجه بیم دارد كه پس از سروصدای زیاد فیلم فری یرز او را با ظاهر و آرایشی دیگر نشناسند و جوایزش را ندهند و یا به اشتباه به خود ملكه بدهند!
اما واقعیت این است كه حتی در ۶۲ سالگی، ذره ای هم از هوش و تسلط او بر موضوعات و مسائل حرفه اش و یا اشراف وی بر ویژگی های نقش های محوله به او كاسته نشده و اوست كه می گوید هر نقشی باید چگونه باشد. حرف آخر را درباره او فری یرز كه در پیشینه اش ساخت كارهای پر سروصدای دیگری مثل «بازی گریه» و «مایكل كالینز» هم دیده می شود، بر زبان می راند: «میرن آنچنان در كارش دقیق و كمال گرا است كه پس از چند هفته همكاری با وی، فهمیدم بیهوده خودم را آدمی كم نقص در سینما می دانستم. وی همه مهارت ها و همه چیزهایی است كه من و امثال من نیز باید باشیم، اما هرگز به آن نمی رسیم.»

وبگردی
در حالی که همه دنیا فکر میکردند این آغوش جنسی است مطهری گفت مادرانه بود. ولی اشکال داشت !
در حالی که همه دنیا فکر میکردند این آغوش جنسی است مطهری گفت مادرانه بود. ولی اشکال داشت ! - وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به نمایش در آغوش کشیدن تیم ملی کروواسی توسط رئیس‌جمهور کشورشان،گفت: ایشان با یک حس مادرانه این کار را انجام داد و این آغوش، جنسی نبود، البته که پخش آن نباید انجام می‌شد.
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟ - احزاب و شخصیت‌ها - زندگی ساده آیت‌الله جنتی گرچه از ویژگی‌های مثبت شخصیت وی است اما نوع نگاهش به عرصه سیاسی و مصداق‌یابی های وی درخصوص افراد انقلابی انتقادهای زیادی را متوجه او می‌کند.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا - صحبت های تامل برانگیز آیت الله رودباری درمورد ربا در کشور
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+)
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+) - فیلم - گزارشی کامل و کوتاه از سرگذشت وحید مرادی گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان را در ویدئوی زیر ببینید.
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا - مراسم اکران خصوصی فیلم هزارپا با حضور هنرمندان و بازیگران این فیلم سینمایی شب گذشته 9 تیر 1397 در برج میلاد برگزار شد.
قصور تاریخی دولت
قصور تاریخی دولت - چه باید کرد؟ پرسشی که نوبخت پرسیده است، اما شاید به دنبال پاسخ آن نباشد. در شرایط کنونی دولت و حامیان اصلی آن در مظان این اتهام تاریخ قرار خواهند گرفت که چرا به دنبال طرح و پاسخ مهم‌ترین سوال شرایط بحرانی کنونی نرفتند.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند