دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶ / Monday, 22 January, 2018

راز تأویل در آیات قرآن


راز تأویل در آیات قرآن
یكی از پرسش‌های رایج در باب تفسیر قرآن این است كه اگر قرآن نور و مبین است چرا برای همگان گویایی نداشته و در فهم و تفهیم آن نیاز به تاویل و تفسیر وجود دارد؟
آیا امكان وجود نداشت كه همه معارف و حقایقی كه برای هدایت بشری لازم است در ظاهر قرآنی گنجانیده می‌شد تا این همه دشواری و اختلاف در فهم قرآن و حیرت و سرگشتگی برای انسا‌ن‌ها پیش نمی‌‌آمد؟
برای پاسخ‌گویی به این پرسش ، مقدماتی لازم است كه نوشتار حاضر ارسالی از سوی مركز فرهنگ و معارف قرآن به آن می‌پردازد.
حقیقت معارف قرآنی امری لایه‌دار و دارای بطون است . قرآن را نمی‌توان كلامی بسیط دانست كه معنایی صرفاً‌ ساده داشته و برای سیر انسان در مسیری بی نهایت كفایت نماید. اگر هدف از خلقت انسانی معرفت پروردگار باشد پروردگاری كه وجود لایتناهی دارد مسیر كمالی هم كه برای این انسان ترسیم می‌شود باید لایتناهی باشد و سخن هدایتی كه وسیله وصول انسان به خدای مطلق باشد نیز باید نامحدود باشد از این رو كلامی كه برای هدایت خلق نازل شده تا مسیر سعادت بی‌حد و حصر انسانی را برای او هموار گرداند لازم است كه خود حد و حصر نداشته باشد چرا كه وجود خط پایانی در معارف قرآن نه تنها با هدف بی نهایت انسانی تناسبی ندارد بلكه با فلسفه وجودی خود قرآن و باید او را به منبع لایتناهی وصل گرداند همساز نیست.
تنوع فهم مردم : همگان در اصل امكان فهم و كیفیت حصول و میزان علم در یك رتبه قرار ندارند توانایی درك برخی از امور محسوس تجاوز نمی‌كند و عقل و اندیشه‌شان از عالم ماده و طبیعت بیرون نمی‌رود . حتی كسانی كه سطح تفكرشان با ریاضت‌های فكری و فلسفی نیز قوت گرفته باشد به موجب اختلاف در وسایلی كه معرفت‌زا بوده در یك سطح از معرفت قرار ندارند و همین موجب اختلافات بسیاری در فهم معانی عقلانی در حوزه فلسفه شده است.
تنوع روش فهم واقعیت:القای معنا و معرفت به موجود انسانی تنها از میان معلومات ذهنی هر شخصی ممكن است . كسانی كه در طول حیات خود با امور حسب انس داشته‌اند راه ایجاد تفاهم با آنها صرفاً از راه محسوسات است كه البته آن نیز متناسب با درجه فهم‌شان صورت می‌پذیرد.
شخصی هم كه با معانی كلی انس گرفته باشد راه تفاهم و گفتگو با او متناسب با چیزی خواهد بود كه او از معقولات به دست آورده است یعنی اگر بخواهیم لذتی را برای او بازگو كرده توجه او را بدان جلب كنیم باید از نمونه‌هایی استفاده كنیم كه او همواره با آن سروكار داشته توان فهم آن را دارد.
این نكته كه راه تفاهم با هر شخصی متناسب با آموخته‌ها وشالكه شخصیتی اوست هرگز بدان معنا نیست كه مسیر شناخت واقعیت برای انسان به خاطر حجاب شخصیتی كه از لحاظ علمی ، عملی ، تربیتی و اخلاقی و روانی پیدا كرده ناممكن است بلكه بدین معناست كه با توجه به لایه‌مندی واقعیت هر كسی همه واقعیت را نمی تواند درك كند انسان‌ها هر كدام متناسب با درجه علمی و معرفتی خود مرحله‌ای از واقعیت را می فهمند و اگر این فهم‌ها در هر مرتبه‌ای از فهم كه صورت گرفته باشد به شكلی روشمند واقع شده باشد نه تنها منافات و تعارضی با هم نخواهند داشت بلكه مؤید یكدیگر نیز خواهند بود.
به بیان دیگر تنوع روش فهم یك واقعیت و تنوع در شناخت اجزای یك واقعیت كه هیچ تعارضی و تفاوتی با هم ندارند با تكثر فهمی از یك واقعیت آن هم از جهتی واحد و معین كاملا تفاوت دارد . اولی اذعان به شناخت واقعیت دارد و راه شناخت را هموار می‌داند در حالی كه دومی راه شناخت را عملاً مسدود كرده اعتباری برای شناخت انسانی باقی نمی‌گذارد.
ویژگی كلام هدایت آمیز:از آنجا كه هدایت دینی به اقتضای رحمت الهی امری عمومی و فراگیر است و اختصاص به گروه خاصی ندارد لازم می نماید كه دین به گونه‌ای طراحی شود كه اولاً فراگیر و همگانی باشد ثانیاً برای هر صنف و گروهی از مردمان سخنی هدایت آمیز داشته باشد . حال اگر این كلام چنین ویژگی را نداشته باشد عملاً تخاطب و تفاهم غیر ممكن خواهد شد و جز قشر خاصی از افراد مفاد دین را در نخواهند یافت.
● رابطه تاویل با اختلاف سطح فهم مردم
بر پایه همین مقدمات می‌توان سر این كه پیامبران مأمور شده‌اند بامردمان متناسب با عقول خود سخن بگویند را دریافت همین حكایت از آن دارد كه همه معارف را نمی‌توان در یك سطح طبقه بندی نمود به گونه‌ای كه همگان آن را دریافته و فهمی واحد از آن داشته باشند در این میان معارفی وجود دارد كه مرتبه‌ای مافوق مرتبه لفظی‌ای كه عوام آن را می‌فهمند دارد كه اگر به مرتبه بیان لفظی و قابل فهم برای عموم نازل می‌شد عقول انسانی آن را بر نمی‌تابد چرا كه یا آن را مخالف با ضروریات انسانی می‌دید یا این كه آن را با حقایقی كه تا به حال برایشان عنوان شده بود ناهمخوان می‌دانست.
بنابر این راهی جز این وجود ندارد كه هر‌ آنچه فهم عمومی بشر از درك آن عاجز است به صورت ضرب المثل بیان گردد تا راه بهره‌مندی همگان از آن حقیقت البته هر كسی متناسب با ظرفیت و استعدادی كه دارد فراهم آید. از این رو كسانی كه صرفاً اهل ظاهرند از قرآن چیزی جز ظاهر می‌فهمند و آنان كه از عقل و اندیشه‌ای راسخ بهره‌ای دارند، البته می توانند از سر و حقیقت مفاهیم و معارف آگاه گردند. مرحوم علامه محمد حسین طباطبایی در این مورد می‌نویسند:« قرآن كریم معارفی را كه برای مردم شناخته شده و معروف است در می‌آورد تا مردم آن معارف را بفهمند نظیر این كه مردم اجناس خود را با وزنه ، سنگ ، كیلو و مثقال می‌سنجند با این كه مناسبتی از نظر شكل و حجم بین انگور و آهن ولی همین كه از نظر سنگینی مناسبتی بین انگور و آهن است آن را با آهن می‌سنجیم».مرحوم علامه با تصریح به این كه حكم مثل همان گونه كه در افعال خداوندی جاری می‌شود در كلمات تشریعی الهی نیز قابلیت تطبیق دارد آیه انزل من السماء ماء فسالت اودیه بقدرها فاحتمل السیل زبداً رابیاً و مما یوقدون علیه فی لانار ابتغاء حلیه أو متاع زبد مثله كذلك یضرب الله الحق و الباطل فأما الزبد فیذهب جفاء و أما ما ینفع الناس فیمكث فی الارض كذلك یضرب الله الامثال را بر نزول قرآن از آسمان تطبیق كرده می‌گوید:
كوتاه سخن این كه آن چه از آیه شریفه استفاده می‌شود این است كه كه معارف حق الهیه مثل آبی است كه خدا از آسمان می‌فرستد و این آب فب نفسه تنها آب است و بس نه كمیت آن منظور است كه این آب بر آن می‌بارد هر زمینی مقداری معین می‌گیرد یكی كمتر و یكی بیشتر و این اندازه‌ها اموری است كه در خود سرزمین است اصول معارف و احكام عمل دین و مصالح آن احكام كه در سابق ذكر شد نیز همین طور است كه احكام را با معارف حقه مرتبط می‌كند این حكم خود آن مصالح است با قطع نظر از بیان لفظی و اما همین مصالح وقتی به صورت حكم و در قالب لفظ در می‌آید چه بسا همراه با زوائد است كه به منزله كف سیل است و مثل آن كف شهور و بروز و جلوه‌ای دارد اما چیزی نمی‌گذرد كه از بین می‌رود و آنچه حاكی از مصالح است باقی می‌ماند نظیر احكامی كه قرار است در آینده نسخ شود كه ظاهر عبارتش و آیه‌ای كه متضمن آن حكم است اقتضا می‌كند كه حكم نامبرده همیشگی باشد ولیكن آیه ناسخ كه حكمی دیگر می‌آورد ظهور آن آیه را باطل می‌‌كند و می‌فهماند كه حكم منسوخ مصلحتش تا مروز بود و از این به بعد حكمی دیگر دارای مصلحت است . این نسبت به خود آن معارف و واقعیت آنها بود با قطع نظر از ورودش در وادی الفاظ.
اما از جیث ورودش در ظرف الفاظ و دلالت آنها دیگر آن بی رنگی و بی قیدی واقعی را ندارد همچنان كه آب باران بی قید و رنگ و بی كمیت وقتی وارد وادی‌های زمین شد بی قیدی خود را از دست داده هر وادی به قدر ظرفیتش از آن گرفته سیل‌های كوچك و بزرگ و بزرگ تر را می‌اندازد، سیل‌هایی كه هم اندازه‌هایش مختلف است و هم شكلش معارف هم وقتی در وادی لفظ درآمد به شكل و اندازه قالب‌های لفظی در می‌آید و این شكل و اندازه قالب‌هٔای لفظی در می‌‌آید و این شكل و اندازه‌هٔا هر چند منظور صاحب كلام هست اما در عین حال می‌توان گفت همه منظور او نیست بلكه در حقیقت مثال و قالبی است كه معنایی مطلق و بی درنگ و شكل را تمثیل می‌كند مشتی است از آن خروار و نمونه است از آن بسیار.
در نتیجه وقتی این الفاظ از ذهن‌های افراد مختلف عبور می‌كند هر ذهنی از آن الفاظ چیزهایی می فهمد كه عیناً مانند كف سیل ، مقصود اصلی نیست چون ذهن‌ها به خاطر معلوماتی كه در طول مر كسب كرده و با آن كانس گرفته در معانی الفاظ دخل و تصرف می‌كند و بیشتری این تشخص‌ها در معناهایی است كه برای صاحب ذهن مأنوس و مألوف نبوده مانند معارف اعتقادیه و مصالح احكام و ملاك آنها .
اما در احكام و قوانین اجتماعی از آن جایی كه ذهن با آنها مأنوس است دخل و تصرفی نمی‌كند از همین جا روشن می‌شود كه متشابهات قرآن آیاتی است كه مشتمل بر ملاكات احكام و متعرض اصول عقاید است نه آیاتی كه صرفاً احكام و قوانین دینی را بیان می‌كند و نامی از ملاكات و علل آنها نمی‌برد.
مرحوم عبدالرزاق كاشانی در همین مورد كه خدای متعال كلام خود را به گونه‌ای نازل كرده است كه همگان آن را متناسب با فهم و اندازه خود دریابند می‌نویسد: جایز نیست كه خداوند به زبانی سخن گوید كه فهم آن اختصاص به برخی از افراد داشته باشد و عموم مردم از آن چیزی نفهمند یا چیز دیگری را می‌فهمند و اگر چنین كند تدلیس نموده است و بر (خداوند) حق است كه از آن جایی كه آگاه به همه چیز است به گونه‌ای ظاهر سخن راند كه انسان را به سرعت به مقصود رساند؛ و آن شیوه سخن گفتن عموم مردم است . و برای آن وجوهی است كه به جهت تركیب لفظ و دلالات التزامی جز خصوص آن را نمی‌فهمند و به جهت اختلاف مراتب فهم و انتقالات مردمان دلالات متفاوت می‌شود و زیاد و نقصان می‌یابد.
روایتی از امام صادق(ع) نیز در این باب نقل شده كه بیانگر ذو مراتب بودن حدیث هدایت است و این كه هر كسی با هر مرتبه‌ای نمی‌تواند به هر مرحله‌ای از قرآن دست یافته آن را بفهمد:« حدیث ما دشوار و سخت یاب است . تیز هوش و مجرد است جز ملك مقربی یا پیامبر مرسلی یابنده‌‌‌‌‌ای كه خداوند قلبش را به ایمان آزموده باشد آن را بر نمی‌دارد دشوار است چون هنوز تركیب نشده است ، سخت یاب است چون هرگاه دیده شود می‌گریزد تیزرو است چون تیزهوشی مؤمنان و جلا دهنده هوش ایشان است اما مجرد است چون به چیزهایی كه در پیش و پس روی شماست تعلق ندارد چنان كه قرآن می‌فرماید :« انزل احسن الحدیث) پس احسن الحدیث همان حدیث ماست كه هیچ یك از آفریدگان امرش را به كمال برنمی‌دارد تا آن كه محدود گردد زیرا آن چیز بزرگ تر از آن است كه در مرز و حدود آید. خدا را شكر بر توفیقی كه داد ( و آن را یافت و انكار نكرد) چون انكار آن كفر است .»
با توجه به مقدماتی كه ذكر شد می‌توان سر وجود تاویل در آیات قرآنی را دریافت و معلوم ساخت كه چرا حقایق و معارف اصیل برای همگان به یك زبان و در یك مرتبه بیان نشده است. روشن است كه سخنی می‌تواند در امر هدایت فراگیر باشد و همه ابنای بشریت را مخاطب قرار دهد كه معانی بطونی فراوانی داشته باشد و بتواند عموم ره جویان راه حقیقت را به فراخور حال هر یك به منزل سعادت و رستگاری رهنمون گردد. بنابر این اگر قران تنها یك معنا داشته باشد و تنها در یك موطن از عوالم مفهوم پیدا می‌كرد، كاركرد هدایتی خود را به صورتی جاودانه و فراگیر از دست می داد و تنها قشر خاصی از مردم آن هم در یك مقطع زمانی خاصی می‌توانستند از خوان هدایت بهره‌مند گردند.
برای آن كه قرآن بتواند همه انسان‌ها را در همه زمان‌ها مورد خطاب قرار دهد و راه هدایت را برای همه آنها هموار گرداند، چاره‌ای جز این نیست كه این كلام با ظرافت و ظرفیت معجزه آسای خود همه معانی در همه زمان‌ها را در میان عبارات و كلمات قدسی‌اش ذیل معنایی عام و فراگیر جمع آورد تا همگان در همه زمان‌ها بتوانند بهره لازم را از آن ببرند.

حبیب الله بابایی
منبع : روزنامه جام جم


منبع : بنياد انديشه اسلامي

مطالب مرتبط

شادی و پایکوبی در آموزه های قرآن


شادی و پایکوبی در  آموزه های قرآن
در آموزه های قرآنی برای تبیین راه های رسیدن انسان به كمال شایسته خویش، نخست به مسایل بینشی چون هستی شناسی ، خدا شناسی و انسانی شناسی پرداخته شده است تا انسان به وضعیت و موقعیت خود در هستی آگاهی و شناخت یافته و سپس در راستای اهدافی كه برای او بیان و مشخص می شود از تمامی ابزارها و توانمندی های درون خویش بهره برد.
بخش مهمی از آموزه های قرآنی به انسان شناختی توجه دارد. در این حوزه به خوبی و روشنی، خداوند در نقش آفریدگار به همه جزئیات وجودی و ماهیتی انسان می پردازد و ناشناخته های وجودی انسان را برای خود انسان به عنوان آفریده تبیین و روشن می سازد. سپس در نقش پروردگاری قرار گرفته و در دو حوزه تكویینی و تشریعی انسان را به سوی كمال شایسته هدایت و رهنمون می سازد.
در بخش تشریعی از آن جایی كه بخش كلان و مهمی از كار به خود انسان واگذار شده است، آموزه های دستوری وحیانی به گونه است كه انسان را در میان انتخاب خیر و شر و خوب و بد و یا زشت و زیبا قرار می دهد و از او می خواهد خود یكی را برگزیند . در ضمن این آموزه های دستوری را به گونه تبیین و وضع كرده است تا هماهنگ و سازگار با فطرت و غریزی انسان باشد ؛ چنان كه كوشیده است تا با تبیین دقیق آثار و پیامدهای هر دستور و موضوعی به روشنی بر انسان آشكار شود كه چه آثار وضعی و تكلیفی برای هر كنش و واكنش انسانی در دنیا و آخرت است. این آموزه های قرآنی برای تبیین دقیق تر مسائل انسانی نه تنها به مساله كنش و واكنش های انسانی توجه داشته بلكه پا را از این ها فراتر نهاده و به مسایل روحی و روانی و حالات وصفات انسانی و نیز امور باطنی و قلبی انسان توجه و نظر داشته است.
در آموزه های قرآن به مساله شادی و غم به عنوان دو حالت از حالات انسانی از این نظر توجه شده است تا آثار و پیامدهای آن در زندگی دنیوی و اخروی و نیز مادی و معنوی آدمی را بازشناساند و احكام و آموزه های دستوری مبتنی بر بهره گیری و یا هدایت و تعدیل آن در راستای اهداف كمالی را بیان كند.
دو واژه سرور و فرح در قرآن به گونه ای به كار رفته است كه می توان این ادعا را مطرح ساخت كه سرور در آیات قرآنی و در بینش و نگرش وحیانی امری مثبت و سازنده است ؛ در حالی كه فرح مفهومی مثبت تلقی نمی شود.
سرور یكی از حالات روحی و روانی و واكنش طبیعی انسان نسبت به برخی از رخدادهاست. انسان نسبت به امور مختلف واكنش های متعدد و متنوع ای از خود بروز و ظهور می دهد. اموری وی را به هیجان می آورد و بشاشیت و خوشحالی را در وی بر می انگیزاند به گونه ای كه این واكنش در ضربان و تنفس و تغییرات دیگر در خون و پوست و دیگر اعضا و جوارح خود را نشان می دهد. چهره باز می شود و گشادگی و تبسم در چهره وی آشكار می گردد. چنان كه برخی دیگر از امور واكنش متضادی را در وی بر می انگیزد و موجب می شود كه در كاركرد اعضا و جوارج وی اختلال ایجاد شود و نوعی واكنش رفتار ناهنجار و ناخوش از خود بروز و ظهور دهد كه همگان با این دوحالت در خود و اطرافیان خوش آشنا هستند و به شادی و اندوه از آن یاد می كنند.
گاه هیجانات به اندازه ای است كه می توان گفت بیرون از مهار و كنترل شخص است. این هیجانات شدید موجب می شود كه در رفتار و كنش های خویش نوعی عدم تعادل را به نمایش بگذارد.
در كاربردهای تازی و حتی قرآنی می توان این ادعا را تایید كرد كه سرور به معنای هیجانات متعادلی است كه انسان در هنگام رخدادهای خوشایند از خود بروز می دهد. از حركات و سكنات و امور دیگر می توان این را دریافت كه شخص از وضعیت كنونی و یا رخداد خشنود است و رضایتمندی خویش را به اشكال مختلف نشان می دهد.
تشدید هیجانات و بروز و ظهور آن در زمانی كه امر خوشایند بیش از اندازه وی را تحریك به حركت در آورد به عنوان فرح یاد شده است.
به این معنا كه سرور امری باطنی است ؛ در حالی كه فرح بروز و ظهور همان امر باطنی و انتقال آن به جوارح است كه در این صورت همراه با حركات تند و شدید بدنی همراه خواهد بود. انسان مسرور كسی است كه در درون خویش با حالتی عاطفی مواجه است كه از آن به خشنودی و رضایت تعبیر می شود و فرد از این كه امور بر وفق مراد است و یا رخدادی موافق طبع او پدیدار شده است ، خشنود و خوشحال است. اما انسان مفرح كسی است كه آن هیجانات و حالات رضایت و خشنودی خویش را به شكل خاص ابراز كرده و در بدن و حركات خویش به نمایش می گذارد.
بنابراین سرور و فرح هر دو یك حالت عاطفی و واكنش مثبت به یك رخداد است ؛ با این تفاوت در سرور آن را به شكل باطنی و قلبی بروز می دهد كه آثار آن به شكل گشادگی و تبسم بروز و ظهور می كند؛ در حالی كه فرح به شكل حركات تند و نمایشی نشان می دهد.
اگر به كاربردهای واژه فرح در آیات قرآن توجه شود این معنا به خوبی دانسته می شود كه فرح یعنی ابراز حركات نمایشی سرور امری مثبت و پسندیده نیست. در آیه ۷۶ سوره قصص به صراحت بیان شده است كه خداوند كسانی كه فرح می ورزند را دوست نمی دارد. از این رو به صورت یك آموزه دستوری از فرح ورزی باز داشته شده و فرموده است: لاتفرح ان الله لایحب الفرحین ؛ فرح مكن كه خداوند فرح كننده را دوست نمی دارد.
البته مورد و انگیزه هایی كه موجب فرح می شود می تواند در مثبت و منفی بودن فرح نقش مهم و تاثیرگذاری داشته باشد؛ به این معنا كه حالات فرح به خودی خود امری خنثا است و نمی توان حكم به خوبی و یا بدی صرف آن كرد؛ ولی از آن جایی كه برخی از آیات به صراحت و مطلق حکم به بدی و نابهنجاری امر فرح می کند ، به نظر می رسد که امری منفی و حالتی ناخوشایند و مذموم در بینش و نگرش قرآنی و وحیانی است و در مواردی که به فرح مومنان اشاره شده است به معنای استثناست.
مواردی که قرآن به جهت عوامل و انگیزه هایی امر به مثبت بودن فرح می کند ، مواردی است که مومنان به جهت ابزار مسرت و شادی از نعمتی بزرگ خدادادی اقدام به فرح نموده اند. مانند آیه ۵۸ سوره یونس که سخن از فضل و رحمت الهی است که نصیب مومنان شده است و به مومنان می فرماید که برای این امور معنوی و الهی می توان و باید فرح مند شد. چنان که از این که وحی بر انسان نازل و از برکت راهنمایی وحیانی الهی برخوردار شده اند می بایست فرح مند شد.(رعد آیه ۳۶)
فرح مندی که کافران و یا غیر مومنان نسبت به امور دنیوی انجام می دهند امری مذموم است و آیات بسیاری این مساله مورد نکوهش قرار داده و بیان داشته است که شخص نمی بایست به خاطر برخورداری از امری مادی و دنیوی به فرح بپردازد و فرح مند شود.
رهایی و فرار از جنگ و کشته شدن (توبه آیه ۸۱) و یا برخورداری از نعمتی مادی و زودگذری که خداوند به انسان می بخشد(شورا آیه ۴۸) یا آمدن بادی موافق (یونس آیه ۲۲ ) و یا متاع و زندگی دنیوی (رعد آیه ۲۶) و برخورداری از رحمتی عام و زودگذر دنیوی(رعد آیه ۲۶) و یا فرح کافران از شکست مومنان و گرفتاری های دنیوی(آل عمران آیه ۱۲۰) نمونه های از آیات است که به مساله انگیزه های فرح اشاره دارد.
به نظر می رسد که فرح چیزی شبیه پایکوبی و حرکات بدنی است که به علت هیجانات شدید در انسان نمودار می شود و مهار انسان را در دست می گیرد و وی را به رفتارها و حرکات غیر قابل مهار وادار می سازد.
اما سرور که همان شادی است امری پسندیده است که گاه از آن به استبشار و بشارت یاد می شود. در این حالت بشره و پوست انسان تازه می شود و طراوت و شادابی در آن نمودار می گردد . شادی و سرور را می توان مترادف هم دانست چنان که فرح و پایکوبی تا اندازه ای مترداف می نماید.
در آیات قرآن آمده است که انسان مومن ، انسانی مسرور و شادان است ؛ چنان که تبیین می کند که سرور به عنوان یک مطلوب برای انسان، حالتی است که انسان های مومن و رستگار در بهشت از آن برخوردار می گردند.( الانسان آیه ۱۱) قرآن می فرماید: وجوه یومئذ باسره؛ چهره هایی که آن روز شاد و باز است.(قیامه آیه ۲۴)
واژه سرور از سر گرفته شده است که در زبان عربی به راز و امر باطنی اشاره می شود؛ هم خانوادگی دو واژه این معنا را به ذهن خطور می دهد که شادی امری باطنی است و مسرور کسی است که حالتی در باطن خویش احساس می کند که نشانه و بیانگر رضایت و خشنودی فرد است. انسان مومن از آن جایی که قدرت و مشیت را در دست خداوند می داند و به حکم توحید محض حتی در فعل نیز قایل به توحید است و خداوند را در همه امور دخیل می داند، از این رو همواره از آن چه واقع می شود خشنود و راضی است؛ چه آن امر مورد موافقت و طبع او باشد و یا با خواسته اش در تضاد قرار گیرد؛ زیرا می داند که همه هستی در دست خداوند و به مدیریت حکمیانه وی می گردد و اگر به شر و بدی دچار شود و یا به خیر و نیکی دست یابد همه به حکم و مشیت الهی است.
به هر حال مومن شخصی مسرور و شادان است و این حالت به عنوان مطلوب در وی دایمی و همشیگی است. وی می کوشد تا در زندگی خویش مسرور باشد و این حالت باطنی را در نهایت به شکل بشاشیت و تبسم بروز و ظهور می دهد.
در روایت است که حضرت پیامبر (ص) همواره تبسم داشت . این دو مطلب را بیان می دارد: نخست آن که مومن می بایست به پیروی از اسوه و نمونه خویش چنین باشد و سرور خویش را به شکل تبسم نشان دهد؛ دیگر آن که در رفتار اجتماعی مومن می بایست حتی غم و اندوه خویش را به دیگر نشان ندهد. اگر آن حضرت همواره تبسم می کرد و این چنین در اجتماعات حاضر می شد ؛ این بدان معنا نیست که آن حضرت غمی نداشت ؛ بلکه غم و اندوه خویش را آشکار نمی ساخت و با گشادرویی و بشاشی با مردم رو به رو می شد. انسان مومن به هر حال گاه با رخدادهایی مواجه می شود که وی را محزون می سازد ولی این بدان معنا نیست که حزن در وی همشیگی باشد و یا حزن و اندوه خویش را به دیگران بنمایاند.
پس مومن کسی است که همواره مسرور و شادان است و آن را به شکل بشاشیت و گشادی رویی نشان می دهد و دیگر آن اگر غم و اندوه به هر علت وسببی بر او عارض شد ( هرچند که از نظر زمانی کوتاه است) به دیگری نشان نمی دهد و دیگران را با خود درگیر نمی کند.
کاربرد واژه بشر که به معنای پوست است در معنای شادی به این نکته اشاره می کند که مومن در شادی خویش از حالت عادی بیرون نمی رود و شادی را اگر ظاهر می کند در پوست خویش نشان می دهد نه آن که در اعضا و جوارح نیز آن را به شکل رقص و پایکوبی و مانند آن به نمایش بگذارد.
در حالات حضرت سلیمان(ع) آمده است که ایشان در واکنش طبیعی به سخن شاه مورچگان تبسم کرد و لبخند زد.( نمل آیه ۱۹) بنابراین تبسم که به معنای لبخند است غیر از خنده می باشد. مومن اهل تبسم و لبخند است و آن را به شکل خنده که واکنشی تند و بلند و دور از مهار و کنترل است بروز نمی دهد. به این معنا که شادی در میان مومنان به شکل شادی و لبخند بروز و ظهور می کند و از این فراتر نمی رود و انسان مومن هرگز نمی خندد؛ زیرا خنده صدای بیرون آمده از حنجره به شکلی خاص است که به نظر می رسد همانند حرکات تند بدنی و اعضا و جوارح در حکم فرح در می آید و یکی از مصادیق و اشکال فرح است که قرآن آن را غیر مطلوب بر می شمارد.

وبگردی
فیلم/ افشای پشت پرده کاسبی با خون ایرانیان
فیلم/ افشای پشت پرده کاسبی با خون ایرانیان - رئیس سازمان انتقال خون و مسئول سابق امور کارکنان شرکت پالایش و پژوهش خون با حضور مقابل دوربین فارس از برخی تخلفات در زمینه پلاسمای خون پرده برداشتند.
سلطان حاشیه از عکس مادرزنش رونمایی کرد!
سلطان حاشیه از عکس مادرزنش رونمایی کرد! - محسن افشانی بازیگر سینما و تلویزیون از جدیدترین عکس حاشیه ای خود با مادر زنش رونمایی کرد.
عباس عبدی به سردارسلیمانی : جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند
عباس عبدی به سردارسلیمانی : جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند - یکی از موارد پیش‌آمده در این اعتراضات آتش‌زدن پرچم کشور بود که واکنش و تاسف بسیاری را برانگیخت؛ به طوری که مقام رهبری نیز به آن اشاره کردند. در آخرین واکنش‌ها...
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس - 38 شرکت که جزء بزرگترین کارتل های اقتصادی کشور هستند، متعلق به آستان قدس است. بنابراین آستان قدس کنونی، آستان قدسی نیست که حضرت امام در نامه خود از آن سخن گفته‌اند.
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم - اولین قسمت از برنامه هاردتاک کاکتوس را با صحبت های جذاب نیوشا ضیغمی در مورد خانواده و همسرش ، ماجرای صحبت های جنجالی یک هواپیما ، 8 سال احمدی نژاد و ...
    پربازدیدها