یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷ / Sunday, 21 October, 2018

قرآن و فرهنگ زمانه


قرآن و فرهنگ زمانه
هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین كله.
مسئله تاثیر پذیری قرآن از فرهنگ زمان خودش در حقیقت جفایی است بر قرآن كریم و اساسا قرآن آمد تا فرهنگی نو به جهان عرضه كند و با فرهنگ‌های پوشالی مبارزه كند (جاء القرآن و لیؤثر لا لیتاثر) قرآن آمد تا تأثیر گذار باشد نه تأثیر پذیر. دلیل حقانیت قرآن در مقام بزرگ‌ترین معجزه اسلام این بود كه عظمت خودش را بر همه تاریخ ثابت كرد. اساسا، یك تحولی نو در جهان به وجود آورد و مسیر تاریخ را، نه تنها در جزیره العرب، بلكه در جهان بشری دگرگون كرد. رهبری جهان را به دست گرفت و فرهنگی آورد تا فرهنگ‌های گذشته را در هم بكوبد و یك فرهنگ پاك و منزه توحیدی به بشر عرضه كرد و توان انجام این كار، خود دلیل حقانیت اسلام است. بسیاری از مكاتب، ظهور كردند اما به سرعت از بین رفتند. اسلام از روزی كه ظهور كرد با كمال بود و زمان هر چه گذشت، اسلام شكوفا‌تر شد و این شكوفایی هم چنان ادامه دارد. مكتبی كه توانست خودش را بر همه جهان عرضه كند. نمی‌گوییم كه تحمیل شد. چرا تحمیل نمی گوییم؟
چون تحمیل وقتی است كه با اقتضاء و زمینه مخالفت داشته باشد. فرهنگی كه اسلام عرضه كرد؛ با فطرت بشری دمساز بود؛ از این رو اسلام یك مكتبی است كه بشر در انتظارش بود. پس آن را پذیرفت و اسلام توانست خودش را بر جهانیان عرضه كند و بر همه ادیان چیره شود. پایه‌های خودش را استوار ساخت، نه تحمیل. جفا نیست كه بگوییم یك مكتب با این قدرت؛ یك مكتب با این عظمت؛ از فرهنگ پست جاهلیت عرب، متاثر بوده است؟! اساسا شما به تاریخ آن زمان نگاه كنید و ببینید اصلا جامعه عربی در آن روزگار جایگاهی در جهان داشت؟ اصلا كسی آنان را به حساب می‌آورد؟ اصلا فرهنگی داشتند؟ چه داشتند كه قرآن از آنان بگیرند؟ قرآن بر همه فرهنگ‌های بشر در جهان چیره شد. اگر مكتبی بخواهد از دشمن متاثر باشد، از روز اول محكوم است.
«هو الذی ارسل رسوله‌ بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین كله». این بزرگ‌ترین دلیل اعجاز قرآن است. بنابراین باید ببینیم، كسانی كه این گزاف گویی را می‌گفتند، دلیلشان چیست و روی كدام یك از تعابیر قرآن انگشت گذاشته‌اند؟ بنده در سخنرانی‌هایم در دانشگاه تهران كه دانشجویان در خوابگاهشان جمع می‌شوند، این گونه بحث می‌كنم؛ مثلا، دانشجویان می‌گویند: «امروز، قلان آقا در كلاس این چنین گفت. دیگری می‌گوید: «این چنین گفت» و...» كه من هم در جوابشان گفتم: شما خودتان مقصر هستید؛ شما فرصت می‌دهید تا او هر چه دلش خواست بگوید. و در آن جلسه از من پرسیدند: جواب اشكال آن استادان چیست؟ گفتم: شما بی‌عرضه هستید. چرا یكی از شما بلند نشد بگوید، جناب استاد! با كمال احترام؛ شما برای این فرمایشی كه می‌فرمایید، یك مثال بزنید. من، تنها همین را به بچه‌ها در دانشگاه یاد دادم. گفتم: زمانی كه این بنده خدا می‌آید و سخنرانی می‌كند؛ این كلیات ابوالبقا را پشت سر هم می‌بافد؛ چند شعر مثنوی و مثل این‌ها را هم می‌آورد، بگویید، آقا! یك مثال بزنید. اگر آن وقت توانست مثال بزند؟! ولی شما حتی این جرئت را هم ندارید كه بگویید.
زیرا اگر بگویید مثال بزنید، او درمی‌یابد، كه شما به یك چیزهایی پی‌ می‌برید و گفته‌های بدون دلیل را هیچ گاه نمی‌پذیرید. پس شما هستید، كه برای او زمینه می‌كنید؛ از این رو وقتی رفتیم به جنگ درخواست كردیم؛ یعنی در كتابهایشان و در نوشته‌هایشان به دنبال این بودیم تا ببینیم روی كدام یك از این مسائل انگشت گذاشته‌اند، كه قرآن را متاثر از فرهنگ جاهلی عرب نشان داده‌اند؟ بنابراین ما در كتاب «شبهات و ردود» همه این مواردی را كه این آقایان شاهد آورده‌اند، معترض شدیم و در واقع این را بگویم و این را نیز یاد بگیرید كه اشكال و اعتراضی كه این آقایان به قرآن دارند، در واقع اشكال به برداشت خودشان است؛ نه اشكال به قرآن. یعنی یك برداشت غلط از قرآن دارند و بر اثر آن برداشت غلط است كه اعتراض می‌كنند. ما در این كتاب، ثابت كردیم كه همه این اعتراضات از آنها است، كه اینان به حق مطلب پی نبرد‌ه‌ان؛ یعنی قرآن را نفهمیده‌اند و آیه را آن طور كه هست نتوانستد معنا كنند و از این آیه در نزد خودش، تصوری كرده است و با داشتن این تصور، اشكال كرده است. با بیان مثال، مطلب روشن می‌شود و مثال در این زمینه فراوان است.
یكی از مواردی كه این آقایان روی آن انگشت گذاشته‌اند و آن را شاهد آورده‌اند، مسئله جن و شیطان است. هم چنین مسئله‌ای كه گفته شد، مسئله سحر است. مسئله عین است . از این موارد زیاد است و عمده شواهد این‌ها همین مسئله و مسائل دیگر است. من در این كتاب بررسی دقیق كرده‌ام، شما به طور كامل ببینید. به اصل مسئله جن كه قرآن این را از عرب گرفته باشد، اعتراض نمی تواند كرد. خب، ملك را از كجا گرفته‌ است؟ روح را از كجا گرفته؟ یك مسائلی از منطق دینی وحیانی است كه در همه ادیان، این‌ها جزو اصول ثابت ان ادیان است و ما نمی توانیم بگوییم كه جن و ملك جزو خرافه و عقاید جاهلی است. پس تو می‌گویی، نمی‌دانم جن چیست. خب، روح را هم نمی‌دانی كه چیست! پس چرا جن را مطرح می‌كنی؟ مگر نشنیده‌اید كه خداوند می‌فرماید: « و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»‌ پس در اصل جن، بحث نیست. بلكه بحث ما در «مس الجن» است. یعنی در واقع می‌گوید، آن چیزی كه جزو خراقه است، مسئله مسن الجن است. یعنی این كه جن، بتواند بر انسان تاثیر بگذارد و انسان را آزار و اذیت بدهد یا غیر از اینها و برخی در این باره می‌گویند: «قرآن این مطلب را از عرب گرفته است؛ چون عرب بر این باور بود: كسانی كه مقداری اعصابشان به هم می‌ریزد؛ جن به آنان نزدیك شده است و آنان را لمس كرده است. در صورتی كه این یك نوع بیماری عصبی است كه از اعصاب نشات می‌گیرد و این گونه در حواس شخص، اختلال پدید می‌آید. مثلا، عرب‌ها باور داشتند كه شیاطین شكل، صورت و شمایل دارند. «كانها روش الشیاطین». این طبق باور عرب است، كه در قرآن هم منعكس شده است و برای تفسیر این مواردی كه عرض كردم، می‌توانید به خود كتاب رجوع بكنید.
من برای مثال یكی دو تا از آن موارد را مطرح می‌كنم و بقیه را خودتان باید بروید و مطالعه كنید. خداوند متعال در این آیه شریفه می‌فرماید: الذین یاكلون الربا لایقومون الا كما یقوم الذین یتخبطه الشیطان من المس...» كسانی كه ربا می‌خورند، (در قیامت) بر نمی‌خیزند مگر مانند كسی كه بر اثر تماس شیطان، دیوانه شده باشد و نمی تواند تعادل خود را حفظ كند، گاهی زمین می خورد، گاهی به پا می خیزد تخبط همان معنای تخبل را دارد و تخبل؛ یعنی، دیوانه شد. تخبط؛ یعنی اعصابش به هم ریخت. یكی از ویژگی‌ رباخواران سردرگمی آنان است. چون همیشه سفته‌ها و چك‌هایشان برگشت می‌خورد. یا مثلا آن كسانی كه مجنون هستند؛ قرضشان را به موقع نمی‌دهند و همیشه درگیر هستند و رباخواران در جامعه زیاد هستند. بعضی از این افرادی را كه می‌بیند، در یك مغازه خشك و خالی نشسته‌اند، در گذشته ما فكر می‌كردیم خب، این بنده خدا با این وضعش، چگونه روزی‌اش را به دست می‌آورد؟ بعدها متوجه شدیم این تنها، دكه‌اش است. و به چشمانش كه نگاه می‌كنی واقعا می‌بینی كه مانند انسان‌های دیوانه است كه هیچ هوش و حواسی ندارد. چون همیشه هم با افراد گوناگونی درگیر بوده است و همیشه هم در راهرو دادگستری در حال رفت و آمد است.
و همیشه یك حالت حیرت و نگرانی بر این افراد حاكم است. «لایقومون» یعنی در زندگی روزمزه هیچ قدرت ایستادگی روی پای خودش را ندارد. «الا كما یقوم الذی یتخبطه الشیطان؛ مگر مانند كسی كه شیطان او را به تخبط دیوانه كرده باشد. و تخبط، یعنی به هم ریختن. عرض كردم كه، نوعی از تخبل دیوانگی است. یعنی اعصاب این شخص من المس بر اثر تماس با شیطان، به هم ریخته است. در این جا قرآن دقیقا مسئله تماس با شیطان را طبق باور عرب مطرح كرده است. از این رو من عرض می‌كنم كه نه جن و نه شیطان ( كه نوعی از جن است) قطعا هیچ كدام قدرت آزار رساندن به انسان (به طور فیزیكی) را ندارد. اصلا چنین چیزی امكان ندارد. و این باور از اصول مكتب ما است. یعنی، هیچ یك از افراد جن (كه شرورشان شیطان نام دارد) اینان، نمی‌توانند به طور فیزیكی به انسان آزار برسانند. یعنی شما كنار پله ایستاده باشید، و آنان بتوانند شما را سرنگون كنند. یا غذایی كه می‌خواهید بخورید، بتوانند آن را بریزند و این كه در جایی بتوانند مستقیما دخالت بكنند. طبق مكتب ما این محال است. مكتب ما چه مكتبی است؟ تشیع است.تشیع روی چه پایه‌ای استوار است؟ بر پایه حكمت استوار است؛ بنابراین حكمت الهی اجازه نمی دهد كه یك جسم نامرئی بر جسم دیگری تسلط یابد. در حالی كه آن جسم، قدرت دفاع كردن از خودش را نداشته باشد. پس اگر ما شیعه هستیم و مكتب تشیع را پذیرفته‌ایم، مكتب تشیع بر اساس حكمت الهی است و حكمت خداوند به هیچ وجه اقتضا نمی‌كند كه انسان با آزار كسی مواجه بشود، چیزی را كه نمی‌بیند و قدرت دفاع كردن از خودش را نیز در مقابل آن نداشته باشد؛ این خلاف حكمت است؛ از این رو در روز قیامت هم وقتی همه انسان‌ها می‌گویند: «شیطان! شیطان! شیطان!» خداوند می‌فرماید: «خب، این شیطان را بیاورید تا ببینیم چرا انسان‌ها همه گناهان خود را گردن او انداخته‌اند؟! شیطان را می‌آورند؛ انسان‌ها می‌گویند: « مرگ بر تو! مرگ بر تو ای شیطان! تو ما را گمراه كردی!» و همهمه می‌كنند شیطان می‌گوید: «آرام ! آرام ! آرام باشید!» سپس می‌گوید: «و ما كان لی علیكم من سلطان الا ان دعوتكم فاستجبتم لی ...» من بر شما تسلطی نداشتم، جز این كه دعوتتان كردم و شما دعوت من را پذیرفتید. در ادامه می‌گوید: «ببینید، خداوند این همه پیغمبران فرستاد (مشافهتا ، محاجتا) و برای من و شما این همه برهان آورد. ولی شما دنبال آن نرفتید و همین كه من به شما یك اشاره‌ای كردم، به طرف من دویدید. بنابراین، شما خودتان مفصر هستید. و اینك بیان معنای «من المس» : از آیات دیگر روشن می‌شود كه مقصود از «من المس» در این جا، این است كه شیطان بر این شخص رباخوار، چنان سیطره یافته است كه وسوسه‌هایش كارگر شده است و این شخص از خودش دیگر هیچگونه تصمیم و اراده‌ای ندارد.
این افسون‌هایی كه شیطان بر گوشش خوانده است، موجب شده‌ است كه یك تطوری در اعصابش پدید آید. اگر یك خبر ناراحت كننده به شما بدهند، آن وقت شما در اعصابتان یك تطوری پدید می‌آید كه دیگر قدرت تصمیم گیری از شما سلب می‌شود و شیطان به مغز این گونه افراد آن قدر افكار ضد و نقیض تلقین می‌كند، كه یك تطوری در اعصابشان پدید می‌آید. و این افراد حیرت‌زده می‌شوند و نمی توانند روی پای خود بایستند: بر زمین راه را گم كرده است و سرگردان است. و آیه‌ای دیگر: «استحوذ علیهم الشیطان فانساهم ذكرالله اولئك حزب الشیطان الا ان حزب الشیطان هم الخاسرون». و آیه‌ای دیگر درباره حضرت ایوب: اذنای ربه انی مسنی الشیطان بنصب و عذاب ...» بنده ما ایوب را، هنگامی كه پروردگارش را خواند (و گفت: پروردگارا!) شیطان مرا به رنج و عذاب افكنده است.
حضرت ایوب علیه السلام به خداوند عرض می‌كند. خداوند! مسنی الشیطان بنصب. «نصب»؛ یك نوع ناراحتی سخت و دشواری است. خب، مگر شیطان چه كار می‌كرده است؟ شیطان كه نمی‌آید مثلا یك چاقویی به حضرت بزند، یا این كه یك چوبی بردارد و حضرت را بزند! یا مثلا، به حضرت فشار فیزیكی وارد كند. كسانی را كه می‌خواستند به حضرت خدمتی بكنند شیطان در گوش آنان این چنین می‌خواند: این مرضش واگیر دارد: نزد او نروید. و اگر كسی می‌خواست خدمت حضرت برسد؛ شیطان می‌رفت تا شاید از دور بتواند یك توطئه‌هایی بكند، و حضرت ایوب علیه السلام در دشواری قرار بگیرد. بنابراین همین آیه، به گونه‌ای دیگر تكرار شده است كه زبان حال حضرت ایوب علیه السلام است: «اذنادی ربه انی مسنی الضر...» و هنگامی كه پروردگارش را خواند و عرضه داشت: «بدحالی و مشكلات به من روی آورده است و...» در آنجا فرمود: «مسنی الشیطان بنصب» و در این جا می‌فرماید: «مسنی الضر»؛ یعنی این ناگواری و این ناراحتی، بر اثر دسیسه‌های شیطان است. نه این كه شیطان بتواند به طور مستقیم تاثیر بگذارد. بلكه غیر مستقیم بر حضرت اثر گذارد بود. پس مقصود از «مس الشیطان»؛ «مس ذریته علی اثر دسائس الخبیث للابرار، مباشره » بوده است و یك آیه دیگر كه خداوند در توصیف جهنم می‌فرماید: «اذلك خیر نزلا ام شجره الزقوم انا جعلنا فتنه للظالمین انها شجره تخرج فی اصل الجحیم طلعها كانه روس الشیاطین فانهم لاكلون منها فمالون منها البطون».
«طلع»؛ یعنی میوه‌ها و خوشه‌ها. قاعدتا عرب از شیطان یك تصویر زشتی داشته است كه او را به صورت جسم تصور می‌كرد و قرآن هم، همین باور عرب را آورده است. «كانه رؤس الشیاطی»؛ یعنی، همان تصور عرب‌ها كه برای شیطان صورت زشتی قائل بودند.
این اشكال بود. اما پاسخ: «رؤس الشیاطین» مقصود از شیاطین در این جا، آن شیطانی كه از جنس جن باشد، نیست. بلكه یك نوع مار است كه درصحرا زندگی می‌كند؛ روی برخی از درخت‌ها می‌رودو بر روی آنها می‌نشینند. این مارها، سربسیار زشتی دارند كه اسم خود این مارها شیطان است. عرب‌ها با دیدن این مارها بسیار ناراحت می‌شوند؛ چون بسیار ترسناك‌اند. و این مار روی یك درخت معروفی می‌نشیند. عرب‌ها وقتی كه به این نوع درخت نزدیك می‌شوند، ماری را می‌بینند كه شبیه به میوه‌‌های این درخت است، و سخت از آن متنفر می‌شوند. پس این تشبیه، تشبیه كردن به یك امر عینی و خارجی است كه نوعی از مار باشد. حالا من معنای این شیطان را می خوانم تا مسئله برایتان روشن بشود: الشیطان، اسم للحیه لها عرف، و هی لحمه مستطیله فوق راسها، شبه عرف دیك مانند، تاج خروس. قال الزجاج: «تسمی العرب، بعض الحیات شیطانا؛ هو حیه لها عرف قبیح المنظر و انشد». یكی دیگر از شعرای عرب كه زنش بدزبان و بدمنظر هم بود در مذمت زنش می‌گوید: «انجرد تخلف حین احلص كمثل شیطان از آن بالا می‌رود و روی آن می‌نشیند و سرش را مثل میوه درخت آویزان می‌كند. انجرد؛ پیرزال را گویند.
شاعر دیگری می‌گوید: «تلاعب مسنا حضر می‌ كانه تعج تعمج الشیطان بزیخر و ان قصری». پس شیطان در این دو بیت همان الحیه المهیبه یتنفر منها معرفی شده است؛ و كانه روس الشیاطین كنایه از این مار قبیح المنظر است كه از درختان بیابان بالا می‌رود و روی شاخه‌های آن درختان بیابان بالا می‌رود و روی شاخه‌های آن درختان می نشیند. و این گونه، در بیننده حالت تنفر ایجاد می‌كند. پس این تشبیه، تشبیه به شیطانی نیست كه از جنس جن می‌باشد، بلكه برداشت غلطی است كه از قرآن شده است. و این بی‌اطلاعی آنان از لغت عربی را نشان می‌دهد.
آیا امضای قرآن بر بعضی از فرهنگ عرب خود نشانه تاثیر پذیری از فرهنگ عرب نیست؟
حج، كه حج ابراهیمی است و عرب‌ها آن را از ابراهیم گرفته بودند؛ پس چطور می‌شود كه قرآن، حج را از عرب‌ها گرفته باشد! تجارت هم یك مسئله جهانی است؛ پس جرا تجارت از عرب گرفته شده باشد؟
اگر قرآن، امروز در ایران نازل می‌شد، آیا از فرهنگ ایرانی در زمینه تشبیهات، تمثیلات، كنایات و ضرب المثل‌ها استفاده می‌كرد؟
ببینید! وقتی خداوند در قرآن می‌فرماید: « ما من رسول الا بلسان قومه...» لسان؛ یعنی، زبان خب، این زبان، تشبیه، كنایه ، ضرب المثل، استعاره و مجاز دارد؛ بنابراین از همان لغت استفاده می‌كنند و اگر قرآن به زبان فارسی نازل می‌شد، بی‌شك از تشبیه و استعاره فارسی استفاده می‌كرد و این زبان گفتار است؛ بنابراین معنای آن، «تاثیرپذیر» نمی‌تواند باشد.

كیهان
آیت الله محمد هادی معرفت


منبع : بنياد انديشه اسلامي

مطالب مرتبط

ترجمه‌های‌ قرآن‌ مجید به‌ زبان‌ ایتالیائی‌

ترجمه‌های‌ قرآن‌ مجید به‌ زبان‌ ایتالیائی‌
قرآن‌ مجید، آخرین‌ پیام‌ الهی‌ برای‌ بشریت‌، تا کنون‌ به‌ بیش‌ از ۱۴۰ زبان‌ مختلف‌ جهان‌ ترجمه‌ شده‌ که‌ زبانها اروپائی‌،در تعداد و کثرت‌ ترجمه‌ها بر اغلب‌ زبانهای‌ دیگر دنیا برتری‌ دارند. ۱۲۰ نوع‌ ترجمه‌ انگلیسی‌، حدود ۵۰ ترجمه ‌فرانسوی‌، بیش‌ از ۴۶ ترجمه‌ آلمانی‌ و ۱۵ نوع‌ ترجمه‌ ایتالیائی‌، بیانگر گوشه‌ای‌ از این‌ حقیقت‌ است‌ . (۱)
البته‌ زبان‌ ایتالیائی‌، پس‌ از لاتین‌، در داشتن‌ ترجمه‌ کامل‌ از قرآن‌ مجید پیشگام‌ است‌ و قدیمی‌ترین‌ ترجمه‌ها در زبان‌ایتالیائی‌، بیش‌ از ۵ قرن‌ سابقه‌ دارد.
ترجمه‌های‌ چاپ‌ شده‌ قرآن‌ مجید به‌ ایتالیایی‌، به‌ ترتیب‌ تاریخ‌ چاپ‌ عبارتند از:
۱) قرآن‌ محمد، ترجمه‌ « آندره‌ آ اری‌ وابنه‌ » ( با نام‌ مستعار موچینیگو) چاپ‌ « پازل‌ » سویس‌ ـ ۱۵۴۳ میلادی‌ و: « ونیز »Venezia ایتالیا ۱۵۴۷ م‌.
۲) قرآن‌ ـ بضمیمه‌ تفسیر و شرحی‌ از زندگی‌ پیامبر ـ ترجمه‌ « وینچنسکو کالسا » چاپ‌ « باستیا » ایتالیا ۱۸۴۷ م‌.
۳) قرآن‌، ترجمه‌ « جوانی‌ پانزیری‌ »، چاپ‌ ایتالیا، سالهای‌ ۱۸۸۲ و ۱۹۱۲ و ۱۹۱۵ م‌.
۴) قرآن‌، ترجمه‌ « ویولانتی‌ »، چاپ‌ رم‌ ۱۹۱۲ م‌.
۵) قرآن‌، ترجمه‌ از متن‌ عربی‌ ـ بوسیله‌ « برانگی‌ » چاپ‌ « رم‌ » ۱۹۱۲ م‌.
۶) قرآن‌، همراه‌ متن‌ عربی‌، ترجمه‌ « اکیلیو فراکاسی‌ » چاپ‌ « میلان‌ » ۱۹۱۴ م‌.
۷) قرآن‌، ترجمه‌ « فروجو » چاپ‌ « باری‌ » ۱۹۲۸ م‌.
۸) قرآن‌، ترجمه‌ « لوئیجی‌ پونیلی‌ « چاپ‌ » میلان‌ »، ۱۹۲۹،۱۹۳۷ و ۱۹۴۰ با متن‌ عربی‌ (چاپ‌های‌ اخیر آن‌ فاقد متن‌عربی‌ است‌).
۹) تذکره‌ قرآن‌، ترجمه‌ از « ویرجینیا واکا »، شامل‌ ترجمه‌ خلاصه‌ و موضوعی‌ مفاهیم‌ قرآنی‌، چاپ‌ « فلورانس‌ » ۱۹۴۳م‌.
۱۰) ترجمه‌ای‌ از قرآن‌، در ضمیمه‌ تاریخ‌ بردی‌ STORIADE BARDI چاپ‌ ۱۸۴۶ م‌. مترجم‌: گمنام‌؟
۱۱) قرآن‌، ترجمه‌ « الکساندر بوزانی‌ » چاپ‌ اول‌ « فلورانس‌ » ۱۹۵۵ م‌، این‌ ترجمه‌ پس‌ از آن‌ و تا سال‌ ۱۹۹۰ بارها ازطرف‌ ناشرین‌ متعدد و در قطع‌های‌ مختلف‌ در ایتالیا تجدید چاپ‌ شده‌ و معروفترین‌ ترجمه‌هاست‌.
۱۲) قرآن‌، ترجمه‌ میرزابشیرالدین‌ محمود (از فرقه‌ قادیانی‌) زیر چاپ‌؟.
۱۳) قرآن‌، ترجمه‌ « مورینو »، چاپ‌ « تورینو » ۱۹۶۷ م‌.
۱۴) قرآن‌، در دو جلد همراه‌ با تفسیر ـ ترجمه‌ کشیش‌ « فدیکوپیرونه‌ » چاپ‌ اول‌ « میلان‌ » ۱۹۷۹ م‌. این‌ ترجمه‌ نیز بارهاتجدید چاپ‌ شده‌ است‌.
۱۵) قرآن‌، ترجمه‌ « آنجلوترینسونی‌ » آخرین‌ ترجمه‌ قرآن‌، چاپ‌ نخست‌ ترنتو ۱۹۸۹ م‌. چاپ‌ دوم‌ ۱۹۹۰ م‌، رم‌.
... در میان‌ ترجمه‌های‌ فوق‌، ترجمه‌ « بوزانی‌ » و ترجمه‌ کشیش‌ « پیرونه‌ » از معروفترین‌ ترجمه‌ها، با چاپ‌های‌ متعدد است‌... اما این‌ دو ترجمه‌، اشکالات‌ عجیب‌ و غریبی‌ دارند که‌ بظاهر بعید بنظر می‌رسد که‌ ناشی‌ از اشتباه‌ باشد، به ‌یکی‌ دو نمونه‌ اشاره‌ می‌کنیم‌:
مثلاً « پیرونه‌ » در توضیح‌ معنی‌ « ذوالحجه‌ » می‌گوید: « ذو » یعنی‌ صاحب‌ و « حجه‌ » یعنی‌ حج‌ کنند، پس‌ معنی‌« ذوالحجه‌ » می‌شود « صاحب‌ حج‌! » (صفحه‌ ۲۸۷ ترجمه‌ پیرونه‌، چاپ‌ میلان‌) و باز در همان‌ صفحه‌ در توضیح‌ معنی‌« فاتحه‌ » می‌نویسد « این‌ کلمه‌ امروز به‌ معنی‌ باز کردن‌ است‌! اما در قدیم‌ به‌ معنی‌ پیروزی‌ بوده‌ است‌ ».؟! که‌ ظاهراًمترجم‌ فرق‌ میان‌ « فتح‌ » و « فاتحه‌ » را تشخیص‌ نمی‌دهد!
این‌ نمونه‌ای‌ از میزان‌ « معلومات‌ » یک‌ پدر روحانی‌ است‌ که‌ به‌ خود اجازه‌ داده‌ که‌ علاوه‌ بر ترجمه‌، تفسیری‌ هم‌ برقرآن‌ مجید بنویسد! البته‌ وی‌ کتابی‌ هم‌ درباره‌ « اسلام‌ » دارد که‌ در آن‌ « چهره‌ حقیقی‌ » خود را نشان‌ داده‌ و در واقع‌، به‌بهانه‌ معرفی‌ اسلام‌، ردیه‌ و یا نقدی‌ بر اسلام‌ نوشته‌ و دست‌ خود را رو کرده‌ و یا خود را « لو » داده‌ است‌!... و بطورطبیعی‌، آدمی‌ با این‌ نوع‌ تفکر و اندیشه‌، باید هم‌ ترجمه‌ای‌ آنچنانی‌ از قرآن‌ مجید را عرضه‌ کند!
اما ترجمه‌ پروفسور « الکساندر بوزانی‌ » ـ استاد اسلام‌شناسی‌! و فرهنگ‌ عربی‌ ادبیات‌ فارسی‌ در دانشگاههای‌ ایتالیا؟ ـمعروفترین‌ و گویا بهترین‌ ترجمه‌هاست‌.
همین‌ شهرت‌ باعث‌ شد که‌ در سال‌ ۱۳۶۰ پس‌ از ورود به‌ ایتالیا برای‌ ترجمه‌ آیه‌ مربوطه‌ به‌ وراثت‌ زمین‌ توسط‌مستضعفان‌، به‌ آن‌ مراجعه‌ کنیم‌، اما این‌ مراجعه‌ نشان‌ داد که‌ مترجم‌، علیرغم‌ تسلط‌ به‌ عربی‌ و آشنائی‌ با چند زبان‌شرقی‌، مفهوم‌ ساده‌ترین‌ کلمه‌ها را که‌ « ائمه‌ » ـ جمع‌ امام‌ بمعنی‌ رهبر ـ است‌، درک‌ نکرده‌ و در ترجمه‌ خود « ائمه‌ » را« شاهزادگان‌ درجه‌ اول‌! » PIRNCIPI PIRMI ترجمه‌ کرده‌ که‌ وراث‌ « فرعون‌ »! می‌شوند (ترجمه‌ بوزانی‌ چاپ‌فلورانس‌ سوره‌ قصص‌ آیه‌ ۵ صفحه‌ ۲۸۱) و ظاهراً این‌ مفهوم‌ و معادل‌گیری‌ را در هیچ‌ قاموسی‌ و در هیچ‌ زبانی‌نمی‌توان‌ بدست‌ آورد و بی‌شک‌ از بافته‌های‌ ذهنی‌ و مغرضانه‌ مترجم‌ است‌..
بعنوان‌ نمونه‌ دیگر، می‌توان‌ اشاره‌ کرد که‌ بوزانی‌ در ترجمه‌ آیه‌ نخست‌ از سوره‌ معراج‌ « مسجدالحرام‌ » را « عبادتگاه‌مقدس‌ » و « مسجدالاقصی‌ » را « عبادتگاه‌ نهائی‌ » ! نامیده‌ و در تفسیر آن‌ نوشته‌ که‌ گویا « مکانی‌ در آسمان‌ است‌ » !(ترجمه‌ بوزانی‌، چاپ‌ فلورانس‌ سال‌ ۱۹۷۸ م‌ صفحه‌ ۲۰۱ و توضیح‌ آن‌ در صفحه‌ ۵۸۱).
این‌ نوع‌ کج‌ اندیشی‌ در ترجمه‌ باعث‌ شد که‌ درباره‌ مترجم‌، تحقیقی‌ بعمل‌ آید و متأسفانه‌ روشن‌ شد که‌ وی‌ یک‌ « بهائی ‌» مسئول‌ سازمان‌ « مرکز بهائی‌گری‌ » ایتالیاست‌...
در سفر اخیر به‌ ایتالیا، اطلاع‌ حاصل‌ شد که‌ فوت‌ کرده‌ است‌.
... البته‌ ما در این‌ بحث‌ کوتاه‌ قصد نقد و بررسی‌ ترجمه‌های‌ قرآن‌ به‌ زبان‌ ایتالیائی‌ را نداریم‌ ـ گرچه‌ خود یک‌ امرضروری‌ است‌ ـ ولی‌ اشاره‌ به‌ این‌ نکته‌ بی‌مناسبت‌ نیست‌ که‌ این‌ نوع‌ ترجمه‌ها ـ علاوه‌ بر آگاهی‌ از این‌ نکته‌ که‌ اغلب‌ترجمه‌های‌ قدیمی‌ و قبلی‌، به‌ دستور پدران‌ روحانی‌ و عمدتاً برای‌ « ردنویسی‌ »! انجام‌ گرفته‌ است‌ ـ بی‌شک‌ خالی‌ ازغرض‌ ورزی‌ نیست‌ ـ ما در این‌ زمینه‌ در کتاب‌ « تاریخ‌ ترجمه‌های‌ قرآن‌ » بحث‌ کرده‌ایم‌ ـ ما را واداشت‌ که‌ در همان‌ سال‌۱۳۶۰، برای‌ تهیه‌ یک‌ ترجمه‌ نسبتاً صحیح‌، کار ترجمه‌ را با همکاری‌ « خانم‌ سیلویا » مترجمهٔ‌ سفارت‌ جمهوری‌اسلامی‌ ایران‌ در واتیکان‌، آغاز کنیم‌... اما محصول‌ کار ما پس‌ از یک‌ سال‌ فقط‌ ترجمه‌ یک‌ جزء از قرآن‌ بود ـ که‌ آن‌ راموجود داریم‌ ـ و با این‌ حساب‌، برای‌ ترجمه‌ کامل‌ قرآن‌ محید، ظاهراً نیازمند حدود سی‌ سال‌ وقت‌ بودیم‌... روی‌همین‌ اصل‌ از آقای‌ « ترینسونی‌ » دوست‌ ایتالیائی‌ خود خواستم‌ که‌ به‌ دنبال‌ پایان‌ ترجمهٔ‌ « نهج‌البلاغه‌ » به‌ زبان‌ایتالیائی‌، که‌ از سوی‌ مرکز فرهنگی‌ ـ اسلامی‌ اروپا در سال‌ ۱۹۸۴ م‌ در رم‌ چاپ‌ و منتشر شد و یکی‌ از مواد درسی‌ دردانشکده‌ « فلسفه‌ و علوم‌ انسانی‌ رم‌ و فلورانس‌ » گردید، به‌ ترجمه‌ قرآن‌ مجید نیز بپردازد که‌ همان‌ سال‌، کار را آغاز کردو پس‌ از یک‌ سال‌ کار و تلاش‌ مستمر، ترجمه‌ کامل‌ قرآن‌ را تحویل‌ ما داد... ولی‌ با پایان‌ مأموریت‌ پنج‌ ساله‌ و مراجعت‌نویسنده‌ یه‌ ایران‌، متأسفانه‌ چاپ‌ آن‌ از سوی‌ مرکز فرهنگی‌ ـ اسلامی‌ اروپا عملی‌ نشد! و پس‌ از چندین‌ سال‌ تأخیر،سرانجام‌ در سفر سه‌ ماهه‌ امسال‌ (۱۳۶۹ـ۱۹۹۰ م‌) توانستیم‌ این‌ ترجمه‌ را با مقدمه‌ای‌، در اختیار علاقمندان‌ قراردهیم‌.
« آنجلو ترینسونی‌ » نویسنده‌ و محقق‌ ایتالیائی‌، در ۱۹۴۲ م‌ در شهر « جنوا » متولد شده‌ و فارغ‌التحصیل‌ دانشگاه‌ همان‌شهر هم‌ هست‌ و همواره‌ در فعالیتهای‌ فرهنگی‌ پیشگام‌ بوده‌ و آشنا به‌ چندین‌ زبان‌ است‌. وی‌ مدتها مسئول‌ مرکزمطالعات‌ قرون‌ وسطی‌، و مؤسسه‌ انتشارات‌: القسط‌ ALKAEST بود، وی‌ در سال‌ ۱۹۸۰ م‌ کتابی‌ بنام‌ « جمهوری‌اسلامی‌ ایران‌ » در معرفی‌ نظام‌ جدید ایران‌ منتشر نمود و از سال‌ ۸۱ تا ۸۶ مجله‌ صوفی‌ SOPHIA را منتشر ساخت‌ ودر آن‌ مقالاتی‌ از « علامه‌ طباطبائی‌ » و دیگران‌ در شناخت‌ شیعه‌، ترجمه‌ و منتشر نمود. آخرین‌ کار خوب‌ وی‌، ترجمه‌« نهج‌البلاغه‌ » در سال‌ ۱۹۸۳ م‌ برای‌ مرکز فرهنگی‌ ـ اسلامی‌ بود که‌ در سال‌ ۱۹۸۴ م‌ با مقدمه‌ای‌ از نویسنده‌ چاپ‌ شدو در سراسر ایتالیا، توزیع‌ گردید.
... ترجمه‌ قرآن‌ مجید توسط‌ وی‌ بی‌ شک‌ با تلاش‌ و کوشش‌ زیادی‌ همراه‌ بوده‌ است‌. اما در عین‌ حال‌ نمی‌توان‌ گفت‌ که‌این‌ ترجمه‌ خالی‌ از نقص‌ است‌. ولی‌ اگر توجه‌ داشته‌ باشیم‌ که‌ هیچگونه‌ ترجمه‌ کامل‌ و بدون‌ نقص‌، حتی‌ در زبان‌فارسی‌، یا دیگر زبانهای‌ متداول‌ در بلاد اسلامی‌ وجود ندارد، اشتباهات‌ این‌ ترجمه‌ نیز قابل‌ درک‌ و هضم‌ خواهد بود.
در اینجا ضمن‌ تشکر از « تریسونی‌ » پیشنهاد می‌کنیم‌ که‌ خوانندگان‌ و دوستان‌ و آشنایان‌ به‌ زبان‌ ایتالیائی‌، در هر کجای‌این‌ ترجمه‌ که‌ به‌ اشکال‌ یا نقصی‌ برخورد نمودند، آن‌ را به‌ طور کتبی‌ به‌ ما اطلاع‌ دهند، تا چاپ‌های‌ بعدی‌ را کاملتر و یابی‌نقص‌تر، در اختیار علاقمندان‌ قرار دهیم‌.(۲)

وبگردی
فیلم | دستگیری ۳ مرد با لباس زنانه در مسیر پیاده‌روی اربعین!
فیلم | دستگیری ۳ مرد با لباس زنانه در مسیر پیاده‌روی اربعین! - ۳ مرد با لباس زنانه در مسیر پیاده روی اربعین دستگیر شدند. دادستان شهرستان حمیدیه استان خوزستان گفت: افرادی که شامگاه گذشته در مسیر راهپیمایی اربعین حسینی دستگیر شده اند، هیچگونه انگیزه امنیتی نداشته اند. علی بیرانوند به ایرنا گفته بعد ازظهر جمعه ماموران انتظامی حمیدیه به یک خودروی پراید مشکوک شدند که پس از متوقف کردن آن متوجه شدند 6سرنشین مرد داشته که سه نفرشان پوشش زنانه دارند. این افراد برای تحقیقات…
وضعیت ناگوار زائرین اربعین در ایران
وضعیت ناگوار زائرین اربعین در ایران - زائرانی که از ایران عبور میکنند وضعیت نامناسبی دارند
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟ - فیلم - پدری که در برنامه «فرمول یک» علی ضیا ادعا کرد به خاطر تامین هزینه‌های درمان فرزندش اقدام به فروش کلیه‌اش کرده، مردم را فریب داده است.
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه!
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه! - مثلاً سنت های الهی که در این سند آمده، در کتاب های درس بینش اسلامی دوره دبیرستان هم وجود دارد... واقعاً هزاران جلسه تشکیل داده اند که بدیهیاتی مانند خانواده بنیادی ترین واحد تشکیل دهنده جامعه است، انسان دارای اختیار است، جهان دارای نظام علّی - معلولی است، خداوند رحمان و رحیم است و ... را در سند بازنویسی کنند؟!
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت - صحبتهای کنایه آمیز یک بازرگان با وزیر صنعت
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد - ۱- خب چی میشه ولایتی بجای توصیه به لُنگ پوشی، بملت توصیه کنه تو سعدآباد مالک خونه بشن ویک سومشو وقف کنن؟ ۲- اینجور واینجا صاحبخونه شدن و بعد توجیه وقف، آدمو یادحافظ میندازه: فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد که می‌حرام، ولی بِه زمالِ اوقاف است
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند - حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند؟مردم نیازی به این توصیه‌هاندارند اگرلازم باشد آن‌قدر شرف دارندکه از خودشان دفاع کنند ولی این دفاع،منحصربه دفاع دربرابر دشمنان خارجی نمی‌شود که باید وضعیت خیلی‌ها رادر داخل هم بررسی کرد.
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید!
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید! - فیلم - حمله فرد متهم در بازار پرنده فروشان اهواز به پلیس آگاهی منجر به درگیری مرگبار شد.
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد - ماجرای عجیب دو منزل مسکونی در همسایگی کاخ سعدآباد و حسین فریدون و نهاد ریاست جمهوری
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+)
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+) - فیلم - به تازگی شخصی در فضای مجازی فیلمی منتشر کرده که مردی ادعا می کند در پارکینگ خانه اش مورد حمله جن ها قرار گرفته است.
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد!
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد! - فیلم - پاول یک توریست اهل چک است که با موتورسیکلتش دنیا را می گردد و یک هفته در ایران اقامت داشته است. ویدئوی سلفی که او در طبیعت ایران از خود و اقدام پسندیده اش منتشر کرده برای همه ایرانیان جای تامل دارد.
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+)
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+) - فیلم - قتل مدل و ملکه زیبایی عراق از روز گذشته سوژه رسانه ها شده و پلیس تحقیقات ویژه ای را برای دستگیر قاتل وی انجام داده است. تصاویر منتشر شده از جنازه غرق در خون وی را در ویدئوی زیر می بینید.
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز - عکس این بنرکه گفته می‌شود نمایشگر تصویری از سربازان رژیم صهیونیستی است طی روزهای اخیر در فضای مجازی دست به دست می‌شد و واکنش‌هایی به همراه داشت.
عکسی آموزنده از سفر نیویورک
عکسی آموزنده از سفر نیویورک - پوشه‌های پُر از برنامه فرانسوی‌ها در برابر دستان خالی تیم ایرانی. به کاغذ ها و پرونده های موجود روبه روی تیم فرانسه دقت کنید!
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان