چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۷ / Wednesday, 17 October, 2018

باستر کیتون‌؛ صورت‌ سنگی‌ بزرگ‌


باستر کیتون‌؛ صورت‌ سنگی‌ بزرگ‌
واقعا كسی‌ می‌تواند ادعا كند بازیگری‌ كیتون‌ بهتر از چاپلین‌ بود؟ مقایسه‌ نخستین‌ روزهای‌ كیتون‌ با اوج‌گیری‌ بازیگری‌ چاپلین‌ در «سیو وردو» یا «لایم‌ لایت‌» دشوار است‌، اما حقیقت‌ دارد كه‌ كیتون‌ نیز یكی‌ از حیرت‌آورترین‌ بازیگران‌ سینمای‌ صامت‌ است‌.
برای‌ چاپلین‌، محتوا مقدم‌ بر شكل‌ بود. شخصیت‌، موقعیت‌ و مضمون‌ برای‌ او، عوامل‌ بنیادین‌ بودند و دوربین‌ ابزاری‌ غیرهنرمندانه‌ و صرفا وسیله‌یی‌ برای‌ ضبط‌ صحنه‌ بود. در حالی‌ كه‌ قضیه‌ برای‌ كیتون‌ برعكس‌ بود. شكل‌ بر مضمون‌ تقدم‌ داشت‌ و او شخصا شیفته‌ فناوری‌ دوربین‌ بود. برای‌ چاپلین‌ كافی‌ بود كه‌ هر قالب‌ فیلم‌ با عملكردهای‌ نمایشی‌ پر شود و از این‌ رو شكل‌ فیلم‌هایش‌ تئاتری‌ و استودیویی‌ به‌ نظر می‌رسند. برعكس‌ برای‌ كیتون‌، مكان‌ و چشم‌انداز در پرتو حركت‌، پویایی‌ و جلوه‌های‌ ویژه‌ بصری‌ از اهمیت‌ بسیار برخوردارند. چاپلین‌ همواره‌ در بند واقع‌گرایی‌ بود و كیتون‌ كم‌ و بیش‌ به‌ فرا واقع‌گرایی‌ پهلو می‌زد.
كیتون‌ درباره‌ مفهوم‌ شخصیت‌ آثارش‌ می‌گفت‌: «شخصیت‌ بر اساس‌ موقعیتی‌ كه‌ خلق‌ می‌كنید بنا می‌شود.» برخلاف‌ ولگرد چاپلین‌ كه‌ به‌ قول‌ كیتون‌: «همیشه‌ و همه‌ جا یكی‌ بود»، كیتون‌ شخصیت‌ هایش‌ را بسیار متنوع‌ خلق‌ می‌كرد و بیشترین‌ تاثیر طنز را از موقعیت‌های‌ مختلف‌ می‌گرفت‌.
مایه‌ ها و موقعیت‌های‌ فیلم‌های‌ كیتون‌ آشنا بودند؛ یا اختلاف‌های‌ خانوادگی‌ از نوع‌ تقابل‌ بین‌ پدر و پسر یا مرد كوچك‌ در برابر نیروهای‌ طبیعت‌. اما شخصیت‌ سینمایی‌ كیتون‌ براستی‌ نوآورانه‌ بود. گرچه‌ پیش‌ از آن‌ هیچ‌ كس‌ چنین‌ به‌ دوربین‌ خیره‌ نشده‌ بود (طوری‌ كه‌ اغلب‌ پهنای‌ چهره‌ سرد و چشمان‌ بازش‌ را بیش‌ از نیمرخش‌ به‌ یاد می‌آوریم)، اما هیچ‌گاه‌ بازی‌ همذات‌ پندارانه‌یی‌ ارایه‌ نداد. این‌ ویژگی‌ او اغلب‌ با احساسات‌ گرایی‌ چاپلین‌ مقایسه‌ شده‌ است‌ و گفته‌ می‌شود او به‌ همین‌ دلیل‌ در زمان‌ خود، كمتر از چاپلین‌ یا حتی‌ هرولد لوید محبوب‌ عام‌ بود.
باستر كیتون‌ در مورد چهره‌اش‌ می‌گوید: «یكی‌ از اولین‌ چیزهایی‌ كه‌ توجه‌ مرا جلب‌ كرد، این‌ بود كه‌ هر زمان‌ می‌خندیدم‌ یا نشان‌ می‌دادم‌ چقدر خوشحالم‌، احساس‌ می‌كردم‌ مردم‌ بطور طبیعی‌ نمی‌خندند. بنابراین‌ شروع‌ كردم‌ به‌ خیره‌ و مات‌ نگریستن‌، نخندیدن‌ و زل‌ زدن‌ مانند جادو شده‌ها».
به‌ این‌ ترتیب‌، منشا چهره‌ بی‌روح‌ و جدی‌ اما بیانگر كیتون‌ آشكار می‌ شود. زندگی‌ نگار كیتون‌ می‌گوید: «چهره‌ او مناسب‌ سكوت‌ بود. بی‌حركتی‌ چهره‌ او و بی‌صدایی‌ سینمای‌ صامت‌ یكدیگر را كامل‌ می‌كردند. سكوت‌ او توجه‌ را بر می‌انگیخت‌ و بیانش‌ همدردی‌ را.» وقتی‌ از او پرسیده‌ شد چرا در فیلم‌ها نمی‌خندد، گفت‌: «راه‌های‌ دیگری‌ هم‌ برای‌ ابراز خوشحالی‌ هست‌.»كیتون‌ همواره‌ در پاسخ‌ به‌ اینكه‌ چرا روش‌ صامت‌ خود را حفظ‌ نمی‌كند، مدعی‌ بود كه‌ با سینمای‌ ناطق‌ مشكلی‌ ندارد. اما هنوز تصور اینكه‌ تمامی‌ جلوه‌ها بصری‌ او با صدا نیز همین‌ تاثیر را داشته‌ باشند، دشوار است‌. افزون‌ بر این‌، نكته‌یی‌ دیگر در كیتون‌ بود كه‌ او را بیش‌ از پیش‌ به‌ دوران‌ صامت‌ مربوط‌ می‌ساخت‌. «سكوت‌ با روش‌ و ذاتش‌ درآمیخته‌ بود.» او صامت‌ترین‌ كمدین‌ سینمای‌ صامت‌ بود، چون‌ حتی‌ تبسمی‌ ناچیز بر چهره‌اش‌ همچون‌ فریادی‌ جلوه‌گر می‌شد.
از دید بسیاری‌ از منتقدان‌، روش‌های‌ نمایشی‌ چاپلین‌ به‌ رغم‌ بهره‌بردن‌ از موضوع‌هایی‌ معاصر، در ملودرام‌های‌ زمان‌ ویكتوریا ریشه‌ دارد، در حالی‌ كه‌ فیلم‌های‌ كیتون‌ به‌ رغم‌ موضوع‌های‌ ساده‌، بی‌ادعا و غیرسیاسی‌شان‌، جلوه‌ های‌ پویاتری‌ از رسانه‌یی‌ نوین‌ را بویژه‌ برای‌ نسل‌های‌ فردا به‌ نمایش‌ می‌گذارند.كارنامه‌ كیتون‌ با بازی‌های‌ كوتاه‌ و درخشان‌ او در سانست‌ بولوار (۱۹۵۰) بیلی‌ وایلدر و لایم‌ لایت‌ (۱۹۵۲) چاپلین‌، كامل‌ می‌شود. او پیش‌ از مرگ‌ شاهد توجه‌ دوباره‌ به‌ آثارش‌ بود، اگرچه‌ به‌ قول‌ خودش‌ «سی‌سال‌ دیر»؛ و واپسین‌ بار كه‌ در انظار عمومی‌ دیده‌ شد، در جشنواره‌ ونیز (۱۹۶۵) در میان‌ استقبال‌ بی‌نظیر حضار بود كه‌ گفت‌: «نخستین‌ بار است‌ كه‌ میهمان‌ جشنواره‌یی‌ هستم‌، اما امیدوارم‌ آخرین‌ بار نباشد» كه‌ بود.
كیتون‌ می‌گوید: «بسیاری‌ به‌ دلیل‌ نوع‌ نگریستن‌ من‌ در نمایش‌ و سینما فكر می‌كنند در زندگی‌ خصوصی‌ نیز ناامید و بدون‌ عشق‌ بودم‌، اما واقعیت‌ ندارد. تا جایی‌ كه‌ به‌ یاد می‌آورم‌، خودم‌ را خوشبخت‌ احساس‌ كرده‌ام‌.» اما شاید خوشبخت‌های‌ واقعی‌ ما هستیم‌ كه‌ همواره‌ نظاره‌گر لطف‌ و نشاط‌ او بوده‌ایم‌.


منبع : روزنامه اعتماد

مطالب مرتبط

چارلی‌ چاپلین‌؛ شهروند جهان‌

چارلی‌ چاپلین‌؛ شهروند جهان‌
سینما تا امروز نابغه‌یی‌ چون‌ چاپلین‌ نداشته‌ است‌. كارگردان‌ بزرگ‌ ایتالیایی‌، فدریكو فلینی‌ گفته‌ است‌: «او همچون‌ حضرت‌ آدم‌ برای‌ نسل‌ انسان‌، سر منشا همه‌ فیلمسازان‌ است‌». او برای‌ برخی‌ چارلی‌ است‌، برای‌ برخی‌ دیگر شارلو، كارلوس‌ یا كارلیتو، زیرا به‌ جرات‌ می‌توان‌ گفت‌ پس‌ از اختراع‌ سینما هیچ‌ كمدینی‌ و در واقع‌ هیچ‌ شخصیتی‌ به‌ اندازه‌ او مشهور نشده‌ و این‌ به‌ شمایل‌ خودساخته‌ او از فقیری‌ با آرزوهای‌ دور و دراز برمی‌گردد. ولگرد چاپلین‌ به‌ یقین‌ ماندگارترین‌ و آشناترین‌ شخصیت‌ سینمایی‌ تا به‌ امروز است‌.
اما با تمام‌ اینها می‌خواهیم‌ خود را از سنگینی‌ شهرت‌ چاپلین‌ رها كنیم‌ و نظری‌ دقیق‌تر به‌ كارنامه‌ او بیفكنیم‌. نخست‌ نباید فراموش‌ شود كه‌ زندگی‌ او یكی‌ از شگفت‌انگیزترین‌ داستان‌های‌ «از فقر تا ثروت‌» در قرن‌ بیستم‌ بود و موفقیت‌های‌ جهانی‌اش‌ در وهله‌ اول‌ از دل‌ كودكی‌ محنت‌ بارش‌ سر زد. بیشتر مردم‌ و كمدین‌ها معمولا تا به‌ مرتبه‌یی‌ می‌رسند، گذشته‌ خود را از یاد می‌برند یا آن‌ را در پوششی‌ دروغین‌ پنهان‌ می‌كنند، در حالی‌ كه‌ چاپلین‌ نه‌ تنها هیچ‌گاه‌ پس‌ زمینه‌اش‌ را انكار نكرد، بلكه‌ با تاكید بر زندگی‌ فقرا و رانده‌شدگان‌ و نمایش‌ كوشش‌ و مقاومت‌ «ولگرد» برای‌ پیوستن‌ به‌ جامعه‌، مدام‌ به‌ آن‌ رجوع‌ داشت‌.
چاپلین‌ در سال‌ ۱۸۸۹ در لندن‌ از پدرومادری‌ اهل‌ موسیقی‌ و نمایش‌ به‌ دنیا آمد. اما چندی‌ بعد پدر دایم‌الخمرش‌ پس‌ از ترك‌ خانواده‌ از دنیا رفت‌ و مادرش‌ نیز بر اثر عارضه‌یی‌ مغزی‌ در آسایشگاه‌ بستری‌ شد. به‌ این‌ ترتیب‌ بیشتر كودكی‌ او و برادرش‌ سیدنی‌ در پرورشگاه‌ گذشت‌. چاپلین‌ همچون‌ دیكنز (كه‌ پدرش‌ بر اثر بدهی‌های‌ فراوان‌ در زندان‌ بود)، فروپاشی‌ خانواده‌اش‌ را به‌ چشم‌ خود دید و برای‌ بقا ناگزیر از رجوع‌ به‌ سرچشمه‌هایش‌ شد و باز همانند دیكنز سعی‌ كرد كودكی‌ اندوهبارش‌ را با خلق‌ شخصیت‌های‌ خیالی‌ پر كند. شگفت‌ نیست‌ اگر رمان‌ محبوب‌ چاپلین‌ در سراسر عمرش‌ «اولیور تویست‌» با صحنه‌هایی‌ بسیار شبیه‌ كودكی‌ خود او بود و باز شگفت‌ نیست‌ اگر شمایل‌ انتخابی‌ چاپلین‌ به‌ عنوان‌ كمدین‌، ولگردی‌ بود كه‌ او كاملا زیر و بم‌ شخصیتش‌ را می‌شناخت‌. همچنین‌ بی‌راه‌ نیست‌ كه‌ حتی‌ بر قله‌ شهرت‌، كماكان‌ احساس‌ ناامنی‌، حقارت‌ و فقر می‌كرد و به‌ گفته‌ خودش‌ عمیقا همچون‌ شكست‌ خوردگان‌ بود. او پس‌ از تثبیت‌، از پول‌ و رفاه‌ بی‌نیاز بود، اما خاطره‌ عمیق‌ كودكی‌ هراس‌ بارش‌ همچنان‌ او را می‌آزرد و فقر و گرسنگی‌، مایه‌های‌ بنیادین‌ بسیاری‌ از فیلم‌های‌ او بود.
بارقه‌ بازیگری‌ نیز در چاپلین‌ با دیدن‌ نقش‌هایی‌ ملهم‌ از شخصیت‌های‌ آثار دیكنز بر صحنه‌ بیدار شد كه‌ او بسختی‌ می‌توانست‌ بخواندشان‌ و چاپلین‌ بار دیگر همچون‌ دیكنز با حسرت‌ ناشی‌ از فقدان‌ تحصیلات‌ رسمی‌ كوشید تا این‌ جای‌ خالی‌ را با مطالعات‌ شخصی‌ منظم‌ پر كند و برای‌ مدتی‌ هرچه‌ به‌ دستش‌ می‌رسید خواند، از ادبیات‌ و فلسفه‌ تا زبان‌ و سیاست‌. چاپلین‌ به‌ گروه‌ رقص و نمایش‌ فردكارنو پیوست‌ و به‌ زودی‌ ستاره‌ آنها شد.
در سفر این‌ گروه‌ به‌ امریكا در ۱۹۱۰ استنلی‌ لورل‌ او را به‌ یاد می‌آورد كه‌ با نزدیك‌ شدن‌ كشتی‌ به‌ ساحل‌، به‌ درون‌ قایق‌ پرید و فریاد زد: «امریكا! می‌آیم‌ تو را فتح‌ كنم‌. هر مرد، زن‌ و كودك‌ نام‌ مرا خواهد برد: چارلز اسپنسر چاپلین‌!» تصوری‌ كه‌ واقعا معنادار بود. احتمالا از پس‌ تحمل‌ آن‌ میزان‌ مصایب‌ در لندن‌، امریكا باید در نظر چاپلین‌، سرزمین‌ فرصت‌ها جلوه‌ كرده‌ باشد، چنانكه‌ به‌ زودی‌ احساس‌ كرد در وطنش‌ است‌. اما هیچگاه‌ شهروندی‌ امریكایی‌ نشد كه‌ این‌ موضوع‌ در محاكمه‌ سیاسی‌اش‌ در دوران‌ مك‌ كارتی‌ علیه‌ او به‌ كار گرفته‌ شد. او همواره‌ می‌گفت‌: «من‌ شهروند جهان‌ هستم‌».
مدتی‌ بعد، از چاپلین‌ دعوت‌ شد تا به‌ كمپانی‌ فیلمسازی‌ كیتون‌ بپیوندد، كه‌ كم‌ و بیش‌ با اكراه‌ و صرفا بخاطر پول‌ پذیرفت‌. بتدریج‌ احساس‌ كرد با سبك‌ دیوانه‌وار این‌ كمپانی‌ كه‌ در آن‌، تعقیب‌ و گریز مقدم‌ بر شخصیت‌ بود، نمی‌خواند. به‌ روایت‌ خود چاپلین‌، شمایل‌ «ولگرد» در بعدازظهری‌ از روزهای‌ آن‌ دوره‌ و در پی‌ تلاش‌ او برای‌ یافتن‌ شخصیتی‌ جذاب‌ و متفاوت‌ زاده‌ شد. او در انبار وسایل‌ صحنه‌، شلواری‌ بزرگ‌، كتی‌ تنگ‌، یك‌ جفت‌ كفش‌ وارفته‌، كلاه‌، عصا و سبیلی‌ كوچك‌ یافت‌ و تنها چیزی‌ كه‌ نیاز داشت‌، راه‌ رفتنی‌ مضحك‌ بود كه‌ از دوره‌گردی‌ پیر در لندن‌ به‌ یاد داشت‌. در آن‌ بعدازظهر، مشهورترین‌ شخصیت‌ سینمایی‌ جهان‌ به‌ این‌ ترتیب‌ شكل‌ گرفت‌.
اما البته‌ كار چاپلین‌ بر این‌ شخصیت‌ بود كه‌ آن‌ را مهم‌ ساخت‌. از دید چاپلین‌، این‌ شخصیت‌ چندوجهی‌ است‌: «ولگرد، نجیب‌، شاعر، رویاپرداز و مردی‌ تنها و احساساتی‌ با آرزوهای‌ دور و دراز كه‌ شما را وادار می‌ساز او را در جامعه‌ دانشمند، موسیقیدان‌، اشراف‌زاده‌ یا ورزشكار بپذیرید. اما واقعیت‌ این‌ است‌ كه‌ او حتی‌ نمی‌تواند ته‌ سیگاری‌ را از زمین‌ بردارد یا نوزادی‌ را از كالسكه‌اش‌ برباید». اینها ابعاد گوناگون‌ این‌ شخصیت‌ است‌ كه‌ او را چنین‌ آشنا و جذاب‌ می‌سازد. استادی‌ چاپلین‌ در كمدی‌ جسمانی‌ بی‌نقص بود و بدن‌ او نمونه‌یی‌ خارق‌العاده‌ از انعطاف‌ كمیك‌ به‌ شمار می‌رفت‌.
او می‌توانست‌ با مهارت‌ تمام‌ اسكیت‌ كند، برقصد، تردستی‌ كند و بر طناب‌ راه‌ برود. یكی‌ از شگردهای‌ جذاب‌ او هنگام‌ فرار، توقف‌ ناگهانی‌ بر یك‌ پا و چرخ‌ زدن‌ با پای‌ دیگر بود. او می‌توانست‌ با فنجانی‌ چای‌ در دست‌، معلق‌ بزند و بی‌آنكه‌ قطره‌یی‌ از چای‌ بریزد، دوباره‌ بایستد.
چاپلین‌ جز بدنش‌، خلاق‌ترین‌ استفاده‌كننده‌ از ابزار صحنه‌ برای‌ خلق‌ كمدی‌ نیز بود. معمولا دو راه‌ در این‌ زمینه‌ وجود دارد، یا وسیله‌ در خدمت‌ مفهوم‌ صحنه‌ قرار می‌گیرد یا بازیگر از آن‌ استفاده‌یی‌ ؤانوی‌ به‌ عمل‌ می‌آورد. تمامی‌ عوامل‌ توفیق‌ او در خلق‌ شخصیت‌ ولگرد تركیب‌ شده‌ بودند، كسی‌ كه‌ اندامش‌، راه‌رفتنش‌، سبیلش‌، شلوارش‌ و حتی‌ عصایش‌ خنده‌دار بود. اما همچنین‌ شخصیت‌ او بود كه‌ این‌ تركیب‌ را كامل‌ می‌كرد، جاذبه‌ و مهربانیش‌، عكس‌العمل‌های‌ سریعش‌ و بویژه‌ توانایی‌ غلبه‌اش‌ بر دشمنان‌ غول‌پیكر. او با گسترش‌ و رشد این‌ شخصیت‌ از خلال‌ دامنه‌یی‌ وسیع‌ از موفقیت‌ها و حوادث‌ توانست‌ به‌ خود در جامه‌های‌ آشپز، واعظ‌، مشتزن‌، خدمتكار، رهبر سیاسی‌، معدن‌كار، مكانیك‌، شیشه‌بر و... جنبه‌یی‌ اسطوره‌یی‌ ببخشد.
برخی‌ معتقدند چاپلین‌ با باز كردن‌ دهانش‌ دچار مشكل‌ شد و دوران‌ درخشان‌ آثارش‌ صرفا شامل‌ فیلم‌های‌ صامت‌ اوست‌. البته‌ واقعیت‌ دارد كه‌ چاپلین‌ از سینمای‌ ناطق‌ چندان‌ خوشش‌ نمی‌آمد و تا سالها این‌ شیوه‌ را به‌ كار نگرفت‌ اما تغییر تدریجی‌ چاپلین‌ از آن‌ پس‌ فقط‌ ناشی‌ از محدودیت‌های‌ فنی‌ او نبود، بلكه‌ جهان‌ اساسا در حال‌ تغییر بود و او به‌ جای‌ مضامین‌ بی‌عدالتی‌، گرسنگی‌، بیكاری‌ و فقر، اینك‌ به‌ جنایت‌های‌ سازمان‌ یافته‌، شكنجه‌ و كشتارجمعی‌ آدمیان‌ می‌اندیشید. ولگرد مهربان‌ در جهانی‌ كه‌ در حال‌ زیرپا گذاردن‌ انسان‌ و اخلاق‌ بود، دیگر جایی‌ نداشت‌. اما چاپلین‌ به‌ عنوان‌ هنرمند، تعهد ادامه‌ رویارویی‌ با این‌ جهان‌ را داشت‌ و این‌ نیز از اعتبار اوست‌ كه‌ فیلم‌های‌ ناطقش‌ چنین‌ بحث‌انگیزند. آیا این‌ دوره‌، زمان‌ افت‌ خلاقیت‌های‌ كمدی‌ اوست‌ یا دوره‌ دیدگاهی‌ نوین‌ به‌ جامعه‌ و انسان‌ در پس‌ ساختارهایی‌ نمادین‌ تر و هنرمندانه‌تر؟
چاپلین‌ در روز كریسمس‌ ۱۹۷۷ درگذشت‌. ژان‌ رنوار در رثای‌ او گفت‌: «او فریب‌ و پوچی‌ جهان‌ را دریافته‌ بود و مانند حواریون‌ مسیح‌، آن‌ را با بردباری‌ تحمل‌ می‌كرد تا قلبش‌ آرامش‌ یابد و روحش‌ از خشونت‌ دور بماند.» چاپلین‌ بعد از دیكنز، بهترین‌ دوست‌ رانده‌شدگان‌، رنج‌دیدگان‌ و مستمندان‌ بود. او نه‌ تنها بهترین‌ كمدین‌ تاریخ‌ سینما بلكه‌ وجدان‌ بیدار جامعه‌ بود. او بی‌پرواترین‌ و با شفقت‌ترین‌ طنزپرداز سینما بود كه‌ فیلم‌هایش‌ همچنان‌ همچون‌ نگینی‌ بر تارك‌ زمان‌ می‌درخشند.

وبگردی
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟ - فیلم - پدری که در برنامه «فرمول یک» علی ضیا ادعا کرد به خاطر تامین هزینه‌های درمان فرزندش اقدام به فروش کلیه‌اش کرده، مردم را فریب داده است.
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه!
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه! - مثلاً سنت های الهی که در این سند آمده، در کتاب های درس بینش اسلامی دوره دبیرستان هم وجود دارد... واقعاً هزاران جلسه تشکیل داده اند که بدیهیاتی مانند خانواده بنیادی ترین واحد تشکیل دهنده جامعه است، انسان دارای اختیار است، جهان دارای نظام علّی - معلولی است، خداوند رحمان و رحیم است و ... را در سند بازنویسی کنند؟!
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت - صحبتهای کنایه آمیز یک بازرگان با وزیر صنعت
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد - ۱- خب چی میشه ولایتی بجای توصیه به لُنگ پوشی، بملت توصیه کنه تو سعدآباد مالک خونه بشن ویک سومشو وقف کنن؟ ۲- اینجور واینجا صاحبخونه شدن و بعد توجیه وقف، آدمو یادحافظ میندازه: فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد که می‌حرام، ولی بِه زمالِ اوقاف است
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند - حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند؟مردم نیازی به این توصیه‌هاندارند اگرلازم باشد آن‌قدر شرف دارندکه از خودشان دفاع کنند ولی این دفاع،منحصربه دفاع دربرابر دشمنان خارجی نمی‌شود که باید وضعیت خیلی‌ها رادر داخل هم بررسی کرد.
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید!
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید! - فیلم - حمله فرد متهم در بازار پرنده فروشان اهواز به پلیس آگاهی منجر به درگیری مرگبار شد.
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد - ماجرای عجیب دو منزل مسکونی در همسایگی کاخ سعدآباد و حسین فریدون و نهاد ریاست جمهوری
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+)
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+) - فیلم - به تازگی شخصی در فضای مجازی فیلمی منتشر کرده که مردی ادعا می کند در پارکینگ خانه اش مورد حمله جن ها قرار گرفته است.
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد!
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد! - فیلم - پاول یک توریست اهل چک است که با موتورسیکلتش دنیا را می گردد و یک هفته در ایران اقامت داشته است. ویدئوی سلفی که او در طبیعت ایران از خود و اقدام پسندیده اش منتشر کرده برای همه ایرانیان جای تامل دارد.
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+)
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+) - فیلم - قتل مدل و ملکه زیبایی عراق از روز گذشته سوژه رسانه ها شده و پلیس تحقیقات ویژه ای را برای دستگیر قاتل وی انجام داده است. تصاویر منتشر شده از جنازه غرق در خون وی را در ویدئوی زیر می بینید.
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز - عکس این بنرکه گفته می‌شود نمایشگر تصویری از سربازان رژیم صهیونیستی است طی روزهای اخیر در فضای مجازی دست به دست می‌شد و واکنش‌هایی به همراه داشت.
عکسی آموزنده از سفر نیویورک
عکسی آموزنده از سفر نیویورک - پوشه‌های پُر از برنامه فرانسوی‌ها در برابر دستان خالی تیم ایرانی. به کاغذ ها و پرونده های موجود روبه روی تیم فرانسه دقت کنید!
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی