چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶ / Wednesday, 17 January, 2018

فرار از سکوت تفکر


فرار از سکوت تفکر
● جستاری درباره‌ی ماهیت موسیقی
در تمام طول زندگی بشر، موسیقی برای انسان‌ها از اهمیتی والا برخوردار بوده . «افلاطون» می‌گوید:«موسیقی یك ناموس اخلاقی است، كه روح به جهانیان و بال به تفكر و جهش به تصور و ربایش به غم و شادی و حیات به همه چیز می‌بخشد؛ جوهر نظمی است كه خود برقرار می‌كند و تعالی آن به سوی چیزی است، كه نیك و درست و زیباست و با اینكه نامرئی است، شكلی است، خیره كننده، هوس انگیز و جاویدان.»
موسیقی به دلیل بسط معنایی و احساسی كه در خود دارد، هنری است فراگیر و زبان مشترك نوع بشر؛ در حالات متفاوت، در هر زمان و مكان، موسیقی «از حیث باز نمودن جهان، به حد اعلا، یك زبان جهانی است كه نسبت آن با كلیت موسیقی، هیچ شباهتی با كلیت بی‌مغز و میان تهی بیان انتزاعی ندارد. بلكه به كلی غیر از آن است و نوعی است، كه با دقت و روشنی مطلق، همراه است؛ از این لحاظ شبیه اشكال هندسی و اعداد است؛ كه در عین آنكه صورت كلی همه اشیاء موضوع تجربه اند و با قضاوت پیشین شامل همه چیز می‌گردند، ولی به هیچ وجه انتزاعی نیستند. بلكه بر عكس شهودی و كاملاً مشخص‌اند.»
«و به كلی از حدود هنرهای دیگر خارج است، ما در آن هیچ گونه تقلید و شبیه‌سازی مثالی از ماهیت دنیا نمی‌یابیم. از طرف دیگر این هنری است، عالی، شگفت‌انگیز، قادر به برانگیختن لطیف‌ترین احساسات انسان و نوعی است كه عمیقاً و كاملاً‌ درك می‌شود و مانند یك زبان دنیایی است، كه از شهود عینی هم روشن‌تر است.»
انسان با موسیقی زیسته است و موسیقی با انسان رشد كرده است. حتی در جنگلها انسان‌ها با صدای طبل‌ها و كرناها، هم نوعان خود كشته‌اند و باز با همین موسیقی، به غم كشتگان خویش نشسته‌اند.
مهمترین و بزرگترین رسالت موسیقی، ایجاد نوعی احساس و درك درونی و شهودی در شنونده است. هر چند «موسیقی به دلیل نداشتن واژه یا تصویرهای عكس مانند، به نظر می‌رسد كه درون‌گراترین هنر باشد؛ اما در همان حال، به دلیل نوعی از آگاهی بر پیوندهایی كه در میان گروهی از شنوندگان پدید می‌آورد، بی‌آنكه مانعی فراراهش خودنمایی كند، اجتماعی‌ترین هنر نیز هست… با آنكه ظاهراً هنری درونی است، خصلتی متمایل به جهان خارج دارد. حالت‌های درونی موسیقی تفسیری از زندگی به شكلی است كه در اجتماع جریان دارد.»
تأثیر موسیقی بر زندگی فكری و اجتماعی آدمی به گونه‌ای بوده است، كه گاه متفكران بزرگ، سخنانی بر زبان رانده‌اند كه آدمی را به تعجب و تأمل وا می‌دارد.
«كنفوسیون» می‌گوید:«موسیقی بهترین عامل اصلاح آداب و رسوم و اخلاق جامعه و موجی دوستی و نیكخواهی است.»
«شوپنهاور» گفته است:«فقط موسیقی می‌تواند حقیقت ژرف جوهر وجود، اراده مطلق، جبر غم‌انگیز و هویت اساسی ما و جهان را آشكار كند.»
«كانت» معتقد است كه:«موسیقی از همه هنرها مطبوع‌تر است. ولی چون چیزی نمی‌آموزد، از تمام هنرها پست‌تر است.»
«هگل» نیز گفته است:«موسیقی هنر بیان احساسات است. یعنی بوسیله تركیب و هم آهنگ كردن اصوات، احساسات را آشكار می‌كند. از این رو می‌تواند، موجب نجات و رستگاری روان، به اعلاء درجه شود.» هم‌چنین هگل موسیقی را هنری، به «طور ناب ذهنی» و عاطفی‌ترین هنرها می‌داند. هنری «ابژكیتو» كه «مكان و ابعاد» را نفی می‌كند. كه در آن نه فقط مكان و ساحت‌ها، كه «تداوم و حضور هر عنصر مادی از میان می‌رود.»
«اییانس زناكیس» موسیقی‌دان و معمار معاصر، می‌گوید كه:«موسیقی برای ما هنری است، كه قبل از تمام هنرها میان هوش و ذكاوت مجرد آدمی و پدیده‌های محسوس، الفت و هم آهنگی برقرار می‌كند. یعنی تا آن مایه از عظمت خود می‌كاهد كه بتواند در محدوده‌ی اندیشه بگنجد… موسیقی هم آهنگ كننده‌ی گیتی است؛ اما در عرصه‌ی اندیشه‌ی متعارف و معمولی، چهره‌ای انسانی به خود گرفته است.»
از سوی دیگر گستردگی فضایی كه در موسیقی موجود است، به گونه‌ای است، كه همه هنرها به نوعی زیرمجموعه، و متأثر از آن هستند. شعر نوعی از موسیقی است كه تا حد معنا خود را بالا كشیده است؛ رقص نیز گونه‌ای سیال از موسیقی است و این سخن «گوته» كه می‌گفت:«من معماری را موسیقی منجمد می‌نامم.» خود حاوی نگرشی گسترده به هنر و موسیقی است. «والتر پتر» گفته است:«همه هنرها می‌كوشند تا به حالات موسیقی برسند.»
نكته‌ای كه در ارتباط با موسیقی اهمیت دارد، این است كه، در موسیقی مخاطب و هنرمند بی‌هیچ واسطه‌ای به همدیگر می‌رسند، و همدیگر را در می‌یابند.
انسان با موسیقی زیسته است و موسیقی با انسان رشد كرده است. حتی در جنگلها انسان‌ها با صدای طبل‌ها و كرناها، هم نوعان خود كشته‌اند و باز با همین موسیقی، به غم كشتگان خویش نشسته‌اند.
با موسیقی عبادت كرده‌اند. در «یونان» باستان، خدای موسیقی یكی از خدایان بوده است. كه با نه فرشته خود، در كوه «پارناس» بسر می‌برده. كه به آن «آپولون»‌ می‌گفته‌اند. و هر یك از این فرشتگان هنرهای زیبا را «موز» می‌گفتند. می‌گویند لفظ «موزیك» (موسیقی). از این كلمه مشتق شده استچینیان نیز بر آن بودند كه:«با خدایان با زبان موسیقی، می‌توان سخن گفت. پس زنگهای عظیم می‌ساختند و برای برانگیختن خدایان و راندن شیاطین، آن را به صدا در می‌آوردند. همچنین مسیحیان قرون وسطی باور داشتند كه صدای زنگ، دارای قدرتی جادویی است و دیوان را می‌ترساند.»
در نام‌گذاری كواب و سیارات نیز، ایرانیان یك سیاره را به موسیقی اختصاص داده‌اند. و «زهره» را نوازنده و خنیاگر فلك دانسته‌اند و این نشان از اهمیت موسیقی در نزد ملل دارد. موسیقی پیوندی جدا نشدنی با بشر داشته است. گاه به كلیسا رفته است و گاه در حلقه‌ی سماع عارفان در آمده است.
گاه وسیله تعالی و سلوك آدمی بوده، و گاه آلت نفاق نام گرفته است. گاه تقدس شده و گاه تكفیر. هر گاه تكفیر شده است، باز آدمی نتوانسته است، از موسیقی جدا شود. مثلاً‌در جامعه‌ی اسلامی ـ ایرانی خودمان، وقتی كه بر اثر فشار قشری‌ها، موسیقی و آواز تكفیر می‌شود؛ دراویش، دف و دایره را به خانقاه‌ها و زورخانه‌ها می‌برند، و قطعات مذهبی و دینی اجرا می‌كنند و آواز خوانان به جای آواز، نوحه سرایی و مرثیه‌خوانی به راه می‌اندازند و بر طبل و سنج و نی، می‌كویند و می‌دمند. و با حربه‌ی مذهب، به مقابله با تكفیر مذهبی بر می‌خیزند و موسیقی، همچنان به حیات خود ادامه می‌دهد. البته این در مورد بسیاری از هنرهای دیگر نیز صادق است، به عنوان مثال، بسیاری از خطوط و طراحی شكسته و مورب كه در طراحی و تزئین اماكن مذهبی دیده می‌شوند؛ خود گونه‌ای از نقاشی و تصویرگری است و چون در اسلامی تصویرگری و تجسم جایز نبوده است، این گونه خود را استتار كرده‌اند و در یك ابهام و ایهام هنری فرو رفته‌اند. تا بتوانند به حیات خود ادامه دهند.
در رابطه با منشأ موسیقی و پیدایش آن، نظریات متفاوت و گاه متناقضی، بیان شده است. هر كسی از ظن خود سخنی گفته است. طبیعت‌گراها، منشأ پیدایش همه هنرها، از جمله موسیقی را در طبیعت جستجو كرده‌اند و گروهی دیگر، قوه خلاقه‌ی آدمی را اصل رسیدن به هنر می‌دانند.
عده‌ای تلاش برای رفع حوائج زندگی، و قرن اخیر متفكرانی كه اندیشه‌های سوسیالیستی داشته‌اند، كار را منشأ هنر می‌پندارند. برای هنر انگیزه‌ها و منشأهای دیگری نظیر: غریزه‌ی بازی، غریزه‌ی تناسلی و غریزه‌ی تزیین و وزن را نیز، دخیل دانسته‌اند. اما حقیقت این است كه، این سخنان تك بعدی، بیشتر به داستان تمثیلی فیل‌شناسی «مثنوی مولانا» می‌ماند. هر چند هر كدام از این‌ها به گوشه‌ای از حقیقت رسیده‌اند. اما همه حقیقت را ندیده‌اند و یا خود را به تجاهل زده‌اند و از آن گذشته‌اند. در هر حال همه‌ی این نظریات، با هم می‌تواند، نمایی از حقیقت باشد.
انسان در بطن طبیعت به دنیا آمده است و به هر كدام از مظاهر طبیعت كه نگریسته است، از صدای آبشاران، تا ریزش باران، حركت برگ درختان، چهچه مرغان خوشنوا و حركت موزون پای حیوانات، و حتی حركت و صدای خود انسان، نوعی آهنگ و موسیقی و توازن را دیده است و بعدها بر اثر میل تقلید و خلاقیت خویش، به تكرار و تقلید و گسترش این نغمه‌ها پرداخته است و به گوشه‌ای از دنیای بی‌كران موسیقی رسیده است.«بستگی موسیقی به زندگی واقعی، از ترانه‌های مردم ابتدایی موجود، استنباط می‌گردد. مثلاً در موسیقی هندی، صدای طبیعی جانوران، مانند فیل و طاووس به حد وفور تقلید شده است.».در موسیقی محلی «كرمانج‌های» شمال خراسان، آهنگ «ترفه»، از حركت فراز و فرود و پرواز پرنده‌ای به همین نام، گرفته شده است. و تقلید آواز این پرنده است كه با ساز دمی «قشمه» یا «دوزله» اجرا می‌شود و یا بسیاری از حركت‌های ریتمیك ساز دوتار، در بین كرمانج‌ها و تركمن‌های خراسان، هماهنگ با صدای پای اسب است. و «موسیقی هندی كنونی مشتمل است بر صدها قالب موزون به نام «راگا» (Raga) یا «تالا» (Tala) كه هر كدام با یكی از امور و اشیاء و حالات و اوقات زندگی ارتباط دارند.»
«مردم ابتدایی در حین كار جمعی، رفتاری موزون داشتند. با یكدیگر پیش و پس می‌رفتند، دست‌ها را بالا و پایین می‌برند، ابزارها را به كار می‌انداختند و دم می‌زدند. همانطور كه هیزم‌شكنان كنونی هنگام زدن تبر به چوب، نفس خود را به شدت و با صدا از سینه بیرون می‌رانند، مردم ابتدایی نیز، موافق حركات موزون خود، شهیق و زفیر می‌كشیدند و از حنجره اصواتی اخراج می‌كردند. اصوات ناشی از حنجره، كه با اصوات ناشی از برخورد ابزارهای كار بر مواد مورد عمل، ملازم بودند، به سبب وزن كار، بهره‌ای از هماهنگی داشتند. بدیهی است كه انسان‌های ابتدایی در ضمن كار، به مقتضای احوال خود، كلماتی هم بر زبان می‌راندند. از این كلمات كه در نظر آنان عواملی جادوئی به شمار می‌رفتند، و منظماً به وسیله «فریادكار» و «صدای ابزار» قطع می‌گردیدند، ترانه‌های ابتدایی فراهم آمد.
همچنان كه وزن كار، موجب موزونیت حركات بدن و اصوات انسان و پیدایش ترانه شد، اصوات ابزارهای كار هم، انسان را به ساختن ابزارهای موسیقی كشاند. حتی برخی از ابزارهای موسیقی مستقیماً از ابزارهای كار پدید آمد.» كه مثلاً‌می‌توان به چنگ اشاره كرد. كه شكل آن شباهت بسیار نزدیكی به كمان دارد. البته طبیعت‌گراها اعتقاد دارند كه سازهای زهی،؟ از توجه بشر به طبیعت، مثلاً به تار عنكبوت، ساخته شده است. «دالامبر» اعتقاد داشت كه :منشأ هنرها، تقلید صرف از طبیعت نیست، بلكه منشأ آنها فعالیت كار و فنی انسان است و می‌گوید:«فكر پدید آوردن یك وزن (یا ضرب) نه از نغمه‌ی پرندگان، بلكه از صدای پتك، كه با آهنگی پی‌درپی، منظم، و به وسیله كارگران كوبیده می‌شود، منشأ گرفته است.»
كارل بوخر دانشمند اجتماعی آلمان و «والاشیك»، از نظریه «دالامبر» دفاع كرده‌اند. بوخر در پیدایش آوازهای بدوی انسان، به این نتیجه رسیده است كه:«ابتدا ریتم (Rythme) و نوای موسیقی (Melodie) به وجود آمد. سپس برای تسهیل خواندن، شعر روی آن ساخته شد. امروز نیز ترانه‌های محلی به همین ترتیب به وجود می‌آیند. ابتدا یكی از كارگران مزارع، آهنگی را زمزمه می‌كند؛ دیگری از روی آن شعر را می‌سازد و روستائیان دیگر، دسته‌جمعی آواز می‌خوانند و با آهنگ آن می‌رقصند و كار می‌كنند. به همین جهت می‌توان گفت:كه شعر و موسیقی و رقص، تاریخ خود را از یك زمان آغاز كرده‌اند.»
انسان اولیه در جستجوی پناهگاه و غذا و انجام كارهای سخت، آن هم در زمان كه ابزار كار پیشرفته، در دسترس بشر نبود، متحمل دشواری‌هایی می‌شد. این كار سخت و جان‌فرسا، حركت و كمك دسته‌جمعی را می‌طلبیده است. در جریان كار، دسته جمعی با هم حركت كرده‌اند و نفسها را با هم هماهنگ كرده‌اند، با هم فریاده زده‌اند. از این طریق نوعی نظم و وزن به صدا و حركت‌های خود داده‌اند. كه جنبه‌ی صوتی كار به آواز منجر شده و جنبه‌های حركتی آن، به رقص منتهی شده است. هنوز نیز در هنگام كار دسته‌جمعی، افراد صداهایی گاه حتی بی‌معنی كه فقط جنبه‌ی وزن و هماهنگی دارند، زمزمه می‌كنند؛ تا به وسیله آن تهییج شوند و برخستگی غلبه كنند. بسیاری از این ترانه‌ها و حركتهای بدنی، هنوز به همان صورت بدوی و اولیه خود، در بین كارگران، بذرافشانان، هیزم‌شكنان و قایق‌رانان وجود دارد كه آهنگ روسی «ولگا» كه قایقرانان و پاروزنان زمزمه می‌كنند، از این گونه است.
به هر حال مدافعان این نظریه اعتقاد دارند كه:«اولاً موسیقی با آواز آغاز شد و آواز از تكامل فریاد كار و صدای ابزار فراهم آمد و ثانیاً ابزارهای كار زمینه و مسطوره‌ی ابزارهای موسیقی بودند.»
و ترانه و موسیقی و رقص را، زاده‌ی تولید و كار می‌دانند. و هر سه‌ی این هنرها را در ابتدا، هنری واحد به شمار می‌آورند.«در یونان قدیم، موسیقی و شعر و رقص با یكدیگر توأم بودند. چنان چه گفته‌اند، این سه هنر زاده یك مادرند. ارسطو فیلسوف معروف یونانی، شعر و رقص را از هنرهای زیبا شمرده و آنها را دو شاخه از یك ریشه دانسته است… و بعضی‌ها رقص را شعر متحرك نامیده‌اند.»
«اما پس از گسیختن تجانس ابتدایی جامعه و جدایی عمل از نظر، تولید از جادو، شئون مختلف زندگی از جمله رقص، موسیقی و صورت‌سازی دستخوش تجزیه شدند… كار حركتی از كار لفظی جدا شد… از یك سو نقاشی و مجسمه‌سازی، از موسیقی و رقص دور شدند. از سوی دیگر رقص از موسیقی، جدائی گرفت و از سوی دیگر، مقدمات تفكیك موسیقی‌سازی از موسیقی آوازی فراهم آمد.»
همچنین انسان اولیه برای راندن ترس از خویش، كه این ترس از عواملی نظیر: تنهایی، تاریكی، طوفان، رعد و عوامل طبیعی و عدم شناخت عناصر پیرامون خود، ناشی می‌شده است؛ به موسیقی رسیده است. به این گونه، كه انسان از تنهایی می‌ترسد؛ تنهایی با خود، تفكر و اندیشیدن را دارد و انسان همواره از فكر كردن به چیزهایی كه برای او مشكل بوده و نتوانسته است آنها را رام كند، هراس دارد. در حقیقت ترس از تنهایی، ترس از تفكر است. حتی انسان امروزه نیز برای اینكه فضای خالی را بشكند، چون از آن هراس دارد همواره سعی می‌كند، اطراف خود را انسان اولیه برای غلبه بر این سكوت و تنهایی، به ایجاد صداهایی دست زده است. مانند كوبیدن سنگ‌ها و چوب‌ها بر هم و حتی دست زدن و آواز خواندن؛ تا در میان این اصوات، فرصت فكر كردن و ترس را از خود بگیرد.
با اشیاء بپوشاند. دكور خانه و فضای خانه را پر كند، چون فضای خالی با خود ترس و اندیشیدن به همراه دارد. و انسان اولیه برای غلبه بر این سكوت و تنهایی، به ایجاد صداهایی دست زده است. مانند كوبیدن سنگ‌ها و چوب‌ها بر هم و حتی دست زدن و آواز خواندن؛ تا در میان این اصوات، فرصت فكر كردن و ترس را از خود بگیرد. پس به این صداها نظم داده و همراه این نظم، آوازهایی را زمزمه كرده است. سپس به آنها معنا بخشیده و گاه فقط ورد گونه‌ای بوده است، عاری از معنا و به این طریق به نیایش و دعا رسیده است. نیایش با قدرتی برتر، كه به او كمك كند تا بر سختی‌ها فایق آید و اینگونه موسیقی و آواز را در هم آمیخته است. پس موسیقی می‌تواند، ریشه در پرستش و خرافات نیز داشته باشد. این‌كه اشاره شد كه یونانیان، الهه‌ی موسیقی داشتند و چینیان با زنگ‌ها خدایان را بر می‌انگیختند، ریشه در این تفكر دارد.
انسان در تلاش برای رام كردن طبعیت وحشی و سركش و نظم دادن به آن، به وسیله كار و رام كردن صداهای طبیعت، به وسیله تقلید آنها و تسلط بر ترس و تنهایی خویش و مهار این ترس و تنهایی، به هنر رسیده است. و هنرهای زیبا چیزی نیستند، مگر تفكر صورت یافته و طبیعت رام شده. این طبیعت می‌تواند، صوت باشد یا ماده و یا حركت؛ همین كه انسان بتواند، آن را تقلید كند، یا مشابه‌سازی كند و یا به كنترل خود در آورد؛ یعنی آن را رام كرده است.
انسان در پی رسیدن به نظم و هماهنگی و تناسب، به هنر رسیده است. در حقیقت «هنر عبارت از فعالیت و كوششی است، كه برای ساختن و بوجود آوردن زیبایی، بكار برده می‌شود.»
می‌بینیم كه منشأ هنر نه یك عامل، كه عوامل متعددی است. شاید بتوان چنین گفت كه: منشأ هنر، انسان و زندگی است. با تمام كلیت و جوانب و زمینه‌هایش.

منابع:
شناخت زیبایی«استتیك» , فلیسین شاله , ترجمه: علی اكبر بامداد
موسیقی ایرانی , روح‌الله خالقی
نظریه‌ی موسیقی, روح‌الله خالقی
تاریخ موسیقی,سعدی حسنی
جامعه شناسی هنر ,آریان‌پور
پیوند موسیقی و شعر, حسینعلی ملاح
كلیات زیبایی شناسی, بندتو كروچه
بیان اندیشه در موسیقی, سیدنی فینكلشتاین, ترجمه‌ی محمد تقی فرامرزی
زیبایی شناسی‌در هنر و طبیعت, علینقی وزیری
حسن روشان

منبع : ماهنامه ماندگار

مطالب مرتبط

موسیقی زیر زمینی


موسیقی زیر زمینی
مترادف اصطلاح موسیقی زیرزمینی music unbergroun واژه فرهنگ متقابل Lnlture Counter است که به درستی برای مخاطبان معنا نشده است و عمده برداشت مخاطبان از چنین اصطلاحی منحصر می شود به آن چه که در رسانه های جمعی به نمایش گذاشته می شود.
همان طور که در یک مقاله از کتاب مفاهیم کلیدی در موسیقی مردمی آمده است، رسانه های جمعی صرفا به برخی از نکات منفی فرهنگ متقابل گرایش نشان داده اند، در صورتی که فرهنگ زیرزمینی یا متقابل دارای ویژگی های مهمی است که بهتر است از نظر اقتصادی به بررسی آنها پرداخت; چرا که پس از نظریه پرداز مهم مکتب فرانکفورت، تئودورآدورنو، مهم ترین روش برای طبقه بندی سبک های مختلف موسیقی، طبقه بندی اقتصادی است.
موسیقی زیرزمینی یا متقابل مجموعه ای از سبک های موسیقی است که در زمان تولید خود مورد توجه تهیه کنندگان و ناشران قرار نمی گیرند و معمولا با سبک زندگی ارزش های طبقه متوسط دنیای سرمایه داری در تضاد است.
این سبک های موسیقی معمولا پس از آن که توسط افراد و شرکت های مستقل کوچک به عموم مردم عرضه می شود، از سوی جمع (و حتی طبقه متوسط) مورد پذیرش قرار می گیرد و شرکت های مهم ضبط و پخش موسیقی، روی به عرضه گسترده آن آثار می آورند.
آن دسته از ویژگی های فرهنگ متقابل که اما از سوی رسانه های گروهی معمولا مورد توجه قرار می گیرد مربوط به هنرمندان این سبک هاست. از نسل بیت ها به بعد عمده هنرمندان و مخاطبان فرهنگ متقابل به استفاده از واژه های نامطلوب رسانه های رسمی و مواد مخدر شهرت داشته اند.
این شهرت عمدتا موجب می شود ارزش های موسیقایی و جامعه شناختی این گروه ها (حتی به رغم توجه افرادی ماند مارکوزه به این جنبه ها) مغفول باقی بماند و وقتی در رابطه با این موضوع به ایران نگاه کنیم، می بینیم که اوضاع قدری پیچیده تر هم می شود.
در ایران قسمت کمی از تبلیغات رسانه های جمعی غرب (که معمولا باز هم بیشتر به جنبه های منفی سبک زندگی هنرمندان فرهنگ متقابل اشاره دارد) به مخاطبان این فرهنگ منتقل می شود. به این ترتیب چهره هنرمندان فرهنگ متقابل در ایران به کلی چهره ای مخدو ش، نامطلوب و نامتناسب با جامعه ما جلوه داده می شود.
این در حالی است که بسیاری از ناشران و فعالان عرصه نشر در ایران، به صورتی کاملا منفعلانه با تقریبا همه انواع موسیقی نامتعارف سر ناسازگاری می گذارند و نتیجه فعالیت آنها در عرضه محصولات زیرزمینی بسیار اندک است.
مشکل اصلی جامعه موسیقی جامعه تهیه کنندگان و جامعه مخاطبان موسیقی در ایران را می توان در اصطلاح رجوع به خاطره خلاصه کرد. آن دسته از هنرمندان موسیقی در ایران که معمولا دارای توان پیداکردن تهیه کننده و عرضه آثار بر جامعه اند به زنده کردن خاطرات مردم گرایش فراوانی دارند.
بسیاری از هنرمندان به بازخوانی آثار گذشتگان می پردازند و بسیاری دیگر، دست به ارائه کپی های دست چندم از آثار اصلی تولیدشده در گذشته می زنند. حتی کار به جایی رسیده است که در هنگام بررسی یک اثر موسیقی که بدیهی است (و حتی ممکن است جالب هم نباشد، اما دارای مولفه های تکراری از اجراهای قدیمی نیست) منتقدان و مخاطبان به جای آن که به توصیف ویژگی های موسیقایی فرد نوآور بپردازند، صرفا وی را با عبارت هایی از قبیل شبیه کسی اجرا نمی کند و طرح ژنریک نیست توصیف می کنند.
تهیه کنندگان که چندان میلی به ریسک کردن ندارند نیز در عمده موارد دل می بندند به امنیت ناشی از قطعیت فروش آثار هنرمندان زنده کننده خاطره و در این میان حاشیه عظیمی از هنرمندان تولید می شود که نمی توانند صدای خود را به گوش مخاطبان برسانند.
در اروپا و در ایران، گذشته موسیقی زیرزمینی خیلی درخشان نبود. هنرمندهایی که به فعالیت در این سبک ها مشغول بودند فقط از راه های سنتی برای عرضه آثار خود به مخاطبان بهره می بردند. آنها مجبور بودند خود را باب میل و سلیقه مسوولان رادیو و تلویزیون ها ویرایش کنند تا آثارشان از رادیوها و تلویزیون ها پخش شود یا باید قدری با تهیه کننده ها کنار می آمدند و صدایی را تولید می کردند که تهیه کننده ها میلی به شنیده شدن آن داشتند و راه سوم البته در غرب این بود که گروه های موسیقی به آرامی در گوشه و کنار کافه ها و تالارهای کوچک اجرای موسیقی، برای مخاطبی چند صد نفره بنوازند و دل خوش کنند که دارند موسیقی می نوازند. اما اتفاقی که در صنعت ضبط و پخش موسیقی اتفاق افتاد ناگهان همه چیز را عوض کرد.
فقط با عرضه نوارهای کاست در غرب، هنرمندان موسیقی زیرزمینی وسیله ای را به دست آوردند که اولا ارزان قیمت بود، ثانیا کارکردن با آن راحت بود و ثالثا تکثیر آن در هر خانه ای ممکن بود.
به این ترتیب در دهه ۱۹۸۰ میلادی در هر گوشه ای از شهرهای مهم فرهنگ متقابل، عده ای از جوانان که تا چندی قبل نمی دانستند چگونه می توانند صدای خود را به مخاطب هایشان برسانند، دور هم جمع شدند تا با وسایلی که امروزه ابتدایی به نظر می رسد، صدایی را تولید کنند که گرچه در استودیو تولید نشده بود و کیفیت استاندارد آثار رسمی را نداشت، اما پر بود از شور و هیجان و نوآوری و صدالبته متفاوت بود.
این صدای متفاوت ظرف چندین سال راه خود را به صحنه های اجرای موسیقی در رادیو و تلویزیون و تالارهای بزرگ و حتی استادیوم های ورزشی گشود و الان، تهیه کننده ها عموما آن قدر با فروش های چشمگیر و غیرقابل انتظار گروه های زیرزمینی روبرو شده اند که دیگر خود چراغ به دست هنرمندان زیرزمینی را جست و جو می کنند.
در عین حال با اجرای مکرر ترانه هایی که روزگاری زیرزمینی تلقی می شدند، شاهد این پارادوکس هستیم که آثار زیرزمینی قدیمی، آثار معیار ورسمی به شمار می آیند و مدام آثار زیرزمینی دیگری که تولید می شوند به رقابت با این کلاسیک ها برمی خیزند و این شده است که هر چند سال به مرور آثار زیرزمینی به آثار مورد توجه طبقه متوسط تبدیل می شوند و دقیقا در این تغییر مخاطب است که تعریف قدیمی از آنها دیگر با واقعیت امروزی آنها جور درنمی آیند.
حالا ببینیم در ایران چه رخ داده است و چه چیز در حال رخ دادن است؟ گفتن خاطره در موسیقی در ایران را احتمالا هنوز از یاد نبرده اید. تعدادی از تهیه کننده های بزرگ که از قبل از انقلاب به فعالیت موسیقی مشغول بوده اند که امروز نیز در حال تولید موسیقی اند. با استثنا»هایی اندک، تهیه کننده های جدید هم به همان سبک قدیمی و امن تهیه کننده های کهنسال ارادت دارند و طبق همان سبک کار می کنند. از سوی دیگر میانگین سنی جامعه ما کم است و جوانان فراوان جامعه ما در حال رویارویی با وضعیت های جدیدی (هم در حوزه های فردی و هم در حوزه های اجتماعی) هستند که در نسل های قبلی سابقه نداشته است.
به این ترتیب حتی اگر بپذیریم که تولیدات رسمی سنتی و کلاسیک موسیقی در جامعه ما در زمان های گذشته به لطایف الحیل می توانست پاسخگوی نیازهای جامعه و صدای واقعی جامعه باشد، امروزه دیگر با وضعی مواجهیم که موسیقی جدید و نویی را می طلبد.
در سوی دیگر قضیه، این واقعیت وجود دارد که تعداد جوانانی که به هر دلیل روی به موسیقی می آورند بسیار چشمگیر است. آمار غیررسمی واردات سازها و همچنین میزان قابل توجه تولید ساز در ایران نشان می دهد که در کنج خانه ها، هنرمندان فراوان به کار مشغول اند و از میان این تعداد فراوان هنرمندها، لاجرم تعدادی اثر جالب توجه تولید می شود که این آثار به دست مخاطبان نمی رسد.
من فقط درباره تکنولوژی نوار کاست در غرب صحبت کردم، اما امروزه با ورود تجهیزات و امکانات کامپیوترهای خانگی، هر کس به محض خریدن یک میکروفون مناسب می تواند یک استودیوی خانگی ضبط موسیقی داشته باشد و با توجه به حجم کم آهنگ ها در فرمتMp۳، آهنگ های خود را به راحتی از طریق اینترنت، سی دی و روش های متنوع دیگر به گوش دیگر افراد برساند.

وبگردی
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
از «خس و خاشاک» دیروز تا «آشغال» امروز
از «خس و خاشاک» دیروز تا «آشغال» امروز - این اتفاق بیشتر از هر موضوع دیگری سبب شد تا مردم یاد خاطرات سال ۸۸ بیفتند؛ آن زمانی که یک فرد با به زبان آوردن سخنانی ناشایست و بدون تفکر، مردمی را که برای بیان خواسته‌های‌شان به خیابان‌ها آمده‌ بودند، خس و خاشاک خواند و سبب شعله‌ور شدن آتش شد.
عدالت با  6 دلار در سال!
عدالت با 6 دلار در سال! - فیلم - رضا رشیدپور در برنامه حالا خورشید با کنایه به واریز سود سهام عدالت گفت: به خارجی ها نگوییم این سود سهام عدالت ماست، بگوییم ما روز شش دلاری مزگان داریم.
تحقیری که در دنیا میشویم / نفتکش ایرانی خدمه ایرانی با پرچم پاناما
تحقیری که در دنیا میشویم / نفتکش ایرانی خدمه ایرانی با پرچم پاناما - اگر از همه این ابهامات در خصوص مالکیت این کشتی که بگذریم، مهم‌ترین سوالی که این روز‌ها مطرح است، به آتشی باز می‌گردد که ظاهرا قرار نیست خاموش شود و یک هفته است که می‌سوزد. حریقی که اگر نبود حادثه پلاسکو، ممکن بود آن را ناشی از بزرگ بودن سانچی و حجم زیاد بارش بدانیم یا برعکس، از ناتوانی اطفاکنندگان در این ماجرا گلایه سردهیم، اما حالا به شکل گیری ابهامی بزرگ‌تر منجر شده...
ورود بی‌چادر و باآرایش به این بیمارستان ممنوع است
ورود بی‌چادر و باآرایش به این بیمارستان ممنوع است - خانم مسئول انتظامات جلوی درمانگاه بیمارستان بقیه‌الله ایستاده، جلوی زنان مانتویی را می‌گیرد و با گرفتن کارت شناسایی به آنها چادر می‌دهد. خیلی از زنان اینجا قبل از ورود به بیمارستان مانتویی هستند اما با گذشتن از در ورودی چادری می‌شوند.
کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد
کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد - ممکن است دود وارد محیط ایزوله ای شود که احتمالا دریانوردان در آنجا حضور دارند، پرسیده ایم چرا نجاتشان تا این حد طولانی شده است؟ گفته می شود چینی ها کم کاری می کنند ناراحتم از اینکه وقتی کشتی چینی تصادف کرد همه سرنشینان آن سالم هستند اما کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
کشور محل درمان آیت الله هاشمی شاهرودی مشخص شد (+عکس)
کشور محل درمان آیت الله هاشمی شاهرودی مشخص شد (+عکس) - سرانجام بعد از مدت ها سکوت درباره این که آیت الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی برای درمان به کدام کشور رفته است، خبرگزاری اهل بیت(ع) از درمان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در آلمان خبر داد و نوشت:
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم - اولین قسمت از برنامه هاردتاک کاکتوس را با صحبت های جذاب نیوشا ضیغمی در مورد خانواده و همسرش ، ماجرای صحبت های جنجالی یک هواپیما ، 8 سال احمدی نژاد و ...
    پربازدیدها