دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶ / Monday, 22 January, 2018

نقش قرآن در اندیشه سیاسی


نقش قرآن در اندیشه سیاسی
امیر رضایی در كتاب كاربرد آیات قرآنی در اندیشه سیاسی دكتر شریعتی، آیاتی را كه دكتر شریعتی در ۳۵ مجلد مجموعه آثار خویش آورده، جمع آوری كرده است. نویسنده، تنها آیاتی را كه در اندیشه سیاسی دكتر شریعتی قرار می گیرد، استخراج نموده و خلاصه ای از تفاسیر مربوط به آن را آورده است. البته بیشتر مطالب اكثر كتاب های دكتر شریعتی به مسائل اجتماعی و فرهنگی مربوط است، و به تبع آن، آیات به كار رفته در آثار دكتر شریعتی؛ اما نویسنده می كوشد آیاتی را كه حتی بخشی از آن سیاسی است ذكر كند و تنها همان بخش و تفسیر مربوط به آن را بیاورد. به عقیده نویسنده، دكترشریعتی نوترین و بهترین تفسیرها را از آیات قرآن در كتاب هایش به عمل آورده است.
●آیات سیاسی قرآن
مهم ترین آیاتی كه دكتر شریعتی از آن برداشت و بهره برداری سیاسی می كند، به ترتیب سوره های قرآنی عبارتند از:
"لا اكراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی فمن یكفر بالطاغوت و یومن بالله فقد استمسك بالعروهٔ الوثقی لا انفصام لها و الله سمیع علیم ؛ در دین هیچ اجباری نیست راه از بیراهه به خوبی آشكار شده است، پس هر كس به طاغوت كفر ورزد و به خدا ایمان آورد، به یقین به دستاویزی استوار كه آن را گسستن نیست، چنگ زده است و خداوند شنوای داناست."(۱)
شریعتی در توضیح این آیه می نویسد: مسئله اساسی این است كه مردم حق و باطل و هنجار و ناهنجار را در زمان و در نظام خویش تشخیص بدهند. روشنفكر فقط باید این دو را در نظر مردم مشخص سازد. انتخاب با خود مردم بوده و انتخاب مردم مسلم است لذا نیازی به دیكتاتوری در نظام اجتماعی نیست.
"كنتم خیر امهٔ اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنكر و تومنون بالله ولو آمن اهل الكتاب لكان خیراً لهم منهم المومنون و اكثرهم الفاسقون؛ شما بهترین امتی هستید كه برای مردم پدیدار شده اید، به كارهای پسندیده فرمان می دهید و از كار ناپسند باز می دارید و به خدا ایمان دارید و اگر اهل كتاب (همه) ایمان آورده بودند، قطعاً برایشان بهتر بود. برخی از آنان مومن اند ولی بیشترشان نافرمانند."(۲)
شریعتی در این باره می گوید: "وصایت"، آن طور كه تشیع علوی می گوید، انتصاب است نه انتخاب به این معنا كه پیامبر، به عنوان رهبر و وصی، بهترین و لایق ترین كسی را كه برای ادامه رسالتش می شناسد، به مردم معرفی می كند و رهبری او را به مردم توصیه می كند. این توصیه یك سفارش ساده نیست كه مردم بتوانند به آن عمل نكنند، زیرا مردم موظف اند رهبری داناترین و پاك ترین انسان را بپذیرند، چنین كسی را پیغمبر به مردم می شناساند، تا بدین طریق جامعه اسلامی طی دوازده نسل ساخته شود، و این رهبران، جامعه اسلامی را در نهایت به آستانه ای برسانند كه امتی تشكیل شود تا مصداق این آیه كریمه باشد و در آن عناصر فساد و بردگی و استثمار و فریب مردم نابود كردند و هر فردی از مسلمان ها به رشد و آگاهی سیاسی و خود آگاهی دینی برسد و شایستگی این را پیدا كند كه بر اساس حكم دیگر اسلام (یعنی بیعت) سرنوشت خود را پس از دوره "وصایت"، خود انتخاب كند.
"یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعواالرسول و اولی الامر منكم فان تنازعتم فی شی فردوه الی الله و رسوله ان كنتم تومنون بالله و الیوم الاخر ذلك خیر و احسن تاویلا؛ ای كسانی كه ایمان آورده اید، خدا را اطاعت كنید و پیامبر و اولیای امر خود را نیز اطاعت كنید. پس هر گاه در امری دینی اختلاف نظر یافتید، اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید، آن را به كتاب خدا و سنت پیامبر او عرضه بدارید. این بهتر و نیك فرجام تر است."(۳)
به اعتقاد شریعتی در روزگاری كه رهبری، مشخص و علنی نیست و دستگاه های تبلیغاتی و ارتباطی نیز نمی توانند آزادانه عمل كنند، كنجكاوی كردن، "اما" گفتن و ... خطرناك است. باید اطاعتی كوركورانه و تشكیلاتی داشت و همین كه از رهبری قابل اعتماد فرمان رسید، بی چون و چرا اطاعت كرد؛ همان اصلی كه امروز در تشكیلات مبارزه مخفی می گویند. (بی چون و چرا از رهبری اطاعت كنید، بی شك اگر منحرف شدید، می توانید او را از پشت و پنهانی بزنید، اما از او رسماً سرپیچی نكنید). این معنای تقلیدی است كه در تشیع وجود دارد و شیعه پیروی از امام را بر اساس آیه "اطیعوا... . و اطیعواالرسول و اولی امرمنكم" توجیه می كند و امام را اولی الامر می داند كه خدا اطاعتش را در ردیف اطاعت از خود و اطاعت از رسول برشمرده است؛ همین تقلید نیز برای رهبر غیر امام معصوم، كه نائب اوست، در شیعه شناخته می شود. می بینیم كه این تقلید، یك تقلید اجتماعی و تشكیلاتی است، نه تقلید عقلی و بی مسئولیت.
"ولو شئنا لرفعناه بها ولكنه اخلد الی الارض و اتبع هواه فمثله كمثل الكلب ان تحمل علیه یهلث او تتركه یلهث ذلك مثل القوم الذین كذبوا بآیاتنا فاقصص القصص لعلهم یتفكرون. و اگر می خواستیم، خود او را به وسیله آن آیات بالا می بردیم. اما او به دنیا گرایید و از هوای نفس خود پیروی كرد، از این رو داستانش چون داستان سگ است. اگر بر آن حمله ور شوی، زبان از كام برآورد و اگر آن را رها كنی باز هم زبان از كام برآورد. این مثل آن گروهی است كه آیات ما را تكذیب كردند. پس این داستان را برای آنان حكایت كن، شاید كه آنان بیندیشند."(۴)
وقتی كه صحبت از "بلعم باعور" می شود، یعنی نشانه و سمبل كسانی كه در طول تاریخ بشری، به نفع گروه برخوردار حاكم - كه خودشان هم جزء آن گروه بودند - به ضرر مردم تحریف می كردند. قرآن به این جا كه می رسد، اصلاً ملاحظه تعبیر و ادب ظاهری و متداول را نمی كند و می گوید: "فمثله كمثل الكلب" یعنی مثال این ها مثال سگ است. چنین لحنی از این حكایت می كند كه اینها باعث نابودی استعدادهای بشری در طول تاریخ بوده اند و این توقف ها و ركودها و نابودی قهرمانان بزرگ و نابودی روح های بزرگ را در طول تاریخ بشری تثبیت می كردند و همین ها بودند كه تمام اثرات كوشش و جهاد و مبارزات پیغمبران به حق و دین به حق را در تاریخ از بین بردند. این طرز تعبیرات، حكایت از شدت نفرت نسبت به رسالت ملعون مذهب شرك در تاریخ می كند.
"و ما كان الله لیعذبهم و انت فیهم و ماكان الله معذبهم و هم یستغفرون. ولی تا تو در میان آنان هستی، خدا بر آن نیست كه ایشان را عذاب كند و تا آنان طلب آمرزش می كنند، خدا عذاب كننده ایشان نخواهد بود.(۵)
اسلام دین خداست و برای نجات آمده، اما می بینیم كه نجات نداده است. پس چاره ای نیست جز این كه پیروان دینی كه مدعی نجات و سیادت انسان و توده های محروم، و نابودی ظلم و جنایت، و استقرار یك نظام جهانی به نفع انسان است. معتقد باشند كه این حقیقت اگر چه در طول این هزار و چهار صد سال نتوانسته به شعارهای خود جامه عمل بپوشاند، اما خواهد پوشاند و قطعاً پیروز خواهد شد و بالاخره حقیقت محكوم، بر واقعیت باطل ولی حاكم، پیروز خواهد شد و ما منتظر چنین روز و چنین واقعه ای هستیم. چون خداوند به صراحت، وعده پیروزی اسلام را در قرآن داده كه توده های ضعیف مردم را پیشوایان بشریت خواهد كرد و زمین را به آنها خواهد بخشید و می بینیم كه تا حال این چنین نشده است، ولی در تحقیق آن شك نداریم؛ هر چند همه عوامل تاریخی و اجتماعی موجود به نابودی حق و ضعف روز افزون جبهه عدالت گواهی دهند و در این میان جز انتظار كاری نشود كرد."و قاتلوهم حتی لا تكون فتنهٔ و یكون الدین كله لله فان انتهوا فان الله ما یعملون بصیر؛ و با آنان بجنگید تا فتنه ای بر جا نماند و دین یكسره از آن خدا گردد، پس اگر از كفر باز ایستند، قطعاً خدا به آنچه انجام می دهند، بیناست."(۶)
در مسائل اجتماعی (نه در مسائل اعتقادی) الناس و الله به جای هم اند. بر این اساس هر جا می گوید: "الحكم لله" (حكومت از آن خداست) یعنی حكومت از آن مردم است نه از آنان كه خود را نماینده پروردگار خود خدا یا یكی از خویشان نزدیك خدا معرفی می كنند. "المال الله" یعنی سرمایه از آن مردم است، نه در انحصار دستگاه یا اشخاص مخصوصی به نام روحانی و كلیسا و...
"یا ایها الذین آمنوا ان كثیراً من الاحبار و الرهبان لیاكلون اموال الناس بالباطل و یصدون عن سبیل الله و الذین یكنزون الذهب و الفضهٔ ولا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم؛ ای كسانی كه ایمان آورده اید، اكثریت روحانیون و رهبران مذهب یهود و مسیحیت، اموال مردم را به ناحق می خورند و آنان را از راه خدا باز می دارند (یعنی عامل ركود و انحراف و گمراهی اند) و كسانی كه زر و سیم را ذخیره می كنند و آن را در راه خدا هزینه نمی كنند، ایشان را از عذابی دردناك خبرده."(۷)ابوذر طبق همین آیه می گوید "ای معاویه! این كاخ را اگر از پول خود می سازی، اسراف است و اگر از پول مردم می سازی، خیانت" یا " ای عثمان! گدایان را تو گدا كردی و ثروتمندان را تو ثروتمند ساختی." در چنین نظامی، رژیم خلافت به رژیم سلطنتی تبدیل می شود و تجملات و تشریفات پادشاهی در حكومت اسلامی پدیدار می گردد؛ شهوت پرستی و دنیا طلبی بر پارسایی و تقوای سیاسی رژیم اسلامی چیره شده است و در مقابل چنین رژیمی باید بدون توجه به ظاهر عوام فریب اسلامی نظام، به مبارزه برخاست و این تنها راه چاره است؛ چرا كه سكوت در مقابل چنین نظامی جز یك معنا ندارد. این كه موافقی و در كار آنها شریك.
"ولا تقف ما لیس لك به علم، ان السمع و البصر و الفواد كل اولئك كان عنه مسئولاً؛ چیزی را كه بدان علم نداری، دنبال مكن، زیرا گوش و چشم و قلب، همه، مورد پرسش واقع خواهند شد."(۸)
شریعتی بر آن است كه قرآن می گوید گوش و چشم و دل (احساس) همه مسئولند، یعنی جزء جزء و بند بند اندام آدمی دارای مسئولیت است. مسئولیت، مخصوص رهبر و روحانی و روشنفكر نیست. گفته می شود هر فردی، مسئول رهبری همه است و درست است كه: "هر كس با انتخابی كه می كند، چون دوست دارد كه همه مردم از او پیروی كنند و چنان كنند، با هر انتخابش، گویی برای همه عالم قانون كلی وضع می كند و مسوولیت هر فرد انسانی در زندگی اجتماعی اش به اندازه مسئولیت به عهده گرفتن سرنوشت همه انسان ها، دلهره آور و سنگین است."
"یا یحیی خذالكتاب بقوهٔ و آتیناه الحكم صبیا؛ ای یحیی! كتاب خدا را به جد و جهد بگیر و از كودكی به او (یحیی) نبوت داده ایم."(۹)
شریعتی توضیح می دهد: در آیه قبل و بعد این آیه نیز، خصلت هایی از یحیی بیان می شود كه او را شایسته و لایق رهبری و امامت قوم می كند. در تعبیر شیعه از این اصطلاح (امام) آمده است كه امام ایده آل است و تجسم عینی مسائل اقتصادی و ذهنی مذهب و نمونه عزیزی كه یك مكتب مذهبی به جامعه بشری می دهد تا در ساختمان نسل های انسانی، الگو قرار بگیرد. بنابر این امام به معنای الگو و نمونه است.قرآن، امامی است كه با كلمه ساخته شده و امام، قرآنی كه با عناصر انسانی ساخته شده است. كار و نقش امام این است كه "معالم الطریق" باشد یعنی علائم راهنمایی را نشان دهد. در این جا فردی فرض می كند كه از یك مكتب دیگر (مسیحیت یا زرتشتی یا یهودیت یا...) برای یافتن حق و حكومت حق به اسلام رو می آورد؛ یك بار حكومت را به صورت خلافتی می بیند كه خلیفه، عمامه پیغمبر بر سر دارد، اما در زیر عمامه، مظهر شرارت نهفته است. شمشیرهایی را كه در دست علی در جهادها وجود داشته و گرزهایی را كه بت خانه ها را ویران كرد (گرز توحید)، اكنون در دست كسانی می بیند كه خود مجسمه پلیدی و كفرند. چنین كسی رد پای اسلام را كجا باید بیابد؟ منبرها دست اینهاست، پیش نمازها و مفسرین و محدثین را اینها تعیین می كنند و ناشر كتاب های قرآن همین هایند. چنین فردی از كجا باید به حقیقت دست یابد؟ این است كه راه را گم می كند و به جایی می رسد كه تمام اسلام و ایده آلی كه او را به اسلام كشانده، وسیله ای برای استثمار او به نفع خلافت می شود. "علائم راهنمایی" یا "معالم الطریق"- كه پیشتر از آن نام برده شد- یعنی در این طوفان فرض ها و شهودت های سیاسی كه دستگاه حاكم بر ظاهر اسلامی به پا كرده است، چنین كسی با آن، راه خویش را باز یابد.
"قل اطیعوا الله و اطیعوا الرسول فان تولوا فانما علیه ماحمل و علیكم ما حملتم و ان تطیعوه تهتدوا و ماعلی الرسول الا البلاغ المبین؛ بگو خدا و پیامبر را اطاعت كنید، پس اگر پشت نمودید، بدانید كه بر عهده اوست آنچه تكلیف شده و بر عهده شماست آنچه موظف هستید و اگر اطاعتش كنید، راه خواهید یافت و بر فرستاده خدا جز ابلاغ آشكار ماموریتی نیست."(۱۰)
شریعتی می نویسد در این جا قرآن تاكید می كند كه هدایت دینی مردم نیز تنها به دست خداست و حتی شخص پیامبر هم در این كار نقشی ندارد و كار او تنها ابلاغ پیام است و بس. در این جا اسلام می كوشد تا نقش طبقه ای را نفی كند كه در تاریخ بشر به نمایندگی از طرف خدا یا خدایان، و به نام دین و اخلاق و هدایت خلق، خود را دارای مقام ممتاز اجتماعی و حتی ذات و تبار فوق بشری می شمرند و از این طریق بر احساس و اندیشه مردم افسار می زنند، همه را اسیر رژیم "استبداد" می سازند، حقیقت دین را به مصلحت تحریف می كنند، پندارهای خویش را به كتاب خدا نسبت می دهند و مردم را به پرستش خویش وا می دارند. این جاست كه اسلام رسمیت طبقاتی چنین قدرت حاكمی را نفی می كند و این مانع بزرگ را از سر راه آگاهی و آزادی و انتخاب و هدایت راستین مردم بر می دارد و بزرگ ترین عمل انقلابی را نه تنها در مذهب بلكه در تاریخ بشر انجام می دهد. اسلام به جای "روحانی" كه یك قدرت حاكم بر عقل و علم و حقیقت یابی است، "عالم" را می نشاند، كه یك نیاز ضروری جامعه است و آگاهی دهنده و عامل رشد بینش مذهبی.
"تبارك الذی نزل الفرقان علی عبده لیكون للعالمین نذیراً؛ بزرگ و خجسته است كسی كه بر بنده خویش، فرقان (كتاب جدا سازنده حق از باطل) را نازل نمود تا برای جهانیان هشدار دهنده ای باشد."(۱۱)
در اسلام، اعمال حكومت مذهبی در جامعه اسلامی وجود ندارد و كسی "روحانی حرفه ای" نمی شود. در اسلام میان مردم و خدا واسطه نیست. هر كس مستقیماً با او در تماس است. تحصیل علوم در انحصار عده خاصی نیست؛ تحصیل هم بر هر فردی- از زن و مرد- واجب است. اصول اعتقادی مذهب، تقلید بردار نیست و تبلیغ مذهبی و اصول اخلاقی، یك وظیفه عینی و عمومی است و افراد خاصی رسماً مامور این كار نیستند.
همه سربازند و در عین حال مبلغ خلق و رابط با خالق و این است مبنای "دموكراسی انسانی" كه آزادی فرد در برابر قدرت و مركزیت جامعه تامین می شود.
"و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به نفسه و نحن اقرب الیه من حبل الورید؛ و ما انسان را آفریده ایم و می دانیم كه نفس او چه وسوسه ای به او می كند و ما از شاهرگ او به او نزدیكتریم."(۱۲)
یعنی رابطه میان انسان و خداوند رابطه مستقیم است. واسطه ای میان انسان و خدا نیست. هر كس می تواند تنها نماز بخواند و مستقیماً با خدا تماس بگیرد. دین اسلام واسطه میان انسان و خداوند را از میان برده است؛ بر خلاف مذاهب دیگر كه بین انسان و خدا، واسطه قائل شده اند. مثلاً یك فرد كاتولیك، امكان ندارد عبادتش قبول باشد، مگر این كه تسلیم پاپ باشد. اگر عضو كلیسا نبود، به طور منفرد مسیحی نیست. در صورتی كه اسلام چنین قیدی ندارد. بنابر این وقتی كه خدا مخاطب ماست. نمی توانیم شخصی را واسطه قرار دهیم و این یك مسئله كاملاً اجتماعی است.
"قل اعوذبرب الفلق. من شرّ ما خلق. و من شر غاسق اذا وقب و من شر النفاثات فی العقد؛ بگو پناه می برم به خداوند سپیده دم، از شر آنچه آفریده است، از شر شب ظلمانی ای كه در آید و از شر جادوگرانی كه در بندها و گره ها افسون دمند و از شر حسودانی كه حسد ورزند."(۱۳)
دو نكته عمیق درباره این سوره ذكر كرده اند این كه اولاً، حسد از دیگر شرهایی كه باید از آنها به خدا پناه برد، جدا آمده است. و به طور استثنایی آن را یك شر مشخص در برابر همه شرهای دیگر عالم وجود نقل كرده است. ثانیاً نشان می دهد كه قرآن همیشه زنده است و از واقعیت های همیشه سخن می گوید. یعنی می بینیم كه دست های پنهان دشمن برای كوبیدن و لجن مال كردن عوامل بیداری و حركت در جامعه، همیشه از دوست كمك می گیرد و افراد مزاحم، بیگانه ها را به دست خودی ها از میان بر می دارد. زیرا اگر آنها را علناً نابود كند، بیشتر مایه تحریك و بیداری می شود.اما چگونه می توان دوست را با دست و زبان دوست فلج ساخت؟ فقط در اثر حسد. این افراد در اسلام و به خصوص تشیع، شیوه خاصی در پیش گرفته اند. مثلاً می دانیم كه در مبانی اعتقادی شیعه همچنان كه عدل و امامت هست، توسل و شفاعت و تقلید هم وجود دارد. این مبانی، بیشتر جنبه فردی و اخلاقی دارد؛ گذشته از آن ساده تر می توان تحریفشان كرد، مردم را به آن وسیله از مسائل حاد زندگی اجتماعی و پرداختن به مسئولیت های جمعی و اندیشیدن به عوامل و علل بدبختی عمومی و تضادها و تبعیض ها باز داشت، به نام تقیه و تقلید، ساكتشان كرد و به بهانه عبادت و تزكیه، به خود سربندشان ساخت. منظور از "نفاثات" عوامل پنهان كاری است كه در حكومت ظلمت، تبلیغاتی تفرقه انداز و آشوبگرانه به راه می اندازند، به سود مزدوران تبلیغاتی.
"قل اعوذ برب الناس. ملك الناس. اله الناس. من شر الوسواس الخناس. الذی یوسوس فی صدور الناس. من الجنهٔ و الناس؛ بگو پناه می برم به پروردگار مردم، پادشاه مردم، معبود مردم، از شر وسوسه گر نهانی، آن كسی كه در سینه های مردم وسوسه می كند، چه از جن و چه از انس.(۱۴)در اینجا از یك شر سخن می گوید و خدا را به سه صفت می خواند. از شر بیماری های عقل و شعوری كه پنهان است و می رود و می آید كه در درون های ناخود آگاه، آفت سودا زدگی و منگی را وادار كند سخن بگوید. شری كه از شر دشمن خارجی و حتی خائن داخلی خطرناك تر است "مرض" است نه "غرض". اینها قربانی سه طاغوتند: دشمنان مردم، روشنفكران خیانت كار و متعصبان منحط مذهبی. اینها قتل عام می كنند و قاتل نیستند، تهمت می زنند و خود نمی دانند و برای همین هم علی علیه السلام بیش از همه از همین ها رنج می برد، اما او خود می داند كه همه آزارهای این مردمان از نادانی است. قربانی جهل اند و ناچار بازیچه جور و ابزار ناآگاه خیانت و كشتن حق و خود نیز در پایان قربانی می شوند. قربانی همان ها كه ابزارشان ساخته بودند و برای همین هم علی همه تهمت ها و گستاخی ها و تفرقه ها و... را تحمل می كند و آنان را از شمار مسلمانان و حتی پیروان خویش طرد نمی كند. وقتی خطرشان جدی می شود، ناچار بر سرشان شمشیر می كشد، اما توصیه می كند كه پس از نهروان دیگر خوارج را تعقیب نكنید، آزار ندهید، بلكه از خدا بخواهید تا آگاهشان كند. "خناس" در تفسیرهای دیگر به معنای ظالم و دیكتاتور و جباری كه بر مردم مسلط است، نیز آمده است.
همچنین، در این آیه به سه صفت خدا تكیه می شود: رب، ملك و اله، كه نشانه نقش الله در جامعه انسانی است و این صفت ها فقط در رابطه با انسان معنا دارد. البته كه رب غیر ناس نیست، بلكه در این جا رب الناس و ملك الناس و اله الناس به معنای اجتماعی آمده، نه فلسفی و علمی، یا كلی.
●نتیجه سخن
بی شك كتابی كه برای اداره زندگی بشر آمده است، نمی تواند از ابعاد سیاسی زندگی اجتماعی بی بهره باشد. البته فهم نكات سیاسی آیات قرآنی نیازمند غور در آیات و تفسیر آنهاست و باید تفسیر آیات سیاسی قرآنی را همپای رشد فزاینده و تحولات اجتماعی، صنعتی و ارتباطی جهانی به پیش برد؛ تنها در این صورت می توان از این آیات برای در انداختن نظام سیاسی توسعه مند سود برد، نباید از سخن ها و تهمت ها هراسی به دل راه داد؛ زیرا، این هراس ها از تقوای الهی دور است و حاصل آن نیز، جامعه ای عقب مانده خواهد بود.

۱- سوره بقره، آیه ۲۵۶.
۲- سوره آل عمران، آیه ۱۰.
۳- سوره نساء، آیه ۵۹.
۴- سوره اعراف، آیه ۱۷۶.
۵- سوره انفال، آیه ۳۳.
۶- سوره انفال، آیه ۳۹.
۷- سوره توبه، آیه ۳۴.
۸- سوره اسراء، آیه ۳۶.
۹- سوره مریم، آیه ۱۲.
۱۰- سوره نور، آیه ۵۴.
۱۱- سوره فرقان، آیه ۱.
۱۲- سوره ق، آیه ۱۶.
۱۳- سوره فلق، آیه ۱-۵.
۱۴- سوره ناس، آیه ۱-۶.

منبع : تبیان

مطالب مرتبط

نگاهی به جنبه های اعجاز در قرآن


نگاهی به جنبه های اعجاز در قرآن
اعجاز در اصطلاح عبارتست از این که شخصی که ادعای منصبی از منصب‌های الهی می‌کند باید برای گواه به صدق گفتارش عملی را انجام دهد که دیگران از انجام دادن آن عاجزند، چون آن عمل به ظاهر بر خلاف قوانین خلقت و خارج از مسیر عادی و طبیعی است، انجام دادن چنین عملی را اعجاز و خود عمل را معجزه می‌نامند. (ترجمه البیان فی تفسیر القرآن، آیت الله سید ابوالقاسم خویی ص ۴۹)
بدیهی است که پیامبری و سفارت الهی از مناصب بزرگ و مقامات عالی است که افراد بسیاری خواهان آن می‌باشند و افرادی به دروغ آن را ادعا می‌کنند، بنابراین کسانی که مدعی رسالت و سفارت الهی‌اند باید دارای شاهد و گواهی باشند که قوانین طبیعت را در هم بشکند و برخلاف سیر عادی و طبیعی جریان یابد و دیگران را از آوردن چنین گواه و شاهدی ناتوان سازد. این گونه اعمال خارق العاده که پشتوانه و شاهد پیامبری و رسالت است "معجزه" و انجام دادن آن را «اعجاز» می‌نامند. (همان ص ۵۳)
در این میان بهترین معجزه آن است که مشابه عالی‌ترین فن آن دوران باشد لذا حکمت الهی اقتضا می‌کند به هر پیامبری معجزه‌ای عنایت کند که مشابه با فن و صنعت رایج آن زمان باشد و علماء و دانشمندان بسیاری در آن محیط از آن علم آگاه باشند تا بتوانند حقیقت معجزه و تفاوت آن با علم و فن رایج‌آن دوران را به راحتی تشخیص دهند و با علم و آگاهی اظهار نظر و داوری کنند و بدین وسیله مردم زودتر آن معجزه را تصدیق و سریع تر به آن پیامبر ایمان خواهند آورد.اعراب در زمان جاهلیت از میان تمام علوم و فنون تنها در فن فصاحت و بلاغت و فنون ادب سرآمد دیگر ملل و اقوام بودند تا آنجا که بازارهایی برای مسابقه در شعر و خطابه بر پا می‌کردند.در همین راستا چون اوضاع و شرایط حاکم در آن زمان این چنین بود، حکمت الهی اقتضا نمود که پیامبر اسلام را به معجزه بیان و فصاحت (قرآن) اختصاص دهد به طوری که هر عرب فصیح، منصف و غیر معاندی خود را در برابر فصاحت و بلاغت و شیوه بی نظیر آن، عاجز و ناتوان ببیند و اذعان کند که سخن این چنین از توان بشر خارج است و به وحی بودن آن اعتراف نماید. (همان ص۵۷ تا ۵۹)
● فصاحت و بلاغت:
پیامبر اکرم (ص) تمام ملل و اقوام و انسان‌های جهان را به اسلام فراخوانده و با آنان با قرآن احتجاج و استدلال نموده و آنها را با آوردن کلامی همچون قرآن به مبارزه طلبیده است.او اعلان کرده اگر همگان دست به دست هم دهند و از فصیح‌ترین و بلیغ‌ترین افراد کمک بگیرند و کتابی همانند قرآن ( در فصاحت و بلاغت و محتوای عالی‌ آن) بیاورند او دست از ادعای خویش بر می‌دارد. (همان ص ۶۱)تحدی و مبارزه طلبی قرآن کریم منحصر به عده خاصی که در‌آن زمان می‌زیستند نبوده بلکه تمام جن و انس را در طول تاریخ به معارضه دعوت کرده که این مهم در سوره اسراء آیه ۸۸ اشاره شده است. (همان ص ۶۳)
زیبایی و رسایی این آیات به حدی اعجاب آور است که عرصه را بر شاعران، ادیبان و صاحبان ذوق و قریحه‌های سرشار تنگ کرده و آنان را به اعتراف به عجز وادار می‌سازد. قرآن با شیوه بدیع و منحصر به فرد خود، ‌در بیان مفاهیم و معانی بلند و پر محتوا که نه نثر است و نه نظم، چنان جلوه‌گری می‌کند که همه سخنان و آثار ادبی را تحت الشعاع قرار می‌دهد.
انسان هر چه قدر با قرآن سرو کار داشته باشد باز هم نمی‌تواند کلامی را تنظیم کند که از نظر ( فصاحت و بلاغت) شبیه قرآن باشد. این حقیقت ثابت می‌کند قرآن کریم اسلوب و شیوه خاصی دارد که از حیطه قدرت بشر خارج است و نمی‌توان آن را با آموزش‌، تمرین، تعلیم و تعلم فرا گرفت و اگر قرآن کریم، انشاء و گفتار خود رسول اکرم بود، در سخنان و خطبه‌های آن حضرت که محفوظ مانده و تدوین شده‌، نوعی تشابه میان شیوه و اسلوب قرآن و سخنان آن حضرت مشاهده می‌شد ولی هیچ‌گونه تشابهی میان آن دو نیست (همان ص۶۴)
علاوه بر این، بلاغتی که در میان مردم معمول است محدود به حدود خاصی است و غالباً افراد بلیغ از انواع بلاغت در یک یا دو یا حداکثر چند نوع، توانایی دارند نه تمام قسمت‌ها، مثلاً ممکن است در حماسه سرایی، مدیحه سرایی یا نوحه سرایی بلیغ باشد ولی در غزلیات مهارتی نداشته باشد، اما قرآن در موضوعات مختلف وارد شده و به فنون گوناگونی سخن بلیغ گفته است و این گونه فصاحت و بلاغت همه جانبه به گفتار خدا اختصاص دارد و دیگران از آوردن نظیر آن عاجزندو هرگز برای بشر امکان پذیر نیست. (همان ص ۶۵)
بخشی از اعجاز ادبی قرآن کریم، در اسلوب ویژه آن نهفته است. قرآن از نظر سبک کلامی، شیوه‌ای بدیع را که هرگز سابقه نداشته، به وجود آورده است، قرآن، نه نظم است و نه نثر. این سبک (ساختار) جدیدی که قرآن ارائه داده و در فرهنگ ادبی عرب، تحولی غریب ایجاد کرده، کاملاً بی‌سابقه است و آیندگان را به عجز و تاب انداخته، جاذبه دارد، کشش دارد، افسون می‌کند، به وجد می‌آورد، لذت بخش است، آرامش می‌دهد، با فطرت، دمساز با طبیعت همساز، با وجدان، سروکار داشته و با هستی، سر و سری دارد.(درسنامه علوم قرآنی،حسین جوان آراسته، ص۲۶۹)
● قرآن و معرفت عقلی و فلسفی:
در بسیاری از آیات قرآن به صراحت این مطلب بیان شده که محمد(ص) امی ( درس نخوانده است)بود و خود آن حضرت نیز این ادعا را در برابر خویشاوندان خود، اعلان نمود و هیچ یک از آنان این ادعا را انکار و تکذیب نکردند و این خود دلیل روشنی بر صدق گفتار رسول خدا (ص) و صحّت نبوت اوست. زیرا کسی که خود بی سواد ( درس نخوانده و نزد هیچ کس سواد نیاموخته بود) کتابی آورد مشتمل بر معارف عقلی و دقایل علمی به گونه‌ای که از آن تاریخ تاکنون افکار فلاسفه نامدار و دانشمندان بزرگ را به خود جلب کرده و متفکران شرق و غرب عالم را مبهوت و متحیر ساخته است و این حالت تحیر و بهت زدگی پایان ناپذیر نیست. (همان ص ۶۹)
حتی اگر از این حقیقت مسلم ( امی بودن پیامبر) چشم بپوشیم و فرض کنیم که آن حضرت امی نبوده، بلکه علوم و معارف مختلف را با تعلیم و تعلم از دیگران فرا گرفته بوده است‌، آیا لازمه آن این نیست که این همه علوم و فنون را از دانشمندان زمان خویش و همان کسانی که در میانشان پرورش یافته‌، فرا گرفته باشد،در صورتی که آنچه را قرآن برای بشر عرضه داشته است هیچ گونه سنخیتی با افکار مردم آن زمان ندارد، بلکه درست با افکار و عقاید آنان در تضاد است، زیرا عده‌ای از مردم آن دوران، بت پرست و به اوهام و خرافات پای بند بودند و عده‌ای دیگر اهل کتاب بوده و معارف و احکام و تاریخشان را از کتب عهدین ( تورات و انجیل) به دست می‌آوردند و همین دو کتاب ( تحریف شده ) را کتاب آسمانی می‌دانستند، اگر فرض کنیم رسول اکرم صلی الله علیه وآله تعالیم گرانقدر خویش را که در قرآن آمده از تورات و انجیل گرفته است آیا لازمه آن چنین نخواهد بود که افکار و عقاید متداول در آن روزگار برگفتار و معارفش پرتو افکنده باشد و یک نوع تشابه میان معارف قرآن و مطالب موجود در تورات و انجیل وجود داشته باشد. (همان ص ۷۰)
ولی ما می‌بینیم معارف قرآن از هر نظر بر خلاف معارف عهدین است و قرآن با اوهام و خرافات موجود آن دو کتاب و دیگر مصادر به ظاهر علمی و خرافی مخالفت کرده است. به عنوان مثال قرآن درباره مسأله توحید آیاتی را مطرح کرده است که در هیچ یک از مصادر علمی آن دوران وجود نداشته و این معارف تماماً با براهین فلسفی همسو بوده و عقل سلیم آن را می‌پذیرد، آیا یک انسان امی و درس نخوانده می‌تواند در محیط پر از انحراف آن دوره که عصر جاهلیت بود، چنین معارف ارزشمند و حقایق معنوی را به بهترین شیوه بیان کند. برای روشنتر شدن این مباحث می‌توان به آیاتی که در خصوص مسأله توحید یا سرگذشت و اوصاف پیامبران در قرآن آمده مراجعه نمود و آن را با مباحث مطرح شده در کتب تورات و انجیل مقایسه کرد.
● اعجاز قرآن در هماهنگی آیات
هر انسان عاقلی به خوبی می‌داند کسی که قانونگذاری و خبرهایش بر اساس دروغ و افترا استوار باشد قهراً در خبرها و قوانین وی تناقض‌هایی دیده خواهد شد به ویژه آن که قوانین وی گسترده و در مسایل و موضوعات گوناگون و مهم اعتقادی‌، اجتماعی و اخلاقی باشد زیرا که چنین قوانینی باید مبتنی بر دقیق‌ترین قواعد و مستحکم‌ترین پایه‌های عقلی و علمی استوار بوده باشد. قرآن کریم در تمام شؤون و امور زندگی انسان‌ها به طور وسیع و گسترده سخن گفته و قانونگذاری کرده است،در مباحث الهیات و نبوت، اصول و پایه‌های احکام و سیاست و نظام‌های اجتماعی و قواعد اخلاقی به طور جامع و شامل بحث نموده و به امور دیگری همچون کیهان شناسی‌، تاریخ و قوانین مربوط به صلح و جنگ و مانند آن نیز پرداخته، موجودات آسمانی و زمینی را از قبیل ملائکه و ستارگان، بادها، دریاها، نباتات، حیوانات، و انسان را شرح داده است و مثل‌های گوناگونی را آورده، مواقف هولناک روز قیامت را بازگو کرده، ولی با این اوصاف کوچک‌ترین اختلاف‌، تضاد و تناقضی در میان گفته‌ها و تشریعات آن به چشم نمی‌خورد و در تمام این مسایل از دایره اصول مسلم نزد عقل و عقلا خارج نگشته است. (همان ص ۸۶) چه بسا قرآن کریم حادثه‌ای را دو یا سه بار تکرار کند و در عین حال در میان این موارد کوچکترین اختلاف و تناقض گویی وجود ندارد، مثلاً داستان حضرت موسی علیه السلام در قرآن چندین بار تکرار شده ولی در هر مورد به مسایل خاصی اشاره گردیده است که در دیگر موارد نیست بدون آن که در اصل مطلب و موضوع داستان کوچکترین اختلافی وجود داشته باشد. (همان ص ۸۶)
از طرفی با توجه به اینکه قرآن تدریجاً و در مناسبت‌های مختلف و حوادث گوناگون نازل شده است، این حقیقت بیشتر روشن می‌شود که این کتاب از ناحیه خداوند نازل شده، زیرا اقتضای طول زمان در نزول آیات قرآن و در عین حال گستردگی آن، این بود که در میان آنها نا هماهنگی و اختلاف دیده شود، اما می‌بینیم هنگامی که به مجموعه آیات نیز بنگریم باز این معجزه قابل مشاهده است. قرآن کریم خود نیز به این جنبه از اعجاز در آیه ۸۲ سوره نساء اینگونه اشاره می‌کند:
« أفَلاَ یَتَدَبَّروُنَ القرآنَ و لَو کانَ مِنْ عُنْدِ غَیْرِ اللهِ لَوَجَدُوا فیه اختِلافاً کَثیراً»
« آیا در ( معانی) قرآن» نمی‌اندیشید؟ و اگر از جانب غیر خدا بود قطعاً در آن اختلاف بسیاری می‌یافتند.»
این آیه شریفه انسان‌ها را به مطلبی که با فطرت و نهاد انسانی درک و احساس شدنی است راهنمایی می‌کند و آن این که هر کس در ادعاها و گفته‌هایش بر دروغ متکی باشد ناگزیر در نظریاتش دوگانگی و در بیانش تناقض ظاهر خواهد شد، ولی در کتاب خدا ( قرآن کریم) این اختلاف و تناقض گویی به هیچ وجه وجود ندارد. (همان ص ۸۷ )
● اعجاز قرآن در تشریع و قانون گذاری:
اگر انسان تاریخ ما قبل از ظهور اسلام را بررسی کند، این حقیقت مسلم و تاریخی به خوبی برایش روشن می‌شود که مردم آن زمان چگونه در جهل و نادانی و حتی توحش به سر می‌بردند. اعراب در زمان جاهلیت عقاید خرافی خاصی داشتند، نه دارای دین و مذهب خاصی بودند که موجب وحدت و تمرکز آنان در نقطه خاصی شود و نه یک نظام اجتماعی ( مدنی) داشتند که در میانشان ارتباط و هماهنگی برقرار سازد، بلکه پیروی از عادات و رسوم نیاکان آنان را به این سو و آن سو سوق می‌داد.
ولی پس از آن که نور محمد(ص) در مکه شروع به درخشیدن کرد و آفتاب اسلام در شبه جزیره عربستان ظاهر گشت، دل‌های مردم با معارف الهی روشن و از آلودگی‌ها پاک و با مکارم اخلاق آراسته شد. توحید و یگانه پرستی جایگزین بت پرستی و دو گانه پرستی شده جهل و نادانی جای خود را به علم و دانش داد و از مردمی سست عنصر، امتی متحد، منسجم و ایثارگر به وجود آمد که توانست نفوذ و حاکمیت خود را در سرتا سر عالم گسترش دهد (همان ص ۹۱و ۹۰ ) تمام این تعالی، پیشرفت و افتخارات عظیمی که نصیب مسلمانان گردید بر اثر تعالیم عالی قرآن کریم بود که بر تمام کتاب‌های آسمانی دیگر برتری دارد، نظام‌ها و قوانینش بر پایه عقل استوار است، روش اعتدال ومیانه روی را در پیش گرفته و از هر گونه افراط و تفریط اجتناب ورزیده است.
قرآن کریم به دادگری فرمان می‌دهد و در تمام آموزه‌هایش راه اعتدال ومیانه روی را پیش گرفته است، از طرفی در چندین مورد صفت بخل را نکوهش می‌کند و درباره عواقب وخیم و زیانبار آن هشدار می‌دهد. ( نگاه کنید به آیات ۵۸ نساء‌، ۱۸۰ آل عمران، ۲۹ اسراء و ۸۰ مائده) (همان ص ۹۳)
قرآن برای ریشه کن ساختن فساد و تحقق یافتن عدل و انصاف در کنار دستور به صبر و شکیبایی هیچ گاه دست مظلوم را در برابر ظالم و او را از گرفتن حق خویش باز نداشته است، بلکه به وی اجازه داده به همان اندازه که به او ظلم شده عادلانه از ظالم انتقام بگیرد. برای روشنتر شدن این بحث به آیات ۱۹۴ بقره و ۳۳ اسراء مراجعه کنید. (همان ص ۹۴)
قوانین قرآن کریم هم به امور زندگی و نظام‌های اجتماعی این جهان توجه دارد و هم به شؤون آخرت می‌پردازد و هیچ یک از این دو جنبه مادی و معنوی انسان را نادیده نگرفته است. ( بنگرید به آیات ۱۳ و ۱۴ سوره نساء و ۷و ۸ زلزلت و ۷۷ قصص)
قرآن کریم مردم را به سوی عبادت و تفکر در آیات و آثار تشریعی و تکوینی خداوند فرا خوانده و به تأمل و تدبر در آیات و نشانه‌های خدا و اسرار آفرینش تأکید کرده است و در عین حال به جنبه‌های دیگری که افراد بشر را با یکدیگر مربوط می‌سازد نیز پرداخته است. برای مثال خرید و فروش و معاملات حلال را تأکید کرده واز ربا خواری و فزون طلبی به شدت منع کرده است، به انسان دستور وفای به عهد می‌دهد و به ازدواج که موجب بقای نوع انسان است فرمان داده است و نیکی به همسر و والدین و نزدیکان و تمام مسلمانان را لازم و واجب می‌داند. (همان ص ۹۷ و ۹۸)
قرآن کریم با واجب کردن امر به معروف و نهی از منکر بر تمام افراد امت و اختصاص ندادن آن به طبقه و افراد خاصی‌، موجبات گسترش و انشاء تعالیم خویش را فراهم ساخته و در آن روح تداوم و استمرار را دمیده است و تمام مسلمان به تبلیغ احکام و تنفیذ اوامر الهی و به اجرا در آوردن آن مکلف می‌باشند. از بزرگترین تعالیم قرآن‌، قانون مساوات و برابری است که با تشریع این قانون انسجام و یگانگی را در میان طبقات مختلف مسلمانان ایجاد کرده است و اختلافات نژادی و قومی و دیگر امتیازات را لغو ساخته است.
حال آیا با وجود این همه قوانین محکم ومتقن هیچ عاقلی به خود اجازه میدهد که در نبوت پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله و معجزه بودن قرآن شک و تردید نماید و به ویژه آنکه این پیامبر در میان مردمی وحشی و نادان که هیچ گونه اطلاعی از این تعالیم انسان ساز نداشتند ظهور کرده است.( نگاه کنید به بحث اعجاز قرآن در همان ماخذ)
● قرآن و حقایق ثابت و خلل ناپذیر
قرآن کریم به موضوعات متعدد و در عین حال متنوع و گسترده‌ای پرداخته است. درباره الهیات و خداشناسی و معارف عقلی و ماوراء الطبیعه همچون روح، فرشته، ابلیس، جن، کرات آسمانی و احوالات انبیای الهی، مسایل اخلاقی، حقوق خانواده، حکومت و زمامداری، عبادات و معاملات و ... بحث کرده است و در تمام این مسایل بهترین و جالب‌ترین حقایق را برای بشر به ارمغان آورده است، حقایقی مستحکم و خلل ناپذیر که هرگز فساد و تباهی در آن راه ندارد و کوچکترین اشکال و ایرادی متوجه آن نمی‌شود و این چیزی است که از بشر عادی معمولی ساخته نیست، به ویژه آنکه حضرت در میان امتی می‌زیسته که هیچ بهره و نصیبی از معارف و دیگر علوم نداشتند. (همان ص ۱۰۲)
شایان ذکر است که بگوییم در حوزه علوم و دانش‌های مختلف در طی سالیان متمادی نظریه‌های بسیاری مطرح شده است که این نظریات با ظهور دانشمندان نسل‌های جدید تر و گذشت سالیان دراز نقض و رد شده است،اما قرآن به رغم کثرت مباحث و تنوع مطالب و بالا بودن سطح علمی آن‌، تا کنون مورد کوچکترین اشکال و انتقادی قرار نگرفته و در مسایل و قوانین آن کمترین عیب و ایرادی به چشم نمی‌خورد.
● قرآن و اخبار غیبی
قرآن در برخی از آیاتش از امور مهمی که مربوط به آینده بوده خبر داده و حوادث و پیشامدهایی که بعداً اتفاق می‌افتاده پیشگویی کرده است و آنچه را خبر داده همه و همه پس از مدتی به وقوع پیوسته و هیچ یک از آنها بر خلاف واقع نبوده است. شکی نیست که این گونه خبرهای غیبی و پیشگویی‌های صد در صد درست و واقعی جز از طریق وحی و نبوت راه دیگری ندارد. به عنوان مثال آیه هفتم سوره انفال که در جنگ بدر نازل شده و خدا به مؤمنان وعده پیروزی داد با این که مسلمانان در آن روز نسبت به لشکر کفار در اقلیت بودند و ابزار و وسایل جنگی اندکی در اختیارشان بوده و سرانجام نیز طبق وعده الهی مسلمانان پیروز شدند. رجوع به تفاسیر آیات ۹۴ تا ۹۶ سوره حجر، آیه‌های ۲و۳ سوره روم، ۴۴ و ۴۵ سوره قمر و سوره مسد این حقایق را بیش از پیش روشن می‌کند . (همان صفحات ۱۰۵ و ۱۰۶)
● قرآن و اسرار آفرینش
کتاب آسمانی مسلمانان در بسیاری از آیاتش از مسایل مربوط به آفرینش جهان و قوانین عالم طبیعت،کرات آسمانی و غیر آن خبر داده است. حال آنکه در آن زمان جز از طریق وحی الهی راهی برای پی بردن به این گونه مسایل نبود. بسیاری از مطالبی را که قرآن درباره آن خبر داده آن چنان پیچیده و دقیق است که در آن روزگار کسی از آنها اطلاعی نداشت و پس از پیشرفت علوم گوشه‌هایی از این مطالب و اسرار روشن و کشف گردید. البته قرآن در این گونه مسایل علمی و حکیمانه و با رعایت احتیاط آنها را توضیح داده است، برخی از مطالب قابل فهم در آن عصر را به وضوح و صراحت بیان کرده، ولی مطالبی را که در آن عصر قابل فهم مردم نبوده با اشاره و کنایه بیان کرده و درک و فهم کامل آن را به آیندگان موکول ساخته است. ( برای آگاهی بیشتر در این خصوص نیز میتوان به آیات ۱۹ و ۲۳ سوره حجر، ۱۷ الرحمن، ۳ رعد، ۳۶ یس، ۵۳ طه، ۳۸ زخرف، ۱۱۵ بقره و .... مراجعه کرد). (همان ص ۱۰۷)
● آفرینش‌های هنری
یکی دیگر از رازهای جاذبه قرآن که پرده از اعجازی دیگر بر می‌دارد،‌جنبه خیال انگیزی و صحنه پردازی و به تصویر کشیدن معانی گوناگون است. این هنر قرآنی در بیان صحنه‌های طبیعت، در تبیین ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها، پاکی‌ها و ناپاکی‌ها و در قصه‌ها و داستان سرایی‌ها، در طرح مثل‌ها و در به تصویر کشیدن مراحلی از معاد و قیامت و حساب و کتاب، چنان کارآمد و مؤثر بوده است که بعضی از آن به سحر و افسون قرآن یاد می‌کنند. آنچه قرآن در آیه ۲۶ سوره فصلت از قول برخی از کفار نقل می‌کند به این حقیقت رهنمون است:
«وقال الّذین کَفَروُا لا تَسْمَعُوا لِهذَا القُرآنِ وَ أَلْغَوا فیهِ لَعَلَّکُم تَغْلِبُونَ»
به این قرآن گوش ندهید و سخن لغو در آن اندازید، شاید شما پیروز شوید.
این گفتار آنان از آن جا ناشی می‌گردد که تنها یک بار گوش فرا دادن به آیات قرآن، برای تسلیم منکران،‌کافی بوده است. البته روشن است که درک صحیح از این همه لطافت‌ها و ظرافت‌های هنری قرآن، تنها هنگامی میسر خواهد که انسان با ادبیات عرب و فنون معانی و بیان آشنایی داشته، از نمایش و هنر و زیبایی و شعر نیز آگاه باشد. آنگاه می‌تواند با تدبر در آیات قرآنی و توجه به آن از زاویه هنری اوج زیبایی و هنرمندی را در قرآن بیابد.
سید قطب، صاحب تفسیر فی ضلال القرآن در بحث تصویر هنری می‌گوید:
قرآن در هر کجا که بخواهد بیان غرضی یا تعبیر از معنای مجردی کند، یا حالتی نفسانی یا صفتی معنوی یا نمونه‌ای انسانی یا حادثه یا ماجرا یا منظره‌ای از مناظر قیامت یا حالتی از حالات نعیم یا عذاب الیم را وصف کند، یا در مقام احتجاج و جدل، مثلی زند، یا به طور مطلق، جدلی را عنوان کند،‌در همه جا تکیه بر واقع محسوس یا مخیل می‌نماید. منظور ما نیز از گفتن این مطلب که تصویر، ابزار مناسب و مخصوص اسلوب قرآنی است، همین است یعنی صرف آرایش و تزییین اسلوب نیست و به نحو تصادف نیز نیامده است بلکه یک قانون کلی و عام و شامل است که ما می‌توانیم از آن به قاعده تصویر تعبیر کنیم.(درسنامه علوم قرآنی ص۲۷۸ به نقل از آفرینش هنری در قرآن ص۴۵)

وبگردی
تصاویر: ضرب و شتم چند روحانی توسط جوانی در قم
تصاویر: ضرب و شتم چند روحانی توسط جوانی در قم - یک جوان در حوالی چهارراه بیمارستان قم به چند روحانی حمله کرد و دو تن از آنها را زخمی کرد به گفته شاهدان ضارب یک خودرو را نیز به آتش کشید و متواری شد.
فیلم دیدنی از لحظه دستگیری باند سارقان مسلح/ شلیک پلیس به سمت سارقان
فیلم دیدنی از لحظه دستگیری باند سارقان مسلح/ شلیک پلیس به سمت سارقان - باند چهار نفره سارقان مسلح که قصد داشتند امروز از یک طلافروشی در یافت‌آباد سرقت کنند، ساعت 10 صبح امروز در یک عملیات غافلگیرانه توسط ماموران پلیس دستگیر شدند.
فیلم/ افشای پشت پرده کاسبی با خون ایرانیان
فیلم/ افشای پشت پرده کاسبی با خون ایرانیان - رئیس سازمان انتقال خون و مسئول سابق امور کارکنان شرکت پالایش و پژوهش خون با حضور مقابل دوربین فارس از برخی تخلفات در زمینه پلاسمای خون پرده برداشتند.
سلطان حاشیه از عکس مادرزنش رونمایی کرد!
سلطان حاشیه از عکس مادرزنش رونمایی کرد! - محسن افشانی بازیگر سینما و تلویزیون از جدیدترین عکس حاشیه ای خود با مادر زنش رونمایی کرد.
عباس عبدی به سردارسلیمانی : جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند
عباس عبدی به سردارسلیمانی : جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند - یکی از موارد پیش‌آمده در این اعتراضات آتش‌زدن پرچم کشور بود که واکنش و تاسف بسیاری را برانگیخت؛ به طوری که مقام رهبری نیز به آن اشاره کردند. در آخرین واکنش‌ها...
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس - 38 شرکت که جزء بزرگترین کارتل های اقتصادی کشور هستند، متعلق به آستان قدس است. بنابراین آستان قدس کنونی، آستان قدسی نیست که حضرت امام در نامه خود از آن سخن گفته‌اند.
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم - اولین قسمت از برنامه هاردتاک کاکتوس را با صحبت های جذاب نیوشا ضیغمی در مورد خانواده و همسرش ، ماجرای صحبت های جنجالی یک هواپیما ، 8 سال احمدی نژاد و ...
    پربازدیدها