جمعه ۳۱ فروردین ۱۳۹۷ / Friday, 20 April, 2018

تفسیرسوره مبارکه القارعه


تفسیرسوره مبارکه القارعه
این سوره در مكه نازل شده و دارای ۱۱ آیه است.
بسم الله الرحمن الرحیم
القارعهٔ (۱) ماالقارعهٔ(۲) و ما ادرائك ماالقارعهٔ (۳) یوم یكون الناس كالفراش المبثوث (۴) و تكون الجبال كالعهن المنفوش(۵ ) فاما من ثقلت موازینه (۶) فهو فی عیشهٔ راضیهٔ (۷) و اما من خفت موازینه (۸) فامه هاویهٔ (۹) و ما ادرائك ماهیه(۱۰) نار حامیهٔ (۱۱)
●محتوای سوره قارعه
این سوره با تعبیراتی كوبنده و بیانی تكان دهنده و انذار و هشداری صریح و روشن از معاد و مقدمات آن سخن می گوید و سرانجام انسان ها را به دو گروه تقسیم می كند:گروهی كه اعمالشان در میزان عدل الهی سنگین است و پاداش آنها زندگی سراسر رضایت بخش در جوار رحمت حق، و گروهی كه اعمالشان سبك و كم وزن است و سرنوشت شان آتش داغ و سوزان جهنم است.نام این سوره از آیه اول آن گرفته شده است. " قارعهٔ" از ماده "قرع" كه بر وزن فرع به معنی كوبیدن چیزی بر چیزی است، به گونه ای كه صدای شدید از آن برخیزد؛ تازیانه و چكش را نیز به همین مناسبت "مقرعهٔ" گویند بلكه به هر حادثه مهم و سخت " قارعهٔ" گفته می شود.
با تعبیراتی كه در آیه دوم و سوم آمده ، خداوند حتی به پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله می فرماید "تو چه می دانی آن حادثه سخت و كوبنده چیست"، روشن می شود كه این حادثه كوبنده به قدری عظیم است كه ابعادش به فكر هیچ كس نمی رسد.
به هرحال بسیاری از مفسران گفته اند كه "قارعهٔ" یكی از نام های قیامت است، ولی درست روشن نساخته اند كه آیا این تعبیر اشاره به مقدمات قیامت می باشد كه عالم دنیا در هم كوبیده می شود، خورشید و ماه تاریك می گردد، و دریاها برافروخته می شود، اگر چنین باشد دلیل انتخاب نام "قارعهٔ" برای این حادثه روشن است. و یا این كه منظور مرحله دوم، یعنی مرحله زنده شدن مردگان، و طرح نوین در عالم هستی است، و تعبیر به "كوبنده" به خاطر آن است كه وحشت و خوف و ترس آن روز دل ها را می كوبد.
آیاتی كه بعد از آن آمده بعضی تناسب با حادثه تخریب جهان دارد، و برخی متناسب با زنده شدن مردگان است، ولی روی هم رفته احتمال اول مناسب تر به نظر می رسد، هر چند در این آیات هر دو حادثه پشت سر یكدیگر ذكر شده است، مانند بسیاری دیگر از آیات قرآن كه از قیامت خبر می دهد.
●حادثه كوبنده
این آیات كه در وصف قیامت است نخست می فرماید:
القارعهٔ: آن حادثه كوبنده .
ماالقارعهٔ: و چه حادثه كوبنده ای است.
و ما ادرائك ماالقارعهٔ: و تو چه می دانی كه حادثه كوبنده چیست؟
پشم هایی كه همراه تند باد حركت كنند و تنها رنگی از آنها نمایان باشد و این آخرین مرحله متلاشی شدن كوه ها است. این تعبیر ممكن است اشاره به رنگ های مختلف كوه ها نیز باشد چرا كه كوه های روی زمین هر كدام رنگ خاصی دارند.به هر حال این جمله گواه بر آن است كه آیات فوق از مراحل نخستین قیامت یعنی مرحله ویرانی و پایان جهان سخن می گویند.بعد به مرحله حشر و نشر و زنده شدن مردگان و تقسیم آنها به دو گروه پرداخته می فرماید:
اسباب سنگینی میزان اعمال
فاما من ثقلت موازینه: اما كسی كه ترازوهای عملش سنگین است.
بدون شك، ارزش همه اعمال نیك و صالح یكسان نیست، و با هم تفاوت زیادی دارند، و به همین جهت در روایات مختلف اسلامی، روی پاره ای از اعمال خیر، تكیه بیشتری شده است، و آنها را اسباب سنگینی میزان و ترازوی عمل در قیامت شمرده اند.
از جمله در حدیثی، از پیامر اكرم صلی الله علیه وآله می خوانیم كه در تفسیر لا اله الا الله فرمود: یعنی بوحدانیته لا یقبل الله الاعمال الا بها، و هی كلمهٔ التقوی یثقل الله بها الموازین یوم القیامهٔ(۱) ؛ "لااله الاالله" اشاره به وحدانیت خداوند است و هیچ عملی بدون آن پذیرفته نمی شود، و این كلمه تقوا است كه ترازوی سنجش اعمال را در قیامت سنگین می كند."
در حدیث دیگری از امیرمؤمنان علی علیه السلام درباره شهادت به وحدانیت خداوند و نبوت پیغمبر اكرم صلی الله علیه وآله آمده است: خف میزان ترفعان منه و ثقل میزان توضعان فیه؛ ترازوی سنجشی كه شهادتین از آن برداشته شود سبك است، و میزانی كه شهادتین در آن گذارده شود سنگین است."(۲)
و در حدیث دیگری از امام باقر علیه السلام یا امام صادق علیه السلام می خوانیم: ما فی المیزان شیء اثقل من الصلوهٔ علی محمد و آل محمد(۳) ؛ در میزان عمل چیزی سنگین تر از درود فرستادن بر محمد و آل محمد نیست. و در ذیل روایت می فرماید: "افرادی در قیامت در پای میزان عمل قرار می گیرند و كفه اعمالشان سبك است، سپس درود بر محمد و آل محمد را در آن می نهند و سنگین می شود.
جالب این كه در حدیثی از امام باقر علیه السلام می خوانیم: من كان ظاهره ارجح من باطنه خف میزانه!(۴) ؛ هر كس ظاهرش از باطنش بهتر باشد میزان عملش در قیامت سبك خواهد بود.
این بحث را با سخنی از سلمان فارسی كه در حقیقت چكیده وحی و سنت است پایان می دهیم، در این حدیث می خوانیم: "كسی از طریق تحقیر به سلمان گفت: تو كیستی؟ و چیستی؟ ارزشی نداری. سلمان در پاسخ گفت:
"اما اولی و اولك فنطفهٔ قذرهٔ و اما آخری و آخرك فجیفهٔ مُنتِنهٔ فاذا كان یوم القیامهٔ و نصبت الموازین فمن ثقلت موازینه فهو الكریم و من خفت موازینه فهو اللئیم"(۵) ؛ اما آغاز وجود من و تو نطفه آلوده ای بوده، و پایان من و تو مرداری گندیده بیش نیست، هنگامی كه روز قیامت فرارسد و ترازوهای سنجش اعمال نصب گردد، هر كس ترازوی عملش سنگین بود شریف و بزرگوار است، و هر كس ترازوی عملش سبك بود پست و لئیم است.
و اما من خفت موازینه: و اما كسی كه ترازوهایش سبك است.
"موازین" جمع "میزان" به معنی وسیله سنجش است، این واژه نخست در وزن های مادی به كار رفته، سپس در موازین و مقیاس های معنوی نیز استعمال شده است.
بعضی معتقدند كه اعمال انسان در آن روز به صورت موجودات جسمانی و قابل وزن در می آید، و راستی آنها را با ترازوهای سنجش اعمال می سنجند.
این احتمال نیز داده شده كه خود نامه اعمال را وزن می كنند اگر اعمال صالحی در آن نوشته شده است سنگین است و گرنه سبك وزن، یا بی وزن است.
ولی ظاهراً نیازی به این توجیهات نیست، میزان حتماً به معنی ترازوی ظاهری كه دارای كفه های مخصوص است نمی باشد، بلكه به هر گونه وسیله سنجش اطلاق می شود، چنانكه در حدیثی می خوانیم: ان امیرالمؤمنین والائمهٔ من ذریته (ع) هم الموازین؛ امیرمؤمنان و امامان از دودمانش ترازوهای سنجشند. (۶)
و در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است كه وقتی از معنی "میزان" سؤال كردند. در پاسخ فرمود: المیزان العدل!(۷) ؛ ترازوی سنجش همان عدل است.
به این ترتیب وجود اولیاء الله یا قوانین عدل الهی مقیاس هایی هستند كه انسان ها و اعمالشان را بر آنها عرضه می كنند، و به همان اندازه كه با آنها شباهت و مطابقت دارند وزنشان است!
روشن است كه منظور از "سبكی" و "سنگینی" میزان به معنی سنگینی خود ترازوهای سنجش نیست، بلكه وزن چیزهایی است كه با آن می سنجند.
ضمناً تعبیر به "موازین" به صورت صیغه جمع به خاطر آن است كه اولیای حق و قوانین الهی هر كدام یكی از میزان های سنجشند، و از این گذشته تنوع صفات و اعمال آدمی ایجاب می كند كه هر كدام را با میزانی بسنجند، و الگوها و ترازوهای سنجش متفاوت باشد.
"راغب" می گوید: "میزان در قرآن مجید گاهی به صورت مفرد، و گاه به صورت جمع آمده، در صورت اول، ناظر به كسی است كه حساب می كند، یعنی خداوند یكتا، و در صورت دوم، ناظر به حساب شوندگان است."
بعضی از مفسران نیز گفته اند كه موازین جمع "موزون" است، یعنی عملی كه آن را وزن می كنند، بنابراین سنگین و سبك بودن موازین به معنی سنگین و سبك بودن خود اعمال است، نه سبك و سنگین بودن ترازوها- این معنی را "زمخشری" در "كشاف" و فخر رازی در "تفسیر كبیر" و "ابوالفتوح رازی" در تفسیرش به عنوان یكی از دو احتمال در معنی "موازین" ذكر كرده اند - البته نتیجه هر دو یكی است ولی از دو راه مختلف.بعضی معتقدند كه اعمال انسان در آن روز به صورت موجودات جسمانی و قابل وزن در می آید، و راستی آنها را با ترازوهای سنجش اعمال می سنجند.این احتمال نیز داده شده كه خود نامه اعمال را وزن می كنند اگر اعمال صالحی در آن نوشته شده است سنگین است و گرنه سبك وزن، یا بی وزن است.
●زندگی رضایت بخش
فهو فی عیشهٔ راضیهٔ: او در یك زندگی سراسر رضایت بخش خواهد بود.
تعبیر به "عیشهٔ راضیهٔ" - زندگی خشنود- تعبیر بسیار جالب و رسائی است از زندگی پر نعمت و سراسر آرامش بهشتیان در قیامت، این زندگی آنقدر رضایتبخش است كه گویی خودش "راضی" است یعنی به جای این كه "مرضیهٔ" گفته شود برای تأكید هر چه بیشتر به جای اسم مفعول، "اسم فاعل" به كار رفته است - بعضی نیز "راضیهٔ" را به معنی ذات رضا- دانسته اند، یا این كه چیزی در تقدیر می گیرند، و می گویند منظور رضایت صاحبان آنها است، ولی از میان سه تفسیر تفسیری كه در بالا ذكر شده از همه مناسبتر است.
و این امتیاز بزرگ مخصوص زندگی آخرت است، چرا كه زندگی دنیا هر قدر مرفه و پرنعمت و توأم با امن و امان و رضایت و خشنودی باشد باز از عوامل ناخشنودی خالی نیست، تنها زندگی آخرت است كه سراسر رضایت و خشنودی و آرامش و امنیت و مایه رضایت خاطر می باشد.
فامه هاویهٔ: جایگاه و پناهگاهش دوزخ است.
تعبیر به "ام" در جمله "فامه هاویهٔ" به خاطر این است كه "ام" به معنی "مادر" است، و می دانیم مادر پناهگاهی است برای فرزندان كه در مشكلات به او پناه می برند، و نزد او می مانند، و در اینجا اشاره به این است كه این گنهكاران خفیف المیزان محلی برای پناه گرفتن جز دوزخ نمی یابند، وای به حال كسی كه پناهگاهش "جهنم" باشد!
بعضی نیز گفته اند معنی "ام" در اینجا "مغز" است، زیرا عرب به مغز سر "ام الرأس" می گوید، بنابراین معنی آیه چنین می شود كه آنها را با سر در جهنم می افكنند، ولی این احتمال بعید به نظر می رسد زیرا در این صورت آیه بعد "و ما ادراك ماهیه"؛ تو چه می دانی آن چیست. مفهوم درستی نخواهد داشت.
"هاویهٔ" از ماده "هوی" به معنی افتادن و سقوط كردن است، و آن یكی از نام های "دوزخ" می باشد، چرا كه گنهكاران در آن سقوط می كنند، و نیز اشاره به عمق آتش دوزخ است.
و اگر "ام" را در اینجا به معنی "مغز" بگیریم "هاویه" به معنی سقوط كننده می باشد، ولی تفسیر اول صحیح تر و مناسب تر به نظر می رسد.
و ما ادرائك ماهیه: و تو چه دانی "هاویه" و دوزخ چیست؟
به هر حال تشبیه به "پروانه" به خاطر آن است كه پروانه ها معمولاً خود را دیوانه وار به آتش می افكنند و می سوزانند، بدكاران نیز خود را در آتش جهنم می افكنند.این احتمال نیز وجود دارد كه تشبیه به پروانه اشاره به حیرت و سرگردانی خاصی است كه در آن روز بر همه انسان ها مستولی می شود.
نار حامیهٔ: آتشی است سوزان .
"حامیهٔ" از ماده "حمی" (بر وزن نفی) به معنی شدت حرارت است و "حامیهٔ" در اینجا اشاره به سوزندگی فوق العاده آتش دوزخ است.
به هر حال این جمله كه می فرماید: " تو چه می دانی هاویه چیست؟ هاویه آتش سوزان است" تأكیدی است بر این معنی كه عذاب قیامت و آتش دوزخ فوق تصور همه انسان ها است."موازین" جمع "میزان" به معنی وسیله سنجش است . این واژه نخست در وزن های مادی به كار رفته سپس در موازین و مقیاس های معنوی نیز استعمال شده است.
●توصیف قیامت
سپس خداوند در توصیف آن روز عجیب می فرماید:
یوم یكون الناس كالفراش المبثوث: همان روزی كه مردم مانند پروانه هایی پراكنده و حیران و سرگردان به هر سو می روند.
بسیاری فراش" جمع "فراشهٔ" را به معنی "پروانه" می دانند، بعضی نیز آن را به معنی "ملخ" تفسیر كرده اند، و ظاهراً این معنی از آیه ۷ سوره قمر كه مردم را در آن روز به ملخ های پراكنده تشبیه می كند گرفته شده (كانهم جراد منتشر) وگرنه معنی لغوی آن همان "پروانه" است.
به هر حال تشبیه به "پروانه" به خاطر آن است كه پروانه ها معمولاً خود را دیوانه وار به آتش می افكنند و می سوزانند، بدكاران نیز خود را در آتش جهنم می افكنند.این احتمال نیز وجود دارد كه تشبیه به پروانه اشاره به حیرت و سرگردانی خاصی است كه در آن روز بر همه انسان ها مستولی می شود.و اگر "فراش" به معنی ملخ ها باشد تشبیه مزبور به خاطر این است كه می گویند بسیاری از پرندگان به هنگام حركت دستجمعی در مسیر معینی پرواز می كنند، جز ملخ ها كه در حركت گروهی مسیر مشخصی ندارند و هر كدام به سویی پیش می روند!
سپس به سراغ یكی دیگر از اوصاف آن روز رفته می افزاید:
و تكون الجبال كالعهن المنفوش: و كوه ها مانند پشم رنگین حلاجی شده خواهد بود.
"عهن" به معنی پشم رنگ شده است. و "منفوش" از ماده " نفش" به معنی گستردن پشم است كه معمولا به وسیله ابزار مخصوص حلاجی و زدن پشم انجام می گیرد. طبق آیات مختلف قرآن، كوه ها در آستانه قیامت نخست به حركت در می آیند بعد در هم كوبیده و متلاشی می گردند و سرانجام به صورت غباری در آسمان در می آیند كه در آیه مورد بحث آن را تشبیه به پشم های رنگین حلاجی شده كرده است باز از عوامل ناخشنودی خالی نیست تنها زندگی آخرت است كه سراسر رضایت و خشنودی و آرامش و امنیت و مایه جمعیت خاطر می باشد.

۱- نورالثقلین، ج ۵ ، ص ۶۵۹، حدیث ۱۲ و ۸ .
۲- نورالثقلین، ج ۵ ، ص ۶۵۹، حدیث ۱۲ و ۸ .
۳- همان، حدیث۷.
۴- نورالثقلین، ج ۵ ، ص ۶۶۰، حدیث ۱۳.
۵- نورالثقلین، ج ۵ ، ص ۶۶۰ ، حدیث ۱۴.
۶- بحارالانوار، ج ۷ ، ص ۲۵۱.
۷- تفسیر نورالثقلین، ج ۲ ، ص ۵.
منبع : تفسیر نمونه، جلد ۲۷.

منبع : تبیان

مطالب مرتبط

راههای کسب آرامش

راههای کسب آرامش
آرامش گوهری نایاب و مهم ترین نیاز انسان است که نقش بسیار مهمی در سعادت و سلامت روحی او و جامعه دارد. انسان همواره در جستجوی آرامش است و برای به دست آوردن آن تلاش و کوشش می نماید. احساس امنیت و آرامش از مهم ترین ویژگی های انسان سالم به شمار می رود، زیرا او در سایه این آرامش می تواند به رشد و کمال برسد.
خداوند در قرآن، به صورت زیبایی موضوع آرامش را بیان نموده و عوامل مؤثر بر آرامش روح و روان را به انسان ها معرفی نموده است که در این نوشتار به برخی از آن ها اشاره می شود:
قرآن کریم، کتاب بزرگ انسان سازی و هدایت انسان به سوی خیر و سعادت است که به نحوی مطلوب تغییرات بسیار مفید و مؤثری در شخصیت افراد به وجود می آورد و از آنها افرادی با شخصیت کامل، آرام و مطمئن می سازد. خداوند متعال از قرآن به عنوان نسخه شفابخش برای جان های دردمند مؤمنان، یاد می نماید و می فرماید: «و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمه للمؤمنین و لا یزیدالظالمین انا خساراً؛ و از قرآن آنچه شفا و رحمت است برای مؤمنان، نازل می کنیم؛ و ستمگران را جز خسران (و زیان) نمی افزاید.» (اسراء ۸۲)
حضرت علی(ع) انسان ها را به استمداد از قرآن برای حل مشکلاتشان، فرامی خواند و می فرماید: «از این کتاب بزرگ آسمانی برای بیماری های خود شفا بخواهید و برای حل مشکلاتتان از آن یاری بجویید، چرا که در این کتاب درمان بزرگترین دردها است.» (نهج البلاغه خ۱۷۶)
۱) ایمان
ایمان یک نوع حالت آرامش و اطمینان است که بسیاری از دردهای روحی را درمان می کند. قرآن، امنیت و آرامشی را که ایمان در وجود مؤمن ایجاد می کند این گونه توصیف می فرماید: «الذین ءامنوا و تطمئن قلوبهم بذکرالله الا بذکر الله تطمئن القلوب؛ آنان که ایمان آورده اند و دلهایشان به یاد خدا آرامش می یابد. آگاه باشید که دلها به یاد خدا آرامش می یابد.» (رعد ۲۸)
ایمان انسان به خداوند، او را نسبت به کمک، حمایت و لطف خداوند امیدوار می سازد و هرگونه شک و وحشت را از او دور می نماید. قرآن می فرماید: «هوالذی انزل السکینه فی قلوب المؤمنین لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم؛ هم اوست که در دل های مؤمنان آرامش را فرو فرستاد، تا ایمانی بر ایمان خود بیفزایند.» (فتح۴)
میزان آرامش روحی هر کس، بستگی به ایمان او دارد. انسان در پرتو بندگی خداوند از قید بندگی غیر او آزاد می گردد و هرچه فرد ایمانش قوی تر باشد، آرامش روحی او نیز افزایش می یابد. کسانی که ایمان ناپایدار و ضعیفی دارند، احساس آرامش کمتری دارند. به همین دلیل، کافران هیچ بهره ای از آرامش و اطمینان ندارند.
امام باقر(ع) آرامش را همان ایمان می داند و می فرماید: «آرامش، همان ایمان است.»۱
آری ایمان به خدا به انسان امید و توان می دهد و او احساس می کند به پناهگاه مطمئن و قدرتمندی متکی است؛ بنابراین او خود را ناتوان نمی بیند و هرگز ناامید نمی شود.
۲) یاد خدا و نماز
یکی از عبارت هایی که در قرآن کریم آمده است و برای آن حدی مشخص نشده است، «ذکرالله» است: «یا ایهاالذین ءامنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، خدا را یاد کنید، یادی بسیار.» (احزاب۴۱)
یاد خدا، تأثیر به سزایی در آرامش دلها دارد. قرآن کریم، ذکر خدا را به عنوان برترین داروی آرام بخش قلب ها معرفی می نماید و قلب مؤمنان را بدلیل ذکر نام خداوند، سرشار از آرامش ملکوتی می داند و می فرماید: «الذین ءامنوا و تطمئن قلوبهم بذکرالله الا بذکرالله تطمئن القلوب؛ آنان که ایمان آورده اند و دلهایشان به یاد خدا آرامش می یابد. آگاه باشید که دلها به یاد خدا آرامش می یابد.» (رعد۲۸)
کسی که دلش را محل یاد خدا قرار می دهد، همه اضطرابها و نگرانی هایش از بین می رود، به صفا و آرامشی درونی می رسد و هیچ وحشتی از غیر خدا ندارد.
حضرت علی(ع) در خطبه ۲۲۵ نهج البلاغه می فرماید: «پروردگارا! تو از هر مونسی برای دوستانت مونس تری و از همه آن ها برای کسانی که به تو اعتماد کنند، برای کارگزاری، آماده تری. پروردگارا! آنان را در باطن دلشان مشاهده می کنی و در اعماق ضمیرشان بر حال آنان آگاهی و میزان معرفت و بصیرتشان را می دانی، رازهای آنان نزد تو آشکار است و دل های آنان در فراق تو بی تاب. اگر تنهایی سبب وحشت آنان می گردد، یاد تو مونس آنهاست، و اگر سختی ها بر آنان فرو ریزد، به تو پناه می برند.»
در منطق قرآن یکی از مصادیق کامل یاد خدا، نماز می باشد به ذکر اکبر، تعبیر شده است: «و لذکرالله اکبر؛ و ذکر خدا بزرگ تر است.» (عنکبوت ۴۵) نماز ریشه و مایه اصلی هر خیر و سعادت است و انسان را به یاد خدا می اندازد. اگر نماز باتوجه کامل خوانده شود، آثار و برکات ویژه ای در آرامش روح و روان و در نتیجه، در زندگی فرد خواهد داشت. در پرتو نماز، آلودگی و گناهان از وجود انسان پاک می گردد. و قلبی که در آن گناه نباشد، سرشار از آرامش و اطمینان است.
۳) تقوا
«تقوا» زیباترین صفت انسان مؤمن و عامل سعادت و رستگاری انسان است. خداوند در قرآن بارها انسان را به داشتن تقوا فراخوانده و آن را لباس پاکی روح انسان معرفی می نماید: «و لباس التقوی ذلک خیر؛ و جامه پرهیزگاری از هر جامه ای بهتر است.» (اعراف۲۶)
تقوا موجب کمال انسان و هدایت او در مسیر الی الله است. خداوند سبحان برای اهل تقوا راه خروج از مشکلات و رسیدن به آرامش و طمأنینه را قرار داده است: «من یتق الله یجعل له مخرجاً؛ هر که تقوا بورزد خداوند راه گشایش در سختی ها به او عطا می کند.»(طلاق۲)
فرد متقی در دنیا و آخرت محبوب خداوند سبحان است. در هنگام مصیبت ها و در دشواری های زندگی درمانده نمی گردد: «الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون¤ الذین امنوا و کانوا یتقون¤ لهم البشری فی الحیوه الدنیا و فی الاخره لاتبدیل لکلمات الله ذلک هوالفوز العظیم؛ آگاه باشید که بر دوستان خدا بیمی نیست و غمگین نمی شوند¤ کسانی را که ایمان آوردند و پرهیزگاری می کردند¤ بشارت است ایشان را در دنیا و آخرت. سخن خدا دگرگون نمی شود. این است کامیابی بزرگ.» (یونس ۶۴تا ۶۲)
چنین انسانی منشأ همه امور را خداوند متعال می داند و این گونه است که همیشه دارای آرامش و اطمینان روحی است و ترس و دلهره به دلش راه نمی یابد.
امام علی(ع) اهل تقوا را این گونه بشارت می دهد و می فرماید: بدانید که هر کسی تقوای الهی را پیشه کند و از خداوند سبحان بترسد از فتنه ها نجات می یابد. و با نور هدایت از تاریکی ها می گریزد، و بهشت و آنچه را که دوست دارد جاودانه بدست می آورد. خداوند سبحان او را در منزل کرامت خویش مسکن می دهد.
خانه ای که مخصوص خداوند سبحان است سقف آن عرش الهی و نور و روشنایی آن از جمال الهی، و زائرانش فرشتگان الهی و دوستان و همنشینانش پیامبران الهی می باشند.۲
۴) دعا و توسل
دعا وسیله قرب و نزدیکی بنده به پروردگارمنان، تسلی بخش دلهای خسته و روشنی بخش جان انسان در برابر مشکلات و سختی های زندگی است. از این رو، خداوند متعال همواره بندگان را به دعا کردن در پیشگاه خود دعوت می نماید و وعده اجابت آن را می دهد: «واذا سالک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان فلیستجیبوا لی ولیومنوا بی لعلهم یرشدون؛ و زمانی که بندگان من از تو درباره من بپرسند، من نزدیکم، دعای دعا کننده را هنگامی که مرا بخواند اجابت می کنم، پس باید دعوت مرا استجابت کنند و به من ایمان آورند تا شاید هدایت شوند.» (بقره۱۸۶)
انسان پاک ترین حالات را در دعا و توسل به خداوند پیدا می کند. او به وسیله دعا به قدرت لایزال خداوندی متصل می شود و حل مشکلات مادی و معنوی خود را از خدا می خواهد و اجابت دعا را از جانب آن بخشنده بزرگ، باور دارد.
خداوند در قرآن درباره تأثیر دعا و توسل بر آرامش انسان و رهایی از اضطراب و افسردگی می فرماید: «خذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزکیهم بها و صل علیهم ان صلوتک سکن لهم و الله سمیع علیم؛ از دارایی هایشان صدقه بستان تا آنان را پاک و منزه سازی و برایشان دعا کن، زیرا دعای تو مایه آرامش آنهاست، و خدا شنوا و داناست.» (توبه۱۰۳)
دعا باعث تخلیه هیجانات فرد و از بین بردن ناراحتی های او می شود. انسان که با دعا سر و کار دارد هرگز دچار یأس و ناامیدی نمی شود و به آرامش و نشاط می رسد.
۵) انس با قرآن مجید
تلاوت و حفظ قرآن نوعی ذکر خداوند است. انسان در پرتو نور قرآن از بسیاری از نگرانی ها و اضطرابات مصون می ماند و احساس اطمینان و آرامش بیشتری می کند.
خداوند در قرآن خطاب به پیامبر(ص) می فرماید: «و قال الذین کفروا لولا نزل علیه القرءان جمله واحده کذاک لنثبت به فوادک و رتلناه ترتیلا؛ کافران گفتند: چرا این قرآن به یکباره بر او نازل نمی شود؟ برای آن است که دل تو را بدان نیرو دهیم آن را به آهستگی وترتیب فرو می خوانیم. (فرقان۲۳)
خواندن قرآن و مداومت بر آن به تدریج موجب استحکام قلب و روح می شود. وقتی که قلب انسان ثابت و محکم شد، هیچ غم و ناراحتی نمی تواند آرامش آن را بر هم بزند. کسانی که توفیق انس با قرآن را پیدا می کنند، جز به قرآن دل نمی بندند و به وسیله آن به آرامش می رسند. پیامبر(ص) در این باره می فرماید: «مثل قرآن مثل کیسه سربسته پر از مشک است. اگر آن را باز کنی، بوی مشک فضا را معطر می سازد و اگر به حال خود رها سازی، سود نمی بخشد. قرآن نیز، چنانچه به تلاوتش روی آوری، فضا را از عطر خود آکنده می سازد و روان را نشاط می بخشد؛ و اگر تلاوت نکنی، در سینه ات پنهان می ماند.»۳
قرآن با الگودهی به انسان از جهات مختلف، راهنمای گرانبها و بهترین پشتوانه برای او می باشد. عمل به دستورات قرآن، انسان را در جهت کسب معرفت کمال و نیل به سعادت و ایجاد آرامش هدایت می کند.
۶) صبر
یکی از فضایل انسانی و از مهم ترین ارکان ایمان، صبر است که نقش مهمی در زندگی انسان و ایجاد آرامش روح و روان او دارد. صبر راه حل بسیاری از مشکلات است.
صدهزاران کیمیا حق آفرید
کیمیایی همچون صبر آدم ندید
خدا در قرآن با مژده به صابران، اجر و پاداش آنان را نامحدود می داند و می فرماید: «انما یوفی الصبرون اجرهم بغیر حساب؛ صابران اجر و پاداش خود را بی حساب دریافت می دارند.»(زمر۰۱)
انسان مؤمن در برابر مشکلات مقاومت می کند و از حوادث و سختی های زندگی شکوه نمی کند. او درپناه صبر، وجود خود را آرامش می بخشد. هرگونه بی صبری باعث به وجودآمدن اضطراب و استرس در او خواهد شد.
امام صادق(ع) می فرمایند: بسیار اتفاق افتاده که یک ساعت صبر و شکیبای سبب شادی طولای شده است و چه بسیار لذت کوتاهی در یک ساعت غم و اندوه طولانی به بار آورده است.»۴
۷) همسر مناسب
ازدواج پیمانی مقدس است که در اسلام به آن اهمیت فراوانی داده شده است. پیامبر گرامی اسلام، ازدواج را عامل مهمی در دور نگه داشتن دین و جامعه، از انحرافات می داند و می فرماید: هر کس که ازدواج کند، نصف دینش را حفظ کرده است.»۵
در نظام الهی و آموزه های دینی، یکی از اهداف اصلی ازدواج، رسیدن به آرامش و رضایت است. قرآن کریم درباره فلسفه ازدواج می فرماید: «و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها؛ از نشانه های خدا این است که از جنس خودتان همسرانی برای شما آفرید تا در کنار آن ها آرامش بیابید.»(روم ۱۲)
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می گوید: «هر یک از زن و مرد در حد خود و فی نفسه، ناقص و محتاج به طرف دیگر است و از مجموع آن دو، واحدی تام و تمام درست می شود و به خاطر همین نقص و احتیاج است که هر یک به سوی دیگری حرکت می کند و چون بدان رسید، آرامش و سکونت می یابد؛ چون هر ناقصی مشتاق به کمال است و هر محتاجی مایل به زوال حاجت و فقر خویش است.»۶
زن و مرد دو جنس مکمل یکدیگر و مایه شکوفایی و پرورش هم هستند، با ازدواج مشکلاتشان کمتر می گردد و دامن آنها از آلودگی و فساد سالم می ماند. و در کنار یکدیگر به سکون و آرامش جسمی، روحی، فردی و اجتماعی می رساند.
۸) همنشینی با مؤمنین
همنشینی با انسان های مؤمن و صالح در رشد و ترقی اخلاق و کمالات انسانی تأثیر به سزایی دارد. از وظایف همنشین نیک و مؤمن آن است که عشق به خدا را در دل ها زنده کند و دیگران را به مسیر حق دعوت نماید. این کار به اندازه ای اهمیت دارد که به تعبیر قرآن ترک آن موجب ضرر و خسارت برای انسان می شود و بزرگ ترین خسارت همین خسارت جان است: «ان الخاسرین الذین خسرو انفسهم» (شوری ۵۴)
انسان با همنشینی با پاکان به یاد خدا می افتد و در راه رسیدن به رستگاری هدایت شده، روح او تعالی می یابد و به آرامش می رسد. کسی که انسان را به یاد خدا می اندازد، علاوه بر اینکه خود موجب تسکین نفس انسان هستند، با تذکر یاد الهی نیز موجب آرامش دل می گردند.
امام صادق(ع) آرامش مؤمن را در همنشینی با پاکان و پرهیزگاران می داند و می فرماید: «همانا مؤمن با برادر مؤمنش آرامش می یابد، چنان که دل تشنه کام، با آب خنک تسکین می یابد.»۷
در قرآن دوستی بین مؤمنین و پرهیزگاران ابدی است و در قیامت هم از بین نمی رود و باقی می ماند: «الاخلاء یومئذ بعضهم لبعض عدو الا المتقین؛ در آن روز دوستان- غیر از پرهیزگاران- دشمن یکدیگرند.» زخرف ۷۶
در قیامت تنها پرهیزکارانند که پیوند دوستی آنها جاودانی است، چرا که بر محور ارزشهای جاودانی دور می زند.
۹) توکل
توکل از نشانه های اهل ایمان و کلید رهایی از مشکلات است. خداوند بهترین تکیه گاه برای انسان است که انسان با توکل به او به آرامشی وصف ناپذیر دست می یابد.
قرآن کریم بارها به صراحت انسان ها را به توکل به خداوند فرا خوانده است و در برابر آن، وعده خداوند مبنی بر کفایت امور آنان را اعلام می دارد: «و من یتوکل علی الله فهو حسبه؛ و هر که به خدا توکل کند، خدا او را کافی است.»(طلاق۳)
انسان متوکل با احساس بی نیازی از ماسوی الله ایمان خود را به خدا محکم و استوار می نماید، کار خود را به خدا واگذار می کند و گشایش آن را از خدا می خواهد و از شک و تردید نسبت به وعده های الهی دوری می گزیند. او اطمینان دارد که پروردگار بزرگ لحظه ای او را تنها نمی گذارد و به حال خود رها نمی کند.
پیامبر(ص) در توکل به خداوند متعال، چنان حالتی یافته بود که وقتی ابوبکر در غار دچار ترس شده بود و فکر می کرد که کافران آنان را پیدا خواهند کرد با آرامش به ابوبکر فرمود: «لا تحزن ان الله معنا؛ نگران نباش خداوند با ماست.»(توبه۰۴)
فرد متوکل همواره امیدوار است، خستگی راه بر او چیره نمی شود و در تمام حالات و رفتار خویش حضور پروردگار را درنظر می گیرد و در برابر مخالفت ها و سختی ها مقاومت می کند.
حضرت علی(ع) در بیان خصوصیت انسان متوکل اینچنین می فرماید: «کسی که توکل بر خدا دارد رنج و خستگی ندارد»۸
۱۰) توبه
توبه یکی از نعمت های بزرگ الهی ا ست که انسان ها را به اصلاح و خودسازی وامی دارد و آنها را از مرتکب شدن مجدد به گناه بازمی دارد. خداوند متعال برای نجات انسان از تباهی، «باب توبه و استغفار» را به روی بندگان خویش گشوده وآنها را به پشیمانی و طلب بخشش دعوت می کند: «یایها الذین امنوا توبوا الی الله توبه نصوحا عسی ربکم ان یکفر عنکم سیاتکم؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، به درگاه خدا توبه کنید توبه ای از روی اخلاص. باشد که پروردگارتان گناهانتان را محو کند.»(تحریم۸)
توبه و استغفار نقش به سزایی در شستشوی روح و آرامش درونی انسان دارد. رحمت بیکران الهی همواره شامل حال بندگان وبه خصوص مؤمنان می باشد و راه بازگشت توأم با امیدواری به روی آنها بازاست. قرآن کریم دراین باره می فرماید: «قل یاعبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله ان الله یغفر الذنوب جمعیعا انه هوالغفور الرحیم؛ بگو: این بندگان من که بر زیان خویش اسراف کرده اید، از رحمت خدامأیوس مشوید. زیرا خدا همه گناهان را می آمرزد. اوست آمرزنده و مهربان.»(زمر۳۵)
زمانی که انسان خالصانه توبه کند نفسش آرام می گیرد و درنتیجه، احساس گناهی که سبب نگرانی و اضطراب او شده است، ازبین می رود و با امیدواری به رحمت واسعه الهی باردیگر برای تعالی روح خویش تلاش می کند.
۱۱) عفت و پاکدامنی
پاکدامنی ازبرجسته ترین کمالات انسان و از برترین ارزش هایی است که آموزه های دینی ما به ویژه در قرآن کریم بر آن تأکید فراوان شده است.
قرآن اساس رابطه زن و مرد و یکی از صفات و خصلت های برجسته مؤمنان را پاکدامنی و عفت می داند و می فرماید: والذین هم لفروجهم حافظون¤ الا علی ازواجهم او ما ملکت ایمانهم فانهم غیر ملومین¤ فمن ابتغی وراء ذالک فاولئک هم العادون؛ وآنان که شرمگاه خود را نگه می دارند، جز بر همسران یا کنیزان خویش، که در نزدیکی با آنان مورد ملامت قرار نمی گیرند و کسانی که غیر از این دو بجویند از حد خویش تجاوز کرده اند.» (مؤمنون ۷-۵)
کسی که پاکدامنی را پیشه خود سازد، احساس گناه و تنفر ازخود را ندارد و روح او از آشفتگی و اضطراب به دور می ماند و در آرامش و اطمینان به سر می برد.
امام علی(ع) یکی از آثار عفت را دوری از پستی ها می داند و می فرماید: «عفت انسان را حفظ می کند و او را از پستی ها نگه می دارد.»۹
خداوند سبحان، در سوره نور با دعوت عمومی مردان وزنان به حیا، عفت و پاکدامنی در همه زمینه ها، آنها را به بازگشت به سوی خویش دعوت می کند: «و توبوا الی لله جمیعاً ایهاالمؤمنون لعلکم تفلحون؛ و همگی به سوی خدا بازگردید ای مؤمنان! تا رستگار شوید.»(نور۱۳)
خدا در این آیه از انسان ها می خواهد که اگر در گذشته کارهای خلافی در این زمینه انجام داده اند توبه کنند وبرای نجات و فلاح به سوی خدا آیند که رستگاری تنها بر در خانه اوست.
۱۲) رضایت به قضا و قدر الهی
راضی بودن به قضا و قدر الهی از درجات بالای ایمان و یکی از راه های رسیدن به آرامش است.کسی که به قضا و قدر الهی اعتقاد داشته باشد، هر تقدیری راکه خدا برای او درنظر گرفته باشد را خیر و نیکی می داند و بر چیزهایی که در دنیا ازدست می دهد، غمگین و ناراحت می گردد. امام صادق(ع) می فرماید: «نشاط و شادی، در پرتو راضی بودن به رضای خدا و یقین به دست می آید و اندوه وغم، درشک و ناخشنودی از مقدرات الهی حاصل می شود.۰۱
خداوند در قرآن در رابطه با قضا و قدر در مصیبت ها و سختی ها این گونه می فرماید: «ما اصاب من مصیبه فی الارض و لا فی انفسکم الا فی کتاب من قبل ان تبراها ان ذالک علی الله یسیر؛ هیچ مصیبتی به مال یا به جانتان نرسد مگر پیش ا زآنکه بیافرینیمش، در کتابی نوشته شده است. و این بر خدا آسان است.» (حدید۲۴)
در این آیه، خداوند متعال از مردم می خواهد که مصیبت و سختی ها را قضا وقدر حتمی از جانب خدا بدانند که می بایست انجام شود و انسان باید در برابر آن صبر و شکیبایی داشته باشد. کسانی که به قضا و قدر الهی اعتقاد داشته باشند، می دانند که سنت و قوانین الهی قابل تغییر نیستند: «فلن تجد لسئت الله تبدیلا و لن تجد لسئت الله تحویلا؛ در سنت خدا هیچ تبدیلی نمی یابی و در سنت خدا هیچ تغییری نمی یابی.»(فاطر ۳۴)
بنابراین در مقابل اراده الهی سر تسلیم فرود می آورند و اینگونه به آرامش خواهند رسید.

وبگردی
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها - بررسی حضور زنان در ورزشگاه ها با حضور نرگس آبیار، لاله افتخاری، حمید رسایی، حجت الاسلام محسن غرویان و فائزه هاشمی.
مراسم افتتاحیه سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر
مراسم افتتاحیه سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر - سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر شامگاه چهارشنبه با نمایش «آن سوی ابرها» ساخته مجید مجیدی در سینما فلسطین آغاز بکار کرد.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت - سعید مرتضوی که در روزهای گذشته خبری از او نبود و حتی سخنگوی دستگاه قضایی گفته بود حکم جلبش صادر شده اما گیرش نیاورده‌اند، به گفته همسرش در تهران است.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!