جمعه ۱ تیر ۱۳۹۷ / Friday, 22 June, 2018

مثل در قرآن کریم


مثل در قرآن کریم
قرآن، اقیانوس بیكرانی است كه ضمن این كه دارای ساحلهایی در وادی بی نهایت و عمقی به ژرفای خالق آن است، بخشنده ای است كه مشتاقان خویش را به تناسب استعداد و ظرفیتی كه دارند و اشتیاق و طلبی كه می نمایند بهره می دهد.
گرچه هیچ انسانی را قدرت رسیدن به كند این كتاب عظیم نیست، اما همه می توانند از این كتاب به قدر ظرفیت خویش بهره جویند. به همین جهت همه مسلمانان درهمه حال خود را نیازمند راهنمایی ها ، اندرزها ، هشدارها و بشارتهای قرآن كریم می دانند.
ما نیز بر آن شدیم كه قبسی از خورشید نورانی خداوند سبحان را بر دلهای مشتاقان نور، بتابانیم. و دست نیاز به سوی درگاهش بلند می نماییم كه: بارالها برما رحم فرما و ما را بیش از پیش مشتاق معارف قرآن قرارده .آنچه از نظرمی گذرانید جستاری در مثلهای قرآنی می باشدكه مطالب آن به صورت پیوسته در اختیار شما عزیزمان قرار می گیرد.
●مثل چیست؟
"مثل" عبارت است از آن كه چیزی را برای كسی چنان توصیف كنیم كه گویی آن را می بیند.(۱) همچنین مثل به معنی: توصیف كردن، تشبیه كردن و حتی نمایش دادن نیز آمده است.(۲)
یكی از طرق آموزش غیر مستقیم، استفاده از تمثیل در قالب حكایات است به نحوی كه شنونده بتواند خود را در قالب قهرمان آن حكایت یا یكی از قهرمانان آن مجسم كرده و با تعمیم حوادث مذكور درآن حكایت نتیجه گیری مناسب اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و... نماید، بدون آن كه گوینده به طور مستقیم یا آمرانه او را وادار به پذیرش مطلب نموده باشد. قرآن نیز از این شیوه به بهترین وجه استفاده كرده و حقایق سترگ و مفاهیم بزرگ را در قالب تمثیل های ساده و روان و همه فهم به مخاطبان خود عرضه نموده است.
دلایل ذكر مثلهای قرآنی
خداوند متعال در آیات متعدد علت ذكر این امثال را بیان فرموده است:
۱- هدایت مردم: درآیه ۸۹/ اسراء، علت ذكر امثال قرآنی، هدایت مردم به سوی زندگی بهتر و سعادت ابدی بیان شده است: ( ما دراین قرآن برای مردم همه نوع مثل ها را آورده ایم تا شاید- با تدبر در آنها- هدایت شوند، اما اكثرمردم به جز كفر و عناد از چیزهای دیگر دوری كردند.)
در جای دیگر می فرماید: مادر این قرآن، هر گونه مثال و بیان برای هدایت خلق، آوردیم اما آنها بیش از همه چیز، با سخن حق به جدال و خصومت بر می خیزند. ( كهف/ ۵۴)
۲- عبرت گرفتن انسانها:
دومین علت امثال قرآنی، عبرت آموزی و درس گرفتن مردم از این امثال است. خداوند می فرماید:
ما قویترین سركشان- اقوام گذشته- را به عقوبت اعمالشان هلاك كردیم و شرح حال پیشینیان را برای عبرت مردم آورده ایم.(زخرف/ ۸)
درآیه ای دیگر می فرماید: و هلاك آن قوم را مایه عبرت آیندگان قرار دادیم. (زخرف/ ۵۶)
۳- اتمام حجت:
یكی دیگر از دلایلی كه خداوند متعال اقدام به بیان مثلهای قرآنی فرموده است، اتمام حجت با مردم است تا جای هیچ بهانه ای برای انسان ها باقی نماند.
می فرماید: و طوایف بسیار دیگری را به كیفر كردارشان هلاك كردیم و ما برای هر یك از این طوایف، مثلهایی برای اتمام حجت آوردیم. ( فرقان/ ۳۹)
نتیجه این كه علل آوردن امثالی قرآنی، هدایت، عبرت گرفتن و اتمام حجت با مردم می باشد. و این امثال، طیف وسیعی از موضوعات متعدد را در بر می گیرد. از گیاهان و نباتات گرفته تا حیوانات و حشرات و آدم های خوب و بد و شهرها و پیامبران وزنان خوب و بد و بتها و حتی سنگها و...
بر آنیم تا برای شناخت بیشتر قرآن كریم طی سلسله مقالاتی به ذكر امثال قرآنی بپردازیم . امید كه مورد توجه قرار گیرد.
مثل در قرآن (۲)
اوصاف دورویان
آتش افروخته
۱- مثلهم كمثلِ الذی استوقدَ ناراً فلما أضاءَت ما حَولهُ ذَهبَ الله بنورهِم و تَرَكهُم فی ظلماتٍ لا یبصرون.(بقره/۱۷)
" مثل منافقان، همچون مثل كسانی است كه در اطراف خود آتشی افروخته اند تا اطراف خویش را روشن نماید، اما خدا روشنی آتش را ببرد و در میان تاریكیهایی كه نمی بینند رهایشان می كند."اولین مثل قرآن، درباره وضعیت منافقین است. شاید از این نكته بتوان به خطر این گروه در بین مسلمین پی برد. مثال كار آنها و ایمان آوردن دروغین و ظاهری آنها مانند فردی است كه در بیابان تاریك و طوفان خیز برای این كه راه خود را پیدا كند، آتشی بیفروزد و خیال كند چند بوته خشك و شعله ای اندك می تواند راهنمای او دراین صحرای تاریك شود در حالی كه در این صحرا نیاز به چراغی پرتوافروز و روشنایی دائمی و مطمئن كه در گردباد حوادث خاموش و كم نور نشود است نه شعله چند بوته خشك!
در حقیقت منافقین با اظهار اسلام و اعلام وفاداری ظاهری می خواهند خود را در صف مومنان جا بزنند و با همین ادعای اندك به مقصد برسند كه چنین چیزی ممكن نیست.
در جلد اول تفسیر نمونه در ذیل آیه مورد بحث آمده است:
" آنها( منافقان) فكرمی كردند با این آتش مختصر و نور آن می توانند با ظلمتها به پیكار برخیزند اما ناگهان بادی سخت بر می خیزد و یا باران درشتی می بارد و یا بر اثر پایان گرفتن مواد آتش افروز، آتش به سردی و خاموشی می گراید و آنها بار دیگر در تاریكی وحشت زا سرگردان می شوند. "
مولوی در مثنوی معنوی درباره این آیه چنین سروده است:
برق آفل باشد وبس بی وفا
آفل از باقی نداند بی صفا
برق خندد، بركه می خندد بگو؟
بر كسی كه دل نهد بر نور او
نورهای برق ببریده پی است
او چو لاشرقی ولاغربی كیست
برق را خود یخطف الابصار دان
نور باقی را همه ابصار دان
انسان كر و كور و لال
۲- صمٌ بكمٌ عُمیٌ فَهُم لا یَرجعون.( بقره/۱۸)
" آنها( منافقین مانند) كرها، لال ها و كورهایند، لذا به راه نمی آیند. "
دومین مثل قرآنی نیز اختصاص به منافقین دارد البته به نحوه دیگری خداوند متعال به توصیف وضعیت آنان می پردازد . انسان برای آن كه بتواند از راه مستقیم، خود را به مقصد برساند باید به وسیله حواس خود راه را از بیراهه تشخیص دهد. او به وسیله چشم، گوش و زبان ، با محیط ارتباط برقرار می كند و می تواند موضع خویش را انتخاب كند. حال اگر انسانی كر، كور و لال باشد و بخواهد در یك راه پر پیچ و خم خطرناك حركت كند، چگونه می تواند بدون خطر در این مسیر قدم نهد و چگونه به مقصد خواهد رسید؟
منافقان هم وقتی حقایق را شنیده اند اما چشم، گوش و دل خویش را بر این حقایق بسته اند می خواهند كورمال، كورمال و بدون اسباب و حواس لازم این مسیر را طی كنند و به همین جهت هرگز به مقصد نمی رسند بلكه در عرصه حوادث و مشكلات در دره بدبختی سقوط می كنند چون هیچ یك از وسایل اصلی درك حقیقت را ندارند، از راه كج خویش باز نمی گردند و در بیراهه های گوناگون سرگردان هستند و از این كه بتوانند به راه راست قدم بگذارند عاجز و ناتوانند.
رگبار تند در شب تاریك
۳- او كصیبٍ من السماءِ فیه ظلماتٌ و رعدٌ و برقٌ یجعلون اصابعَهُم فی اذانِهم من الصواعقِ حَذَرََ الموت والله محیط بالكافرین.( بقره/۱۹)
" یا چون ( كسانی كه در معرض) رگباری از آسمان- كه در آن تاریكیها و رعد و برقی است- ( قرار گرفته اند)؛ از ( نهیب) آذرخش( و) بیم مرگ، سرانگشتان خود را در گوشهایشان نهند،( تا صدای صاعقه را نشوند) ولی خدا بر كافران احاطه دارد."
سومین مَثل قرآنی نیز درباره وضعیت منافقین است.
شب تاریك و ظلمانی است، پرخوف و خطر، باران به شدت می بارد، از كرانه های افق برق پرنوری می جهد، صدای غرش وحشتزا و مهیب رعد، نزدیك است پرده های گوشها را پاره كند... انسانی بی پناه در دل این دشت وسیع و ظلمانی و پر از خطر، حیران و سرگردان مانده است! باران زیاد، بدن او را خیس كرده نه پناهگاه مورد اطمینانی وجود دارد كه به آن پناه برد و نه ظلمت اجازه می دهد كه گامی به سوی مقصد بردارد!
آری منافقان ، دقیقاً به چنین مسافری می مانند. آنها در بین مومنان روزافزون كه مانند سیل خروشان و باران تند به هر سو پیش می روند، قرار گرفته اند و افسوس كه به پناهگاه مطمئن ایمان پناه نبرده اند تا از شر ظلمت و صاعقه های مرگبار مجازات الهی نجات یابند، از سوی دیگر پیشرفت سریع مسلمین و آیه های قرآن كه پرده از رازهای نهفته آنان برمی داشت همچون صاعقه ای مرگبار آنان را هدف قرار می داد و هر دم احتمال می دادند كه آیه ای نازل شود و پرده از رازهای دیگر آنان بردارد و رسواتر شوند. خط نفاق در هر عصر و زمانی وجود دارد. سرگردانی منافقان، اضطراب و بی پناهی و بدبختی و رسوایی آنها را در همین دوران نیز می توانیم مشاهده كنیم. (۱)●پشه ضعیف
"ان الله لا یستحی اَن یضرب مثلا ما بعوضهٔ فما فوقها فاما الذین امنوا فیعلمون انه الحق من ربهم و اما الذین كفروا فیقولون ماذا أراد الله بهذا مثلا یضل به كثیرا و یهدی به كثیرا و ما یضل به الا الفاسقین." (بقره / ۲۶)
"خداوند از این كه مثال – به موجودات ظاهراً كوچكی مانند – پشه و حتی بالاتر از آن بزند شرم نمی كند ؛ زیرا مؤمنان می دانند كه حقیقتی است از طرف پروردگارشان و اما كسانی كه كافر شدند – این موضوع را بهانه كرده – و می گویند منظور خداوند از این مثل چه بوده است؟ آری خدا جمع زیادی را با آن گمراه و عده كثیری را هدایت می كند ولی فقط فاسقان را با آن گمراه می كند."در این كه چرا خداوند متعال در این آیه پشه را مثال زده است نكات متعددی را بیان كرده اند اما مَثل وسیله ای است كه برای تجسم حقیقت به كار می رود و گاهی گوینده در مقام تحقیر و بیان ضعف مدعیان است. بلاغت سخن ایجاب می كند كه برای نشان دادن ضعف آنها موجود ضعیفی را برای مثال انتخاب كند مثلاً در آیه ۷۳ سوره حج آمده است: آنهایی كه – بتها – مورد پرستش شما – كفار – هستند هرگز نمی توانند مگسی بیافرینند، اگرچه دست به دست هم بدهند، حتی اگر مگس، چیزی از آنها برباید قدرت پس گرفتن آن را ندارند، هم طلب كننده ضعیف است و هم طالب شونده.
یا در تشبیه تكیه گاه بت پرستان، خداوند متعال از خانه عنكبوت مثال می زند كه سست ترین خانه هاست زیرا نه عنكبوت را از سرما و گرما و باد و باران حفظ می كند و نه از حمله دشمنانش.
معلوم است كه برای ضعف كفار، اگر مثال از آفرینش آسمانها و زمین و سیارات و كهكشانها زده شود، تناسب با قدرت كفار ندارد.
شیخ محمود شبستری در گلشن راز درباره حكمت این مثل چنین سروده است:
هزاران آدم اندر وی هویداست
به هر جزوی ز خاك ار بنگری راست
در اسماء، قطره ای مانند نیل است
به اعضاء پشه ای هم چند پیل است
جهانی در دل یك ارزن آمد
درون حبه ای صد خرمن آمد
درون نقطه چشم آسمانی
به هر پشه در جای جانی
خداوند دو عالم راست منزل ...
به آن خردی كه آمد حبه دل
هر آینه كه گویی نیست باطل
اگر فكر گردی مرد كامل
كه باطل دیدن از ضعف یقین است
كلام حق همی ناطق بدین است
نباشد در وجود تیر و بهرام
وجود پشه دارد حكمت ای خام
●مانند حیوانات
" و مثل الذین كفروا كمثل الذی ینعق بما لا یسمع الا دعاء و نداء صم بكم عمی فهم لا یعقلون." (بقره / ۱۷۱)
" وَ مثل – دعوت كننده ی – كافران چون مَثَل كسی است كه حیوانی را كه جز صدا و ندایی مبهم، چیزی – نمی شنود بانگ می زند. – آری – كرند، لالند، كورند. و در نمی یابند."
در این آیه، خداوند كفار را به حیوانات فاقد درك و شعوری تشبیه فرموده است كه از صدای چوپان فقط توجه به طرز ادای كلمات و تن صدا دارند نه مفهوم و حقیقت آن.
چوپانان و گله داران در هنگام چرای گوسفندانی وقتی می خواهند آنها را از مسیری باز دارند و یا به مسیری هدایت كنند با فریاد و سر و صدا به سوی آنان می دوند. حیوانات معنی كلمات چوپان را نمی فهمند فقط صدای آنها را می شنوند و از مسیری بر می گردند یا به مسیری می روند. كفار نیز چشم و گوش و زبان دل خویش را بر حقایق بسته اند هر چه با آنها از راه استدلال و محبت صحبت شود آنها اعمال و سنتهای پدران و گذشتگان خویش را مطرح می كنند و یا این كه تابع هواهای نفسانی و نیت های شیطانی خویش هستند و نظر خود را از نظر سایرین بهتر و مفیدتر می پندارند به همین جهت دائم در پیله ای كه خود بافته اند، به دور خویش رشته های ظن و گمان باطل می پیچند و اسیر خود بافته های خویش اند. درست مانند حیواناتی كه از زندگی كردن فقط خوردن و خوابیدن و جفت گیری را می فهمند و با بقیه حقایق حیات كاری ندارند. در قرآن كریم در چهارده آیه اشاره به كری و كوری و لالی جاهلان شده است و در چندین مورد نیز جاهلان و كفار به حیوانات و چهارپایان تشبیه شده اند.
جامی شاعر معروف ایران درباره این آیه چنین سروده است:
حیوانی است مستوی القامه
حد انسان به مذهب عامه
به دو پا راهبر به خانه و كوی
پهن ناخن برهنه پوست زموی
می برندش گمان كه انسان است
به دو پا راهبر به خانه و كوی
می فزاید بر این معانی خاص
وانكه خود را گمان برد ز خواص
كه همین اوست آنكه انسان است
هر كسی را به خود گمان آن است
زده از وی بقدر خویش نفس
لفظ انسان یكی ولی هر كس
روی هر كس به فكر ورای وی است.(۱)
جنبش هر كسی زجای وی است
●سرگذشت گذشتگان
"ام حسبتم ان تدخلوا الجنهٔ و لما یاتكم مثل الذین خلوا من قبلكم مستهم الباساء و الضراء و زلزلوا حتی یقول الرسول والذین امنوا معه متی نصرالله الا ان نصرالله قریب." (بقره / ۲۱۴)
" آیا پنداشتید كه داخل بهشت می شوید و حال آن كه هنوز مانند آنچه بر – سر – پیشینیان شما آمد، بر – سر – شما نیامده است؟ آنان دچار سختی و زیان شدند و به – هول و – تكان در آمدند، تا جایی كه پیامبر و كسانی كه با وی ایمان آورده بودند گفتند: "یاری خدا كی خواهد بود؟ هش دار، كه یاری خدا نزدیك است."
در این آیه خداوند متعال حوادثی را كه بر اساس سنت الهی برای امتهای گذشته پیش آمده را برای این امت مثل زده است و می فرماید: شما تصور می كنید كه همین كافی است كه به زبان ایمان آورید و دیگر برای رفع مشكلات فردی و اجتماعی خویش نیاز به هیچ تلاش و كوشش و مجاهده و زحمتی ندارید!؟
فقط باید ایمان بیاورید و بقیه كارها را از خداوند متعال توقع داشته باشید انجام دهد!؟
هرگز چنین نیست . بلكه مؤمنان باید پس از ایمان آوردن و تقویت آن به استقبال مشكلات بروند، فداكاری كنند، جهاد نمایند، سختی ها را تحمل كنند، صبور و بردبار باشند و در كوره عمل، آبدیده و صیقل خورده شوند. اتفاقاً در میدان عمل مومنان واقعی از كسانی كه شعار ایمان می دهند اما عملاً حاضر به هیچ كاری نیستند شناخته می شوند!البته خداوند متعال مومنانی را كه حتی الامكان و تا توان دارند صادقانه در راه ایمان و عقیده خویش مجاهده می كنند بر دشمنان پیروز می گرداند چنان كه موسی و بنی اسراییل را بر فرعون و محمد (ص) و مسلمانان صدر اسلام را بر كفار پیروز گرداند.
●قلوب سنگی
" ثم قست قلوبكم من بعد ذلك فهی كالحجارهٔ او اشدّ قسوهٔ و انّ من الحجارهٔ لما یتفجرمنه الانهار و ان منها لما یشقق فیخرج منه الماء و انّ منها لما یهبط من خشیهٔ الله و ماالله بغافل عما تعملون ." ( بقره / ۷۴)
" سپس دلهای شما بعد از این سخت گردید، همانند سنگ، یا سخت تر از آن، چرا كه از برخی سنگها، جویهایی بیرون می زند، و پاره ای از آنها می شكافد و آب از آن خارج می شود، و برخی از آنها از بیم خدا فرو می ریزد، و خدا از آنچه می كنید غافل نیست."
این آیه پس از ماجرای قتلی كه در بنی اسرائیل اتفاق افتاد و خداوند متعال برای این كه قاتل شناخته شود بنا به در خواست موسی (ع) دستور داد كه گاوی را ذبح كنند و عضوی از آن را به بدن مقتول بزنند تا او زنده شود و قاتل را معرفی كند و بهانه جویی های بی شمار بنی اسرائیل آمده است.
خداوند متعال پس از آن كه در آیات قبلی این سوره، ماجرای بهانه جویی های بنی اسرائیل را بیان فرموده است. درآیه ۷۲ سوره بقره ماجرا را به صورت مختصر چنین بیان می فرمایند: و به خاطر آورید هنگامی را كه فردی را به قتل رساندید سپس درباره قاتل او به دیگری پرداختید و خداوند آنچه را مخفی كرده بودید- حقیقت ماجرای قتل- را آشكار ساخت.
از مضمون این آیات و حتی مطالعه این داستان كه در فصل ۲۱ سفر تثنیه جمله ۱ تا ۹ تورات فعلی آمده است می توان به خوبی به قساوت و سنگدلی بنی اسرائیل پی برد.
بنی اسرائیل پس از دیدن آن همه معجزات به چشم خویش و حضور پیامبر بزرگ خدا حضرت موسی در بین آنها و مشاهده معنویت و صلابت او، بازهم تسلیم امر خداوند متعال نشدند به همین جهت خداوند متعال دلهای آنها را از سنگ سخت كوهها نیز سخت تر می نامد زیرا از دل بعضی از سنگهای كوه چشمه های آب زلال سرازیر است و یا از شكاف بعضی از سنگها قطرات آب تراوش می كند و قطعه هایی از سنگهای قله ها از قله جدا شده و به پایین می افتد... به هر حال جوششی، تراوشی، حركتی در سنگ كوهها به وجود می آید اما دلهای سخت كفار در برابر حق و حقیقت فاقد هر گونه تغییری، حركتی، جوشش عواطف و علم و محبتی است و هیچ از خدا ترسی ندارند.
در ۱۳۲ آیه از قرآن عظیم استعمال مجازی قلب برای كسب علم و دانش و محل عواطف و احساسات آمده است.(۱)
مولوی نیز در این باره گفته است:
ز انبیا ناصح تر و خویش لهجه تر
كی بود كه كوفت دمشان در حجر
ز آنكه سنگ و كوه در كار آمدند
می نشد بدبخت را بگشاده بند
آنچنان دلها كه بدشان ما و من
نعتشان شد " بل اشد قسوهٔ " (۲)
●دانه بی حاصل
" یا ایها الذین امنوا لا تبطلوا صدقاتكم بالمن والاذی كالذی نیفق ماله رئاء الناس و لا یومن بالله و الیوم الاخر فمثله كمثل صفوان علیه تراب فاصابه وابل فتركه صلدا لا یقدرون علی شیء مما كسبوا و الله لایهدی القوم الكافرین." ( بقره /۲۶۴)
" ای كسانی كه ایمان آورده اید، صدقه های خود را با منت و آزار، باطل مكنید، مانند كسی كه مالش را برای خود نمایی به مردم، انفاق می كند و به خدا و روز بازپسین ایمان ندارد. پس مثل او همچون مثل سنگ خارایی است كه برروی آن، خاكی – نشسته – است، و رگباری به آن رسیده و آن – سنگ – را سخت و صاف بر جای نهاده است.
آنان – ریاكاران – نیز از آنچه به دست آورده اند، بهره ای نمی برند؛ و خداوند، گروه كافران را هدایت نمی كند."
در این آیه، خداوند متعال برای انفاق مردم ریاكار كه از انفاق به مردم قصد خود نمایی دارند نه رفع مشكل فقرا و رضایت خداوند متعال، مثال دانه ای را زده است كه این دانه را بر روی تخته سنگی كه خاك كمی دارد بریزند و سپس باران تندی بر آن ببارد و دانه و اندك خاك موجود را شسته و از بین ببرد و این دانه هیچ امكان رشد و نموی نیابد.
می دانیم برای این كه دانه ای رشد كند نیاز به خاك مناسب و به اندازه و باران كم دارد به طوری كه تبدیل به سیلاب نشود ولی وقتی كار برعكس شود یعنی خاك كم و باران شدید و زیاد شود، آن هم بر روی تخته سنگی باشد سیلاب، خاك و دانه را از بین می برد.
قرآن اعمال ریاكارانه و انفاقهای آمیخته با منت و آزار را كه از دلهای قساوتمند سرچشمه می گیرد، تشبیه به آن قشر كم خاك می كند كه روی سنگ سختی را پوشانده است و هیچ گونه بهره ای از آن نمی توان برد بلكه زحمت برزگر را نیز بر باد می دهد!(۳)
مولوی در مثنوی معنوی در این باره سروده است:
بانگ می آید كه ای طالب بیا
جود محتاج گدایان چون گدا
جود می جوید گدایان و ضعاف
همچو خوبان كه آینه جویند صاف
چون گدا آینه جود است هان
دم بود بر روی آینه زیان
پس از آن فرمود حق در والضحی
بانگ كم زن ای محمد(ص) برگدا
●بوستان سرسبز
" و مثل الذین ینفقون اموالهم آبتغاء مرضات الله و تثبیتاً من انفسهم كمثل جنهٔ بربوهٔ اصابها وابل فاتت اكلها ضعفین فان لم یصبها وابل فطل و الله بما تعملون بصیر." ( بقره /۲۶۵)
" و مثل – صدقات – كسانی كه اموال خویش را برای طلب خشنودی خدا و استواری روحشان انفاق می كنند، همچون مثل باغی است كه بر فراز پشته ای قرار دارد – كه اگر – رگباری بر آن برسد، دو چندان محصول برآورد، و اكثر رگباری هم بر آن نرسد، باران ریزی – برای آن بس است – و خداوند به آنچه انجام می دهید بیناست."
در این مثل خداوند متعال حال كسانی را كه برای رضای خداوند متعال و تقویت ایمان خویش و یاری مستمندان انفاق می كنند به بوستان سرسبز و شادابی تشبیه كرده است كه از بارانهای ریز و درشت سیراب می شود و محصولاتی ممتاز و پر بركت می دهد و دیوار آن هم برای هر بیننده ای نشاط آفرین و مسرت بخش است. زمین مرتفع و حاصل خیز وقتی در برابر نسیم و آفتاب و باران قرار گیرد.
بركتهای درونی خویش را ظاهر می سازد و انواع گیاهان و درختان و بوته های مفید و ارزشمند در آن پرورش می یابند زیرا دارای زمینه مساعد یعنی خاك حاصل خیز و عوامل مناسب یعنی باران و آفتاب بذر سالم است. كسی هم كه به خداوند ایمان دارد و دور از دیار و خودنمایی انفاق می كند، انفاق خویش را مانند دانه ای در زمینه لطف خدا می كارد و رحمت و بخشش الهی نیز مانند آفتاب و باران بهر آن می تابد و می بارد تا انفاق او را تبدیل به باغی از باغهای بهشتی نماید.آتش در خرمن
"ایود احدكم ان تكون له جنهٔ من نخیل و اعناب تجری من تحتها الانهار له فیها من كل الثمرات و اصابه الكبر و له ذریهٔ ضعفاء فاصابها اعصار فیه نار فاحترقت كذلك یبین الله لكم الآیات لعلكم تتفكرون." (بقره/۲۶۶)
آیا كسی از شما دوست دارد كه باغی از درختان خرما و انگور داشته باشد كه از زیر آنها نهرها روان است، و برای او در آن- باغ- از هرگونه میوه ای- فراهم- باشد، و در حالی كه او را پیری رسیده و فرزندانی خردسال دارد، - ناگهان- گردبادی آتشین بر آن- باغ- زند و بسوزد؟ این گونه، خداوند آیات- خود- را برای شما روشن می گرداند، باشد كه شما بیندیشید.
در این آیه، خداوند متعال با مثالی كه درباره سوختن درختان یك باغ در اثر گردباد سوزان می زند، از بین رفتن كارهای ریاكاران و كسانی را كه پس از انفاق منت می گذارند و باعث آزار و آبروریزی انفاق گیرنده می شوند روشن می سازد.
در تفسیر نمونه در این باره آمده است كه: این مثال منظره كسی را مجسم می كند كه باغی سرسبز و خرم دارد كه درختان گوناگون خرما و انگور دارد و همواره آب از پای درختان آن می گذرد و نیاز به آبیاری ندارد، در حالی كه او پیرشده و فرزندان ضعیفی اطرافش را گرفته اند و تنها راه تامین زندگی او نیز همین باغ است و اگر این باغ از بین برود نه او نه فرزندانش قدرت احیاء آن را ندارند، ناگهان گردباد سوزان و آتشباری بر آن می وزد و به طور كلی آن را می سوزاند و از بین می برد، در این حال چنین كسی چه وضعیتی دارد؟ چه حسرت و اندوه مرگباری به او دست می دهد؟
حال كسانی كه عمل نیكی انجام می دهند و سپس با ریاكاری یا منت و اذیت و آزار آن را از بین می برند مانند چنین كسی است كه زحمات فراوانی كشیده و به هنگامی كه نیاز شدیدی به بهره برداری از آن دارد، نتیجه كار او به كلی از میان می رود و جز حسرت و اندوه چیزی برایش باقی نمی ماند.(۱)
خلقت حضرت آدم و حضرت عیسی علیهماالسلام
" مثل عیسی عندالله كمثل ءَآدم خلقه من تراب ثم قال له كن فیكون."(آل عمران/۵۹)
مثل- خلقت- عیسی در نزد خداوند، مانند- خلقت- آدم است كه او را از خاك آفرید و سپس به او فرمود: موجود باشد. او هم وجود یافت- بنابراین ولادت مسیح بدون پدر، هرگز دلیل بر الوهیت او نمی باشد.-
در این آیه خداوند متعال تولد حضرت عیسی علیه السلام و خلقت او را تشبیه به خلقت حضرت آدم فرموده است كه اگر عیسی پدر نداشت حضرت آدم علیه السلام نه پدر داشت و نه مادر. پس پدر نداشتن حضرت عیسی هرگز دلیل بر این نمی شود كه العیاذ بالله پسر خدا باشد یا او دارای مقام الوهیت و خدایی باشد.
درباره عبارت " خلقه من تراب" از خاك آفریدیم. همه گفته اند كه اشاره به مرتبه خلقت خاكی آنهاست تا آنكه نادانان و غلوگویان برای پیامبران مقام خدایی قایل نشوند زیرا كه حدث و فنا از لوازم موجودات خاكی و پیامبران است.(۲)
كشتزار و باد سوزان
" مثل ما ینفقون فی هذه الحیوهٔ الدنیا كمثل ریح فیها صر اصابت حرث قوم ظلموا انفسهم فاهلكته و ما ظلمهم الله ولكن انفسهم یظلمون."( آل عمران/۱۱۷)
مثل آنچه آنان- كفار- در زندگی دنیا انفاق می كنند مانند باد سوزانی است كه به زراعت قومی كه به خود ستم كرده اند بوزد و آن را نابود سازد، خداوند به آنها ستم نكرده بلكه آنها به خودشان ستم كرده اند.
انفاق كفار و منافقان و پولهایی كه آنها خرج می كنند برایشان هیچ محصول و بهره ای ندارد. درست مثل كشتزاری كه زارعی در آن به زراعت بپردازد اما این مزرعه در معرض طوفانهای شدید و بادهای سوزان واقع شود و به سرعت از شن و ماسه پوشانده شده و جوانه های گیاهان در زیر خروارها خاك داغ، از بین بروند.
در زمینهایی كه در حاشیه كویر كشت می شوند چنین اتفاقهایی بسیار می افتد. به همین جهت دولتها در بیابانهای مشرف به كویر اقدام به كاشت بوته هایی می كنند كه از پیشرفت كویر و ضایع كردن زمین های كشاورزی جلوگیری كند.
افراد بی ایمان و آلوده چون انگیزه درستی در انفاق خود ندارند، روح خودنمایی و ریاكاری مانند باد سوزان و خشك كننده ای بر مزرعه انفاق آنها می وزد و آن را بی اثر می كند. اینگونه انفاقها نه از نظر اجتماعی مشكلی را حل می كنند- چون غالباً به دست فقرای واقعی نمی رسند- و نه نتیجه اخلاقی برای انفاق كننده دارند.(۳)
قرآن عظیم نیز منشا این طوفان را در كفر، ریا و نفاق خود آنان می داند.
گمراهی در ظلمت
" او من كان میتا فاحییناه و جعلنا له نورا یمشی به فی الناس كمن مثله فی الظلمات لیس بخارج منها كذلك زین للكافرین ما كانوا یعملون." ( انعام/۱۲۲)
آیا كسی كه مرده بود، سپس او را زنده كردیم و نوری برای او قرار دادیم كه با آن در میان مردم راه رود چون كسی است كه مثل او در تاریكی ها است و از آن خارج نمی شود؟ این گونه برای كافران آنچه انجام می دادند زینت داده شده است.
درباره شان نزول این آیه گفته اند كه درباره حضرت حمزه و ابوجهل نازل شده است. بعضی ها هم گفته اند كه درباره عمار یاسر و ابوجهل نازل شده است.(۴)
در این آیه خداوند متعال كسانی را كه ایمان آورده اند به مرده ای تشبیه فرموده است كه زنده می شود و حیات انسانی می گیرد و كفار را به مردگان تشبیه فرموده اند كه در تاریكی ها و ظلمات سرگردانند!
در قرآن كریم مكرر درباره كفر و ایمان تعبیر به " مرگ" و " حیات" شده است و این مطلب نشان می دهد كه ایمان مانند روحی است كه در جسم افراد كافر دمیده می شود و زندگی آنان را سرشار از انوار محبت، ایثار، گذشت، عشق، حقیقت، صداقت وتمام فضایل انسانی می كند.
ایمان به خدا بینش و درك تازه ای به انسان می بخشد، روشن بینی خاصی به او می دهد، افق دید او را از زندگی محدود مادی رها ساخته و در عالم فوق العاده وسیعی قرار می دهد. و از آنجا كه او را دعوت به خودسازی می كند پرده های خودخواهی، تعصب، لجاجت و هوا و هوس را از چشم های او كنار می زند. در پرتو این نور از اشتباهات كفار كنار می ماند و به سوی حق هدایت می شود.

سلسلهٔ الذهب، ج اول.
تفسیر نمونه ، ج ۱ ، ص ۱۱۳ .
المعجم المفهرس القرآن، ص ۵۴۹.
مثنوی معنوی، ج ۵، ص ۴۷۰.
تفسیر نمونه، ص ۲۴۲.

منبع : تبیان

مطالب مرتبط

تاریخ تفسیر و طبقات مفسرین

تاریخ تفسیر و طبقات مفسرین
در زمان رسول اكرم طبعا مسلمانان مشكلات خود را درباره معانی و مفاهیم آیات قرآن از آن حضرت می‏پرسیدند.برخی از صحابه بیش از دیگران در فهم معانی قرآن بصیرت داشتند، لهذا از همان اول به عنوان «مرجع‏» در تفسیر آیات قرآن شناخته شدند. عبد الله بن عباس و عبد الله بن مسعود از این افرادند.ابن عباس در این هت‏شهرت بیشتری دارد.آراء او در كتب تفسیر زیاد نقل می‏شود.ابن عباس شاگرد امیر المؤمنین علی علیه السلام بود و به این شاگردی افتخار می‏كرد و به خود می‏بالید.ابن مسعود نیز شیعه و شاگرد علی علیه السلام است.در كتب فهرست از یك كتاب تفسیر تالیف ابن عباس یاد می‏شود.برخی مدعی هستند كه نسخه‏ای از این تفسیر هم اكنون در كتابخانه سلطنتی مصر موجود است .ابن عباس با همه تبحری كه در تفسیر داشت می‏گفت: «در مقابل علی همچون قطره‏ای در مقابل دریا هستم‏» .
جرجی زیدان مدعی است كه تا آخر قرن اول هجری، تفسیر قرآن زبان به زبان نقل می‏شد و نخستین كسی كه تفسیر قرآن را به صورت كتاب درآورد مجاهد بود(متوفی در ۱۰۴ هجری).سپس امثال واقدی و طبری در قرن دوم و سوم تفسیرهایی نوشتند .
ولی البته این نظر صحیح نیست.ابن عباس و حتی سعید بن جبیر پیش از مجاهد به نگارش تفسیر قیام كرده‏اند.این نظر جرجی زیدان تابع یك نظر كلی‏تری است كه مدعی است مسلمین در تمام قرن اول هیچ تالیفی نداشته‏اند.نظر جرجی زیدان با دلایل قطعی مردود شناخته شده است.ما در ضمن فصول آینده به بطلان نظر او اشاره خواهیم كرد.
ایرانیان همان طور كه به فن قرائت قرآن اهتمام ورزیدند به فن تفسیر نیز اهتمام ورزیدند.
اهتمام ایرانیان به تفسیر و فقه و حدیث كه مستقیما با متن اسلام مربوط بوده است از هر مورد دیگر بیشتر بوده است.برای ما فعلا ممكن نیست همه مفسران ایرانی را از صدر اسلام تا عصر حاضر معرفی كنیم.اگر بنای چنین كاری باشد «مثنوی هفتاد من كاغذ شود» .در هر قرنی صدها و هزارها مفسر وجود داشته است و صدها تفسیر نگاشته شده است.تحقیق درباره همه آنها و جدا كردن ایرانیان از غیر ایرانیان یك عمر وقت می‏خواهد.ولی برای این كه نمونه‏ای از خدمات ایرانیان در تفسیر ارائه داده شود كافی است كه نظری به تفاسیر برجسته و مفسران مشهور و معروف میان مسلمین بیندازیم، خواهیم دید اكثر این مفسران ایرانی بوده‏اند.
ما این افراد را از میان كسانی انتخاب می‏كنیم كه یا چون از مفسران اولیه‏اند، اسمشان و رای و نظرشان زیاد در تفاسیر ذكر می‏شود و یا تفسیری برجسته و قابل توجه از آنها به یادگار مانده است.
دسته اول یعنی مفسران اولیه كه آرائشان در كتب تفسیر زیاد نقل می‏شود، بعضی صحابی و بعضی تابعی و بعضی از شاگردان و یا شاگردان شاگردان تابعین بوده‏اند از قبیل ابن عباس، ابن مسعود، ابی بن كعب، سدی، مجاهد، قتاده، مقاتل، كلبی، سبیعی، اعمش، ثوری، زهری، عطاء، عكرمه، فراء و غیر اینها.
بعضی از اینها شیعه‏اند و بعضی غیر شیعه و همچنین بعضی ایرانی‏اند و بعضی غیر ایرانی.بدیهی است كه در این طبقه غلبه با غیر ایرانیان است.تنها چند نفر از اینها یعنی مقاتل و اعمش و فراء ایرانی‏اند و باقی غیر ایرانی.
مقاتل بن سلیمان از اهل خراسان و یا از اهل ری است.در قرن دوم می‏زیسته و در سال ۱۵۰ درگذشته است.مقاتل از اهل تسنن به شمار می‏رود.شافعی درباره‏اش تعبیری مبالغه آمیز دارد، می‏گوید: «مردم در تفسیر، عیال مقاتل می‏باشند» .
سلیمان بن مهران اعمش به نقل ریحانهٔ الادب اصلا اهل دماوند است و در كوفه متولد شده و در همان جا سكنی گزیده است.سلیمان شیعه است و علمای اهل تسنن نیز او را ستوده‏اند.اعمش به لطیفه گویی معروف است.داستانهایی از لطایف او نقل می‏شود. اعمش در حدود سال ۱۵۰ هجری درگذشته است.
فراء، یحیی بن زیاد اقطع از معاریف لغویین و نحویین است.نامش در كتب ادب عربی زیاد برده می‏شود.فراء شاگرد كسائی و مربی فرزندان مامون بوده است.صاحب ریاض العلماء و همچنین صاحب تاسیس الشیعهٔ به تشیع وی تصریح كرده‏اند.فراء ایرانی است.پدرش، زیاد اقطع در وقعه معروف فخ همراه شهید فخ، حسین بن علی بن حسن بود، دستش را به مجازات بریدند و از این رو به «اقطع‏» معروف شد.فراء در سال‏۲۰۷ یا ۲۰۸ هجری درگذشت.
از این طبقه كه بگذریم می‏رسیم به طبقه‏ای كه در تفسیر، كتاب تالیف كرده‏اند. همچنانكه قبلا اشاره شد، كتب تفسیری كه در شیعه و سنی نوشته شده است از حد احصاء خارج است.تنها به ذكر معروفترین تفاسیری كه هم اكنون در میان شیعه و سنی رایج است اكتفا می‏نماییم.بحث‏خود را از تفاسیر شیعه آغاز می‏كنیم.
مفسرین شیعه تقسیم می‏شوند به مفسرین عصر ائمه و مفسرین عصر غیبت.بسیاری از اصحاب ائمه كه بعضی از آنها ایرانی هستند تفسیر نوشته‏اند از قبیل ابو حمزه ثمالی، ابو بصیر اسدی، یونس بن عبد الرحمن، حسین بن سعید اهوازی، علی بن مهزیار اهوازی، محمد بن خالد برقی قمی، فضل بن شاذان نیشابوری.
مفسرین عصر غیبت فراوانند.ما در اینجا به عنوان نمونه تنها به ذكر نام كتب تفسیر معروف میان شیعه می‏پردازیم.از همین نمونه معلوم می‏شود بیشتر تفاسیر شیعی را شیعیان ایرانی تالیف كرده‏اند:
۱.تفسیر علی بن ابراهیم قمی.این تفسیر از معروفترین تفاسیر شیعه است، اكنون موجود است و چاپ شده است.پدر علی بن ابراهیم از كوفه به قم منتقل شد.بعید نیست كه علی بن ابراهیم یك ایرانی عرب‏نژاد باشد.وی از مشایخ شیخ كلینی است و تا سال سیصد و هفت در قید حیات بوده است.
۲.تفسیر عیاشی.مؤلف این تفسیر محمد بن مسعود سمرقندی است.اول مذهب اهل تسنن داشت و بعد به تشیع گرایید.معاصر شیخ كلینی است.از پدرش سیصد هزار دینار به او ارث رسید، همه را صرف نسخ و مقابله و استنساخ و جمع كتاب كرد.خانه‏اش به شكل یك مدرسه در آمده بود، هر كس به یك كار علمی گماشته شده بود و كار خود را انجام می‏داد و هزینه همه را عیاشی تامین می‏كرد.عیاشی علاوه بر تفسیر و حدیث و فقه، در طب و نجوم دستی داشته است.ابن الندیم در الفهرست از او یاد كرده و كتابهای فراوانی از او نام برده و مدعی شده كه كتب عیاشی در خراسان رواج زیادی دارد. عیاشی ایرانی است ولی ظاهرا عرب‏نژاد است.ابن الندیم می‏گوید:گفته شده كه تمیمی الاصل است.عیاشی از علمای قرن سوم هجری محسوب می‏شود.
۳.تفسیر نعمانی.مؤلف این تفسیر، ابو عبد الله محمد بن ابراهیم است.احیانا به نام ابن ابی زینب خوانده می‏شود.شاگرد شیخ كلینی است.صاحب تاسیس الشیعهٔ می‏گوید: نسخه‏ای از تفسیر نعمانی در كتابخانه ایشان هست.نعمانی معلوم نیست كه اهل عراق(حدود واسط)است‏یا اهل مصر.نعمانی از علمای قرن چهارم محسوب می‏شود.
نعمانی دخترزاده‏ای دارد به نام ابو القاسم حسین معروف به ابن المرزبان و وزیر مغربی .این مرد به یزدجرد ساسانی نسب می‏برد و نظر به اینكه چند نوبت‏به وزارت رسیده است‏به «وزیر مغربی‏» معروف است.ابن المرزبان در چهارده سالگی قرآن مجید را حفظ كرد، در نحو و لغت و حساب و جبر و هندسه و منطق و برخی فنون دیگر ماهر بود، ادیب و نویسنده‏ای توانا بود.
ابن المرزبان كتابی دارد به نام خصائص القرآن.در سال ۴۱۸ و یا ۴۲۸ درگذشته است و طبق وصیت‏خودش جنازه‏اش را از بغداد به نجف منتقل كردند و در جوار مرقد امیر المؤمنین علی علیه السلام دفن نمودند.
۴.تفسیر تبیان.مؤلف این تفسیر شیخ الطائفه ابو جعفر محمد بن الحسن بن علی الطوسی است.در ادبیات، كلام، فقه، تفسیر، حدیث، امام و پیشوا بوده است.در سال ۳۸۵ تولد یافت و بنابر این اكنون در حدود هزار سال از تولد این ستاره درخشان اسلام می‏گذرد.سال گذشته به همین مناسبت كنگره هزاره وی در مشهد تاسیس شد و گروه زیادی از دانشمندان اعم از مسلمان و غیر مسلمان و اعم از شیعه و سنی در آن شركت داشتند.شیخ طوسی در سال ۴۶۰ هجری درگذشته است.این مرد بزرگ در۲۳ سالگی از خراسان به عراق آمد و از محضر شیخ مفید و سید مرتضی علم الهدی استفاده كرد و سپس خودش پیشوای تشیع در عصر خود گشت.در اعصار بعد نیز همواره در صف مقدم علمای شیعه قرار داشته است.دوازده سال آخر عمر خود را به واسطه حوادث ناگواری كه در بغداد رخ داد، از آنجا به نجف منتقل شد.حوزه علمیه نجف را این مرد بزرگوار تاسیس كرد كه هم اكنون پس از هزار سال به حیات علمی و دینی خود ادامه می‏دهد.
۵.مجمع البیان.مؤلف این تفسیر فضل بن حسن طبرسی است.اصلا اهل تفرش است.در ذی القعده‏۵۳۶ از تالیف این تفسیر فراغت‏یافته است.مجمع البیان از نظر ادبی و حسن تالیف بهترین تفسیر است.شیعه و سنی برای این تفسیر اهمیت فراوان قائلند. مكرر در ایران و مصر و بیروت چاپ شده است.طبرسی تفسیر مختصری دارد به نام جوامع الجامع.طبرسی پس از فراغ از مجمع البیان به تفسیر كشاف كه توسط معاصر نامدارش جار الله زمخشری تالیف یافته بود وقوف یافت و پسندید و در آن نكاتی از جنبه‏های ادبی یافت كه از خودش در مجمع البیان فوت شده بود.تفسیر جوامع الجامع را با توجه به لطایف كشاف نگاشت.
البته اهل فن تفسیر می‏دانند هر چند برخی نكات خصوصا از جنبه فن بلاغت در كشاف هست كه در مجمع البیان نیست، نكات زیاد ادبی و تفسیری در مجمع البیان یافت می‏شود كه در كشاف وجود ندارد.
۶.روض الجنان، معروف به تفسیر ابو الفتوح رازی.این تفسیر به زبان فارسی است و از معروفترین و غنی‏ترین تفاسیر شیعه است.فخرالدین رازی و-به ادعای بعضی-طبرسی نیز از این تفسیر زیاد استفاده كرده‏اند.این تفسیر در چهل سال اخیر مكرر در ایران چاپ شده است.ابو الفتوح نیشابوری الاصل است ولی در ری می‏زیسته است.ابو الفتوح از ایرانیان عرب‏نژاد است.نسبش به جناب عبد الله بن بدیل بن ورقاء می‏رسد كه از صحابه امیر المؤمنین علی علیه السلام بود و در صفین افتخار حضور ركاب آن حضرت را داشت.ابو الفتوح معاصر طبرسی و زمخشری است و نزد شاگردان شیخ طوسی تحصیل كرده است. تاریخ دقیق وفاتش در دست نیست.قدر مسلم این است كه در اواسط قرن ششم هجری می‏زیسته است.قبرش هم اكنون در شهر ری معروف است.
۷.تفسیر صافی.مؤلف این تفسیر حكیم و عارف و محدث و مفسر معروف ملا محسن فیض كاشانی است.از مشاهیر علمای شیعه است و در قرن یازدهم هجری می‏زیسته است.این مرد بزرگ عمر پر بركتی داشته و به كثرت وجودت تالیف معروف است.
مرحوم فیض در آغاز عمر در قم اقامت داشت.مدرسه فیضیه به نام او معروف شد.از قم به شیراز مسافرت كرد و علم حدیث را نزد سید ماجد بحرانی، و فلسفه و عرفان را نزد حكیم و عارف بلند قدر صدر المتالهین آموخت و دختر صدرا را به زنی گرفت.وفات فیض در سال ۱۰۹۱ در كاشان واقع شده است.
۸.تفسیر ملا صدرا.صدر المتالهین یا ملا صدرا شهرتش به فلسفه و عرفان است و خود در این رشته صاحب مكتب است، ولی در تفسیر و شرح احادیث هم تبحری بسزا داشته است.اصول كافی را شرح كرده است و سوره بقره را تا آیه ۶۵: و لقد علمتم الذین اعتدوا منكم فی السبت... و همچنین سوره‏های الم سجده، یس، واقعه، حدید، جمعه، طارق، اعلی، اذا زلزلت، و آیه‏های آیهٔ الكرسی، آیه نور و آیه و تری الجبال تحسبها جامدهٔ... را تفسیر كرده است.تفسیر ملا صدرا هر چند تمام نیست ولی مفصل است و تقریبا به اندازه تفسیر صافی است.چندین بار در ایران چاپ شده است.وفات ملا صدرا در بصره در سال ۱۰۵۰ در هفتمین سفر وی به حج كه همواره پیاده می‏رفته است اتفاق افتاد.
هوای كعبه چنان می‏كشاندم به نشاط كه خارهای مغیلان حریر بنماید .
۹.منهج الصادقین.این تفسیر به زبان فارسی است و در سه جلد بزرگ در تبریز
به چاپ سنگی چاپ شده است.تا سی چهل سال اخیر یگانه تفسیر فارسی متداول بود.مؤلف این تفسیر مرحوم ملا فتح الله بن شكرالله كاشانی است كه در قرن دهم هجری می‏زیسته است.غالب تالیفات این مرد به زبان فارسی است، از جمله آنهاست‏شرح نهج البلاغه كه البته ترجمه‏ای است فارسی با شرحی مختصر.
۱۰.تفسیر شبر.مؤلف این تفسیر سید عبد الله شبر است.این مرد شریف معاصر كاشف الغطاء و میرزای قمی بوده است.مردی بسیار متتبع و متبحر و متعبد بوده است. تالیفات زیادی در فقه و اصول و كلام و حدیث و رجال و تفسیر داشته است.وی در سال ۱۲۴۲ هجری وفات یافت و در جوار كاظمین علیهما السلام دفن شد.
۱۱.تفسیر برهان.مؤلف این تفسیر مرحوم سید هاشم بحرینی است كه از محدثین و متتبعین معروف شیعه به شمار می‏رود.این تفسیر طبق مذاق اخباریین است كه قرآن را تنها با حدیث قابل تفسیر می‏دانند بدون هیچ توضیح دیگری و حتی بدون این كه كوچكترین توضیحی درباره همان احادیث و كیفیت تفسیری آن احادیث داده شود، بلكه صرفا به این صورت كه احادیث مربوطه نقل گردد و به همان نقل اكتفا شود.سید هاشم بحرینی در سال‏۱۱۰۷ یا۱۱۰۹ در گذشته است.
۱۲.نور الثقلین.نویسنده این تفسیر یكی از علمای حویزی است كه در شیراز مسكن داشته است.معاصر مرحوم مجلسی و شیخ حر عاملی است.در این تفسیر نیز عنایت‏به نقل اخبار و احادیث است.نام مؤلف شیخ عبد العلی ابن جمعه است.تاریخ دقیق وفاتش معلوم نیست.
تفاسیری كه نام برده شد معروفترین و مشهورترین تفاسیر شیعه تا قرن‏۱۳ هجری است كه چاپ شده و تقریبا در دست همه كسانی كه به تفاسیر شیعی علاقه‏مندند موجود است و اگر افراد غیر شیعی بخواهند به تفاسیر شیعه مراجعه كنند، به این تفاسیر مراجعه می‏كنند.در قرن چهاردهم نیز تفاسیر زیاد و پر ارجی تالیف یافته است و یا در حال تالیف است، ما از ذكر آنها خودداری كردیم.
اگر كسی بخواهد آماری تا حدود امكان از تفاسیر شیعی به دست آورد، باید به كتاب بسیار پر ارج الذریعهٔ الی تصانیف الشیعهٔ تالیف علامه جلیل مرحوم حاج شیخ آقا بزرگ تهرانی(اعلی الله مقامه)مراجعه كند.
از نمونه‏ای كه به دست دادیم معلوم شد تقریبا همه تفاسیر معروف امروز شیعه یا از ایرانیان ایرانی نژاد است و یا از عرب نژادانی كه ایرانی شده بودند و یا از شیعیان ساكن سواحل خلیج فارس كه در ایران می‏زیسته‏اند.
●تفاسیر اهل تسنن
۱.جامع البیان فی تفسیر القرآن، معروف به تفسیر طبری.مؤلف این تفسیر طبری مورخ و محدث و فقیه معروف است.طبری از علمای طراز اول اهل تسنن به شمار می‏رود. در بسیاری از علوم زمان خود امام و پیشوا شمرده می‏شود.طبری در ابتدا از نظر روش فقهی تابع شافعی بود اما بعدها خود مكتب فقهی مستقلی تاسیس كرد و از هیچیك از پیشوایان فقه اهل تسنن پیروی نكرد.مذهب فقهی طبری تا مدتی پیرو داشت و تدریجا از بین رفت.ابن الندیم در الفهرست عده‏ای از فقها را نام می‏برد كه پیرو مذهب فقهی طبری بوده‏اند.
طبری اهل آمل مازندران است.در سال ۲۲۴ هجری در آمل متولد شد و در سال ۳۱۰ در بغداد درگذشت.تفسیر طبری در قاهره چاپ شده است و در زمان نوح بن منصور سامانی به امر او به وسیله وزیر عرب نژادش معروف به وزیر بلعمی به فارسی ترجمه شد.ترجمه تفسیر طبری اخیرا در تهران چاپ شده است.
۲.كشاف.این كتاب معروفترین و متقن‏ترین تفاسیر اهل تسنن است.از نظر نكات ادبی، بالخصوص نكات بلاغتی در میان همه تفاسیر ممتاز است.مؤلف این تفسیر ابو القاسم محمود بن عمر زمخشری خوارزمی ملقب به جار الله است.زمخشری از اكابر علمای اسلام به شمار می‏رود.كتابهای زیاد در ادب، حدیث و موعظه تالیف كرده است. با اینكه این مرد از بلاد شمالی ایران و سرزمینهای سردسیر بود، سالها در مكه معظمه مجاور شد و گرمای طاقت فرسای هوای آنجا را تحمل كرد، زیرا معتقد بود مجاورت بیت الله آثار معنوی فراوانی دارد.چون سالها مجاور بیت الله بود به «جار الله‏» معروف گشت و ظاهرا در همان وقت تفسیر كشاف را نوشت.
زمخشری در جلد سوم كشاف، ذیل تفسیر آیه‏۵۶ از سوره عنكبوت كه می‏فرماید: یا عبادی الذین امنوا ان ارضی واسعهٔ فایای فاعبدون (ای بندگان مؤمن من، زمین من فراخ است، پس تنها مرا پرستش كنید)، پس از آنكه تشریح می‏كند كه مؤمن باید مناسبترین سرزمینها را از نظر حفظ دین و عبادت پروردگار برای سكونت انتخاب كند، می‏گوید:
«به جان خودم سوگند كه سرزمینها از این نظر تفاوت فراوان دارند.ما آزمایش كردیم، پیشینیان ما نیز آزمایش كرده‏اند:سرزمین حرم خدا و مجاورت بیت الله الحرام تاثیر فراوانی دارد بر روح و دل از نظر مقهور ساختن نفس اماره و تمركز فكر و خیال و پیدایش روح قناعت و...»
زمخشری در یكی از مسافرتهای علمی زمستانی خود در خوارزم یك پای خود را از دست داد.پس از این واقعه از پای چوبی كمك می‏گرفت.با همان حال مسافرتهای طولانی كرد و چند سال مجاور بیت الله بود.تولد زمخشری در سال‏۴۶۷ هجری و وفاتش در سال ۵۳۸ واقع شده است.
۳.مفاتیح الغیب یا تفسیر كبیر، تالیف محمد بن عمر بن حسین بن حسن بن علی معروف به امام فخر رازی.
فخر رازی نیز از مشاهیر علمای اسلام است.خودش و تفسیرش و برخی افكار و آرائش در فلسفه و كلام در میان شیعه و سنی معروف است.تالیفات فراوان در رشته‏های مختلف دارد.فخر رازی در مازندران متولد شد و در ری سكنی گزید و به هرات و خوارزم مسافرت كرد و در زمان خود به كمال شهرت و اعتبار نایل گردید.فخر رازی در سال‏۵۴۳ متولد و در سال‏۶۰۶ در هرات درگذشت.
۴.غرائب القرآن، معروف به تفسیر نیشابوری.این تفسیر نیز در ردیف تفاسیر درجه اول اهل تسنن به شمار می‏رود.مؤلف این تفسیر حسن بن محمد بن حسین معروف به نظام نیشابوری یا نظام اعرج است.نظام اهل قم و ساكن نیشابور بوده است.وی مردی جامع بوده است.در ریاضیات و ادبیات تالیفاتی داشته است.وفات او در حدود سال ۷۳۰ واقع شده است.
۵.كشف الاسرار.این تفسیر به فارسی است و ده جلد است.چند سال پیش در تهران چاپ شد. این تفسیر تالیف ابوالفضل رشید الدین میبدی یزدی است كه در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم می‏زیسته است.كشف الاسرار اخیرا چاپ شده است و كم و بیش جای خود را میان اهل فضل باز كرده است.
۶.انوار التنزیل و اسرار التاویل معروف به تفسیر بیضاوی.مؤلف این تفسیر عبد الله بن عمر بن احمد معروف به قاضی بیضاوی است.اهل بیضای فارس است.تفسیرش خلاصه و زبده‏ای است از كشاف و مفاتیح الغیب.این تفسیر مورد استفاده مرحوم فیض كاشانی در تفسیر صافی بوده و شیخ بهایی بر آن حاشیه نوشته است.بیضاوی معاصر محقق طوسی و علامه حلی است و در اواخر قرن هفتم درگذشته است.
۷.تفسیر ابن كثیر.مؤلف این تفسیر همان ابن كثیر معروف مورخ است كه بیشتر به كتاب تاریخش به نام البدایهٔ و النهایهٔ معروف است.كنیه‏اش ابو الفداء است. ابن كثیر اصلا قرشی است.ساكن شام و شاگرد ابن تیمیه بوده است.تفسیرش در قاهره چاپ شده و خودش در سال ۷۷۴ در گذشته است.
۸.الدرالمنثور تالیف جلال الدین سیوطی كه از متبحرترین و پر تالیف‏ترین علمای اسلام است.برخی تالیفات او از قبیل الاتقان فی علوم القرآن از كتب نفیس شمرده می‏شود.درالمنثور تفسیر به ماثور است، یعنی آیات را با اخبار و روایاتی كه در احادیث آمده تفسیر كرده است و از این جهت كه جامع احادیث تفسیری اهل تسنن است‏بی نظیر است.درالمنثور در تفاسیر اهل تسنن از نظر گردآوری احادیث مربوطه در ذیل آیات كریمه نظیر تفسیر برهان است در شیعه.
سیوطی اهل مصر است.گویند در هفت‏سالگی قرآن را حفظ كرد .در ریحانهٔ الادب هفتاد و نه تالیف از او نام می‏برد.وفات سیوطی در ۹۱۰ یا ۹۱۱ واقع شده است.
۹.تفسیر جلالین.این تفسیر تالیف دو نفر است:از حمد تا سوره كهف را كه در حدود نصف قرآن است، جلال الدین محمد بن احمد بن ابراهیم محلی كه اصلا اهل یمن است و از اكابر علمای شافعیه است تالیف نمود.جلال الدین محلی در سال ۸۶۴ درگذشت و موفق به اتمام آن نشد.از سوره كهف تا آخر قرآن را جلال الدین سیوطی سابق الذكر به همان سبك جلال الدین محلی تكمیل كرد و از همین رو به «تفسیر جلالین‏» معروف شد.
تفسیر جلالین بنا به نقل ریحانهٔ الادب بارها در ایران و مصر و هند چاپ شده است.
۱۰.تفسیر قرطبی.مؤلف این تفسیر ابو بكر صائن الدین یحیی بن سعدون اندلسی است كه گویند در حدیث و نحو و لغت و تجوید و قرائت و تفسیر از اكابر وقت و مرجع استفاضه مشایخ عصر خود بوده است.
قرطبی اهل قرطبه اندلس(اسپانیا)است.در سال‏۵۶۷ در گذشته است.
۱۱.ارشاد العقل السلیم الی مزایا القرآن الكریم، معروف به تفسیر ابو السعود. ابو السعود مؤلف این تفسیر از اكابر علمای عثمانی در قرن دهم است.سلطان با یزید دوم از او به واسطه تالیف این تفسیر قدردانی و تجلیل فراوان كرد.پس از اشتغال به مقام قضا و جلوس به مسند قاضی القضاتی در سال ۹۵۲ مفتی و شیخ الاسلام بلاد عثمانی شد.تفسیر ابو السعود مكرر در قاهره چاپ شده است.من این تفسیر را ندیده‏ام ولی بعضی از محققین و اساتید درجه اول تفسیر عصر ما برای این تفسیر ارزش فراوانی قائلند.ابو السعود در سال ۹۸۲ در گذشته است.
۱۲.روح البیان.این تفسیر به فارسی و عربی مخلوط است.اشعار فارسی عرفانی زیادی در آن گنجانیده شده است.مؤلف این تفسیر شیخ اسماعیل حقی از علمای عثمانی است.در استانبول به وعظ و ارشاد مشغول بود و بعد به شهر بروسه از شهرهای تركیه رفت.این مرد صوفی منش است، تفسیرش نیز ذوقی و عرفانی است.به واسطه عقاید صوفی مآبانه مورد آزار معاصرینش واقع شد.شیخ اسماعیل حقی در سال‏۱۱۲۷ درگذشته است.
۱۳.روح المعانی.این تفسیر تالیف سید محمود بن عبد الله بغدادی حسنی حسینی معروف به آلوسی است.آلوسی شافعی مذهب بوده اما در بسیاری مسائل از فقه حنفی پیروی می‏كرده است.آلوسی قصیده عینیه معروف عبد الباقی موصلی عمری در مدح امیر المؤمنین علی علیه السلام را شرح كرده است.این قصیده همان است كه سید كاظم رشتی معروف نیز آن را شرح كرده و كتابش به شرح القصیده معروف است.آلوسی اهل عراق است. گویند طایفه‏ای هستند در عراق به این نام كه مشهورند و آلوس نام نقطه‏ای است در ساحل فرات .آلوسی در سال ۱۲۷۰ در گذشته است.
۱۴.فتح القدیر.این تفسیر تالیف محمد بن علی بن محمد بن عبد الله شوكانی یمنی است.شوكانی در شهر صنعای یمن بزرگ شد و در همان جا به مقام تدریس و افتاء رسید. شوكانی كتابی دارد به نام نیل الاوطار من اسرار منتقی الاخبار.بیشتر شهرت شوكانی به واسطه این كتاب است.شوكانی در سال ۱۲۵۰ در گذشته است.
چهارده تفسیری كه نام بردیم، ظاهرا معروفترین و مشهورترین و رایجترین تفاسیر اهل تسنن تا قرن سیزدهم است.در قرن چهاردهم در میان اهل تسنن نیز تفاسیر مهمی در مصر و سایر بلاد اسلامی نگارش یافته كه ما از ذكر آنها خودداری كردیم. از چهارده مفسر نامبرده، شش نفر-چنانكه دیدیم-ایرانی می‏باشند.بعضی از تفاسیری كه ایرانیان نوشته‏اند در درجه اول قرار دارد و غالب آنها قبل از قرن هفتم نوشته شده است.دو نفر از چهارده نفر، یمنی، دو نفر از بلاد عثمانی، یك نفر اندلسی(اسپانیایی) ، یك نفر شامی، یك نفر مصری و یك نفر عراقی است.تفسیر و بیان الفاظ و عبارات قرآن مجید از عصر نزول شروع شده و شخص پیغمبر اكرم (ص) بتعلیم قرآن و بیان معانی و مقاصد آیات كریمه آن میپرداخته است چنانكه خدای متعال میفرماید: «و انزلنا الیك الذكر لتبین للناس ما نزل الیهم‏» ترجمه:و نازل كردیم بر تو كتاب را تا برای مردم آنچه را برایشان فرو فرستاده شده بیان نمائی) .
و میفرماید: «هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزكیهم و یعلمهم الكتاب و الحكمهٔ‏» اوست-خدا است-كه در امی‏ها پیغمبری از خودشان برانگیخت كه آیات او را برایشان میخواند و ایشان را تزكیه میكند و كتاب و حكمت را به ایشان یاد میدهد و تعلیم میكند) .
و در زمان آنحضرت بامر وی جمعی بقرائت و ضبط و حفظ قرآن اشتغال داشتند كه قراء نامیده میشدند.و پس از رحلت صحابه آنحضرت و پس از ایشان سایر مسلمانان بتفسیر قرآن اشتغال داشتند و تاكنون دارند.
●یو- علم تفسیر و طبقات مفسرین
پس از رحلت پیغمبر اكرم (ص) جمعی از صحابه مانند ابی بن كعب و عبد الله بن مسعود و جابر بن عبد الله و ابو سعید خدری و عبد الله بن زبیر و عبد الله بن عمر و انس و ابو هریره و ابو موسی و از همه معروفتر عبد الله بن عباس بتفسیر اشتغال داشتند.
و روش‏شان در تفسیر این بود كه گاهی آنچه از پیغمبر اكرم (ص) در معانی آیات قرآنی شنیده بودند در شكل روایت مسند نقل میكردند. این احادیث از اول تا آخر قرآن جمعا دویست و چهل و چند حدیثند كه سند بسیاری از آنها ضعیف و متن برخی از آنها منكر است و گاهی تفسیر آیات را در صورت اظهار نظر بی‏اینكه به پیغمبر اكرم (ص) اسناد دهند القاء میكردند.
متاخرین اهل تفسیر از اهل سنت این قسم را نیز جزء روایات نبوی در تفسیر میشمارند، زیرا صحابه علم قرآن را از مقام رسالت آموخته‏اند و مستبعد است كه خودشان از خود چیزی گفته باشند.
ولی دلیلی قاطع بر این سخن نیست، علاوه باینكه مقدار زیادی ازین قسم روایاتی است كه در اسباب نزول آیات و قصص تاریخی آنها وارد شده و همچنین در میان این روایات صحابی بسیاری از سخنان علماء یهود كه مسلمان شده بودند مانند كعب الاحبار و غیره بدون اسناد یافت میشود.
و همچنین ابن عباس بیشتر اوقات در معنی آیات بشعر تمثل میكرد چنانكه در روایتی كه از ابن عباس در سؤالات نافع بن ازرق نقل شده در جواب دویست و اندی سؤال باشعار عرب متمثل میشود، و سیوطی در كتاب اتقان صد و نود سؤال از آنجمله را روایت میكند و با اینحال روایاتی را كه از مفسرین صحابه رسیده نمی‏توان روایات نبوی شمرد و اعمال نظر را از صحابه نفی كرد.و مفسرین صحابه را اهل طبقه اول گرفته‏اند.
طبقه دوم جماعت تابعین هستند كه شاگردان مفسرین صحابه‏میباشند مانند مجاهد و سعید بن جبیر و عكرمه و ضحاك و ازین طبقه است‏حسن بصری و عطاء بن ابی رباح و عطاء بن ابی مسلم و ابو العالیه و محمد بن كعب قرظی و قتاده و عطیه و زید بن اسلم و طاوس یمانی.طبقه سوم شاگردان طبقه دوم میباشند مانند ربیع بن انس و عبد الرحمن بن زید بن اسلم و ابو صالح كلبی و نظراء ایشان، و طریقه تابعین در تفسیر این بود كه تفسیر آیات را گاهی در شكل روایت از پیغمبر اكرم (ص) یا صحابه نقل میكردند و گاهی معنی آیه را بی‏اینكه بكسی اسناد دهند، در صورت اظهار نظر ایراد میكردند، و متاخرین مفسرین با این اقوال نیز معامله روایات نبوی نموده آنها را روایات موقوفه میشمارند و قدماء مفسرین باین دو طبقه اطلاق میشود.
طبقه چهارم طبقه اولین مؤلفین تفسیر است مانند سفیان بن عیینه و وكیع بن جراح و شعبهٔ بن حجاج و عبد بن حمید و غیر ایشان و از این طبقه است ابن جریر طبری صاحب تفسیر معروف.
طریقه این طبقه نیز اینگونه بود كه اقوال صحابه و تابعین را در صورت روایتهای معنعن در تالیفات تفسیری خود وارد میكردند و از نظراستقلالی خودداری مینمودند، جز اینكه ابن جریر طبری در تفسیر خود گاهی در ترجیح میان اقوال اظهار نظر میكند و طبقات متاخرین ازین طائفه شروع میشود.
طبقه پنجم كسانی هستند كه روایات را با حذف اسناد در تالیفات خود درج كردند و بمجرد نقل اقوال قناعت نمودند.
بعضی از علماء گفته‏اند كه اختلال نظم تفسیر از همین جا شروع گردیده و اقوال زیادی درین تفاسیر بدون مراعات صحت و اعتبار نقل و تشخیص سند بصحابه و تابعین نسبت داده شده و در اثر این هرج و مرج دخیل بسیاری بوجود آمده و اعتبار اقوال متزلزل شده است.
ولی كسیكه با دقت در روایات معنعن تفسیر تدبر نماید تردید نخواهد داشت كه درس و وضع در میان آنها نیز فراوان است، اقوال متدافع و متناقض تنها بیك صحابی یا تابعی بسیار نسبت داده شده قصص و حكایاتی كه قطعی الكذب است در میان این روایات بسیار دیده میشود اسباب نزول و ناسخ و منسوخی كه با سیاق آیات وفق نمیدهد یكی دو تا نیست كه قابل اغماض باشد و از اینجا است كه امام احمد بن حنبل (كه خود قبل از پیدایش این طبقه بود) گفته است:سه چیز اصل ندارند:مغازی و ملاحم و روایات تفسیر، و از امام شافعی نقل شده كه از ابن عباس نزدیك بصد حدیث فقط ثابت‏شده است.
طبقه ششم مفسرینی هستند كه پس از پیدایش علوم مختلفه و نضج آنها در اسلام بوجود آمدند و متخصصین هر علم از راه فن مخصوص خود بتفسیر پرداختند:نحوی از راه نحو زجاج و واحدی و ابی حیان كه‏از راه اعراب آیات بحث نموده‏اند.بیانی از راه بلاغت و فصاحت مانند زمخشری در كشاف.متكلم از راه كلام مانند فخر رازی در تفسیر كبیر، عارف از راه عرفان مانند ابن عربی و عبد الرزاق كاشی در تفاسیر خودشان.و اخباری از راه نقل اخبار مانند:ثعلبی در تفسیر خود.و فقیه از راه فقه مانند قرطبی در تفسیر خود و جمعی نیز تفاسیری مختلط از علوم متفرقه نوشتند مانند تفسیر روح البیان و تفسیر روح المعانی و تفسیر نیشابوری .
خدمت این طبقه بعالم تفسیر این شد كه فن تفسیر را از حالت جمودو ركودی كه در طبقات پنجگانه قبلی داشت‏بیرون آورده وارد مرحله بحث و نظر نمودند اگر چه كسیكه با نظر انصاف نگاه كند خواهد دید كه در اغلب بحثهای تفسیری این طبقه نظریات علمی بقرآن تحمیل شده و خود آیات قرآنی از مضامین خودشان استنطاق نشده‏اند.
●یز-روش مفسرین شیعه و طبقاتشان
طبقاتی كه ذكر شد طبقات مفسرین اهل سنت و جماعت‏بود و منشا آن روش خاصی است كه از روز نخست در تفسیر گرفته شده و آن معامله روایت نبوی است‏با اقوال صحابه و تابعین كه اعمال نظر در برابر آن از قبیل اجتهاد در مقابل نص شمرده میشد، تا اختلال وضع این روایات و آفتابی شدن تضاد و تناقض و دس و وضع در میان آنها اجازه اعمال نظر بطبقه ششم مفسرین داد.
ولی روشی كه شیعه در تفسیر قرآن اتخاذ نموده است غیر این روش میباشد و در نتیجه اختلاف روش طبقه بندی مفسرین نیز سیمای دیگری بخود میگیرد.
شیعه بنص قرآن مجید قول پیغمبر اكرم (ص) را در تفسیر آیات قرآنی حجت میداند و برای اقوال صحابه و تابعین مانند سایر مسلمین هیچگونه حجیتی قائل نیست مگر از راه روایت از پیغمبر اكرم (ص) جز اینكه بنص خبر متواتر ثقلین قول عترت و اهل بیت را تالی قول پیغمبر اكرم (ص) و مانند آن حجت میدانند و ازین روی در نقل و اخذ روایات تفسیری تنها بروایاتی كه از پیغمبر اكرم (ص) و ائمه اهل بیت علیهم السلام نقل شده اكتفا كرده‏اند و طبقات خود را بترتیب زیرین بوجود آورده‏اند.
طبقه اول كسانی كه روایات تفسیر را از پیغمبر اكرم (ص) و ائمه اهل بیت فرا گرفته‏اند و در اصول خود بطور غیر مرتب ثبت كرده و بروایت‏آنها پرداخته‏اند مانند زراره و محمد بن مسلم و معروف و جریر و امثال ایشان.
طبقه دوم اهل تالیفات اولی تفسیر مانند فرات ابن ابراهیم و ابو حمزه ثمالی و عیاشی و علی بن ابراهیم قمی و نعمانی صاحب تفسیر.
شیوه این طبقه مانند طبقه چهارم از مفسرین اهل سنت این بود كه روایات ماثوره را كه از طبقه اول اخذ كرده بودند با اسناد در تالیفات خودشان درج میكردند و از هر گونه اعمال نظر خودداری مینمودند.
و نظر باینكه زمان دست رسی بائمه اهل بیت (ع) طولانی بود و تقریبا سیصد سال ادامه داشت طبعا این دو طبقه ترتب زمانی نداشته متداخل بودند و همچنین كسانی كه روایت را با حذف اسناد درج كنند بسیار كم بودند و درین باب بعنوان نمونه تفسیر عیاشی موجود را باید نام برد كه یكی از شاگردان عیاشی از تالیف عیاشی اسناد روایات را اختصارا حذف نموده و نسخه او بجای نسخه عیاشی دائر گشته است.
طبقه سوم طبقه ارباب علوم متفرقه است مانند سید رضی در تفسیرادبی خود و شیخ طوسی در تفسیر كلامی خود كه تفسیر تبیان است و صدر المتالهین شیرازی در تفاسیر فلسفی خود و میبدی گونابادی در تفسیر عرفانی خود و شیخ عبد علی حویزی و سید هاشم بحرانی و فیض كاشانی در تفسیر نور الثقلین و برهان و صافی و كسانی میان عده‏ای از علوم در تفاسیرشان جمع كرده‏اند مانند شیخ طبرسی در تفسیر مجمع البیان كه از راههای مختلف لغت و نحو و قرائت و كلام و حدیث‏بحث میكند.

وبگردی
فیلم |  بالاخره کار بانک‌ها ربا هست یا نیست؟ | ۴۰سال است تکلیفمان را با ربا معلوم نکرده‌ایم
فیلم | بالاخره کار بانک‌ها ربا هست یا نیست؟ | ۴۰سال است تکلیفمان را با ربا معلوم نکرده‌ایم - فیلم - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهور در کافه خبر با انتقاد از اینکه در 40 سال گذشته بسیاری از مسایل مهم را تعیین تکلیف نکرده ایم می گوید: این گونه جامعه دچار سردرگمی و به سمت گناه یا بزهکاری و یا توافق بر سر گناه سوق پیدا می کند. صحبت های او را در ویدئوی زیر ببینید و بشنوید.
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!