یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷ / Sunday, 21 October, 2018

روح آزادی بر فراز آشیانه‌ی سینما


روح آزادی بر فراز آشیانه‌ی سینما
● درباره‌ی زندگی و آثار جک نیکلسن«Jack Nicholson »
بزرگ شدن نیكلسون عجیب بود تا آن‌جا که خود اوسرگذشتش را تا قبل از سی سالگی نمی‌دانست. جک در ۲۲ آوریل ۱۹۳۷ در نیویورك بدنیا آمد. سپس مادرش او را به وطن خود یعنی نپتون واقع در نیوجرسی، جایی كه توسط مادربزرگش بزرگ شده بود؛آورد در حالی كه همیشه فكر می‌كرد مادر واقعی‌اش، خواهر بزرگ‌تر اوست.
جک از موقعیت واقعی‌اش بی‌خبر بود تا این‌كه در ۱۹۷۴ توسط خبرنگاری كه درباره زندگی او تحقیق می‌كرد از آن آگاه شد. اما جزئیات این مسئله نامعلوم ماند چون در آن زمان هم مادر و هم مادربزرگش مرده و رازهایشان را با خود به گور برده بودند. در نتیجه نیكلسون هیچ تصوری از پدر واقعی‌اش نداشت. اما به هر حال این واقعیتی بود که می‌بایست پذیرفته می‌شد.
مادر نیكلسون ـ كه خودش او را خواهر خود می‌دانست ـ رقصنده و بازیگر بااستعدادی بود و توانسته بود خود را بر روی صحنه مطرح كند. پدربزرگ جك، كه در زندگی او نقش پدرش را بازی می‌كرد، جك را به سینما و هم‌چنین میخانه‌ها می‌برد. این مرد در سال ۱۹۵۵ به خاطر نوشیدن بیش از حد مشروب، مرد.
جك، جوان خوش چهره و شادی بود. او وارد دبیرستانی در ماناسكوان (Manasquan) در نیوجرسی شد ولی تحصیلش را ادامه نداد. او هم‌چنین در بسیاری از نمایش‌های مدرسه‌اش بازی می‌كرد. وقتی هفده ساله بود در سفری كه به كالیفرنیا برای دیدن خواهرش داشت تصمیم جدی گرفت كه بازیگر شود. او به عنوان پسر پیغام رسان در واحد كارتون MGM مشغول به کار شد و بازیگری را در گروهی بنام «بازیگران تئاتر حلقه» تعلیم دید و به همراه این گروه شروع به اجرا بر صحنه تئاتر و هم‌چنین تلویزیون كرد.
اولین درخشش او در فیلم‌ها در سال ۱۹۵۷ وقتی رخ داد كه «راجركومان» ( Roger Corman) او را برای نقش اصلی فیم كم هزینه‌اش، «قاتل گریان» انتخاب كرد. او در آن فیلم نقش جوانی را بازی ‌كرد كه به سمت دو نفر تیراندازی می‌کند و پس از آن از كاری كه انجام داده بود بسیار می‌ترسد. و در فاصله زمانی بسیار كمی او را برای نقش بیمار فیلم «مغازه كوچك وحشت» و به دنبال آن در «كلاغ» به كار گرفت. پس از تجربه خوبی كه نیكلسون از همكاری با كومان (Corman) بدست آورده‌بود، مدت زیادی منتظر كارهای بعدی ماند و بالاخره توانست با «بوریس كارلف» (Boris Karlaff) در فیلم «ترور» بازی كند.
نیكلسون با بازیگری به نام «سندرا نایت» (Sardra Night) ازدواج كرد و یك سال بعد از به دنیا آمدن دخترشان «جنیفر» جدا شدند.
سپس در رابطه‌ای كه با كارگردانی به نام «مونت هلمن» (Monte Helman) داشت، با او چهار فیلم موفق ساخت. او فیلم‌های «جنگ برای خشم» و «سواری در گردباد» را نوشت و «شلیك» را تهیه كرد. كه دو فیلم آخر وسترن‌های موفقی با فیلمنامه‌های فكر شده بودند.
نیكلسون با وجود این‌كه مواد مخدر زیادی مصرف می‌كرد، به غایت شیفته هوشیاری ذهنی و فرهنگ ملی بود و تلاش می‌كرد تا طرز فكرش را در شكل و اندازه‌های وسترن قرار دهد.
فیلم «سوار آسان» به كارگردانی «پیتر فاندا» (Peter Fonda) از او یك ستاره ساخت. این فیلم نامزدی اسكار را برای او به دنبال داشت و او را بر روی خط موفقیت‌های متوالی قرار داد.
نیكلسون به یكی از اسرارآمیزترین شخصیت‌های هالیوود تبدیل شد بازیگر چند چهره‌ای كه نه تنها قادر به تفسیر كردن رُل‌های زیادی بود، بلكه هم‌چنین قادر به تغییر سبك از فیلمی به فیلم دیگر بود. او در حال ساختن فیلم بعدی‌اش با نام «اقبال» بود كه با كنجكاوی‌های دوستش «وارن بیتی» (Warren Beatty) حقیقت را درباره خانواده‌اش کشف کرد. متأسفانه مادر واقعی‌اش در اثر سرطان در سال ۱۹۶۳ مرده بود و مادربزرگش چهار سال قبل از «سوار آسان» درگذشت و فرزند محبوبش را تنها گذاشت. این واقعیت، ضربه سختی به او وارد كرد.
او نقش «رندال مورفی» (Randal McMurphy) ، روح آزادی در یك آسایشگاه روانی را در فیلم «پرواز برفراز آشیانه فاخته» بسیار زیبا ایفا كرد و به شایستگی عنوان بهترین بازیگر را دریافت كرد. اما از موقعیتش به سادگی برای بدست آوردن نقش‌های بزرگ استفاده نكرد. در واقع او در طول دوران حرفه‌ای‌اش چندین نقش موفق را از دست داده است مثل «مایكل كورلئونه» در «پدرخوانده» ، «رابرت رادفورد» در «اینك آخر الزمان» و نقش «جان دیوت» در «به خانه آمدن».
ابتدا خودش را در برابر «مارلون براندو» (Marlon Brando) در «میسوری از هم می‌پاشد» آزمود و بعد فیلم خودش «به سوی جنوب» را با بازی «استین برگن» (Steen Burgen) كه اولین نقش اصلی‌اش بود، ساخت. «به سوی جنوب» می‌توانست فیلم خوبی شود ولی موفقیت زیادی نداشت. جك نیكلسون مدتی بیكار بود تا این‌كه دوباره در یكی از معروف‌ترین نقش‌هایش یعنی «جك تورنس» در فیلم «درخشش» ظاهر شد.
ویژگی‌هایی او از شخصیت «تورنس» در این فیلم نمایش داد و از آنها برای پرداخت نقش استفاده كرد همان‌هایی است كه در نقش‌های «ژوكر» در «بتمن» و «شیطان» در فیلم «جادوگران غرب» استفاده شده است. او اسكار دیگری را به خاطر نقش فضانوردی به نام «گارت بریدلاو» (Garrett Breedlove) دریافت كرد كه در فیلم «دوران محبوبیت» سعی می‌كند «شرلی مك لین» (Shirley Maclaine) را گمراه كند.
اولین نقش را در فیلم «ستاره‌ی عصر» تكرار كرد. سپس برای چندین نقش دیگر در كنار «آنجلیكا هاستون» (Angelica Huston) ظاهر شد. او دوباره برای نقش جنجالی‌اش در «چند مرد خوب» نامزد دریافت جایزه شد و بالاخره به خاطر بازی در نقش «ملوین یودال» (Melvin Udall) در فیلم «بهترین شكل ممكن» این جایزه را دریافت كرد. در آن زمان نیكلسون در موقعیت مالی خوبی بود و فیلم‌هایش بیشتر از یك و نیم میلیون دلار فروش می‌کرد. اما نقشی كه او شصت میلیون دلار برایش دریافت كرد، فیلم «بت من» است. او می‌دانسته كه در كارنامه‌اش چه نوشته شده‌است . در سخنرانی اسكار برای فیلم «پرواز برفراز آشیانه فاخته» از «مری پیكفورد» (Mary Pickford) تشكر كرد برای اینكه اولین بازیگری است كه یك درصد از حضورش را گرفته است. نقش بعدی او در فیلم «وثیقه» بود، فیلمی كه نیكلسون در آن با كارگردان «شان پن» (Sean Penn) كه با او فیلم «گارد عبور» را ساخت، پیوند دوباره برقرار کرد. در فیلم «درباره اشمیت» او در نقش «وارن اشمیت» ظاهر شد كه مرد بازنشسته‌ی شصت و شش ساله‌ای است كه همسرش را از دست داده و می‌رود تا با ملاقات دخترش با خانواده جدیدی آشنا شود. نیكلسون در هیبت اشمیت بسیار قابل درك و كامل می‌نمود. بخشی از فیلم را می‌توان كمدی دانست،‌ بخشی را جادویی و برخی قسمت‌ها را، حتی می‌توان تراژدی نامید.
نیكلسون در فیلم «چیزی كه دارم» كه یك كمدی رمانتیك است، در كنار «دایان كتین» درخشید. «دایان كتین» جایزه گلدن گلاب را به خاطر این فیلم از آن خود كرد و نامزد اسكار نیز شد. ولی نیكلسون از نامزد شدن باز ماند. برای نیكلسون در سن ۶۶ سالگی كارش است كه او را زنده نگاه می‌دارد. او هنوز در حرفه بازیگری برانگیخته از احساسات است. همان‌طور كه تا به حال هم بیش‌تر، تماشاگرانش را سرگرم كرده‌است تا این‌كه آنها را افسرده و كسل كند. او می‌گوید «من درباره‌ی این‌كه چه نوع فیلم‌هایی بازی كنم تصمیم گرفته‌ام و این را می‌دانم كه به بازیگری در مدیوم دیگر باید «نه» بگویم. من نمی‌خواهم زندگی‌ام را با ناراحت كردن مردم سپری كنم.»
تصور كردن این موضوع مشكل است كه نیكلسون نزدیك چهل است در بالاترین سطح بازی كرده‌است. او در طول این مدت، سه جایزه اسكار و دوازده نامزدی جوایز مختلف را از سال ۱۹۶۹ با فیلم «سوار آسان» ذخیره كرده‌است. نیكلسون مدت زیادی است كه درصدر جدول ماركت هالیوود قرار دارد.
اگر عبارت «گنگستری» صفت توصیفی مناسبی برای نیكلسون در فیلم‌های اولیه‌اش باشد، در مورد فیلم‌های بعدی باید صفت «شیطانی» را به آن اضافه كرد. جك نیكلسون در برخی فیلم‌های دلهره‌آور «راجر كدمان» در اوایل دهه شصت نقش‌های كوچك ولی در عین حال تأثیرگذاری ایفا كرد. سپس با نقش وكیل سرخورده از دنیا در «سوار آسان» به موفقیت بزرگی دست یافت. در «پنج قطعه راحت» ، «معرفت جسم» و «سلطان ماروین گاردنز» او نقش آدم‌های تنها و سرخورده‌ای را بازی كرد كه از دنیا جدا و منزوی شده‌اند.
پس از آن یك سری نقش‌هایی شروع شد كه تكیه‌گاهی جز درایت و هوش خود در جامعه‌ای بی‌رحم نداشتند. جنبه شیطانی شخصیت سینمایی او اولین بار با «درخشش» به چشم آمد، سپس كمی در «روابط عاطفی» و بالاخره در «جادوگران استوویك» شخصیتی بطور كامل با چنین شخصیتی بازی كرد. به خاطر نقش یك رمان نویس وسواسی در برابر «هلن هانت» (Helen Hunt) در «بهترین شكل ممكن» (۱۹۹۷) اسكار بهترین بازیگر مرد را بُرد.
با سه اسكار، پنج گلدن گلاب و بسیاری از افتخارات دیگر، جك نیكلسون به بلندای دستاوردهای حرفه‌ای رسیده است. علاوه بر آن او در تعدادی از فیلم‌های مدرن بازی كرد مثل «شهر چینی‌ها» ، «پرواز برفراز آشیانه فاخته» ، «درخشش» و «بتمن».
سهم نیكلسون در گسترش سینمای مدرن به حدی است كه در سال ۱۹۹۴ توسط انجمن فیلم آمریكا برای یك عمر تلاش مورد تقدیر قرار گرفت. در نگاهی به گذشته، این جایزه نابه هنگام بود چون پس از آن، نیكلسون سومین جایزه‌ی اسكارش را برای «بهترین شكل ممكن» گرفت و هیچ علامتی از ترك بازیگری نشان نداد.
بازی او در فیلم‌هایی هم‌چون «پرواز برفراز آشیانه فاخته» ، «دوران محبوبیت» و «درباره‌ی اشمیت» نوع خاصی از توانایی‌هایش را آشكار می‌كند كه او مهارت خاصی در ایفای نقش شخصیت‌های عصبی و روانی دارد.
● فیلم‌ها:
ـ اسلحه‌های ویل سانت (۲۰۰۵)
ـ نوجوانانی از فضا/ ترور (۲۰۰۴)
ـ ترور/ ترس تا حد مرگ (۲۰۰۴)
ـ چیزی كه دارم (۲۰۰۳)
ـ یك دهه تأثیرپذیری (۲۰۰۳)
ـ كنترل خشم (۲۰۰۳)
ـ درباره‌ی اشمیت (۲۰۰۲)
ـ بهترین شكل ممكن (۱۹۹۷)
ـ خون و شراب (۱۹۹۶)
ـ ستاره غروب (۱۹۹۶)
ـ حمله مریخی‌ها (۱۹۹۶)
ـ گارد عبورد (۱۹۹۵)
ـ گرگ (۱۹۹۴)
ـ چند مرد خوب (۱۰۰۲)
ـ مشكل بشر (۱۹۹۲)
ـ دو جك (۱۹۹۰)
ـ بتمن (۱۹۸۹)
ـ اخبار براد كاست (۱۹۸۷)
ـ دوران محبوبیت (۱۹۸۳)
ـ پستچی همیشه دوبار زنگ می‌زند (۱۹۸۱)
ـ قرمز (۱۹۸۱)
ـ درخشش (۱۹۸۰)
ـ میسوری از هم می‌پاشد (۱۹۷۶)
ـ اقبال (۱۹۷۵)
ـ مسافر (۱۹۷۵)
ـ تامی (۱۹۷۵)
ـ مسافر (۱۹۷۵)
ـ پرواز برفراز آشیانه‌ی فاخته (۱۹۷۵)
ـ آخرین جزئیات (۱۹۷۴)
ـ شهر چینی‌ها (۱۹۷۴)
ـ سلطان ماروین گاردنز (۱۹۷۲)
ـ پنج قطعه راحت (۱۹۷۰)
ـ در یك روز روشن خوب می‌بینی (۱۹۷۰)
ـ سوار آسان (۱۹۶۹)
ـ فرشتگان جهنم روی چرخ‌ها (۱۹۶۷)
ـ سواری در گردباد (۱۹۶۶)
ـ شلیك (۱۹۶۶)
ـ كلاغ (۱۹۶۳)
ـ مغازه‌ی كوچك وحشت (۱۹۶۰)
ـ سوار وحشی (۱۹۶۰)
ـ مغازه كوچك وحشت (۱۹۶۰)
ـ مجموعه‌ی بوریس كارلف (۱۹۶۰)
كارگردانی:
ـ دوجك (۱۹۹۰)
ـ به سوی جنوب (۱۹۷۸)
تهیه‌‌كنندگی:
ـ سواری در گردباد (۱۹۶۶)
ـ شلیك (۱۹۶۶)
فیلمنامه نویس:
ـ سفر (۱۹۶۷)
ـ سواری در گردباد (۱۹۶۶)
● آكادمی
▪ سال عنوان فیلم نامزد/ برنده
۲۰۰۲ بهترین بازیگر مرد درباره‌ی اشمیت (۲۰۰۲) نامزد
۱۹۹۷ بهترین بازیگر مرد بهترین شكل ممكن (۱۹۹۷) برنده
۱۹۹۲ بهترین بازیگر مكمل مرد چند مرد خوب (۱۹۹۲) نامزد
۱۹۸۵ بهترین بازیگر مرد افتخار (۱۹۸۵) نامزد
۱۹۸۳ بهترین بازیگر مكمل مرد دوران محبوبیت (۱۹۸۳) برنده
۱۹۸۱ بهترین بازیگر مكمل مرد قرمز (۱۹۸۱) نامزد
۱۹۷۵ بهترین بازیگر مرد پرواز برفراز آشیانه‌ی فاخته (۱۹۷۵) برنده
۱۹۷۴ بهترین بازیگر مرد شهر چینی‌ها (۱۹۷۳) نامزد
۱۹۷۰ بهترین بازیگر مرد پنج قطعه راحت (۱۹۷۰) نامزد
۱۹۶۹ بهترین بازیگر مكمل مرد سوار آسان (۱۹۶۹) نامزد
● آكادمی انگلستان
▪ سال عنوان فیلم نامزد/ برنده
۱۹۸۲ بهترین بازیگر مكمل مرد قرمز (۱۹۸۱) برنده
۱۹۷۶ بهترین بازیگر مرد پرواز برفراز آشیانه‌ی فاخته (۱۹۷۵) برنده
۱۹۷۳ بهترین بازیگر مرد شهر چینی‌ها (۱۹۷۴) برنده
● انجمن منتقدان فیلم لس آنجلس
▪ سال عنوان فیلم نامزد/ برنده
۲۰۰۲ بهترین بازیگر مرد درباره‌ی اشمیت (۲۰۰۲) برنده
۱۹۸۶ بهترین بازیگر مرد جادوگردان جنوب (۱۹۸۷) برنده
۱۹۸۳ بهترین بازیگر مكمل مرد دوران محبوبیت (۱۹۸۳) برنده
● انجمن منتقدان فیلم نیویورك
▪ سال عنوان فیلم نامزد/ برنده
۱۹۸۳ بهترین بازیگر مكمل مرد دوران محبوبیت (۱۹۸۳) برنده
۱۹۸۱ بهترین بازیگر مكمل مرد قرمز (۱۹۸۱) نامزد
۱۹۷۵ بهترین بازیگر مرد پرواز برفراز آشیانه فاخته (۱۹۷۵) برنده
۱۹۷۴ بهترین بازیگر مرد شهر چینی‌ها برنده
۱۹۷۰ بهترین بازیگر مرد پنج قطعه راحت (۱۹۷۰) نامزد
۱۹۶۹ بهترین بازیگر مكمل مرد سوار آسان (۱۹۶۹) برنده
● گلدن گلاب
▪ سال عنوان فیلم نامزد/ برنده
۲۰۰۳ بهترین بازیگر مرد چیزی كه دارم (۲۰۰۳) نامزد
۲۰۰۲ بهترین بازیگر درام درباره‌ی اشمیت (۲۰۰۲) برنده
۱۹۹۷ بهترین بازیگر مرد كمدی بهترین شكل ممكن (۱۹۹۷) برنده
۱۹۹۲ بهترین بازیگر مرد درام هافا (۱۹۹۲) نامزد
۱۹۹۲ بهترین بازیگر مكمل مرد چند مرد خوب (۱۹۹۲) نامزد
۱۹۸۹ بهترین بازیگر مرد كمدی بتمن (۱۹۸۹) نامزد
۱۹۸۵ بهترین بازیگر موزیكال افتخار (۱۹۸۵) برنده
۱۹۸۳ بهترین بازیگر مكمل مرد دوران محبوبیت (۱۹۸۳) برنده
۱۹۸۱ بهترین بازیگر مكمل مرد قرمز (۱۹۸۱) نامزد
۱۹۷۵ بهترین بازیگر مرد درام پرواز برفراز آشیانه‌ی فاخته (۱۹۷۵) برنده
۱۹۷۴ بهترین بازیگر مرد درام شهر چینی‌ها (۱۹۷۴) برنده
۱۹۷۰ بهترین بازیگر مرد درام پنج قطعه راحت (۱۹۷۰) نامزد
۱۹۶۹ بهترین بازیگر مكمل مرد سوار آسان (۱۹۶۹) نامزد

منابع مورد استفاده:
www.crankycritic.Com
www.moviecrazed.Com
www.movies.yahoo.Com
www.cinema.Com
www.askmen.Com
نسترن میرجلالی

منبع : ماهنامه ماندگار

مطالب مرتبط

آقازاده های سینمای ایران!!

آقازاده های سینمای ایران!!
● پولاد کیمیایی/ در سایه تیز هوشی پدر
تیزهوشی مسعود کیمیایی جزء ویژگی های منحصر به فرد اوست که در کنار دیگر وپژگی‌های این کارگردان جلوه گری بیشتری دارد . پیش بینی او از شرایط روز جامعه و رفلکس زودهنگامش نسبت به اتفاقاتی که در آینده رقم خواهد خورد نشانه ایی از همین تیز هوشی است که جلوه بارزآن ساخت فیلم «سفر سنگ» بود. او در دوره ایی دیگر از زندگی کاریش باز هم وجهی دیگر از این تیز هوشی اش را آشکار کرد و پیش از آنکه جامعه به باوری دوباره از جوانان برسد ، کیمایی چهره تازه ای از قهرمان جدیدش رو کرد. قهرمانانی که دیگر آدم های میانسال دهه های گذشته نبودند . او سال ۷۴ ، یعنی دو سال قبل از واقعه دوم خرداد و ایجاد موج جوانگرایی در جامعه شمایل قهرمانش را تغییر داد و جوانانی از نسل آن دروه قهرمانان فیلم های «ضیافت» و «سلطان» شدند وبی شک ورود این نسل تازه در فیلم های کیمیایی زمینه ایی بود برای آنکه در سال های بعد او «پولاد» ش را که در آن سال ها نوجوانی ۱۶، ۱۷ ساله بود به قهرمان اول فیلم هایش بدل کند. کیمایی آرام آرام قهرمان آینده اش را وارد دنیای فیلم هایش داد و او را خیلی بطئی از حاشیه به متن آورد. حضور کوتاه او در فیلم ناموفق «تجارت» بعد ها با قرار گرفتن در کنار قهرمانانی چون «سلطان» و «امیرعلی» به تدریج تصویر قهرمان آینده کیمیایی را شکل داد. این روند منطقی که کیمیایی پدر برای پولاد درنظر گرفته بود در «سربازهای جمعه» به نقطه ماقبل آخر رسید ، یعنی همان جایی که پس از آن می بایست او برگ برنده ایی که سال ها روی آن کار کرده بود را رو می کرد. همان گمشده ایی که کیمایی پس از بهروز وثوقی در به در در پی یافتنش بود، هرچند در برهه ای با حضورعرب نیا و فروتن گفته شد که او آن حلقه مفقوده را یافته ، اما همکاری او با اولی دوام چندانی نیافت و دومی نیز در دو همکاری آخرش با کیمیایی مجالی برای ارائه خود پیدا نکرده بود و همین موجب شد تا همگان در انتظار قهرمان جدید کیمیایی باشند و«حکم» پایان این انتظار بود.
پولاد در هیبت آدمکشی حرفه ای آنچنان در قالب نقش نشسته بود که توانست در برابر درخشش بازیگرانی مثل عزت اله انتظامی ، لیلا حاتمی وخسرو شکیبایی درخشش دیگری داشته باشد . گویی در جایی که همگان به تحسین پولاد در اجرای این نقش پرداختند. کیمایی نفسی راحت از اعماق وجود کشید. سرمایه گذاری او نتیجه داده او حالا از بابت داشتن قهرمانی با ویژگی های مورد نظرش خیالش راحت شد و بر همین اساس است که با خیالی آسوده نقش جوان اول «رییس» را به می سپارد و اعلام می کند که در صورت ساخت «شریک» این پولاد است که نقش اول فیلمش را ایفا می کند. او حالا به پاس تیز هوشی کیمیایی بزرگ تبدیل به بازیگری شده با امضای مستقل ازپدر ، که تداوم آن فقط با انتخاب های صحیح حاصل می شود. تا به این جا مخاطبان چهره او را در آثار دیگری چون «صحنه جرم ورود ممنوع» ومجموعه« مرگ تدریجی یک رویا» که پدرش کارگردان آن ها نبوده دیده است. ایفای نقش آراس مشرقی در مجموعه جیرانی او را به چهره ای شناخته شده در نزد عامه مخاطبان تبدیل کرده است. بی شک دست پیدا کردن به مخاطب عام از طریق رسانه تلویزیون هدفی است که پولاد آن مد نظر خود قرار داده و شاید در پی اتخاذ این سیاست است که بازی در مجموعه مناسبتی «خونمردگی» را می پذیرد. مجموعه ای که بی شک به خاطر پخش شبانه اش مخاطبان زیادی را جذب خود خواهد کرد .
● لیلا حاتمی/ خارج از سایه پدر
هیچگاه زیر سایه پدر قرار نداشت و زمانی اولین حضور حرفه ایی اش را در سینما تجربه کرد که علی حاتمی روزهای آخر زندگی اش را در بستر بیماری طی می کرد ودرست در نیمه های تولید«لیلا» بود که پدرش ازدنیا رفت. البته او پیش از آن تجربه های کوتاهی با علی حاتمی داشت که شاخص ترین آن نقشی بود که در دلشدگان ایفا کرد . اما «لیلا» آ غازی بود برای دوران حرفه ای لیلا حاتمی. شروعی رویایی ، با یک شاه نقش که او از آن نهایت استفاده را برد و توانست موقعیتش را به عنوان یک بازیگر حرفه ایی در سینما تثبیت کند. چهره آرام و لحن صدای او موجب شد تا نقش های از جنس «لیلا» در ادامه به او پیشنهاد شود، اما او در میان انبوه پیشنهادهایش بازی در نقش «شیدا» را پذیرفت. اما حاتمی در ادامه راه در تلاش بود تا شمایلی که از او در اذهان نقش بسته را بشکند و بر همین اساس بود که نقش زنی خیابانی را در فیلم «آب و آتش» جیرانی پذیرفت و با اجرای صحیح این نقش توانست از قالب همیشگی خود خارج شود.
این فیلم اگر برای سازنده اش و یا پرویز پرستویی امتیازی نداشت ، اما برای حاتمی یک اتفاق تازه بود که برایش تندیس پنجمین جشن سینمای ایران را هم به ارمغان آورد. ایفای نقش مادر پسر بچه‌ای ده،دوازده ساله در فیلم «مربای شیرین» مرضیه برومند تلاش دیگری بود از او تا بار دیگر خود را در نقشی تازه محک بزند. او در حالی بازی در این نقش را پذیرفت که کمتر بازیگر همسن و سال او حاضر می شد در آن شرایط نقش یک مادر را ایفا کند.«سالاد فصل»و«حکم» دیگر نقش های متفاوت کارنامه لیلا حاتمی هستند که او به مانند اکثر کارهایش به درستی از ایفای آن ها بر آمد. او طی سال ها فعالیت خود در عرصه بازیگری تجربیات دیگری چون « شاعر زباله ها »،«سیمای زنی در دوردست» ،« ارتفاع پست» ، «ایستگاه متروک» و... دارد ، فیلم هایی که هرچند شمای آشنای لیلا حاتمی را در ذهن مخاطب ترسیم می کرد ، اما در اکثر این آثار حاتمی با دریافت درست از نقش ها توانست وجه ای تازه به کاراکترهایش جلوه گر کند. او اخیرا تجربه ای نو در فیلم «بی پولی» داشته که باید تا جشنواره فجر در انتظار ماحصل کار او بنشینیم.
● گلشیفته و شقایق ‌فراهانی / خواهران غریب
خواهران فراهانی، صرفنظر از مقوله کوچکتر بزرگتری، در بازیگری هم مسیرهای متفاوتی را پیموده‌اند. شقایق، در تئاتر بازیگر نسبتا خوبی نشان داده، مثلا در نمایشی که به کارگردانی پدرش بهزاد فراهانی و برداشتی آزاد از داش آکل صادق هدایت بود، بازی خوبی از خود به نمایش گذاشت. در سینما هم، در فیلمی چون «چتری برای دو نفر» بازی متفاوت و پیچیده‌ای را از او شاهد بودیم، اما به هر حال، «طوطیا» یا «عشق کافی نیست» و امثال آنها چندان اعتباری برای بازیگرش به ارمغان نمی‌آورند.
اما حقیقت این است که سینما سنگ محک دیگری برای گلشیفته بوده است. از اولین فیلم عمرش، درخت گلابی، به راحتی می‌شد بارقه‌های استعداد را در بازی عجیب اما ملموس و طبیعی‌اش دید. اما به رغم همه واکنش‌های مثبت، هنوز می‌شد نگران بود.
نگران استعداد کودک و نوجوانی که ظهور می‌کند اما با بلوغ و بزرگسالی دیگر نشانی از آن باقی نمی‌ماند. اما گلشیفته متفاوت بود. پس از چند سال غیبت شاهد بازگشت دوباره او بودیم. دوره‌ای که «بوتیک» سرآغاز موفق آن محسوب می‌شد. طبیعی بود که سینمای ایران قدم این چهره مستعد و جدید را مبارک بشمارد و از آن به بعد سیل پیشنهادها بود که به سوی او سرازیر می‌شد. تقریباً هر فیلم یا سریالی که دختری جوان را محور قرار داده بود او را می‌خواست.
اما از بین همه آنها، «میم مثل مادر»، «اشک سرما» و «سنتوری» آثار مهم‌تری هستند. «م مثل مادر» قرار است اثری باشد در ستایش جایگاه مادر، اما اینکه هست یا نیست ربطی به تلاش مستقل گلشیفته برای ترسیم پرتره درد کشیده مادر ایرانی ندارد. او امضای خود را پای اثر می‌گذارد. یا در «اشک سرما»، او دختری‌ست ساده، چوپانی در میان برف و کوه و توطئه و مرگ که لطافت و معصومیتش قربانی خشونت بی‌رحم جنگ می‌شود. «سنتوری» هم جلوه متفاوتی‌ست از چهره تیپیکال دختر شهری متوسط که در ضمن همسر یک هنرمند هم هست.
«تفاوت جنس بازی او در دوران عاشقی و بعد آن دعواهای وحشتناک خیره‌کننده است. گویی بازیگر مورد علاقه ما، فیلم به فیلم، همزمان با بالا رفتن سن، پخته‌تر شده و غریزه شگفت‌انگیزش را با تجربه و تکنیک آمیخته است. حالا هم، با دی‌کاپریو و راسل کرو همبازی شده و اسطوره‌ای چون ریدلی اسکات هدایش کرده که اگر تداوم داشته باشد و بتواند با تسلط بر آن زبان و فرهنگ، خود را با شرایط سینمای فوق حرفه‌ای هالیوود وفق دهد قطعا شایسته اسکار خواهد بود. بالاخره کمتر از شهره آغداشلو که نیست، هست؟
● میلکا و مهراوه شریفی‌نیا / خواهران قریب
▪ حکایت مهراوه و ملیکا مثل شقایق و گلشیفته است. البته مهم نیست کی به کی برتری دارد، به هر حال هر کسی راه خودش را می‌رود اما انتخاب‌های درست مبتنی بر استعداد و علاقه هم جایگاه خودش را دارد. ملیکا شاید چندان علاقه‌ای به بازیگری نداشته باشد چون مهم‌ترین نقش سینمایی‌اش به «مهمان مامان» (۱۳۸۲) بازمی‌گردد اما مهراوه که او را با نقش کوتاهش در «زیر پوست شهر» می‌شناختیم به یکباره با «ساعت شنی» و «روز حسرت» جلوه‌هایی دیگر از قدرت بازیگری‌اش را نشانمان داد؛ نقش‌های پررنگ و پیچیده‌ای که اجرایشان از عهده هر کسی برنمی‌آید. البته شاید همه نقش زن درگیر ایستاد را با پانته‌آ بهرام به یاد بیاورند. چنانکه، مرد معتاد هم متبادر با نام بهروز وثوقی‌ست، اما دقیقاً همین‌جاست که ارزش کار بهرام رادان و مهراوه شریفی‌نیا معلوم می‌شود. اینکه از اسطوره‌ها عبور کنی و بتوانی نامت را به کمک استعداد و تلاش و شاید عشق به هنرت در حافظه شلوغ و سلبی مخاطب، ثبت کنی. نکته دیگر گریز از کلیشه‌هاست تکرار در نقش زن عبوس و بداخلاق که مشکلاتی عموماً غیرعادی دارد او را تهدید می‌کند. مهراوه نباید، ترانه همیشه ۱۵ ساله باقی بماند.
● باران کوثری / از تبار بانوی اردیبهشت
باران کوثری، قطعاً نمونه موفق off – spring هاست. کسی که خودش را ازسایه مادرش فراتر برد و مستقلاً جایگاه ویژه‌اش را در سینمای ایران به‌دست آورد. شاید تماشاگران «روسری آبی» فکرش را هم نمی‌کردند که دختر کوچولوی شیطان فیلم، روزی به یکی از امیدهای این سینما تبدیل شود. حتی «زیر پوست شهر، هم نشان چندانی از آن «امید» و این «آینده» نداشت. اما «رقص در غبار» و پی‌آیندهای دیگر، اذعان سینمادوستان را متوجه استعدادی نوظهور کرد. در این میان، «خون بازی»، «روز سوم» و مجموعه تلویزیونی «صاحبدلان» نقاط اوج کارنامه باران هستند. اولی، تبدیل شده به آزمون بازیگری برای هنرمندی که می‌خواهد خود را ثابت کند و البته نقش‌های خاصی همیشه جواب می‌دهد. معتاد، عقب‌مانده، بیمار و... همیشه بستری برای ظهور قدرت بازیگری بوده‌اند و باران هم در «خون بازی» قدر این فرصت را می‌داند. «روز سوم» هم چالشی دریغ‌انگیز در نقشی دشوار است. بهره درست و حرفه‌ای از صدا و بدن و چهره، در عین محدودیت‌های فیزیکی، یکی از اوج‌های کارنامه باران را رقم می‌زند. اما و فقط یک نکته: پیشتر، از انتخاب درست گفتیم. انعطاف‌پذیری هم یکی‌دیگر از رازهای بازیگران بزرگ است. فرار از نقش‌های تکراری و تلاش برای دستیابی به افق‌های نو. بازی در «توفیق اجباری»ها قطعاً ثمره چندانی برای یک عاشق نخواهد داشت.
● پگاه آهنگرانی / همچنان با کفش‌های کتانی
برای بودن و ماندن در هنر – صنعت – رسانه بی‌رحیمی چون سینما، فرزند سینماگر بودن یک امتیاز برای شروع است اما «ماندن» و «اثبات» بستگی تمام به شایستگی‌های هنرمند دارد. «دختری با کفش‌های کتانی» شروعی رویایی برای پگاه آهنگرانی بود. بودن میان حرفه‌ای‌ها و استخوان خردکرده‌های بازیگری و فیلمی که حول تو می‌چرخد. شاید بتوان گفت او بود که دوره جدیدی از حضور دختران نوجوان و جوان در سینمای ایران را آغاز کرد. اما حضور پگاه تا «زندان زنان» چند سالی به تعویق افتاد. این فیلم، اما بیشتر متعلق به رویا نونهالی و رویا تیموریان بود تا او. هر چند می‌شد تلاشش را برای درآوردن نقش به عینه دید و این دقیقاً رمز بازیگران بزرگ است. کسی نباید این «تلاش» و مرارت را ببیند، و این نقش و فقط نقش است که باید دید و ثبت شود. پگاه چندان پرکار نیست و نمی‌توان با یکی دو نقش، قضاوت درستی درباره جایگاهش در بازیگری داشت. حتی «سه زن» هم نمی‌تواند معیار نهایی باشد. شاید، باید همچنان منتظر بمانیم.
● میلاد صدرعاملی / گریز به بازیگری
از میان معدود فرزندان سینماگران سینمای ایران، آنانی که به مقوله‌ای غیر از بازیگری پرداخته‌اند کم نیستند، راما قویدل، بهمن کیارستمی، سمیرا و حنا مخملباف و ... . اما میلاد صدرعاملی با آنها یک تفاوت کوچک دارد. میل به بازیگری و تجربه‌اش حتی برای یک بار. «من، ترانه ۱۵ سال دارم» اولین و آخرین تجربه بازیگری او بود و گویا سنگ محکی که راه آینده را به او نشان داد. ساخت چند مستند و آمادگی برای ورود به سینمای کوتاه و بعد حرفه‌ای، مسیری است که میلاد برای حضور در سینمای ایران برگزیده است. راهی که قطعاً روشن‌تر از بازیگری معمولی بودن است.
● رضا داودنژاد / به دنبال پدر
دقیقاً نمی‌توان جایگاه رضا داودنژاد را در این سینما مشخص کرد. بازیگر، دستیار کارگردان و برنامه‌ریز! سرمایه‌گذار! تهیه‌کننده، مشاور! و یا مجموعه‌ای از همه اینها، شبیه به نقشی که محمدرضا شریفی‌نیا ایفا می‌کند!
استقلال، واژه شریفی‌ست. همانی که نیکلاس کیج برای رسیدن به آن، حتی نامش را عوض کرد که زیر دین عمویش، فورد کوپولای کبیر نباشد و یا آنجلینا جولی که مدت‌هاست از پدرش جان وویت جلو زده. همراه پدر بودن و از نفوذ و تاثیر او برای پیشرفت در مسیر حرفه زندگی اصولا چیز بدی نیست. اما در عین حال تلاش موازی برای ساخت دنیای شخصی و استقلال هنری هم ارجمند است. خطاب این سطور، به همه off-spring هاست.
اعتقاد چندان به شانس و اقبال ندارم. اگر آنها دارای دارای جایگاه و اعتبار در این سینما هستند مرهون استعداد و کوشش خودشان است. حکایت پدر و مادری‌ست که فرزندشان را به ۷ سالگی می‌رسانند و بعد دستشان را می‌گیرند و می‌برندشان دم مدرسه. از آنجا به بعد خود آن بچه است که سرنوشتش را رقم می‌زند. شاگرد تنبل داریم و شاگرد زرنگ و یادمان باشد فرزند آلبرت اینشتین اصلاً نابغه نبود.

وبگردی
فیلم | دستگیری ۳ مرد با لباس زنانه در مسیر پیاده‌روی اربعین!
فیلم | دستگیری ۳ مرد با لباس زنانه در مسیر پیاده‌روی اربعین! - ۳ مرد با لباس زنانه در مسیر پیاده روی اربعین دستگیر شدند. دادستان شهرستان حمیدیه استان خوزستان گفت: افرادی که شامگاه گذشته در مسیر راهپیمایی اربعین حسینی دستگیر شده اند، هیچگونه انگیزه امنیتی نداشته اند. علی بیرانوند به ایرنا گفته بعد ازظهر جمعه ماموران انتظامی حمیدیه به یک خودروی پراید مشکوک شدند که پس از متوقف کردن آن متوجه شدند 6سرنشین مرد داشته که سه نفرشان پوشش زنانه دارند. این افراد برای تحقیقات…
وضعیت ناگوار زائرین اربعین در ایران
وضعیت ناگوار زائرین اربعین در ایران - زائرانی که از ایران عبور میکنند وضعیت نامناسبی دارند
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟ - فیلم - پدری که در برنامه «فرمول یک» علی ضیا ادعا کرد به خاطر تامین هزینه‌های درمان فرزندش اقدام به فروش کلیه‌اش کرده، مردم را فریب داده است.
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه!
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه! - مثلاً سنت های الهی که در این سند آمده، در کتاب های درس بینش اسلامی دوره دبیرستان هم وجود دارد... واقعاً هزاران جلسه تشکیل داده اند که بدیهیاتی مانند خانواده بنیادی ترین واحد تشکیل دهنده جامعه است، انسان دارای اختیار است، جهان دارای نظام علّی - معلولی است، خداوند رحمان و رحیم است و ... را در سند بازنویسی کنند؟!
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت - صحبتهای کنایه آمیز یک بازرگان با وزیر صنعت
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد - ۱- خب چی میشه ولایتی بجای توصیه به لُنگ پوشی، بملت توصیه کنه تو سعدآباد مالک خونه بشن ویک سومشو وقف کنن؟ ۲- اینجور واینجا صاحبخونه شدن و بعد توجیه وقف، آدمو یادحافظ میندازه: فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد که می‌حرام، ولی بِه زمالِ اوقاف است
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند - حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند؟مردم نیازی به این توصیه‌هاندارند اگرلازم باشد آن‌قدر شرف دارندکه از خودشان دفاع کنند ولی این دفاع،منحصربه دفاع دربرابر دشمنان خارجی نمی‌شود که باید وضعیت خیلی‌ها رادر داخل هم بررسی کرد.
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید!
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید! - فیلم - حمله فرد متهم در بازار پرنده فروشان اهواز به پلیس آگاهی منجر به درگیری مرگبار شد.
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد - ماجرای عجیب دو منزل مسکونی در همسایگی کاخ سعدآباد و حسین فریدون و نهاد ریاست جمهوری
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+)
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+) - فیلم - به تازگی شخصی در فضای مجازی فیلمی منتشر کرده که مردی ادعا می کند در پارکینگ خانه اش مورد حمله جن ها قرار گرفته است.
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد!
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد! - فیلم - پاول یک توریست اهل چک است که با موتورسیکلتش دنیا را می گردد و یک هفته در ایران اقامت داشته است. ویدئوی سلفی که او در طبیعت ایران از خود و اقدام پسندیده اش منتشر کرده برای همه ایرانیان جای تامل دارد.
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+)
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+) - فیلم - قتل مدل و ملکه زیبایی عراق از روز گذشته سوژه رسانه ها شده و پلیس تحقیقات ویژه ای را برای دستگیر قاتل وی انجام داده است. تصاویر منتشر شده از جنازه غرق در خون وی را در ویدئوی زیر می بینید.
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز - عکس این بنرکه گفته می‌شود نمایشگر تصویری از سربازان رژیم صهیونیستی است طی روزهای اخیر در فضای مجازی دست به دست می‌شد و واکنش‌هایی به همراه داشت.
عکسی آموزنده از سفر نیویورک
عکسی آموزنده از سفر نیویورک - پوشه‌های پُر از برنامه فرانسوی‌ها در برابر دستان خالی تیم ایرانی. به کاغذ ها و پرونده های موجود روبه روی تیم فرانسه دقت کنید!
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان