دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ / Monday, 19 February, 2018

جاودانگی اعجاز قرآن و تحدی


جاودانگی اعجاز قرآن و تحدی
●اعجاز قرآن کریم
اعجاز قرآن که هم در علوم قرآنی و هم در علم کلام بحث می­شود به این معناست که پیامبر اکرم(ص) برای اثبات نبوت و رسالت خویش به عنایت الهی و نزول وحی کتابی آورد که در فقاهت و بلاغت، استواری گفتار، رسا بودن بیان تبیین معارف بلند عقلی، وضع و تشریع قوانین و احکام، رازگشایی و اشارات علمی، پرده­برداری از اخبار غیبی و دیگر جهات بسیار شگفت­آور و بی­نظیر بود. به گونه­ای که با وجود تحدی­های فراوان و مبارزه طلبی­های مکرر، هیچ کس از مدعیان و معارضان از آن زمان تاکنون یاری مقابله با آن را نداشته و ندارد بدین جهت قرآن کریم را معجزهٔخالد و جاوید گویند.
یکی از جهاتی که این اعجاز قرآن کریم را از دیگر معجزات پیامبر(ص) و سایر معجزات انبیاء گذشته، متماِیز و منحصر بفرد ساخته است، مسئله جاودانگی و نامحدود بودن این معجزهٔ عظیم دین اسلام است.
اما راز این ویژگی را در چند امر می­توان یافت:
۱. قرآن در زمان و مکان نمی­گنجد
مهمترین ویژگی این معجزه فرامکانی و فرازمانی بودن آن است چرا که از نوع آثار علمی مکتوب و ماندگار است و محدود و منحصر به یک مکان و زمان خاصی نیست و می­تواند در مرأی و منظر تمام جهانیان قرا گیرد و همگی آنرا مشاهده کنند و در مورد ویژگی­های آن به قضاوت بنشینند. قرآن چراغی است فروزنده و تابنده برای همهٔ عالمیان، که هرکس می­تواند بقدر وسع و عقل خود در صورت ظاهری (بُعد لفظی و ادبی) و معنایی (بُعد محتوایی) آن، اندیشه کند و از آن سود جوید.
از این رو می­توان گفت: قرآن مرز زمان و مکان را در هم شکسته و مافوق زمان و مکان قرار گرفته به خاطر اینکه معجزات پیامبران گذشته و حتی معجزات خود پیامبر اسلام(ص) (غیر از قرآن) روی نوار معینی از زمان و در نقطه مشخصی از مکان و در برابر عدهٔ خاصی صورت گرفته است. سخن گفتن نوزاد مریم، زنده کردن مردگان، اژدها شدن عصا و شکافته شدن دریا و امثال آنها، اینها هر کدام حادٍثه­ای موقت و در یک لحظه و در یک زمان معینی، آنهم در برابر اشخاص معینی صورت گرفته است. اگر مرده­ای زنده شده و زنده شدن او در یک لحظه انجام می­گیرد و چند صباحی هم ممکن است زنده بماند، ولی بالاخره می­میرد و تمام می­شود و اگر عصایی اژده­ها شده حادثه­ای در یک ساعت معین بوده که بعد هم به حالت اولیهٔ خود بر می­گردد. معجزاتی که انبیاء گذشته داشته و حتی خود پیامبر(ص) داشته همگی از این قبیل­اند. اما قرآن کریم در قلمرو زمان و مکان خاصی قرار نگرفته است و همچنان بدون کم و کسر و تحریف به همان شکل و صورت و محتوایی که ۱۴۰۰ سال پیش در محیط تاریک حجاز تجلّی کرده امروز بر ما تجلی می­کند بلکه گذشت زمان و پیشرفت علم و دانش بشری به ما امکاناتی داده که بتوانیم بیشتر و بهتر از آن سود بجوئیم و در مورد آن تأمل و دقت داشته باشیم. ] ر. ک: مکارم شیرازی، ناصر، و همکاران، تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۱۳۰، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، چاپ ۲۲، همچنین ر. ک: مطهری، مرتضی، آشنایی با قرآن، ج ۱ و ۲، ص ۲۳۶، انتشارات صدرا، چاپ هفتم، ۱۳۷۲. [
مرحوم علامهٔ طباطبائی در تبیین اینکه چرا قرآن معجزهٔ جاوید برای همهٔ جهانیان هست می­فرماید: «تنها راه آوردن معجزه برای عموم بشر و برای أبد این است که آن معجزه از سنخ علم و معرفت باشد، چون غیر از علم و معرفت هر چیز دیگری که تصور شود که سروکارش با سایر قوای دراکه انسان باشد، ممکن نیست عمومیت داشته، دیدنش را همه و برای همیشه ببینند، شنیدنش را همه بشر و برای همیشه بشنوند، عصای موسایش برای همهٔ جهانیان و برای ابد معجزه باشد و نغمهٔ داوودی اش نیز عمومی و ابدی باشد، چون عصای موسی و نغمهٔ داود و هر معجزهٔ دیگری که غیر از علم و معرفت باشد قهراً موجودی طبیعی و حادثه ای حسی خواهد بود که خود ناخواه محکوم قوانین ماده و محدود به یک زمان و یک مکان معینی می­باشد و ممکن نیست غیر این باشد و به فرض محال یا نزدیک به محال اگر آنرا برای تمامی افراد روی زمین دیدنی بدانیم، باری باید همه سکنهٔ روی زمین برای دیدن آن در یک محل جمع شوند و بفرض هم که بگوییم برای همه و در همه جا دیدنی باشد برای اهل یک عصر دیدنی خواهد بود نه برای ابد...» ] علامه طباطبایی، محمدحسین، المیزان، ج ۱، ص ۶۱ و ۶۲، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، چاپ پنجم، ۱۳۷۱ [
۲. لازمه خاتمیت معجزه­ای جاودانه است
از آنجا که خداوند متعال پیامبر اکرم(ص) را به عنوان خاتم­النبیین معرفی کرده است و دین و آئین او را به عنوان آخرین دین خاتم اعلام کرده، لذا لازم است این دین اسلام از ویژگی­های خاصی چون شمول و جامعیت و اکملیت و جهانی بودن برخوردار باشد. یعنی اینکه این دین می­بایست برای همهٔ انسانها و جوامع بشری در تمامی عصرها و مکانها، آنهم در تمامی ابعاد و زمینه­های فردی و اجتماعی برنامه و احکام و دستورات کاملی ارائه بدهد از این رو ضروری است که این چنین دین خاتمی با این ویژگی­هایش معجزه­اش خالد و جاودانه باشد تا اینکه همیشه زنده و پوینده باقی بماند و تمام نسل­های بشر تا آخر زمان از آن سود بجویند.
اتفاقاً یکی از ابعاد اعجاز قرآن که اکثر اندیشمندان و مفسرین قرآنی ] معرفت، محمدهادی، علوم قرآنی، ص ۴۳۱ و ۴۳۲، انتشارات مؤسسه فرهنگی انتشارات التمهید، چاپ اول، ۱۳۷۸. همچنین سبحانی، جعفر، الالهیات، ج ۳، ص ۳۹۸ و ۴۰۳ – ۴۰۶، انتشارات مرکز علمی دروس اسلامی، چاپ سوم، ۱۴۱۲ ق. [بر آن تکیه کرده­اند: «اعجاز تشریعی» قرآن است. یعنی احکام و برنامه­ها و قوانین قرآن به گونه­ای خارق­العاده و منحصر بفرد است که هیچ کتاب و قانونگذاری نتوانسته مثل آنرا بیاورد چرا که با مطالعه و دقت در آیات این ویژگی­های بی­بدلیل را می­توان یافت:
الف) احکام و مقررات دین اسلام و قرآن از شمول و جامعیت برخوردار است و برای تمامی افراد بشر برنامه و دستوراتی ارائه کرده است «ذکری للعالمین»(سوره انعام/۹۰) قرآن برای تمامی شؤون زندگی بشر اعم از تربیتی و فرهنگی و اقتصادی و سیاسی و عبادی سازوکارهائی ارائه داده است و با این برنامه­ریزی جامعه زمینه رشد و تعالی و سعادت همهٔ جهانیان را فراهم می­سازد. «ما فرّ طنافی الکتاب من شی» ] سوره انعام، آیه ۳۸. [ما در قرآن هیچ چیزی را فرو گذار نکردیم. و یا می­فرماید: «و کتاب آسمانی را بر تو نازل کردیم که روشن گر همه چیز است» ] سوره نحل، آیه ۸۹. [امام باقر(ع) می­فرماید: «به راستی خدای تبارک و تعالی چیزی که امت بر آن نیازمند باشد وا نگذاشته و آنرا در کتابش نازل کرده و برای رسولش بیان کرده است...» ] کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، ج ۱، ص ۵۹. [
قرآن کریم عملاً نشان داده که هرچه زمان بیشتر جلو می­رود، می­تواند پاسخگوی تمامی نیازهای بشری و جامعهٔ جهانی باشد. به طوری که فقیهان اسلام شناس و حقوق­دانان، تاکنون بیش از پنجاه کتاب فقه و قانون در رشته­های مختلف به نگارش در آوردند. ] مطهری، مرتضی، وی و نبوت، ص ۳۳۹ و ۳۴۰، انتشارات صدرا، چاپ سیزدهم، ۱۳۷۸. [به هر روی پیشرفتهای بشر در علوم تجربی و انسانی و در کشف طبیعت و قوانین حاکم بر آن و شناخت شئون انسان نیز نمی­تواند او را از هدایت و معارف قرآن بی­نیاز سازد، بلکه هرچه انسان در شناخت طبیعت بیشتر پیش می­رود، حقانیت وحی و قرآن را بیشتر درک می­کند و اگر پاسخ برخی سؤالات خود را دربارهٔ انسان و جهان می­یابد، پرسشهای دقیقتر و ظریفتری را پیش روی خود می­بیند که کشف پاسخ آنها را بدون الهام از آسمان وحی و معارف قرآن کریم ممکن نمی­داند و بهترین شاهد و دلیل بر این سخن، گرایش روزافزون مردم کشورهای متمدن جهان به سوی اسلام و قرآن کریم یا معارف فرا طبیعی مکاتب دیگر است. ]جوادی آملی، عبدالله، قرآن در قرآن (تفسیر موضوعی قرآن ج ۱) ص ۳۰۷، نشر اسراء، چاپ سوم، قم ۱۳۸۱. [
ب) تمام قوانین و احکام قرآن و اسلام متکی به مقتضیات فطرت پاک و نهاد انسانی است و کوچکترین تضادی با سنن خلقت آدمی ندارد و این خود مهمترین رمز بقاء قوانین آن است: «پس روی خودت را متوجه به آیین خالص پروردگار کن. این فطرتی است که خداوند، انسان­ها را بر آن آفریده، دگرگونی در آفرینش الهی نیست، این است آیین استوار ولی اکثر مردم نمی­دانند». ] سوره روم، آیه ۳۰. [حکیم فرازنه آیت­الله جوادی در این مورد می­فرماید: بدون شک یکی از ارکان جاودانگی قرآن کریم، هماهنگی آن با فطرت و عقل بشر است؛ زیرا چگونه ممکن است کتابی برای راهنمایی و هدایت انسان نازل گردد و هماهنگی عمیق با جهان شگفت و ژرف از یک سو و با جان ملکوتی آدمی از سوی دیگر نداشته باشد و همچنان رهنما و هدایتگر باقی بماند؟ ] جوادی آملی، عبدالله، قرآن در قرآن (تفسیر موضوعی قرآن ج ۱) ص ۲۹۳؛ مرکز نشر اسراء، چاپ سوم، قم ۱۳۸۱.[ج) قرآن ملاک وضع و تشریع احکام و قوانین خود را مبتنی بر مصالح و مفاسد واقعی امور قرار داده است، یعنی هر آنچه را که با سعادت و تعالی انسان ناسازگار باشد تحریم و هر آنچه که در جهت هدایت و رشد آدمی باشد حلال معرفی کرده است و هرگز در تحلیل و تحریم­ها از افکار ملتها پیروی نکرده است. ] ر. ک: معرفت، محمدهادی، التمهید، ج ۶، ص ۲۶۳، انتشارات مؤسسه نشر اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم، چاپ سوم ۱۴۱۶ ق. همچنین ر. ک: سبحانی، جعفر، الالهیات، ج ۳، ص ۴۰۳ – ۴۰۶ و مطهری، مرتضی، وحی و نبوت، ص ۳۳۵. [
د) از آنجا که انسان مرکب از جسم و روح است، فرامین و تشریعات قرآنی به هر دو بعد انسانی توجه داشته است. لذا در حالی که به خواسته­ها و ارزش­های معنوی و عبادی آدمی احترام گذاشته در همان حال به خواسته­های دنیوی و لذائذ مشروع او توجه و اهتمام داشته و از آن غفلت نورزیده است. «کذلک جعلناکم امهًٔ وسطا» ] سوره بقره، آیه ۱۴۳. [
&#۶۵۲۵۹;) احکام و تشریعات قرآنی با تمامی جوامع و تمدنهای انسانی اعم از گذشته و حال و آینده، هم خوانی وسازگاری دارد به همین دلیل فرهنگ اسلام و قوانین آن به راحتی توانست در اکثر جوامع دور یا نزدیک به سادگی و به سرعت رشد و گسترش یابد. ] سبحانی، جعفر، الالهیات، ج ۳، ص ۳۹۸ – ۴۱۲. [
۳. تحدی قرآن
یکی دیگر از بهترین و محکمترین سندها و شواهد بر حقانیت و راز جاودانگی، قرآن کریم، خود خداوند و آیات قرآنی است که از همهٔ جهانیان دعوت به تحدی و مبارزه طلبی کرده است. قرآن در آیات متعدد و به طرق متفاوت، تحدی کرده گاهی به آوردن کل کتابی مثل قرآن ] سوره طور، آیه ۳۳ و ۳۴.[ و گاهی به ده سوره، ] سوره هود، آیه ۱۳. [ و حتی یک سوره ] سوره یونس، آیه ۳۸. [ گرچه از همهٔ افراد و امکانات جن و انس بهره بگیرید. ] سوره اسراء، آیه ۸۸. [اما همواره از آن زمان تاکنون هیچ یک از مدعیان و معارضان نتوانسته­اند به این تحدی قرآن پاسخ مثبت بدهند و همگی در این مبارزه شکست خورده­اند و خواهند خورد. چرا که خود خداوند متعال بعد از چندین نوبت تحدی برای آخرین بار با قاطعیت هرچه تمام عجز و ناتوانی نهایی و ابدی آنها را اعلام می­فرماید:
«اگر تمامی انس و جن گرد هم آیند و بخواهند، همانند این قرآن بیاورند، هرگز نتوانند، گرچه همگی پشت در پشت یکدیگر قرار بگیرند» ] همان. [ همچنین در جائی دیگر با واژهٔ «لن تفعلوا» خبر از ناتوانی معارضان در آینده می­دهد و می­فرماید: «اگر به آنچه بر بندهٔ خویش فرستاده­ایم ناباورید و شک دارید، پس همانند، یک سورهٔ آن را بیاورید (یا سوره­ای از همچون فردی بیاورید) ... و اگر (چنین کاری نکردید) و هرگز نتوانید کرد، پس پروا کنید از آتش که فروزندهٔ آدمیان و سنگ خارا می­باشد و برای کافران آماده گردیده است» ] سوره بقره، آیه ۲۳ و ۲۴. [ در این آیه که اخبار از آینده به صورت مطلق می­دهد خود از اعجاز غیبی قرآن است. از این­رو جای هیچ شک و شبهه­ای نیست که کسی نمی­تواند مدعی شود شاید در آینده کسی یا کسانی در مقام تحدی قرآن پیروز شوند.
یکی از بهترین دلایل بر این امر که تحدی و شکست مخالفان را ثابت می­کند شواهد و مدارک مسلم و متواتر تاریخی است که آنرا در سه محور می­توان خلاصه کرد: ۱- عجز و شکست ادبا و شعراء عرب در برابر آیات الهی. ] ر. ک: یعقوبی، ابن واضع، تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص ۲۶۲ – ۲۶۹، ناشر مکتبهٔ حیدریه، نجف ۱۳۸۴ ق. همچنین ر. ک: جرجی زیدان، مؤلفات جرجی زیدان، ج ۱۱، ص ۶۲۲ – ۶۲۶. انتشارات دارالجیل، بیروت ۱۴۰۲. [۲- رسوایی و افتضاحات هماوردان و تلاشهای بی­فرجام آنان. ] از باب نمونه می­توان به یاوه­گویی­های مسلیمهٔ الکذّاب، سجّاع بنت الحارث، اسودالانسی، ابن مقنع و ... اشاره کرد برای اطلاع بیشتر می­توان به این کتب مراجعه کرد. تاریخ طبری، ج ۲، ص ۵۰۸ و ۵۰۴ و ۴۹۶ و ۴۸۶ انتشارات مکتبه ارومیه قاهره ۱۳۵۸، همچنین سیرهٔ ابن هشام ج ۴، ص ۲۴۷ و ۲۲۳ و مطبعهٔ المصطفی، ص ۱۳۵۵. همچنین محمدهادی معرفت، التمهید، ج ۴، ص ۲۲۷ – ۲۵۶، مؤسسه نشر اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۶. [ ۳- اعترافات مخالفان و فرهیختگان ادب و هنر عرب. ] ر. ک: سیره ابن هشام، ج ۱، ص ۲۸۸ و ۳۱۳ و ج ۲، ص ۲۱ – ۲۵. [
ما فقط نمونه­ای از قسم سوم را ذکر می­کنیم. لبیدبن مغیره مخزومی او که به گل سر سبد عرب، ریحانهٔ العرب و امیر سخن در میان مشرکان معروف بود وقتی سروش روح افزای کلام الهی را شنید با تمام کین­ورزی و دشمنی، لب فرو بست و خانه نشین شد و هنگامی که مورد سرزنش دیگر مشرکان قرار گرفت در جواب گفت: بخدا قسم این سخنان نه شعر و سحر است و نه هذیان­گوئی دیوانگان. بلکه این گفته­ها از کلام الهی است. ] طبری، ابوجعفر محمدبن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۲، ص ۹۸؛ دارلمعرفهٔ بیروت. [
پس جای هیچ­گونه تردیدی نیست که نه در گذشته که مخالفان بیشترین انگیزه را داشتند و نه در آینده کسی را توان هماوردی و مقابله با قرآن را نیست زیرا که آنان با تمام توان و انگیزه­هایی که داشتند و معروف به فخر فروشی بودند و از آن طرف نسبت به آداب و رسوم جاهلی خویش بسیار متعصب بودند و به سبب اسلام و قرآن آیین و اعتبار و شهرت و منافع خویش را در خطر می­دیدند در این مبارزه شکست خورند. ] ر. ک: مصباح یزدی، محمدتقی، قرآن شناسی، ص ۱۲۳ – ۲۲۶. انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ دوم، ۱۳۸۰. [تا چه برسد به آینده­گان که هم توان و قدرت کافی را ندارند و هم انگیزهٔ سابق را ندارند.
۴. اعجاز عام قرآن
یکی دیگر از شواهد و مدارکی که مدعای جاودانگی اعجاز قرآن را ثابت می­کند، قول به اعجاز عام و عمومی قرآن است توضیح اینکه علماء و مفسرین قرآنی در رابطه با ابعاد و به اصطلاح وجوه اعجاز قرآن، اقوال متفاوتی مطرح کرده­اند؛ ] برای اطلاع از اقوال مختلف علماء رجوع شود به کتاب سعید رضایی، اعجاز نور، ص ۱۰۹ – ۲۹۶ مرکز فرهنگی انصار المهدی، ۱۳۷۸. [اما برخی از مفسرین همچون علامه طباطبایی(ره)، ] ر. ک: المیزان، ج ۱، ص ۵۹ – ۶۱. [و آیت الله خوئی ] ر. ک: البیان فی تفسیر القرآن، ص ۴۳ – ۹۱، انتشارات امید، چاپ هشتم، ۱۴۱۶. [و ... بر این باورند که معجزه بودن این کتاب الهی و تحدی آن در تمامی سوره­ها و در تمامی وجوه و ابعاد آن است؛ هم از لحاظ بیانی در فصاحت و بلاغت و اسلوب جدید و هم در تشریع و وضع احکام، هم در اخبار غیبی و اشارات علمی و عدم تناقض و اختلاف در آیات و هم در بیان معارف بلند عقلی و دیگر جهات همه و همه از وجوه اعجاز قرآن هستند.
علامهٔ طباطبائی در تبیین نظریهٔ خویش می­فرماید: اگر تحدی قرآن در خصوص فصاحت و بلاغت و عظمت اسلوب آن بود، دیگر نباید از عرب تجاوز می­کرد و تنها باید عرب را تحدی می­کرد که اهل زبان قرآنند و حال آنکه می­بینیم سخنی از عرب به میان نیامده و در عوض از همهٔ جن و انس دعوت به عمل آمده، پس اینکه بطور مطلق تحدی کرد و نفرمود کتابی فصیح مانند آن بیاورید و یا کتابی مشتمل بر چنین معارفی بیاورید، می­فهامند که قرآن از هر جهتی که ممکن است مورد برتری قرار گیرد برتر است نه یک جهت و دو جهت. بنابراین قرآن کریم هم معجزه­ای است در بلاغت برای بلیغ­ترین بلغا و هم آیتی است فصیح برای فصیح­ترین فصهاء و هم خارق العاده­ای است برای حکماء در حکمت و هم سرشارترین گنچینهٔ علمی معجزه آسا برای علماء و هم اجتماعی­ترین قانون برای قانون­گذاران و خلاصه معجزه است برای همهٔ عالمیان تا روز قیامت. ] ر. ک: المیزان، ج ۱،ص ۵۹ و ۶۰. [
نتیجه آنکه قرآن که مدعی است، کتاب و معجزهٔ پیامبر خاتم است و دین اسلام بعنوان آخرین آیین و برنامهٔ سعادت و هدایت بشر، برای تمامی جهانیان آمده، حتماً لازم است اعجازش ابدی و نامحدود و جاودانه باقی بماند تا بتواند پاسخگوی تمامی نیازهای بشر باشد.

محمد رضا بهدار

منبع : حلقه

مطالب مرتبط

قرآن درحریم رضوی


قرآن درحریم رضوی
قرآن کتاب بیداری برای همگان(۱) و بیانی برای همه مردم است(۲) اما هدایت و اندرز آن برای آنانی است که خود را در معرض هدایتش قرار دهند(۳) . قرآن در اندیشه، گفتار و کردار اهل بیت(ع) عینیت یافته و دارای جایگاه خاصی است. امام رضا(ع) نیز یکی از این مفسران واقعی بود که در طول زندگی پر برکت خویش عنایتی ویژه و خاص به این کتاب آسمانی داشت. آنچه از امام رضا(ع) در ابواب مختلف فقه بیان شده، به گونه ای تبیین و تفصیل آیات الاحکام و اوامر و نواهی الهی است. این مقاله، نگاهی گذرا دارد به چگونگی توحید، نبوت، امامت، معاد و. . . از آن حضرت به جای مانده، شرح و بسط معارف اعتقادی قرآن است. چگونگی توجه امام رضا(ع) به تلاوت و تفسیر آیات قرآن.
● منزلت و فضیلت قرآن
قرآن در آیات بسیاری به توصیف خود پرداخته و منزلت رفیع و شأن والای خویش را بیان داشته است. امام رضا(ع) درباره قرآن می فرماید: «قرآن کلام خداست. از آنچه او گفته است، فراتر نروید و هدایت را در غیر او نجویید که گمراه می شوید.» (۴) و در فرمایش دیگری می فرماید: «قرآن ریسمان محکم، دستاویز استوار و آیین برتر خدا در میان بندگان است. به سوی بهشت هدایت می کند و از دوزخ رهایی می بخشد. در اثر گذشت زمان، کهنه نشده و با تکرار بر زبان ها از ارزش و اثر بخشی آن کاسته نمی شود؛ زیرا خداوند آن را برای زمان خاصی قرار نداده است، بلکه حجت و برهان برای همه انسان ها در سراسر زندگی شان است و نه از پیش رو و نه از پس، باطل به آن وارد نخواهد شد. فرود آمده ای از سوی خداوند حکیم و ستوده است.» (۵)
و در حدیث دیگری فرموده اند: «خداوند زمانی پیامبرش را به سوی خود فرا خواند که دین او را کامل و بر او قرآن را نازل کرد؛ کتابی که روشنگر همه چیز است و حلال و حرام و احکام و هر آنچه مردم بدان نیازمندند، در آن به طور کامل بیان شده است.»(۶)
● امام رضا(ع) و تلاوت قرآن
از روایت های تاریخی چنین بر می آید که اولیای الهی، قرآن را نه تنها با رعایت تمام آداب و احکامی که برای تلاوت آن بیان شده است، می خواندند؛ بلکه چنان به معنی و مفهوم آن توجه می کردند که حالت های آنها، با توجه به مضمون و پیام هر یک از آیات تغییر پیدا می کرد؛ چون به بشارت بهشت می رسیدند، بشاش می شدند، اما هنگامی که به آیه های عذاب و گرفتاری آتش جهنم بر می خوردند، دور ماندن از آن را آرزو می کردند. در این باره نقل شده است که وقتی حضرت علی بن موسی الرضا(ع) عازم خراسان بودند، همراهان ایشان می دیدند آن حضرت، شب در بستر و محل استراحت خود زیاد قرآن تلاوت می کردند و هرگاه به آیه ای بر می خوردند که در آن از بهشت یا جهنم سخن به میان آمده بود، می گریستند و بهشت را از خدا درخواست کرده و از آتش جهنم به خدا پناه می بردند. (۷)
آن حضرت در باب قرائت قرآن با صوت و ترتیل می فرمودند: «قرآن را با صوت نیکو زینت دهید؛ زیرا که صدای نیکو بر زیبایی قرآن می افزاید.» (۸)
در تبیین رفتار امام رضا(ع) با قرآن، ابراهیم بن عباس که یکی از یاران و راویان حضرت رضا(ع) است، می گوید: «امام رضا(ع) همه قرآن را در مدت سه شبانه روز تلاوت می کرد و بارها به یاران خود می فرمود: اگر می خواستم قرآن را در کمتر از این زمان ختم می کردم؛ ولی روش من چنین است که هیچ یک از آیه های قرآن را نمی خوانم، مگر این که در آن تأمل و اندیشه می کنم که در چه زمینه ای و در چه زمانی نازل شد، و بدین سبب است که قرآن را در سه شبانه روز به پایان می رسانم.»(۹)
آن حضرت در نماز های واجب و مستحب شبانه روز، سوره های مختلف قرآن را تلاوت می کرد. در روایت آمده است آن حضرت در اول ظهر شش رکعت نماز مستحبی می خواند که پس از سوره حمد، سوره های کافرون و توحید را تلاوت می کرد و در دو رکعتی که پس از نماز جعفر طیار می خواند، به قرائت سوره های ملک و هل اتی می پرداخت. همچنین در نماز وتر سوره های فلق و ناس را تلاوت می کرد. در نمازهای واجب نیز پس از سوره حمد، سوره قدر و در ظهر جمعه سوره منافقین و جمعه و در نماز صبح روز دوشنبه یا پنج شنبه در رکعت دوم پس از حمد سوره غاشیه را تلاوت می فرمود. (۱۰)
● پاسخگویی به زبان قرآن
یکی از روش های زیبای ترویج و تشویق به آموزش و انس با قرآن در سیره اهل بیت(ع) استناد به آیه های قرآنی در پاسخ گویی به پرسش های مردم است. در سیره و زندگانی معصومان(ع) بسیار دیده شده که پاسخ مردم را با زبان قرآن داده اند و با این کار، هم نشان داده اند که به همه پرسش های اعتقادی و معرفتی انسان، در قرآن پاسخ داده شده و هم به مسلمانان سفارش می کردند که انس خود با کتاب الهی را بیشتر کنند تا از برکت های آن برخوردار شوند. نقل شده است یکی از سیاست های مأمون عباسی این بود که از امام رضا(ع) پرسش های بسیاری را با هدف امتحان از آن حضرت می پرسید. امام با آوردن نمونه های قرآنی، پرسش های مأمون را به زبان قرآن پاسخ می دادند.(۱۱)
امام رضا(ع) در طول زندگی پر برکتش با افراد و چهره های منفی و مثبتی روبرو شده و با هر یک به فراخور حالش سخن گفته و در برابر اظهار علاقه یا جسارت و بی ادبی آنها با رعایت آداب الهی و رهنمودهای قرآنی کریمانه برخورد می کرد. در روایت است که بزنطی نامه ای به امام رضا (ع) نوشت و گفت: «من فردی از اهل کوفه هستم و خود و خانواده ام، با اطاعت از شما به خدای متعال تقرب می جویم، بسیار اشتیاق دارم به ملاقات شما بیایم تا برخی از مسائل دین را از محضرتان بپرسم. ضمناً برخی شنیده ها وجود دارد که گروهی آنها را برای ما نقل کرده اند، همان افرادی که گمان کرده اند پدرت هنوز زنده است و نیز گمان کرده اند که برخی از پاسخ های شما به آنها برخلاف گفته پدرانت بوده است.»
امام(ع) در پاسخ نامه اش چنین نوشت: «به نام خدا. نامه ات را به من رساندند، در نامه نوشته بودی که دوست داری به ملاقات من بیایی تا برخی از مسائل برایت روشن گردد. آری باید خودت بیایی تا پاره ای از مسائل را از نزدیک با تو در میان بگذارم. اما این که گفته شده چیزهایی از من برایت نقل کرده اند که برخلاف آن است که از پدرانم رسیده، قسم به جانم که جز خدا، کران و کوران را نخواهد شنواند و هدایت نخواهد کرد. خدای تعالی می فرماید: « انَّکَ لا تَهدی مَن اَحْبَبتَ وَ لکنَّ الله یَهدی مَن یَشاءُ وَ هُوَ اَعْلَمُ بالمُهتَدین؛ چنین نیست که هر کس را بخواهی هدایت توانی کرد لیکن خدا هر که را خواهد هدایت می کند و او به حال آنان که قابل هدایت اند، آگاه تر است.» (۱۲)
آنگاه امام رضا(ع) در نامه خود به برخی اتهامات که مخالفین امام یعنی واقفیان بر ایشان وارد کرده بودند، اشاره فرمود و به علت مخالفت برخی افراد همچون ابن السراج و ابن ابی حمزه و دیگران اشاره کرد. (۱۳)
از جمله آیاتی که امام رضا(ع) به آنها استدلال فرموده، آیه مباهله است. در گفت و گویی که مأمون با آن حضرت درباره بزرگ ترین فضیلت امیرمؤمنان(ع) داشت، امام(ع) به همین آیه استدلال کرد. در روایت آمده است که روزی مأمون عباسی به امام رضا(ع) گفت: مرا به بزرگ ترین فضیلت امیرمؤمنان(ع) که قرآن بر آن دلالت دارد، آگاه کن. امام(ع) فرمود: همانا آیه مباهله است. خداوند می فرماید: «فَمَن حاجَّکَ فیه مِن بَعد مَا جَاءکَ مِنَ العِلمِ فَقُل تَعالَوا نَدْعُ اَبْنَاءَنَا وَ اَبْنَاءَکُم وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَکُمْ وَ اَنْفُسَنَا وَ اَنْفُسَکُم ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ الله عَلَی الکَاذِبینَ»(۱۴) پس رسول خدا(ص) ، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را برای مباهله دعوت کرد که هر دوی آنها فرزندانش بودند و همچنین حضرت زهرا(س) را دعوت کرد که در آن هنگام جزء زنان مورد اشاره آیه بود و نیز امیرمؤمنان(ع) را فرا خواند که به حکم آیه شریفه نفس رسول خدا(ص) به شمار می رفت. پس ثابت شد که هیچ یک از بندگان خدا والاتر از رسول خدا(ص) و افضل از او نبوده اند و همچنین لازم آمد که احدی افضل از نفس رسول خدا(ص) که علی(ع) بود به دلالت آیه شریفه وجود نداشته باشد.
مأمون گفت: این استدلال درباره امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و حضرت زهرا(س) صحیح است، اما درباره علی(ع) درست نیست؛ چون ممکن است رسول خدا(ص) شخص خود را در حقیقت گفته باشد نه فرد دیگری را، پس آیه فضیلتی برای امیرمؤمنان(ع) نخواهد بود.
امام رضا(ع) پاسخ داد: نه این سخن صحیح نیست؛ چرا که شخص دعوت کننده همواره غیر از خود را دعوت می کند نه خود را، همان طور که فرد دستور دهنده همیشه به دیگری امر می کند نه به خود. پس این که حضرت فرمود: . . . اَنْفُسَنَا. . . به این معنی نیست که خودمان را دعوت کنیم و وقتی که رسول خدا(ص) فردی غیر از امیرمؤمنان را در مباهله فرا نخواند، ثابت می شود که علی(ع) همان نفس پیامبر(ص) است که خداوند در قرآن به آن اشاره کرده است. مأمون که از پاسخ امام رضا(ع) شگفت زده شده بود، گفت: وقتی که جواب آمد، سؤال جایگاه خود را از دست می دهد.(۱۵)
در روایت دیگری آمده که ریان نقل می کند: «بر علی بن موسی الرضا(ع) وارد شدم و به او اعتراض کردم که ای فرزند رسول خدا! مردم می گویند تو وارد این امر(ولایتعهدی) شدی، با این که نسبت به دنیا زهد پیشه بودی. امام (ع) فرمود: خدا می داند که از پذیرش این امر کراهت داشتم، اما هنگامی که خود را بین کشته شدن یا قبول ولایتعهدی مخیر دیدم، این امر را اختیار کردم.
وای بر آنها آیا نمی دانند که وقتی ضرورت ایجاب کرد که یوسف خزائن عزیز مصر را سرپرستی کند، به او گفت: اِجْعَلْنی عَلی خَزائِن الارض انّی حَفیظٍٍ عَلیم؛ مرا سرپرست خزائن سرزمین مصر قرار ده که نگه دارنده و آگاهم. من نیز به حکم ضرورت این امر را از روی اکراه و اجبار قبول کردم، گذشته از این من نیز در این امر داخل نشدم مگر همانند داخل شدن کسی که می خواهد از آن خارج شود. پس به خدا شکایت می کنم که اوست یار من.» (۱۶)
همچنین در روایت دیگری آمده است که مردی به امام رضا(ع) گفت: اصلحک الله! چرا به سوی این امر رفتی گویا بر حضرت ایراد گرفته بود. امام رضا(ع) به او فرمود: «ای مرد! بگو بدانم کدام افضل است: پیامبر یا وصی پیامبر مرد گفت: پیامبر افضل است. امام فرمود: کدام بدتر است مشرک یا مسلمان مرد در پاسخ گفت: البته مشرک بدتر است. امام فرمود: بدان که عزیز مصر مشرک بود و حضرت یوسف پیامبر خدا. و اما مأمون مسلمان و من جانشین رسول خدا(ص) ، درعین حال یوسف از عزیز مصر خواست که وی را سرپرست قرار دهد زمانی که به او گفت: مرا سرپرست خزائن مصر قرار ده که من نگه دارنده و آگاهم. و مرا مجبور کردند بر پذیرش ولایتعهدی.» (۱۷)
● نمونه هایی از تفسیر امام رضا(ع) از آیات قرآن
اگر از اهل بیت(ع) در فهمیدن قرآن کمک گرفته شود، خواهیم دید که قرآن به تمام نیازهای فکری و اعتقادی انسان و آنچه به هدایت او مربوط می شود، پاسخ های لازم را ارائه کرده است. قرآن خود از این ویژگی با عنوان «تِبْیَانَا لِکُلِّّ شَیء» (۱۸) تعبیر می کند. قرآن کتاب کامل هدایت انسان در هر زمان و هر مکان است. معارف قرآن به قوم خاص یا زمان خاص اختصاص ندارد. بر این اساس، مجموعه معارف و احکام و قوانین این کتاب الهی، به آن دسته از کارها، اصول و نیازهای بشر توجه دارد که در میان بشر همواره جاری است.
خداوند در قرآن کریم مردم را از خوردن مشروبات الکلی نهی کرده است(۱۹) و نوشیدن آنها را از گناهان کبیره بر می شمارد. (۲۰) در بعضی از سخنان اهل بیت(ع) نیز شراب کلید تمام بدی ها و زشتی ها معرفی شده است. (۲۱) امام رضا(ع) فلسفه تحریم شراب را چنین بیان می فرماید: «خداوند نوشیدن شراب را ممنوع کرد ؛ زیرا مایه فساد و تباهی جوامع انسانی و موجب از بین رفتن عقل آدمی است. شرابخواری، زمینه های انکار خداوند و بسیاری از کارهای زشت و ناپسند را فراهم کرده، انسان را در مقابل گناهان بی باک می کند.» (۲۲)
و در ادامه می فرماید: «کسی که از شیعیان و پیروان مکتب ماست، باید از نوشیدن آن بپرهیزد؛ زیرا شراب از نوشابه های دشمنان ماست و پیامبر اسلام(ص) فرمود: لباس دشمن مرا نپوشید و خوراک آنها را نخورید و راه دشمنان مرا نپیمایید؛ زیرا در این صورت جزء دشمنان من شمرده می شوید.» (۲۳)
ابو اسحاق مدائنی می گوید: نزد امام رضا(ع) بودم که فردی آمد و گفت: قربانت شوم! خداوند متعال می فرماید: سزای کسانی که با خدا و پیامبر او می جنگند و در زمین به فساد می کوشند، جز این نیست که کشته شوند یا بر دار آویخته شوند یا دست و پایشان در خلاف جهت یکدیگر بریده شود یا از آن سرزمین تبعید گردند. (۲۴) معنی این سخن چیست امام(ع) فرمود: خدا چنین فرموده است. آن مرد گفت: قربانت گردم ! اگر چه کاری را انجام داد، سزاوار یکی از این چهار کیفر است امام(ع) فرمود: اگر با خدا و رسولش از سر نبرد درآمد و کسی را کشت، او را می کشند و اگر کسی را کشت و اموال او را ربود، او را می کشند و بر دار می آویزند. اگر اموال کسی را ربود ولی او را نکشت، دست و پایش را می برند. اگر با رسول خدا(ص) جنگید و فساد پیشه کرد ولی کسی را نکشت و مال کسی را نستاند، او را تبعید می کنند.
مرد پرسید: تبعیدش چگونه است امام(ع) فرمود: او را از شهری که کارهای ناشایست در آن انجام داده است به شهری دیگر می فرستند و به مردم آن دیار می نویسند که او تبعیدی است، با او همخور و همنشین و همسر نشوید. اگر از آن شهر به جایی دیگر رفت، برای آنان نیز چنین می نویسند تا یک سال که او شرمگنانه توبه کند. آن مرد پرسید: اگر خواست از سرزمین اسلام بیرون رود و در دیار مشرکین زندگی کند، چه باید کرد امام(ع) فرمود: اگر خواست به سرزمین شرک برود، گردنش را می زنند.(۲۵)
در روایت دیگری آمده است که حسن بن علی فضال می گوید: از معنای حواریون که خدا در قرآن درباره آنان می فرماید: «و یاد کن هنگامی که به حواریون وحی کردیم که به من و رسول من ایمان آرید، گفتند (ما با مقام علم الیقین) ایمان آوردیم خدایا گواه باش که ما تسلیم امر توایم» (۲۶) از امام رضا(ع) پرسیدم که چرا حواریون را بدین نام خوانده اند امام(ع) فرمود: مردم بر این باورند که این نامگذاری از آن جهت بوده که آنان رختشوی بودند و جامه ها را از آلودگی می پیراستند و این اسم از واژه نان سفید(خبز حوار) گرفته شده است، اما ما معتقدیم که آنان را از این رو حواری گفته اند که دلی پاک داشتند و با پند و اندرز گناه را از دیگران می زدودند.
پرسیدم: چرا آنان را «نصارا» خوانده اند امام(ع) فرمود: چون از روستایی در سرزمین شام به نام ناصره بودند که مریم(س) و عیسی(ع) پس از بازگشت از مصر در آن اقامت گزیدند. (۲۷)
حمدان بن سلیمان نیشابوری نیز از امام رضا(ع) پیرامون این آیه پرسید که می فرماید: «پس کسی را که خدا بخواهد او را هدایت نماید، دلش را به پذیرش اسلام می کشاند و هر که را بخواهد گمراه کند، دلش را سخت تنگ می گرداند چنان که گویی به زحمت در آسمان بالا می رود» (۲۸) . امام (ع) فرمود: هر کس را که خدا بخواهد با ایمان آوردن به بهشت و سرای کرامت آخرت رهنمون شود، او را سینه ای فراخ می دهد تا به فرمان خدا تسلیم باشد و بدو اعتماد ورزد و به وعده پاداش الهی اطمینان کند و هر کسی را که بخواهد به دلیل کفر ورزیدن و نافرمانی در دنیا، او را از بهشت خود دور سازد، سینه اش را تنگ می کند به گونه ای که حتی در کفر خود تردید دارد و از باورهای خویش نگران و سرگردان است، چندان که گویا به آسمان فرا می شود و این گونه است که خداوند ناپاکی را در کسانی قرار می دهد که ایمان نمی آورند. (۲۹)
در روایت دیگری نیز آمده است که عبدالعزیز بن مسلم می گوید: پیرامون این آیه از امام رضا(ع) پرسیدم که قرآن می فرماید: «و خدا را فراموش کردند پس خدا هم فراموششان کرد» (۳۰) امام(ع) فرمود: خداوند متعال فراموشی و اشتباه ندارد و این آفریدگان هستند که فراموش می کنند و اشتباه می نمایند. آیا این آیه را نشنیده ای که می فرماید: و پروردگارت هرگز فراموشکار نبوده است. (۳۱)
بلکه خداوند در کیفر کسانی که او و روز رستاخیز را از یاد برده باشند، آنان را از یاد خودشان می برد، همان گونه که در جای دیگری می فرماید: به سان کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند پس خدا آنان را از یاد خودشان برد و آنان گنهکارند. (۳۲) و در جای دیگری نیزچنین می فرماید: پس امروز ما آنان را از یاد می بریم همان گونه که آنان این روز را فراموش کردند. (۳۳) یعنی ما آنان را به خود وا می گذاریم همان سان که آنان آمادگی برای رویارویی با این روز را وانهادند. (۳۴)

سوپ نخودسبز
نخود، پیاز، نعناع، پوست و آب لیموترش، آب مرغ، نمک و فلفل را در قابلمه مناسبی بریزید تا به جوش بیاید
وبگردی
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود!
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود! - رویدادی که در بطن آن، هواپیمای ATR شرکت آسمان قرار داشت که با کد EP-ATS رجیستر شده و مسئولان شرکت هواپیمایی آسمان بر آن نام «خرمشهر» را گذارده بودند. نامی که هدف از انتخاب آن هرچه بوده، حتما یادآوری سقوط خرمشهر در ابتدای جنگ تحمیلی نبوده است. رویدادی که ساعاتی پیش بار دیگر رخ داد؛ این بار با سقوط هواپیمایی که خرمشهر نام داشت.
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟ - اقتصاد سیاسی - محمودسریع القلم با بیان اینکه تقابل ما با جهان هزینه دارد،گفت:»هیچ انسانی پیدا نمی شود که بگوید با ظلم موافقم هستم،اما حکمرانی در کشور باید سود و زیان کند که با چه هزینه ای می خواهد این موضوع را پیش ببرد.»
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!!
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!! - امیرقادری منتقد سینما: حاتمی کیا یک فیلم بد و کاریکاتوری ساخته است
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر - آیین اختتامیه سی و ششمین جشنواره فیلم فجر در مرکز همایش‌های برج میلاد با حضور اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور و سید عباس صالحی وزیر ارشاد برپا شد.